هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل انگیزشی دانشجویان دانشگاه افسری امام علی (ع)برای شرکت در ورزش و فعالیت های بدنی است. روش پژوهش توصیفی – تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق دانشجویان دانشگاه افسری (2500N = ) بودند که بر اساس جدول مورگان تعداد 330 نفر از آنها به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای از سال های یکم، دوم و سوم ( هر سال 110) نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیدند که در مجموع تعداد 285 پرسشنامه کامل عودت داده شد. برای دستیابی به اهداف تحقیق از پرسشنامه انگیزش ورزشی مارکلند و اینگلدور استفاد شد. اگرچه پایایی و روایی این پرسشنامه در تحقیقات متعددی تأیید شده است، برای اطمینان از تطابق پرسشنامه با جامعه تحقیق روایی و پایایی آن بررسی شد. برای تعیین روایی صوربی و محتوایی از نظرات کارشناسان و متخصصان و برای بررسی روایی سازه از تحلیل عاملی تأییدی استفاده گردید که با توجه به میزان بار عاملی و میزان آماره تی تمامی گویه ها پیشگوی مناسبی برای شاخص مد نظر بودند. همسانی درونی متغیرهای تحقیق با استفاده از آلفای کرونباخ به وسیله مطالعه مقدماتی با تعداد 30 نفر از شرکت کنندگان بررسی شد. به منظور سازمان دادن، طبقه بندی و خلاصه نمودن داده های خام از آمار توصیفی و در بخش آمار استنباطی از آزمون تی تک نمونه ای، تحلیل واریانس استفاده گردید. نتایج نشان داد که انگیزه قدرت دارای بالاترین نمره و انگیزه اجبار پزشکی دارای پایین ترین نمره می باشد. بنابرین بایستی نیازهای انگیزشی دانشجویان برآورده گردد تا تمایل آنها برای شرکت در این فعالیت ها افزایش یابد.
در گفتگوهای عادی اجتماعی در محافل عمومی، عباراتی نظیر «همه دارند بار خود را میبندند، فساد کشور را فراگرفته، اگر نخوری، میخورند.» یا عبارت بسیار منفی «همه دزدند» یا «در این کشور هر کی سی خودش است» به گوش شما خورده باشد. «سی» در بعضی گویشهای کشور به معنی «برای» است. آیا واقعاً این عبارات در مورد همه افراد جامعه و کارگزاران حکومت صادق است؟ در این شماره در مورد این موضوع سخن خواهم گفت.
ارزیابی ازجمله مهم ترین الزامات کمال بخش خط مشی های عمومی است که ضامن اندیشیده بودن، اجرای دقیق و بهبود مستمر آن ها است؛ اما در عرصه اجرایی و دانشگاهی خط مشی گذاری ایران، کمتر به این مهم توجه شده است. در پژوهش حاضر، به منظور پوشش نسبی خلأ دانشی مزبور، خط مشی مالیات بر ارزش افزوده که ازجمله خط مشی های عمومی اقتصادی زیربنایی و تحول آفرین محسوب می شود، مبنای پژوهش قرار گرفته است. این پژوهش با رویکردی اکتشافی در پی پاسخ به این سؤال اساسی است که ابعاد و مؤلفه های الگوی ارزیابی خط مشی مالیات بر ارزش افزوده چیست؛ بنابراین پس از تبیین مفاهیم پایه و مرور مبانی نظری، گزارش ها و اسناد مرتبط بررسی و راهنمای مصاحبه تهیه شد؛ سپس ضمن شناسایی هدفمند سیزده نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی متخصص و مرتبط، مصاحبه عمیق انجام پذیرفت و در پی آن مفاهیم، ابعاد و مؤلفه های الگوی ارزیابی از دیدگاه خبرگان حوزه خط مشی گذاری عمومی ایران با بهره گیری از استراتژی تحلیل مضمون، استخراج شد؛ درنهایت الگوی ترکیبی مناسب ارزیابی با توجه به سطوح محیطی، نهادی و سازمانی، پیشنهاد شد.
