فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۹۸۱ تا ۸٬۰۰۰ مورد از کل ۱۱٬۱۸۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
This study strives to investigate the importance of ‘education’ and ‘gender’, as two major sociolinguistic variables, in accepting or rejecting the words coined by the Iranian Academy of Persian Language and Literature (APLL). A total of 500 students from state universities in Tehran were chosen as subjects and provided with a questionnaire consisting of 50 APLL equivalents. The respondents’ acceptance of the first 25 words correlated with the extent to which these words are used in newspapers and magazines; however, the second 25 equivalents were treated differently. Close to half of the Undergraduates and Masters and only a little more than half of the PhD students accepted the equivalents. The results showed no significant relationship between education and the acceptance and rejection of the APLL words; however, there was a significant relationship between respondents’ parents’ education and the acceptance and rejection of the APLL words. Although, males tended to be slightly more accepting than females who were split 50:50, there was no significant relationship between gender and the acceptance and rejection of the APLL words. The respondents preferred words which had only a single equivalent.
They Want To Eradicate the Nation: A Cross-Linguistic Study of the Attitudinal Language of Presidential Campaign Speeches in the USA and Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Politicians adopt a variety of linguistic strategies in their speeches to connect with their audience. To name one, appraisal, as a system of interpersonal meaning, is concerned with evaluation where resources are used for negotiating social relationships. Despite their significance in shaping texts, there have hardly been any extensive inventories of appraisal tools contrasting electoral speeches. The current study examined the evaluative strategies used by presidential candidates during the American 2008 and Iranian 2009 national polls. To this end, we applied qualitative and quantitative analyses and the results revealed significant differences among the winners and losers of each group. While affect and judgment were substantially utilized by the winners in both American and Iranian contexts, appreciation resources were context-sensitive. Differences in the kind and nature of attitudinal markers revealed their different political, social, economic and international statuses at election time.
The Effect of Teaching Communication Strategies on Iranian EFL Learners’ Speaking Self- efficacy in Content-based Courses(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Applied Linguistics Vol. ۵, No. ۱۰, Spring ۲۰۱۲
220 - 238
حوزههای تخصصی:
The purpose of this study was to investigate the effect of teaching communication strategies on students’ self-efficacy in speaking in content-based courses in Iranian EFL context. To this end, 30 students in two content-based classes, one as the experimental group and another as the control group, in SAMA private junior high school school in Tabriz, participated in this study. Communication strategy instruction was taught explicitly over a period of 16 one-hour sessions to the experimental group, while the control group didn’t receive any explicit communication strategy teaching. Data on the learners’ self-efficacy in speaking were collected through a researcher made questionnaire. The results of the data analysis using ANCOVA revealed the positive effect of teaching communication strategies (CSs) on students’ self efficacy in speaking in content-based courses in Iranian EFL context. The findings of this study have important implications for material developers for designing activities involving communication strategies and for teacher training programs for teaching communication strategies to improve learners’ self-efficacy regarding speaking skill.
بازخورد دانشجویان مترجمی انگلیسی درباره رویکردهای مدرسان ترجمه در ارزیابی کیفیت ترجمه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برای یافتن و معرفی معیارهای ارزیابی کیفیت ترجمة مدرسان ترجمه براساس نظر دانشجویان در دانشگاه های ایران، در پژوهشی توصیفی تلاش شد تا نظرها، اظهارات، و بازخورد دانشجویان درمقابل رویکردهای ارزیابی مدرسان ترجمه بررسی شود. این پژوهش با برگزاری چهار مصاحبة گروهی و با نمونه ای کیفی شامل دانشجویان مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد رشتة مترجمی زبان انگلیسی انجام شد. با تحلیل داده های به دست آمده از مصاحبه های گروهی، نظرها و بازخورد دانشجویان بررسی شد و سپس، میزان تفاوت و شباهت رویکرد مدرسان ترجمة ایران با مدل ها و رویکردهای ارزیابی که نظریه پردازان بین المللی ارزیابی ترجمه ارائه کرده اند، بررسی گردید. یافته های حاصل از مصاحبة گروهی با دانشجویان رشتة مترجمی زبان انگلیسی، برطبق شیوة تحلیل داده های کیفی نظریة داده بنیاد، کدگذاری و تحلیل شدند. یافته های حاصل نشان داد براساس اظهارات دانشجویان، رویکرد مدرسان ترجمه ایرانی تا حد زیادی با معیارهای ارزیابی کیفیت ترجمه که نظریه پردازان بین المللی ارزیابی کیفیت ترجمه معرفی کرده اند، مطابقت می کند.
