فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۶۲۱ تا ۲٬۶۴۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
Whether acknowledged or neglected by educators, the hidden curriculum is present in every institute. Therefore, studying the hidden curriculum is essential to understand how it functions within an English language institute’s setting and among those within it. The purpose of this study was to design and validate a scale to measure language teachers’ perspectives on English as a Foreign Language (EFL) hidden curriculum by the application of the Rasch model. The review of the literature indicated the lack of sufficient research on the investigation of EFL hidden curriculum components in the view of EFL teachers. To fill the existing gap in the literature, a 40-item questionnaire was devised and validated, then 164 Iranian EFL teachers, teaching at different language institutes were asked to reply to the questionnaire. In this study, hidden curriculum components were based on Saylor, Alexander, and Lewis’ (1981) perspectives. Accordingly, items were classified into three different constructs, namely the social atmosphere (including 15 items), the organizational structure of the English Language Institute (consisting of 14 items), and the interaction between teachers and learners (including 11 items). The results showed that the questionnaire items fitted the Rasch model after removing six items from the scale. Moreover, it was confirmed that the scale enjoyed suitable reliability. This proposes that the questionnaire is potentially valid and can be used as a measure of EFL hidden curriculum. One of the study implications is that the questionnaire designed and validated in this study can be used as a research tool in future research to assist policymakers and material designers, institutions’ administrators, and language teachers to be considered for future decision making, and designing materials. It also can be used as a research tool to measure the relationship between EFL hidden curriculum and other variables in future research.
Productive or Maladaptive Immunity? Which one is more Dominant among Iranian EFL Prospective Teachers?(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Teacher immunity as a novel construct, acts as a defense against the demands placed on teachers and the distressing experiences faced which result in emotional burnout. The main aim of this study was to draw attention to this overlooked dimension of teacher motivation and professional identity through exploring the immunity levels of the student-teachers at teacher education universities in Iran. Accordingly, a mixed method study was designed to which 175 Iranian student-teachers (98 males and 77 females) majoring in Teaching English as a Foreign Language (TEFL) were randomly invited to this study. Language Teachers Immunity Questionnaire (LTIQ) was used to collect quantitative data on teachers' immunity levels and a semi-structured interview was conducted to collect the qualitative data. After conducting coding and content analyses using MAXQDA and running one-way ANOVA and independent samples t-test, both qualitative and quantitative data were analyzed. The results led to the identification of three immunity types, namely, negative (maladaptive), neutral and positive (productive) types. The results indicated that positive or productive immunity type was dominant among the student teachers. In addition the results of the study indicated that unlike gender, the years of education was a significant factor in terms of determining the immunity levels of the student teachers. Furthermore, the results of the study indicated that teacher immunity is a transient, dynamic and organic construct which fluctuates according to the reinforcement or deficiency of its comprising components such as efficacy and attitude, among others.
Iranian EFL Teachers’ Conceptions and Practices of Communicative Language Teaching Curriculum(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Enabling learners to communicate both in an inter-personal level and with people of other nations is greatly emphasized in language learning programs. The present study seeks to analyze the conceptions of Iranian teachers after they implemented the new communicative language teaching (CLT) curriculum. To do so, two teachers were asked to record one session of their classes and subsequently participate in semi-structured interviews to elaborate on their rationale of what they did in the classroom. One of the teachers was a male with over 20 years of teaching experience, and the other was a female with almost the same years of teaching experience as the male. The analysis of the data showed wide discrepancies between teachers’ actual activities and the curriculum recommendations. The teachers highlighted their previous schooling as a student as well as contextual realities as factors influencing their teaching. The study highlighted the point that if teachers’ beliefs and the contextual realities are not in tune, teachers filter the curriculum in their own preferred ways leading to divergences from the proposed curriculum. Therefore, the study has clear implications for curriculum developers to consider contextual realities when proposing any innovations. It can also be of use for teachers to be aware of the need to be more cautious when implementing a new curriculum.
