موضوع ارزیابی عملکرد سازمانی، از پدیده های قابل بحث ومهمی است که همواره ذهن مدیران بخش های مختلف را به خود مشغول داشته است. پیرامون ارزیابی عملکرد سازمانی و متغیرهای مورد بررسی در این امر مهم، نقطه نظرات متفاوتی ارائه شده است. الگوها و ابعاد بسیاری در طول دهه های گذشته مورد شناسایی قرار گرفته اند و بعضأ در سازمانهای مختلف به اجرا در آمده اند. بنابراین این مقاله به دنبال الگویی بومی و چند معیاره برای ارزیابی شرکت های دولتی است. بر همین اساس بعد از مطالعات ادبیات و پیشینه موضوع مؤلفه های مورد نظر در قالب ابعاد درون و برون سازمانی طبقه بندی شدند و با استفاده از روشهای آماری، آزمون تحلیل واریانس یک عاملی و آزمون توکی بی در جامعه آماری 170 نفری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. در نتیجه مشخص شد در بعد درون سازمانی مهمترین عامل اثرگذار بر ارزیابی عملکرد سازمانی نقش رهبری و در بعد برون سازمانی برنامه ریزی و بکارگیری ارزش های اسلامی- اجتماعی در ایران می باشد.
این پژوهش به دنبال دستیابی به الگوی اکتشافی از تصمیم گیری راهبردی بر مبنای ارزشهای اسلامی با استفاده از روش داده بنیاد بود. ابتدا با بررسی و تدبر آیه به آیه از ابتدا تا انتهای قرآن مفاهیم ارزشی و نقش آنها در تصمیم گیری جمع آوری، و با توجه به احادیث مرتبط تکمیل شد. سپس به روش نمونه گیری نظری 22 نفر از استادان دانشگاه و روحانیان خبره انتخاب شدند و از آنها مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق به عمل آمد. تحلیل داده ها به صورت مستمر و در سه مرحله شناسه گذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد و مصاحبه با متخصصان تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. یافته های پژوهش نشان داد حق مداری در تصمیم گیری راهبردی ارزشی نقش محوری دارد. هم چنین ابعاد الگو شامل عوامل زمینه ساز (التزام به ارزشها، ارزشهای دنیا، محیط، وراثت)، عوامل مؤثر (ویژگیهای فردی، عوامل راهبردی، استعانت از خدا و شرایط) و عوامل بازدارنده (ضد ارزشها و افراط و تفریط) است که بر کنش متقابل یا فرایند تصمیم گیری راهبردی حق مدار تأثیر می گذارد و باعث می شود تصمیم در جهت صحیح خود قرار گیرد و به نتایج مطلوب مانند رضای خداوند منان و نتایج دنیوی و اخروی منتهی شوند.
این نوشتار با هدف تبیین جایگاه نظریه «سیستم ها» و کارکردهای آن در مطالعات قرآنی، کارکردهای قرآنی این نظریه را با روش «توصیفی تحلیلی» بررسی کرده است. بر اساس بررسی انجام شده، نظریه «سیستم ها»، دست کم در پنج حوزه از مطالعات قرآنی قابل طرح و بررسی است: 1. روش تفسیر قرآن به قرآن؛ 2. معناشناسی واژگان قرآن کریم؛ 3. تدبّر و فهم روشمند و هماهنگ ظاهر قرآن؛ 4. پاسخ به برخی شبهات و سؤالات عصری؛ 5. نظم قرآن. بر اساس بررسی انجام شده در این پنج حوزه، به نظر می رسد به کارگیری نظریه «سیستم ها» در تفسیر قرآن کریم، نتایج سودمندی دارد؛ از جمله: الف. دوری از تفسیر جزءنگرانه؛ ب. دست یابی به معانی دقیق واژگان قرآن کریم؛ ج. کشف روابط میان آیات و سوره ها؛ د. ارائه پاسخ های قانع کننده تر به سؤالات و شبهات عصری؛ ه . نشان دادن نظم شگفت انگیز قرآن کریم. این کارکردها و نتایج نشان می دهد که لازم است مفسّران در تعامل با سایر دانش ها، به توسعه، تقویت و تدقیق مبانی دانش تفسیر قرآن کریم همّت گمارند تا راه برای افق گشایی های جدید از آموزه های قرآن کریم هموار گردد.