شیوه های تصویرسازی کارگزاران اجتماعی در داستان بهمن از شاهنامه و بهمن نامه (بر اساس مولفه های جامعه شناختی - معنایی در تحلیل گفتمان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مساله اصلی این پژوهش یافتن شباهت ها و تفاوت های تصویرسازی کارگزاران اجتماعی در دو روایت متفاوت از ماجرای کین خواهی بهمن بوده است. بر این اساس، نویسنده با بررسی مولفه های جامعه شناختی ـ معنایی که تئو ون لیوون در الگوی پیشنهادی خود ارائه داده و انطباق آن ها بر برش های داستانی مورد نظر از شاهنامه و بهمن نامه، کوشیده است تا به زمینه ایدئولوژیک ورای دو متن دست یابد و تفاوت تاثیرگذاری آن ها را نشان دهد. حاصل پژوهش بیان می کند که برخی از شاخه های دو شیوه اصلی حذف و اظهار در هر دو متن تا حدودی به چشم می خورند و پیوسته نمایی، گسسته نمایی، نام بری و طبقه بندی نیز از شگردهایی است که به همراه زیرمجموعه های خود برای بازنمایی کارگزاران استفاده شده اند. تحلیل دو متن به وضوح نشان می دهد که بهمن در شاهنامه در پی کسب مشروعیت برای هدف خویش است؛ حال آن که در بهمن نامه، اقتدار و فردیت کامل دارد و نیازی به بهره گیری از شگردهای اقناعی و تاییدطلبانه نیست؛ به همین دلیل، شیوه های تصویرسازی کارگزاران در شاهنامه بیشتر از بهمن نامه به کار رفته و در استفاده از آن ها تعمد بیشتری دخیل بوده است.
بررسی رابطه ساخت هجایی با میزان زایایی وندهای اشتقاقی فعل افزای زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اشتقاق فرایندی است که طی آن افزودن یک وند اشتقاقی منجر به تولید واژه ای جدید می شود. این فرایند برای سالیان متمادی مورد توجه زبان شناسان قرار داشته و بیشتر به عنوان فرایندی صرفی یا صرفی ـ نحوی از آن یاد شده است. هنگام مطالعه فرایند اشتقاق، بررسی میزان زایایی یک وند اشتقاقی (تعداد واژگان جدید تولید شده توسط آن وند) اهمیت فراوانی دارد. فرضیه این مقاله این است که ساخت هجا و عوامل واجی، در میزان زایاییِ یک وند تاثیر دارند. به بررسی رابطه ساخت هجایی با میزان زایایی وندهای اشتقاقی فعل افزای زبان فارسی پرداخته ایم. در زبان فارسی از مجموع بیست پسوند اشتقاقی فعل افزا، هفت پسوند بسیار زایا وجود دارد که همگی با یک واکه آغاز می شوند؛ از این رو می توان نتیجه گرفت که وجود یک واکه در آغاز ساختمان هجایی یک وند عامل زایایی آن در زبان فارسی به شمار می رود، هر چند عوامل ساختواژی نیز در انتخاب آن دخیل هستند. مطالعه هسته هجاها در این قبیل پسوندها نیز نشان می دهد که دو واکه پیشینe وa پر بسامدترین واکه های قرار گرفته در جایگاه هسته این پسوندهای اشتقاقی هستند؛ به عبارت دیگر، ساخت هجا و واج آرایی یک پسوند نقش موثری در میزان زایایی آن ایفا می کند. نتایج و آمار به دست آمده نشان می دهد که رابطه نزدیکی بین ساخت هجایی یک وند و میزان زایایی آن وجود دارد.
