این پژوهش به بررسی پاره گفتارهای واکنشی در پاره ای از مکالمات زبان فارسی می پردازد. پاره گفتارهای واکنشی، پاره گفتارهای کوتاهی مانند hmm، mm و... هستند که شنونده حین گوش دادن به گوینده، آن ها را تولید می کند، بدون اینکه نوبت گیری کند و یا اینکه گوینده نیازی به پاسخ دادن به آن ها داشته باشد. این کلمات بر پیشبرد هر چه بهتر گفت و گوها تاثیر می گذارد. اهمیت پاره گفتارهای واکنشی در زمان فقدان آن ها فهمیده می شود. اگر پاره گفتارهای واکنشی نابجا به کار رود، در روند مکالمه اختلال ایجاد می کند؛ پس چشم پوشیدن از آن ها در تحلیل مکالمات، باعث نادیده گرفتن بخش مهمی از تعاملات روزانه می شود. تاکنون، این پاره گفتارها در زبان فارسی مورد مطالعه و بررسی زبان شناختی قرار نگرفته است.
در پیکره زبانی این پژوهش، 960 پاره گفتار واکنشی در کل مکالماتِ ضبط شده، اعم از مکالمات رو در رو و مکالمات تلفنی، مشخص و آوانگاری شده و در چارچوب تجزیه و تحلیل مکالمه بررسی شده است. همچنین، نقش متغیرهایی مانند مشخصه های زبرزنجیره ای در معنا و میزان تاثیرگذاری این پاره-گفتارها مورد مطالعه قرار گرفته است. داده های این پژوهش نشان می دهد پاره گفتارهای واکنشی در بافت های مختلف، معانی متفاوتی دارند و می توان برای این پاره گفتارها مطابق با بسامدشان، معانی اصلی و جانبی در نظر گرفت. همچنین، می توان با توجه به عوامل دخیل در آن ها، طیفی برای میزان تاثیرگذاری این پاره گفتارها قائل شد. هدف ما از نگارش مقاله حاضر این است که معنا و کارکرد پاره گفتارهای واکنشی زبان فارسی را در مکالمات این زبان مشخص کنیم و نقش برخی عوامل تاثیرگذار بر معنای این پاره-گفتارها را نشان دهیم.
نظریه ی واج شناسی لایه ای، دو نوع تکیه را متمایز می کند که عبارتند از تکیه واژگانی و تکیه زیروبمی. این مقاله به بررسی و تحلیل صوت شناختی تکیه ی زیروبمی در گفتار فارسی گویشوران فارسی مسلّط به زبان انگلیسی می پردازد. زبان شناسان همواره از پدیده ی تداخل زبانی که طی آن ویژگی های مختلف زبان اول عناصر متناظر در زبان دوم را تحت تأثیر قرار می دهند. اما در این پژوهش تأثیر معکوس زبان دوم بر زبان اوّل مورد بررسی است که کمتر به آن توجه می شود. بر این اساس، با ارائه الگوی تکیه و مقایسه ی دو زبان انگلیسی و فارسی، گفتار فارسی افراد دوزبانه ی فارسی- انگلیسی از الگوی تکیه مورد تحلیل و مقایسه قرار می گیرد. در تحقیقات پیشین، الگوی تکیه ی زبان انگلیسی در هجاهای آغازین یا میانی کلمات یعنی الگوی تکیه ی چپ گرا و الگوی تکیه ی زبان فارسی در هجای پایانی کلمات یا الگوی تکیه ی راست گرا بیان شده است. داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار پِرَت مورد تحلیل صوت شناختی قرار گرفت و در نهایت، الگوی تکیه ی گفتار فارسی افراد به تفکیک جنسیت ارائه شد. نتایج حاکی از تأثیرپذیری نسبی الگوی تکیه در تلفظ فارسی افراد مورد آزمایش از الگوی تکیه زبان انگلیسی بود و این تأثیر در زنان به مراتب بیشتر از مردان مشاهده شد.
