فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۵٬۷۲۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
ایماژ (تصویر ذهنی) و تمثیل از اصطلاحات مهم در بلاغت هستند. نادر نادرپور، شاعر تصویرگرا برای تصویرسازی شگردهای گوناگون دارد. کاربرد تمثیل در ایماژهای شعر او از جایگاه ویژه ای برخوردار است؛ امّا تاکنون پژوهش فراگیر و اثر مستقلی در این زمینه پدید نیامده است و اهمیت دارد؛ سروده های او از این دیدگاه بررسی شود. هدف از این پژوهش، نقد و تحلیل ساختاری تمثیل در ایماژهای شعر نادرپور است که با روش کتابخانه ای و فیش برداری با شیوه توصیفی _ تحلیلی به ارزیابی تمثیل ها در آفرینش تصویرها می-پردازد. نویسنده برای آگاهی و شناخت بهتر پیرامون موضوع اصلی این پژوهش از کتاب ها و مقالات دست اول نیز بهره برده است. تمثیل های کوتاه که در سروده های نادرپور مورد توجّه قرار گرفته است؛ تشبیه تمثیلی و تمثیل هایی است که با سمبل، اسطوره، چشمزد (تلمیح)، کهن الگو (آرکی تایپ) و باورهای مردمی شکل می گیرند. نتیجه این پژوهش نشان می دهد؛ این شاعر هنرمندانه و با نوآوری از شکل های تمثیل کوتاه و گسترده در تصویرسازی بهره می گیرد. جلوه های تمثیل کوتاه در تصویرسازی از تمثیل گسترده بیشتر است. تمثیل ها دستاویزی برای نمایش تصویرهای خیالی نادرپور هستند که به شکل هیأتی زیبا در شعر نمایان می-شوند و سخن شاعر را می آرایند. این دستاورد در مجموعه های پایانی بسیار چشمگیر است.
جُستاری در مقایسه و تحلیل روایات حماسی و تاریخی دوره قاجار(با تأکید بر شهنشاهنامه عنوان نگار و ناسخ التّواریخ سپهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب حماسی سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
83 - 104
حوزههای تخصصی:
احتمالی این شباهت ها و تفاوت ها، مورد مداقّه و بررسی قرار گیرد. نتایج حاصل از این بررسی نشان می دهد علّت در طول تاریخ، کشور ما همواره شاهد منازعات سیاسی و صحنه درگیری های نظامی فراوانی بوده است. این وقایع، علاوه بر تَبَعات و پیامد های خاصِّ اجتماعی، نظامی و سیاسی، زمینه خلق آثار حماسی زیادی را در ادبیّات غنی ما فراهم نموده است. دوره قاجار نیز از پُر بَسامدترین دوره های سیاسی، نظامی و اجتماعی بود که جِلوه های آن در تاریخ ادبیّات حماسی و روایی م ا به خوبی قابل مشاهده است. از جمله این آثار، کتاب شَهنشاه نامه، اثر منشی و ادیب بانفوذ دوران قاجار، میرزا تقی خان عنوان نگار می باشد. روایت حوادث این عصر از منظر ادیبی که خود و اجدادش از نزدیک شاهد آن بوده اند، دیدگاه تازه ای را به ما می بخشد که شایسته است مورد بررسی و تحقیق قرار گیرد. نگارندگان در جُستار پیشِ رو، کوشیده اند ضمن بررسی وقایع تاریخیِ منظوم در اثر یادشده، روایت این وقایع را با کتاب ناسخ التواریخ اثر لسان الملک سپهر، مورّخ نامیِ عصر قاجار مقایسه نمایند، تا شباهت ها و تفاوت های این دو اثر از لحاظ روایت های تاریخی آشکار گردد؛ هم چنین چراییِ شباهت ها و تفاوت های روایات، در دو اثر عمدتاً به این موارد مربوط است: استفاده از منابع مشترک یا متفاوت، خطای انسانی، قهرمان پروری در حماسه ها، شرایط زمانی و مکانی متفاوت در دو روایت، اهداف متفاوت راویان. روش تحقیق این جُستار تحلیل و توصیف محتوای کیفی است و گردآوری اطّلاعات از طریق فیش برداری صورت گرفته است.
