فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۳۴۱ تا ۴٬۳۶۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
در این مقاله ابتدا به معرفی چپ نشانی و پیامدهای ساخت اطلاعی آن در زبان فارسی می پردازیم. چپ نشانی در زبان فارسی از منظر ساخت اطلاع در قالب دو ساخت چپ نشان مبتداساز و تقابل ساز تحقّق می یابد. ساخت ملکی بیرونی دوگانه به عنوان یک ساخت چپ نشان مبتداساز میزبان دو سازه گسسته چپ نشان در حاشیه بند می شود. دو ویژگی درون بندی بودن و کانونی بودن سازه چپ نشان ساخت چپ نشان تقابل ساز را از ساخت مبتداساز جدا می کند. هر یک از این دو ساخت ویژگی های نحوی و ساخت اطلاعی ویژه ای دارند که ساخت لایه ای بند در دستور نقش و ارجاع به عنوان چارچوب نظری این پژوهش از تبیین آن ها باز می ماند. نگارنده در این مقاله می کوشد تا با الحاق مؤلفه های ساخت اطلاعی چون برجستگی گفتمانی و تقابل به معنی گزینش از میان مجموعه ای با اعضای مشخص به واژگان ساخت اطلاعی در این الگوی دستوری، دو جایگاه نحوی زبان- ویژه را به حاشیه چپ مرکز در ساخت لایه ای بند معرفی کرده تا بر کفایت رده شناختی ساخت لایه ای بند بیفزاید.
Cross-cultural Study of Iranian and English Students’ Impoliteness and Threat Responses(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۲, No.۲۴, Spring & Summer ۲۰۱۹
68 - 90
حوزههای تخصصی:
The purpose of the present study is to compare the impoliteness strategies employed by Iranian and English students in English and Persian Languages. The participants consisted of 6o Iranian EFL learners at intermediate level of language proficiency, 60 Iranian non-English major students, and 212 native English-speaking students. The data were collected through an open-ended questionnaire in the form of discourse completion task where responses to different threatening situations were elicited. The questionnaire consisted of six situations with variations in social power. The data were analyzed based on Limberg’s (2009) model of threat responses. The findings showed variations in the use of strategies employed with variation of social power in different situations. Moreover, the overall findings displayed the frequent use of tendency strategies, that is, toward compliance, toward non-compliance, by the three groups of respondents. It is hoped that the findings of this study can add to the body of knowledge in impoliteness studies and to our understanding of how threat responses vary cross-culturally in particular.
بررسی تطبیقی واحدهای زبانی «وصف فعل و صفت» در عربی با «قید» در فارسی و انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال یازدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۲
77 - 101
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، بر آن است تا ساختارِ واحدهای زبانی توصیف کننده فعل و صفت در زبان عربی، را با آن چه در زبان های فارسی و انگلیسی «قید» نامیده می شود، مقایسه کند. بررسی تطبیقی این ساختارها، برای پاسخ به این پرسش بود که آیا اصولاً می توان نقشی را که عموماً قید نامیده می شود، در زبان عربی نیز بازیابی نمود. همچنین، آیا می توان بر اساس شباهت ساختارهای قیدی، میان عربی از یک سو و فارسی و انگلیسی از سوی دیگر تعادلی ایجاد کرد که به شناسایی بهتر نقش قید در زبان عربی منجر شود. به این منظور، از شیوه دستور سنتی، که عموماً مبتنی بر اِعراب پایانی واژه ها است و واحد دستوری را «واژه» می داند، صرف نظر شد. بر ین اساس، سازه هایی، مبنای تحلیل قرار گرفت که در آن نقش ظاهر می شوند. در این تحلیل، از دستاوردهای دستور زایشی-گشتاری بهره گرفته شد و از استدلال های نحوی مانند همپایگی، جانشینی و جابه جایی استفاده گردید. به این صورت که ابتدا یک نوع ساختاری قید با مثال هایی از انگلیسی و فارسی معرفی شدند. سپس، بررسی شد که این ساختار چگونه در عربی ظهور می یابد. در فارسی و انگلیسی علاوه بر واژه های قیدی، سازه هایی مانند «گروه حرف اضافه ای»، «گروه اسمی»، «گروه صفتی» و «جمله واره قیدی» می توانند در نقش نحوی قید ظاهر شوند. در پایان، یافته های پژوهش نشان داد که همین سازه ها در عربی نیز یافت می شوند، اما عموماً با نام های دیگر معرفی شده اند. همچنین، یک ساختار ویژه قیدی معرفی شد که در زبان های انگلیسی و فارسی نمونه ای ندارد. این ساختار با نام «گروه قیدی» معرفی شد.