مدیریت بهتر مسائل پیچیده و ارائه راهکارهای مناسب برای حل آنها، مستلزم شناخت این نوع مسائل است. هدف از این مقاله، شناسایی ویژگی های مسائل پیچیده سازمانی از دیدگاه مدیران ایرانی و مقایسه آن با ویژگی های مسائل پیچیده در ادبیات موضوعی است که توسط متخصصین مختلف مطرح شده است. بدین منظور، ابتدا ویژگی های مسائل پیچیده از نگاه متخصصین شناسایی شد. همچنین، برای استخراج ویژگی های مسائل پیچیده از دیدگاه مدیران، مصاحبه های نیمه ساختاریافته ای با چهارده مدیر در سازمان های دولتی انجام گرفت. در این مصاحبه ها، از مدیران خواسته شده بود که تعریف خود را از مسائل پیچیده و یا ویژگی های آنها بیان کنند و در صورت امکان، به نمونه های مختلف آن در سازمان خود اشاره کنند. در این مقاله، برای استخراج ویژگی های مسائل پیچیده از دیدگاه مدیران، ابتدا به تحلیل محتوای نظرات مدیران در این خصوص پرداخته شد. به طور کلی، در مرحله تحلیل محتوا، هشت ویژگی کلی برای مسائل پیچیده شناسایی گردید و با ویژگی های شناسایی شده از دیدگاه متخصصین متناظراً مورد مقایسه قرار گرفت. در مرحله بعدی، با به کارگیری روش شالوده شکنی، به تحلیل و تبیین بیشتر متون حاصل از دیدگاه های مدیران پرداخته شد تا درک بهتری از دلایل انتخاب این ویژگی ها از سوی مدیران به دست آید. در واقع، شالوده شکنی در اینجا به عنوان یک ابزار انتقادی در ارتباط با توسعه نظریه مربوط به ویژگی های مسائل پیچیده به کار گرفته شد. نتایج حاصل از به کارگیری روش شالوده شکنی، نشان د هنده تأیید ویژگی های مرحله قبل به شیوه ای دیگر بود.
اگر رفتاری در سازمان ناقض هنجارهای سازمانی باشد، آن رفتار،"رفتار سوء یا منحرف" تلقّی می گردد. عدول از هنجارهای سازمانی پدیده ای ناآشنا برای مدیران و سازمانها نیست و هزینه های این قبیل رفتار ها همچنان بر دوش سازمانها سنگینی می کند. لذا، به منظور شناسایی رفتارهای منحرف سازمانی کارکنان و پیش بینی سازوکارهای کاهش آنها بویژه در دستگاههای نظارتی، این مقاله به روش کیو سورتینگ [1] انجام شد. روش تحقیق حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ شیوه گردآوری داده ها توصیفی بوده و برای گردآوری اطلاعات از مطالعه کتابخانه ای و مصاحبه استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد که هرچند هر دو عامل فردی و سازمانی بر رفتارهای انحراف سازمانی تاثیر دارند، لکن عوامل فردی نسبت به عوامل سازمانی تاثیر بیشتری دارد. از این نظر، ضروری است مدیران و حرفه ای های منابع انسانی در طراحی و پیاده سازی استراتژی های جذب افراد دقت بیشتری بعمل آورند و با توجه به سازوکار پیشنهادی این تحقیق، عوامل فردی و سازمانی موثر بر رفتار انحرافی سازمانی کارکنان را کاهش دهند [1] Q Sorting
