فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۲۲۱ تا ۹٬۲۴۰ مورد از کل ۱۱٬۰۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
" ریشه شناسی را در زبان فرانسوی «اتیمولوژی»1 گویند. اتیمولوژی واژه ای یونانی است، که از طریق زبان لاتین به زبان فرانسوی راه یافته است.
در یونان باستان اتیمولوژی به معنی ""شناخت اتیمون""2، و اتیمون به معنی ""معنی حقیقی واژه"" بوده است.
امروزه اتیمولوژی به تاریخ یک واژه از قدیم ترین زمان کاربرد آن تا زمان نوشتن تاریخ آن واژه هم از لحاظ لفظ و هم لحاظ معنی اطلاق می شود.
در هر زبان، برخی از واژه ها در زمان معین از رواج می افتد، اتیمولوژی این گونه واژه ها تاریخ آن ها از قدیم ترین زمان کاربرد تا زمان رواج آن واژه، هم از نظر لفظ و هم از نظر معنی است.
ریشه شناسی، علمی است که به کمک آن ""فرهنگ تاریخی"" نوشته می شود. فرهنگ تاریخی، فرهنگی است که در آن تاریخ یک واژه، هم از نظر لفظ و هم از نظر معنی ثبت می شود. (ابوالقاسمی، 12).
گویش بوشهری، یکی از گویش های ایرانی نو و از گروه گویش های جنوبی ایران است. ویژگی های آوایی، واجی و ساخت دستوری این گویش نشان می دهد که به شاخه ی زبان های ایرانی جنوب غربی تعلق دارد.
هدف مقاله، بررسی ریشه ی شناختی منتخبی از واژگان گویش بوشهری است. در این پژوهش، بیست و هشت واژه ی اصیل گویشی مورد بررسی ریشه شناختی و تطبیقی قرار گرفته است و از دو نوع روش تحقیق استفاده شده است: نخست از روش تحقیق میدانی که با استفاده از ضبط صوت با گویش وران مصاحبه انجام شده، اطلاعات مورد نیاز روی نوار، ضبط شده است. دوم از روش تحقیق کتابخانه ای (اسنادی) استفاده شده است. که با مراجعه، بررسی و مطالعه ی منابع دست اول، فیش ها تهیه شده، به صورت منظم دسته بندی شده اند، سپس ریشه ی واژگان و معادل فارسی آن ها به دقت یافت شده است.
نتایج تحقیق نشان می دهد با توجه به نفوذ رسانه های گروهی، فن آوری جدید و فارسی معیار، این واژگان در بین نسل جوان و تحصیل کرده فراموش شده است. این نکته ارزش و اهمیت پژوهش را نشان می دهد.
دیگر این که بررسی ریشه شناختی و تطبیقی این واژگان نشان می دهد که گویش های ایرانی، از نظر واژگانی دارای اشتراکات و همانندی های بسیاری هستند. ریشه ی گویش های ایرانی، زبان ایرانی باستان است. تفاوت این گویش ها در زمینه های آوایی، واجی، ساخت زبانی و دستوری است که مرزبندی و تقسیم بندی گویش های ایرانی را ایجاد کرده است.
هم چنین، نتایج نشان می دهد با بررسی ریشه شناختی گویش های ایرانی می توان اطلس جامع گویشی ایران و فرهنگ ریشه شناختی فارسی را تدوین کرد.
"
بررسی انواع لغزش های زبانی در گفتار فارسی زبانان بزرگسال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
لغزش های زبانی خطاهایی غیر مکرر هستند که به طور عادی و طبیعی در گفتار همة انسان ها رخ می دهند. علت توجه به این خطاها نقش آن ها در توضیح و تبیین چگونگی فرایند تولید گفتار است.
