فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۳۰۱ تا ۲٬۳۲۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
This study was conducted to compare the impact of two vocabulary learning techniques, namely context learning and translation learning, on vocabulary recall of sixty pre-university Iranian learners of English as a foreign language. They were divided into two groups of high and low proficient. In regard to two vocabulary learning conditions, each group was divided into two subgroups of fifteen. The data were collected using two types of tests, translation and fill-in-the-blank. The result revealed that the students' proficiency affects their recall. It also revealed that low proficient learners did well when translation learning was followed by translation recall test. However, they could not transfer their vocabulary knowledge to a new context. In other words, they did not perform well enough when translation learning was followed by context recall test. The high proficient group, on the other hand, had a better performance on the context recall test.
نمود یا بازخورد معیارهای نوین در ترجمههای قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترجمه همواره در محیطی چند وجهی صورت میگیرد که زبان را با فرازبان پیوند میدهد. در سطوح مختلف زبانی همواره امکان انتخاب یا عدم انتخاب وجود دارد. یک جمله را میتوان به صورتهای مختلف از نظر ساختاری، میزان نشانداری، ساخت آغازگری بیان کرد. بنابراین، مترجمان همواره نیازمند تعیین راهبردی در انتخاب یا عدم انتخاب این فاکتور زبانی یا دیگریاند. عوامل مؤثر بر انتخاب یا عدم انتخاب میتواند درون زبانی باشد، مانند ساختهای نحوی ممکن که زبان مقصد اجازه میدهند. عوامل فرازبانی از جمله بافت و ایدئولوژی نیز میتوانند منجر به انتخابها و ساختهای متفاوت شوند و راهبردی آفرین در ترجمه ظاهر شوند. با توجه به این موضوعات این مقاله به بررسی راهبردهای به کار رفته در ترجمههای قرآنی میپردازد. مفهوم انتخاب در پس زمینه مقاله وجود دارد و فاکتورهای تاثیرگذار بر آن، مفهوم راهبرد را در این مقاله معنی میبخشند و باعث گوناگونی در متن و ایجاد ترجمههای گوناگون میشود.
The Relationship Between Proficiency Level and the Use of Communicative Strategies(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادب ۱۳۸۲ شماره ۱۸
حوزههای تخصصی:
بررسی میزان کارآمدی آموزش زبان عربی عمومی در مقطع متوسطه، ازنظر دبیران و دانش آموزان شهر کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر را با هدف بررسی میزان کارآمدی آموزش زبان عربی عمومی در مقطع متوسطه، ازنظر دبیران و دانش آموزان شهر کرمان، انجام داده ایم. این پژوهش از نوع پژوهش های کاربردی، پیمایشی و کمی است و برای اندازه گیری نظر دبیران و دانش آموزان، از دو پرسش نامة محقق ساخته استفاده کرده ایم. جامعة این پژوهش شامل همة معلمان زن و مرد عربی و دانش آموزان دختر و پسر سال سوم متوسطة رشته های ریاضی و تجربی دبیرستان های دولتی شهر کرمان، در سال تحصیلی 90- 91 است. نمونة مورد بررسی را به شیوة تصادفی طبقه ای و با انتساب متناسب انتخاب کردیم که شامل 30 دبیر زن، 30 دبیر مرد و 236 دانش آموز است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که میزان هماهنگی هدف آموزش زبان عربی (فهم متون دینی) با معیارهای انتخاب هدف در برنامه ریزی درسی، میزان تطابق محتوای کتاب های درسی عربی با معیارهای انتخاب محتوا در برنامه ریزی درسی، میزان آمادگی دبیران عربی برای تدریس درس زبان عربی، میزان تحقق اهداف برنامة درسی عربی، میزان تسلط دانش آموزان به مهارت های زبانی، میزان انگیزه و علاقة دانش آموزان به یادگیری زبان عربی و میزان آشنایی دانش آموزان با مهارت ها و راهبردهای یادگیری زبان عربی پایین تر از حد مطلوب است. با توجه به این یافته ها نتیجه می گیریم که به آموزش زبان عربی به عنوان زبان دوم/ خارجی، به طور علمی توجه نشده است و تا حد مطلوب فاصلة زیادی دارد و برای رسیدن به نتایج مطلوب، تحولات جدی و همکاری بخش های مختلف لازم است. از مهم ترین راهکارها برای بهبود این وضعیت، ارتقای سطح آموزش پیش و ضمن خدمت معلمان زبان عربی است.
