طی دهه های گذشته ، صنایع بطور فزاینده ای متوجه مزایای کاربرد ارگونومی در طراحی محیط های کار و مشاغل شده اند. مدیران صنایع بخوبی آموخته اند که انتقال دانش ارگونومی به داخل سازمان و بومی کردن آن متناسب با نیازهای حال و آینده سازمان رویکردی موثر در راستای بهبود سلامت سازمان است. پروژه ارگونومی در شرکت کویر تایر این پتانسیل را دارد که علاوه بر ایجاد بستری مناسب بمنظور جلوگیری از آسیبهای ارگونومیکی ناشی از کار در سطح شرکت، به انتقال و بومی شدن دانش ارگونومی در سطح منطقه نیز منجر گردد
این پروژه با هدف نهادینه کردن ارگونومی در شرکت کویر تایر بمنظور پیشگیری از آسیبهای اسکلتی-عضلانی به مرحله اجرا در آمده است. در طراحی این پروژه هدف اصلی این بوده است که شرکت کویر تایر با تکیه بر مشارکت کلیه افراد درگیر کار و توانمند کردن آنان به استقرار سیستمی پویا در راستای ارتقاء سلامت و بهره وری کارکنان ، فرآیند ها و در نهایت کل سازمان نایل آید و از این رهگذر علاوه بر تامین اهداف ارگونومی شامل سلامت ، رضایت و راحتی ، به بالابردن سطح کیفیت و بهره وری نیز دست یابد
نتایج عملی اولیه پس از اتمام آموزشهای گسترده این پروژه تا پایان سال 87 نشان داد که تیم های ارگونومی قادرند با ابزارهای بروز و کارآمد که طی 3 سال آموزش در سالهای 84 الی 86 فرا گرفته اند اقدامات اصلاحی و پروژه های بهبود، به منظور کاهش و یا حذف مغایرت های ارگونومی را بخوبی به انجام رسانند. طراحی و اجرای بیش از یکصد اقدام اصلاحی و پروژه بهبود گواهی بر این مدعاست که امید است تعریف و اجرای اقدامات اصلاحی و پروژه های بهبود ارگونومی در سالهای آینده نیز با حمایت مدیریت تداوم یابد
حضور موثر کمیته راهبری در کلیه مراحل اجرایی این پروژه نشان داد که خواست داخلی شرکت بهمراه اهتمام تیم های ارگونومی بعنوان دو ویژگی مکمل می توانند در اجرای چنین پروژ ه هایی تضمین کننده موفقیت آن باشند
هدف اصلی مقاله، بررسی تأثیر یکپارچگی فرایندهای سازمانی و نابسازی لجستیک بر عملکرد کسب و کار در صنعت خودرو میباشد. در این تحقیق پیمایشی، ابتدا به شناسایی مجموعه ابعاد یکپارچگی فرایندهای سازمانی در سیستم برنامهریزی منابع سازمانی پرداخته شده است. سپس ابعاد مختلف ناب سازی لجستیک شناسایی می شود و پس از تعیین ابعاد مختلف در دو موضوع یکپارچگی فرایندها و نابسازی لجستیک، به بررسی تأثیر این ابعاد بر عملکرد کسب وکار می پردازیم. شناسایی ابعاد مختلف، بر اساس تحلیل عاملی تأییدی صورت گرفته است و سپس با کمک تحلیل همبستگی، به بررسی نوع رابطه هر یک از ابعاد تعیین شده با عملکرد کسبوکار در صنعت خودرو خواهیم پرداخت. نتایج به دست آمده، حاکی از تأثیر سه عامل کاهش اتلافها، تأمین کنندگان و یکپارچگی زنجیره تأمین بر هردو بعد داخلی و خارجی یکپارچگی فرایندهای سازمانی میباشد. همچنین نظام اطلاعات بر بعد یکپارچگی خارجی موثر است که از این طریق میتوان نتیجه گرفت نابسازی لجستیک موجب افزایش یکپارچگی فرایندهای سازمانی می شود. همچنین هر دو موضوع یکپارچگی فرایندهای سازمانی و ناب سازی لجستیک موجب افزایش عملکرد کسب وکار سازمانی میگردند
