کرمان بزرگ ترین استان کشور است و کشاورزی از بخش های عمده اقتصادی این استان به شمار می آید. در این پژوهش، ارزش تولید نهایی عوامل تولید در برخی محصولات زراعی استان کرمان برآورد شده است. نمونه مورد بررسی، مربوط به سال 1381، شامل 679 بهره بردار برای 8 محصول زراعی در استان کرمان بوده است. محصولات مورد مطالعه شامل گندم، جو، ذرت، نخود، عدس، آفتابگردان، پنبه، چغندرقند وسیب زمینی است. ارزش تولید نهایی هریک از عوامل با استفاده از قیمت محصولات و تخمین تابع تولید کاب ـ داگلاس و متعالی محاسبه شده است. تخصیص بیش از حد و کمتر از حد عوامل تولید در هر یک از محصولات بر اساس ارزش تولید نهایی، قیمت عوامل تولید، و اصول اقتصادی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که در وضع موجود، تخصیص بسیاری از منابع تولید به طور بهینه انجام نمی گیرد؛ از این رو، به نظر می رسد که با تخصیص مجدد و بهینه منابع می توان سودآوری و درآمد کشاورزان را افزایش داد. همچنین، اندازه مزارع از مقدار بهینه آن کوچک تر است که برای اصلاح این شرایط اتخاذ سیاست های یکپارچه سازی پیشنهاد می شود.
تکنولوژی چیست؟ رابطه آن با انسان چگونه است و چه تاثیراتی بر یکدیگر می گذارند؟ تعاریف و تبیین های انجام گرفته پیرامون سوالات فوق، بسیار متعدد و مختلف است. بنابر تصور متعارف، تکنولوژی تنها ابزارهای دست ساخت بشر می باشد و پیشرفت و توسعه آن، ما را به سوی آرمان شهر هدایت می کند؛ اما ظاهرا سر از ویران شهر درآوردیم. برخلاف تصور اولیه و رایج از تکنولوژی به مثابه ابزار، تکنولوژی می تواند ابزار صرف نباشد، همانگونه که برخی، تکنولوژی را در عرصه-هایی مختلف همچون تفکر، فرآیند انجام، سرانجام اثر و نتیجه، گسترش داده اند. برخی دیگر نیز برای آن ماهیتی متصور شده اند که با خود تکنولوژی متفاوت است. رابطه انسان با تکنولوژی در گذشته و حال از مباحث عمده ای است که در این عرصه مطرح می باشد. در نظر برخی فلاسفه، تکنولوژی دارای ارزشی خنثی بوده و بسته به چگونگی استفاده از آن، دارای ارزش های متفاوتی می گردد. به این معنی که این افراد برای تکنولوژی ارزش ماهوی قائل نبوده و صرفا عوامل فاعلی را در ارزش گذاری بر آثار تکنولوژی دخیل می-دانند. در مقابل اینان، گروه دیگری قرار دارد که برای تکنولوژی ارزش ماهوی قائل بوده و برخی از عیوب و نارسایی ها را به ذات تکنولوژی نسبت می دهند؛ لذا در این مقاله سعی بر آن است که ضمن ارائه تعریف تکنواوژی از دیدگاه های مختلف، خصوصیات و ویژگی های آن نیز با محوریت دیدگاه های ژاک الول و عبدالکریم سروش ارائه شود.
یکی از مهم ترین مراحل حساس در فرایند پژوهش، طراحی و تدوین ابزارهای اندازه گیری است. ابزار سنجش کارآمد، ابزاری است که هم معتبر و نیز روا باشد. همچنین در بسیاری از پژوهش های مدیریتی، پژوهشگران مدل های معین که در تحقیقات پیشین مورد استفاده قرار گرفته اند، به کار می گیرند، یا با استفاده از دانش نوین، مدل تحقیق جدیدی را طراحی و آزمون می نمایند. مدل تحقیق کارآمد، مدلی است که از روایی کافی برخوردار باشد. برای تعیین روایی ابزار اندازه گیری و مدل تحقیق، از فنون متعددی مانند قضاوت متخصصین امر، آزمون همبستگی، ماتریس ویژگی چندگانه- مقیاس چندگانه و تحلیل عاملی استفاده می شود. پیشنهاد عملی این مقاله، به کارگیری تکنیک تحلیل ممیزی برای بررسی و سنجش روایی پیش بین و همزمان مدل های تحقیق مدیریتی است.
"در این مقاله سعی شده است تا عدم اطمینان موجود در فرایند تصمیمگیری چند معیاره بررسی و تحلیل شود.¬ در فرایند تصمیمگیری چند معیاره دو نوع عدم اطمینان، رتبهبندی گزینهها را تحت تأثیر قرار میدهد:
1ـ عدم اطمینان موجود در قضاوتها و عناصر ماتریس تصمیم )ماتریسبازده ( بهوسیله توزیع احتمال مربوط به آن بیان میشود، البته فرض اساسی این است که عدم اطمینان موجود در ماتریس تصمیم در نتیجه شک و تردید تصمیم گیرنده در مورد صحت قضاوتها بوده و در نتیجه عدم توافق تعدادی از تصمیم گیرندگان نمی¬باشد؛
2ـ عدم اطمینان مربوط به شرایط و خصوصیات آینده محیط تصمیمگیری که بهوسیله مجموعهای از سناریوها بیان می¬شود.