مقایسة اثر تنیدگی زایی محاسبة ذهنی و تعارض زبان شناختی واج ـ فونتیک بر تغییرات کورتیزول بزاقی در دختران دانش آموز دبیرستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعارض زبان شناختی واج ـ فونتیک یکی از عوامل مهم زمینه ساز تنیدگی در دانش آموزان به حساب می آید که پیامد های روانی ـ فیزیولوژیکی مختلفی دارد. هدف پژوهش حاضر مقایسة آثار تنیدگی زایی محاسبة ذهنی (جمع بندی متوالی اعداد بدون استفاده از قلم، کاغذ، و ماشین حساب) و تعارض زبان شناختی واج ـ فونتیک (تعارضی که بر اثر خواندن واج های فارسی نگارش شده به حروف انگلیسی در زمینة شناسایی کلمه، تداعی واژگانی و معنایی آن پدید می آید)، بر فعالیت محور هیپوتالاموس ـ هیپوفیز ـ آدرنال (تغییرات کورتیزول بزاقی) در دانش آموزان است. در این بررسی، 30 دانش آموز دختر از یک دبیرستان در منطقة 5 آموزش و پرورش شهر تهران به صورت نمونه گیری تصادفی مرحله ای انتخاب شدند. پس از اطمینان از سلامت جسمی و روانی، آن ها به دو گروه مساوی تقسیم شدند. گروه اول تعارض زبان شناختی واج ـ فونتیک (آزمون خواندن متن پینگلیش) و گروه دوم محاسبة ذهنی (آزمون PASAT) را انجام دادند. نمونه های بزاقی در هر دو گروه 3 بار (قبل از آزمون، بعد از آزمون، و 15 دقیقه بعد از آزمون) گرفته شد و میزان کورتیزول بزاقی در آزمایشگاه با روش الایزا تعیین گردید. یافته ها: دو تکلیف محاسبة ذهنی و تعارض زبان شناختی واج ـ فونتیک در تغییر میزان متغیر وابسته (کورتیزول بزاقی) در سه نوبت تفاوت معناداری ندارند (05/0>P)؛ تغییرات شاخص فیزیولوژیک در دو گروه آزمایشی بیان گر افزایش کورتیزول بزاقی پس از هر دو آزمون است. نتیجه گیری: محاسبة ذهنی و تعارض زبان شناختی واج ـ فونتیک، به مثابة منابع تنیدگی زایی، کورتیزول بزاقی را در دختران دانش آموز دبیرستانی افزایش می دهند و افزایش در دو گروه یک سان است.
تحلیل و بازخوانی چند غزل مولانا بر مبنای نظریه یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کارل گوستاو یونگ در مطالعه روان، به هنر و از جمله ادبیات، توجه فراوان کرده است. او شیوه آفرینش هنری را به دو بخش روان شناسانه و دیدهورانه تقسیم کرده است. شیوه روان شناختی، از خود آگاهی سر چشمه می گیرد، تجربه های عادی و جاری زندگی را در بر دارد و نسبت به شیوه دیدهورانه، منطقیتر به نظر می رسد؛ اما شیوه آفرینش دیدهورانه، از ناخود آگاه برخاسته و فراتر از عقل، اندیشه و درک آدمی است. در این مقاله، نخست در مقدمهای، ارتباط هنر ادبیات و علم روان شناسی و مکتب روانکاوی یونگ را بررسی کرده ایم و سپس شیوه آفرینش هنری دیدهورانه را در دو بخش شعر دیده ورانه و شاعر دیدهور، در چند غزل مولوی، تحلیل و بررسی کرده ایم. به باور نگارندگان، شیوه دیدهورانه یونگ، همان شیوه الهام گونه ای است که در سرودن غز لها، بر مولانا عارض شده است. این شیوه، سیر و روندی را طی میکند؛ یعنی نخست مکاشفه صورت میگیرد؛ سپس به سبب ظرفیتی که در شاعر، برای جذب الهام و تمهید شهود، وجود دارد، شعر ایجاد می شود؛ اما از آنجا که این نوع شعر در وضعیتی خاص شکل می گیرد، زبانش مبهم است و قابلیت تأویل پیدا می کند؛ از این روی، هنرمند دیدهور (در اینجا، مولانا) هم انسانی جمعی است و هم انسانی فرو رفته در دامنه تناقض.
