برای کسب لبه رقابتی در محیط کسب و کار در حال تغییر، شرکتها باید برای کارآمدی عملیات با تامین کنندگان و مشتریان همردیف شده و برای کسب سطحی از چابکی فراتر از شرکتهای انحصاری با یکدیگر مشارکت کنند. یک زنجیره تامین چابک به دنبال ان است تا مشتریان و کارکنان را غنی و ارضا کند...
مشخصههای مهندسی به عنوان اولین عامل مؤثر بر عملکرد محصول در بهبود کیفیت و طراحی محصول قلمدادشده و برای بهینهسازی نیازهای مشتری بهبود مییابند. این در حالی است که منابع محدود در رقابت فزاینده بازار و پیچیدگی محصول نیازمند یک سیستم مدیریت کیفیت و توسعه محصول مشتری مدار برای دستیابی به بالاترین سطح رضایت خاطر مشتریان است. بسط عملکرد کیفیت و خانه کیفیت آن به عنوان ابزارهایی قدرتمند برای بهبود طراحی و کیفیت محصول و ایجاد یک سیستم کیفیت مشتری مدار محسوب میشوند. در این پژوهش، یک چارچوب ادغامی از QFD فازی و برنامهریزی آرمانی برای گزینش نیازهای فنی محصول ارائه شده است. در این چارچوب برای استخراج ضرایب استفاده شده در مدل ریاضی از رویکرد فرایند تحلیل شبکهای فازی استفاده شده است. بعلاوه اینکه رویه ارائه شده قادر به در نظر گرفتن ماهیت چند هدفه مسأله می باشد. در این راستا سایر اهداف طراحی همچون محدودیت منابع مالی، امکانپذیری تکنولوژیکی، میزان توسعهپذیری و درجه رقابتی بودن نیازهای فنی نیز لحاظ شده است. در نهایت مدل آرمانی ارائه شده در برگیرنده سطوح اهمیت نیازهای فنی با استفاده از متدلوژی فرایند تحلیل شبکه ای فازی، محدودیت بودجه، میزان امکانپذیری تکنولوژیکی، میزان توسعهپذیری و درجه رقابتی بودن یک نیاز بهعنوان محدودیتهای سیستمی برای تعیین آن دسته از نیازهای فنی است که در فاز طراحی محصول باید مد نظر قرار گیرند. این چارچوب در شرکت پاکنام (که تولیدکننده محصولات شوینده و پاککننده می باشد) برای محصول پودر یکتا ویژه ماشین بهکار گرفته شده است.
ایران دارای بنادر فراوان در خلیج فارس و دریای عمان است که بسیاری از آنها به دلایل گوناگون قادر به پذیرش کشتی های بزرگ نیستند. ایده استفاده از بنادر بزرگ موجود در منطقه به عنوان مراکز واسط برای دریافت کالا از کشتی های بزرگ و ارسال آن توسط کشتی های کوچک تر به سایر بنادر و از آنجا به داخل کشور میتواند در جهت فعال کردن بنادر کوچک تر و نیز کشتیرانی خصوصی در منطقه بسیار کارآمد باشد. در این مقاله علاوه بر طرح این ایده، یک سیستم کلی حملونقل متناسب با آن طرح شده و به صورت یک شبکه متشکل از مسیر های وسایل نقلیه و مسیر های حملونقل چند وجهی برای اولین بار مدل شده است. در این مقاله برای حل مدل این شبکه، برای مسائل با ابعاد کوچک، از روش انشعاب و تحدید استفاده شده و برای حل مدل های دارای تعداد گره بیشتر، روشی ابتکاری به نام SB RAB بر اساس روش سیمپلکس با ورود محدود متغیرها توسعه داده شده است. از بعد محاسباتی، روش SB RAB برای حل دو سری از مسائل مبنای موجود در ادبیات مسیریابی وسیله نقلیه مورد استفاده قرار گرفته و نتایج آنها گزارش شده است. همچنین، این مسائل مبنا از روش مرسوم در ادبیات حملونقل یعنی روش تفکیک شبکه به دو زیر بخش مسیریابی وسیله نقلیه و حملونقل چند وجهی نیز حل و نتایج مربوطه گزارش شدهاند. در انتها، با مقایسه همه نتایج، نشان داده شده که روش SB RAB میتواند جوابهایی برتر در مدت زمانی قابل قبول ارایه دهد.
"در این تحقیق، اقدام به مدلسازی ریاضی زمان تأخیر مسافران مترو براساس مدت زمان انتظار آنها در ایستگاهها با استفاده از الگوریتم تصمیمگیری چندشاخصه شد و با روش رگرسیون غیر خطی چند متغیره، مدل بهینهسازی آن برای عوامل مؤثر طراحی شد.
