فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۳۴۱ تا ۴٬۳۶۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
منبع:
علم زبان سال ششم پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۱۰
7 - 41
حوزههای تخصصی:
بحث «اِعراب اسم» در نظریه های زبان شناسی تحت عنوان «حالت اسم» مطرح شده و انواع الگوهای حالت نمایی و نشانه های آن در زبان های مختلف جهان معرفی شده است. مقاله حاضر با هدف بررسی این الگوهای منظم (و نظام دستوریِ حاکم بر آن ها) در عربی قدیم و فصیح از منظر دسته بندی ها و اصطلاحات زبان شناسی با تکیه بر رویکرد رده شناسی زبان تدوین گردیده است. با تکیه بر ملاک های ساختاری و صوری (مبتنی بر صورت نهایی کلمه) دو الگوی کلی را می توان در حالت نمایی اسم در عربی تشخیص داد: 1) اسم های فاقد پسوندِ شمار (اسم های مفرد و جمع مکسر) که یک نظام سه عضوی حالت را تشکیل می دهند (حالت فاعلی، مفعولی و مضاف الیهی)؛ و 2) اسم های دارای پسوندِ شمار (اسم های مثنی، جمع مذکر سالم و جمع مؤنث) که از یک نظام دوعضوی تبعیت می کنند (حالت فاعلی و غیرفاعلی). پژوهش حاضر کوشیده است در هر بخش، رفتارهای غالب و نیز استثنائات را با نگاهی نظریه بنیاد توضیح دهد و در مواردی ضمن طرح انتقاداتی از صرف ونحو عربی، سؤالاتی را برای پژوهش های آتی مطرح کند.
Flipped Teaching: Iranian Students’ and Teachers’ Perceptions(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۸ , N. ۱ , ۲۰۱۹
139 - 164
حوزههای تخصصی:
In an effort to examine EFL students’ and teachers’ perceptions about the role of implementing flipped teaching in the university context, a mixed-method research approach was employed. To this end, 80 male and female Iranian advanced EFL learners majoring in English translation, literature, and English teaching and 204 Iranian EFL instructors were selected. They answered the flipped teaching questionnaires, then ten percent of the participants (8 students and 20 teachers) volunteered for follow-up qualitative data collection procedures (i.e., the interview) to let the researchers produce more profound responses to the related concepts of the study. Then, the data collected from the questionnaires were coded and analyzed. Also, the qualitative analysis of the research was done using the interview transcripts to support the quantitative analysis results of the research. It included content analysis requiring the examination of the participations' interviews transcripts. The findings of the quantitative part revealed that a majority of students held positive perceptions about engagement, effectiveness, attitudes, and positive affect through flipped instruction constructs in the flipped teaching class. University instructors also had an inclination towards implementing flipped teaching on the whole for the constructs named language improvement, attitudes about flipped instruction, better education through flipped instruction, and difficulty of implementing flipped instruction. The qualitative investigation confirmed the previously-stated results to a great extent in that the EFL students and instructors generally preferred employing flipped teaching and they had positive perceptions about the role of this approach.
بازنمایی شناختی رویداد حرکت در کردی کلهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حرکت به مثابه رویداد و طرح واره ای ذهنی است که آدمی از بدو تولد آن را تجربه می کند و مفهومی همگانی دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی رویداد حرکت در کردی (گویش کلهری) بر اساس انگاره الگوهای واژگان شدگی تالمی (1985؛2000ب) انجام گرفته است تا نشان دهد که این انگاره، رویداد حرکت را در کردی کلهری چگونه بازنمایی می نماید. نگارنده در پی پاسخی برای این پرسش به بررسی و واکاوی جایگاه رده شناختی کردی کلهری بر اساس الگوهای واژگان شدگی پرداخته است. این پژوهشِ کیفی با استفاده از روش تحلیل-توصیفی انجام شده و بدین منظور، تعداد 130 فعل حرکتی به صورت پیمایشی و از طریق مصاحبه با گویشوران کردی کلهری گردآوری شده است که اصالت آن ها نیز تأیید شده است. نتایج نشان داد که کردی کلهری از نه الگوی ادغام استفاده می کند که از میان آن ها، الگوهای دو جزیی ادغام حرکت + هم رویداد و حرکت + مسیر به ترتیب از بیشترین بسامد برخوردارند، و الگوی سه جزیی حرکت + مسیر + هم رویداد نیز پس از دو الگوی مذکور از بسامد بالاتری برخوردار است. همچنین یافته ها حاکی از آن است که در کردی کلهری افعال حرکتی هم مسیرنما و هم شیوه نما هستند و از آنجایی که در این گویش، الگوی سه جزیی حرکت + مسیر + هم رویداد نیز بسامد بالایی را داراست، بر این اساس باید گفت که این گویش جزء دسته زبان های دو قطبی به حساب می آید.