مهم ترین نتیجة حاصل از پژوهش های صورت گرفته دربارة لغزش ها این است که لغزش ها در الگوهای بسیار منظم و قاعده مند رخ می دهند. در این مقاله انواع لغزش ها در گفتار فارسی زبانان بزرگسال مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که در گفتار عادی به ترتیب بیش ترین نوع لغزش ها جانشینی واژگانی به دلیل شباهت معنایی و کم ترین نوع لغزش ها افزایش آوا و مبادلة مجزاست. همچنین بررسی داده های موجود مؤید قاعده مندی رخ داد لغزش هاست.
رویکرد دستور زایشی و برخی دستورهای منشعب از آن به واژه و مدخلهای واژگانی و مقایسه آن با مدخلهای واژگانی در برخی فرهنگهای دوزبانه انگلیسی - فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به نحوه نگرش دستور زایشی و همچنین برخی دستورهای منشعب از دستور زایشی به واژه و مدخلهای واژگانی، از آغاز شکل گیری تا دهه نود میلادی، پرداخته شده است. دستور زایشی بیشتر به یک نظریه نحو- محور معروف است و ممکن است سایر جنبه های زبانی که در این نظریه مورد توجه قرار گرفته اند از دیده ها مخفی مانده یا کمتر مورد توجه قرار گرفته باشد. این مقاله نشان می دهد که اهمیت واژه و مدخلهای واژگانی در نظریه زایشی همپای دیگر نظریه ها از دهه پنجاه میلادی تا اواخر دهه نود به مرور رو به ازدیاد بوده است. شاید بتوان ادعا کرد که در حال حاضر اطلاعاتی که در صورتهای متاخرتر نظریه زایشی و برخی رویکردهای منشعب از آن در مدخلهای واژگانی ارائه می شود کاملترین اطلاعاتی است که می توان در مدخلهای واژگانی لحاظ کرد. در ادامه مقاله با بررسی یک مدخل واژگانی در سه فرهنگ لغت دو زبانه انگلیسی - فارسی نشان داده شده که در این فرهنگها اطلاعات متفاوتی، چه به لحاظ کمیت و چه کیفیت، در مدخلهای واژگانی ارائه شده که در عین حال حتی در کاملترین فرهنگ نیز این میزان اطلاعات کمتر از اطلاعاتی است که در صورتهای متاخرتر دستور زایشی و برخی رویکردهای منشعب از آن برای مدخلهای واژگانی در نظر گرفته شده است. نتیجه آنکه: باوجودآن که به دلیل محدودیت فضای فرهنگهای غیر الکترونیکی و فراوانی و حجم زیاد مدخلهای واژگانی در نظریه های یاد شده، ممکن است امکان ارائه مدخلهای واژگانی به صورتی که در این نظریه ها آمده وجود نداشته باشد اما این بدان معنا نیست که با الهام از این نظریه ها نمی توان به غنای مدخلهای واژگانی در فرهنگهای لغت افزود. بنابراین راه گرچه دشوار اما پیمودنی است.
تمثیل در سبک هندی
زبان و نظامهای نوشتاری
حوزههای تخصصی:
آرمانگرایی در بنبست: نگاهی به نمایشنامة فراوانی اثر دیوید هِر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این گفتار به بررسی مضمون اصلی (تقابل میان آرمان خواهی و جامعه ای منحط) و نیز اهمیت نمایشنامه فراوانی (1978) اثر دیوید هِر، نمایشنامه نویس معاصر انگلیسی می پردازد. فراوانی، روایتی است فردی در بافتی تاریخی. روح سرکش شخصیت محوری این اثر نمودار شور تحول خواهی و آرمان گرایی دهه 1960 است که انبوه نمایشنامه نویسان جوان آن زمان نیز، از جمله دیوید هر، دستخوش آن بودند. تلخکامی این آرمان خواه در مواجهه با انحطاط روزافزون بریتانیای پس از جنگ جهانی دوم (در دوران رونق و «فراوانی») نقدی است کوبنده بر جامعه ای اخلاق زدوده و سترون که بذر آرمان گرایی در آن بخت روییدن ندارد. نگارنده می کوشد جایگاه این نمایشنامه را در مجموعه آثار هِر و همچنین درام نویسی معاصر انگلیسی بررسی کند. در این مقاله تأکید می شود که اثر مورد بحث را باید نقطه عطفی (هم از حیث مضمون پردازی و هم از حیث سبکی) در کارهای نویسنده ای شمرد که سیر تطور مضامین و رویکردهای آثارش (فاصله گرفتن از رادیکالیسم و میل به لیبرالیسم و محافظه کاری) و نیز زندگی حرفه ای اش (گذار از «حاشیه» به «مرکز» درام نویسی انگلیسی) نمودگار و نمایه ای است از یکی از مهمترین الگوها و روندها در درام نویسی انگلیسی بعد از جنگ جهانی دوم تاکنون.