بررسی تمثیل های اقناعی در مثنوی طاقدیس ملااحمد نراقی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
شاعرانی وجود دارند که علاوه بر بکارگیری تمثیل و انواع شناخته شده ی آن، از گونه ی دیگر تمثیل با عنوان تمثیل اقناعی استفاده می کنند تا مخاطب را نسبت به حرفی که می زنند اقناع و راضی کنند. آشنایی بیشتر با تمثیل اقناعی به عنوان روشی جهت پرورش معانی، این ضرورت را ایجاد کرد که پژوهش حاضر با هدف بررسی تمثیل های اقناعی در مثنوی طاقدیس ملا احمد نراقی به نگارش در آید. در این نوع تمثیل که بسیار کوتاه و در حد چند بیت می باشد اغلب شاعر در پی خرسند نمودن مخاطبانش، مثالی روشن و آشکار و گاهی در میانه ی حکایت و داستان های خود بیان می کند. این نوع تمثیل بیشتر به عنوان زیر مجموعه ی استدلال و از راه های پرورش معانی محسوب می شود. از آنجایی که تاکنون پژوهشی در این خصوص به نگارش درنیامده و کاری کاملاً نو است نگارنده در پی آن شد تا پژوهش حاضر را با روش توصیفی- تحلیلی و همچون دیگر کارهای پژوهشی رشته علوم انسانی به صورت کتابخانه ای انجام دهد و از ابزارهایی همچون فیش و نمونه برداری از کتب و مقالات معتبر استفاده کند.. در این پژوهش، شواهد و مصادیقی از تمثیل های اقناعی در مثنوی طاقدیس استخراج و تحلیل و بررسی شدند. یافته های پژوهش نشان داده که نراقی با هدف راضی کردن مخاطبان، تمثیل های اقناعی خود را که از عناصر سازنده ایی همچون پدیده های طبیعت، کارهای روزمره، حیوانات و ... که همگی محسوس و ملموس هستند بکار برده است.
چهره دوگانه «مطرب» در ادب فارسی (با تاکید بر ادب عرفانی تا سده هشتم)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۳
27 - 48
حوزههای تخصصی:
در بخش بزرگی از ادب فارسی مخصوصاً شعر، تیپ «مطرب» حضور برجسته دارد. حافظه شعری ایرانی مأنوس با ادب کلاسیک (سعدی و حافظ و مولوی)، سیمایی بشکوه و اثیری از او می یابد، اما به محض ورود به سطح زبان جامعه، متوجه بار معنایی تحقیرآمیز آن می شود. این تحقیق در پی آن است تا با بررسی متون مشهور ادبی تا سده هشتم، به این سؤال های اصلی پاسخ دهد: «مواجهه دوگانه با «مطرب» در ادب و فرهنگ قدیم ایران چگونه نمود می یابد؟»، «آبشخورهای این رویارویی متناقض کدام است؟» این تحقیق به روش توصیفی-تحلیلی و با اسناد کتابخانه ای انجام شده و دایره زمانی آن از آغاز ادب فارسی دری تا سده هشتم است. فراوانی منابع ادبی، نویسنده را وادار کرده تا به امهات متون بپردازد. نتایج تحقیق نشان می دهد که در بخشی از ژانر ادب عرفانی و ادب درباری، مطرب چندان چهره ارجمندی ندارد، اما در سایر ژانرها، چهره او تابناک و ارزشمند است. آنچه باعث ایجاد سیمایی منفی از مطرب در ادب صوفیانه شده، علاوه بر تأثیر نصوص دینی در شکل گیری این نگاه، توأمانی مطربی با حواشی فساد آلود بزم های طرب و درآمیختگی مفهوم مطرب و لولی است.
واکاوی و تحلیل باورهای اساطیری موجود در داستان ها و افسانه های سیستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۶
115 - 144
حوزههای تخصصی:
باورهای اساطیری، مجموعه دیدگاه هایی هستند که عمری به درازای تاریخ بشر دارند و سرچشمه بسیاری از آداب و سنّت هایی که انسان امروزی، تعاملات و روابط خود را با سایرین، براساس آن تنظیم نموده است. این باورهای اساطیری از لحاظ مردم شناختی بسیار اهمیّت دارند ودر بسیاری از عرصه های جامعه شناختی، هنری و ادبی متجلّی شده اند؛ لذا می توان به راحتی، نشانه های آن ها را در میان پدیده های مختلف انسانی یافت. اصلی ترین تجلّی گاه های باورهای اساطیری، افسانه ها و داستان های بومی و محلی است؛ عناصری که با توجه به ارتباط تنگاتنگی که با اسطوره ها دارند، نیازمند توجهی جدّی می باشند؛ مسئله ای که در این پژوهش نیز مورد توجه قرار گرفته و براساس آن نگارنده کوشیده است تا با روش توصیفی تحلیلی، به واکاوی و تحلیل باورهای اساطیری در داستان ها و افسانه های سیستانی بپردازد. نتایج این تحقیق نشان می دهد که باورهایی همچون اعتقاد به ثنویّت و ستیز ناسازها، تقدّس و قداست خواب و رؤیا، فرّه ایزدی، باور به آرمان شهر و تقدّس استخوان مردگان، از جمله مهم ترین معتقدات اساطیری موجود در داستان ها و افسانه های سیستانی است که خود حاصل پیوند ناگسستنی مردمان سیستان با فرهنگ کهن ایران باستان و همچنین فرهنگ سکایی است.