کاوش گفتمان کنشی گرمس در رمان اهل غرق از منیرو روانی پور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره دهم آذر و دی ۱۳۹۸ شماره ۵ (پیاپی ۵۳)
289-312
حوزههای تخصصی:
پرسمان اصلی پژوهش حاضر که با رویکردی توصیفی تحلیلی مبتنی بر گفتمان کنشی گرمس انجام شده است، تبیین نقش عوامل کنشی در آفرینش نظام گفتمانی کنشی القایی یا مجابی در رمان اهل غرق و چگونگی به کارگیری فرایند شناختی در تولید ارزش و معنا، در القای هدف این داستان به خواننده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که گفتمان رمان با توجه به تأثیر پارامترهای رئالیسم جادویی، شاید توقع خواننده را به سمت گفتمان شوشیِ مرکزی هدایت کند؛ اما قوت عناصر فولکلور در ذهن مردم منطقه خاصی مانند جفره، سبب شکل گیری لایه های هستی در تداوم معنا می شود و باور به شرایط حاکم بر ایجاد ابژه ارزشی، سوژه را مجبور به اجرای کنش می کند و گفتمان مرکزی را سبب می شود. در طول روایت اتصال و انفصال از ابژه ارزشی در جهت رفع نقصان معنا که سعادت و رسیدن به خوشبختی است، در حال تغییر است و این امر گفتمان های کنشی را از وضعیت سلبی به ایجابی و برعکس عبور می دهد. گاه انفصال از ابژه ارزشی و دگرگونی موقتی، ارزش مؤلفه های تغییر شرایط از نابسامان به سامان یافته را در طول گفتمان کنش محور متفاوت می کند و نظام گفتمانی کنشی تجویزی را که در ابتدای داستان آغازگر کنش بود، به نظام گفتمانی کنشی - مجابی تغییر می دهد. روانی پور فرایند کنشی قراردادی را میان کنش گزاران و کنشگر برای رسیدن به شیء ارزشی و شناخت کنش گزار از موقعیت خود و گسست از ابژه ارزشی در عملیاتی القایی ایجاد کرده تا کنش اصلی گفتمان حاصل شود و زمینه برای تحلیلی معناشناسانه از روایت اهل غرق فراهم گردد .
سبک شناسی گفتمانی خطبه 28 نهج البلاغه از منظر فرانقش اندیشگانی و بینافردی بر اساس رویکرد نظریه نقش گرای هلیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، سبک گفتمانی خطبه 28 نهج البلاغه از منظر دو فرانقش اندیشگانی و بینافردی نظریه نقش گرای هلیدی، میزان بسامد فرایندها در فرانقش اندیشگانی و نحوه شکل گیری و صورت بندی معنا در لایه ارتباط با مخاطب برای بیان گفتمانی در سطح فرانقش بینافردی بحث و بررسی شده است. این جستار با رویکرد توصیفی تحلیلی در پی آن است تا با به کار گیری نظریه نقش گرای هلیدی در دو سطح فرانقش اندیشگانی و بینافردی در خطبه 28 که گفتمانی توصیفی از دنیا و آخرت است ضمن تحلیل بندهای خطبه از جهت بسامد فرایندها ، نحوه تعامل با مخاطب برای انتقال مفاهیم را تبیین کند. نتایج به دست آمده نشان خواهد داد که حضرت علی (ع) با به کار گیری بسامد بالای فرایندهای مادی و وجه خبری در خطبه سعی در ملموس و عینی نشان دادن نگرش خود نسبت به دنیا و آخرت و اقناع سازی مخاطب در ترک دنیاپرستی و توجه به آخرت گرایی دارد.
