فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۳۶۱ تا ۶٬۳۸۰ مورد از کل ۱۱٬۱۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
ساختار زبانی قرآن کریم، یک ساختار موسیقایی است که با کاربست بهترین و جذاب ترین شیوه ها به انتقال پیام و محتوای دینی خود دست یازیده است. ساختار تمام اجزاء و عناصر موسیقایی آن متناسب با یکدیگر و هماهنگ با محتوا و اغراض دینی آیات به کار گرفته شده و در القای هر چه بیشتر معانی و مفاهیم آیات قرآنی سهیم است. یکی از دانش هایی که می تواند راه جدیدی را در مطالعات قرآن کریم بگشاید و به فهم آن یاری رساند، نشانه - معناشناسی گفتمانی است. نشانه معناشناسی به منزله ی یکی از شیوه های نقد ادبی نو، برآیند نشانه شناسی ساختارگرا و نظام گفتمان روایی است که جریان تولید معنا را با شرایط حسّی- ادراکی پیوند می دهد. در این رویکرد، نشانه ها همراه با معانی به گونه هایی سیّال، پویا، متکثر و چند بعدی تبدیل می شوند. جستار حاضر درصدد است تا با رویکرد توصیفی– تحلیلی، چگونگی شکل گیری فرآیند تنشی گفتمان را در برخی آیات جزء 30 قرآن کریم و موسیقی حاصل از آیات و تأثیر آن در معانی را بررسی کند. نتایج بررسی این پژوهش بر اساس الگوی تنشی نشان می دهد که در برخی آیات، خداوند به طور مستقیم وارد فضای گفته پردازی شده و سبب خلق فشاره ی عاطفی شده است، و در این حالت آیات با سرعت بیشتری بیان می شوند اما گاه خداوند از فضای گفته پردازی خارج شده و به فضای گفته ای وارد می شود و سبب خلق گستره ی شناختی می شود و در نتیجه آیات با کندی ادا می شوند. بنابراین الگوی نشانه-معناشناسی می تواند به عنوان روشی کارآمد در تجزیه و تحلیل متن ادبی قرآن به کار رود و رویکردی نو در بررسی موسیقی آیات داشته باشد و زمینه ساز خوانش تازه ای از این متن الهی گردد.
سیر تکاملی آگاهی از ژانر رشتة تخصصی با آموزش مهارت های نگارش دانشگاهی: یک مطالعة موردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش کیفی با بررسی فرآیندهای فکری دو نمونه از دانشجویان کارشناسی ارشد رشتة روابط بین الملل، چگونگی توسعة آگاهی از ژانر رشتة تخصصی ذکر شده، بررسی و گزارش شده است. بدین منظور، دو نمونة مطالعاتی به مدت هجده ماه تحت آموزش و بررسی قرار گرفتند. در این مدت یکی از محققان برای تقویت مهارت های نگارش دانشگاهی، به طور شخصی کلاس های منظم آموزشی با شرکت کنندگان برگزار نمود. چهارچوب نظری استفاده شده در این پژوهش، مدل «تعامل» هایلند (2005) و روش تحقیق نیز در فاز اول تا سوم این کار، روش قوم نگارانه و تفسیری و در فاز چهارم، تحلیلی بود. چند مصاحبه و جلسات یادآوری فرآیند فکری، یادداشت برداری های میدانی و بررسی اسناد به منظور جمع آوری داده ها انجام شد. طبق تعریف ارائه شده از سطوح مهارتی توسط سازمان آیلتس، شرکت کنندگان در این مطالعه از سطح نگارشی کاربر محدود (نمرة 4) تا سطح کاربر خوب (نمرة 7) پیشرفت کردند. در نهایت این پژو.هش، نتیجة بررسی ها از مراحل تکامل آگاهی شرکت کنندگان از ژانر تخصصی رشتة خود در قالب یک مدل ارائه شد. این مطالعه می تواند چشم انداز بسیار روشنی برای برنامه ریزی دوره های آموزشی مهارت های نگارش تخصصی و دانشگاهی باشد.
