فرآیند برنامه ریزی استراتژیک و محصول آن، بعنوان یک برنامه مدون در هر حوز ه ای بسترساز رشد، تنظیم کننده فعالیت ها و حتی روابط و ضوابط می باشد. هر نظامی که متغیر های درونی آن از پویایی بیشتر برخوردار بوده و از دایره کنترل قطعی خارج باشد، نیاز بیشتر به این برنامه با منظور نمودن سناریو های مختلف دارد. نظام آموزشی از متغیر هایی که کمتر قالب پذیر بود ه اند، شکل یافته و «استاد و دانشجو و محتوای آموزشی» سه عنصر مبین این نظام هستند. در این مقاله ضرورت حضور برنامه ریزی استراتژیک در حوزه آموزش مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت با نیم نگاهی به نوع سازمان، الگوی مناسب جهت برنامه ریزی استراتژیک مشخص می شود و برای کاربردی شدن موضوع، حوزه آموزش دانشگاه امام صادق(ع)، بستر برنامه ریزی استراتژیک قرار گرفته تا از این رهگذر اهداف استراتژیک و استراتژی های دانشگاه در حوزه آموزش به عنوان گام های اولیه و پیشنهادی برنامه ریزی ارائه شود.
کنترل از جمله وظایف مدیران در سازمان ها به شمار می اید. بدون کنترل مشخص نخواهد شد که آیا برنامه ریزی های درون سازمان با موفقیت همراه بوده یا خیر. مهمترین برنامه ریزی سازمان که جامع ترین ان نیز به شمار می آید و نتایج مهم و سرنوشت سازی را برای سازمان به همراه دارد، برنامه ریزی استراتژیک آن سازمان است...
امروزه یادگیری سازمانی نه یک انتخاب بلکه یک ضرورت استراتژیک در حیات سازمانها محسوب می شود. تلاش برای ارتقای سطح یادگیری سازمانی، موضع رقابتی سازمانها و ملت ها را در سطوح محلی، ملی، و منطقه ای تحکیم می بخشد. بررسی ارتباط بین یادگیری سازمانی و دیگر عناصر سازمانی این امکان را فراهم می سازد تا بتوان برای بهبود یادگیری از سازوکارهای مناسب بهره گرفت. یافته های این پژوهش نشان می دهد که بین یادگیری سازمانی و فرهنگ یادگیری رابطه معنادار وجود دارد. در ضمن، بین فرهنگ یادگیری با تک تک ابعاد یادگیری که عبارت اند از یادگیری مستمر، پرسش و گفتگو، یادگیری تیمی، توانمند سازی، سیستم جایگیری، ارتباط سیستم، و رهبری استراتژیک نیز رابطه معنادار برقرار است. این ارتباط، بویژه با یادگیری تیمی و رهبری استراتژیک از همه بالاتر است. همچنین رابطه بین فرهنگ یادگیری با سطوح مختلف یادگیری سازمانی معنادار است و درجه همبستگی در سطح سازمانی بیشترین میزان (95/0r=) را به خود اختصاص داده است.
کسب و کارها زاییده نیاز بشری و خود محرکی برای کشف و آشکارسازی نیازهای جدید است. با نگاهی اجمالی به پیرامون خود، کالاها و خدمات متنوعی را می بینیم که هرکدام به نوعی بخشی از نیاز انسان امروز را تامین کند. هرچقدر در سیر تاریخی به گذشته بنگریم این تنوع و اشکال را محدودتر در می یابیم...
در دنیای امروزی، مزیت رقابتی از جمله مولفه هایی است که ماندگاری سازمانی را تضمین می کند و باعث پیشی گرفتن سازمانها از یکدیگر می شود، اما کسب مزیت رقابتی به صورت تصادفی و بدون برنامه حاصل نمی شود بلکه بایستی سازمانها با تفکر و طراحی چهارچوبهای علمی در این راستا حرکت کنند...