بررسی نقش نماهای کلامی فارسی در مکالمات گویشوران یک زبانه ترکی آذربایجانی و دوزبانه ترکی-فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مطالعه نقش نماهای کلامی فارسی در گفتار گویشوران یک زبانه ترکی آذربایجانی و دوزبانه ترکی-فارسی است. نوشتار پیش رو براساس ضبط هجده ساعت از مکالما̗ت ترک زبان تک زبانه و دوزبانه شهرستان اردبیل و حومه صورت گرفته است. بررسی داده ها نشان داد که پنج نقش نمای کلامی به هرحال، درحالی که، به خاطر، درواقع و بعد با بسامد کمابیش کم، فقط در گفتار دوزبانه های ترکی آذربایجانی-فارسی یافت می شود درصورتی که بقیه نقش نماها (چون، ولی، خلاصه، یعنی، البتّه، مثلاً، امّا، کلاً، اصلاً، والله، دقیقاً، واقعاً، ولی، بالاخره و خب) را تمامی گویشوران ترکی آذربایجانی (یک زبانه ها و دو زبانه ها) و با بسامد بالا استفاده می کنند. چندنقشی بودن، نبود معادل در زبان ترکی آذربایجانی، ساده بودن نقش نماهای کلامی فارسی نسبت به معادل ترکی آذربایجانی آن ها و برجستگی نقش نماها، ازجمله دلایل کاربرد این عناصر زبانی در مکالمات گویشوران ترکی آذربایجانی است. با تحلیل داده ها براساس معیارهای زبانی و غیر زبانی در تمایز رمزگردانی از قرض گیری، مشخّص شد که بیشتر نقش نماهای کلامی زبان فارسی به صورت وام واژه در زبان ترکی آذربایجانی، نقش آفرینی می کنند و تعدادی از آن ها نیز طی فرایند رمزگردانی زبانی، در گفتار دوزبانه ها ظاهر می شوند. یافته های پژوهش در انطباق با دیدگاه مایرز اسکاتن (1993 و 2006) است که پیوستار رمزگردانی-قرض گیری را سازوکاری برای تکمیل و تثبیت راه یابی عناصر از زبانی به زبان دیگر، مطرح کرده است.
تحلیل روایی نمایشنامه «ایرانیان» اثر آیسخیلوس بر مبنای دیدگاه ساختاری رولان بارت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روایت شناسی، دانشی است که به بررسی فنون و ساختارهای روایی یک روایت، به عنوان گزارشی از واقعیت های مرتبط که در قالبی هنری ارائه شده اند، می پردازد. بررسی روایت شناسانه متن هایی همانند نمایشنامه «ایرانیان» نوشته آیسخیلوس که جنبه های گوناگون تاریخی، اسطوره ای و مذهبی را در بر دارند، افق دید تازه ای ایجاد می کند. بر این مبنا، هدف مقاله حاضر، بهره گیری از نظریه های رولان بارت برای واکاوی ساختار روایی این نمایش نامه در سه سطح کارکردها، کنش ها و روایت است. در این پژوهش، ضمنِ بررسی کارکردهای روایی، دلالت ها و معانی پنهان روایت نیز مورد بررسی قرار می گیرد. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی و با رویکردی روایت شناختی است. به طور کلی، یافته های پژوهش از این قرار است؛ نخست، نظریه بارت با متن ها و نمایشنامه های پیش از میلاد مسیح نیز همسویی دارد. دوم، نویسنده در سطح کنش ها، با ساخت تقابل های فراوان توانسته است با ایجاد پیوند هایی میان انسان ها با یک دیگر و با ارواح درگذشتگان، مفاهیم دینی خود را به خوانندگان القا کند. سوم، در سطح روایت، خواب، فال و اخبار پیک ها، نشان دهنده کوچک شمردن تدبیر انسانی در مقابل تقدیر خدایان است. چهارم، پیروی از الگوی تحلیل روایت شناسانه بارت، هم پرده از برخی زیبایی های نهفته در داستان بر می دارد و هم سبب درک بهتر مفهوم، چراییِ نوشته شدن و پیامِ نهانی متن می شود.