کوششی بر مقایسة شاهنامه و سرود نیبلونگن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر ادبیات کلاسیک دارای حماسه ایست که در آن عناصر اسطوره ای، عناصر داستانی و عناصر واقعی برگرفته از تاریخ وجود دارند. این نکته درمورد ادبیات آلمانی و فارسی که نیبلونگن و شاهنامه سرآمد آثار آنان هستند نیز صدق می کند. از آن روی که این دو اثر از دیدگاه زبانی و فرهنگی زیر مجموعه زبان های هند و ژرمن هستند، عناصر مشابه بسیار در آنان وجود دارد که با اندک مقایسه ای پدیدار می گردد. این پژوهش تلاشی است بر مقایسه میان این دو حماسه ملی و شرط مهم در مقایسه دو اثر با یکدیگر، شناختن هر چه بهتر آنان است. به همین دلیل در این مقاله ابتدا دو شاهکار «سرود نیبلونگن» و «شاهنامه» از لحاظ پیدایش، ساختار و محتوی بررسی گشته اند. سپس نخست به ذکر شباهت ها و تفاوت های پهلوانان برتر دو حماسه پرداخته شده و بعد نمادها یا پدیده های مشترک میان دو اثر آمده است. آنچه در مقایسه این دو اثر در هر بخش به دست آمده است به صورت جدول ارائه گشته تا بتوان بر آنچه گفته شد، نگاهی اجمالی افکند.
عرف و سنتهای اجتماعی در تقابل با شخصیت فردی در رمان اول لوئیجی پیراندللو (مطرود)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ولین رمان پیراندللو به زندگی و شخصیت زنی به اسم مارتا آیالا می پردازد که هر از گاهی نامه های عاشقانه ای از شخصی معروف و صاحب اعتبار دریافت می کند و این برای او و همسرش مشکلاتی می آفریند. این مقاله به تلاش نویسنده برای به نمایش گذاشتن تقابل میان فرد و عرف و سننی که به صورت قوانین سفت و سخت در آمده اند اشاره می کند. با بیان این تقابل پیراندللو می خواهد ثابت کند که هر کسی ناچاراست ماسکی تحمیلی را بپذیرد و چهره ای متفاوت از خود نشان دهد تا هماهنگ با جامعه عمل کند. هر گونه مقاومتی در برابر فشارهای جامعه محکوم به شکست است. در این راستا مارتا آیالا در ابتدا سعی دارد با تکیه بر توانایی های فردی اش به حل مشکلات بپردازد اما از آنجایی که تلاش او عرف و سنت های پذیرفته شده را به چالش می طلبد با پاسخی سخت مواجه می شود. به زعم پیراندللودر یک جامعه بسته خطای فرد در به چالش کشیدن عرف و قراردادهای اجتماعی نابخشودنی است.