بررسی افراشتگی واکه در گویش سبزواری در چارچوب واج شناسی زایشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش انواع فرایند افراشتگی واکه در گویش سبزواری با توجه به بافت های مختلف آن در چارچوب واج شناسی زایشی تحلیل می شوند. مسأله اصلی نگارنده در این مقاله مطالعه انواع بافت های واجی ای است که فرایند افراشتگی واکه را در این گویش ایجاد می کند. داده های این پژوهش به دو روش گردآوری شده اند: منابع مکتوب درباره گویش سبزواری و ضبط گفتار چند گویشور سبزواری. در بررسی داده ها صورت های واجی و آوایی در گویش سبزواری با هم مقایسه و سپس تحلیل شده اند. در این پژوهش، داده های فارسی معیار به عنوان شاهد استفاده شده اند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که دو بافت واجی عمده وجود دارد که در آنها فرایند افراشتگی واکه رخ می دهد: در اثر هم نشینی واکه های افتاده یا میانی با همخوان های افراشته لثوی-کامی، کامی و نرمکامی و نیز در اثر هم نشینی واکه های افتاده یا میانی با همخوان های خیشومی. در مجموع نُه نمونه فرایند افراشتگی واکه در گویش سبزواری روی می دهد.
نحوه پذیرش واژگان مصوب فرهنگستان در جامعه و راه کارهایی جهت علمی کردن زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرهنگستان زبان و ادب فارسی در تلاش جهت پویایی و علمی کردن این زبان، اقدام به ترجمه واژگانِ حوزهای گوناگون دانش به زبان فارسی می کند. با این حال، حجم گسترده واژگان علمی خارجی در زبان فارسی و عدم استقبال مطلوب بخش هایی از جامعه ایران از برخی واژگان نوساخته، علمی شدن این زبان را در معرض تردیدهای فراوان قرار داده است. مقاله حاضر به منظور پی بردن به دلایل عدم استقبال مطلوب جامعه از واژگان مصوب فرهنگستان در تحقیقی کیفی از نوع تحلیل محتوا و با استفاده از نمونه گیری هدفمند مبتنی بر فرد ماهر به بررسی مصاحبه های ده تن از اساتید زبان و ادبیات فارسی با خبرگزاری ایسنا و مصاحبه های رییس فرهنگستان و معاون گروه واژه گزینی این نهاد پرداخته و با تحلیل محتوی این گفت وگوها با استفاده از نظریه تحلیل محتوا بران و کلارک (2006) نتیجه گرفته است که "دلایل سیاسی"، "توجه مردم به زبان فارسی"، و "ضعف فرهنگستان در واژه گزینی" از علل عدم استقبال از این واژگان است. سپس، با بهره گیری از مفاهیم نظری چون مدرنیت و روشنگری و با رویکردی تحلیلی- تطبیقی ضمن بررسی عوامل زمینه ساز رشد زبان های علمی اروپایی به مقایسه این زمینه ها با ترتیب فکری جامعه ایران در دوران تمدن اسلامی و دوران معاصر پرداخته و استدلال کرده است که علمی شدن زبان فارسی تنها با ترجمه اصطلاحات خارجی محقق نمی شود؛ بلکه، این امر منوط به تحقق شرایطی چون بسط گفتمان تولید علم در کشور و پرورش روحیه علمی است تا زبان فارسی بتواند در بطن آن رشد یابد و به زبانی علمی بدل گردد.
بررسی ارتباط میان نوع شخصیت فارسی آموزان عرب با سبک ها و راهبردهای یادگیری زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به دست آوردن شناخت درباره نوع شخصیت، سبک ها و راهبردهای یادگیری فارسی آموزان کشورهای عربی زبان، از آن جهت اهمیت دارد که می تواند به افزایش کیفیت آموزش زبان فارسی منجر شود. هدف این پژوهش بررسی ارتباط میان نوع شخصیت، سبک ها و راهبردهای یادگیری زبان فارسی در میان فارسی آموزان عربی زبان است. برای سنجش نوع شخصیت یادگیرندگان، از پرسشنامه شخصیت مایرز بریگز (فرم ا.وی) و برای اندازه گیری سبک های یادگیری از پرسشنامه کلب (1984) و برای اندازه گیری راهبردهای یادگیری زبان از پرسشنامه آکسفورد (1990) استفاده شد. نتایج این پژوهش با نمونهای تصادفی شامل 50 فارسی آموز نشان داد که فارسی آموزان عربی زبان با نوع شخصیت درون گرا سبک یادگیری همگرا را بیش از افراد برون گرا به کارمی گیرند. علاوه بر آن، فارسی آموزان دارای نوع شخصیت حسی و ادراکی به طور معنا داری بیشتر از افراد شهودی و قضاوتی از سبک یادگیری جذب کننده استفاده می کنند. هم چنین یافتهها نشان می دهد که فارسی آموزان عربی زبان از هر چهار سبک یادگیری (همگرا، واگرا، انطباق دهنده و جذب کننده) به یک اندازه استفاده میکنند، اما راهبردهای شناختی و فراشناختی را بیشتر از راهبردهای دیگر به کار می برند. دستاوردهای این پژوهش به مدرسان کمک می کند تا بتوانند روش های تدریس خود را متناسب با نوع شخصیت و سبک ها و راهبردهای یادگیرندگان انتخاب و کیفیت آموزش را در کلاس های زبان فارسی افزایش دهند.
