در ادبیات فارسی کمتر متنی را می توان یافت که همچون مثنوی نسبت به موضوع ارتباط و مسائل آن این همه حساس باشد . در واقع بخشهایی از مثنوی نقش فرا ارتباطی دارد . عوامل تشکیل دهنده هر کنش ارتباطی زبانی عبارتند از : فرستنده ، پیام ، گیرنده ، زمینه ، تماس ، و رمز . هر کدام ازاین عناصر شش گانه کارکرد متفاوتی دارد که به ترتیب از این قرارند : عاطفی ، ادبی ، انگیزشی ، ارجاعی ، همدلانه و فرازبانی . در هر کنش ارتباط زبانی یکی از این کارکردها بر بقیه برتری و چیرگی دارد . در مثنوی مولوی ، که متنی از نوع ادبیات تعلیمی است ، بیش از همه کارکرد ارجاعی و انگیزشی برجستگی دارد .
استفاده از محسوسات برای بیان امور ذهنی و انتزاعی در ادبیات، سابقهای دیرینه دارد و ادب عرفانی بیش از دیگر آثار ادبی از این امکان بیانی سود جسته است. بنیاد بسیاری از داستانهای رمزی در ابتدا بر رمز و تمثیل نبوده است، اما سخن سرایان از آن داستانها، همچون ابزاری برای مقاصد عالی خود بهره جستهاند. یکی از گونههای یاد شده، داستان عاشقانه «مهر و ماه» است. محمد حسین شیرازی - یکی از شاعران دوره قاجار - به شیوهای ویژه این داستان را با نگاهی عرفانی گزارش کرده است: او داستان یاد شده را به شکل طبیعی به نظم کشیده، اما در مواضعی از داستان، مفاهیم و معانی مربوط به عشق عرفانی و سلوک روحانی را متناسب با فضای داستان به نثر نوشته است، تا بتوان مفهوم ثانویه داستان را نیز دریافت.
در دوره رمانتیسیم در شیوه های بازنمایی و روایت، دگرگونیهاای شگرفی پیش آمد. باختین این دگرگونی در وادی هنر و ادبیات را روی آوردن به کارناوال و یکی از دلایل روآمدن مردم باوری در هنر میداند. این گفتار، با نگاهی به گوته و بایرن و بررسی جلوه های دو - دیدی و چند آوایی شعر حافظه دراندیشه این نویسندگان، یکی از سرچشمه های کارناوال را تلاش این نویسندگان برای شناخت فرهنگ و ادب کشورهای گوناگون معرفی می کند.....