این مقاله سعی دارد با تکیه بر روش تحلیل گفتمان فِرکلاف و تأکید او بر تعامل میان پدیده های زبانی، متن ها و بافت های اجتماعی نشان دهد که چگونه ترجمة آثار نمایشی از فرهنگ مبدأ می تواند تحت تأثیر گفتمان های غالبِ زبان مقصد قرار گرفته و برداشت های متفاوتی را تولید کند. برگردان فارسی نمایش نامه های برتولت برشت به دلیل وجود تلویحات تاریخی متناسب با وضعیت اجتماعی ایران در فاصلة دو دهة پرآشوب پنجاه و شصت خورشیدی بهترین نمونه های مطالعاتی برای اثبات فرض بالا محسوب می شوند.
این تحقیق به روش نمونه کاوی توصیفی- تحلیلی انجام پذیرفته و داده های اولیة آن به شیوه های کتابخانه ای و یا مواجهة مستقیم با متون زبان اصلی گردآوری شده اند. مقالة حاضر نشان می دهد که مترجمان ایرانی آثار برشت به شکلی خودآگاه یا ناخودآگاه دلالت های فرهنگی مستتر در زبان مبدأ را به تبع گرایش های سیاسی خود و یا روحیة انقلابی تودة مخاطبانشان در هر دورة تاریخی تغییر داده و متناسب با تقاضای گفتمانی جامعة خود ساخته اند. به این منظور، از میان چهل برگردان متون نمایشی برشت در ایران، ترجمه های متعددی از چهار نمایش نامة «ارباب پونتیلا و نوکرش، ماتی»، «بعل»، «در جنگل شهر» و «رؤیاهای سیمون ماشار» مورد بررسی قرار گرفته اند. یافته های این پژوهش نشان می دهد بخش عمده ای از آثار نمایشی برشت در ایران متناسب با بسترهای سیاسی- اجتماعی تأثیرگذار و یا گفتمان های غالب هر دوره– دست کم تا حدی در سطح واژگانی و مفهومی- مشمول تحریف فرهنگی شده اند.
ارزیابی کتاب های درسی و تحلیل محتوای آن ها در برنامه ریزی آموزشی اهمیت بسیاری دارد. هدف پژوهش حاضر تحلیل زبان شناختی متن کتاب زبان انگلیسی هفتم از منظر انواع فرایند (فعل) بر اساس چارچوب فرانقش تجربی دستور نقش گرای نظام مند هلیدی و متیسون (2014) است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی– تحلیلی است. به این ترتیب متن کتاب (شامل دستورالعمل تمرین ، متن مکالمه و درس ) در قالب شش فرایند مادی، ذهنی، ارتباطی، رفتاری، بیانی و وجودی طبقه بندی و الگوی کاربرد فرایندها ارائه می شود. برای مقایسه بهتر کل کتاب به چهار بخش (شامل دو درس، تمرین ها و مرور) تقسیم می شود. نتایج نشان می دهد که از مجموع 509 فرایند مشاهده شده، فرایند رابطه ای با 36% رخداد، پربسامدترین است. درصد رخداد سایر فرایندها عبارتند از: مادی (27 %)، رفتاری (19%)، بیانی (14%)، ذهنی (4%) و وجودی (کم تر از 1%). درصد فرایند رابطه ای در بخش سوم و چهارم به طور چشمگیری کاهش می یابد. درصد رخداد فرایند مادی و رفتاری به ترتیب روندی افزایشی و کاهشی دارد. بیشترین رخداد فرایند ذهنی در بخش چهارم است. در کل دانش آموزان با 60 نوع فعل مختلف مواجه می شوند: مادی (35 فعل)، ذهنی (7 فعل)، رابطه ای (4 فعل)، رفتاری (6 فعل)، بیانی (7 فعل) و وجودی (1 فعل).
هدف پژوهش حاضر بررسی فرآیندهای رایج در دو نوع واژه های مشتق و مرکب است. بدین منظور، با مراجعه به یک فرهنگ 40,000 واژه ای (مشیری، 1388) داده های مورد نیاز برای این پژوهش، جمع آوری و پس از تفکیک حدود 4034 واژه مشتق و 1464 واژه مرکب، فرآیندهای واجی رایج، در این دو گروه بررسی شده است. در این پژوهش با استفاده از نرم افزار excel و به کمک رایانه، درصد و بسامد وقوع این فرآیندها محاسبه گردیده است. برخی دستاوردهای این پژوهش عبارتند از: 1- معمول ترین فرآیندهای واجی در واژه های مشتق، درج همخوان است. 2- معمول ترین فرآیندهای واجی در واژه های مرکب، حذف همخوان است. 3- در واژه های مشتق، حذف همخوان در جهت کاهش وزن هجا و حذف واکه در جهت افزایش وزن هجا عمل می نماید. 4- درج واکه در هر دو گروه مشتق و مرکب قابل مشاهده است.