بررسی رفتار سرمایه گذاران در بازارهای مالی همواره از جمله موضوعات قابل توجه سیاست گذاران پولی و مالی بوده است. به کارگیری ابزارهای نوین تأمین مالی در بازار سرمایه ایران نیز این ضرورت را ایجاب می کند. بر این اساس هدف از انجام تحقیق حاضر آزمون رفتار توده واری سرمایه گذاران در به کارگیری اوراق بهادار اسلامی در بازار سرمایه ایران طی سال های 1390 تا 1394 می باشد؛ که با استفاده از مدل های کریستی– هیوانگ و یائو و همکاران در 22 شرکت منتشرکننده اوراق اجاره و با استفاده از روش همبستگی و تحلیل رگرسیون، انجام شده است. نتایج حاصل از آزمون رفتار توده واری در بازار ثانویه اوراق اجاره در ایران طی دوره مورد بررسی نشان داده که وجود رفتار توده وار بین سرمایه گذاران اوراق اجاره تأیید نشده است. همچنین نتایج نشان داده که سرمایه گذاران در این بازار، در دوره های تنش رفتار توده واری از خود نشان نداده اند و این نتایج موئد ثبات نسبی بازده سرمایه گذاری در بازار اوراق اجاره در ایران بوده است.
پژوهش درباره تصمیم گیری، مدل های مبتنی بر «عقلانیتِ محدود» را تأیید و از طریق ارائه مدل های عقلانی −شهودی تلاش می شود تا شهود به عنوان ابزاری متمم یا مکمل برای عقل معرفی گردد. مفهوم شهود در غرب نزدیک است به بداهت و بینشی موقتی که راه و روش مشخص نداشته و متفاوت با علم حضوری است. براساس نظریه تصویر، نگرش ها، اخلاقیات و ایده آل های فردی بر تصمیم گیری شهودی مؤثر است و مذهب نیز مرجعی است که عوامل فوق را شکل می دهد. بنابراین با هدف تبیین جایگاه وحی در تصمیم گیری عقلانی −شهودی، مجموعه تعالیم و آموزه های اسلامی مبتنی بر قرآن و سنت که فرایند 9 مرحله ای تصمیم گیری عقلانی را تحت تأثیر قرار داده و بر تصمیم گیری شهودی مؤثر هستند، استخراج گردید. برای این منظور با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی از نوع تلخیصی و جهت دار، در منابع مختلف جستجو گردید که 130 گزاره مرتبط استخراج و براساس سه مقوله اعتقادات، احکام و ارزش های اخلاقی طبقه بندی گردیدند. شهود اگر تنها در نتیجه و انتخاب راه حل بتواند عقل را حمایت کند، براساس یافته های این تحقیق، فرد در هنگام تصمیم گیری عقلانی در تمامی مراحل آن از طریق اعتقادات، احکام و ارزش های اسلامی هدایت می شود. تعالیم وحی همپای عقل و در نقش مصباح آن در فرایند تصمیم گیری حضور دارد و تجارب قضاوتی افراد، ارزش ها و ایده آل های آنان را تحت تأثیر قرار می دهد .
بر اساس آموزه های اسلامی، شیوه رهبری دارای دو عنصر «نرمش حداکثری» و «شدّت عمل حداقلی» است. این شیوه رهبری با نظریه های رفتاری شباهت هایی دارد، در مکتب نئوکلاسیک ها «کارکنان» کانون توجه بوده و تلاش می شود تا از طریق کارمندمداری، خروجی بیشتری عاید سازمان شود. این دیدگاه به چه میزان با آموزه های اسلامی قرابت دارد، آیا نرمش و رفق حداکثری همان کارمندمداری است؟ شاخص های نرمش و رفق کدامند؟ بر اساس آموزه های اسلامی، هیچ یک از کارمداری و کارمندمداری پذیرفتنی نیست، زیرا که هر دو در جهت گیری افزایش سودآوری و نگاه ابزاری به انسان مشترک هستند. اما در منابع اسلامی، از آن رو که انسان دارای کرامت ذاتی است، کانون توجه بوده و به همین جهت به نرمش و رفق در باره او سفارش شده است. مهمترین شاخص های نرمش و رفق در مواجه با کارکنان عبارتند از: تفقد، گذشت و تغافل، مشورت، در دسترس بودن، انتقاد پذیری، گوش دادن مؤثّر، گشاده رویی و احترام، تحمل و مدارا، خیرخواهی و امانتداری و رعایت ظرفیت ها. در این تحقیق میزان نرمش و رفق بودن هریک از شاخص ها و نیز تاثیر گذاری هر شاخص بر مطلوبیت رهبری مشخص می شود. نکته جالب آن که حذف و یا کاهش میزان رفتار منفی، تأثیری بیش از ایجاد و افزایش رفتار مثبت در مطوبیت رهبری دارد. هدف این پژوهش استخراج شاخص های نرمش و رفق و اولویت گذاری میان آنهاست. روش پژوهش، آمیخته از اجتهاد حوزوی و روش میدانی است قلمرو پژوهش عمدتاً فرمایشات حضرت علی(ع) می باشد.