The Use of Hedging in Discussion Sections of Applied Linguistics Research Articles with Varied Research Methods (بررسی استفاده از راهبرد نرم سازی کلام در بخش بحث مقالات زبانشناسی کاربردی با روشهای تحقیق مختلف)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تجزیه و تحلیل کلام در بخش بحث و بررسی مقالات پژوهشی از اهمیت بالایی برخوردار است. چرا که در این بخش یافته های پژوهشی با نگاهی به ادبیات تحقیق مورد تفسیر قرار می گیرد و مولف سهم عمده ای در تولید گفتمان این بخش از مقاله دارد (هایلند، 1999). به همین دلیل، محتوا و ساختار بخش بحث و بررسی در مقالات مختلف مورد تحلیل قرار گرفته است. با این حال، تعداد کمی از پژوهش ها به کارکرد نشانه های تردید در این بخش با توجه به روش تحقیق به کار گرفته شده اعم از کمی، کیفی و ترکیبی پرداخته اند. لذا، جهت پرداختن به این موضوع، در تحقیق حاضر کاربرد نشانه های تردید در بخش بحث و بررسی 150 مقاله پژوهشی (50 مقاله با روش کمی، 50 مقاله با روش کیفی و 50 مقاله با روش ترکیبی) در رشته زبانشناسی کاربردی مورد بررسی قرارگرفت. به این منظور، ساختار و کارکردهای نشانه های تردید بر اساس مدل وارتالا (2001) و مدل هایلند (1998) تحلیل شد. داده ها به روش های کمی و کیفی با به کار گیری راهبردهای کدگذاری و یادداشت برداری آنالیز شد. نتایج نشانگر تعدد و تواتر ساختاری نشانه های تردید از بیشتر به کمتر به ترتیب در مقالات کمی، ترکیبی و کیفی است. همچنین، افعال کامل و کمکی و قیدها بیشترین کاربرد را در میان انواع نشانه های تردید داشتند و به واسطه آزمون مجذور خی معنا داری تفاوت میان این انواع تایید شد. علاوه بر موارد ذکر شده، یافته ها حاکی از آن است که کاربرد نشانه های تردید در مقالات ترکیبی و کمی مشابه است. برخی کاربردهای مربوط به نتایج مقاله حاضر نیز در پایان مورد بحث قرار می گیرد.
The Impact of Task Complexity along Single Task Dimension on EFL Iranian Learners' Written Production: Lexical complexity (تاثیر پیچیدگی در کنار کار ساده بر تولید نوشتاری یادگیرندگان زبان خارجی ایرانیان: پیچیدگی واژگانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر اساس فرضیه شناختی رابینسون، این مطالعه - اثرات پیچیدگی کاربرد پیچیدگی واژگانی استدلال فراگیران ایرانی زبان انگلیسی پرداخته است. برای این منظور با اجرای آزمون پیچیدگی کار ذهنی و فکری همراه با بعد ساده بودن کار و تأثیر آن از لحاظ تسلط بر پیچیدگی واژگانی در مهارت نوشتاری زبان انگلیسی مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس نتایج حاصل از آزمون نوشتاری که از متن تافل انتخاب گردیده بود، 48 زبان آموز به عنوان شرکت کننده در تحقیق انتخاب شدند. سپس به دو گروه یعنی گروه اول به تعداد 24 نفر که به آن ها کار واحد ساده بدون پیچیدگی ذهنی ارائه شد و گروه دوم به تعداد 24 نفر که به آن ها کار با پیچیدگی ذهنی بیشتر ارائه شد. به شرکت کنندگان گروه کار ساده 8واحد تصویر داستان با قالب و فریم مرتب شده ارائه و به گروه کار پیچیده نیز همچون گروه ساده- 8 تصویر داستان اما نامرتب داده شد. ابتدا از گروه دوم خواسته شد قالبها را مرتب و بعد در خصوص وقایع اتفاق افتاده در تصویر به صورت واژگانی توضیح دهند. خروجی هر دو گروه بر اساس اندازه گیری تسلط کدگذاری گردید. نتایج حاصله حاکی از آن بود که فرضیه صفر به خاطر تأثیر مثبتی که بعد کار واحد ساده بر پیچیدگی واژگان داشت، رد شد. به عبارتی می توان گفت وقتی شرکت کنندگان درگیر مرتب کردن تصاویر از لحاظ محتوی در بعد کار پیچیده بودند زبان آموزان مجبور شدند به منظور پیدا کردن ترتیب منطقی بین تصاویر از سیستم پردازش عمیق تر معنایی استفاده نمایند که منتهی به فعال شدن سیستم مبتنی بر معنا- محور شد. یافته ها نشان داد پیش بینی مدل رابینسون در جامعه ایرانی بیشتر مورد تانید است.
