اسکندر مقدونی که بعد از ویرانی و به آتش کشیدن سرزمین پارسیان، در ذهن و زبان ایرانیان، دارای صورت گجسته ای بود، بعد از ورود اسلام به ایران و با تفسیر ذوالقرنین به اسکندر مقدونی در سوره کهف آیات 83 تا 98، چهره ای خجسته به خود می گیرد و ایرانیان کتاب های منظوم و منثور بسیاری راجع به او می نگارند. هر کتاب با توجه به منبع مورد استفاده، به جنبه های گوناگون زندگیش پرداخته است. کتاب اسکندرنامه ، سروده ناصری کرمانی هم گوشه هایی از زندگی اسکندر را مورد توجه قرار داده، که در این مقاله ضمن آشنایی با متن کتاب یادشده، به سبک و شیوه شاعری ناصری پرداخته خواهد شد. او در سرودن این کتاب، به مانند بسیاری از مقلّدان نظامی، بِشدّت تحت تأثیر کلام و تصاویر نظامی گنجوی بوده است و برخلاف کتاب های حماسی، از بحر خفیف برای سرودن این اثر بهره جسته است. نکته هایی جدید هم در مقایسه با اسکندرنامه ه ای دیگر بِچشم می خورد که از جمله می توان به سوزاندن تخت جمشید به وسوسه معشوق اشاره کرد.
بیداری اسلامی به معنای زنده شدن دوباره در پرتو اسلام اصیل و تجدید حیات اسلام است که در سایه آن استقلال، عدالت و ارزش های متعالی جان می گیرد. در جریان بیداری اسلامی، جهان اسلام تلاش می کند با پایداری و مقاومت به بازسازی هویت اسلامی خود بپردازد و ایمان، آرمان و هستی خویش را در برابر سلطه و تهاجم بیگانگان حفظ نماید. در این میان، شاعران مقاومت ایران - همگام با سایر شاعران متعهّد - با سلاح شعر از حریم بیداری اسلامی دفاع نموده و به یاری مردم و مبارزان این میدان برخاسته اند. کتاب «آیات بیداری» گزیده شعر بیداری اسلامی است که در آن بیش از 80 شعر از شاعران مقاومت ایران به کوشش راضیه رجایی گردآوری شده است. این پژوهش سعی دارد مهم ترین جلوه های پایداری در شعر بیداری اسلامی را بر اساس این کتاب بررسی کند. سؤال اصلی این تحقیق، عبارت است از این که: مهم ترین جلوه ها و مظاهر پایداری در شعر بیداری اسلامی طبق این کتاب چیست و سرایندگان این اشعار چگونه و با چه شیوه ای به مسئله بیداری اسلامی پرداخته اند؟ روش تحقیق در این مقاله، تحلیلی- توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانه ای است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که شاعران بیداری اسلامی، ضمن دعوت به قیام در برابر جنایت های دشمنان و بیان بیدادگری های آنان، معتقدند اندیشه های حیات بخش امام خمینی (ره) باعث ایجاد و تقویت جنبش های بیداری اسلامی شده است.
این مقاله موضوع تقابل و تعامل فرهنگی را از منظر نشانه شناسی فرهنگی، در بخش اساطیری، مورد بررسی قرار می دهد. در ابتدا مفاهیمی هم چون «خود و دیگری»، «طرد و جذب»، «آرامش و آشوب» و «سپهر فرهنگی» که از مفاهیم بنیادین نشانه شناسی فرهنگی به شمار می آیند، به کوتاهی توضیح داده می شود. سپس با تکیه بر متن، مصادیق این مفاهیم، تحلیل و تشریح می گردد. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی و برمبنای نظریه های نشانه شناسی فرهنگی است و نتایج نشان می دهد که بنابر متن فردوسی، فرهنگ ایرانی بنابه دلایل گوناگون، فرهنگی پذیرا بوده و در شرایط مختلف با دیگران نه فقط تقابل بل که تعامل هم داشته و از قدرت جذب و ترکیب قابل توجهی برخوردار بوده است، اما همواره به ثبات و تکرار چرخه وار بر مبنای «سپهر فرهنگی» نهادینه شده در آن، روی خوش نشان داده و از تغییر بنیادین روی گردان بوده است. کلیدواژه ها: خود و دیگری، تعامل و تقابل، مرکز و حاشیه، جذب و طرد، شاهنامه فردوسی.