هدف پژوهش حاضر بررسی و رتبه بندی سرمایه فکری است که به بهبود عملکرد شرکت کمک می کند. پس از طراحی و توزیع پرسشنامه میان متخصصان صنعت فنر، اولویت و اهمیت هریک از این عوامل با استفاده از روش های FuzzyTOPSIS, FAHP،Vikor، ELECTRE مورد ارزیابی قرار گرفت. با توجه به اینکه نتایج حاصل از اجرای روش های فوق در مواردی با یکدیگر هم خوانی نداشت، برای رسیدن به یک اجماع کلی از رتبه بندی عوامل از تکنیک های ادغامی استفاده شد که شامل روش های میانگین، بردا و کپ لند است. با توجه به ارتقای عملکرد شرکت به این نتیجه رسیدیم که سود خالص در مقایسه با دیگر عوامل بالاترین رتبه را دارد و سپس مزیت رقابتی، حفظ مشتری، ارزش بازار شرکت، ظرفیت نوآوری و حجم معاملات به ترتیب بالاترین رتبه را دارند. براساس روش ادغام مهم ترین بعد از ابعاد سرمایه فکری به ترتیب اهمیت عبارت اند از: سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، سرمایه ارتباطی، سرمایه مشتری و سرمایه نوآوری و همچنین با توجه به زیر معیارهای سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، سرمایه ارتباطی، سرمایه مشتری و سرمایه نوآوری مهم ترین عوامل به ترتیب اهمیت عبارت اند از: توانایی رهبری، شایستگی کارکنان، تجربه کارکنان، خلاقیت کارکنان، سطح دانش فردی، رضایت مشتری، انگیزش کارکنان، وفاداری مشتری، نگرش کارکنان، ساختار سازمانی، آموزش کارکنان، یادگیری سازمانی، قابلیت بازاریابی، پایگاه اطلاعات، سیستم های مدیریت، استفاده از دانش، ارزش های استراتژیکی، فرایند عملیاتی، سیستم اطلاعاتی، فرهنگ شرکت، ارزش برند، بینش و رسالت، ارتباط با تأمین کنندگان و رقبا، اندازه سازمان، فرهنگ نوآوری، ارتباط با سازمان های دیگر، کثرت بازار، چرخه زندگی شرکت، تناسب مشتری، مکانیزم نوآوری و دستاورد نوآوری.
پدیده انتظار کشیدن در صف با افزایش تراکم جمعیت و شهری شدن روز افزون جامعه، بیش از پیش گسترش می یابد. تئوری صف به عنوان یک تکنیک آماری برای حل مسائل و تجزیه و تحلیل سیستمها از اهمیت به سزایی بر خوردار می باشد. بانک ها به عنوان یکی از شاخص ترین موسسات اقتصادی نقش مهمی را در راستای اجرای سیاست های پولی (انبساطی و انقباضی) دولت ایفا می کنند. در مقایسه با کشورهای پیشرفته بانک های ایران به شدت شلوغ هستند، شاید این مسئله از اولین چیزهایی باشد که توجه آدمی را در بدو حضور در خارج از کشور به خود جلب می کند. برای کاهش شلوغی بانک ها، می توان از ابزارهای خوبی مثل بانکداری الکترونیک استفاده نمود. بهره گیری از فن آوری های جدید در عرصه اقتصادی یکی از شاخص های استقرار دولت و بانکداری الکترونیک و تحول در تعریف جامعه و قدرت است. برای سنجش نقش بانکداری الکترونیک در کاهش تراکم صف پشت باجه های بانک ها، اطلاعاتی در مدت 6 روز کاری در دو سیستم بانکداری سنتی (قدیمی) و الکترونیک در بانک ملی ایران شعب استان زنجان (اداره امورشعب استان زنجان) جمع آوری گردید و بعد از تحلیل داده ها در قالب مدل های سیستم صف نتایجی مبنی بر نقش بانکداری الکترونیک در کاهش تراکم پشت باجه های بانک ملی، بعد از ارایه سئوالات تحقیق و محاسبات انجام شده، به دست آمد.