تصمیم گیری در علم مدیریت جزء لاینفک است به گونه ای که برخی آن را برابر با علم مدیریت دانسته اند. در مکاتب مختلف مدیریتی این عمل بر اساس گونه ای از مصلحت اندیشی و به طریق عکس همین مصلحت اندیشی، برای دوری از ضرر است. یکی از مشکلات این مسیر، عدم وجود معنای صحیحی از مصلحت و ضرراست. در مکاتب مدیریتی اینگونه از مصلحت اندیشی برخاسته از نگرش مادی آن ها به انسان، علم و هستی است. لذا در فرآیند تصمیم گیری سازمان ها، تصمیماتی غیرمتناسب با حقیقت وجودی انسان گرفته می شود که هرچند ظاهراً خیر او را در پی دارد امّا بدون توجه به بعد معنوی انسان است که اگر توجّهی حقیقی به حقیقت خلقت شود، روشن است که مصالح دنیوی انسان را نیز در پی نخواهد داشت. اسلام بر خلاف اندیشه های غربی انسان را دارای دو بعد مادی و معنوی می داند. مصالح و ضرر او نیز در این دو بعد معنا می شود و تصمیم گیری باید ناظر به این دو بعد باشد. این مقاله درصدد بیان تصمیم گیری مطلوب از منظر اسلام است و تصمیمی را مطلوب می شمارد که کاملاً با محوریت بعد معنوی انسان صورت گیرد؛ چراکه فقط در این صورت است که بعد مادی و مصالح مادی او نیز محقق می شود. چون اسلام خیرهای مادی را زائیده شده از خیرهای معنوی می داند، تنها در صورتی تصمیم صحیحی اخذ شده که با محوریت بعد معنوی صورت گرفته باشد و تنها در این صورت است که مصالح سه سطح فرد و سازمان و جامعه در دو بعد مادی و معنوی با یکدیگر تزاحم و تناقض نخواهند داشت.
این مقاله به ارزش درک شده، از منظر اسلامی نگریسته و به بررسی تأثیر ارزش ادراک شده مقصد زیارتی بر رضایت گردشگر خارجی مسلمان پرداخته است. روش تحقیق توصیفی-پیمایشی بوده و تعداد 153 نمونه، با استفاده از نمونه گیری در دسترس برای مطالعه انتخاب شد. جهت بررسی روایی سازه های موجود در پرسش نامه، تحلیل عاملی تأییدی صورت گرفت و سپس برای آزمون فرضیه ها از نرم افزار معادلات ساختاری استفاده شد. یافته های تحقیق نشان داد هزینه های ادراک شده شامل ارزش پولی ادراک شده، ریسک درک شده و زمان و تلاش صرف شده تأثیر منفی بر رضایت مندی گردشگر و مزایای ادراک شده شامل ارزش کیفی، کارایی، ارزش احساسی، ارزش اجتماعی، و شواهد فیزیکی و غیر فیزیکی اسلامی تأثیر مثبتی بر رضایت گردشگر داشته اند. ضمن اینکه اثر تعدیل کنندگی دینداری اسلامی بر رابطه شواهد غیر فیزیکی اسلامی و رضایت گردشگر بیشتر و بر رابطه شواهد فیزیکی اسلامی و رضایت گردشگر کمتر بوده است.