بررسی و تحلیل آیین های راستی آزمایی در کتاب آثار البلاد و اخبار العباد از قزوینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۲ بهمن و اسفند ۱۴۰۳ شماره ۶۰
77 - 110
حوزههای تخصصی:
متون جغرافیایی کهن حاوی اطلاعات ارزشمندی در حوزه مطالعات فرهنگ عامه هستند، زیرا اغلب علاوه بر موقعیت اقلیمی، نحوه زیست مردم نیز مورد توجه بوده است. آثار البلاد و اخبار العباد از زکریا بن محمّد قزوینی، متن جغرافیایی از قرن هفتم هجری است که مؤلف با تکیه بر مآخذ بسیار، کوشیده تا تصویری از اقالیم سبعه و فرهنگ و باورهای مردمان آن ارائه دهد. از میان فرهنگ عامه منقول، آیین های راستی آزمایی قابل توجّه اند و مؤلف که خود قاضی است، به ذکر نمونه هایی از آن ها پرداخته است که اغلب در شمار داوری های ایزدی هستند؛ مانند باور به خاصیت تطهیر آب و آتش (وَر گرم و سرد)، راستی آزمایی مرتبط با طهارت مولد (گذر از دهانه غار/شکاف کوه)، مکان ها و اشیای مقدس. هدف پژوهش حاضر بررسی و ذکر پیشینه این موارد در فرهنگ ها و ملل مختلف از یک سو و بیان استمرار این آیین ها در زمان های پسین تر است و نتیجه، طرح آن ها به مثابه بن مایه های جهانی است که دارای وجوه نماد شناسی هستند.
تحلیل برون همسری در سه منظومه فولکلوریک کردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۲ خرداد و تیر ۱۴۰۳ شماره ۵۶
147 - 191
حوزههای تخصصی:
فرهنگ و جهان بینی، پایه های موجودیت و شناخت هر جامعه را شکل می دهند که البته این ها هم در اثر عواملی بیرونی چون کوچ جمعی، دین آوری، خشک سالی، جنگ و غیره دگردیسی می یابند. این دگردیسی ها گاهی در درازنای روزگاران به چنان فرجامی دچار می آیند که به فراموشی زیرساخت ها و علل اولیه شکل گیری آن فرهنگ هم منجر می شود. بستری که محمل بازنمود آن زیرساخت ها را در هر فرهنگی فراهم می آورد، روایت های فولکلوریک است که با تحلیل آن ها می توان سرچشمه هایی را بازیافت که در اسناد تاریخی کم تر نشانی از آن ها مانده است. بنا به شواهد تاریخی، فرهنگ مادربرتری در زاگرس پیش از حضور گسترده اقوام آریایی در نجد ایران، پدیده غالب اجتماعی بوده است. چنین پدیده هایی خرده فرهنگ ها و آداب اجتماعی خاصی را با خود می آورد که در سطوح مختلف اجتماعی و ادبی بازنمود می یابد. «برون همسری» از ویژگی های فرهنگ مادربرتری است که می توان نمود آن را در ادب شفاهی کردستان پی گرفت که این جستار با تحلیل محتوای سه روایت شفاهی و مشهور کردی («مم و زین»، «لاس و خزال» و «خَج و سیامند») آن را به شیوه تحلیلی توصیفی به انجام می رساند و نشان می دهد که عامل کنش و درگیری در آن ها حاصل برخورد دو فرهنگ برون همسری و درون همسری است.
«تمثیل های وحدت وجود» در آثار اسیری لاهیجی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
از مهمترین اندیشه های عرفانی که در میان عرفا از دیرباز رایج بوده و به شکلهای مختلف به بیان آن پرداخته اند، مبحث وحدت وجود است. این اندیشه از آغاز در کلام عرفا وجود داشته است و رگههایی از این نوع تفکر را در متون نظم و نثر عرفانی می توان مشاهده کرد. در آثار ابن عربی این مبحث تبدیل به نظریه ای میشود تحت عنوان «وحدت وجود». این مبحث با اصطلاحاتی مانند «وحدت»، «کثرت»، «وحدت در کثرت»، «کثرت در وحدت»، «وحدت شهود»، در آثار عرفانی بعد از ابن عربی به طور گسترده ای مطرح شده-است. عرفا و شاعران پیرو اندیشه های ابن عربی، بعد از او کوشیده اند این مسأله را در آثار خود شرح دهند و برای توضیح این مبحث به تمثیل روی آورده اند. اسیری لاهیجی یکی از شارحان اندیشه های ابن عربی است. وحدت وجود یکی از مهمترین مضامین آثار اوست. وی برای توضیح اندیشه های وحدت وجودی خود از تمثیلهای مختلفی استفاده کرده است. در این پژوهش برآنیم با روش توصیفی-تحلیلی و ابزار کتابخانه ای به تحلیل تمثیلهای وحدت وجود در آثار اسیری لاهیجی بپردازیم. هدف از پژوهش آن است که به این پرسش پاسخ بدهیم که وحدت وجود در اندیشه اسیری چگونه بیان شده است و برای بیان این اندیشه از چه تمثیلهایی استفاده میکند. یافتههای تحقیق نشان میدهد که اسیری از تمثیل هایی مانند تصویر و آینه، عدد واحد و سایر اعداد، دریا و جلوهای گوناگون آن و چندین تمثیل دیگر برای بیان این اندیشه استفاده کرده است.