Scaffolding ESL Tertiary Students’ Challenges with Essay Genre: A Systemic Functional Linguistics Perspective
حوزههای تخصصی:
Essay genres are often employed to assess learning at higher education. Students are sometimes required to write essay in examinations and assignments. The expectations of assessors in writing essays are students’ ability to present analytical and reasoned arguments and to engage with alternative viewpoints. In fact, in evaluating essays, assessors consider the extent to which a student is able to meet these expectations. However, students may have challenges meeting these expectations and instructors, particularly instructors in the discipline, may not be prepared to provide students with an explicit linguistic description of how these expectations are met. Thus, this study draws from Systemic Functional Linguistics (SFL) to scaffold students’ challenges in meeting the expectations of essay genre. In fact, it uses Dreyfus et al’s (2010) 3 x 3 linguistic toolkit to analyze essays written by postgraduate students in the department of English at one university in India. The 3 x 3 linguistic toolkit is used to zoom in student’s challenges in controlling the resources of SFL’s three metafunctions (ideational, interpersonal, and textual) at the level of whole text, paragraph, and sentence. After the analysis, the findings revealed that students face challenges controlling the resources of the three modes of meaning at all levels. These challenges include difficulties in grammar, lexical choices, punctuation, following expected organization, answering the question, the use of signposts to create a coherent text, and the use of engagement resources to develop a consistent argument. This study has implications for teaching and assessing academic writing.
تحلیل انتقال زبانی دانش آموزان لک زبان در یادگیری و کاربرد زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال یازدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۳۰
99 - 117
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، به تجزیه و تحلیلِ انتقالِ زبانی در بینِ دانش آموزان لک زبانِ سطحِ دبستان و دوره نخستِ متوسطه در شهرستان کوهدشت پرداخته است. زبان آموزان در هنگامِ یادگیری زبان دوم، نظام زبانی خاص خود را بنا می کنند که زبان میانی یا زبانِ زبان آموزان نامیده می شود. زبان آموزانِ زبان دوم، در هنگامِ فرایند یادگیری، عناصری را از زبان نخست به زبان دوم و برعکس انتقال می دهند. عوامل شناختی، بینازبانی و درون زبانی بر انتقال زبانی تأثیر می نهند. روشِ انجام پژوهش، کیفی بوده و داده های پژوهش با مصاحبه و ثبتِ گفتار دانش آموزها و بر پایه انشاء یا تکلیف های نوشتاری آن ها گرد آوری شده اند. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش، نمایانگر گونه ها و فراوانیِ انتقال های زبانی برساخته زبان آموزان بوده است که مشتمل بر انتقال عناصر مربوط به نظام خط، انتقال عناصر واجی، انتقال مستقیم عناصر واژگانی– معنایی، انتقال عناصر صرفی- نحوی و انتقال مفهومی- شناختی بودند. در انتقال این عناصر، زبان آموزان از راهبرد های ترجمه قرضی،آمیزش قرضی، قیاس های اشتباه، تعمیم بیش از اندازه و ساده سازی بهره برده اند. در این مقاله، نشان داده شده است که انتقال های زبانی که فراوانی بالاتری داشتند، دربرگیرنده ترجمه قرضی بودند. همچنین، بر پایه یافته های پژوهش، به موازات تسلطِ هر چه بیشتر زبان آموز بر زبان مقصد، از میزان انتقال های زبانی کاسته شده است.