هدف تحقیق حاضر، بررسی مسئولیت و نقش دولت اسلامی در حوزه ی فرهنگ از منظر آموزه های حکمرانی و سازه های مفهومی همانند آن(سیاست گذاری، مهندسی، مدیریت) است. مساله ی تحقیق، شناسایی نقش بایسته یا اولویت دار برای نظام اسلامی در قبال فرهنگ و سوال تحقیق از چگونگی اداره ی امور عمومی در حوزه ی فرهنگ است. روش تحقیق، تحلیل محتوای بیانات امام خمینی(ره) در کتاب صحیفه می باشد. ایشان در مقام فقیه، دغدغه دار و پرچمدار حراست از حوزه ی فرهنگی اسلامی، رهبری انقلاب فرهنگ ایران و بنیان گذار جمهوری اسلامی، محوری ترین مرجع برای چنین تحقیقی می باشند. بررسی 335 متن استخراج 68 کد غیرتکراری و مقوله بندی آنها در 8محور نشان می دهد نظام اسلامی بسته به بسط ید و مبتنی بر نظریه ی ولایت مطلقه ی فقیه به عنوان زمینه ی اصلی طرح و اجرای هرگونه نظریه ی حکومتی و مدیریتی در جغرافیای ایران، نخست نسبت به حوزه ی فرهنگ و ورود به آن برای هدایت و راهبری، مسئول و مکلف و مجبور است و دوم این تکلیف را در موقعیت های گوناگون به اقتضای قدرتی که دارد و وضعیتی که حوزه ی فرهنگ دارد بایستی یا می تواند به شکل سیاست گذاری، مهندسی، مدیریتی یا حکمرانی انجام دهد که مستلزم فرانقشی نظام اسلامی در حوزه ی فرهنگ است.
الگوی پایه اسلامی ایرانی پیشرفت پس از هفت سال فعالیت علمی پژوهشی مستمر مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت تهیه و تدوین شد. مقام معظم رهبری پس از تدوین این الگو در حکمی مراکز علمی، نخبگان و صاحب نظران را به بررسی عمیق ابعاد مختلف سند و ارائه نظرات مشورتی جهت تکمیل و ارتقای آن دعوت نمودند. بر این اساس، پژوهش حاضر باهدف بررسی ابعاد و نقد الگوی پایه، جهت تکمیل و ارتقای سند اجرا شده است. در مطالعه پیش رو، بر اساس رویکرد کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون ازطریق مصاحبه با 43 نفر از خبرگان علمی و اجرایی حوزه سیاست گذاری اقدام به گردآوری داده ها و اطلاعات مطالعه شده است. پس از کدگذاری مصاحبه های انجام شده، 268 جمله کلیدی و 148 مضمون پایه استخراج گردید که در 16 مضمون سازمان دهنده دسته بندی شدند. برای اعتبار سنجی و تنقیح مفاهیم و مضامین استخراج شده، پنج جلسه گروه کانونی با حضور خبرگان سیاست گذاری برگزار شد و مضامین احصا شده در 4 مضمون فراگیر شامل چالش های نهادی ساختاری، روشی، محتوایی، اجرایی نظارتی ارائه شد. براساس مضامین چهارگانه حاصل شده از این تحقیق به نظر می رسد، ضرورت دارد مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت به بازنگری و بازآفرینی این سند جهت رفع این نواقص و تنظیم سند نهایی مطلوب اقدام نماید.
با توجه به تکرار و اهمیت موضوع نیت در مطالعات و آثار حوزه مدیریت اسلامی بویژه ذیل بازتعریف مفهوم عملکرد از دید اسلام، این پژوهش در صدد بررسی و مطالعه دقیق این موضوع در آیینه روایات معصومین (علیهم السلام) است تا بتواند حدود و ثغور و مختصات دقیق این مفهوم اسلامی را در این مطالعات مشخص کند. در این پژوهش برای گردآوری داده ها از روش کتابخانه ای و برای تجزیه و تحلیل آنها از روش تحلیل مضمون استفاده شده است. از آنجا که در این تحقیق، مطالعه روایی صورت گرفته است، سعی شد چه در مرحله گردآوری و چه در مرحله تحلیل از روش پژوهش مختص این حوزه یعنی روش فهم حدیث نیز استفاده شود. در نهایت، یافته های پژوهش، نقش نیت را در دو قسم اهمیت (مثل شرطیت در پذیرش عمل، مترادف و یا مهمتر از عمل بودن) و ریشه ها (ولایت، قلب، اخلاص، معرفت و قدرت استنباط شرعی) و کاربرد آن را در سه قسم الزامات (مثل صداقت، خیریت، لزوم تطابق با عملکرد و..)، آثار تکوینی (مثل قوت جسم، اثر در رزق و...) و ارزیابی عملکرد (شامل دو حوزه ارزیابی عندالخلق مثل کارایی و اثربخشی عمل و عدم تأثیر در مباحث اقتصادی و ارزیابی عندالله مثل مبنای جزای الهی بودن)، توضیح داده است.