هستی شناسی واجد شیرازی با تأکید بر سه مفهوم مرگ اندیشی، تقدیرگرایی و پوچ گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۳
141 - 170
حوزههای تخصصی:
هستی شناسی، اصطلاحی است که برای شناخت وجود از آن استفاده می کنند. این مفهوم که یکی از مباحث مهم فلسفی است، به شعر نیز راه یافته است؛ چراکه شعر همواره بستری مناسب و مستعد برای فهم آسان تر مسائل فلسفی بوده است. شعر والاترین هنری است که می تواند بیانگر نوع نگاه و جهان بینی شاعران نسبت به زندگی و مسائل مطرح شده در آن باشد؛ به همین دلیل برای کشف افق هستی شناسانه هر شاعر باید به شعر او رجوع کرد. در این مطالعه با روش توصیفی- تحلیلی در پی پاسخ به این سؤال اساسی هستیم که مفاهیمی مانند «مرگ اندیشی»، «تقدیرگرایی» و «پوچ گرایی» در آسمان اندیشه و هستی شناسی واجد شیرازی، شاعر قرن چهارده خورشیدی چه بازتابی دارند. براساس یافته های پژوهش حاضر می توان چنین ادعا کرد که واجد، شاعری مرگ اندیش است و مرگ اندیشی را به مخاطبان خود توصیه می کند. او نگاه متناقضی نسبت به مرگ دارد و مرگ را از دو وجهِ خوشایند و ناخوشایند آن مورد توجه قرار داده است. همچنین بر اساس یافته های حاضر، واجد شاعری تقدیرگراست که با وجود اشاره های اندکی که به قدرت اختیار و اراده بشر داشته است، چیرگی و تسلط تفکر جبرگرا در کل اشعارش نمایان است. به دلیل اندیشه های توحیدی و دین گرایانه، واجد نمی تواند به صورت کامل در زمره پوچ گرایان قرار بگیرد؛ اما وجود عواملی چون ناشناختگی راز هستی و شک و تردیدهای فلسفی و دینی، او را به اندیشه های پوچ گرایانه نزدیک کرده است.
جلوه نمادین ظلم و خفقان در اشعار هوشنگ ابتهاج(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات پایداری سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۰
141 - 166
حوزههای تخصصی:
مقوله ظلم ستیزی، یکی از اساسی ترین مولفه های ادبیات پایداری است که در شعر شاعران معاصر گاه با بیانی صریح و مستقیم و گاه با زبان رمز آلود و نمادین بازتاب یافته است. یکی از شاعران مشهور معاصر که همواره در اشعار خود به مفاهیم اجتماعی توجه ویژه داشته است، هوشنگ ابتهاج است. در این پژوهش چنان که قرار بود با استفاده از روش تحلیلی_توصیفی و کتابخانه ای به بررسی موردی اشعار این شاعر معاصر پرداخته و نمادهایی را که او در راستای تبیین مفهوم ظلم و خفقان مورد استفاده قرار داده است، مشخص نمودیم. نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر این موضوع بوده که ابتهاح علاوه بر جریان رمانتیسم اجتماعی، تحت تاثیر جریان سمبولیسم اجتماعی نیز قرار داشت و در اشعار خود، از نمادهای گوناگون برای پرداختن به مضامین اجتماعی و مقوله های پایداری، بهره مند بود. این شاعر معاصر از نمادهای مختلفی استفاده کرده است؛ اما رویکرد او در نمادگرایی درخصوص این مضمون، رویکردی ابداعی و شخصی نیست؛ بلکه او اغلب سعی بر هماهنگی در استفاده از نمادهای عمومی و طبیعی داشت که دیگر شاعران همعصرش نیز از آن ها بهره برده بودند. همچنین پرکاربردترین نماد ظلم در اشعار هوشنگ ابتهاج، نماد شب است که روی هم رفته ۴۲ بار در اشعار او تکرار شده است.