شرکتهای مادر، ماهیت متفاوتی در مقایسه با شرکت های تجاری دارند. شرکت مادر با داشتن سیاست مشخص در قبال محصولات و خدمات به حمایت، پشتیبانی و کنترل شرکت های تابعه خود می پردازد. از آنجا که دو شرکت مادر با سبد محصولات و خدمات مشابه، حتی در سطح بین المللی به ندرت یافت می شود، مفهوم رقابت و برنامه ریزی استراتژیک در بین آنها با شرکت تجاری معمولی متفاوت است. این تفاوت در نقش اساسی حمایت و پشتیبانی از شرکت های تابعه به ظهور می رسد. برنامه ریزی استراتژیک سیستمهای اطلاعاتی بدین جهت صورت می گیرد تا محور سرمایه گذاری در زمینه فناوری اطلاعات و ارتباط را با اهداف استراتژیک سازمان همسو نماید. از آنجائیکه هدف استراتژیک و مفهوم رقابت در میان شرکت مادر از شرکت تجاری متداول تک یا چند محصولی متمایز است، لذا مراحل برنامه ریزی استراتژیک سیستمهای اطلاعاتی نیز برای شرکت های مادر از فرایند متفاوت تبعیت می کند. این ماهیت متمایز باعث در نظر گرفتن ملاحظات در مراحل برنامه ریزی استراتژیک سیستمهای اطلاعاتی می شود. این مقاله با بکارگیری روش ارزیابی متوازن، منابع محدود سرمایه گذاری را روی فرآیندهایی متمرکز می کند که در تحقق اهداف استراتژیک شرکت های مادر نقش اساسی دارند.
مدیریت ریسک درچندین سال اخیر به بخشی لاینفک از مدیریت پروژه، به ویژه در پروژه های بزرگ و پیچیده تبدیل گشته، و استانداردها و دستورالعمل های متنوعی برای مدیریت بهینه ی آن تدوین گردیده است. با توجه به کاستی های تحلیل کمی در افزایش انعطاف پذیری و تسریع روند مدیریت ریسک، همچنین وابستگی تحلیل کیفی به برداشتهای زبانشناختی5 در تعیین اولویت ریسک ها، و عدم توجه رویکردهای موجود به استراتژی سازمانی در مدیریت ریسک، این مقاله با بهره گیری از منطق فازی در تحلیل برداشت های زبانی، چارچوبی جدید برای ارزیابی ریسک های پروژه بر مبنای تحلیل نیمه کمی نامتقارن فازی، منطبق بر استراتژی سازمانی، تدوین کرده، جهت شناسایی و کمی کردن رابطه ی بین مولفه های ریسک بر میزان شدت ریسک های پروژه ارائه می نماید. روش تحقیق بکاررفته از نوع کیفی بوده و داده های تحقیق براساس مشاهده، بررسی اسناد و مصاحبه درقالب مطالعه ی موردی از یک پروژه ی حفاری نفت جمع آوری گردیده است. جامعه ی آماری تحقیق مدیران ارشد و پروژه در صنعت نفت بوده است. نتایج تحقیق معین نمود، رویکردهای موجود در تحلیل کیفی ریسک، دیدگاه واقع گرایانه در اولویت بندی ریسک های مهم پروژه براساس شدت واقعی آنها نداشته، و لزوم کاربرد رویکرد مبتنی بر استراتژی سازمانی را مشخص نمود.
مدیران و پژوهشگران منابع انسانی بر این اعتقاد خود، که کارکرد منابع انسانی نقش مهمی در عملکرد سازمان ایفا می کند، پافشاری دارند و از منابع انسانی به عنوان مهم ترین دارایی سازمان ها یاد می کنند. در واقع، بیشتر گزارش های سالانه سازمان ها بر اینکه کارکنان یک سازمان مهم ترین دارایی آن هستند، تصریح می کنند، اما بسیاری از تصمیم های سازمانی این باور را منعکس نمی سازد. در این مقاله، زمینه و نقش منابع انسانی دانشگاه امام صادق(ع) در کسب قابلیت های محوری بررسی می شود، همچنین در مورد نگاه منبع محور به آن بحث می شود و چارچوب های ارزش، کمیابی، تقلید پذیری و حمایت و استفاده سازمانی (VRIO) برای تجزیه و تحلیل منابع انسانی مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهند گرفت. البته باید یادآور شد که با توجه به سنخ فعالیت این سازمان ها ( دانشگاه ها ) منظور از منابع انسانی، اساتید و دانشجویان آن است.