شناسهها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رئوس مطالبی که در این مقاله مورد بحث و تدقیق قرار گرفته عبارتند از: بحث در مورد حصول (Actualisation)، تعریف (Détermination)، تخصیص (Caractéristation) و شناسهها بهطور اعم و سپس بهطور اخص در مورد حرف تعریف (Articles)، شکلها و ارزشهای متفاوت آنها یعنی: الف) حرف تعریف معرفه (Article défini) با ارزشهای 1 ـ شهرت عام و منحصر به فرد بودن (Valeur de notoriété) 2 ـ ارزش تاکیدی (Valeur emphatique) 3 ـ ارزش ملکی (Valuer possessive) 4 ـ ارزش اشاره (Valeur démonstrative) 5 ـ ارزش توزیعی (Valeur distributive) و ارزشهای خاص دیگر. ب) حرف تعریف نامعین (Article indéfini) با ارزشهای 1 ـ تعمیمدهنده (Valeur généralisante) 2 ـ ارزش واحد و یگانه (Valeurd`unicité) 3 ـ ارزش تاکیدی (Valeur emphatique) 4 ـ ارزش معرفی (Valeur de présentation) و ارزشهای خاص دیگر.
بررسی تلمیح اسامی خاص در ترجمه های انگلیسی گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترجمه تلمیح را می توان یکی از دشوارترین جنبه های ترجمه یک متن دانست زیرا در این عنصر فرهنگ محور با اشارات ضمنی در زبان و فرهنگ مبدا (و نه الزاما در زبان و فرهنگ مقصد) روبرو هستیم. تحقیق حاضر به بررسی تلمیح اسامی خاص در گلستان سعدی و پنج ترجمه انگلیسی آن به قلم اندرسون (1861)، برتن (1890)، ایستویک (1859)، راس (1879) و ریهاتسک (1956) پرداخته است تا کارایی راهکارهای متفاوت مترجمان در برخورد با چنین تلمیحاتی مشخص شود.
نظریه ترجمه از منظر زبانشناسی زایشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله مباحث مهم ترجمه از جمله ترجمه پذیری، چگونگی ترجمه، ارزشیابی ترجمه، محدودیتهای ترجمه و امانت داری در ترجمه از این منظر مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. در این مقاله استدلال شده است که تعریف ترجمه از دیدگاه زبانشناسی زایشی علاوه بر امکان ترجمه، امید به حل برخی از مباحث ترجمه از جمله ترجمه ماشینی را افزایش می دهد. در بخشی از این مقاله به دستاوردهای این بررسی در آموزش ترجمه نیز اشاره شده است. این مقاله صرفا فرم و یا ساخت زبان را مدنظر قرار داده است و بحث ترجمه را از این منظر پیگیری می نماید.
الگویی ساختاری - نقشی برای سبک شناسی گفتمان انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله ابتدا تعریف سبک، مشخصه سبکی و شیوه تشخیص آن بیان می گردد. همچنین رویکرد زبانشناسی ساختارگرایی، صورت گرایی، تحلیل گفتمان و تحلیل گفتمان انتقادی به سبک شناسی معرفی می شود. نظریه انتقادی در نظریه و کارکرد با دیگر مکاتب زبانشناسی نیز مقایسه می گردد. سپس انواع فرآیندهای مادی، ذهنی، رابطه ای، وجودی، رفتاری و بیانی که در نقش اندیشگانی دستور نظام مند هلیدی آمده است با نمونه هایی از زبان فارسی ارایه می شود.
در چند و چون تشبیه
پدیده معکوس کردن فاعل بعد از دو کلمه ربطی فرانسوی aussi et ainsi (همچنین، نیز، هم...)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قلم ۱۳۸۶ شماره ۶
حوزههای تخصصی:
کلمات ربطی با ایجاد پیوند میان بخشهای گوناگون یک متن می توانند نقش مهمی در انسجام آن ایفا کنند. در گذشته به آنها حروف ربط پیوستگی و وابستگی اطلاق می شده است و امروز ما آنها را در مجموعه بزرگ کلمات ربطی جای می دهیم و برای هر یک با توجه به جایگاهش در جمله نقشی قائل می شویم. با توجه به اینکه تفاوتهای ساختاری بین زبان مبدأ و زبان مقصد، سبب بروز خطا در زبان مقصد می شود، در این پژوهش با انتخاب دو کلمه ربطی همچنین، نیز، هم، به این ترتیب، ...) که کاربرد آنها در زبان فرانسوی (aussi et ainsi) = (همچنین، نیز، هم، به این ترتیب، ...) فرانسه متفاوت است، مشکلات زبان آموزان ایرانی را در این زمینه پیش بینی کرده ایم. بررسی و تجزیه تحلیل ساختاری جملاتی که در آنها کاربرد کلمات ربطی مورد نظر سبب فرایند جابجایی فعل و فاعل می شود و همچنین بررسی دلایل عدم جابجایی فعل و فاعل، با وجود کاربرد این کلمات ربطی در جمله، هدف اصلی این تحقیق می باشد.