بررسی استعارة مفهومی در سورة بقره(رویکرد زبان شناسیِ شناختی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استعاره به خاطر انتزاعی بودن حوزة مذهب، از فراوانی بالایی در قرآن کریم برخوردار است. تا چندی پیش و قبل از پیدایش زبان شناسی شناختی، استعاره بیشتر به عنوان رویکردی برای زیبایی آفرینی و روشی برای ابداعات هنری قلمداد می شد، امّا با طرح نظریة استعاره مفهومی، استعاره، ابزاری برای تفکّر و اندیشه به شمار رفت که در سراسر زندگی بشر جریان دارد و به کمک آن بسیاری از مفاهیم انتزاعی مفهوم سازی می شوند.
این پژوهش در صدد است تا نشان دهد قرآن کریم، مفاهیم انتزاعی و مجرّد را با چه ساز و کاری، مفهوم سازی می کند و قلمرو مبدأ استعاره های مفهومی تا چه اندازه با تجارب انسان سروکار دارد. این بررسی نشان می دهد که استعاره در سراسر گفتمان قرآن در سورة بقره حضور دارد و ابزاری است که به کمک آن مفاهیم انتزاعی چون زندگی، زمان، فهمیدن، انفاق و ... مفهوم سازی می شوند و معمولاً قلمرو های مبدأ از حوزه های ملموس و مرتبط با زندگی بشر انتخاب شده اند.
تحلیل نشانه شناسی اجتماعی فیلم نامة آژانس شیشه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گفتار هر فرد ارائه دهندة باورها، ارزش ها و جهان بینی هایی است که به صورت نهفته در زبان فرد جای می گیرند و افراد ناخواسته آنچه را که می اندیشند، بر زبان خود جاری می سازند. استفاده از این خاصیت زبانی، روشی مناسب برای پیشبرد اهداف رسانه ها خواهد بود، تا جایی که آنها قادرند با استفاده از این ویژگی، ایدئولوژی ای را مثبت تلقی کرده، آن را برجسته کنند و یا ایدئولوژی ای را منفی نشان داده، آن را به حاشیه برانند. در این میان، فیلم های سینمایی نیز از این قاعده جدا نیستند. به همین منظور، ما در این مقاله فیلم نامة «آژانس شیشه ای»، نوشتة ابراهیم حاتمی کیا را از منظر نشانه شناسی اجتماعی مورد تحلیل قرار دادیم و متوجه شدیم زندگی در فضای دوقطبی، بر ذهن او بی تأثیر نبوده است. برای این کار از دو ابزار فرانقش اندیشگانی (در دستور نظام مند هلیدی) و قطب بندی «خود» و «دیگری» (بر اساس مربع ایدئولوژیک ون دایک) استفاده شده است. آن گاه بعد از قطب بندی شخصیت های درون فیلم نامه، دریافتیم که قطب1 بر ضلع برجسته سازی نکات مثبت «خود» بیش از ضلع های دیگر مربع ایدئولوژیک تکیه کرده است و این تکیه را با استفاده از فرایندهای مادی نشان داده و قطب مقابل بر برجسته سازی نکات منفی «دیگری» تکیه کرده و برای این کار از فرایند رابطه ای بهره برده است که این شیوة کاربرد با ویژگی های شخصیت های فیلم نامه متناسب است.
تأثیر سن و جنسیت در به کارگیری ضرب المثل ها و اصطلاحات در گفتمان روزانه شیرازی ها
حوزههای تخصصی:
تغییر و دگرگونی یکی از ویژگی های اساسی زبان هاست. هر جامعه از نسل های متفاوتی تشکیل شده است که هر کدام دیدگاهی متفاوت راجعبه زندگی دارند و بدیهی است که از ادبیات متفاوتی استفاده کنند. تفاوت میان گویش نسل های متفاوت جامعه ایران چنان زیاد است که گویی آنها به زبان های متفاوت سخن می گویند. پژوهش حاضرکوشیده است تا میزان استفاده از اصطلاح و ضرب المثل در گروه های سنی مختلف جامعه را مورد مطالعه قرار دهد. به همین منظور، با استفاده از روش انتخاب تصادفی، دو گروه ۲۴ نفره از میانسالان و نوجوانان از هر دو جنسیت را به عنوان جامعه آماری برگزیده است تا امکان بررسی عوامل جنسیت و سن (نسل) در میزان و نوع استفاده از ضرب المثل و اصطلاح در گفتار روزانه محقق شود. تمامی شرکت کنندگان به صورت جداگانه مصاحبه شدند و جمله هایشان به دقت ثبت گردید. با شمارش ضرب المثل ها و اصطلاحات در جمله های گروه های سنی میانسال و نوجوان و همچنین آزموده شده های مرد و زن و با توجه به مفهوم تراکم اصطلاحی، یعنی نسبت تعداد ضرب المثل ها یا اصطلاحات یک جمله به تعداد کل کلمات آن جمله است، و با استفاده از روش آماری استنباطی نا پارامتری این نتایج حاصل شد: ۱. میانسالان نسبت به نوجوانان از ضرب المثل ها و اصطلاحات بیشتری استفاده می کنند، شاید به این دلیل که با فرهنگ و ادبیات مأنوس تراند و از ظرافت ها و زیبایی های آن آگاه تر هستند. ٢. نوجوانان نیز در مکالمات روزمره خود از ضرب المثل و اصطلاح استفاده می کنند؛ ولی ضرب المثل ها و اصطلاحات آنان نوعاً از جنس لغاتی هستند که یکشبه از طریق مطبوعات یا رسانه های جمعی و مجازی به لغتنامه جامعه تزریق می شوند. ٣. دیگر آنکه مردان در مجموع از ضرب المثل ها و اصطلاحات بیشتری نسبت به زنان در گفتار روزانه خود بهره می گیرند.