On the Development of a Software towards Ameliorating Iranian EFL Learners' Reading Proficiency(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۷, Issue ۲۸, Winter ۲۰۱۹
11-22
حوزههای تخصصی:
This article presents the outcomes of how Dynamic Assessment (DA) may be organized to function within a class’s Zone of Proximal Development (ZPD). The testing field also has recently undergone noticeable changes leading to a shift to use technology that is emerged in our era. The study investigated college students’ barriers and motivations for testing reading comprehension ability using the newly designed software. To this end, 30 participants were interviewed and the related data were analyzed thematically to identify emerging themes relating to the current status of the new testing environment. Four themes emerged relating to potential barriers and motivations and the results showed that working with the software provided positive experiences of working in a supportive environment. The study found that using the newly designed software in the classroom generally enhances learning and other outcomes. This novel software does not only aim to reduce barriers in conventional testing environment but also highlights the positive aspects which enhance motivation.
اصطلاحات مربوط به گیوه و گیوه دوزی در آباده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی و نقد وضعیت نشریات حوزه پزشکی در به کارگیری واژه های مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی براساس فرهنگ هزار واژه پزشکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واژه ها و اصطلاحات مربوط به بدن انسان در گویش بخش مرکزی میناب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تداخل نحوی دوزبانه های تالشی-فارسی و فارسی-تالشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی برخورد زبانی و کشف انواع تداخل در میان دوزبانه ها به ما کمک می کند تا مشکلات و موانع آموزشی را شناسایی کنیم و به راه حل های علمی برای ایجاد و اجرای آموزش درست و به دور از تبعیض در میان گروه های قومی متفاوت با یک زبان رسمی دست یابیم. هدف این پژوهش، بررسی تداخل های نحوی فارسی و تالشی در میان دوزبانه های تالشی- فارسی، و فارسی- تالشی براساس تجزیه و تحلیل مقابله ای است. به علاوه، انواع تداخل ها، عوامل مؤثر بر رخداد آنها، و نیز نقش جنسیت در بروز این پدیده تبیین می شود. جامعه آماری این پژوهش بیست دوزبانه فارسی- تالشی، و بیست دوزبانه تالشی- فارسیِ هشت تا بیست ساله از دو جنسیت است که به روش نمونه گیری در دسترس از روستای تالشی زبان عنبران در استان اردبیل و مهاجران دوزبانه تالشی روستای عنبران در غرب استان تهران، شهرک آزادشهر و شهر قدس انتخاب شده اند. ابزار این پژوهش، پرسشنامه ای حاوی پنجاه جمله فارسی و به همین شمار معادل تالشی آنها بوده است. داده های این پژوهش پس از گردآوری، آوانویسی و گلاس نویسی شده اند. نتایج پژوهش نشان داد که جنسیت در ایجاد تداخل نحوی تأثیر معناداری ندارد. دوزبانه های دو گروه بیشتر تداخل ها را از زبان نخست به زبان دوم انجام داده اند و میزان تداخل در میان دوزبانه های فارسی-تالشی بیشتر از تالشی- فارسی است.
بحثی در باب چپ نشانیِ1 فارسی و چالش های نظری آن برای دستور نقش و ارجاع(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله ابتدا به معرفی چپ نشانی و پیامدهای ساخت اطلاعی آن در زبان فارسی می پردازیم. چپ نشانی در زبان فارسی از منظر ساخت اطلاع در قالب دو ساخت چپ نشان مبتداساز و تقابل ساز تحقّق می یابد. ساخت ملکی بیرونی دوگانه به عنوان یک ساخت چپ نشان مبتداساز میزبان دو سازه گسسته چپ نشان در حاشیه بند می شود. دو ویژگی درون بندی بودن و کانونی بودن سازه چپ نشان ساخت چپ نشان تقابل ساز را از ساخت مبتداساز جدا می کند. هر یک از این دو ساخت ویژگی های نحوی و ساخت اطلاعی ویژه ای دارند که ساخت لایه ای بند در دستور نقش و ارجاع به عنوان چارچوب نظری این پژوهش از تبیین آن ها باز می ماند. نگارنده در این مقاله می کوشد تا با الحاق مؤلفه های ساخت اطلاعی چون برجستگی گفتمانی و تقابل به معنی گزینش از میان مجموعه ای با اعضای مشخص به واژگان ساخت اطلاعی در این الگوی دستوری، دو جایگاه نحوی زبان- ویژه را به حاشیه چپ مرکز در ساخت لایه ای بند معرفی کرده تا بر کفایت رده شناختی ساخت لایه ای بند بیفزاید.