نقد و بررسی: معرفی و نقد کتاب دستور زبان فارسی، بر اساس نظریه گروه های خودگردان در دستور وابستگی
حوزههای تخصصی:
اثر کارترجمه مشترک بر تولیدکنش گفتاری پوزش خواهی به زبان انگلیسی در زبان آموزان ایرانی (The Effects of Collaborative Translation Task on the Apology Speech Act Production of Iranian EFL Learners)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر کارترجمه مشترک بر دانش کاربردشناسی زبان آموزان ایرانی بود.در مرحله اول تعداد 150 داوطلب با دانش زبانی همسان به پنج گروه تقسیم شدند و به صورت تصادفی گروههای شاهد و آزمایشی تحقیق را شکل دادند. در ابتدا دانش کاربردشناسی همه داوطلبان در کنش گفتاری معذرت خواهی مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج سه آزمون بکار رفته شامل آزمون باز پاسخ، پیامک تلفن همراه و مکالمه تلفنی در آغاز نشان دهنده همسان بودن دانش کاربردشناسی داوطلبان بود. درمرحله بعد دو گروه آزمایشی به ترجمه قسمتهایی از فیلمهای فارسی یا انگلیسی که کنشهای زبانی معذرت خواهی داشت پرداختند. این کار در گروههای دو نفره و با کمک مدرس صورت گرفت. به هر دو گروه اطلاعات مربوط به ساختارهای معذرت خواهی فارسی و انگلیسی داده شد. گروه سوم همان اطلاعات را دریافت کرد ولی آنها را نه در غالب ترجمه بلکه در مکالمات نمونه تمرین کردند. گروه چهارم به تماشای فیلمهای زبان انگلیسی پرداختند و از آنها خواسته شد جملات دارای معذرت خواهی را یادداشت کنند و در پایان جلسه تحویل دهند. به گروه کنترل هیچگونه اطلاعات کاربردشناسی زبان انگلیسی داده نشد و تنها در کلاسهای مکالمه موضوعی شرکت کردند. بلافاصله پس از پایان کلاسها همان سه آزمون قبلی مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج بهتر سه گروهی که اطلاعات ساختاری معذرت خواهی را دریافت کرده بودند، نشان از تاثیر تدریس اطلاعات کاربردشناسی داشت. هر چند که در آزمون بعد که به منظور آزمودن پایایی دانش آموخته شده در طول زمان گرفته شد دو گروه ترجمه مشترک موفق ترنشان دادند. در پایان چنین نتیجه گیری شد که تعاملات انجام شده بین فراگیران درحین ترجمه و تمرکز بر روی ساختارهای معذرت خواهی دو زبان می تواند به یادگیری پایا تر منجر گردد.
تبیین نقشی خروج بند موصولی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله سعی در پاسخ به این پرسش داریم که دلیل خروج بند موصولی در زبان فارسی چیست. از آن جاکه خروج و عدم خروج بند موصولی معمولاً به جملاتی دستوری در پدیده خروج بند موصولی، این بند از مجاورت هسته خارج شده و به جایگاهی در انتهای جمله حرکت می کند و باعث بوجود آمدن ساخت ناپیوسته می شودمی انجامد، نمی توان دلایل نحوی را در این امر دخیل دانست و باید در جستجوی دلیل یا دلایل نقشی بود که باعث جابجایی بند موصولی می شود. در این مقاله تاثیر چهار عامل طول بند موصولی، نوع فعل بند اصلی، وضعیت اطلاعی فعل و هسته بند اصلی، و وضعیت معرفگی هسته بند موصولی بر خروج بند موصولی بررسی شد. مواد این تحقیق بر اساس پیکره طبیعی زبان بوده است. تحلیل داده های تحقیق نشان داد تاثیر عوامل فوق بر خروج بندهای موصولی به یک اندازه نیست. مهم ترین تاثیر را طول بند موصولی و نسبت آن با طول گروه فعلی بند اصلی دارد. هرچه این نسبت بیشتر باشد، احتمال خروج بیشتر است. نوع فعل نیز بر خروج تاثیر دارد؛ و به طور مشخص افعال ربطی بیشترین افعالی هستند که بندهای موصولی از آنها عبور می کنند، و دلیل آن را در وضعیت اطلاعی این افعال می توان دید، که در اکثر موارد دارای اطلاع مفروض هستند. وضعیت معرفگی هسته بند موصولی نیز در خروج نقش دارد، هرچند این نقش به اندازه نقش دو عامل نخست نیست. بندهای موصولی جابجا شده، نسبت به موارد جابجانشده، بیشتر دارای هسته نکره هستند. وضعیت اطلاعی هسته بند موصولی و وضعیت اطلاعی فعل، به تنهایی نقشی در جابجایی بند موصولی بازی نمی کنند. نتایج این مقاله به اهمیت تبیین های نقشی تاکید می کند و در عین حال پیامدی رده شناختی برای توالی کلمات زبان فارسی دارد. همچنین این مقاله بر تعامل چند عامل در بروز یک پدیده زبانی، یا عوامل رقیب، تاکید می کند.