این پژوهش با هدف تبیین ابعاد رهبری سازمانی با استفاده از آموزه های نهج البلاغه انجام شده است. بر این اساس روش تحقیق، کیفی است که با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شده است. ابتدا متن نهج البلاغه اعم از نامه ها، خطبه ها و حکمت ها از دید مفاهیم مرتبط با رهبری (نفوذ و تأثیر گذاری، الگو بودن و مسئولیت پذیری) مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است و 525 مضمون اولیه استخراج، و سپس با استفاده تلخیص و مقوله بندی به روش شناسه گذاری با تأکید بر مفاهیم مشترک 79 مضمون پایه تحت عنوان شاخص شناسایی شد. در ادامه با افزایش محدوده دسته بندی ده مضمون سازمان دهنده تحت عنوان مؤلفه و نهایتاً با تکرار آن سه مضمون فراگیر به عنوان ابعاد رهبری سازمانی شامل ابعاد اعتقادی، اخلاقی و رفتاری شناسایی و تبیین شد.
هدف این تحقیق، تبیین روشمندانه پاسخ این پرسش است که: مفهوم کلیدی و دینی «توکّل» به مثابه «اعتماد به خدا و واگذاری کارهای خویش به او» و هوش فرهنگی بر ابعاد گرایش زمانی یعنی «گذشته گرایی، حال و آینده گرایی» اتخاذکنندگان تصمیمات راهبردی سازمان ها چه اندازه و چگونه اثر می گذارد؟ داده ها ازطریق پرسشنامه با روش نمونه گیری طبقه ای بین 261 نفر از تصمیم گیران راهبردی سازمان های منتخب از دو استان گیلان و زنجان توزیع و ازطریق معادلات ساختاری و با نرم افزارهای spss21 و PLS2 تجزیه وتحلیل شد. در این پژوهش از سه پرسشنامه استاندارد توکّل (نیکنام)، هوش فرهنگی و مؤلفه های آن ازطریق پرسشنامه بومی شده (آنگ و همکاران) و چشم انداز زمانی (زیمباردو) که توسط محقق بازنگری شده و از مقیاس چهار گزینه ای برای سنجش متغیرهای تحقیق استفاده شد. اعتبار این سه پرسشنامه با استفاده از ضریب همسانی درونی آلفای کرونباخ به ترتیب برابر با 85/0، 77/0و 74/0 تأیید شد. یافته های تحقیق نشان می دهد که سه نوع هوش فرهنگی و سه مؤلفه توکّل به خداوند، بر آینده گرایی تصمیم گیران اثر می گذارد. بیشترین اثرگذاری بر آینده گرایی تصمیم گیران را توکّل رفتاری با (49 درصد) و هوش فرهنگی فراشناخت با (38 درصد) دارد.
این پژوهش با رویکرد اسلامی و با تأکید بر قرآن کریم و نهج البلاغه و بررسی متون اسلامی به شناسایی مؤلفه های فرهنگ دینی و ارتباط آن با سلامت سازمانی می پردازد. تحقیق از نظر هدف، کاربردی، و از جهت روش گردآوری داده ها ترکیبی است که بخش کیفی آن با روش تحلیل محتوای کیفی و بخش کمّی آن با روش توصیفی همبستگی انجام شد. واحد تحلیل در بخش کیفی، کلمات و مضمونها بود و در بخش کمّی تمامی کارکنان و مدیران دانشگاه ایلام به عنوان جامعه انتخاب شدند که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان (1997) و شیوه نمونه گیری تصادفی ساده، 140 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. در بخش کیفی از ابزار فیش برداری و روش شناسه گذاری و در بخش کمّی از دو پرسشنامه محقق ساخته فرهنگ دینی با 18 گویه و پرسشنامه استاندارد سلامت سازمانی لایدن و کلینگل (2002) با 31 گویه استفاده شد. در گام نخست، با تمرکز روی کلیدواژه ها و نشانگرهای مرتبط با مفاهیم فرهنگ دینی، 177 نشانگر شناسایی شد و پس از پالایش 53 نشانگر، 18 خرده مؤلفه، و 3 مؤلفه اصلی به دست آمد که با عناوین معیارهای تخصصی، معیارهای ارزشی و معیارهای مکتبی نامگذاری شد. در نهایت تأثیر مستقیم فرهنگ دینی بر متغیر سلامت سازمانی با استفاده از الگویابی معادلات ساختاری آزمون شد و میزان ضریب تاثیر برابر با 51 درصد بدست آمد که به لحاظ آماری این تأثیر مثبت، معنادار و متوسط است.