دیرش ذاتی واکه های گونه معیار فارسی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر در چارچوب آواشناسی آزمایشگاهی به این پرسش می پردازد که آیا گویشورانِ فارسی معیار، مشخصه ثانویه دیرش واکه را که با ارتفاع واکه در این زبان همبستگی دارد، به طور عمدی کنترل می کنند و یا اینکه این مشخصه صرفاً پی آمد ویژگی های اولیه است و در نتیجه می توان آن را با توجه به عوامل زیست-مکانیکی توجیه کرد. به این منظور، تفاوت در دیرش واکه های افراشته، افتاده و میانه در سرعت های مختلف گفتار (آهسته، معمولی و سریع) در دو جایگاه پیشین و پسین، و همچنین تفاوت در دیرش واکه های کوتاه و کشیده در سرعت های مختلف گفتار مورد بررسی قرار گرفته اند. نتایج نشان می دهند که دیرش واکه هایِ دارای ارتفاع های مختلف، به طور عمدی توسط گویشوران کنترل نمی شوند؛ اما همین نتایج نشان می دهند، که با توجه به اینکه کاهش ارتفاع واکه ها با افزایش دیرش واکه ارتباط مستقیم ندارد، دیرشِ واکه ها در فارسی گفتاری معیار را با استناد به عوامل زیست-مکانیکی نیز نمی توان تبیین کرد.
سنگ نبشتة اورارتویی منقوش به چلیپا در ماکو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سنگ های بسیار مزین به چلیپا در ارمنستان و ترکیه به دست آمده است که بر روی کتیبه میخی و به ویژه کتیبه اورارتویی نقر می شدند که تعدادی از آنها تا کنون شناسایی و مورد پژوهش قرار گرفته اند. تا کنون نمونه ای مشابه در ایران شناسایی نشده بود. به تازگی کتیبه ای میخی که به دلیل نقش کردن صلیب بر آن آسیب فراوان دیده در ماکو به دست آمده و نگارندگان بررسی و پژوهش بر آن را انجام داده اند. سمت راست تخته سنگ انتهای کتیبه میخی باستانی است ولی از سمت چپ شکسته شده است و بدین ترتیب کتیبه میخی نیمه یا قسمت های نایافته ای دارد. رویه آن که صلیبی در زمانی نامشخص بر آن نقش شده کتیبه ای آشوری بوده و فقط چند نشانه از آن کتیبه باقی مانده است. در پشت تخته سنگ فقط یک نشانه به طور واضح دیده می شود. رسم الخط نشانه های میخی نشان می دهد که این کتیبه در زمانی میان حدود 800 تا 700 ق.م توسط اورارتوها نوشته شده است. در این نوشته ابتدا این سنگ نوشته معرفی و سپس رسم الخط آن بررسی و در ادامه با نمونه های مشابه مقایسه می شود.
