آشنایی سنجیده و علمی با بازارهای گوناگون و توانمندی ها و کاستی های هر بنگاه، مستلزم بررسی های دوره ای و مداوم از عملکرد آن بنگاه است. بدون این بررسی ها امکان بهبود در عملکرد یک بنگاه وجود نخواهد شد. ابزار پیاده سازی این فرآیند مهم و حساس، ممیزی بازاریابی است که پژوهشی گسترده و همه جانبه در وضعیت کلیه ی ارکان و فعالیت های بنگاه است. در سایه ممیزی بازاریابی می توان فهمید شرکت در چه موقعیتی قرار دارد و چگونه می تواند به سمت تعالی و پیشرفت حرکت نماید. پژوهش حاضر به منظور بررسی وضعیت بازاریابی مجموعه شرکت های قطعه ساز گروه بهمن صورت پذیرفته است. این پژوهش، پژوهشی کاربردی است که به صورت توصیفی و از نوع پیمایشی است. در این پژوهش از نمونه گیری قضاوتی استفاده شد که با نظر مدیران ارشد این شرکت ها 29 نفر از مدیران و کارشناسان مجموعه شرکت های قطعه ساز گروه بهمن مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج تجزیه و تحلیل داده های پرسشنامه بیانگر آن بود که شرکت های قطعه ساز گروه بهمن از وضعیت بازاریابی مناسبی برخوردار نیستند و شیوه بازاریابی آن ها بیشتر به روش سنتی است تا به صورت علمی و سیستماتیک.
هدف اصلی مقاله حاضر ارایه مدلی است که بتواند با ترکیب اثربخش و کارآمد عناصر آمیخته ترفیع، ارزش و سهم هریک از متغیرهای مؤثر در آمیخته را متناسب با اهداف و استراتژی های بازاریابی بنگاه تعیین نموده و صحت و دقت اهداف ترفیع را فراهم نماید. بررسی پیشینهی پژوهش نشان میدهد، عناصر تشکیل دهنده اجزای آمیخته ترفیع عمدتاً دارای ماهیتی تصادفی، پویا، مبهم، نادقیق، کیفی و یا نامشهود بوده و فهم آن ها نیازمند بهره گیری از رویکردهایی است که با ماهیت ذاتی این نوع متغیرها سنخیت و همخوانی داشته باشد. از طرفی در اکثر مدل های رایج، مسئله طراحی آمیخته با رهیافتی ساختاریافته، توصیفی و حداکثر در قالب داده های سری زمانی فارغ از توجه به ماهیت داده ها و قضاوت-های انسانی و نیز عدم توجه به نوع و میزان اثرگذاری متغیرهای ورودی بر متغیرهای خروجی صورت گرفته و تعامل و ارتباط میان متغیرهای خروجی با هم در آمیخته ترفیع و با سایر عناصر آمیخته بازاریابی بنگاه دیده نشده است. در این مطالعه با بهکارگیری رویکرد فازی در مدل سازی، اتکا به داده-های واقعی عملکرد و تحلیل آرای خبرگان در کنار عواملی همچون منحنی عمر محصولات بنگاه، استراتژی بازاریابی، بودجه فعالیت های ترفیعی و ماهیت رقابت و صنعت به عنوان سازه های کلیدی جهت طراحی الگوی کارآمد آمیخته ترفیع خلاء یاد شده تا اندازه زیادی مرتفع شده و رضایتمندی بیشتری در تحقق اهداف بازاریابی و فعالیت های ترفیعی در کنار کمینه سازی هزینه این قبیل فعالیت ها حاصل شده است.
در این صنعت عوامل فروش حضوری، ابزارهای ارتقای فروش، تبلیغات غیر شخصی و روابط عمومی به ترتیب بیشترین اهمیت را دارند.
هدف از انجام این پژوهش، بررسی کیفیت خدمات شرکت مخابرات استان کرمان از ابعاد مختلف در راستای حفظ و جذب مشتریان است. در این مطالعه کیفیت خدمات شرکت مخابرات استان کرمان در بخش های مختلف شامل تلفن ثابت، تلفن همراه، خدمات دیتا و همچنین کیفیت خدمات ارایه شده توسط دفاتر خدماتی، با توجه به مدل مفهومی سروکوال و از شش جنبه قابلیت اطمینان، مسئولیت پذیری، ضمانت و تضمین ، همدلی، ابعاد و ظواهر فیزیکی و راحتی در دسترسی به خدمات مورد بررسی قرار می گیرد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه است و برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون مقایسه ی دو میانگین با اندازه تکراری (t دو نمونه وابسته) و ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که بین انتظارات مشتریان و عملکرد شرکت در رابطه با هر یک از ابعاد شش گانه مورد مطالعه اختلاف معناداری وجود دارد که می تواند نشان دهنده ی عدم رضایت کامل از خدمات شرکت مخابرات باشد.