الگوی روان شناسانه هَیجامَد به عنوان ابزاری کارآمد در خدمت ترجمه دیداری شنیداری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در حوزه ترجمه دیداری شنیداری، شناخت ویژگی های روان شناختی و نحوه عملکرد ذهن مخاطب در روند درک و دریافت محصولات این حوزه، کمک می نماید تا دست اندرکاران آن، با در نظر گرفتن مجموعه ای ملاحظات روان شناختی، به تهیه محصولات ترجمه دیداری شنیداری باکیفیت تر، همت گمارند. در این میان، توجه به نقش هیجانات و حواس مخاطب از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ توضیح آن ، واژگان هر زبان هیجانات حسی را تحریک می کنند که به آن «هَیجامَد» می گویند. این مفهوم به تأثیر هیجانات ناشی از استفاده حواس در درک مفاهیم واژه ها اشاره می کند. مقاله پیشِ رو بر آن است تا برای کیفیت بخشی به محصولات ترجمه دیداری شنیداری، با در نظر گرفتن مفهوم هیجامد و مؤلفه های سه گانه آن و با توجه به تأثیر هیجانات حسی بر دریافت محصولات دیداری شنیداری و در نهایت پذیرش و مقبولیت این محصولات، به معرفی الگوی «هَیجامَد» به عنوان معیاری کارآمد برای کیفیت بخشی هر چه بیشتر به محصولات تولیدی این حوزه، بپردازد. به بیان دیگر، پژوهش حاضر با استناد به مباحث روان شناسی زبان، نشان خواهد داد از آنجایی که سطح هیجامد واژه های به کاررفته در محصولات ترجمه دیداری شنیداری نقش مهمی در افزایش سطح دریافت این محصولات توسط مخاطب دارند، هر چه هیجامد واژه های به کاررفته در این محصولات در سطح بالاتری قرار داشته باشد، سرعت درک و دریافت آن محصول و در نهایت شانس پذیرش آن توسط مخاطب بیشتر خواهد بود.
Cross-cultural Study of Iranian and English Students’ Impoliteness and Threat Responses(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۲, No.۲۴, Spring & Summer ۲۰۱۹
68 - 90
حوزههای تخصصی:
The purpose of the present study is to compare the impoliteness strategies employed by Iranian and English students in English and Persian Languages. The participants consisted of 6o Iranian EFL learners at intermediate level of language proficiency, 60 Iranian non-English major students, and 212 native English-speaking students. The data were collected through an open-ended questionnaire in the form of discourse completion task where responses to different threatening situations were elicited. The questionnaire consisted of six situations with variations in social power. The data were analyzed based on Limberg’s (2009) model of threat responses. The findings showed variations in the use of strategies employed with variation of social power in different situations. Moreover, the overall findings displayed the frequent use of tendency strategies, that is, toward compliance, toward non-compliance, by the three groups of respondents. It is hoped that the findings of this study can add to the body of knowledge in impoliteness studies and to our understanding of how threat responses vary cross-culturally in particular.