بررسی تکوین مباحث مقالات فارسی زبان و زبان شناسی با کمک رایانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۳۳
99 - 130
حوزههای تخصصی:
از زمان پیدایش اینترنت تاکنون، با حجم زیادی از داده هایی مواجه هستیم که در این بستر قرار گرفته است. این امر سبب شده است تا شیوه مطالعه داده ها و بررسی سیر تحول آنها از روش دستی به خودکار تغییر کند. هدف از انجام این پژوهش، استخراج موضوعات مطرح شده در مقالات رشته زبان شناسی و روندشناسی تحول موضوعات در طول زمان با کمک الگوریتم مدل سازی موضوعی است. برای این هدف از الگوریتم تخصیص پنهان دیریشله استفاده می شود. پیکره این پژوهش ازطریق خزش به دست آمده و پس از پالایش و پیش پردازش داده ها، تعداد ۵، ۱۰ و ۱۵ موضوع از مقالات استخراج شده و براساس واژه های هر موضوع به صورت دستی برچسب گذاری شده است. توزیع مقالات از سال ۱۳۰۶ تا ۱۳۹۹ سبب شد تا این مدت به ۵ مقطع زمانی تقسیم و موضوعات مربوط به هر برش زمانی پس از فرایند برچسب گذاری مشخص شود. رشد و افول موضوعات استخراج شده از مقالات در پردازش های با تعداد ۵، ۱۰ و ۱۵ موضوع در بازه های زمانی قابل مشاهده است. دستاورد کاربردی این پژوهش سیاست گذاری در حوزه علم است که علاوه بر مطرح کردن یک روش شناسی فناورانه کاربردی در پژوهش، می توان موضوعات داغ میان پژوهشگران یک رشته علمی را مشخص کرد و خلأهای موضوعات پژوهشی را یافت و بر متنوع سازی و متوازن سازی موضوعات پژوهشی اهتمام ورزید.
Postures paratopiques et enjeux de la création littéraire chez Chester Himes, Mongo Beti, Bolya Baenga et Simon Njami(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Recherches en langue française, Vol. ۲, N° ۳, printemps-été ۲۰۲۱
295 - 323
حوزههای تخصصی:
La paratopie littéraire conduit à s’interroger sur le statut même de l’œuvre littéraire et sur la relation de son auteur à la littérature. La paratopie s’intègre à un processus créateur. De ce fait, le créateur apparaît comme quelqu’un qui n’a pas de lieu et qui doit construire le territoire de son œuvre à travers cette impossibilité de s’assigner une véritable place. Nous nous intéresserons, dans la présente réflexion, à Chester Himes et à ses continuateurs africains notamment Mongo Beti, Simon Njami et Bolya Baenga. Himes est un écrivain américain de romans policiers. Il a inspiré ces écrivains africains qui l’ont suivi pour produire à leur tour des romans dans ce genre. Leur double paratopie spatiale et identitaire a été un véritable stimulus dans leur création littéraire. Cet article vise à montrer que la paratopie est une appartenance paradoxale qui rend possible tout processus de création. Nous arrivons à la conclusion qu’elle est posée comme le levier même de la création littéraire ou si l’on veut comme le principe moteur des productions littéraires selon Maingueneau.
