بررسی ها نشان می دهد زنجیره تأمین پروژه در مقایسه با زنجیره تأمین عملیات تفاوت های اساسی دارد و مدیریت آن نیازمند رویکردهای متفاوتی است. با توجه به اهمیت مدیریت زنجیره تأمین پروژه، مدل هایی در این زمینه در کشورهای توسعه یافته ارائه شده است اما نظر به تفاوت مبانی توسعه مدل ها بین کشورهای توسعه یافته و کشورهای در حال توسعه، ویژگی های مدیریت زنجیره تأمین در این کشورها تفاوت های بسیاری دارند. این مقاله به توسعه مدل مفهومی مدیریت زنجیره تأمین در پروژه های صنعت احداث کشور جهت تطبیق ساختار مدیریت زنجیره تأمین پروژه با چالش های موجود در زنجیره تأمین پروژه ها می پردازد. در این مدل با استفاده از تئوری ساخت یافته داده بنیاد، شرایط علی یا ظهور چالش ها، عناصر بستر ساز، عناصر اقتضایی و ارتباط بین آنها در زنجیره تأمین پروژه های صنعت احداث ایران شناسایی شده و راه کارهای مدیریت چالش ها و نتایج مورد انتظار از اجرای آنها در راستای موفقیت زنجیره و موفقیت پروژه در قالب مدل مفهومی مدیریت یکپارچه زنجیره تأمین پروژه ارائه شده است.
مقدمه: با توجه به اینکه یکی از علل اصلی حوادث در محیط کار، رفتارهای غیر ایمن می باشد مهمترین و اساسی¬ترین راه کاهش آن، آموزش کارگران در زمینه ایمنی و بهداشت کار است. هدف از این مطالعه، تعیین تأثیر آموزش ایمنی بر اساس فرآیندهای الگوی پرسید- پروسید بر کاهش رفتارهای غیر ایمن کارگران مجتمع پتروشیمی رازی ماهشهر بود
مواد و روشها: این پژوهش یک مطالعه تجربی از نوع تصادفی شاهد دار است که روی 182 نفر از کارگران شرکتهای پیمانکاری مجتمع پتروشیمی رازی ماهشهردر دو گروه (آزمون 91 نفر و شاهد 91 نفر) انجام شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته و فرم مشاهده رفتار بود که اعتبار علمی آن به روش روایی صوری و محتوا، و پایایی آنها با روش های آزمون- آزمون مجدد و همسانی درونی (آلفای کرونباخ) تعیین گردید. ارزیابی بعد از مداخله در دو مرحله، یک و شش ماه بعد انجام شد
نتایج: یک ماه پس از مداخله آموزشی، میانگین امتیازات رفتارهای غیر ایمن گروه آزمون به طور معنی داری کاهش پیدا کرد در صورتی که این تغییرات در گروه شاهد معنی دار نبود. همچنین نتایج نشان داد که شش ماه پس از مداخله آموزشی، کاهش میانگین نمرات رفتارهای غیر ایمن در گروه آزمون دارای تداوم معنی دار بوده است
بحث و نتیجه گیری: نتایج به دست آمده از این مطالعه نشان می دهد که مداخله آموزشی انجام شده بر اساس الگوی برنامه ریزی پرسید / پروسید بر کاهش رفتارهای غیر ایمن و تداوم آن در طی شش ماه بس از مداخله در کارگران مجتمع پتروشیمی رازی ماهشهر، مؤثر بوده است. بنابراین پیشنهاد می شود از این الگوی آموزشی برای کاهش رفتارهای غیر ایمن کارگران در صنایع مشابه استفاده گردد
امروزه لجستیک معکوس یکی از مهمترین مسائل موجود در حوزه زنجیره تأمین است. کنترل فرآیند برگشتی ها در سایه زنجیره تأمین پیشرو سازمانها را قادر می سازد تا از اتلاف هزینه های اضافی جلوگیری نمایند. این مقاله در ابتدا مهمترین فاکتورهای کلیدی موفقیت در صنعت خودرو را که حاصل مصاحبه با خبرگان و نیز مطالعات کتابخانه ای می باشد، معرفی نموده و سپس با استفاده از رویکرد مدلسازی ساختاری تفسیری به بررسی روابط بین این عوامل می پردازد. با استفاده از این روش فاکتورهای محرک که اثرات تشدید کننده ای بر روی سایر متغیرها دارند و نیز متغیرهایی که نسبت به سایر فاکتورها مستقل اند شناسایی می شوند. با تحلیل این فاکتورها ما قادر خواهیم بود عواملی را که دارای قدرت محرک و نیروی وابستگی بالایی هستند شناسایی نموده و بر روی آنها به عنوان اصلی ترین عوامل کلیدی موفقیت تمزکز نمائیم. درنهایت توصیه هایی برای تحقیقات آتی در این زمینه ارائه خواهد شد.