در دنیای امروزه و با وقوع انقلاب تکنولوژی و فناوری اطلاعات، الگوی اقتصاد جهانی، تغییر اساسی کرد و دانش به عنوان مهمترین سرمایه، جایگزین سرمایه مالی و فیزیکی شده است. به همین منظور هدف این پژوهش بررسی تاثیر دارایی نامشهود و عملکرد مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. نمونه آماری پژوهش 103 شرکت به روش حذفی از بین شرکت های بورسی انتخاب شد. جهت اندازه گیری عملکرد مالی پنج معیار (سود خالص، درآمد کل، نرخ بازده سرمایه گذاری (ROA)، درآمد هر سهم و سود نقدی هر سهم) با توجه به پیشینه پژوهش انتخاب شده است. برای تجزیه و تحلیل آماری داده ها و آزمون فرضیه های پژوهش حاضر از آمار استنباطی ضریب همبستگی، مدل رگرسیون خطی چندگانه و تحلیل واریانس استفاده شده است. فرضیه های پژوهش در سطح هر صنعت و در سطح کل صنایع مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به آزمون فرضیه اول، بین شناسایی دارایی نامشهود و سود خالص در صنایع خودرو و ساخت قطعات و فلزات رابطه معناداری وجود دارد، همچنین در سطح کل صنایع این فرضیه تایید شده است. نتایج فرضیه دوم بیانگر وجود رابطه معنی دار بین شناسایی دارایی نامشهود و درآمد کل در صنایع ماشین آلات و تجهیزات، خودرو و ساخت قطعات و فلزات و در سطح کل صنایع است. نتایج آزمون فرضیه سوم نشان دهنده وجود رابطه معنی دار بین شناسایی دارایی نامشهود و نرخ بازده سرمایه گذاری فقط در صنعت دارویی است و در سطح کل صنایع این فرضیه رد شده است. با توجه به آزمون فرضیه چهارم بین شناسایی دارایی نامشهود و درآمد هر سهم در صنایع الکتریکی و دارویی رابطه معنی داری وجود دارد ولی در سطح کل صنایع این فرضیه رد شده است. نتایج فرضیه پنجم بیانگر وجود رابطه معنی دار بین شناسایی دارایی نامشهود و سود نقدی هر سهم در صنایع الکتریکی و غذایی است ولی آزمون این فرضیه دال بر عدم وجود رابطه معنی دار در سطح کل صنایع است.
هدف عمده این مطالعه ارائه نگرشی مفید به کاربرد فرایند تحلیل شبکهای (که یک متدولوژی
تصمیم گیری چند معیاره است) برای ارزیابی مسائل مربوط به گزینش تأمین کننده است. مسائل مربوط
به گزینش تأمین کننده، مسائلی پیچیده هستند که ممکن است بسیاری دغدغههای کمی و کیفی را به
همراه داشته باشند. در این مطالعه، یک مدل فرایند تحلیل شبکهای به عنوان چارچوبی برای کمک به
مدیران در جهت تعیین هدف ارزیابی، تعیین مهمترین عامل ارزیابی و گزینش بهترین تأمین کننده
راهبردی در زنجیره تأمین پیشنهاد شده است. فرایند تحلیل شبکهای به عنوان ابزار تجزیه و تحلیل
تصمیم برای حل مسائل چند معیاره گزینش تأمین کننده که شامل وابستگیهای درونی اند، قابل استفاده
است. فرایند تحلیل شبکه ای متدولوژی پیچیده ای است و نسبت به متدولوژی سنتی فرایند تحلیل
سلسله مراتبی نیازمند مقایسات بیشتری است و تلاش مضاعفی را می طلبد. برای نشان دادن کاربردی
بودن مدلِ پیشنهادی، موردی به عنوان مثال نیز ارائه شده است.
