سخن از تقابل میان عاطفه ازلی بی زوال شورآفرین عشق است و بارقه نخستین خلقت یعنی عقل. دو مقوله ای که همواره تعارض آن دو از مهم ترین مسایل مورد بحث در طول تاریخ عرفانی ادب فارسی بوده است. موضوعی که پژوهش ها و نقدهای بسیاری در پی داشته است. یافتن پیشینه تاریخی این تقابل از میان آثار بزرگان عرفان و تصوف ، خود در خور مقاله مفصلی است که در این مجمل نمی گنجد...
احمدشاملو(ا.بامداد)1304-1379،شاعر،مترجم،محقق ومدیرمجلات ادبی اغلب به عنوان شخصیتی ماده گرا (ماتریالیست)باتفکرات دهری مطرح شده که نه تنها میانه ای با معنویت وعرفان سنتی،مجردات وحقایق معنوی ندارد، بلکه آنها را به هزل می گیرد.درحالی که این گمانی غلط وبه دور از واقعیت است وغالب موضوعات ومضامین آثارش در قالب مصطلحات مابعدالطبیعی ومفاهیم مرتبط با عالم معناست وبه شدت به مفاهیم مجرد تعلق خاطردارد.دراین مقاله به عرفان و معنویت درآثارشاملو پرداخته شده ونشان داده می شود که او خدا، روح، نفس،جان،معاد ودوزخ را اموری یقینی می داند.نگارنده ادعا دارد که بار معنایی واصطلاحی واژگان دینی ومعنوی اوبه مراتب ژرفتر،صادقانه تر وافزونتر از شاعران هم دوره اونظیر اخوان،رحمانی،نادرپور،توللی،سپهری ودیگران است.
فروغ فرخ زاد، شاعری عاطفی و نخستین زنی است که از عواطف زنانة خود در شعر فارسی سخن گفته است. عاطفه با ابعاد و عناصر مختلف شعر فروغ درآمیخته و آن را از ظرفیتی تازه و بی سابقه برخوردار ساخته است. او در شعر، از حساسیت و قابلیت های زنانة خود، کمال بهره را برده و از این طریق، به نگرش شاعرانه و زبانی ویژه دست یافته است. فرخ زاد، مایه و سرمایه های شعر خود را از واقعیات و تجربه های زنانه در زندگی می گیرد. او توانسته است احوال، عواطف و سرنوشت خود را به عنوان یک زن، با سرگذشت همة زنان سرزمین خویش به یگانگی برساند. فروغ در مدت زمانی کوتاه و بعد از سه اثرِ نخستین خود ـ اسیر، عصیان و دیوار ـ توانست نگرش و عواطف خویش را عمق و توسعه بخشد و به جایگاه شاعری بزرگ، با آرمان های انسانی دست یابد. فروغ در مقام یک منتقد اجتماعی نیز ـ که شعری معترض و در عین حال عاطفی سروده است ـ قرار دارد. انسان در شعر او، ناخواسته، شخصیت و موجودیتی زنانه می یابد و با احساسات، آرزوها و رفتارهایی زنانه ظاهر می شود. شعر فروغ، دنیایی ملموس و عاطفی است که جسارت، صراحت و صمیمتی خاص را در خود جای داده است.
در این مقال، تجلی عاطفه و مظاهر زنانگی در شعر فرخ زاد، با ذکر اشعاری از او، بررسی شده است.
گفتار «پراکندگی در مقوله قید»، پس از مقدمه ای کوتاه، در سه مبحث به ترتیب زیر تهیه و تنظیم شده است:
مبحث اول: تعریف های مختلف قید از دیدگاه دستورنویسان کهن و نو و ارزیابی نقاط قوت و ضعف هر یک.
مبحث دوم: اختلاف دیدگاه کارشناسان فن دستور زبان دربارة قید، که تنه اصلی مقاله را دربرمی گیرد. در این بخش، اختلاف دیدگاه صاحب نظران زبان پیرامون مفاهیم قیدی طبق شواهد و قراین کافی، به طور جامع و دقیق بحث و بررسی شده است.
مبحث سوم: بخش شاخص هاست و آن معرفی پیشگامان قید از حیث دستور تاریخی، معیار، ساختاری، علمی، گشتاری و سایر موارد است که شناخت نظریه این عزیزان خالی از لطف نیست.
مقاله با یک نتیجه گیری کلی از مباحث یادشده به پایان می رسد.
کمال الدین اسماعیل از شاعران قصیده سرای معروف اواخر قرن ششم و نیمه اول قرن هفتم هجری است . وی در قصاید شیوایی که در موعظه و حکمت سروده ، افکار و اندیشه های بلند عرفانی خود را بیان کرده است . کمال در عرفان پیرو شهاب الدین عمر سهروردی است و مسلک عرفانی او یک مسلک زاهدانه و عابدانه است که در آن به زهد ، فقر ، قناعت ، مرگ ارادی و اختیاری (یا کشتن نفس) ، اجرای دقیق احکام شریعت و عبادت بسیار اهمیت داده می شود . ...
سیمای تابناک مولانا و شعر عارفانه وی در هندوستان همیشه برای منتقدین ادب و اهل سلوک جاذبه خاصی داشته و دارد. در اینجا شرح های بسیاری بر مثنوی نوشته شده و به زبانهای مختلف مانند اردو، هندی، انگلیسی، و غیره ترجمه شده است. شاعران هند در مثنوی نگاری ازو بهره برده اند. اکنون نیز فضلا و دانشوران آثار گرانبهایی در باره وی می نگارند.
علامه شبلی در شعر العجم درباره احوال و آثار مولانا بحث کرده است و کتابی به نام « سوانح مولانا روم» نگاشته است. در این مقاله کوتاه نظرات شبلی در باره ویژگی های شعری مولانا بررسی شده است.