فرهنگهای متفاوت، گفتمان های متفاوت دارند و هر گفتمانی را نمی توان بی هیچ مشکلی و بدون دستکاری در قالب گفتمان دیگر ریخت. این تعدیل یا دستکاری به بومی گرایی منتهی می شود. ونوتی و توری هر دو معتقدند که زبان برتر(فرا دست)، خصوصیات خود را به زبان(فرودست) تحمیل می کند.به عبارتی زبانهای دیگر خود را به قالب انگلیسی نزدیک می کنند. در این مقاله ثابت می شود که این مسئله،یک قاعده ی کلی نیست و هدف اثبات این امر است که مترجم به عنوان اولین کسی که در معرض واژگان و فرهنگ بیگانه قرار می گیرد با به کار گرفتن استراتژی های مناسب ترجمه، می تواند از نفوذ عناصربیگانه زبان فرادست جلوگیری نماید و در نتیجه ی معادل یابی صحیح واژگانی و فرهنگی از امر سلطه ی فرهنگی در زبان فرو دست ممانعت به عمل آورد.در بررسی انجام شده از ترجمه “The scarlet letter” اثر ناثانیل هاثورن و ترجمه ی آن از ""سیمین دانشور"" تحت عنوان ""داغ ننگ""مشخص شد که مترجم به شیوه ای هنرمندانه به استانداردسازی و در نتیجه بومی گرایی پرداخته و بدین ترتیب از تداخل زبانی و فرهنگی در زبان مقصد ممانعت به عمل آورده است.
تحقیقات اخیر در حوزه ی آموزش زبان انگلیسی نشان داده است که استفاده از زبان اول در آموزش زبان انگلیسی می تواند نقش مفیدی ایفا کند. این تحقیقات اساساً بر چگونگی استفاده ی زبان آموزان و معلمین از زبان اول و نیز بر تبیین نظرات زبان آموزان و معلمین درباره ی استفاده از زبان اول معطوف بوده اند. با این وجود، در بسیاری از آموزش گاه های خصوصی زبان انگلیسی کشورمان استفاده از زبان فارسی ممنوع می باشد. از این رو پژوهش حاضر ضمن توجه خاص بر نظرات والدین زبان آموزان نونهال، به بررسی دلایل این امر پرداخته است. در این راستا از دو پرسشنامه ی محقق ساخته برای والدین زبان آموزان (به تعداد 243 نفر) و معلمین (به تعداد 31 نفر) برای جمع آوری داده استفاده شد. نتایج حاصل نشان می دهد که والدین زبان آموزان و به صورت معنی داری با استفاده از زبان اول مخالف می باشند. نتایج همچنین نشان می دهد که والدین تمایل دارند با اعمال فشار مستقیم بر روی معلمین و تهدید به تغییر موسسه در صورت عدم رضایت نظرات خود را در کلاس های آموزش زبان اعمال کنند.
هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر کارترجمه مشترک بر دانش کاربردشناسی زبان آموزان ایرانی بود.در مرحله اول تعداد 150 داوطلب با دانش زبانی همسان به پنج گروه تقسیم شدند و به صورت تصادفی گروههای شاهد و آزمایشی تحقیق را شکل دادند. در ابتدا دانش کاربردشناسی همه داوطلبان در کنش گفتاری معذرت خواهی مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج سه آزمون بکار رفته شامل آزمون باز پاسخ، پیامک تلفن همراه و مکالمه تلفنی در آغاز نشان دهنده همسان بودن دانش کاربردشناسی داوطلبان بود. درمرحله بعد دو گروه آزمایشی به ترجمه قسمتهایی از فیلمهای فارسی یا انگلیسی که کنشهای زبانی معذرت خواهی داشت پرداختند. این کار در گروههای دو نفره و با کمک مدرس صورت گرفت. به هر دو گروه اطلاعات مربوط به ساختارهای معذرت خواهی فارسی و انگلیسی داده شد. گروه سوم همان اطلاعات را دریافت کرد ولی آنها را نه در غالب ترجمه بلکه در مکالمات نمونه تمرین کردند. گروه چهارم به تماشای فیلمهای زبان انگلیسی پرداختند و از آنها خواسته شد جملات دارای معذرت خواهی را یادداشت کنند و در پایان جلسه تحویل دهند. به گروه کنترل هیچگونه اطلاعات کاربردشناسی زبان انگلیسی داده نشد و تنها در کلاسهای مکالمه موضوعی شرکت کردند. بلافاصله پس از پایان کلاسها همان سه آزمون قبلی مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج بهتر سه گروهی که اطلاعات ساختاری معذرت خواهی را دریافت کرده بودند، نشان از تاثیر تدریس اطلاعات کاربردشناسی داشت. هر چند که در آزمون بعد که به منظور آزمودن پایایی دانش آموخته شده در طول زمان گرفته شد دو گروه ترجمه مشترک موفق ترنشان دادند. در پایان چنین نتیجه گیری شد که تعاملات انجام شده بین فراگیران درحین ترجمه و تمرکز بر روی ساختارهای معذرت خواهی دو زبان می تواند به یادگیری پایا تر منجر گردد.
مقالة حاضر به بررسی الگوی تکیه زبان فارسی در سطوح کلمه و گروه نحوی می پردازد و نشان می دهد که در چارچوب نظریة واج شناسیِ نوایی، تکیة واژگانی در زبان فارسی از الگویی ثابت پیروی می کند. تکیه واژگانی در زبان فارسی تابع قاعده تکیة کلمة واجی یعنی راست رو است، اما در بررسی تکیة گروه، رجوع به اطلاعات نحوی و ساخت سازه ایِ درونیِ سازة نحوی امری اجتناب ناپذیر است. اصل هسته گریزی (اسلامی، 1379 و 1384) به خوبی از پس تبیین این مسئله برمی آید. از این روی، پژوهش حاضر در تحلیل داده ها از اصل یادشده بهره می جوید. هدف دیگر این مقاله، ارائة دستور الگوی آهنگِ کلمه واجی، گروه واژه بست و گروه واجیِ زبان فارسی در چارچوب نظریة بهینگی (OT) است. به این منظور، داده های پژوهش که برگرفته اند از اثر اسلامی (1384) در چارچوب نظریة بهینگی تحلیل می شوند و دستوری با استفاده از محدودیت های نقض پذیر بهینگی ارائه می شود.
در زبان روسى متمم عضو فرعى جمله است که به نشانه و چگونگی موضوع "شىء" اشاره مى کند و به چنین سؤالاتى مثل چگونه؟ مال چه کسى؟ و کدام یک؟ پاسخ مى گوید. این تعریف بیان کننده این موضوع است که در زبان روسى صورت متمم از اهمیت برخوردار نیست و کافى است تنها به بیان چگونگى موضوع اشاره شود. بنابراین شکل ظاهرى و صورت متمم مى تواند به هر شکل باشد و با هر عنصرى ترکیب شود. به همین خاطر در زبان روسى متمم هاى هماهنگ5 "پزشک با تجربه/ ماهر" و متمم هاى غیر هماهنگ "عینک آندرى"مجسمه داستایفسکى " وجود دارد. در حالى که در زبان فارسى اکثر زبان شناسان بر این عقیده اند که متمم بر اساس معنا و صورت مشخص مى شود و براى داشتن متمم وجود حرف اضافه لازم و ضرورى است. در این مقاله سعى شده است انواع متمم هاى زبان روسى مورد بررسى قرار گیرد و به شکل مختصر با متمم زبان فارسى مقایسه شود.