مدیریت زنجیره تأمین عبارتست از ایجاد یک هماهنگی کارا بین تمامی سازمانهای موجود در زنجیره یهمنظور فراهمسازی محصولات و خدمات موردنیاز مشتریان نهایی.در حال حاضر مفهوم جدیدی از ترکیب دو موضوع کسب و کار الکترونیکی و مدیریتی زنجیره تأمین با عنوان مدیریت زنجیره تأمین الکترونیکی ظهور یافته است. ظهور فناوری اطلاعات فرصتهایی را برای شرکتها فراهم نمود که زنجیره تأمین خود را کاراتر نمایند. در حالیکه جنبههای عملیاتی مدیریت زنجیره تأمین همچنان در حال پژوهش و بررسی است، یکی از سئوالات بدون پاسخ در این حوزه این است که چگونه میتوان در محیط نامعین زنجیره تأمین، استراتژی مناسب توسعه داد. در این مقاله بمنظور پاسخ به این سئوال مدلی دو مرحلهای ارائه شده است.
روشها و ابزارهای مدیریت کیفیت نقش مهمی در مدیریت پیشگیری از اتلاف و بهبود منابع ایفا می کنند. از سوی دیگر توجه به پاره ای عوامل کلیدی و مهم می تواند ضمن کارآتر و اثربخش تر نمودن کاربرد روشها، مدیران را در انتخاب مناسب و گزینه ای آنها یاری کند.در این مقاله نقاط ضعف و قوت روشهای مدیریت کیفیت ارایه و با مشخص شدن اهمیت جامع بودن اطلاعات در مورد انواع روشها و ابزارها، بر استفاده گزینه ای از آنها با توجه به محل کاربردشان تاکید شده است. در ادامه برای انتخاب روشها، طبقه بندیهای مختلفی معرفی شده است. همچنین، چارچوبی برای استفاده از روشهای کیفیت در فرآیند بهبود مستمر و نیز یک دستورالعمل هفت مرحله ای برای بهبود کیفیت پیشنهاد شده که مطابق با آنها، نوع و میزان استفاده از ابزارها و روشهای مدیریت کیفیت در هر مرحله مشخص شده است.
دراین تحقیق ضمن بررسی وضعیت موجود مراکز جمع آوری شیر در استان خراسان، عواملی نظیر تعداد و ظرفیت مراکز جمع آوری شیر، پراکندگی آنها، نوع مالکیت، نوع شیر جمع آوری شده، مسافت و زمان حمل شیر و... مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است. سپس با توجه به آیین نامه ها واستاندارد های تعیین شده از سوی معاونت امور دام و اداره نظارت بر مواد غذایی، هزینه های سرمایه ای (ثابت)و هزینه های جاری مراکز جمع آوری شیر استاندارد(در سطح شهرستان، مرکز بخش وروستا) برآورد گردیده است و سپس حداقل ظرفیت اقتصادی یک مرکز جمع آوری شیر تعیین و مراکز احداث شده ای که اقتصادی نیستند معین شده و مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته اند. به علاوه با ارائه یک مدل برنامه ریزی خطی با هدف حداقل کردن هزینه های حمل ونقل شیر به کارخانجات صنایع لبنی نسبت به مکان یابی بهینه مراکز جمع آوری شیر اقدام گردیده است. در این مدل عواملی چون میزان تولید شیر خام مناطق مختلف، فاصله محل تولید تا محل مصرف (کارخانجات)، هزینه های حمل ونقل، حداقل ظرفیت اقتصادی مراکز جمع آوری شیر و حداکثر ظرفیت فرآوری کارخانجات صنایع لبنی به عنوان عوامل مؤثر بر مکان یابی مد نظر قرارگرفته است.