Ouverture et clôture des interactions en situation de corruption : stratégies et enjeux dans le réel et le fictionnel(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Recherches en langue française, Vol. ۲, N° ۳, printemps-été ۲۰۲۱
261 - 293
حوزههای تخصصی:
< p>Cette contribution accorde un statut « parasite » aux interactions en situation de corruption (ISC) étant donné qu’elles n’ont pas un caractère conventionnel. Toutefois, elle postule que celles-ci utilisent les séquences encadrantes à des fins stratégiques. D’une manière générale, les rituels conversationnels d’ouverture instituent, par le truchement de la validation interlocutoire, la collaboration dans les activités sociales. Ceux qui renvoient à la clôture favorisent l’établissement d’une histoire conversationnelle entre les participants. Or, envisager l’étude des séquences d’ouverture et de clôture dans une perspective strictement structurelle n’avancera pas nécessairement la connaissance du comportement langagier des participants engagés dans les ISC. Partant de ce constat, l’article se donne pour tâche de mettre en exergue la façon dont les participants utilisent les formules figées de la langue pour servir leur but corruptif. Pour finir, il se focalise sur les enjeux de la ritualisation dans les représentations filmiques des interactions en situation de corruption.
Vocabulary Learning by Iranian Adult L2 Learners via Extensive Viewing of Subtitled and Captioned TV Series(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Television can be considered a rich, helpful, and valuable source to expose L2 learners to huge amounts of comprehensible input so that they can improve their L2 knowledge and, in particular, their L2 vocabulary knowledge. This study aimed to discover how effective sustainable and extensive TV viewing can be in L2 vocabulary learning, considering the language of the on-screen text (L1 or L2) and instruction type (preteaching L2 items or not). Eighty L2 learners (58 female and 22 male), who had an intermediate English proficiency and were divided into four groups, participated in the intervention over an academic term in a language institute. Participants viewed 14 episodes of a TV series under four experimental conditions: (1) captions and preteaching, (2) captions without preteaching, (3) subtitles and preteaching, and (4) subtitles without preteaching. A pre/posttest design to examine the gains regarding both L2 vocabulary meaning and form was adopted. Results suggested that extensive exposure to TV series positively affected the participants’ L2 vocabulary learning, both in terms of meaning and form. Participants exposed to L2 captions outperformed those who had received L1 subtitles, concerning both L2 vocabulary meaning and form. Finally, the analyses showed that, overall, the groups that had undergone preteaching performed better, regardless of the language of the on-screen texts.
Test-taking Strategies Used by Successful Iranian Male and Female University Entrance Exam EFL Applicants(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Iinternational Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۹, Issue ۳۴, Spring ۲۰۲۱ (۱)
69 - 80
حوزههای تخصصی:
This study aimed at identifying the most frequent test-taking strategies used by successful Iranian male and female university entrance exam EFL applicants. To this end, 150 English major male and female freshman students who got admission to three reputable state universities of Isfahan, Shiraz, and Tehran were selected conveniently and purposively. The model used in this study was developed by Barati (2005) consisting of planning, monitoring, evaluation, and test-wiseness strategies. After selecting the participants, the modified questionnaire developed based on Barati’s test-taking strategy taxonomy was distributed among the participants. Based on the analysis of results, it was revealed that the EFL learners made frequent use of planning, monitoring, evaluation, and test-wiseness strategies, but only the level of use of planning and monitoring strategies reached statistical significance. Moreover, male and female EFL learners were only significantly different in their use of evaluation strategies, but in terms of using planning, monitoring, and test-wiseness strategies, males and females were not significantly different from one another. The findings of the study bear useful implications for EFL learners, teachers, materials designers, and test constructors.