Loss of the Socio-cultural Implicit Meanings in the English Translations of Mu’allaqat(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۴, Issue ۱۴, Summer ۲۰۱۶
11 - 21
حوزههای تخصصی:
Translation of literary texts, especially poetry, is one of the most difficult tasks; it requires mastery and knowledge of the language system and culture, and lack of this might lead to wrong translation. This study aimed to examine the loss and gain of the sociocultural implicit meanings in the English translations of the Mu’allaqat, and assess whether the translators of the Mu’allaqat have succeeded or failed in transferring the sociocultural implicit meanings from the source text (ST) to the target text (TT). The study examined four English translations of two poems; namely, Labid’s poem and Tarafa’s poem. The selected poems are considered as masterpieces of the Arabic ancient poetry loaded with cultural signs. This study combined New mark's approach (1988) of translation with Baker’s taxonomy (1992-2011), i.e. translation equivalence, in analysing the data. The findings of the study showed that there are two types of loss made by translators in translating the Mu’allaqat: inevitable loss and avertable loss. The findings also revealed that the loss of socio-cultural implicit meaning occurred because of the inadequate use of the communicative equivalence by the translators and absence of employing pragmatic equivalence.
انگیزه و الگوهای رمزگردانی در میان گویشوران سیستانی، براساس دیدگاه گایلز
منبع:
زبان شناسی و گویش های ایرانی سال ۱ بهار و تابستان ۱۳۹۵ شماره ۱
116 - 142
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به دنبال بررسی انگیزه و الگوهای رمزگردانی در میان آن دسته از گویشواران سیستانی استان سیستان و بلوچستان است که به دو گویش محلی و فارسی معیار صحبت می کنند. دلایل رمزگردانی گویشوران سیستانی برحسب عوامل اجتماعی و براساس نظریه تطابق گایلز (1979) بررسی شده است. گایلز (1979) چهار مشخصه را به عنوان انگیزه رمزگردانی معرفی کرده که این مشخصه ها شامل حالت، احساس، اعتقاد (باورها) و وفاداری به تعامل قومی است. این مشخصه ها بعدها توسط گایلز و دیگران (1982) توسعه یافته و مشخصه های دیگری به آن اضافه شد. در این مطالعه دو عامل اجتماعی طبقه اجتماعی و جنسیت مورد آزمایش قرار گرفته و هدف یافتن انگیزه ها و دلایل رمزگردانی در بین گویشوران سیستانی دارای جنسیت متفاوت و از طبقه اجتماعی مختلف بوده است. بررسی ها بر روی نوع گفتار دانشجویان دانشگاه زابل با طبقه تحصیلاتی یکسان (کارشناسی) صورت گرفت. نتایج به دست آمده حاکی از این است که در ارتباط با عامل اجتماعی جنسیت، زنان کمتر از مردان از رمزگردانی استفاده می کنند و در ارتباط با طبقه اجتماعی، در گفتار طبقه اجتماعی پایین تر رمزگردانی بیشتر مشاهده می شود که طبق الگوی تطابق اجتماعی گایلز دلیل آن تمایل به حفظ همبستگی میان این افراد است. یکی دیگر از نتایج این تحقیق، میزان کاربرد گونه زبانی فارسی معیار در بین دو گروه زنان و مردان و در دو طبقه اجتماعی بالا و پایین است که شواهد بیانگر این واقعییت است که مردان در مقایسه با زنان تمایل کمتر به استفاده از گونه فارسی معیار داشته و طبقه اجتماعی پایین نسبت به طبقه اجتماعی بالا بیشتر تمایل به استفاده از گویش سیستانی دارند که این خود نشانگر الگوی ها و انگیزه های متفاوت رمزگردانی در عواملی اجتماعی مختلف می باشد.
کاهش واکه ای در لهجه کرمانی
منبع:
علم زبان سال چهارم بهار و تابستان ۱۳۹۵ شماره ۶
100 - 83
حوزههای تخصصی:
هدف از این مقاله، مطالعه کاهش واکه ای در واکه های لهجه کرمانی است. کاهش واکه ای فرایندی است که در هجای بی تکیه رخ می دهد و طی آن واکه ها به سوی واکه هایی دیگر گرایش می یابند. برای بررسی کاهش واکه ای در این لهجه، از 10 گویشور لهجه کرمانی (5 زن و 5 مرد) خواسته شد که 24 واژه (که در 12 واژه، واکه ها در هجای تکیه بر و در 12 واژه دیگر همان واکه ها در هجای بی تکیه قراردارند) را سه مرتبه تکرار کنند. صدای این افراد توسط میکروفون شور ضبط شده و به وسیله نرم افزار پرت مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفته است. برای هر واژه یک شبکه متنی ساخته شد. سپس، مقادیر دیرش، بسامد سازه های اوّل، بسامد سازه های دوم و بسامد پایه واکه ها در هجاهای تکیه بر و بی تکیه اندازه گیری شد و تأثیر تکیه بر این متغیرها مورد بررسی قرارگرفته است. نتایج نشان داد که بسامد پایه و دیرش واکه ها در هجای بی تکیه کاهش می یابد. در مجموع می توان نتیجه گرفت که بسامد سازه اوّل تمامی واکه ها و بسامد سازه دوم واکه های [ɑ, e, o, u] در هجای بی تکیه به سوی بسامد سازه اوّل و بسامد سازه دوم واکه شوا گرایش دارند. همچنین نتایج گویای آن است که کاهش واکه ای در لهجه کرمانی مرکزگرا است.