خردگرایی و کلان نگری در ترجمه داستان: رهیافتی نقش گرا به تعادل سبکی
حوزههای تخصصی:
مترجم ادبیات داستانی در مسیر نیل به «کفایت سبکی» هر چه بیشتر، نیازمند انجام تحلیل سبک شناسی در دو سطح «خرد» و «کلان» است. در تحلیل سبکی کلان، تحلیلگر/ مترجم در پی کشف «چگونگی» یا «کیفیت» متن است و در تحلیل سبکی خرد به دنبال تبیین «چرایی» و «نحوه» تحقق آن کیفیت. تحلیل کلان معمولا با تفحص در «برونه» (سطح) داستان صورت می گیرد و نمایی کلی از راهبرد(های) سبکی «عام» منتهی به فرانقش اندیشگانی زبان بدست می دهد اما در تحلیل خرد، مترجم/ تحلیلگر علاوه بر سطح داستان ناگزیر از تعمق در «درونه» (عمق) اثر نیز خواهد بود و در این مسیر، از یک سو، متن را به مثابه یک «محصول» مد نظر قرار می دهد و از رهگذر شیوه های عموما مکانیستی «تحلیل متن»، مولفه های سبکی منتهی به کارکرد زیبایی شناختی زبان را در آن شناسایی می کند و از سوی دیگر، با اثر داستانی به منزله یک «فرایند» مواجه می شود و با توسل به روش شناسی معمول در «تحلیل گفتمان» و استفاده از ابزارهای «تاویل متن» و «تحلیل بینامتنی»، به بازشناسی مراحل «تولید»، «دریافت»، «درک» و «تاثیر» مولفه های متنی دست می یازد و مصادیق عینی راهبرد(های) سبکی کلان مورد نظر نویسنده را در فرانقش متنی زبان تعیین می نماید. آنچه در نهایت از این تحلیل دو جانبه حاصل می گردد، راهکارهای عملیاتی مترجم را در انتخاب «گزینه های هم نقش: با کارکرد سبکی مشابهی در متن مقصد رقم خواهد زد.
یک اثر جاندار و دیر پای
منبع:
وحید بهمن ۱۳۴۶ شماره ۵۰
حوزههای تخصصی:
فرایندهای واجی همخوانی در واژه های مشترک بین زبان فارسی معیار و زبان هورامی (گویش هورامان تخت)
حوزههای تخصصی:
هدف از نگارش این مقاله، بررسی و توصیف فرایندهای واجی همخوانی در واژه های مشترک بین زبان فارسی معیار و زبان هورامی (گویش هورامان تخت)، یکی از زبان های ایرانی نو شاخه شمال غربی، است. برای گردآوری و ثبت داده ها، از ده گویشور بومی بی سواد و با سواد از زن و مرد در سنین بین 30 تا 80 سال در حدود 5 ساعت بهره گرفته شده است. از شمّ زبانی یکی از نگارندگان که گویشور بومی این گویش است و همچنین منابع مکتوب در این زمینه به عنوان پیشینه پژوهش استفاده شده است. داده ها در چارچوب نظریه واج شناسی زایشی تحلیل و بر اساس الفبای آوانویسی بین المللی « IPA» آوانگاری شده اند. روش پژوهش به صورت توصیفی-تحلیلی است. با بررسی داده ها انواع فرایندهای واجی همخوانی از قبیل همگونی، حذف، درج، تقویت، تضعیف و قلب مورد بررسی قرار گرفته اند. پر بسامدترین فرایندهای واجی همخوانی به ترتیب حذف، تضعیف و همگونی و کم بسامدترین آنها، درج، قلب و تقویت هستند.