بررسی تطبیقی واحدهای زبانی «وصف فعل و صفت» در عربی با «قید» در فارسی و انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال یازدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۲
77 - 101
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، بر آن است تا ساختارِ واحدهای زبانی توصیف کننده فعل و صفت در زبان عربی، را با آن چه در زبان های فارسی و انگلیسی «قید» نامیده می شود، مقایسه کند. بررسی تطبیقی این ساختارها، برای پاسخ به این پرسش بود که آیا اصولاً می توان نقشی را که عموماً قید نامیده می شود، در زبان عربی نیز بازیابی نمود. همچنین، آیا می توان بر اساس شباهت ساختارهای قیدی، میان عربی از یک سو و فارسی و انگلیسی از سوی دیگر تعادلی ایجاد کرد که به شناسایی بهتر نقش قید در زبان عربی منجر شود. به این منظور، از شیوه دستور سنتی، که عموماً مبتنی بر اِعراب پایانی واژه ها است و واحد دستوری را «واژه» می داند، صرف نظر شد. بر ین اساس، سازه هایی، مبنای تحلیل قرار گرفت که در آن نقش ظاهر می شوند. در این تحلیل، از دستاوردهای دستور زایشی-گشتاری بهره گرفته شد و از استدلال های نحوی مانند همپایگی، جانشینی و جابه جایی استفاده گردید. به این صورت که ابتدا یک نوع ساختاری قید با مثال هایی از انگلیسی و فارسی معرفی شدند. سپس، بررسی شد که این ساختار چگونه در عربی ظهور می یابد. در فارسی و انگلیسی علاوه بر واژه های قیدی، سازه هایی مانند «گروه حرف اضافه ای»، «گروه اسمی»، «گروه صفتی» و «جمله واره قیدی» می توانند در نقش نحوی قید ظاهر شوند. در پایان، یافته های پژوهش نشان داد که همین سازه ها در عربی نیز یافت می شوند، اما عموماً با نام های دیگر معرفی شده اند. همچنین، یک ساختار ویژه قیدی معرفی شد که در زبان های انگلیسی و فارسی نمونه ای ندارد. این ساختار با نام «گروه قیدی» معرفی شد.
کاوش گفتمان کنشی گرمس در رمان اهل غرق از منیرو روانی پور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره دهم آذر و دی ۱۳۹۸ شماره ۵ (پیاپی ۵۳)
289-312
حوزههای تخصصی:
پرسمان اصلی پژوهش حاضر که با رویکردی توصیفی تحلیلی مبتنی بر گفتمان کنشی گرمس انجام شده است، تبیین نقش عوامل کنشی در آفرینش نظام گفتمانی کنشی القایی یا مجابی در رمان اهل غرق و چگونگی به کارگیری فرایند شناختی در تولید ارزش و معنا، در القای هدف این داستان به خواننده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که گفتمان رمان با توجه به تأثیر پارامترهای رئالیسم جادویی، شاید توقع خواننده را به سمت گفتمان شوشیِ مرکزی هدایت کند؛ اما قوت عناصر فولکلور در ذهن مردم منطقه خاصی مانند جفره، سبب شکل گیری لایه های هستی در تداوم معنا می شود و باور به شرایط حاکم بر ایجاد ابژه ارزشی، سوژه را مجبور به اجرای کنش می کند و گفتمان مرکزی را سبب می شود. در طول روایت اتصال و انفصال از ابژه ارزشی در جهت رفع نقصان معنا که سعادت و رسیدن به خوشبختی است، در حال تغییر است و این امر گفتمان های کنشی را از وضعیت سلبی به ایجابی و برعکس عبور می دهد. گاه انفصال از ابژه ارزشی و دگرگونی موقتی، ارزش مؤلفه های تغییر شرایط از نابسامان به سامان یافته را در طول گفتمان کنش محور متفاوت می کند و نظام گفتمانی کنشی تجویزی را که در ابتدای داستان آغازگر کنش بود، به نظام گفتمانی کنشی - مجابی تغییر می دهد. روانی پور فرایند کنشی قراردادی را میان کنش گزاران و کنشگر برای رسیدن به شیء ارزشی و شناخت کنش گزار از موقعیت خود و گسست از ابژه ارزشی در عملیاتی القایی ایجاد کرده تا کنش اصلی گفتمان حاصل شود و زمینه برای تحلیلی معناشناسانه از روایت اهل غرق فراهم گردد .