بازتاب تمثیل دنیا و آخرت در مثنوی معنوی مولوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
یکی از جنبه های پرکاربرد تمثیل مربوط به کاربرد آن در شعر است. شاعران برای تجسّم بخشیدن به تصورات ذهنی خود با مخاطب، از روش تمثیل استفاده می کنند. مولانا از جمله شعرایی است که ابیات زیادی از او به عنوان تمثیل در نزد مردم رایج شده است. تمثیل رمزی از شیوه های مولوی است که به جهت ملموس شدن جهان بینی خود با تمثیلات، تعبیرات و تشبیهات به بیان فکر و ایده های خود در مباحث گوناگون می پردازد. زیرا این تجسّم سبب می شود مفاهیم عرفانی، راحت تر درک شود و با کاربردتمثیل به موضوع جنبه عینیت می بخشد. بنابراین ضرورت دارد تصاویر ذهنی مولانا که با روش تمثیل بیان شده، تبیین گردد؛ تا مشخص شود به چه میزان در این راه موفق بوده است. با توجه به شیوه شاعری مولوی، محقق در این پژوهش کوشیده است به شیوه ی گردآوری کتابخانه ای مبتنی بر مطالعه ی کتب و با روش توصیفی- تحلیلی عمل نماید. هدف از انجام پژوهش حاضر، میزان بهره گیری ازصورخیال مربوط به دنیا و آخرت در مثنوی معنوی، بسامد و کثرت صنایع ادبی استفاده شده و مقیاس تأثیرپذیری از آیات، احادیث، اساطیر و چگونگی کاربرد هریک از موارد ذکر شده توسط این شاعر پرآوازه ی زبان فارسی پرداخته و مشخص نماید. نتیجه ی تحقیق نشان می دهد مولوی با زبان تمثیل و با استفاده از انواع مجاز، استعاره، تشبیه،کنایه و...در بیان معارف بلندی که در ذهن دارد به خوبی سود جسته و از میان انواع صور خیالی که درباره ی دنیا و آخرت به کار می گیرد و از تشبیه و کنایه بیش ترین سهم و بهره را برده است.
تحلیل محتوایی جریان شعری نمادگرای نسل سوم شعر بعد از نیما(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۳
123 - 140
حوزههای تخصصی:
نمادگرایی، هنر بیان افکار و عواطف شاعرانه، نه از راه بیان بی پرده و نه به وسیله تشبیه آشکار آن افکار و عواطف به تصویرهای ملموس و عینی، بلکه از طریق اشاره نامحسوس واژگانِ خاص برای ایجاد آن عواطف و افکار در ذهن خواننده است. در این پژوهش، جریان شعری نمادگرایی نسل سوم شعر بعد از نیما از قبیل محمدعلی سپانلو، منصور اوجی، علی باباچاهی و سید علی صالحی بررسی و تحلیل محتوایی شده است. سؤال اصلی در این پژوهش، بررسی چگونگی جریان شعری نمادگرای نسل سوم بعد از نیما در دهه های 80-60 از نظر ساختار و محتواست. روش انجام تحقیق، تحلیلی- توصیفی و با استناد به منابع کتابخانه ای و آثار شعری شاعران مورد بحث بوده و نتایج بیانگر آن است که نمادگرایی شاعران نسل سوم پس از نیما آگاهانه بوده و به منظور تقویت محتوایی شعر صورت پذیرفته و از نظر ساختار محتوایی دارای مفهوم محدودتری نسبت به دوره های قبل بوده است. همچنین تنوع نمادهای تاریخی و اسطوره ای، نمادهای اجتماعی، طبیعی، حیوانی و انسانی بیانگر تسلط شاعران مورد نظر در این زمینه است.
