"برای تخصیص کاربری زمین در سطح منطقه، روشهای متفاوتی وجود دارند. این روشهای تخصیص و اولویتبندی میتوانند به دو گروه عمده کمی و کیفی تقسیم شوند. در کشور ایران به دلیل وجود مشکلات بسیار در زمینه تهیه آمار و امکانات موجود، بیشتر از روش کیفی استفاده شده است. در مقاله حاضر کوشش شده با توجه به آمارها و امکانات موجود، یک مدل کمی برای تخصیص کاربری زمین در سطح منطقه پیشنهاد شود. در مقاله حاضر برای توصیف مکان کاربریهای مختلف زمین، از مفاهیمی چون درجه مناسب بودن زمین که میزان مرغوبیت و مناسب بودن هر قطعه زمین را برای کاربریهای گوناگون نشان میدهد، ارزش افزوده کاربریهای مختلف و نیز عامل مهم دسترسی که بر مبنای فاصله زمانی هر قطعه زمین از مراکز جمعیتی تعریف شده استفاده شود.
یک مدل بهینهسازی از نوع برنامهریزی خطی برای مکانیابی بهینه کاربریهای مختلف پیشنهاد شده است.
با معرفی مدل ریاضی حاضر ، امکان پیشبینی تغییرات آتی کاربری زمین در اطراف شهرها و نیز بررسی وضعیت کاربری زمین در اطراف شهرهای جدید برای سیاستهای مختلف توسعه منطقه به وجود آمده است. در انتها با استفاده از مدل پیشنهادی، تغییرات کاربری زمین در سطح منطقه برای سیاستهای مختلف و نیز در حالت احداث راه جدید در منطقه، بررسی شده است. امکان بررسی تأثیرات ناشی از احداث راه جدید یا ارتقاء کیفیت راههای موجود بر تغییرات کاربری زمین از دیگر مزیتهای مدل حاضر است."
هر دستاورد فنی و تکنولوژیکی، اگر در کل سیستم انتشار نیابد، هیچگونه منافع اقتصادی بلند مدتی برای کلیت صنعت در پی نخواهد داشت. در سال های اخیر، تمامی کشورهای صنعتی پیشرفته (همچنین برخی از کشورهای در حال توسعه)، برنامه ها و سیاست های بسیار زیادی را با هدف ارتقاء انتشار تکنولوژی تدوین و دنبال کرده اند. در این راستا، نه تنها به سیاستگذاری مناسب (با هدف تسریع انتشار تکنولوژی و تقویت ارتباط کاربران و تولیدکنندگان تکنولوژی)، بلکه به خلق و توسعه سیستم های پشتیبانی و زیرساختی انتشار تکنولوژی نیز توجه خاصی مبذول می شود. در مقاله حاضر، سعی در ارتقا سطح تکنولوژیکی بنگاه های کوچک و متوسط، براساس سیاست انتشار تکنولوژی به آنها شده است. این امر باعث بهبود ظرفیت ج ذب تکنولوژی و در نهایت افزایش رقابت پذیری بنگاه ها در بازارهای داخلی و خارجی می شود؛ ل ذا برای تحقق این امر نیاز به شناسایی عوامل تسهیل فراین د انتشار تکنولوژی است. همچنین باید سیاست های دولت برای تقویت و اجرای این عوامل پایه ریزی شود.
زمینه: پیچیده شدن روز افزون عملیات سازمانی و فرایند مدیریت، توجه مدیران و دست اندرکاران سازمان ها و صاحب نظران را به بحث اخلاق سازمانی و اخلاق حرفه ای معطوف ساخته است.
اخلاق به طور ساده عبارت است از شناخت صحیح از ناصحیح و سپس انجام صحیح و ترک ناصحیح. اخلاق حرفه ای امروزه به عنوان یکی از زمینه های دانش مدیریت در سازمان به شمار می رود. این مساله آن قدر حائز اهمیت است که امروزه اکثر مؤسسات صنعتی و بازرگانی در زمینه های اخلاق حرفه ای به دانشجویان خود آموزش های لازم را ارائه می دهند.
هدف: هدف پژوهش این نکته اساسی است که امروزه مسئولیت سازمان ها نسبت به جامعه و عامه مردم فراتر از ارائه خدمت و ارائه کالاست لذا سعی دارد نقش تاثیرگذار اخلاق حرفه ای را در رابطه با یکی از سبک های جدید مدیریت یعنی مدیریت کیفیت فراگیر نقد و تحلیل کند.
روش پژوهش: از لحاظ روش شناسی با توجه به ماهیت موضوع، در مقاله حاضر مقصد نهایی فقط با طرح سئوال پژوهش مطرح شده و نیازی به فرضیه سازی احساس نشده است لذا مقاله از لحاظ نوع و ساختار، یک پژوهش سندی- تحلیلی محسوب می شود.