مقاله حاضر به مقایسه و بررسی رابطه کیفیت زندگی کاری و عملکرد سازمانی میان شرکت های مناطق دو و چهار عملیات انتقال گاز می پردازد. نوع پژوهش، کاربردی و از لحاظ روش گردآوری داده ها، از نوع پژوهش های توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان شرکت های مذکور بودکه بر اساس روش نمونه گیری طبقه ای نسبتی، حجم نمونه، 146 نفر تعیین گردید. ابزار گردآوری داده ها نیز پرسشنامه کیفیت زندگی کاری با 27 گویه برمبنای 8 مولفه مدل والتون و پرسشنامه عملکرد سازمانی با 42 گویه مبتنی بر 7 مولفه مدل اچیو بود. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها، نشان داد که میان چهار مولفه پرداخت منصفانه و کافی، محیط کار ایمن و بهداشتی، فرصت رشد و امنیت مداوم و وابستگی اجتماعی در زندگی کاری با عملکرد سازمانی در شرکت های مناطق دو و چهار عملیات انتقال گاز رابطه معناداری وجود دارد، اما میان مولفه های قانون گرایی در سازمان، فضای کلی زندگی، انسجام اجتماعی زندگی کاری و توسعه قابلیت های انسانی با عملکرد سازمانی در این شرکت های رابطه معناداری یافت نشد
طی سالیان اخیر، مدیریت و به تبع آن سنجش عملکرد زنجیره تامین، توجه جمع کثیری از مدیران و محققین را در حوزه مدیریت تولید و عملیات به خود معطوف داشته است. هدف از انجام این پژوهش، ارایه شاخص های تعالی زنجیره تامین بر اساس مفاهیم مدیریت کیفیت جامع و مدل اروپایی مدیریت کیفیت(EFQM) است. از این رو این معیار ها به وسیله مطالعه تطبیقی معیار های نه گانه مدل اروپایی مدیریت کیفیت با عوامل دخیل در عملکرد زنجیره تامین توسعه داده شده و مدل استخراج شده با رویکرد پرسشنامه ای ارزیابی گردیده است. روایی، پایایی و اوزان معیار ها نیز از طریق روش های پیشرفته ریاضی آماری مورد ارزیابی قرار گرفته است. یافته ها نشان از فاصله معنادار بین وضع موجود و مطلوب در برخی از ابعاد نه گانه مدل تعالی عملکرد زنجیره تامین دارد. از آنجایی که این مدل تنها بر روی زنجیره تامین داخلی یک شرکت آزمون گردیده، در تعمیم نتایج آن به زنجیره تامین سایر سازمان ها می باید احتیاط کرد. به دیگر سخن به واسطه ماهیت روش مطالعه موردی، اعتبار برونی نتایج تحقیق مورد تردید است.
با پیشرفت فزاینده انسان رابطه بین دولتها و ملتها در حال دگرگونی و تعریف مجدد است . دولتها برای بهبود کیفیت خدمات ، باید در برابر تحقق اهداف خود پاسخگوی مردم باشند . نظر به اینکه خدمات در بخش دولتی تفاوتهای عمده ای با ارائه محصول در بخش خصوصی دارد و خدمات در بخش دولتی ، خارج از نظارت مستقیم مدیریت به مردم و شهروندان است ، و این خدمات پس از ارائه قابل بازرسی و فرخوانی نیست و یا در شکل حداقل خود ارائه می شود ، و در نهایت در بخش دولتی مشتری تحت تاثیر رفتار ارائه کننده خدمت است .