جابجایی فعل و فاعل پس از این کلمات ربطی می تواند با تغییر و تمایز معنایی همراه باشد. در حقیقت این به سبک نویسنده بستگی دارد که برای القای بسیاری از معانی مورد نظرش بخواهد از این فرایند جابجایی استفاده بکند. همچنین باید اضافه کرد که جابجایی و یا عدم جابجایی فعل و فاعل در اثر یک مولف میتواند سبب ساز یک معنی متفاوت باشد.
ارتباطات غیرکلامی و نشانه شناسی حرکات بدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی ارتباطات غیرکلامی و نقش حرکات بدنی در برقراری ارتباط در فرهنگ ایرانی و زبان فارسی می پردازد. نگارنده در این مقاله به این نتیجه می رسد که حرکات بدنی نقش بسزایی در برقراری ارتباط دارند و حتّی جنبه هایی از این حرکات می توانند نقشی اساسی تر از مهارت های کلامی در برقراری ارتباط ایفا کنند. به طور کلی، این حرکات از سه طریق عمل می کنند: 1- جایگزین پیام های کلامی می شوند. 2- پیام های کلامی را تقویت می کنند. 3- در جهت خلاف و رد پیام های کلامی عمل می کنند. در این بررسی حرکات مختلف اندام های سر، صورت (که خود به اشارات ابروان، چشم، بینی، دهان و لب تقسیم می شود)، دست، پا و همچنین حرکت اندام های دیگر مانند حرکت شانه ها و معنی هر کدام از آن ها در زبان فارسی پرداخته می شود.
ساخت اطلاعی جمله
حوزههای تخصصی:
پرسش زمان در مائده های زمینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قلم ۱۳۸۶ شماره ۶
حوزههای تخصصی:
"انسان در برابر گذر زمان وارد عمل شده از خود واکنش نشان می دهد. این واکنش ها، به واقع، به شکلی در خلال تصاویر شاعرانه آثار بشری نمود کرده اند. ژید، در کتاب مائده های زمینی، مثال های بارزی از این نمودها را به نمایش گذاشته است: وی در تصویری خویشتن را زندانی زمان چرخه ای در یک زندگی نباتی می بیند که هر چند تمایلاتی گذرا به لایتناهای عالم ملکوت دارد ولیکن دست و پای خویش را در خواهش هایی شدیدا زمینی، بسته می بیند به گونه ای که بهشت موعود را در همین عالم خاک می طلبد و در پی این طلب دست به دامان «حیله» هایی می شود تا او را به «آمیزه ای همگون» از تضادهای درونیش برسانند. با دست آویزی به «سیاست جدال با زمان» و با فرو رفتن در درون سیالیتی از زمان شبه برگسونی، ساری و جاری در بیکران فضا، ژید به زایشی از یک «جز کامل» رهایی بخش و بهشتی می رسد که در واقع خود، معنا و مفهوم زمان مطلق است. لیکن نکته اینجاست که این «جز کامل» پس از جستجوهای طولانی، نهایتا در تصویری از صحرای خشک زمینی حلول می کنند که سرزمین آرمانی او را می سازد یعنی همان بهشت مطلوب. حال سوال اینجاست که چرا صحرا؟ چه نوع تصویری از زمان این فرود به صحرا را پس از «سیاست جدال» در نزد ژید توجیه کرده است؟ ما همگام با ژید به چرخه هایی متفاوت از زمان بر می خوریم که مرتبا تکرار می شوند تا آنجا که در بیکران صحرا، در دانه های شن وارسته از قید زندگی نباتی، آینه ای از بینهایت خویش را در می یابند. آنجا تمامی چرخه های زمان به خودی خود از هم می گسلند و در چرخه ای واحد با جریانی یکتا پیش می روند و مفهومی از زمان خلق می کنند که دوام آن ابدی است، یکتاست و جاری در حال. زمانی که تمام چرخه های ذهنی و گذرا را در خود هضم نموده است.