طبقه بندی وندهای اشتقاقیِ زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وندهای اشتقاقی می توانند به راه های مختلفی طبقه بندی شوند. برد (2001( با درنظرگرفتنِ تمایزاتِ ذاتی، معنایی، دستوری و نقش های معنایی، طبقه بندی متفاوتی را نسبت به دیگران ارائه می دهد. در این مقاله سعی شده است براساس طبقه بندیِ برد، وندهای اشتقاقیِ فارسی به چهار گروه اشتقاق مشخصه ای، اشتقاق نقشی، اشتقاق انتقالی و اشتقاق بیانی طبقه بندی شوند و مشکلات و محدودیت های این نوع طبقه بندی در زبان فارسی به طور اجمال بررسی گردد. نتایج از ایین طبقه بندی برای وندهای اشتقاقیِ فارسی جامع و مانع نیست. تعدادی از وندها در هیچ یین چهار گروه جای نمی گیرند و تعدادی از آن ها در چندین گروه جای می گیرند. برخی وندها نقش های متعدد دارند و برخی به چندین طبقه دستوری متعلق اند. بنابراین پیشنهادِ افزودنِ حداقل سه طبقه دیگر، به طبقه بندی برد، معقول به نظر می رسد: اشتقاق شامل (برای وندهای قابل طبقه بندی در چند طبقه)، اشتقاق معنایی (برای وندهاییییر نقش ایجاد می ی (برای آن هاییه ارجاعی را تغییر می دهند).
The Effect of Pictorial Contexts on Reading Comprehension of Highschool students(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وند افزایی در زبان فارسی: وندبنیاد یا پایه بنیاد؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گیگریش (1999) در کتاب خود تحت عنوان «لایه های واژگانی در زبان انگلیسی» با اشاره ای مختصر به نظریه «واج شناسی و ساختواژه واژگانی » کیپارسکی و مهانان که در سال های اخیر به میزان زیادی بر علم زبان شناسی، خصوصآ واج شناسی و ساختواژه تاثیرگذار بوده است، این انگاره را «وند– بنیاد » می داند؛ بدان معنا که خصوصیات ساختواژی هر لایه توسط خصوصیات مجموع وندهایی تعریف شده است که درارتباط با حضور در هر لایه با نشانه هایی که بیانگر خصوصیات آنهاست از هم تفکیک شده اند. وی ضمن تشریح ایرادها و کمبودهای مدل مذکور، تئوری جدیدی را درباره وندافزایی لایه ای معرفی کرده، آن را «پایه- بنیاد » می نامد که لایه را بر منبای پایه تعریف می کند نه بر اساس وندها. در قالب این تئوری، وندها آزادند در بیشتر از یک لایه اضافه شوند یا پیوند بخورند.گیگریش به منظور تشریح انگاره خود از زبان آلمانی مثال می آورد. مقاله حاضر که یک بررسی همزمانی است، وندافزایی را در زبان فارسی در قالب دو دیدگاه «وند– بنیاد» و «پایه – بنیاد» مورد تجزیه و تحلیل و بررسی قرار داده است. نتایج بررسی حاکی از آن است که وند افزایی در زبان فارسی بر مبنای دیدگاه «پایه – بنیاد» گیگریش به میزان بیشتری نسبت به دیدگاه «وند– بنیاد» کیپارسکی و دیگران قابل توضیح و تبیین است.