بر این اساس، در ابتدا به شناسایی ارتباط منطقی هریک از پارامترها و شاخصهای تأثیرگذار با شرایط ایستگاه بر مبنای مطالعات موردی در متروی تهران، پرداخته شد و سپس با یافتن رابطه معنیدار، درجه وابستگی و میزان اثرگذاری آنها با مقوله زمان تأخیر در ایستگاهها و متوسط زمان انتظار مسافران با استفاده از روش تصمیمگیری چند شاخصه تعیین شد. در نهایت، در قالب سناریوهای تصمیمگیری مختلف، مدل بهینهسازی ریاضی برای تأخیر مسافران در ایستگاه به ازاء کاهش زمان انتظار مسافران به دست آمد.
در نتیجه، ضمن به دست آوردن درجه تأثیرگذاری میزان و اهمیت شاخصهای مورد بررسی، با دقت بیش از 96 درصد، نرخ بهبود تابع هدف یعنی متوسط زمان تأخیر براساس زمان انتظار مسافران در تمام ایستگاهها به ازاء هر واحد بهبود در متغیرهای مورد بررسی شامل شاخصهای نرخ بهرهبرداری از گیشههای فروش و گیتهای کنترل بلیت، سرفاصلههای زمانی اعزام قطارهادر خطوط مختلف، ظرفیت هر قطار و همچنین نرخ ورود مسافران به ایستگاهها مشخص شد."
ایران رتبه نخست را در رشد مصرف سرانه انرژی در جهان داراست. اینکه چه عواملی چگونه در این پدیده مؤثر هستند، نیازمند تحلیل است و برای تحلیل این روند، بدست آوردن الگویی که آن عوامل را بشناساند و تغییرات آتی را برآورد کند، ضروری است. با تفکیک تقاضای انرژی الکتریکی به دومتغیر توان و زمان، برای هریک الگویی مجزا به دست می آید. در این مقاله، با استفاده از نتایج یک الگوسازی خطی برای مطالعه اثر دما در میانگین سالانه زمان مصرف روزانه، یک الگوی دینامیکی غیرخطی بدست آمده تا نشان دهد قله بارالکتریکی به طورمتوسط چند ساعت درروز به انرژی الکتریکی نیاز دارد و این میزان تحت تاثیر چه عواملی و چگونه تغییر می کند.
پژوهش ها نشان می دهد که دما، میزان وزش باد و البته عوامل اقتصادی و اجتماعی دیگری مانند قیمت ها، جمعیت و رشد فن آوری بر میزان مصرف انرژی مؤثر است. ترکیبات متنوع از عوامل مزبور و شکل توابع گوناگون غیرخطی که تبیین کننده روابط علـﹽی میان متغیرها هستند، شمار الگوهای نامزد برای این پدیده را بالا می برد. با روشی که در الگوسازی و انتخاب الگو در این پژوهش دنبال شده است، ازمیان تعداد زیادی از الگوهای موازی، چند الگوی مناسب تر بررسی و سرانجام مناسب ترین مدل دینامیک تعیین می شود. این الگوها در تکمیل دیگر الگوهای به دست آمده برای بار، نشان می دهند که علاوه برتاثیر دما، افزایش نسبی قیمت انرژی الکتریکی برخلاف تاثیر ناچیز آن در میزان بار بیشینه، در کاهش ساعات مصرف وسایل الکتریکی تاثیر درخور توجهی دارد
بهره وری، دستیابی به تخصیص بهینه منابع و امکانات در راستای تحقق حداکثر میزان تولید است. روش های محاسبه بهره وری عوامل تولید به دو دسته عمده پارامتری و ناپارامتری تقسیم بندی می شوند. طبق برنامه چهارم توسعه، باید همه بخش های اقتصادی کشور بخشی از رشد تولید ناخالص داخلی کل کشور را در طول برنامه چهارم توسعه از محل بهره وری کل عوامل تولید تامین کنند. در این مطالعه، با استفاده از روش های ناپارامتری برنامه ریزی خطی و با بهره گیری از شاخص تورنکوئیست، رشد بهره وری عوامل تولید در بخش کشاورزی در اقتصاد ایران طی دوره 1384- 1350 مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج حاکی از آن است که به طور متوسط، رشد بهره وری عوامل تولید در بخش کشاورزی سالانه 73/0 درصد بوده است، که با هدف برنامه چهارم (2/2 درصد) بسیار فاصله دارد.