The Effects of Gradual and Indirect Feedback on EFL Learners' Grammar Development and Beliefs(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Corrective feedback has received significant attention in English language teaching, and its role has been highly substantial. Considering the importance of corrective feedback in EFL classes, this study aimed at finding the effects of indirect and gradual CF on Iranian EFL learners' grammatical development and their beliefs toward CF. Twenty EFL learners, meeting the criterion of being lower-intermediate in their proficiency, participated in this study and were divided randomly into two groups of indirect and gradual CF. An Oxford Placement Test, Aljaafreh and Lantolf's (1994) regulatory scale, error correction test, writing tasks, and Corrective Feedback Belief Scale were used as data collection instruments. The indirect group received indirect CF based on cognitive theory and the gradual group received feedback based on Aljaafreh and Lantolf's (1994) regulatory scale for four sessions. The findings obtained from Mann-Whitney U tests revealed that the gradual group which received CF based on sociocultural theory was better able to overcome the problems related to simple present and present progressive tenses than the indirect group which received indirect CF based on cognitive theory. The findings also indicated that all learners, both gradual and indirect, preferred receiving CF and both groups always preferred to be corrected and likewise, both groups considered the teacher as the main provider of CF. The results of this study suggest that gradual feedback based on learners’ ZPD was more effective in improving EFL learners’ grammar development. In conclusion, these findings support the idea that social interaction is a prerequisite for cognitive development.
Genre Variation in the Introduction of Scientific Papers in Iranian and International Computer Science Journals(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Introduction functions as a showcase in research articles (RAs). It motivates the reader to read the rest of the paper. However, writing a well-crafted introduction is a complex task, mainly when the writer generates the manuscript in another language. This study investigated the rhetorical differences/similarities employed in the introductions of RAs published in Iranian and international ISI journals in Computer Sciences (CS) using Swales (2004) CARS model. Two sets of CS RAs (30 each) were randomly selected. Frequency and non-parametric tests were used to examine the differences between the two groups of introductions. The results indicated that M 1 S 1 (Generalizing the topic), M2 1A (Indicating the gap), M3 S1 (Describing the research), M3 S4 (Methods Summary), and M 3 S 6 (Stating research advantages) were used with high frequencies. M 2 S 2 (Announcing positive justification) was absent, and the others were in low preferences. Also, the Analysis illustrated a statistically significant variation between the introductions concerning the use of M3S7 (Demarcating the Research Organization). Findings support genre-based pedagogy in scientific writing classes to make the graduate CS students aware of these rhetorical structures conventional to introductions in CS RAs.
Relationship between Iranian EFL Teachers' Brain Dominance, Teaching Experience and their Teaching Style(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
International Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۷, Issue ۲۵, Spring ۲۰۱۹
115-126
حوزههای تخصصی:
The present study sought to explore the relationship between Iranian EFL teachers' brain dominance, teaching experience and their teaching style. The study population consisted of all EFL teachers of high schools in Shiraz holding a B.A degree, with the sample consisting of 100 participants recruited through convenience sampling. The study employed a descriptive correlational design. To collect data, a 40 Item-Teaching Style Survey, a 15 Item- Brain Dominance Questionnaire, and a 14 Item-Teaching Experience Scale were used. The data was presented in mean, standard deviation, graphs, and tables. Pearson correlation coefficient and multiple regression were used to test the research hypotheses. The results showed that there was a significant relationship between EFL teachers’ brain dominance, teaching experience and their teaching style. It was also found that EFL teachers’ brain dominance was a grater predictor of their teaching style than their teaching experience was. The results have several practical implications. The recommendations made include whole brain teaching and addressing the cognitive needs of EFL teachers.