صفات پادشاهان ایران و انیران در آیینه علم فراست(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علم فراست که در متون دوره اسلامی با عناوین علم قیافه و قیافه شناسی نیز آمده است، یکی از اقسام علوم غریبه است که اکثر دانشمندان اسلامی آن را ذیل فروع حکمت طبیعی قرار داده اند. فراست، دانشی است که به کمک آن می توان از نشانه های ظاهری و علائم صوریِ فرد به باطن و سیرت او راه یافت، دانشی که پیشینه آن را به قرن پنجم و چهارم پیش از میلاد و به دوره بقراط و ارسطو رسانده اند. موضوع این مقاله، فراست نامه ای فارسی منسوب به آذرکیوان است که در میان فراست نامه های فارسی و عربی نظیری ندارد. در این فراست نامه، آذرکیوان علائم و نشانه های ظاهری پادشاهان ایران باستان را توصیف کرده و آنها را با اخلاق و منش ایشان تطبیق داده است. توصیفات ظاهری شاهان و پهلوانان ایرانی اغلب بر محور اعتدال می چرخد و در برابر، اجزای چهره و اندام شاهان و پهلوانان انیرانی یا بسیار درشت و بزرگ اند یا باریک و نزار. بدترین و ظالم ترینِ پادشاهان، ضحاک و تور و گرسیوز و شغاد و ماهوی سوری اند که تقریباً همه صفاتِ شخصیت های بد و ظالم را دارند.
Investigating Lexico-grammaticality in Academic Abstracts and Their Full Research Papers from a Diachronic Perspective(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Applied Linguistics, Vol.۹, No.۱۹, Fall & Winter ۲۰۱۶
178 - 197
حوزههای تخصصی:
Development of science and academic knowledge has led to changes in academic language and transfer of information and knowledge. In this regard, the present study is an attempt to investigate lexico-grammaticality in academic abstracts and their full research papers in Linguistics, Chemistry and Electrical engineering papers published during 1991-2015 in academic journals from a diachronic perspective through quantitative research design. The focus of this paper is on transitivity, mood and theme analysis in the corpus according to Halliday's (1994) systemic functional linguistics model. So, all the attempts are to find the changes in abstracts and research papers of these disciplines and how they are to be positioned in different linguistic contexts over time. The results revealed that research papers employ the spectrum of possible lexical realization quite differently as compared to general English, especially concerning the use of specific lexical items. Also, the results of chi-squares of each discipline showed that there are significant differences between papers over time at .05 level of significance (.000< .05) with regard to the transitivity, mood, and theme.
Persian Speakers’ Recognition of English Relative Clauses: The Effects of Enhanced Input vs. Explicit Feedback Types(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Despite consensus in focus on form (FOF) instruction over the facilitative role of noticing, controversy has not quelled over ways of directing EFL learners’ attention towards formal features via implicit techniques like input-enhancement or explicit metacognitive feedback and interactive peer-editing on the output they produce. This quasi-experimental study investigated the impact of input enhancement (IE), metalinguistic feedback (MF), and peer-editing (PE), on 73 intermediate female Iranian EFL learners’ recognition of relative clauses (RCs). The participants, in three intact classes ranged in age between 18 and 30, were randomly assigned as IE (N=23), MF (N=29), and PE (N=21) groups. The 18-session treatment in all groups was based on identical teaching materials and methodology following a reading to writing orientation focused on RCs. The only difference was related to the focus on form that was through enhanced reading texts in the IE group, metalinguistic feedback on discussion of content in the MF group, and peer-editing in pair-discussion of the content in the PE group. Two parallel sets of 40-item multiple choice researcher-made validated tests focused on RCs were employed to measure the participants’ recognition of RCs at the onset and the end of the study. The one-way between-groups analysis of covariance demonstrated significantly higher gains in the MF and PE groups compared to the IE group; the MF achieved higher levels of mastery. The findings highlight the effectiveness of MF and offer implications for more effective teaching of RCs to Iranian EFL learners.