بازنگری زباهنگ احترام محوری در سایه ادب اجتماعی با تحلیل پیکره گفتمان شفاهی براساس الگوی هایمز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درهم تنیده بودن زبان و فرهنگ مدت هاست که موردبحث و بررسی اندیشمندان حوزه جامعه شناسی زبان، مردم شناسان و نیز کاربردشناسان زبان بوده است. یکی از حوزه های نوین تحقیق درباره این درهم تنیدگی، مطالعه نمایش فرهنگی از یک زبان یا زباهنگ است. در این تحقیق زباهنگ احترام محوری در فرهنگ ایرانیان، با توجه به اهمیت و جایگاه ادب و نزاکت اجتماعی فرهنگ ایرانی اسلامی، موردبررسی قرارگرفت. هدف این تحقیق به طور خاص، شناسایی بازنمود جنبه های حاکم از فرهنگ کنونی گویشوران در زباهنگ احترام محوری و شناخت جنبه هایی از ادب اجتماعی بود که در زباهنگ احترام محوری انعکاس یافته است. به این منظور، 140 پاره گفتار مرتبط با احترام و نزاکت از میان 320 مورد شفاهی که از میان افراد 15 تا 61 ساله (132 زن و 169 مرد) با سطح تحصیلات متفاوت (بی سواد تا تحصیلات عالیه) و مشاغل مختلف (خانه دار، دانش آموز، دانشجو، معلم، مهندس، کارمند، پزشک، پرستار، بازنشسته، و مشاغل آزاد) از شهرهای اراک، اصفهان، شهرکرد، تهران، قم، ساوه، گلپایگان، شادگان، تبریز، رشت، هرند، دهلران، کرمانشاه، خرم آباد، سرپل ذهاب، بروجن، آران و بیدگل، نجف آباد، ایذه و میاندشت در موقعیت های گوناگون گردآوری شد. پاره گفتمان های شفاهی این افراد ابتدا ضبط و بعد در قالب یک فرم، پیاده سازی شد. در این مرحله برای ثبت جزئیات شفاهی کلام از علائم گفتارنگاری برای ثبت آوایی و سایر رویدادهای بیانی از قبیل مکث و قطع کلام مخاطب استفاده شد. سپس با استفاده از الگوی SPEAKING هایمز (1967) احترام محوری موردبررسی قرار گرفت. تحلیل داده ها برمبنای این الگو نشان داد که بسامد کاربرد این زباهنگ در موقعیت های عمومی بیشتر از موقعیت های خصوصی و در میان شرکت کنندگان نابرابر (رسمی و غیررسمی) رایج تر از افرادی با سطح اجتماعی برابر است. از نظر هدف نقش های کاربردشناختی ابراز علاقه و ارادت (محبت و دوست داشتن)، تمجید، تکریم، دعوت، شکسته نفسی و چاپلوسی از پربسامدترین اهداف تجلی یافته این زباهنگ بودند. بررسی های عمیق تر حاکی از آن بود که زباهنگ احترام محوری با قدرت محوری کاملاً برابر نیست و این دو را باید جداگانه تعریف کرد. دیگر آنکه، زباهنگ احترام محوری با وجود استقلال مفهومی خود با زباهنگ های صراحت گریزی و قدرت محوری هم پوشانی دارد. به علاوه، زباهنگ احترام محوری از فرازباهنگ های جمع گرایی و سلسله مراتب پذیری ایرانیان تأثیر می پذیرد. دیگر آنکه زباهنگ احترام محوری در داده های این پژوهش برمبنای دو محور سلطه و هم بستگی توجیه پذیر است و تنوع و شدت بروز جنبه های احترام تابع سلطه و هم بستگی موجود در بافت است.
The Impacts of COVID-19 Pandemic on English Language Teacher Education in Iran: Challenges and Opportunities(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The global pandemic of COVID-19 has brought about many changes and challenges in our lives, interactions, relationships, and modes of learning and teaching and helped us learn how to adapt ourselves to unanticipated conditions to survive. It stimulated universities, schools, and institutions of higher education to rethink and restructure their policies to find solutions to the problems as well as researchers all around the world to help educational systems get out of the mess. This study aimed to contribute to the body of literature and investigated the impacts of COVID-19 on English language teacher education. Convenience sampling was employed to recruit thirty student teachers as the participants of the study. To do the study, the author used semi-structured interviews, focus group interviews (n = 20), student teachers' reflective journals (n = 10), and his own reflective journals to collect the data. Grounded theory was used for data analysis. The findings of the study revealed that there was a shift from anomaly to congruity, student teachers saw the pandemic as an opportunity, they felt the need for technology inclusion, development, and promotion in their educational contexts, there was an urgent need to train teachers and learners to use technology in their contexts to keep the education running, and teachers had to reconstruct their identities and turn to formative assessment. The findings can contribute to the body of literature and prompt English language teacher education programs, teacher educators, administrators, teachers, and policymakers to consider the findings while they are designing, upgrading, reforming, and running their syllabi, curriculums, and programs.