The Effects of Systemic-Theoretical Instruction on Developing Iranian EFL Learners’ Explicit and Implicit Knowledge of Tense-Aspect System(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۷, Issue ۲۸, Winter ۲۰۱۹
85-104
حوزههای تخصصی:
This study aimed to investigate the effects of Systemic Theoretical Instruction (STI), grounded in Socio-cultural Theory and proposed by Gal’perin, on developing Iranian EFL learners’ knowledge of English tense-aspect system. To this end, two low-intermediate classes, including 24 and 21 language learners aged between 12-19, were taught the distinction between simple past and present perfect tense through STI and traditional method of grammar instruction. The learners sat for a pretest one week before the treatment and an immediate and delayed posttest, one and three weeks after the instruction, respectively. The tests included binary-choice and gap-filling items to evaluate the learners’ explicit knowledge of the target tense-aspect pairings and elicited imitation test items to check their implicit knowledge. The results obtained from a series of independent and paired-sample t-tests revealed a significant improvement for both groups in the immediate posttest both in terms of the entire test and its subcomponents suggesting that both types of instruction were effective in improving the learners’ implicit and explicit knowledge of the target forms in the short term. However, the significant outperformance of the STI group compared to the traditional group implied the superiority of this method. Moreover, the STI group generally outperformed the traditional group in the delayed posttest indicating the possibility of having a more lasting effect on developing learners’ knowledge when compared to the traditional method. These findings can have significant implications for teachers and materials developers in practicing the assumptions of more innovative approaches such as STI.
اللّغهُ الصّامتهُ و فاعلیّتها فی الاتّصال النّاجح
حوزههای تخصصی:
وإذا کانت اللّغه تُعَدُّ الوسیله الاتصالیّه المهیمنه علی حیاهِ أفراد المجتمع، إلّا أنّها لیست الوسیلهَ الوحیدهَ لتحقیق التواصل، لأنّ الإنسان یمتلکُ وسائلَ أخری غیرَ لغویّهٍ ٍ تقومُ بوظیفهِ التّواصلِ تُدعی اللّغه الصّامه، وهی تقومُ بدورٍ فاعلٍ و حاسمٍ فی الکثیر من اللّحظات التّواصلیّه الّتی تتخلّلُ حیاهَ الأفرادِ. إذ أنّ حوالی 30 % إلی 40 % من إتصالاتنا تکون لفظیّه و نحو 60 % إلی 70 % منها غیر لفظیّه. یحاول الباحث فی هذه الورقه البحثیّه باتّباع المنهج الوصفیّ- التحلیلیّ دراسهَ التواصل غیر الشفهیّه کالسّلوکات الجسدیّه، البروکسیمیا، الزّمن، المکان، طرق أخذ الدور فی الکلام ، العلامات الصوتیّه غیر اللغویّه، الصّمت، سلوکیّات الملامسه. نستشفّ من هذا البحث أنّ التّواصل فی بلاد الشرق الأوسط و لاسیّما فی البلاد العربیّ یعتمدُ بدرجهٍ کبیرهٍ علی السّیاق و عدم إلمام الإنسان بثقافه مخاطبیه فی الحوار یؤدّی إلی الانهیار فی التّواصل. بما أنّ تفاوت السلطه یبدو کبیراً للغایه فی الدول العربیّه فتوزیعُ أدوارِ الکلامِ فی هذه الثّقافهِ یعتمدُ علی أمورٍ کالسّنّ، والمکانهِ الاجتماعیّهِ، والسّلطهِ الّتی یحوزها الشّخصُ. إنّ ثقافه العرب تعطی الوقت أدنی منزلهٍ بکثیرٍ من الأهمیّه ممّا تعطیه ثقافهُ البلادِ الغربیّهِ. و حینما نحاور العرب فهم یمیلون بشکلٍ عامٍّ إلی التّقارب الجسدیّ؛ أمّا عدمُ الإحتفاظِ بمسافهٍ مکانیّهٍ فی الثّقافهِ الغربیّه أثناء المحادثهِ یثیر مشاعر جنسیّه أو عدائیّه.
