درک عوامل موثر بر ارزش شرکت برای سرمایه گذاران و اعتباردهندگان پیش از اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری یا اعطای تسهیلات، امری حیاتی است. از آن جایی که اقتصاد دانش محور در حال تکامل یافتن است، روش ایجاد ارزش شرکتی از شیوه سنتی مبتنی بر دارایی های فیزیکی به دانش نامشهود منتقل شده است. از این رو در آینده نه چندان دور، ارزش گذاری دارایی های نامشهود به موضوع مهمی در اقتصاد مبدل خواهد شد. این مطالعه بر آن است تا با استفاده از مدل مبتنی بر شبکه عصبی مصنوعی به شناسایی عوامل موثر در تعیین ارزش دارایی های نامشهود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بپردازد. هدف اصلی از مدل کردن عوامل موثر بر ارزش دارایی های نامشهود با استفاده از شبکه های عصبی، بررسی میزان تأثیر پانزده متغیر ورودی (شامل تعداد اعضای هیات مدیره، استقلال هیات مدیره، اندازه شرکت، اهرم، دارایی های ثابت، رشد فروش، سودآوری، پرداخت سود، سن شرکت، تعداد کارکنان، متنوع سازی، ساختار مدیریت، صادرات، مخارج تحقیق و توسعه و هزینه های بازاریابی و تبلیغات) بر متغیر ارزش شرکت می باشد. یافته های حاصل از پژوهش حاکی از اهمیت ویژگی های خاص شرکتی در وهله نخست، حاکمیت شرکتی در رتبه دوم، ساختار مالکیت در رتبه سوم و سرمایه نامشهود در رتبه چهارم در تعیین ارزش دارایی های نامشهود است.
امروزه یکی از مشکلات نظام بانکی کشور مطالبات معوق آنهاست. از جمله راهکارهای اساسی برای رفع این معضل ایجاد نظام سنجش اعتبار و رتبه بندی اعتباری مشتریان است. نسبت های مالی استخراجی از صورت های مالی شرکت ها از دیرباز به عنوان یکی از ابزارهای مفید در ارزیابی شرکت ها توسط اشخاص ذی نفع برای پیش بینی وضعیت آتی استفاده شده اند. بنابراین، در این تحقیق، با استفاده از تکنیک تحلیل پوششی داده ها و انواعی از ورودی و خروجی ها شامل نسبت های مالی و سایر مشخصه های حایز اهمیت از دیدگاه اساتید و کارشناسان اعتباری، به رتبه بندی شرکت ها در هر صنعت پرداخته شده است. سپس با استفاده از تحلیل حساسیت، رتبه اهمیت ورودی ها و خروجی ها (معیارهای اعتباردهی) به تفکیک نوع صنعت شناسایی و مقایسه شده اند. در پایان به تفکیک، میزان اهمیت ورودی ها و خروجی ها برای صنایع مختلف بررسی شد. رویکرد پژوهش می تواند در راستای مدیریت ریسک اعتباردهی به مشتریان توسط بانک ها استفاده شود
امروزه فعالیت شرکت ها در محیط های پویا و متلاطم با استفاده از شدت رقابت، اوضاع متزلزل بازار، تغییرات سریع فناوری و چرخه عمر کوتاه تر محصولات توصیف می شود. تحت این شرایط، یک راهبرد موثر برای جا انداختن کالا در بازار، شانس بقای شرکت را افزایش داده و عملکرد آن را بهبود می بخشد. این مطالعه به دنبال تحلیل اثر موقعیت یابی متمایز محصول بر ابعاد عملکرد شرکت های کوچک و متوسط است. مدل ارایه شده بر روی 118 نمونه از شرکت های کوچک و متوسط فعال در شهر کرمان با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزار لیزرل آزمون شد. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها، از نوع توصیفی پیمایشی بود. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه استاندارد بود که برای تایید روایی ابزار اندازه گیری از روایی سازه و تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. پایایی ابزار اندازه گیری همچنین با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ مورد آزمون قرار گرفت. یافته های پژوهش حاکی از تاثیر مستقیم موقعیت یابی محصول بر روی رضایت مشتری، هزینه های تولید و تاثیر غیرمستقیم آن بر روی سودآوری شرکت است، در نتیجه تمایز منجر به افزایش رضایت مشتری و هزینه های تولید می شود.
در دنیای امروز بیشتر کشورهای جهان با تکیه بر نوآوری در پی افزایش بهره وری و بهبود وضع اقتصادی خود هستند. سازمان ها در امتداد این گرایش به نوآوری و در پی توجه به عوامل محرک نوآوری در سازمان توانسته اند مزیت های رقابتی بسیاری را برای خود رقم زنند. این مقاله به بررسی تاثیر جو سازمانی در 7 بعد هم بستگی ، استقلال، چالش، منابع، بازبودن نسبت به نواوری، تشویق و نظارت و مدیریت بر نوآور بودن در فرآیند را مورد بررسی قرار می دهد. انتخاب نمونه ها به صورت نمونه گیری تصادفی در شرکت لیزینگ خودروکار متعلق به گروه صنعتی ایران خودرو صورت گرفت. اعتبار مدل های مفهومی هر یک از ابعاد جو سازمانی و نوآور بودن در فرآیند از طریق تحلیل مسیر و تحلیل عاملی تأییدی ارزیابی شد. نتایج حاکی از تأیید روابط علی بین مؤلفه ها و عوامل مکنون به جز در بعد همبستگی می باشد. در نهایت فرضیات پژوهش با استفاده از مدل معادله های ساختاری آزمون شد که نتایج حاکی از آن است که ابعاد نظارت و سرپرستی، چالش، منابع و باز بودن نسبت به نوآوری بر نوآور بودن در فرآیند در شرکت لیزینگ تاثیر گذار است که بیشترین تاثیر را نظارت و سرپرستی و بعد باز بودن نسبت به نوآوری تاثیر منفی دارد. این در حالی است که در رتبه بندی ابعاد تاثیر گذار بر نوآور بودن در فرآیند با تکنیک ویکور، بعد باز بودن نسبت به نوآوری رتبه اول را کسب نموده است.