برنامه ریزی، سازماندهی و هدایت منابع در هنگام بحران از موضوعات اساسی در مدیریت بحران قلمداد می شود. در مقاله حاضر برای سه وضعیت بحران و با استفاده از برنامه ریزی ریاضی اقدام به تخصیص منابع شده است. می توان مدیریت منابع را از منظر بحران های طبیعی، بحران های صنعتی مورد توجه قرار داد. لذا ضرورت برنامه ریزی و آمادگی قبلی به عنوان بخشی از اقدامات پیشگیرانه مطرح می باشند. در این مقاله سه استراتژی برای وضعیت بحران ارائه شده است.در کلیه موارد محدودیت های پیش بینی و مسأله در استراتژی های مختلف فرموله شده است. مثال های عددی در خصوص کارآیی مدل ها ارائه شده است.
امروزه شرکت ها پذیرفته اند که نگهداری و تعمیرات یک عنصر تجاری سود آور است و بنابراین، نقش نگهداری و تعمیرات در سیستم ها تولیدی مدرن مهم تر شده است. سیستم نگهداری و تعمیرات نقش مهمی در دستیابی به اهداف سازمانی و بهبود شاخص های قابلیت اطمینان، کاهش زمان توقف تجهیزات، کیفیت تولیدات، افزایش بهره وری، ایمنی تجهیزات و غیره ایفا می کند. در همین راستا، نگهداری و تعمیرات و استراتژی های آن از اهمیت ویژه ای در صنعت برخوردار هستند. در نتیجه هدف اصلی این پژوهش انتخاب بهترین استراتژی نگهداری و تعمیرات با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی(FA)، تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و روش ترجیح براساس تشابه با راه حل ایده آل (TOPSIS) در پالایشگاه نفت شهر ری می باشد. با توجه به اینکه متغیرهای بسیاری از قبیل ایمنی، هزینه، ارزش افزوده و ... در انتخاب یک استراتژی نگهداری و تعمیرات موثرند، در پژوهش حاضر ابتدا به کمک مرور ادبیات و نظرات کارشناسان نگهداری و تعمیرات، این متغیرها شناسایی و سپس توسط تکنیک AHP و TOPSIS به انتخاب بهترین استراتژی نگهداری و تعمیرات پرداخته شده است و سعی در ارائه پیشنهادهایی جهت بهبود سیستم نگهداری و تعمیرات پالایشگاه منتخب شده است.
مقدمه: در بخش بهداشت و درمان نیز همانند دیگر بخش ها، خود ارزیابی امری اجتناب ناپذیر می باشد. محدودیت منابع این بخش، ضرورت پایش عملکرد، حیاتی بودن خدمات و مراقبت های ارایه شده توسط بخش، اهمیت رعایت کیفیت در ارایه ی خدمات و ... شواهدی دال بر ضرورت خود ارزیابی دقیق و صحیح عملکرد این بخش می باشند. از این رو هدف از پژوهش حاضر، بررسی حوزه های بهبود از طریق خود ارزیابی بر اساس مدل تعالی (EFQM یا European foundation for quality management excellence model) در بیمارستان امام موسی کاظم (ع) بود.
روش بررسی: پژوهش حاضر کاربردی از دسته ی مطالعات توصیفی- مقطعی بود. جامعه ی آماری شامل 15 نفر از کارشناسان و مدیران ارشد بیمارستان امام موسی کاظم (ع) در سال 1389 بود که به صورت سرشماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه ی استاندارد EFQM بود که مورد تعدیل قرار گرفت و روایی آن با کمک اساتید و کارشناسان مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن با استفاده از ضریب alpha Cronbach's، 97 درصد تعیین شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات در نه حوزه بر اساس نرم افزار SPSS انجام شد.
یافته ها: بیمارستان امام موسی کاظم (ع) در این ارزیابی، 599 امتیاز به خود اختصاص داد که حوزه ی توانمندسازها 300 و حوزه ی نتایج 299 امتیاز کسب نمودند. همچنین درصد امتیاز هر کدام از عوامل نه گانه به قرار زیر می باشد:
رهبری 60 درصد، خط مشی و استراتژی 58 درصد، کارکنان 68 درصد، منابع و شرکا 60 درصد، فرایندها 56 درصد، نتایج مشتری 58 درصد، نتایج کارکنان 60 درصد، نتایج جامعه 63 درصد و نتایج کلیدی عملکرد 61 درصد.
نتیجه گیری: نتیجه ی خودارزیابی بر اساس مدل تعالی EFQM این بود که منجر به تهیه ی یک سیستم اطلاعاتی از نقاط قوت و ضعف در 9 حوزه و تعیین امتیاز در بیمارستان امام موسی کاظم (ع) شد که بر این اساس و با استفاده از منطق رادار، نقاط ضعف به عنوان حوزه های بهبود مورد مداخله قرار گرفت و پروژه های بهبود تعیین شد.
مقاله حاضر به مدل سازی پالایشگاه های نفت کشور به صورت تفکیک شده در سطح فرآیندهای پالایشگاه در مجموعه شبکه انرژی کشور می پردازد. هدف از تهیه این مدل تعیین الگوی بهینه پالایش نفت خام در کشور از دید کلان و برای افق زمانی 1383 لغایت 1408 شمسی است. بهینه سازی برای سناریوهای مختلف از متغیرهای برونزا شامل بازارهای جهانی انرژی، تقاضای داخلی و شاخص های اقتصاد کلان تکرار شده است. نتایج حاصل از بهینه سازی غالب سناریوها مؤید این نکته هـتند که با توجه به پتانسیل ها و ظرفیت های موجود، صادرات نفت خام بایستی به حداقل ممکن کاهش یافته و در مقابل با افزایش ظرفیت های پالایشگاهی، کشور به سمت صادرات سبک و میان تقطیر روی آورد. توسعه ظرفیت واحدهای تبدیل فرآورده های سنگین به سبک بخصوص واحدهای کراکینگ کاتالیستی از دیگر نتایج مهم این مطالعه است.
با عنایت به اهمیت فزاینده بحث ریسک در زنجیره تأمین در دهه اخیر به طور عام و در پروژهها به شکلی
خاص، در این پژوهش ابعاد و اجزاء پدیده مدیریت ریسک زنجیره تأمین در پروژهها تبیین میشود. برای این
منظور با استفاده از رویکرد تئوری برخاسته از دادهها، پروژههای خط انتقال گاز در استان فارس توسط محققین
مورد مطالعه قرار گرفت و از روش کوربین و استراوس برای کشف و شناسایی کدها و مقولههای مرتبط با
پدیده مورد نظر استفاده شد. برای این منظور با 71 تن از خبرگان و تأمین کنندگان شرکت گاز مصاحبه عمیق
صورت گرفت و اشباع نظری حاصل شد. پس از انجام کدگذاری باز، محوری و گزینشی بر اساس مدل
پارادایمی نهایی، پدیده مدیریت ریسک زنجیره تأمین پروژهها در قالب 6 بعد اصلی، 75 مقوله فرعی و 91 کد
مشخصه طبقهبندی گردید. یافتههای حاصل از کدگذاری نشان داد که پدیده اصلی در مدیریت ریسک زنجیره
تأمین پروژه مشتمل بر ریسک های محیطی، سازمانی و شبکهای است.