ضمایر در ترجمه: زبان و فرازبان (با تمرکز بر متون دینی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترجمه ضمایر در نگاه اول ممکن است برخلاف ترجمه سایر مقولات مانند اسم، فعل و غیره خالی از مشکل به نظر رسد. ولی واقعیت امر این است که ضمایر در ترجمه می توانند بیشتر از سایر مقولات مشکل آفرین ظاهر شوند. علت این مشکل آفرینی مضاعف این است که ضمایر علاوه بر اینکه در نظام زبانی زبان مبدا و مقصد مطرح هستند، به دلیل اشاره ای بودن آنها زبان را با ابعادی از گفتمان مانند زمان، مکان، ... پیوند می دهند. نظام زبانی جنسیت دستوری علاوه بر مطابقت، عدد و حالت ضمایر را در دو زبان مبدا و مقصد به چالش می کشد. ضمایر، برخی از ابعاد اجتماعی را کدگذاری می کنند، نیازمند مرجع هستند و از همه مهم تر تعبیر آنها وابسته به گفتمان است و در خصوص متون دینی، بیشتر از سایر متون، متن و تاریخ را نیز در سیطره گفتمان به چالش می کشند. مقاله حاضر به بررسی ترجمه ضمایر در ترجمه های قرآن می پردازد ولی موضوعات مطرح شده، قابل تعمیم به سایر متون و ترجمه ضمایر به طور کلی هستند.
چرا که یک سخن در میانه نبود: زبان بدن
حوزههای تخصصی:
دستور همگانی بیاصول: تردید درباره ضرورت اصول زبانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله نگارنده قصد دارد به عواقب و نتایج رویکرد اخیر ارائه شده توسط چامسکی در دستور زایشی بپردازد که از آن به عنوان برنامه کمینهگرا یاد میگردد. این برنامه پژوهشی عرصه جدیدی در نظریهپردازی زایشی است که در آن پژوهشگران و نظریهپردازان به دنبال حذف عناصر زاید و مفاهیم غیرضروری از مدلهای ارائه شده درباره زبان، همت میباشند، خواه این عناصر و مفاهیم صوری باشند و خواه جوهری. در واقع، هدف نهایی این برنامه رسیدن به نظریهای زبانی است که با حداقل امکانات بیشترین و بهینهترین تبیینها را ارائه نماید. در این مقاله نشان داده میشود در چارچوب این برنامه میتوان گونهای از دستور همگانی را ارائه نمود که در آن نیازی به مفروض دانستن اصول مطلق یا غیرمتغیر زبانی نباشد. بهاینترتیب استدلال میگردد که نظریه زبانی در نهایت صرفاً از پارامترهای تغییر زبانی تشکیل میگردند. همچنین نشان داده میشود امکان دارد چنین پارامترهایی که به صورت معیار تاکنون به هنگام تثبیت صرفاً یکی از دو حالت ارزشی خود برخوردار بودهاند میتوانند یا تثبیت نشده باقی بمانند و یا در هر دو ارزش خود تثبیت گردند. نگارنده پیشنهاد مینماید چنین نظریهای را در صورت حصول، نظریه یکپارچه پارامتری و یا دستور همگانی بیاصول نامند.