تقابل های زبانی یکی از مهم ترین شاخص های آفرینش معنا در هر نظام گفتمانی بشمار می رود. نگارندگان در این پژوهش، تقابل های زبانی را مهم ترین عامل آفرینش معنا در «روایت فریدون و ضحاکِ شاهنامه» می دانند و به این منظور، در این داستان، در تحلیلی نشانه- معناشناختی چگونگی شکل گیری معنا بر اساس تقابل ها را بررسی می کنند. در این پژوهش، نشان خواهیم داد که تقابل ها در چه سطحی و با چه کیفیتی، در شکل گیری نظام معنایی داستان ضحاک و فریدون مؤثر است. پس از بررسی ابعاد مختلف تقابل ها در روایت، خواهیم دید که تقابل های زبانی را که گفته پرداز بکار می برد، در حقیقت رمزی است بر بنیان فرهنگ و تاریخ و ارتباط مخاطب با ساختار روایی متن که مستلزم آگاهی او از بستر فرهنگی و تاریخی روایت است. دستاورد دیگر این پژوهش، نمایان ساختن چگونگی کارکرد تقابل شخصیت های مهم روایت در روند شکل گیری آن است. کارکرد تقابلی شخصیت های تأثیر گذار در روند داستان، به دو شکل نمود یافته است: در ارتباط با خود و در ارتباط با دیگر شخصیت ها.
در مقاله حاضر سعی بر آن است تا در چارچوب صرفِ شناختی، به ویژگی های معناییِ تکواژ زایای «کار» به عنوان مقوله ای چندمعنا پرداخته شود و امکاناتِ طرح واره های تصوری برای طبقه بندیِ صورت هایی که این تکواژ در آن به کار می رود، معرفی شود. این تحقیق نشان می دهد که فارسی زبان ها هنگام مواجهه با بسیاری از واژه های حاوی تکواژ «کار»، معنای استعاری آن را درک می کنند و طرح واره های تصوری آن را در ذهن خود می سازند. به این منظور، نخست رویکرد شناختی در مطالعه صرف آورده شده است و سپس مفهوم استعاره و طرح واره های تصوری از همین دیدگاه معرفی شده اند. لازم به ذکر است در این مطالعه پیکره زبانی از مجموعه دادگان زبان فارسی معیار، از جمله فرهنگ فارسی معین، فرهنگ فارسی عمید و فرهنگ فارسی عامیانه ابوالحسن نجفی و دادگان زبان فارسی به کوشش پژوهشگاه علوم انسانی و فرهنگ واژه یاب آنلاین فارسی و نیازمندی های شغلی روزنامه، انتخاب شده است. سعی این مقاله بر آن است تا با بررسی همزمانی کارکردهای مختلفِ این تکواژ از منظر دیدگاه شناختی، طرح واره های متداعی با آن معرفی شوند. در نهایت می توان گفت، برای تبیین تکواژ «کار» می توان آن را در حالت پسوند، تکواژ آزاد در واژه مرکب و به صورت استعاری در اصطلاح های مختلف در نظر گرفت و در اکثر موارد، چندمعناییِ همزمانی دیده می شود.
The definiteness feature in English is both LF and PF interpretable while Persian is a language in which this feature is LF-interpretable but PF-uninterpretable. Hence, there is no overt article or morphological inflection in Persian denoting a definite context. Furthermore, Persian partially encodes specificity not definiteness. In definiteness both the speaker and hearer are involved while in specificity just the speaker may be taken into consideration. The associated indefinite article identifies an individual from a set but lacks the uniqueness feature. Specificity, on the other hand, may be defined in relation to the speaker. It signals the speaker’s intention to refer to some individual with a noteworthy property. Based on the predictions made by the interpretability hypothesis, it is predicted that Persian learners of English should be able to acquire the English definiteness feature lacking in their L1. To test the hypothesis, fifty L2 learners at intermediate and advanced levels were selected. To test their comprehension as well as production, they were given forced-choice elicitation and translation tasks.
The results of the study showed that the L2 learners acquired the definiteness feature giving credence to the interpretability hypothesis in which the acquisition of LF-interpretable but PF-uninterpretable features does not pose a persistent problem. In the oral production task, the results show that the L2 learners use some compensating mechanisms such as demonstrative and possessive adjectives to encode definiteness. The results further indicate that the Persian learners of English experience some fluctuations in teasing apart the definiteness and specificity in indefinite referential singular contexts.