تحلیل مدیر مدرسه آل احمد بر مبنای سبک شناسی انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۹ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳
991 - 1030
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، رمان مدیر مدرسه با روش سبک شناسی انتقادی لسلی جفریز تحلیل شده است. مؤلفه های مورد نظر جفریزعبارتنداز: نامیدن و توصیف (در این رمان، صرفاً شاهد توصیف بودیم)، بازنمایی کنش ها، رخدادها و وضعیت ها (بازنمایی وضعیت ها بسامد بیشتری داشت)، ترادف و تقابل (ترادف صرفاً در حوزه ی واژگان اما تقابل در حوزه ی واژگان، افعال و شخصیت ها دیده می-شود)،مثال آوردن و برشمردن (که جهت تبیین بهتر مطالب استفاده شده است)، اطلاعات و نظرات مهم (که در هر صف حه مطرح می شود)، معانی ضمنی و حقایق مسلم (که حقایق تلخی را بازگو می کند)، منفی سازی (غالباً اعجاب و تأس ف مخاطب را برمی-انگیزد)، فرضیه سازی (که اکثراً با قطعیت همراه است)، ارائه ی سخنان و افکار دیگران (که در این رمان از سه روش بیان مستقیم گفته، بیان مستقیم اندیشه و گزارش راوی استفاده شده) و بازنمایی زمان، مکان و جامعه (که بسیار دقیق نمایانده شده است). هدف از این مطالعه ، یافتن ایدئولوژیهای پنهان متن است.
تحلیل فضا زمان در فضای متنی رمانِ دگرگونی با تأکید بر گفتمان جغرافیایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دوران پس از جنگ جهانی دوم، اهمیت فضا دوچندان می شود. در عصر برتری فضا بر زمان، استقلال فضا و زمان، جای خود را به پیوستار «فضا زمان» می دهد. فضا زمان، زمان را از مفهوم خطی خارج و آن را به صورت لایه لایه معرفی می کند. در این پژوهش، فضا زمان در گفتمان متن دگرگونی اثر میشل بوتور، نویسنده رمان نو فرانسه، با رویکرد نوین گفتمان جغرافیایی از دیدگاه برتراند وستفال مورد بررسی قرار گرفت. نویسنده با بهره گیری از فضای متن، تأثیر زمان بر تحول فضا را برای خواننده به تصویر کشیده است. پرسش های این پژوهش عبارت اند از: نقش زمان در تحول فضا چیست؟ فضای متنی چگونه تحول فضا زمان را در خلال نوشتار به مخاطب معرفی می کند؟ یافته های تحقیق نشان می دهد که فضا در کنار زمان، پیوستار فضا زمان را به وجود آورده است و برای تحلیل فضا نمی توان عنصر زمان را به عنوان عنصر قاطع و جدایی ناپذیر فضا در نظر گرفت. اگر زمان متحرک و متغیر است پس فضا نیز متغییر و پویاست. بنابراین، این گفتمان متن است که امکان بازنمایی فضای متحول شده و چندلایه در طول زمان را فراهم می کند. هدف درک فضای بازنمایی شده در اثر ادبی و تغییرات آن در بستر زمان است تا خواننده بتواند این فضا را درک کند و آن را در ذهن خود بازنمایی کند.