The Perceptions of Language Learners across Various Proficiency Levels of Teachers’ Code-switching(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Code-switching (CS), an alternation between two or more languages or language varieties, has long been researched in language education. A great number of studies by applied linguists have explored the reasons for, and the potential usages of code-switching in foreign language education over the past years. This study explores the perceptions of English language learners across various proficiency levels concerning teachers’ use of CS, in this case Farsi in English classrooms. It also examines the roles and functions of CS in the classroom. Fifty teachers and 105 language learners from University of Tehran Language Center (UTLC) in Tehran, Iran were involved in this study. The necessary data were obtained through questionnaires. The results suggested that the Elementary (EL) learners seem to benefit from the teachers' use of first language in class, whereas English-only classroom is preferred by Intermediate (IN) and Upper Intermediate (UI) ones. It was also revealed that maximum exposure of the learners to the target language seems necessary. The results suggest that, concerning the learners' levels (EL, IN and UI), teachers’ and learners’ Code Switching can work as a useful language teaching strategy. The findings of this study can have implications for English as a Foreign Language (EFL) classrooms and can be used by language teachers.
The Influence of Collaboration on Individual Writing Quality: The Case of Iranian vs. Malaysian College Studentsبررسی تاثیر (فعالیتهای نوشتاری مشترک بر کیفیت نوشتار فردی: مقایسه مقابله ای دانشجویان ایرانی و مالزیایی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق مقایسه موردی و مقابله ای تاثیر فعایتهای نوشتاری مشترک بر کیفیت نوشتار فردی دانشجویان ایرانی و مالزیایی می باشد. برای این منظور هشت نفر دانشجوی سال اولی (چهار نفر دانشجوی ایرانی و چهار نفر دانشجوی مالزیایی چینی تبار در یک دانشگاه غیردولتی در شهر کوالالامپور) که بر اساس مولفه های سن، جنس، سطح دانش انگلیسی مشابه و رشته دانشگاهی مشترک انتخاب شده بودند در قالب چهار گروه دو نفری تقسیم بندی شدند (دو گروه ایرانی و دو گروه مالزیایی). در مدت زمان تقریبی دو ماه و درطی پانزده جلسه هرکدام از گروها تعداد پانزده متن مربوط به قسمت 1 نوشتار آکادمیک آزمون آیلتس را بصورت مشترک (دو نفره) با هم انجام دادند. پانزده جلسه مزبور در واقع شامل پنج سیکل متوالی و مجزا بودند به طوری که در هر سیکل متعاقب هر سه جلسه نوشتار مشترک یک جلسه نوشتار انفرادی وجود داشت. پر واضح است که در پایان جلسه پانزده (یا سیکل 5) هر کدام از شرکت کنندگان تحقیق پنج نوشتار انفرادی تولید کرده بود. تمامی نوشته های انفرادی هشت نفر شرکت کننده به تبعیت و با استفاده از باروم نمره دهی استاندارد آزمون آیلتس بر اساس چهار مولفه ""میزان کفایت توضیحی متن"" (Task Achievement) ""میزان انسجام و پیوستگی متن"" (Cohesion and Coherence) ""میزان غنای دستوری و صحت گرامری متن ""(Grammatical Rang and Accuracy) و"" میزان غنای واژگانی متن ""(Lexical Resources) مورد ارزیابی و سنجش کیفی قرار گرفتند. نتایج حاصله نشان دادند که بیشترین تاثیرکیفی مثبت که در طول مدت مطالعه در نوشته های انفرادی همه دانشجویان مشهود بود به ترتیب مربوط به پارامترهای ""کفایت توضیحی متن"" و ""انسجام و پیوستگی متن"" بودند در حالیکه بهبود واژگانی خیلی جزیی و صرفا محدود به نوشته های سه نفر از دانشجویان مالزیایی می شد و نوشته های هیچکدام از دانشجویان در بعد دستوری پیشرفت قابل اعتنایی نداشتند. شایان توجه اینکه پیشرفت ها و پسرفتهای متناوبی در کیفیت نوشته های انفرادی در طول مدت تجقیق قابل مشاهده بودند. نتایج متنوع حاصله در این مطالعه را می توان در ارتباط با اصول پارادایم فرهنگی-اجتماعی ،نظریه آشوب ، تیپولوژی متن های مورد تمرین و همچنین سطح دانش زبانی دانشجویان شرکت کننده در تحقیق توضیح داد.