امروزه فرهنگ سازمانی به عنوان یک زیرساخت، نقشی بسیار کلیدی در پیاده سازی نظام مدیریت دانش در هر سازمان دارد، و در همین راستا تحقیق حاضر جهت بررسی رابطه فرهنگ سازمانی به عنوان متغیر مستقل و مدیریت دانش به عنوان متغیر وابسته در شرکت ملی نفت ایران انجام گرفته است. به این منظور، بعد از مرور ادبیات تحقیق و بررسی مدل های مطرح، برای بررسی ابعاد فرهنگ سازمانی، مدل دنیسون و برای بررسی ابعاد مدیریت دانش مدل کنراد و نیومن انتخاب شد و پس از شناسایی مولفه های این دو مفهوم و صحه گذاری آن توسط خبرگان سازمان، برای بررسی رابطه بین آنها پنج فرضیه بر مبنای این مولفه های تدوین گردید. برای آزمون فرضیه ها نمونه ای با حجم 70 نفر از بین مدیران و کارشناسان شرکت ملی نفت ایران بصورت نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شد و پس از بررسی وضعیت تقارن داده ها با استفاده از آزمون کولموگوروف – اسمیرنوف و آزمون همبستگی اسپیرمن، فرضیه های تحقیق و میزان همبستگی بین متغیرها مورد آزمون قرار گرفت. نتایج به دست آمده حاکی از تایید کلیه فرضیات تحقیق و وجود رابطه معنی دار بین فرهنگ سازمانی و فرآیندها و ابعاد مدیریت دانش در این سازمان می باشد. در ادامه مولفه های فرهنگ سازمانی و مدیریت دانش با استفاده از آزمون فریدمن مورد رتبه بندی قرار گرفت و اولویت عوامل بر حسب وضعیت موجود در سازمان مشخص گردید
مدل تعالی EFQM با تعیین جایگاه سازمان در مسیر تعالی، ابزاری عملی برای کمک به سازمان هاست، و به درک کمبودها و نواقصشان کمک می نماید. این مدل با ارائه راهکارهایی در قالب پروژه های بهبود، به سازمان کمک می نماید که در مسیر سیستم های مدیریتی مناسب پیش رود.کمبود امکانات و محدودیت منابع، سازمان ها را از پیاده سازی همزمان کلیه پروژه های حاصل از فرایند خودارزیابی مدل تعالی سازمانی باز می دارد. در نتیجه، اولویت بندی پروژه های بهبود پیشنهاد شده توسط مدل EFQM، با توجه به اهداف استرات ژیک و بلندمدت سازمان، ضروری به نظر میرسد. با توجه به بررسیهای صورت گرفته، متاسفانه در مدل EFQM چارچوبی برای اولویت بندی پروژه های بهبود، با توجه به خط مشی و استراتژیهای سازمان، وجود ندارد. در این راستا، این پژوهش در صدد است مدلی را بر اساس رویکرد کارت امتیازی متوازن ارائه نماید که با آن بتوان پروژه های بهبود پیشنهاد شده توسط EFQM را اولویت بندی نمود.
این پژوهش با توجه به دگرگون شدن محیط عملیاتی سازمان ها و نیاز به تغییر اساسی و در کوتاه مدت به جهت سازگاری قابلیت های درون سازمانی با فرصت های به دست آمده، تدوین شده است. از آنجایی که همر و چامپی تخمین زده اند که 50 الی 70 درصد سازمان ها در تلاش خود برای دستیابی به مزایای بازمهندسی فرآیند کسب وکار با شکست مواجه شده اند؛ بنابراین، یک پیش ارزیابی با صرف زمان و هزینه کم از وضعیت فرآیند موجود که لزوم اجرای بازمهندسی فرآیند کسب وکار را نمایان سازد، میتواند به تصمیم گیری مدیریت ارشد سازمان در این خصوص کمک کند. در این پژوهش شرکت مدیریت پروژه های نیروگاهی ایران (مپنا)، به صورت موردی بررسی شده، با روش ماتریس ارزش/ هزینه، فرآیند کلیدی شرکت تعیین شده است. سپس با استفاده از ابزار پرسشنامه وضعیت فرآیند تأمین تجهیزات آن شرکت مورد ارزیابی قرار گرفت. فرض صفر اصلی پژوهش مبنی بر نبود هر گونه شکافی بین وضعیت موجود فرآیند با وضعیت در بهترین عملکرد، رد شده وجود شکاف فرآیندی مشخص شد.
توسعه توانمندیهای تکنولوژیکی از روش های مؤثر در ارتقاء عملکرد رقابتی بنگاه ها است. انتقال مناسب تکنولوژی کمک میکند تا بنگاه ها در زمان کوتاه تری در مقایسه با توسعه درونی تکنولوژی، موقعیت رقابتی خود را در صنعت تقویت نمایند. موفقیت پروژه های انتقال تکنولوژی در بنگاه ها را میتوان بر اساس شاخص های متنوعی مانند ارتقاء عملکرد رقابتی بنگاه به واسطه انتقال تکنولوژی مورد سنجش قرار داد. این پژوهش با هدف ارزیابی تأثیر انتقال تکنولوژی تولید خودرو تندر90 بر عملکرد رقابتی قطعه سازان ایرانی با استفاده از مدل معادلات ساختاری به انجام رسیده است. بر اساس یافته های تحقیق، انتقال تکنولوژی اثر مستقیمی بر عملکرد رقابتی شرکت های فعال در پروژه تولید خودرو تندر90 داشته است و به افزایش کیفیت و کاهش هزینه تولید منجر شده است و از سوی دیگر در فرآیند انتقال تکنولوژی توجه بنگاه ها بیشتر بر ابعاد سخت افزاری و نرم افزاری تکنولوژی متمرکز بوده است.