On Applicability of Vocabulary Learning Strategies(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبـــــان و ادب: استعاره در زبان خودکار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی و مقایسه عوامل دخیل در معناداری و کارکرد پاره گفتارهای واکنشی در گفت و گوهای فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی پاره گفتارهای واکنشی در پاره ای از مکالمات زبان فارسی می پردازد. پاره گفتارهای واکنشی، پاره گفتارهای کوتاهی مانند hmm، mm و... هستند که شنونده حین گوش دادن به گوینده، آن ها را تولید می کند، بدون اینکه نوبت گیری کند و یا اینکه گوینده نیازی به پاسخ دادن به آن ها داشته باشد. این کلمات بر پیشبرد هر چه بهتر گفت و گوها تاثیر می گذارد. اهمیت پاره گفتارهای واکنشی در زمان فقدان آن ها فهمیده می شود. اگر پاره گفتارهای واکنشی نابجا به کار رود، در روند مکالمه اختلال ایجاد می کند؛ پس چشم پوشیدن از آن ها در تحلیل مکالمات، باعث نادیده گرفتن بخش مهمی از تعاملات روزانه می شود. تاکنون، این پاره گفتارها در زبان فارسی مورد مطالعه و بررسی زبان شناختی قرار نگرفته است.
در پیکره زبانی این پژوهش، 960 پاره گفتار واکنشی در کل مکالماتِ ضبط شده، اعم از مکالمات رو در رو و مکالمات تلفنی، مشخص و آوانگاری شده و در چارچوب تجزیه و تحلیل مکالمه بررسی شده است. همچنین، نقش متغیرهایی مانند مشخصه های زبرزنجیره ای در معنا و میزان تاثیرگذاری این پاره-گفتارها مورد مطالعه قرار گرفته است. داده های این پژوهش نشان می دهد پاره گفتارهای واکنشی در بافت های مختلف، معانی متفاوتی دارند و می توان برای این پاره گفتارها مطابق با بسامدشان، معانی اصلی و جانبی در نظر گرفت. همچنین، می توان با توجه به عوامل دخیل در آن ها، طیفی برای میزان تاثیرگذاری این پاره گفتارها قائل شد. هدف ما از نگارش مقاله حاضر این است که معنا و کارکرد پاره گفتارهای واکنشی زبان فارسی را در مکالمات این زبان مشخص کنیم و نقش برخی عوامل تاثیرگذار بر معنای این پاره-گفتارها را نشان دهیم.
ادبیات کــهن: دگردیسی القاب و عناوین ممدوحان از رودکی تا حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The Impact of Task-supported Interactive Feedback on the Accuracy, Fluency, and Organization of Iranian EFL Learners’ Writing(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Applied Linguistics Vol. ۵, No. ۱۰, Spring ۲۰۱۲
239 - 270
حوزههای تخصصی:
Controversy has not been yet resolved among researchers in second language research over the pedagogical efficacy of feedback in enhancing various features of learners’ writing skill. Research findings highlighting the significance of interactive tasks and learners’ engagement in improving the learning process stimulated the present study, the purpose of which was to explore the effect of task-supported interactive feedback on the accuracy, fluency, and organization of seventy two Iranian English major sophomores at Islamic Azad University-Mashhad Branch. It was hypothesized that engaging learners in both tasks and providing feedback would enhance their writing performance. The participants in three intact classes were randomly assigned to three groups: a control group, with no task (NTG), and two experimental groups: the task-supported group (TG), and the task-supported group with interactive feedback (TFG). Four one way analyses of variance tests were run on the research data indicated that the apparent gain in the task-supported interactive group over the other groups did not reach significance level. However, the TG group outperformed the control group in all three aspects of writing. The findings have pedagogical implications and can be interpreted in terms of socio-cultural characteristics of Iranian students.