امروزه دانش و سرمایه فکری سازمان یک عامل اصلی رقابت است و از نگاهی دیگر این زنجیره های تامین هستند که با هم رقابت می کنند بنابراین سازمان ها می بایستی بکوشند به صورت یکپارچه هماهنگ با سایر اعضای زنجیره قابلیت های رقابتی کل زنجیره تامین را بهبود دهند. در این مسیر موضوع مدیریت یکپارچه سرمایه دانشی زنجیره تامین نیز چه در بهبود ویژگی های عملکردی زنجیره و چه در ارتقای انسجام زنجیره اهمیت دارد. مقاله حاضر ابتدا به بررسی زنجیره تامین و سیر تکامل آن پرداخته سپس مدیریت دانش و نقش آن در زنجیره تامین را مورد بحث قرار می دهد. مرور نظری ادبیات موضوع نشان می دهد که نقش مدیریت دانش در زنجیره های تامین نه تنها انکارناپذیر بوده، بلکه با گسترش فن آوری اطلاعات و توسعه تجارت الکترونیک منجر به ورود زنجیره تامین به مرحله پنجم تکاملی خود شده است.
امروزه در بسیاری از سازمانها از جمله سازمانهای پروژه محور، طرحهای برون سپاری و واگذاری فعالیتها با اهداف تمرکز بر قابلیتهای مرکزی، کوچک سازی، دستیابی به بهترین عملکرد و کنترل و شفاف سازی هزینه ها دنبال می شود. از آنجایی که هر طرح برون سپاری انجام بخشی از فعالیتهای پروژه را برای مدت زمان معینی با هزینه مشخصی، به یک پیمانکار واگذار می نماید، خود یک پروژه محسوب می شود لذا با وجود مزایای بسیاری که دارد در برخی شرایط با شکست مواجه می شود که از مهمترین دلایل شکست پروژه های برون سپاری، عدم بکارگیری فنون و روشهای مدیریت و ارزیابی ریسک است. از این رو هدف این تحقیق، ارائه مدلی برای ارزیابی ریسک در فرآیند برون سپاری پروژه ها با بهره گیری از روشهای تجزیه و تحلیل سلسله مراتبی و PROMETHEE در محیط فازی می باشد.
تاکنون 14 روش بازیافت سطوح صیقل یافته، طراحی و معرفی شده اند. این روشها به علت کم هزینه بودن و سرعت اجراء، وقفه در جریان ترافیک را به هنگام بازسازی سطوح1 به حداقل می رسانند. ماشین های مکانیکی که براساس این روش ها ابداع شده اند از دو روش سندبلاست2 و چکشی کردن3 استفاده می کنند، اما تاکنون نه تنها هیچ گونه کیفیت سنجی رویه های بازیافت شده با روش های مذکور انجام نشده و وسیله و یا دستورالعملی نیز انتخاب و برای بکارگیری این روشها ارایه نگردیده است. در این مقاله با آزمایش هایی که توسط دستگاه طراحی و ساخته شده توسط نویسندة مقاله، بر روی سطوح مستعمل و صیقل یافته انجام شده است دو روش احیا کردن سنگدانه ها در شرایط کنترل شدة آزمایشگاهی، مدل شده و پارامترهایی که در بهبود کیفیت این تکنیک ها موثرند، تعیین شده اند. ارزیابی نهایی کیفیت سنگدانه و عدم وجود ترکها پس از عملیات بازیافت با تجزیه و تحلیل مقطع نازک عمودی توسط میکروسکوپ4 انجام شده و کیفیت زبری حاصل از عمل بازیافت توسط میکروسکوپ الکترونی اسکن کننده 5 صورت گرفت. تصاویر مقطع نازک عمودی هیچ ترک خوردگی یا آسیبی را در سنگدانه های مورد استفاده نشان نداد، به جز دو مورد که نشان دهنده مخرب تر بودن روشهای مورد استفاده است.
پژوهش حاضر با هدف شناسائی و رتبه بندی عوامل اثربخش بر موفقیت نظام جانشین پروری در صنعت بانکداری انجام گرفته است که با توجه به هدف، کاربردی و از نظر شیوه های اجرا، توصیفی است و از بین مدیران و کارشناسان خبره بانک رفاه، تعداد 15 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. نمونه گیری از طریق مراجعه به آراء خبرگان انجام و نظرات خبرگان به روش دلفی جمع آوری گردید. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته عوامل اثربخش بر موفقیت جانشین پروری بود که داده های آماری با استفاده از نرم افزارهای Spss و Excel مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. در این پژوهش از روش رتبه بندی تاپسیس فازی که یکی از روشهای تصمیم گیری چندمعیاره می باشد، بهره گرفته شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که عوامل ""حمایت و مشارکت مدیران ارشد"" و ""عدالت"" به عنوان مهمترین عوامل موفقیت نظام های جانشین پروری و به ویژه در رویکرد اجرا با کانون ارزیابی و توسعه مطرح هستند.
هدف اصلی این پژوهش بررسی موانع و ارایه راهکارهای مناسب جهت برقراری نظام مدیریت کیفیت جامع (TQM) در شرکت سیمان مازندران (نکا) است. این پژوهش مقدمه ای است برای پژوهش های بعدی در راستای شناسایی دقیق موانع و عوامل اثرگذار جهت برقراری نظام مدیریت کیفیت جامع. جامعه آماری این پژوهش 110 نفر از مدیران، سرپرستان و کارشناسان شرکت سیمان مازندران (نکا) و حجم نمونه بر اساس جدول مورگان n=86 می باشد.برای گردآوری داده ها از پرسشنامه استاندارد شده استفاده شده است و داده های جمع آوری شده توسط نرم افزار SPSS مورد تحلیل آماری قرار گرفته و در این راستا از آزمون x2استفاده شده است. نتیجه پژوهش، تایید تعدادی از فرضیه ها و رد تعدادی دیگر از فرضیه ها را نشان می دهند.