یافته های تحقیق: نتایج حاصله از نقدِ منابع مبین آن است که در سازمانهای مبتنی بر مدیریت کیفیت فراگیر توجه به مشتری یک توجه ابزارگرایانه تلقی نمی شود و مدیران و کارکنان در عین توجه خاص به اهداف سازمانی، نسبت به وظایف اخلاقی نیز در سازمان متعهد هستند که به عنوان نمونه می توان از صداقت و صراحت، حفظ حریم شخصی، رازداری و امانت، پای بندی به قراردادها و وفای به عهد نام برد. نتایج دیگر حاصل از بررسی های مروری این مقاله نشان می دهد اخلاق حرفه ای ارتباط مستقیم با مسئولیت پذیری سازمانی دارد و این دو مؤلفه منبعث از بعد معرفت شناسی و هستی شناسی این نظریه مدیریت هستند. از منظر شناخت شناسی و انسان شناسی این تئوری، منابع انسانی صرفاً منوط و منحصر به ابزار کار نیستند و هر عنصری که به نوعی با انسانیت انسان مرتبط باشد، از ارزش های اخلاقی در سازمان محسوب می شود.
نتیجه گیری: نهایتاً آن که مدیریت کیفیت فراگیر به دنبال ایجاد تغییرات اساسی در ذهنیت افراد و سوق دادن آن از تفکرات قدیمی به جدید، از گذشته به آینده و از نگرش فردی به سوی گروههای پویاست.
به دلیل رشد و توسعه سازمان ها و افزایش نقش آن ها در اجتماع، پیامدهای اجتماعی فعالیت های سازمان ها و تاثیرات آن ها بر ذینفعان مختلف اهمیتی روز افزون یافته است؛ به گونه ای که عملکرد اخلاقی و اجتماعی سازمان ها بر عملکرد کلی سازمان تاثیرات بزرگی دارد. امروزه، جامعه نسبت به اقدامات سازمان ها بسیار حساس تر از قبل شده است و بویژه در مقابل فعالیت های غیراخلاقی سازمان ها بسرعت و به طرق مختلف واکنش نشان می دهد. بر همین اساس است که معیارهای اخلاقی و اجتماعی در مدل های مختلف مدیریت کیفیت بالاخص مدل های نوین مدیریت کیفیت، نقش عمده ای را ایفا می کنند. موضوع مدیریت کیفیت دیگر صرفاً به محیط درونی سارمانها محدود نمی باشد، بلکه عرصه های بسیار گسترده تری از جمله جامعه و محیط بیرون سازمان ها را دربر می گیرد. در این گفتار، ضمن مروری بر مفاهیم مدیریت کیفیت، مسؤولیت اجتماعی سازمان و اخلاقیات کسب و کار، ارتباط این مفاهیم بسیار مهم با یکدیگر مورد بررسی قرار گرفته است، و اقداماتی که سازمان ها بایستی در جهت ارتقای کیفیت و در جهت مسؤولیت اجتماعی انجام دهند، مشخص می گردند. در پایان، پیشنهادهایی برای مطالعات بعدی ارائه گردیده است.
انتخاب نیروی انسانی پروژه یا شکل امروزی آن گروه پروژه از دغدغههای مدیران پروژه است، زیرا ماهیت فعالیتهای پروژهای از جمله محدودیت زمانی و موقتی بودن ایجاب میکند که افراد بسرعت جذب فعالیتها شده و اغلب کارها و فعالیتهای نامتعارف را با تجربیات قبلی انجام دهند. پس در این تحقیق سعی شده است تا الگو و مدلی برای انتخاب نظاممند و بر پایه اصول علمی جهت انتخاب گروه(تیم) یک پروژه و یا مراحلی از آن ارائه شود. این مدل براساس الگوی سازگاری فازی پایهریزی شده است. مفهوم سازگاری فازی برای سنجش میزان تناسب بین دو مجموعه فازی استفاده میشود که در این تحقیق تناسب بین دو مجموعه فازی مهارتهای هدف پروژه و مهارتهای گروههای بالقوه مورد سنجش قرار میگیرد. در این تحقیق ابتدا با استفاده از برنامهریزی پروژه، فعالیتها و مهارتهای مورد نیاز، مدت زمان فعالیتها، هزینههای هر فرد و برنامه تخصیص افراد به پروژه استخراج میشود. در گام بعد درجه عضویت هریک از مهارتهای هدف پروژه تعیین میگردد و به صورت مجموعه فازی مهارتهای هدف تعریف میشود. سپس با استفاده از همین روش، مجموعه فازی مهارتهای افراد تعریف میشود. در گام بعد با استفاده از مفهوم اجتماع فازی، گروههای بالقوه تشکیل میشوند. در گام بعد با تعیین و تعریف سطح کیفی, گروهها پالایش میشوند. سپس با استفاده از مفهوم سازگاری، درجه سازگاری گروههای پالایش شده محاسبه میگردد. همچنین هزینههای هر گروه نیز مورد محاسبه قرار میگیرد. در گام بعدی با استفاده از مقادیر درجه سازگاری و مقادیر هزینه گروههای پالایش شده، ماتریس تصمیمگیری تشکیل میشود. در ادامه وزن شاخصهای درجه سازگاری و بودجه مورد نیاز هر گروه با استفاده از آنتروپی شانون تعیین میگردد. در پایان نیز با استفاده از روشSaw گروهها رتبهبندی میشوند و گروه بهینه انتخاب میگردد. در نهایت گروه انتخاب شده به پروژه تخصیص داده میشود. همچنین در پایان یک مورد کاربردی ارائه میشود.