رتوریک سیاسی و الگویابی پارلمانی در نطق های عمومی فراکسیون امید و ولایت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رتوریکِ سیاسی از اَشکال نوینِ علمِ رتوریک یا همان شیوه به کارگیری ابزارهای اقناع در کلام، به شمار می آید و به طبع آن رتوریک پارلمانی نیز که از مظاهر مهمِ گفتمانِ سیاسی کشورهاست نیاز به مطالعه و بررسی قابل توجهی دارد. پنج کانون اصلی خلق (اِتوس، لوگوس،پاتوس)، جاگذاری در متن، فصاحت، ارائه و به خاطرسپاری از فازهای مهم بررسی رتوریکِ سخنرانی ها از نگاه سنتی تا مدرن، هستند. در این تحقیق با هدف بررسی نقاط ضعف و قوت مذاکرات نطق عمومیِ نمایندگان مجلس شورای اسلامی، به خوانشی جدید از رتوریک پارلمانی در ایران خواهیم رسید و با بررسی الگوی نطق عمومی در نمایندگان دو فراکسیون امید و ولایت درمی یابیم که در بیشتر موارد فارغ از تفاوت در نوع پاتوس، ناطقین در بخش جاگذاری و ارائه دچار ضعف هستند. درنهایت، براساس نتایج به دست آمده هدف، ارائه الگویی جهت دستیابی به نطقی اصولی و منطبق با موازین رتوریکی ارائه است تا رتوریکی پویا و کارآمد را بر حسب نیازهای روز شاهد باشیم.
Cultivating Grammar Knowledge of EFL Learners through Informed Peer-Dynamic Assessment
حوزههای تخصصی:
The present study set out to investigate if informed Peer Dynamic Assessment (P-DA), as an alternative to Dynamic Assessment (DA), can cultivate grammar learning of Iranian intermediate EFL learners. To accomplish the objectives, two intact classes including 15 female students, aged from 16 to 20, were selected and randomly assigned into two groups, namely, experimental and control at Iran Language Institute in Khorram Abad City, Lorestan Province. The experimental group was trained on principles and procedures of P-DA during two sessions to make sure that the participants know how to provide their peers with graduated feedback appropriately. Next, they were teamed up in groups of three in order to work on a number of grammatical structures embedded in their course book for ten sessions. In contrast, the control group worked on the same grammatical structures according to traditional approaches wherein feedback was given unsystematically by the teacher. Furthermore, three parallel grammar tests, designed and developed by a panel of well-experienced EFL teachers, were administered as pre-test, post-test, and delayed post-test to measure the participants’ grammar knowledge prior and after the instructions. The collected data were analyzed using ANCOVA test. Results revealed that there was a statistically significant difference between the experimental and control groups in terms of gain scores on the post-test. In addition, the findings indicated that the experimental group outperformed the control group on the delayed post-test. In light with the findings, some pedagogical implications were presented for EFL teachers and learners.
مثنی و معدود در ایرانی میانه و نو
منبع:
پازند سال ۱۵ پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۵۸ و ۵۹
102 - 115
حوزههای تخصصی:
بقای برخی اشکال مثنی ایران باستان در عملکرد «معدود»، شکل خاصی از اسم که فقط بعد از اعداد استفاده می شود، به صراحت در سغدی تصدیق می شود، همانطور که در سال 1979 در مقاله ای تحت عنوان «درباره جمع و مثنی در سغدی» نشان دادم. در آن مقاله، فقط چند نکته در مورد انتقال احتمالی معدود در برخی دیگر از زبان های ایرانی مانند پشتو و اوستایی بیان کردم. در طی سال هایی که از انتشار آن می گذرد، من و دیگران متوجه شدیم که فرم هایی را که می توان به عنوان معدود توصیف کرد، می توان در خوارزمی و نیز در تعدادی از زبان های جدید ایرانی، اعم از شرقی و غربی یافت. ساخت واژه و واج شناسی تاریخی بیشتر این زبان ها کم شناخته شده است. در نتیجه، اگر کسی این شکل ها را جداگانه ببیند، دستیابی به نتیجه قطعی درباره منشأ آن دشوار است. بنابراین، هدف اصلی این مقاله، جدا از تمایل به ادای احترام به همکار عزیز و برجسته ام، جمع آوری تمام مطالب مربوطه در یکجا است تا بتوان به عنوان یک کل به آن نگاه کرد.