کارآفرینی اجتماعی به معنای انجام فعالیتی نوآورانه و خلقکنندهی ارزش اجتماعی است که میتواند در بخش های غیرانتفاعی و تجاری انجام شود. با توجه به اینکه امروزه کارآفرینی اجتماعی به عنوان راهکاری اثرگذار و پایدار در راه توسعهی اقتصادی و اجتماعی کشورها شناخته میشود و هر روزه توجه بخش های گسترده تری از جامعه را به خود جلب میکند، توجه به این مفهوم در فضای کشور ایران نیز ضرورت دارد. این تحقیق بنای خود را بر اساس الگوی مفهومی آستین قرار داده و با طرح دو سوال اصلی در پی بررسی نگرش فعالان اجتماعی نسبت به عوامل اثرگذار در توسعهی کارآفرینی اجتماعی در ایران و نیز اولویت بندی این عوامل بوده است. جامعهی آماری تحقیق 108 نفر از فعالان اجتماعی شامل مدیران یا بنیان گذاران، کارمندان، داوطلبان و حامیان فعال در کسب وکارهای اجتماعی در بخش های انتفاعی و غیرانتفاعی بوده اند. پرسش نامه افزار اصلی تحقیق بوده و در تجزیه و تحلیل نتایج، به ترتیب از آزمون کولموگروف اسمیرنوف برای سنجش نرمال بودن داده ها، آزمون میانگین برای سنجش اثرگذار بودن متغیرها و آزمون فریدمن برای اولویت بندی نتایج به دست آمده از پرسش نامه استفاده شده است. براساس نتایج این تحقیق، هر پنج عامل معرفی شده در الگوی مفهومی، در توسعهی کارآفرینی اجتماعی در ایران، اهمیت داشته و اولویت آن ها به ترتیب عبارت است از: افراد، ماموریت، عوامل زمینه ای، فرصت و سرمایه.
هدف از انجام این پژوهش بررسی عوامل فرهنگی ـ اجتماعی موثر بر فرهنگ کارآفرینی زنان می باشد. نمونه پژوهش شامل 150 نفر از زنان کارآفرین تهران و کرج می باشد که بصورت سرشماری انتخاب شده اند. و در پژوهش حاضر از روش پیمایشی و اسنادی استفاده شده و جمع آوری اطلاعات از طریق ابزارهای فیش برداری و پرسشنامه انجام گرفته است که اطلاعات مربوطه از واحدهای تولیدی و صنعتی و خدماتی که زنان کارآفرین تاسیس نموده بودند با بهره گیری از پرسشنامه کتبی و با روش نمونه گیری سیستماتیک جمع آوری گردیده است. تجزیه و تحلیل اطلاعات در چهار بخش توصیفی، آزمون فرضیات، تحلیل همبستگی و تحلیل رگرسیون چند متغیره انجام گرفته شده است. در این پژوهش برای آزمون فرضیات از شاخص آماری کای اسکور استفاده شده است که فرضیات مطرح شده مورد تایید قرار گرفته اند، به بیان دیگر عوامل محیطی میان عوامل فردی (انگیزه ها و اهداف، سرمایه انسانی) عوامل محیطی (عوامل فرهنگی ـ اجتماعی، اقتصادی) و عوامل شبکه ای (شبکه اولیه) با شاخصهای توسعه کارآفرینی رابطه وجود دارد.
همچنین تحلیل رگرسیون شاخصهای توسعه کارآفرینی با متغیرهای مستقل مبین این واقعیت است که از میان متغیر های مستقل پژوهش به ترتیب متغیرهای عوامل فردی- شخصیتی و عوامل شبکه ای و عوامل فرهنگی وارد معادله شده اند که عوامل محیطی از اهمیت بالایی برخوردار است.
بیشک یکی از اصلیترین ارکان اقتصاد ملی ایران بخش کشاورزی بوده و تامین 75 درصد نیازهای غذایی جامعه، 25 درصد از تولید ناخالص داخلی، 23 درصد سطح اشتغال و میزان درخور توجهی از صادرات غیر نفتی مربوط به این بخش است. بر این اساس در برنامهی چهارم توسعهی کشور، بر تحقق رشد سالیانهی 6.5 درصدی در بخش کشاورزی؛ تامین و امنیت غذایی، خودکفایی در تولید محصولات اساسی، توسعهی صادرات محصولات کشاورزی و حفاظت از منابع طبیعی تاکید شده است. برای ارتقای جایگاه این بخش نهادی کردن کارآفرینی میتواند پایداری رشد کشور را رقم بزند. از این رو، هدف غایی این پژوهش ارایهی الگویی برای نهادی کردن کارآفرینی در بخش کشاورزی بوده و سوال اصلی این پژوهش این است که چگونه کارآفرینی در بخش کشاورزی در کشور نهادی میشود؟ باید گفت که یک عمل نهادی شده دارای سه ویژگی استمرار، فراگیری و واقعیت اجتماعی شدن است. بنابراین، نهادی کردن کارآفرینی کشاورزی، ایجاد شرایط مطلوب و مساعد برای استمرار بخشیدن، فراگیر کردن و تبدیل شدن کارآفرینی به یک واقعیت اجتماعی در قلمرو کشاورزی بوده و این پژوهش از نظر هدف پژوهش بنیادی و نتایج آن رهنمودهای کاربردی متعددی دارد. این پژوهش در 3 مرحلهی (1) طراحی الگوی فعلی نهادی کردن کارآفرینی در بخش کشاورزی، (2) آزمون الگو و (3) فاز ارایهی الگوی مطلوب نهادی کردن کارآفرینی کشاورزی استوار است.