مطالعهه تطبیقی کنش گفتاری «تملق» در زبان های فارسی و انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کنش های گفتاری یکی از مباحث مهم تحلیل گفتمان در حوزه زبان شناسی به شمار می رود و در سال های اخیر ابعاد مختلف این گونه کنش ها در زبان های مختلف مورد مطالعه و توجه پژوهش گران و زبان شناسان قرار گرفته است. از جمله ابعاد مورد توجه این گونه کنش ها ساختار زبانی و کاربردهای آنان در زبان های مختلف است. پژوهش حاضر به بررسی تطبیقی کاربردهای کنش گفتاری تملق در دو زبان فارسی و انگلیسی پرداخته است و بدین منظور کاربردهای این کنش گفتاری در مکالمات 120 فیلم (60 فیلم فارسی و 60 فیلم انگلیسی) مورد مطالعه قرار گرفت. پس از استخراج تمامی مکالمات مربوط به این کنش گفتاری در مجموعه مورد بررسی و جمع آوری اطلاعات موردنظر، مدل هایمز (1967) مبنای بررسی تطبیقی قرار گرفت. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که تملق در هر دو فرهنگ فارسی و انگلیسی برای نفوذ مثبت در مخاطبین مورد استفاده قرار می گیرد و کاربردهای این کنش گفتاری در زبان فارسی به 19 مورد و در زبان انگلیسی به 11 مورد می رسد. علاوه بر این، در هر دو زبان مورد مطالعه، کنش گفتاری تملق در هر دو موقعیت رسمی و غیررسمی یافت می شود اما در زبان فارسی استفاده از آن در موقعیت های غیررسمی و خصوصی بسیار بیشتر از کاربرد آن ها در موقعیت های رسمی است. هم چنین، بر اساس نتایج به دست آمده، فراوانی و کاربرد تملق در زبان و فرهنگ فارسی به مراتب بیشتر از زبان و فرهنگ انگلیسی است.
بررسی رده شناختی ضمیر ابقایی در ساخت موصولی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از کاربردهای ضمیر ابقایی در ساخت موصولی برخی زبان های دنیاست. براین اساس، ضمیر ابقایی اشاره به ضمیری هم نمایه با هسته اسمی ساخت موصولی دارد که درون بند موصولی ظاهر می شود. در پژوهش حاضر تلاش شده است تا با بررسی کارکرد ضمیر ابقایی در انواع ساخت های موصولی هسته دار فارسی، میزان انطباق رفتار این زبان با جهانی ها سنجیده شود. براین اساس دو هدف عمده در این پژوهش وجود دارد. هدف نخست مربوط به تعیین شیوه تولید ضمیر ابقایی در ساخت موصولی فارسی طبق سه الگوی جهانی موجود است. هدف دوم، بازبینی رفتار فارسی در سلسله مراتب دسترسی کینان و کامری (1977) است. نتایج پژوهش در رابطه با هدف نخست، نشان می دهد که فارسی با توجه به استفاده از متمم-نمای «که» در ابتدای بند موصولی، داشتن ضمیر ابقایی در ساخت جزیره ای قوی و خوانش یکسان جمله هنگام کاربرد ضمیر ابقایی و خلا، این ضمیر را به صورت پایه زایشی تولید می کند. نتایج پژوهش در رابطه با هدف دوم نیز حاوی پیشنهادی در رابطه با جایگاه فارسی در راهبرد حفظ ضمیر در سلسله مراتب دسترسی است. در حالی که طبق نظر کینان و کامری (1977) راهبرد موصولی سازی فارسی با هسته فاعلی لزوما خلا و با هسته متممی لزوما حفظ ضمیر است، به نظر می رسد در هر دو ساخت فوق می توان تحت شرایط خاص از راهبرد رقیب نیز بهره برد.