سبک شناسی گفتمانی خطبه 28 نهج البلاغه از منظر فرانقش اندیشگانی و بینافردی بر اساس رویکرد نظریه نقش گرای هلیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، سبک گفتمانی خطبه 28 نهج البلاغه از منظر دو فرانقش اندیشگانی و بینافردی نظریه نقش گرای هلیدی، میزان بسامد فرایندها در فرانقش اندیشگانی و نحوه شکل گیری و صورت بندی معنا در لایه ارتباط با مخاطب برای بیان گفتمانی در سطح فرانقش بینافردی بحث و بررسی شده است. این جستار با رویکرد توصیفی تحلیلی در پی آن است تا با به کار گیری نظریه نقش گرای هلیدی در دو سطح فرانقش اندیشگانی و بینافردی در خطبه 28 که گفتمانی توصیفی از دنیا و آخرت است ضمن تحلیل بندهای خطبه از جهت بسامد فرایندها ، نحوه تعامل با مخاطب برای انتقال مفاهیم را تبیین کند. نتایج به دست آمده نشان خواهد داد که حضرت علی (ع) با به کار گیری بسامد بالای فرایندهای مادی و وجه خبری در خطبه سعی در ملموس و عینی نشان دادن نگرش خود نسبت به دنیا و آخرت و اقناع سازی مخاطب در ترک دنیاپرستی و توجه به آخرت گرایی دارد.
بررسی نقش نماهای کلامی فارسی در مکالمات گویشوران یک زبانه ترکی آذربایجانی و دوزبانه ترکی-فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مطالعه نقش نماهای کلامی فارسی در گفتار گویشوران یک زبانه ترکی آذربایجانی و دوزبانه ترکی-فارسی است. نوشتار پیش رو براساس ضبط هجده ساعت از مکالما̗ت ترک زبان تک زبانه و دوزبانه شهرستان اردبیل و حومه صورت گرفته است. بررسی داده ها نشان داد که پنج نقش نمای کلامی به هرحال، درحالی که، به خاطر، درواقع و بعد با بسامد کمابیش کم، فقط در گفتار دوزبانه های ترکی آذربایجانی-فارسی یافت می شود درصورتی که بقیه نقش نماها (چون، ولی، خلاصه، یعنی، البتّه، مثلاً، امّا، کلاً، اصلاً، والله، دقیقاً، واقعاً، ولی، بالاخره و خب) را تمامی گویشوران ترکی آذربایجانی (یک زبانه ها و دو زبانه ها) و با بسامد بالا استفاده می کنند. چندنقشی بودن، نبود معادل در زبان ترکی آذربایجانی، ساده بودن نقش نماهای کلامی فارسی نسبت به معادل ترکی آذربایجانی آن ها و برجستگی نقش نماها، ازجمله دلایل کاربرد این عناصر زبانی در مکالمات گویشوران ترکی آذربایجانی است. با تحلیل داده ها براساس معیارهای زبانی و غیر زبانی در تمایز رمزگردانی از قرض گیری، مشخّص شد که بیشتر نقش نماهای کلامی زبان فارسی به صورت وام واژه در زبان ترکی آذربایجانی، نقش آفرینی می کنند و تعدادی از آن ها نیز طی فرایند رمزگردانی زبانی، در گفتار دوزبانه ها ظاهر می شوند. یافته های پژوهش در انطباق با دیدگاه مایرز اسکاتن (1993 و 2006) است که پیوستار رمزگردانی-قرض گیری را سازوکاری برای تکمیل و تثبیت راه یابی عناصر از زبانی به زبان دیگر، مطرح کرده است.