بررسی سه فرآیند واجی تقویت ""درج، انسدادی شدگی و واک دار شدگی"" در 12 گونه زبانی استان کرمان: واج شناسی زایشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Planning Time: A Mediating Technique between Fluency and Accuracy in Task-based Teaching(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
طراحی هستان شناسیِ اصطلاحاتِ ساخت واژه در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در چارچوب علوم رایانه و هوش مصنوعی، هستان شناسی سامانه ای رایانه ای ینههای یه معین مانند اصطلاحات یه علمی را گردهم می آورد و روابط معنایی- مفهومیِ میی دهد. در این مقاله، ضمن معرفی مفهوم هستان شناسی یم به سه پرسش پاسخ دهیم: 1). چه گونه می توان برای حوزه ساخت واژه در زبان فارسی، هستان شناسی تهیین هستان شناسیِ حوزه ساخت واژه در زبان فارسی و هستان شناسیِ اصطلاحات زبان شناسیِ گولد در زبان انگلیسی تاچه میزان نگاشت وجود دارد؟ 3). طراحی هستان شناسیِ حوزه ساخت واژه درزبان فارسی، چه تصویر جدیدی از این حوزه ارائه می دهد؟ برای پاسخ به این پرسش ها، 320 اصطلاح ساخت واژی از منابع صرف و نحو زبان فارسی استخراج و در یه رایانه ای درج شدند. در مرحله بعد، اصطلاحات موجود را با استفاده از هفت رابطه معنایی و واژگانی شامل (1) شمول معنایی، (2) هم معنایی، (3) تقابل، (4) مشتقات، (5) مشخصه تعریفی، (6) نیاز دارد و (7) ابزار، سامان دهییم. نتایج پژوهش نشان داد در 59% از موارد میان اصطلاحات موجود در سامانه پژوهش حاضر و اصطلاحات موجود در هستان شناسی گولد، نگاشت وجود ندارد. همچنین یافته معنایی پربسامدترین و مشتقات بسامدترین رابطه در هستان شناسی اصطلاحات ساخت واژی است.
مقایسه ای زمان فعل در زبان های فارسی و فرانسه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قلمرو زبان دری (در تجلیل از کمال خراسانی)
منبع:
بخارا مرداد ۱۳۷۸ شماره ۷
حوزههای تخصصی:
افعال ترکیبی در گروه واژه های آلمانی
حوزههای تخصصی:
بررسی باهم آیی پیش فعل و همکرد«کردن» در فعل مرکب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف بررسی و تحلیل باهماییِ پیش فعل و همکرد «کردن» در فعل مرکب فارسی بر مبنای نظریة واژگان زایشی (پاستیوسکی، ۱۹۹۵) نگاشته شده است و می کوشد تا با بهره گیری از مفاهیم مطرح در این نظریه، علل معناییِ تاثیرگذار بر ترکیب و باهم آیی عناصر مذکور و محدودیت های حاکم بر آن را مورد بررسی قرار دهد. در این مسیر پس از طبقه بندی عناصر پیش فعلی ترکیب شده با همکردِ «کردن»، تلاش می کنیم به بررسی سهم معنایی آن در مجموعه داده های مورد تحلیل بپردازیم. از نتایج این تحلیل می توان به نقش و تأثیر اطلاعات رمزگذاری شده در سطوح چندگانة بازنمایی های واژگانی-معناییِ عناصر پیش فعل و همکرد «کردن» در باهمایی عناصر تشکیل دهندة فعل مرکب و محدودیت های حاکم بر آن اشاره کرد. روش این پژوهش، توصیفی-تحلیلی است. افعال مرکب مورد بررسی و معانی و مثال های مربوطه از فرهنگ بزرگ سخن (انوری، ۱۳۸۱) استخراج شده است.
ضمیر فاعلی عام در زبان فارسی: مقایسه ای بین زبان های ضمیرانداز ثابت و نسبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر به یکی از ویژگی های مهم زبان فارسی که آن را از زبان های ضمیرانداز نسبی(partial NSL) متمایز می کند می پردازیم. براساس پارامترهای ضمیراندازی ریتسی (1982) که بیشتر با تمرکز بر تهی بودن ضمیر فاعلی شخصی و تأکید بر مفهوم ارجاعیت (referentiality) ارائه شده است انتظار می رود زبان های ضمیرانداز ثابت (consistent NSL) در هرنوع بافتی ضمیراندازی را مجاز بدانند. درمقاله حاضر خلاف این پیش بینی در یکی از زبان های ضمیرانداز ثابت یعنی زبان فارسی به تصویر کشیده می شود و با استفاده از داده های زبانی نشان داده می شود هرچند به نظر می رسد فاعل تهی در زبان های ضمیرانداز ثابت نسبت به زبان های ضمیرانداز نسبی معمول تر باشد، در خصوص ضمیر فاعلیِ غیر شخصی سوم شخص مفرد وضعیت برعکس است. به صورت خاص در زبان فارسی همانند دیگر زبان های ضمیرانداز ثابت، برخلاف زبان های ضمیرانداز نسبی فاعل ناملفوظ سوم شخص با خوانش عام (generic) یافت نمی شود. در این مقاله به تبعیت از رویکرد هولمبرگ (2010) سعی داریم با اصلاح پارامترهای ریتسی (1982) و جایگزینی مفهوم ارجاعیت با معرفگی (definiteness) تمایز زبان فارسی با زبان های ضمیرانداز نسبی را بالاخص در بکارگیری ضمیر آشکار و غیرآشکار غیرشخصی از نوع عام تبیین نماییم.