با و جود آنکه ضرورت و اهمیت چابکی زنجیره تامین با توجه به لزوم سرعت عمل، پاسخگویی به مشتریان، تغییرات روز افزون بازار و نیازهای مصرف کنندگان و...در بسیاری از صنایع، چه از نظر علمی و چه از بعد تجربی، بر کسی پوشیده نیست، شرکت های نفتی در ایران توجه چندانی به این مسایل و ترسیم و توسعه زنجیره تامین خود ندارند. در مقاله حاضر ضمن مرور ادبیات مربوط به چابکی زنجیره تامین و جایگاه آن در شرکت های نفتی، به مفهوم سازی چابکی در کل زنجیره تامین شرکت ملی نفت ایران، تعیین مولفه ها و شاخص های ارزیابی میزان چابکی در زنجیره تامین و طراحی ارتباطات بین مولفه ها با استفاده از روش های کیفی مانند دلفی و روش های کمی آماری مانند تحلیل عاملی تاییدی و مدل یابی معادلات ساختاری پرداخته شده است.مولفه ها و شاخص های ارزیابی چابکی زنجیره تامین در شرکت های نفتی در ایران به صورت جامع (با در نظر گرفتن همه مدل ها و نظرات مطرح شده در این حوزه) و بومی (با در نظر گرفتن شرایط خاص این شرکت ها در ایران) ارایه شده اند. مهم ترین مولفه های ارزیابی چابکی زنجیره تامین عبارتند از محرک ها، توانایی ها و توانمندسازها و همچنین مهم ترین فرایندهای مورد ارزیابی در زنجیره تامین شرکت های نفتی عبارتند از: تدارکات، توسعه، تولید و اکتشاف و انتقال و تحویل نفت و گاز.
دنیای مدرن امروز، موجب افزایش آلودگی ها و مشکلات زیست محیطی و در نتیجه افزایش نگرانی دولت ها و سازمان ها در رابطه با محیط زیست شده است. این نگرانی ها موجب به وجود آمدن مفهوم جدیدی تحت عنوان نوآوری سبز شد. این پژوهش، با هدف بررسی تأثیر ابعاد نوآوری سبز بر عملکرد سازمان انجام شده و در این رابطه نقش میانجی عملکرد زیست محیطی سازمان نیز بررسی شده است. جامعة آماری پژوهش حاضر را شرکت های فعال در صنعت کاشی و سرامیک استان یزد تشکیل می دهند. به منظور سنجش نوآوری سبز ۴بُعد، شامل نوآوری مدیریتی سبز، نوآوری محصول سبز، نوآوری فرآیند سبز و نوآوری فناورانه سبز، در نظر گرفته شد. برای آزمون فرضیه های پژوهشی از مدل سازی معادلات ساختاری بر پایة روش کم ترین مربعات جزئی استفاده شده است. نتایج نشان داد که ابعاد نوآوری سبز شامل نوآوری فرآیند و فناورانة سبز هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستقیم به واسطة نقش میانجی عملکرد زیست محیطی، بر عملکرد سازمان تأثیرگذارند. همچنین نوآوری مدیریتی و محصول سبز تنها به صورت غیر مستقیم بر عملکرد سازمان تأثیر می گذارند. در نهایت بر پایه اثر کلی ابعاد نوآوری سبز بر عملکرد سازمان، پیشنهادهای کاربردی برای پیاده سازی جنبه های مختلف از نوآوری سبز در صنعت کاشی و سرامیک ارائه شد.