واکاوی تطبیقی نگاشت عناصر سازه ای قلمرو ملموس «شیء گم شده» بر عناصر سازه ای حوزه ناملموس «عشق» در اشعار سعدی یوسف و احمد شاملو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۳
225 - 242
حوزههای تخصصی:
سعدی یوسف و احمد شاملو از بزرگترین شاعران دوران معاصر هستند که با به کارگیری ابزار استعاره مفهومی، مفاهیم مجرّدی همچون عشق را در قالبی قابل لمس و درک به مخاطبان شعر خویش عرضه داشته اند. واکاوی شناختی استعاره مفهومی در اشعار اینان، تنها شیوه ای برای فهم مفاهیم انتزاعی ای مانند عشق در چارچوب مفهومی مادّی به نام «شیء گم شده» نیست؛ بلکه روشی برای نقب زدن به لایه های زیرین مفهوم انتزاعی عشق و فهم عمیق تر آن نیز است. انعکاس تصویر غیرمحسوس عشق در آئینه محسوس «شیء گم شده»، مخاطب را در درک هرچه ساده تر و محسوس تر این مفهوم پیچیده و غیرمحسوس یاری می کند. پژوهش حاضر با شیوه ای استقرایی و به روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد تطبیقی مکتب آمریکایی، به بررسی نحوه سازماندهی خلّاقانه مفهوم عشق به عنوان قلمرو مقصد در قالبِ تجربی «شیء گم شده» به عنوان قلمرو مبدأ می پردازد؛ ضمن اینکه به ترسیم نگاشت این نام نگاشت نیز به صورت کمّی و در قالب نمودار همّت می گمارد. مهم ترین نتایج کاربردی پژوهش حاضر این است که با شناسایی تناظرهای نظام مند بین مفهوم انتزاعی عشق و مفهوم مادّی «شیء گم شده»، علاوه بر اثبات انسجام متنی و نشان دادن پیوند اندام وار سازه ای، در بُعد اجتماعی نیز وجه مفقود بودن این مفهوم زندگی ساز برجسته شده و مخاطرات دنیای بدون عشق، گوشزد می شود؛ امری که مخاطبان را به اهمیّت حضور این مفهوم در دل زندگی آگاه می کند و باعث می شود به صورت فردی و جمعی به جست وجو و بازنشانی مفهوم عشق در دل زندگی بپردازند.
تجربه زیسته مهاجران قوم لَک از روابط و پیوندهای خویشاوندی و قومی (مطالعه موردی: مهاجران کوهدشتی ساکن تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مطالعه پیوندها و روابط خویشاوندی و قومی مهاجران لَک ساکن محله نظام آباد شهر تهران با روش پدیدارشناسی تفسیری انجام شده است. داده ها با روش مصاحبه عمیق با 21 شرکت کننده جمع آوری و با روش هفت مرحله ای کلایزی تحلیل شدند که نُه مقوله فرعی و یک مقوله مرکزی به دست آمد. مقولات فرعی شامل غلبه ازدواج درون گروهی (درون قومی)، اختلاف نسلی، احساس تعلق اجتماعی و مکانی، استمرار مناسبات با زادگاه، استمرار روابط با هم محله ای ها، ساده کردن ارتباطات، محدود شدن تعاملات، پای بندی به رسوم قومیِ محلی و حفظ هم بستگی و مقوله مرکزیِ «کوشش برای حفظ پیوندهای محله ای و زادگاهی» بود. مهاجران به ویژه نسل اول، بر نگهداشت و تداوم تعاملات و ارتباطات خود با لک های ساکن محله نظام آباد و با خویشاوندان ساکن شهرستان کوهدشت تمایل و تأکید داشتند و به شیوه های مختلفی احساس تعلق خود را به زادگاه نشان می دادند. با توجه به تفاوت ملموس در تجربه جامعه پذیریِ نسل اول و نسل های بعدی مهاجران، ممکن است منابع هویت بخشِ سنتی به تدریج مورد بازاندیشی قرار بگیرند و به دنبال آن پیوندها و روابط آنان با هم و با زادگاه دگرگون شود و چه بسا نوع و شیوه عمل نسل های بعدی، بیشتر در راستای همگونی با فرهنگ جامعه میزبان باشد و تعلق و پای بندی آنان به مؤلفه های فرهنگِ زادگاه قومی شکل نمادین به خود بگیرد.
جایگاه فرزند در منظومه فکریِ عبدالرّحمن جامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۲
87 - 110
حوزههای تخصصی:
عبدالرّحمن جامی شاعر و نویسنده سده نهم هجری، شاعر پرتلاشی در حوزه ادبیات تعلیمی و اندرزی است. فرزندان و کودکان در این حوزه، اهمیت بسیاری دارند. در این پژوهش، آثار فارسیِ جامی به روش تحلیلی-توصیفی بررسی شد. جامی نکات مهمی هم در حوزه آموزش و هم در حوزه تربیت فرزندان بیان کرده است: مانند بهره از روش های بازی، نمایش، طنز، گفتگو در آموزش و یادگیری فرزندان، پاسخ گو بودن والدین در برابر مطالبات و قوانین وضع شده خود، اهمیّت عمل خودِ والدین در بیان اندرزها، توجه خاص به ادبیات کودک هر چند به اشاره در سده نهم هجری، مشورت کردن با فرزندان در امور مهم، قدرت انتقاد فرزندان از رفتارها و عقاید نادرست والدین و انتقادپذیریِ والدین، اقرار به وجود شکاف و فاصله فکری در عقاید و دیدگاه های والدین با فرزندان، کنترل فرزندان به موازات مستقل کردن تدریجیِ آنان، ایجاد محیط لذّت بخش برای فرزندان با بهره از طنز و حکایت و تمثیل، دل سوزیِ والدین و صمیمیّت با فرزندان یافته های پژوهش نشان دادکه نظریات جامی درباره تربیت فرزند، با روش های نوین آموزش فرزندان هماهنگی دارد و هم چنین شیوه تربیتیِ جامی بسیار نزدیک به شیوه تربیتیِ والدین مقتدر است؛ شیوه ای که بهترین نوع تربیت است و سازگار با برخی از نظریه های روان شناسان حوزه تربیتی.