تحلیل روایی نمایشنامه «ایرانیان» اثر آیسخیلوس بر مبنای دیدگاه ساختاری رولان بارت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روایت شناسی، دانشی است که به بررسی فنون و ساختارهای روایی یک روایت، به عنوان گزارشی از واقعیت های مرتبط که در قالبی هنری ارائه شده اند، می پردازد. بررسی روایت شناسانه متن هایی همانند نمایشنامه «ایرانیان» نوشته آیسخیلوس که جنبه های گوناگون تاریخی، اسطوره ای و مذهبی را در بر دارند، افق دید تازه ای ایجاد می کند. بر این مبنا، هدف مقاله حاضر، بهره گیری از نظریه های رولان بارت برای واکاوی ساختار روایی این نمایش نامه در سه سطح کارکردها، کنش ها و روایت است. در این پژوهش، ضمنِ بررسی کارکردهای روایی، دلالت ها و معانی پنهان روایت نیز مورد بررسی قرار می گیرد. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی و با رویکردی روایت شناختی است. به طور کلی، یافته های پژوهش از این قرار است؛ نخست، نظریه بارت با متن ها و نمایشنامه های پیش از میلاد مسیح نیز همسویی دارد. دوم، نویسنده در سطح کنش ها، با ساخت تقابل های فراوان توانسته است با ایجاد پیوند هایی میان انسان ها با یک دیگر و با ارواح درگذشتگان، مفاهیم دینی خود را به خوانندگان القا کند. سوم، در سطح روایت، خواب، فال و اخبار پیک ها، نشان دهنده کوچک شمردن تدبیر انسانی در مقابل تقدیر خدایان است. چهارم، پیروی از الگوی تحلیل روایت شناسانه بارت، هم پرده از برخی زیبایی های نهفته در داستان بر می دارد و هم سبب درک بهتر مفهوم، چراییِ نوشته شدن و پیامِ نهانی متن می شود.
The Effects of Gradual and Indirect Feedback on EFL Learners' Grammar Development and Beliefs(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Corrective feedback has received significant attention in English language teaching, and its role has been highly substantial. Considering the importance of corrective feedback in EFL classes, this study aimed at finding the effects of indirect and gradual CF on Iranian EFL learners' grammatical development and their beliefs toward CF. Twenty EFL learners, meeting the criterion of being lower-intermediate in their proficiency, participated in this study and were divided randomly into two groups of indirect and gradual CF. An Oxford Placement Test, Aljaafreh and Lantolf's (1994) regulatory scale, error correction test, writing tasks, and Corrective Feedback Belief Scale were used as data collection instruments. The indirect group received indirect CF based on cognitive theory and the gradual group received feedback based on Aljaafreh and Lantolf's (1994) regulatory scale for four sessions. The findings obtained from Mann-Whitney U tests revealed that the gradual group which received CF based on sociocultural theory was better able to overcome the problems related to simple present and present progressive tenses than the indirect group which received indirect CF based on cognitive theory. The findings also indicated that all learners, both gradual and indirect, preferred receiving CF and both groups always preferred to be corrected and likewise, both groups considered the teacher as the main provider of CF. The results of this study suggest that gradual feedback based on learners’ ZPD was more effective in improving EFL learners’ grammar development. In conclusion, these findings support the idea that social interaction is a prerequisite for cognitive development.
Genre Variation in the Introduction of Scientific Papers in Iranian and International Computer Science Journals(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Introduction functions as a showcase in research articles (RAs). It motivates the reader to read the rest of the paper. However, writing a well-crafted introduction is a complex task, mainly when the writer generates the manuscript in another language. This study investigated the rhetorical differences/similarities employed in the introductions of RAs published in Iranian and international ISI journals in Computer Sciences (CS) using Swales (2004) CARS model. Two sets of CS RAs (30 each) were randomly selected. Frequency and non-parametric tests were used to examine the differences between the two groups of introductions. The results indicated that M 1 S 1 (Generalizing the topic), M2 1A (Indicating the gap), M3 S1 (Describing the research), M3 S4 (Methods Summary), and M 3 S 6 (Stating research advantages) were used with high frequencies. M 2 S 2 (Announcing positive justification) was absent, and the others were in low preferences. Also, the Analysis illustrated a statistically significant variation between the introductions concerning the use of M3S7 (Demarcating the Research Organization). Findings support genre-based pedagogy in scientific writing classes to make the graduate CS students aware of these rhetorical structures conventional to introductions in CS RAs.