سازمان ها با ایجاد روابط و نظم داخلی جهت جامه عمل پوشاندن به مأموریت ذاتی خود اقدام به طراحی ساختار می نمایند. با توجه به پیچیدگی و عدم اطمینان محیطی عوامل متعددی هستند که به عنوان پیشران های مهم بر تحول ساختار سازمان های نظامی تأثیر می گذارند و هدف از انجام این پژوهش شناسایی و تحلیل عوامل مهم بر ساختار سازمان های نظامی به جهت ایجاد درک و تصویر کلی ، تبیین و پیش بینی متغیر های ایجادکننده تحول، جهت نظم دهی و ساختاردهی مناسب و افزایش قابلیت سازمانی می باشد . جامعه آماری شامل سازمان های نظامی ارتش و حجم نمونه شامل 200 نفر از خبرگان این حوزه، روایی پرسش نامه توسط اساتید مدیریت نظامی مورد تایید و پایایی نیز با محاسبه آلفای کرونباخ 0.84 به دست آمد. برای این تحقیق بامطالعه و بررسی بیش از 100 منبع مختلف تعداد 28 شاخص به صورت اکتشافی جمع آوری گردید که این 28 شاخص با انجام و استفاده از تکنیک نگاشت شناختی و تحلیل عاملی به 24 شاخص اصلی تقلیل یافت و در چهار عامل پنهان به ترتیب بیشترین واریانس، شامل: ارکان جهت ساز ، محیط بین المللی ، قابلیت های موردنیاز و محیط عمومی دسته بندی شدند و در ادامه با آزمون فریدمن رتبه بندی شاخص ها انجام گردید. برابر این رتبه بندی اولین شاخص مهم « تنوع تهدیدها » و آخرین شاخص « بیماری های عفونی، بلایای طبیعی و گرم شدن زمین » به دست آمد.
ایجاد و تقویت کارآفرینی در هر سازمانی با نظام مدیریت منابع انسانی آن سازمان ارتباط تنگاتنگی دارد و همچنین سیاستهای نظام مدیریت منابع انسانی به تنهایی نمی تواند زمینه ساز ایجاد و تقویت کارآفرینی گردد بلکه تابع عوامل محیطی و داخلی سازمان نیز می باشد. این تحقیق بدنبال ارایه چارچوبی برای نظام مدیریت منابع انسانی کارآفرین محور در سازمان های دولتی است، بنابراین برای بررسی نظام مدیریت منابع انسانی از مدل میرسپاسی استفاده شده است. بر اساس ادبیات تحقیق ابعاد نوآوری، پیش گامی و انعطاف پذیری برای کارآفرینی سازمانی در سازمان های دولتی انتخاب شدند. با توجه نوع تحقیق که ترکیبی می باشد جامعه ی آماری پژوهش نیز به دو دسته ی کیفی و کمّی تقسیم بندی می شوند، دسته ی اول خُبرگان تحقیق هستند که شامل 25 نفر از اساتید مدیریت دولتی دانشگاههای کشور که دارای مدرک دکتری مدیریت دولتی با گرایش مدیریت منابع انسانی و همچنین با سابقه ی انجام تحقیق یا تحقیقات در زمینه ی کارآفرینی و یا سابقه ی تدریس درس کارآفرینی می باشند و دسته ی دوم مدیران و کارشناسان منابع انسانی وزارتخانه های ایران هستند که برای نمونه گیری، از روش نمونه گیری طبقه ای در دسترس استفاده شده است. و بعد از شناسایی عوامل درون سازمانی و برون سازمانی مؤثر بر نظام مدیریت منابع انسانی کارآفرین محور بر اساس نظر خُبرگان ، وضعیت موجود کارآفرینی مدیریت منابع انسانی در سازمان های دولتی بررسی و نتایج تحقیق نشان می دهد که سازمان های دولتی ایران از وضعیت مناسب در زمینه ی کارآفرینی مدیریت منابع انسانی برخوردار نیستند و در نهایت بعد از رتبه بندی اقدامات مدیریت منابع انسانی کارآفرین محور، چارچوبِ مناسب برای نظام مدیریت منابع انسانی کارآفرین محور در سازمان های دولتی با استفاده از نتایج تحقیق و همچنین ادبیات و سوابق تحقیق ارایه و سپس راهکارهای عملی و کاربُردی در این زمینه پیشنهاد می گردد.