بررسی صوت شناختی واکه های [æ, o, i]در لهجه کرمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این مقاله مطالعه کاهش واکه ای در لهجه کرمانی و مقایسه آن با لهجه فارسی معیار است. کاهش واکه ای فرایندی است که در هجای بدون تکیه صورت می گیرد و طی آن واکه های بدون تکیه تغییر یافته و به سوی واکه های دیگر گرایش می یابند. به منظور بررسی کاهش واکه ای در لهجه کرمانی، تعداد 6 نفر گویشور مرد بومی زبان فارسی با میانگین سنی 23 و انحراف معیار08/3 در این تحقیق شرکت کردند که سه نفر از آنها گویشور بومی لهجه کرمانی و سه نفر دیگر گویشور بومی لهجه فارسی معیار بودند. داده های این تحقیق شامل 12 کلمه می باشد که در لهجه کرمانی و فارسی معیار، در جملات سئوالی و خبری و در جایگاه تأکید و بدون تأکید قرار داده شدند. این کلمات با استفاده از میکروفونShureو نرم افزارPraat (بورسما، 2001) در اتاق آکوستیک گروه زبان شناسی دانشگاه صنعتی شریف توسط گویشوران خوانده و ضبط شدند. آن گاه مقدار دیرش، انرژی، فرکانس سازه های اول، دوم و سوم، فرکانس پایه و مرکز ثقل طیفی واکه های موردنظر اندازه گیری شد. نتایج این تحقیق نشان داد که دیرش، انرژی و فرکانس پایة این واکه ها در لهجه کرمانی کمتر از دیرش، انرژی و فرکانس پایه آنها در فارسی معیار است. هم چنین نتایج بررسی فرکانس سازه های اول و دوم واکه های موردنظر تأییدی است بر این ادعا که واکه های [æ, o, i] در لهجه کرمانی گرایش به سوی مرکز دارند بنابراین این نوع کاهش واکه ای در لهجه کرمانی کاهش مرکزگرا نامیده شده است.
استعارة دستوری در مقالات پژوهشی پزشکی: بررسی مقایسه ای مجلات ایرانی به زبان انگلیسی و مجلات انگلیسی/ آمریکایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استعارة دستوری مهم ترین ویژگی گونة علمی زبان انگلیسی به حساب می آید که باید به طور مناسب، بجا، و در دفعات کافی به کار گرفته شود، در غیر این صورت زبان به نوع محاوره ای نزدیک می شود. هدف این پژوهش مقایسه بین انواع استعاره های دستوری اندیشگانی به کاررفته در مقالات اصیل پزشکی ایرانی به زبان انگلیسی و مقالات انگلیسی/آمریکایی بوده است.از این رو، میزان استفاده از استعارة دستوری در سه نوع اطلاعات ارائه شده از بخش بحث (مطرح کردن یک یافتة ویژه، تفسیر یافته، و مقایسة نتایج قبلی با نتایج مطالعه) در دو دسته مقاله 32 تایی، که از ژانویة 2007 تا فوریة 2008 در مجلات انگلیسی- آمریکایی و مجلات پزشکی ایرانی به زبان انگلیسی متعلق به پایگاه اطلاعات علمی ISIچاپ شده بودند، مقایسه گردیدند. داده ها از طریق آزمون تی محاسبه شدند. یافته ها نشان دادند گرچه در مقالات پزشکی ایرانی، در مقایسه با نویسندگان انگلیسی/آمریکایی، به صورت معنی داری نسبت کمتری از مجموع استعاره های دستوری اندیشگانی و همچنین هر یک از صفت شدگی ها به کار رفته بود، اما در استفاده از اسمی شدگی ها تفاوت معنی داری بین دو دسته مقاله وجود نداشت. از این یافته ها می توان برای آشنا ساختن دانشجویان پزشکی، پزشکان و دیگر علاقمندان به چاپ مقالات علمی انگلیسی با اهمیت کاربرد انواع استعاره های دستوری در زبان انگلیسی علمی و نحوة نگارش آنها و همچنین در ارزیابی مقالات پزشکی برای چاپ در مجلات انگلیسی بهره برد.
The Impact of Motivation on English Language Learning
حوزههای تخصصی:
This study overviews current research on the role of motivation in second or foreign language learning. Motivation is an important factor for explaining the success or failure of any complex task. In this paper, the researcher defines the term motivation, explains different types of motivation, reviews previous studies about the role of motivation in language learning, mentions conditions of motivation, and finally states key factors of motivation. The review of literature indicated that motivation has a very important role in learning English as a foreign or second language successfully.