بررسی مضامین حکمی و تعلیمی در دیوان زیب مگسی در قیاس مضامین دیگر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۳
59 - 86
حوزههای تخصصی:
میرگل محمدخان زیب مگسی از شعرای توانمند و صاحب اندیشه بلوچستان پاکستان است که غالب اشعار وی به تقلید از شاعران کلاسیک ایرانی سروده شده است و در برگیرنده اندیشه های اخلاقی ،تعلیمی ،غنایی و عرفانی است. آنچه به کلام زیب مگسی انسجام بخشیده، انتخاب معانی مناسب و موفق در موضوعات و موقعیت های متفاوت است. هدف از پژوهش پیش رو آن است تا با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای ذهن و معنا در اشعار میرگل محمد زیب مگسی با استفاده از آمار و نمودار به صورت علمی مورد بررسی قرار بگیرد. براساس بررسی های صورت گرفته شاعر ضمن این که در سرایش اشعار خود به ساختار و صنایع مختلف شعری توجه بسیاری داشته و نوآوری هایی در بحور عروضی و طبع آزمایی هایی در انواع شیوه های شعری از خود نشان داده نه تنها از اندیشه و معنا غافل نبوده بلکه به صورت ظریفی به مفاهیم شعری توجه نشان داده است.در دیوان های وی مضامین تربیتی و اخلاقی بسامد بسیاری دارد و سایر مضامین رایج در شعر وی شامل عناصر عرفانی، عاشقانه، مذهبی، حکمی، پند و اندرز، مدح و ستایش و منقبت به چشم می خورد که حاصل غور و مداقّه وی در دیوان های شعری بزرگان ادب فارسی است. در مقایسه کلی، مضامین اخلاقی حدود 49 درصد اشعار را تشکیل می دهد. پس از مضامین عاشقانه 22 درصد، مضامین حکمی 13 درصد، مضامین عرفانی 9درصد و مضامین دینی 7 درصد مضامین را دارا هستند.
رندی و قلندری در اشعار عبدالباقی مجددی (باقی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۲
161 - 178
حوزههای تخصصی:
قلندریه به عنوان شاخه ای از ملامتیه، سعی در تخریب هنجارهای متداول جامعه و رد مظاهر دینداری داشت تا صورتی از عبادات خالصانه و بدور از ریا و عوام فریبی را به نمایش بگذارد. قلندران با پشت پا زدن به ارزش ها و اصول اخلاقی همچنین سنت های متداول روزگار ،خود را از هر گونه قید و بندی آزاد و رها می ساختند. آن چه در افکار قلندریه نمود بارزی دارد ، زیر پا نهادن تابوهای اجتماعی است که حاصل آن در شعر فارسی، بازتاب یافته است. این پژوهش به بررسی مضامین قلندرانه و رندانه در اشعار عبدالباقی مجددی(باقی) می پردازد. عبدالباقی مجددی یکی از شاعران صوفی افغانستان است که در اشعار وی مضامین قلندری و رندی به وضوح دیده می شود .از جمله مضامین قلندری در غزلیات باقی می توان باده نوشی، می خواری ، می پرستی، تعریض و کنایه به زاهدان ریایی، شیخ و صوفیان مصلحت جو، رد مظاهر شریعت و دینداری، ترجیح دیر و میخانه بر خانقاه، مدرسه و مسجد را نام برد. رند در اشعار باقی با ویژگی هایی چون رندِ الست، رندِ باده نوش، رندِ بدنام، رندِ بی تکلف، رندِ بی دستار، رندِ زاهد ستیز، رندِ صوفی ستیز، رندِ عاشق، رندِ قدح نوش، رندِ شاهد باز، رندِ مست و رندِ می پرست ظاهر می شود.