بررسی جریان زایش معنا و فرایند نشانگی نامحدود در هزاره دوم آهوی کوهی سروده محمدرضا شفیعی کدکنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، جهت بررسی مراکز زایش معنا به عنوان مسئله ای قابل پژوهش که می تواند به گونه شناسی دقیق تر شعر نو فارسی منجر شود، به بررسی و مطالعه شعر هزاره دوم آهوی کوهی (شفیعی کدکنی، 1395) می پردازد؛ با طرح این پرسش ها که مراکز زایش معنا در هزاره دوم آهوی کوهی کدامند، با یکدیگر چه نوع ارتباطی دارند، در نتیجه تعامل این مراکز، فرایند نشانگی نامحدود چگونه پیش می رود و درنهایت تعدد مراکز تولید معنا چه تأثیری بر جریان حسی- زیبایی شعر دارد. نتایج پژوهش نشان می دهد که در هزاره دوم آهوی کوهی رابطه بین شعر و نقاشی از نوع بینامتنیت درون فرهنگی و بینانشانه ای است. باز بودن گفتمان دیداری کاشی «مزگت/ مسجد پیر» به شاعر این امکان را می دهد که گریز از سپهر نشانه ای بسته و تک صدای امروز/اکنون به سپهر نشانه ای باز و چندصدای دیروز/ گذشته را عملی گرداند. با تبدیل کارکرد شمایلی نشانه های کاشی به کارکرد نمادین در شعر، فضای فیزیکی یا خرده فضای کاشی تبدیل به کلان فضا یا فضای مجازی می شود و زایش معنا را در جریانی به هم آمیخته، چندبعدی، سلسله مراتبی و در فضای ژرف و بی پهنای تاریخ کهن ایران پیش می برد. در این جریان، فضای گفتمانیی پدید می آید که متناقض ها به جای نفی یکدیگر به همزیستی و تعامل دست می یابند و "کاشی مزگت پیر" از همه گفتمان ها میزبانی می کند. در فرایند نشانه ای دیگر، شمایل های کاشی تبدیل به نمایه شده و از طریق استعاره های ترکیبی بُعد عمیق و غیرمحسوس معنا را خلق می کند که اشاره به «خود» دارد. در این شعر حس درونی، قوی ترین بعد حسی- اداراکی است که حواس ظاهری را از کار می اندازد و درقالب تجربه ای ناب، راه بردن از خود به بی خودی را در قالب تصویرهای زیبا و منحصربه فرد نشان می دهد. با توجه به این که در این شعر، مرکز غالب تولید معنا تاریخ و فرهنگ ایران است، در زیرگونه مفاخره فرهنگی طبقه بندی می شود. پژوهش با رویکرد نشانه شناسی پساساختارگرا و به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است.
واژه بست های ضمیری کردی موکری: تحلیلی نوایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واژه بست ها به طور کلّی ماهیتی بیناحوزه ای دارند و رابط حوزه های واج شناسی، ساخت واژه و نحو هستند. این عناصر ازلحاظ آوایی فاقد استقلال آوایی هستند و به منظور بازنمایی به میزبانی با استقلال آوایی نیاز دارند. توزیع واژه بست ها تابع حوزه های پیش گفته است. واژه بست های ضمیری کردی موکری در نقش های متعدّدی ازجمله مطابقه، مفعول (مستقیم و غیر مستقیم)، مالکیت اسم و ... ظاهر می شوند و از قابلیت حرکت بالایی برخوردار هستند. از این رو عناصر مختلفی متعلّق به مقوله های مختلف، می توانند نقش میزبانی آن ها را بپذیرند. در نوشتار پیش رو با بهره گیری از نظریه واج شناسی نوایی (سلکرک، 1995؛ تراکنبرات، 1999 و آندرسن، 2005) و سلسله مراتب سطوح هفت گانه آن، به مثابه یکی از حوزه های واج شناسی زایشی، جایگاه واژه بست های ضمیری کردی موکری بررسی می شود. پژوهش حاضر به روش توصیفی - تحلیلی و میدانی انجام شده است. به منظور گردآوری داده ها نگارنده از شمّ زبانی خود (به منزله گویشور کردی موکری (گویش موکریانی، اُشنویه)) و نیز گویشوران اصیل این زبان به همراه فیش برداری از کتاب ها، مجلاّت و نوشتارهای سایت ها و ضبط حدود پانزده ساعت صدای گویشوران گویش مورد نظر یاری می جوید. مطالعه و بررسی داده های کردی موکری نشان داد که واژه بست های ضمیری به طور نظام مند پس از اوّلین گروه واجی (کلمه نوایی) در درون حوزه فعلی خود واقع می شوند.