A Triangulated Study of Professional English Needs of University Graduates in Business and Economics in Today’s Iranian Business Sectors(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۸ , N. ۲ , ۲۰۱۹
227 - 260
حوزههای تخصصی:
EAP courses for various disciplines are designed as a conduit between academic research and practical applications (Paltridge & Starfield, 2013, p. 175). On the other hand, one of the main missions of ESP practitioners is to prepare learners for realities of English on the job (Paltridge & Starfield, 2013, p. 185). This study aimed to provide a profile of target professional English needs of Iranian BA students of Business and Economics and to explore what real requirements are expected from them at work in future. To this end, perceptions of two groups of stakeholders, namely, human resource managers (N = 30) and employed graduated students (hereafter called “staff”, N = 600) chosen through stratified sampling from various established business sectors were asked through triangulation of instruments using questionnaire, interview, and self and peer-assessment. The results suggested that while all four main English skills (listening, speaking, reading, and writing) have been considered important in profession, the employers favored ‘productive’ English skills noticeably more. Moreover, the present professional English level of the staff, as evaluated by their managers, was turned out to have a long distance from the voiced expectations by themselves and the managers. The findings suggested the need for serious reconsideration of EAP courses in Business and Economics regarding the teaching methodology, content and practices in light of future occupational demands of the students and tying different dimensions of such courses to the requirements of corresponding workplaces. Implications of the study for improving the aforementioned EAP courses are also presented.
Task Complexity Manipulation and EFL learners’ interactions in the process of collaborative pre-planning(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۸ , N. ۱ , ۲۰۱۹
51 - 78
حوزههای تخصصی:
Today, learners’ interaction and collaborative task performance have attracted increasing attention from language teachers and researchers. The present study investigated whether collaborative pre-planning, task complexity manipulation, and language proficiency level play a role in learners’ interactions. To this end, 128 EFL learners from two different language proficiency levels carried out three different tasks, whose complexity was manipulated based on Robinson’s task complexity framework. Retrospective semi-structured interviews were conducted which led the researchers to a better understanding of the unobservable underlying processes they underwent in the pre-task planning stage. The learners’ interactions were closely examined, analyzing all their language related episodes quantitatively as well as qualitatively. The results partially supported the Cognition Hypothesis and highlighted that cognitively demanding tasks provide more learning opportunities as learners confront more challenges, compared to undemanding tasks. The results were highly revealing about the process learners undergo in the pre-task planning stage, which can be considered by applied linguists, language teachers and material designers in providing considerable learning opportunities.
بررسی ادراک دانشجویان از ویژگی های اخلاقی اساتید زبان با توجه به پایگاه اجتماعی-اقتصادی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۹ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴
1403 - 1425
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق، بررسی ادراک دانشجویان زبان از ویژگی های اخلاقی اساتید زبان با توجه به پایگاه اجتماعی-اقتصادی دانشجویان بود. روش تحقیق ترکیبیِ-توضیحی در این پژوهش بکار رفت. ابتدا پرسشنامه پایگاه اجتماعی-اقتصادی با شرایط تحقیق سازگار شد تا دانشجویان را به دو گروه اجتماعی-اقتصادی بالاتر یا پایین تر طبقه بندی کند. از 81 پرسشنامه پایگاه اجتماعی-اقتصادی پخش شده در 5 کلاس زبان مختلف از 2 دانشگاه در شهر قم، 53 مورد تکمیل شد. پس از آن، 22 نفر از همان دانشجویان در مصاحبه نیمه ساختاریافته شرکت کردند. پس از تجزیه و تحلیل دقیق کد و مقوله های مصاحبه، 1 موضوع اصلی (جدیت) شناسایی و سپس با توجه به پایگاه اجتماعی-اقتصادی دانشجویان، با استفاده از آزمون دقیق فیشر بررسی شد. در نهایت، 1 مدل برای ویژگی های اخلاقی اساتید زبان بر اساس ادراک دانشجویان طراحی شد تا بتوان در برنامه ریزی آیین نامه های اخلاقی که به طور خاص برای مدرسان زبان طراحی شده و همچنین جهت افزایش آگاهی اخلاقی در میان آنها بکار برد.