امروزه فلسفه و دیدگاه های حاکم بر ارزیابی عملکرد کارکنان سازمان ها تغییر کرده است و لزوم توجه به بکارگیری استراتژی های مناسب ارزیابی عملکرد کارکنان و یکپارچه کردن آنها با استراتژی منابع انسانی مشهودتر می شود. در این پژوهش سعی بر آن است که با استفاده از تئوری نقاط مرجع استراتژیک، به انتخاب استراتژی مناسب ارزیابی عملکرد کارکنان پرداخته شود. جامعه آماری این پژوهش کلیه روسا و متخصصین ارشد شرکت ساپکو هستند. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی بوده و از نظر روش در زمره پژوهش های توصیفی از نوع پیمایشی است. در این پژوهش ابتدا با تهیه پرسشنامه ای و با استفاده از آزمون های توزیع دو جمله ای و فریدمن به بررسی سیستم ارزیابی عملکرد کارکنان در وضع موجود پرداخته شد و سپس با استفاده از پرسشنامه ی دیگری نظرات افراد جامعه آماری برای تعیین اندازه نقاط مرجع استراتژیک فرعی جمع آوری شد و در نهایت پس از بدست آوردن مختصات نقاط مرجع استراتژیک اصلی موقعیت استراتژی ارزیابی عملکرد کارکنان در وضع مطلوب بدست آمد. استراتژی ارزیابی عملکرد کارکنان در وضع موجود استراتژی انگیزشی و استراتژی مناسب ارزیابی عملکرد کارکنان، استراتژی همه جانبه مشخص شد.
مدیریت خبرگزاری ها علاوه بر مباحث مدیریتی و چالش های این صنعت، با تغییرات اجتماعی و تعامل با محیطی پیچیده مواجه است که قابلیت های خاصی را می طلبد. این پژوهش با هدف شناسایی شایستگی های مدیران صنایع خلاق (مورد مطالعه: خبرگزاری های جمهوری اسلامی ایران) صورت پذیرفته است. پژوهش، کیفی و از نوع توسعه ای و روش آن تحلیل مضمون است و از نمونه گیری هدفمند مشارکت کنندگان با حداکثر اختلاف بهره برده است. داده ها و اطلاعات موردنیاز از مطالعه اسناد، منابع کتابخانه ای و نیز مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق حاصل شده است. به این منظور با 25 تن از مدیران خبرگزاری ها، دبیران، سردبیران و خبرنگاران خبرگزاری های مختلف مصاحبه و در مجموع، مفاهیم استخراج شده از مصاحبه ها در 113 کد اولیه، 47 طبقه، 14مضمون فرعی و 5 مضمون اصلی دسته بندی شد. در نهایت، پنج بُعد شایستگی دانش (فنی و عمومی)، مهارت (فنی، انسانی، ادراکی)، نگرش (شناختی، عاطفی، رفتاری)، شخصیت (برونگرایی، سازگاری، تجربه پذیری، وظیفه شناسی) و توانایی (فکری و فیزیکی) شناسایی شدند که باید در فرایندی با یکدیگر مرتبط بوده و هر شایستگی در یک پیوستار مورد بررسی قرار گیرد. ارائة شایستگی های متناسب با نظام سیاسی اجتماعی حاکم، یعنی توجه به اقتضائات بومی، شرایط فرهنگی جامعه، روحیة انقلابی گری و اصول و ارزش های حاکم بر نظام جمهوری اسلامی ایران، از نتایج کلیدی این پژوهش است.