بررسی ساخت های دومفعولی و دومتعدی در زبان فارسی در چارچوب صرف توزیعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی ساخت های دومفعولی و دومتعدی در زبان فارسی بر اساس آراء وود و مرنتز (2017) در چارچوب صرف توزیعی می پردازد و نشان می دهد چگونه می توان تناوب موضوعی را به ویژگی های نحوی معنایی یک هسته معرف موضوع با بر چسب i* فروکاست تا تحلیل واحدی برای هسته های معرف موضوع ارائه کرد. پدیده انتقال مالکیت در ساخت های دومفعولی و رابطه مکانی در ساخت های دومتعدی با این فرض تبیین می شود که توانایی فعل برای حضور در ساخت دومفعولی مستلزم گزینش یک گروه معرف مرکب به صورت D*P و توانایی فعل برای رخداد در ساخت دومتعدی مستلزم گزینش یک گروه حرف اضافه ای مرکب به صورت P * p مکانی است که از رهگذر ترکیب هسته i* با یک متمم DP و pP ، به ترتیب نقش تتایی مالک و پیکر به شاخص اعطا می شود. چگونگی تعبیر این نقش ها از یک قاعده تعبیری وابسته به بافت مایه می گیرد که در سایه ساخت های نحوی تعریف و بر اساس اصل خوانش معنا تحدید می شود. تعبیر موضوع های برونی در ساخت های یادشده از جایگاه ساختاری یک هسته نحوی و نقش مفهومی معنایی ریشه مایه می گیرد.
A Corpus-based Analysis of Lexical Richness in EAP Texts Written by Iranian TEFL Students(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The literature on second/foreign language (L2/FL) discourse is replete with corpus-based studies into the use of various features representing lexical proficiency. Nonetheless, the lexical construct of English for academic purposes (EAP) texts developed by postgraduates majoring in teaching English as a foreign language (TEFL) still sounds like a relatively unexplored domain that merits further multi-dimensional investigation. To narrow the gap, the authors in the current study set out to evaluate the lexical richness of a corpus containing doctoral dissertations written by Iranian TEFL students in terms of lexical density, diversity, and sophistication. Taking advantage of the computational tool Coh-Metrix to analyze the lexical features, the corpus was analyzed in comparison with a first language (L1) baseline containing doctoral dissertations written by English native speakers. The comparative analysis of the L1 and L2 corpora revealed that the texts written by Iranian TEFL learners were lexically less diverse but more sophisticated. Additionally, the lexical density of the L2 corpus exceeded that of the L1 one in terms of nouns and adjectives. Based on the results drawn from a discriminant function analysis (DFA), the features representing lexical sophistication and density were found to be the best predictors of lexical richness since they could significantly discriminate between the two sub-corpora. The findings may provide new insights into the ways of evaluating and enhancing the lexical richness of FL/L2 written discourse.
سومری نگارها در متون میان رودانی و آرامی نگارها در فارسی میانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کاتبان اکدی با زیر شاخه هایش، واژه ها را به اکدی به شکل هجایی و واژه نگار می نگاشتند. گهگاه به جای نوشتن واژه به اکدی، معادل آن را به سومری می نگاشتند. این روش نوشتاری، موسوم به واژه نگار و سومری نگار است. پس از شکل گیری شاهنشاهی آشور، در سده نهم پ.م، آنها زبان و خط اَرامی را در قلمرو شاهنشاهی خود به کار گرفتند. این موضوع سبب شد که زبان و خط اَرامی به عنوان زبان بین المللی برای مکاتبه مورد استفاده قرار گیرد. در نتیجه، شاهان هخامنشی زبان و خط اَرامی را برای مکاتبات رسمی به کار بردند و پارتی و پهلوی هم شمار بسیاری از واژگان اَرامی را به کار گرفتند که به آنان اَرامی نگار می گفتند. هدف از نگارش مقاله این است تا متون میانرودانی و فارسی میانه را به عنوان یک منبع در کاربرد املاهای بیقاعده بررسی نماییم و اینکه چرا این نظام در میان رودان و دوران میانه زبان فارسی باب بوده است. بنابراین، روش کار نخست چگونگی کاربرد سومری نگارها در متون اکدی و زیر شاخه های آن است و پس از آن به اَرامی نگارها می پردازیم که پارتیان و ساسانیان از آن بهره بردند. در پایان آشکار می گردد همان گونه که اکدیان از سومری نگارها در املای بیقاعده از زبان پیشین خود وام گرفتند، به همان گونه فارسی میانه از اَرامی، به عنوان یک زبان بین المللی وام گرفت