تحلیل عناصر ساختاری و محتوایی کتاب فارسی پایه چهارم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۴
1 - 18
حوزههای تخصصی:
کتاب های درسی، به ویژه در مقطع ابتدایی، نقش محوری در فرایند یاددهی-یادگیری ایفا کرده و به عنوان ابزارهای بنیادین آموزشی، تأثیر بسزایی در توسعه مهارت های شناختی و پرورش توانمندی های تحلیلی دانش آموزان دارند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل محتوای کتاب فارسی پایه چهارم ابتدایی و ارزیابی میزان انطباق آن با استانداردهای آموزشی و مهارت های مورد انتظار یادگیری انجام شده است. این مطالعه از روش تحلیل محتوای کیفی بهره برده و ابعاد مختلف کتاب از جمله ساختار مفهومی، انسجام محتوایی، تناسب موضوعی، روش های آموزشی و میزان تعامل با یادگیرنده مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. داده های حاصل بر اساس چارچوب های نظری مرتبط و استانداردهای آموزشی تفسیر شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که کتاب فارسی پایه چهارم ابتدایی از لحاظ تنوع محتوایی، پیوستگی مطالب و انسجام ساختاری دارای ویژگی های مثبت و برخی کاستی های محتوایی است. در برخی بخش ها، محتوا با اصول آموزشی همخوانی داشته و به ارتقای تفکر انتقادی و مهارت های زبانی دانش آموزان کمک می کند، اما در برخی دیگر، ضعف در انسجام مطالب، محدودیت در ارائه فعالیت های تعاملی و کمبود رویکردهای خلاقانه مشاهده می شود. نتایج این پژوهش می تواند به تصمیم گیران آموزشی، برنامه ریزان درسی و نویسندگان کتاب های درسی در راستای بازنگری و اصلاح محتوای آموزشی کمک کند. همچنین، یافته های این مطالعه می تواند به عنوان مبنایی برای ارزیابی سایر کتاب های درسی و بهینه سازی فرایندهای تدوین محتوای آموزشی در مقاطع مختلف مورد استفاده قرار گیرد.
نگاهی به ابعاد دین داری در تعلیمات نگارستان معین الدین جوینی بر مبنای نظریه گلاک و استارک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۴
138 - 156
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی دینداری در تعلیمات نگارستان معین الدین جوینی بر مبنای نظریه گلاک و استارک می پردازد. هدف این تحقیق تحلیل ابعاد دینداری در این اثر تعلیمی و ارائه شواهدی معتبر از متن نگارستان است. روش تحقیق، تحلیل متن به صورت توصیفی تحلیلی با روش یادداشت برداری کتابخانه ای است. یافته های تحقیق نشان می دهد که جوینی در نگارستان به ابعاد مختلف دینداری شامل اعتقادی، تجربی، مناسکی، اخلاقی و نهادی را منعکس کرده است. بُعد اعتقادی شامل باورها و اصول دینی است که در نظام آموزشی وی به طور ویژه مورد توجه قرار گرفته است. همچنین، بُعد تجربی به تجارب فردی در زندگی دینی اشاره دارد که جوینی آن را از طریق مثال ها و داستان های مختلف به مخاطبان ارائه مکرده است. علاوه بر این، بُعد مناسکی در نگارستان مربوط به انعکاس آیین ها و مراسم دینی اسلامی است. بُعد اخلاقی که به فضایل انسانی و رفتارهای اخلاقی در جامعه تأکید دارد که در آموزش های جوینی به خوبی منعکس شده است. در بُعد نهادی تأثیر نهادهای اجتماعی و دینی همچون صوفیه در شکل دهی به دینداری نگارستان مشخص شد.
نقد تحلیلی «فضیلت انسانیت» در نظام اندیشگانی مولانا و مارتین سلیگمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۴
52 - 77
حوزههای تخصصی:
مثبت نگری به عنوان یکی از شاخه های علم روان شناسی توسط مارتین سلیگمن، با هدف کمک به انسان ها برای بهینه سازی کیفیت زندگی و رشد فضایل انسانی در شش گروه: خردمندی، شجاعت، انسانیت، عدالت، اعتدال و تعالی، شکل گرفته است. در اندیشه ها و آموزه های مولانا می توان تمامی این فضایل و توانمندی های منش را نمایان ساخت. این جستار که به روش تحلیلی- توصیفی انجام شده، درصدد است تا به تحلیل و تبیین فضیلت «انسانیت» (از فضیلت های شش گانه سلیگمن) در آثار مولانا بپردازد. این فضیلت و زیر مجموعه های آن: عشق، مهربانی، هوش اجتماعی، در آموزه های مولانا قابل تبیین و بررسی است. البته سلیگمن و مولانا در این زمینه اختلافاتی نیز با یکدیگر دارند؛ مانند اختلاف در مبحث عشق، تأثیر از مسائل دینی و... . اما مهم ترین اختلاف، در نوعِ نگاهِ این دو اندیشمند به انسان است؛ چراکه آبشخورهای این دو اندیشمند برای بیان یک آموزه همسان، با یکدیگر متفاوت است؛ یعنی نگاه مولانا، براساس آموزه های عرفانیِ اسلام و تأکید بر ارزش های معنوی و قرآنی «خدامحور» است؛ اما نگاه سلیگمن بر اساس فرهنگ پوزیتیویستیِ غرب و روان شناسیِ وجودگرا «انسان محور» است.