اسکار وایلد (1900- 1854)، نویسنده نامدار انگلیسی - ایرلندی، یکی از چهره های شاخص ادبی دهه پایانی سده نوزدهم انگلستان است که سخن از این دوره اثر گذار در ادبیات این کشور، بدون ذکر نام وی ناممکن است. با این وجود، او در زمان مرگ، نویسنده ای گمنام بود که در صورت عدم تلاش مجدانه رابرت راس (1918- 1859) دوست و اولین ویراستار مجموعه آثار وی در قرن بیستم، اکنون به یقین چهره ای فراموش شده به حساب می آمد. راس با استفاده از ابزار موثر «مجموعه آثار» در صنعت چاپ و نشر و کاربری فنونی که تمامی در علم «پژوهش متن» (textual criticism) یا ویراستاری قابل مطالعه اند نام وایلد را «احیا» کرده و به تثبیت متن آثار او پرداخت و با وجود انتقادات بسیاری که بر شیوه کار او و ارزش پژوهشی آن وارد است، موفق شد زمینه کلاسیک شدن نام وی را فراهم آورد. این مقاله به بررسی بعضی از اقدامات راس در این زمینه و تاثیر آن بر دریافت عمومی از آثار وایلد در بخش عمده قرن بیستم می پردازد.
انگیختگی به معنی وجود سر نخی در صورت، برای رسیدن به معناست و به طور مستقیم، ما را از صورت به معنا رهنمون می شود؛ بدان معنا که رابطه صورت و معنا همواره یا تنها قرار دادی نیست و یا اینکه گاه رابطه قرار دادی به رابطه تصویر گونه مبدل می شود. یکی از انواع انگیختگی ، انگیختگی در سطح واژه های مرکب است . واژه مرکب شفاف، واژه ای است که از مجموع معنای اجزای آن بتوان به معنای کلی دست یافت. درباره انگیختگی، گروهی بر این باورند که واژگان ابتدایی بشر انگیخته بوده اند و با گذشت زمان، به دلیل روی دادن تغییر های آوایی و یا دگرگونی های دیگر، درجه انگیختگی واژگان کاهش یافته است. در این پژوهش، به صورتی عمیق تر و دقیق تر به این پدیده نگریسته ایم و برای بررسی این فرضیه، با انتخاب چهار متن سفر نامه از زمان حال و استخراج 2800 واژه محتوایی از آنها، انگیختگی واژگان مرکب را در این متن ها بررسی کرده ایم؛ سپس این واژه ها را با 2800 واژه استخراج شده از چهار متن در دویست سال پیش مقایسه کردیم تا با بررسی ها و مقایسه های آماری دریابیم که از دویست سال گذشته تاکنون ، واژگان مرکب زبان فارسی به سمت انگیختگی رفته اند یا نا انگیختگی. مقایسه نتایج حاصل از بررسی این دو دوره نشان می-دهد که در شمار واژگان مرکب نیمه انگیخته در زبان فارسی ، در زمان حال، افزایشی معنا دار نسبت به دویست سال پیش صورت گرفته است؛ اما در شمار واژگان مرکب انگیخته ، نا انگیخته و در مجموع واژگان مرکب ، تغییری معنا دار روی نداده است؛ بنابر این شاید بتوان گفت از دویست سال گذشته تاکنون، واژگان مرکب نیمه انگیخته در زبان فارسی، بیشتر به سمت شفافیت پیش رفته اند تا تیرگی.
تحقیق حاضر تلاشی است در جهت بررسی نقشی که آشنایی با ژانر در عملکرد فراگیران زبان انگلیسی به ایفا می کند. این تحقیق همچنین (C-test) و تک (cloze) عنوان زبان خارجی در دو نوع آزمون کلوز سعی در روشن ساختن این موضوع دارد که آیا آزمون تک همانند آزمون کلوز توانایی زبان را مورد سنجش قرار می دهد؟ شرکت کنندگان در این تحقیق پنجاه و یک دانشجوی کارشناسی رشته زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه اصفهان با سطح زبانی متوسط بودند. داده های این تحقیق طی دو جلسه درسی جمع آوری شد. در اولین جلسه، شرکت کنندگان دردو آزمون نو ساخته کلوز با ژانر آشنا (ادبی) و ناآشنا (سیاسی) شرکت کردند.در جلسه دوم نیز، شرکت کنندگان دو آزمون تک نو ساخته با ژانر آشنا (ادبی) و ناآشنا (سیاسی) را پشت سر گذاشتند. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که آشنایی با ژانر بر روی عملکرد فراگیران زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی در هر دو آزمون کلوز و تک تاثیر معنا داری دارد. نتایج حاصله همچنین حاکی از تعامل معنا دار بین آزمون کلوز به عنوان آزمون سنجش توانایی زبان و آزمون تک با ژانر یکسان بود.