با توجه به خطرپذیر بودن تردد موتورسیکلت ها در معابر و بزرگراه های شهری و خسارات وارده، در این مقاله بر آن شدیم با ارایه مدل پیش بینی شدت تصادف، به بررسی عوامل موثر در شدت تصادف موتورسیکلت ها بپردازیم، تا بتوان با شناسایی عوامل موثر در شدت این تصادف ها و با اتخاذ سیاست های عملکردی مناسب شدت این تصادف ها را تا حد مطلوبی کاهش داد. بر این اساس آمار مربوط به تصادف موتورسیکلت در بزرگراه های شهری تهران از سال 1382 تا 1385 از بانک اطلاعاتی اداره راهنمایی و رانندگی شهر تهران، همچنین داده های مربوط به مشخصات ترافیکی از قبیل حجم ترافیک و سرعت جریان ترافیک از سازمان حمل و نقل و ترافیک تهران و مشخصات هندسی بزرگراه ها از شرکت مطالعات جامع حمل و نقل و ترافیک تهران جمع آوری گردید و در یک بانک اطلاعاتی واحدی که شامل 536 مورد تصادف می باشد، مورد بررسی قرار گرفت.در این مقاله، شدت تصادف های موتورسیکلت در دو حالت «خسارت جانی» و «خسارت مالی» طبقه بندی شده است و از دو روش مدل سازی ریاضی با استفاده از نرم افزار SPSS و مدل سازی با استفاده از شبکه های عصبی مصنوعی برای مدل سازی استفاده شده است.نتایج به دست آمده نشان می دهد که استفاده از شبکه های عصبی مصنوعی در مدل سازی شدت تصادف های موتورسیکلت جواب های قابل قبولی را ارایه داده است. همچنین با مدل سازی، عواملی که تاثیر بیشتری بر روی افزایش و کاهش شدت تصادف ها دارند، شناسایی شده اند.
با توجه به زیاد بودن جمعیت روستایی کشور، فعالیت در جهت نیل به توسعه روستایی، محرومیت زدایی و ارضای نیازهای اساسی روستاییان به منظور کاهش مهاجرت و جلوگیری از تخلیه روزافزون روستاها اهمیت می یابد. اما توسعه روستایی پایدار امکان پذیر نیست، مگر با مشارکت روستاییان. بنابراین شناخت «کم» و «کیف» مشارکت و عوامل مؤثر بر آن ضروری است. یکی از متغیرهای مهمی که بر میزان مشارکت روستاییان تاثیر می گذارد، «انسجام اجتماعی» است. بنابراین، سؤال اصلی این است که انسجام اجتماعی چه تاثیری بر میزان مشارکت اجتماعی روستاییان دارد. داده های این تحقیق برای 25 روستای بخش گندمان از شهرستان بروجن با حجم نمونه 396 خانوار جمع آوری شده است. یافته ها نشان می دهند که از لحاظ آماری رابطه مثبت و معنی داری بین انسجام اجتماعی و مشارکت اجتماعی روستاییان وجود دارد.
طی قرن اخیر رشد سریع جمعیت و شهرنشینی در کشورهای در حال توسعه، منجر به محدودیت منابع آب و تشدید آلودگی گردیده است. لذا ضرورت توجه به آب به عنوان یک کالای اقتصادی و مدیریت مصرف آن هر چه بیشتر آشکار شده است. ایجاد مساله بحران آب، لزوم توجه به مدیریت منابع آبی را ایجاب می کند. یکی از حوزه های مربوط به مدیریت آب، مدیریت تقاضای آب می باشد. به منظور بکارگیری سیاست های صحیح در این بخش، شناخت بخش تقاضای آب و تخمین تابع تقاضای آن لازم و ضروری به نظر می رسد. این مقاله به برآورد تابع تقاضای آب شهری ارومیه طی دوره84 -1378 پرداخته است. بدین منظور ابتدا بر اساس مبانی نظری فرم کلی تابع تقاضای آب از حداکثرسازی یک تابع مطلوبیت استون گری بدست آمده است و در مرحله بعدی با استفاده از مدل VAR و بر اساس روش یوهانسن تابع تقاضای آب شهری ارومیه مورد برآورد قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان می دهند که: 1)، تقاضای آب شهری شهرستان ارومیه با قیمت آب و قیمت سایر کالاها (که بصورت یک کالای مرکب در نظر گرفته شده اند) رابطه عکس و با درآمد رابطه مستقیم دارد. 2) تقاضای آب شهری این شهرستان نسبت به قیمت آب و قیمت کالاهای دیگربی کشش و همچنین نسبت به درآمد یک کالای ضروری است. 3) متغیرهای میزان بارندگی و درجه حرارت اثر معنا داری بر روی تقاضای آب ارومیه ندارند.