تاثیر آموزش راهبرد ترسیم معنایی بر یادگیری واژگان، توسط فراگیران زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر تاثیر آموزش راهبرد ترسیم معنایی بر یادگیری واژگان، توسط فراگیران زبان انگلیسی را مورد بررسی قرار می دهد.همچنین رابطه احتمالی جنسیت و تاثیر آموزش راهبرد ترسیم معنایی مورد مطالعه قرار می گیرند. ابتدا 134 دانش آموز دختر و پسر در این پژوهش شرکت کردند. ابزارهای مورد استفاده در این تحقیق عبارتند از: آزمون نلسون و یک آزمون انگلیسی که در مراحل پیش آزمون و پس آزمون مورد استفاده قرار گرفتند. پس از تایید همگنی شرکت کنندگان از نظر میزان تسلط به زبان عمومی، 120 دانش آموز منتخب به چهارگروه تقسیم شدند: دو گروه تجربی دختر و پسر و دو گروه شاهد (دختر- پسر). سپس به منظور حصول اطمینان از همگن بودن شرکت کنندگان از نظر دانش واژگانی قبل از اجرا، تست واژگان روی کلیه گروه ها اجرا شد. در طول هشت جلسه آموزشی، گروههای تجربی پس از خواندن هر متن، آموزش راهبرد ترسیم معنایی را دریافت کردند و سپس تمرینات را انجام دادند. درگروههای شاهد، نحوه استفاده از راهبرد ترسیم معنایی به دانش آموزان آموزش داده نشد و آنها صرفا طبق روشهای معمول و سنتی واژگان انگلیسی را آموختند. به عبارت دیگر آنها متن را خواندند، فعالیتها و تمرینها را انجام دادند و لغات جدید را طریق متنها و تمرینها معرفی شدند. در پایان آزمایش، پس آزمون اجرا شد.نتایج پس آزمون نشان دادند که تفاوت معناداری بین میانگین گروههای تجربی و شاهد وجود دارد. همچنین، مشخص شد که هیچ رابطه متقابلی میان تاثیر آموزش راهبرد ترسیم معنایی و جنسیت وجود ندارد. از این رو نتیجه گیری می شود که صرف نظر از جنسیت، آموزش راهبرد ترسیم معنایی بر یادگیری واژگان توسط فراگیران زبان انگلیسی تاثیر معناداری دارد.
مقدمه ای بر مبانی علم نحو روسی
حوزههای تخصصی:
علم نحو آن بخش از دستور زبان است که به بررسى قواعد و ویژگى هاى مربوط به ترکیب کلمات و هم چنین نقش کلمات در ساختار واحدهاى نحوى، از قبیل گروه واژه و جمله مى پردازد. مهم ترین موضوعات و مفاهیم دستورى یى که در حوزهء علم نحو روسى به عنوان مبانى این علم مطالعه و بررسى مى شوند عبارتند از: واحد نحوى 1، نسبت نحوى 2، رابطهء نحوى 3، گروه واژه 4، جمله 5، اجزاب جمله 6. مقاله حاضر به مطالعه و تشریح آن دسته از مفاهیم دستورى که مبانی علم نحو روسى را تشکیل مى دهند مى پردازد
نجات تالابا و پایداری گفتمان شرق شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یک ویژگی مهم که مکررا در بررسی و تجزیه و تحلیل شرق مشاهده می شود عقیده بدوی بودن شرق وناتوانی آن در اداره و مدیریت خویش است. چنین گفتمان مکرری در فرایند گفتمانی نویسندگان و دانشمندان شرق شناس وجود دارد و به نظر می رسد برخلاف عقیده برخی از نقادان رابرت سوتی نیز از این قاعده مستثنی نیست. علیرغم اینکه رابطه شرق وغرب به اشکال مختلف در متون غربی ظاهر می شود‘ به ندرت غرب موقعیت برتر خیالی خود را در این متون واگذار میکند. این موقعیت برتر ولی انعطاف پذیر این ادعا را تقویت می کند که شرق شناسی یک گفتمان ایدئولوژیک است با مرزهای به شدت محدود شده. علیرغم اینکه ساخته های "غیر" از جهات مهم تنوع خارق العاده ای ندارند‘ هدف این مقاله این نیست که غرب واحدی را ارائه دهد که "غیر" را می سازد. اساساً این ایده که یک شرق واحد و یک غرب واحد وجود خارجی دارند و بشر را به دو اقیانوس مجزا و منفک از هم تقسیم میکند یک توهم ایدئولوژیکی است.