سناریوها در حقیقت تجزیه شرایط آینده محیط تصمیمگیری به تعدادی وضعیت مجزا میباشد. این نوع عدم اطمینان در فرایند تصمیمگیری چند معیاره کمتر توجه شده است.
هر دو منبع عدم اطمینان میتوانند منجر به نقض شدن رتبهبندیها و کاهش میزان اطمینان تصمیم¬گیرنده به نتایج به دست آمده شود. با استفاده از روش شبیهسازی میتوان تأثیر هر دو نوع عدم اطمینان را در تعیین وزن نسبی و رتبهبندی نهایی گزینه¬ها بررسی کرد. نتایج به دست آمده نشان میدهد که با افزایش میزان عدم اطمینان عناصر ماتریس تصمیم، احتمال نقض شدن رتبهبندیها و عدم اطمینان به آنها افزایش پیدا میکند. در این شرایط میتوان یک تعبیر احتمالی از رتبهبندی نهایی گزینه¬ها ارائه کرد."
هدف کلی از طرح مخلوطهای آسفالت گرم و بتن آسفالتی، انتخاب مناسبترین و با صرفهترین مخلوط مصالح سنگی و قیر است؛ بطوریکه بتواند مشخصات فنی بتن آسفالتی را در حدود مشخصی حفظ کند .تا کنون روشهای متعددی برای طرح اختلاط بتن آسفالتی گرم پیشنهاد شده است که از آن جمله میتوان به روش مارشال، روش مارشال اصلاح شده، روش ویم و روش طرح اختلاط روسازی ممتاز اشاره نمود. در حال حاظر طرح اختلاط مخلوطهای آسفالتی گرم در ایران، بر اساس روش مارشال و مارشال اصلاح شده انجام میشود. در روش طرح اختلاط مارشال، درصد قیر بهینه بر اساس میانگین مقادیر درصد قیری که بیشترین استقامت مارشال، بیشترین وزن مخصوص و مناسبترین مقدار فضای خالی را در بتن آسفالتی سبب میشوند، تعیین میگردد. این درصد قیر لزوماً بهینهترین درصد قیر نیست. در این مقاله یک مدل برنامهریزی غیرخطی برای تعیین درصد قیر بهینه در روش مارشال یا روش اصلاح شدة مارشال توسعه داده شده است. برای این منظور نخست معادلات مربوط به تغییرات پارامترهای مؤثر در طرح اختلاط بتن آسفالتی شامل چگالی بتن آسفالتی، استقامت مارشال، روانی، درصد فضای خالی بتن آسفالتی، درصد فضای خالی مصالح سنگی و درصد فضای خالی پر نشده با قیر، نسبت به درصد قیر با استفاده از روش کمترین مربعات و از طریق تقریب با یک چندجملهای درجة دوم تعیین میشوند و سپس با تکیه بر این معادلات و استفاده از یک مدل برنامهریزی غیر خطی چند هدفی، درصد قیر بهینه بگونهای تعیین میشود که بتن آسفالتی بدست آمده کلیه شرایط ذکر شده در آییننامه را دارا باشد؛ ضمن آن که دارای بیشترین وزن مخصوص و استقامت مارشال نیز باشد. در انتهای مقاله، نحوه استفاده از این روش با ذکر یک مثال تشریح گردیده است و درصد قیر بهینه بر اساس نتایج یک آزمایش واقعی مارشال تعیین گردیده است.
در هر شرکتی مهمترین عملیات جهت حفظ بقاء و ماندگاری آن ، ارتقاء کیفیت حداقل از سایر رقباء می باشد . حال این کیفیت ممکن است مطلوب نظر مشتری نباشد ، اما به دلیل بالاتر بودن سطح کیفیت سازمان ما از رقباء قادر به ادامه زندگی و بقاء خواهیم بود . اما برای رسیدن به سطح بالاتری از کیفیت یاد شده تا حد کیفیت مطلوب و ممتاز نیاز به بکارگیری روش ها و تکنیک هایی مناسب شناخته شده دیگری هستیم . در این نوشتار سعی می شود تا با بیان مختصری از تاریخچه و نحوه اجرای یکی از تکنیک ها ، پاسخگوی نیاز اصلی مشتریان یعنی حداکثر کارایی و مطلوبیت محصولات سازمان خود باشیم .
مهم ترین مرحله طراحی پروژه های مختلف زیربنایی در زمینه شریانهای حمل و نقل زمینی مانند راه و راه آهن، تعیین کریدور اولیه مسیر است. نکته اصلی در طرح کریدور مسیر، عبورنکردن آن از مناطق صعب العبور و حفاظت شده است. در این تحقیق دو مدل ریاضی برای مسیر یابی در مناطق دشتی یا تپه ماهوری ارایه می شوند. در مدل اول با استفاده از برنامه ریزی غیرخطی ریاضی، مسیرمارپیچی که مناطق ممنوعه موجود در کریدور را دور می زند و با کمترین هزینه به نقاط تعریف شده بین راهی دسترسی دارد، تعیین می شود. مدل دوم با استفاده از یک شیوه ابتکاری مسیر طرح شده، مدل اول را بهینه می کند. در انتها با استفاده از این مدلها مسیر راه آهن بافق-مشهد مورد ارزیابی قرار می گیرد. از مهم ترین کاربردهای مدل ریاضی ارایه شده، استفاده از آن برای تهیه طرح جامع کریدورهای آزادراهی و ریلی کشور در مناطق دشتی و تپه ماهوری است.