گردشگری، یکی از بهترین بخش های موقعیت یابی اقتصادی است که می تواند رشد اقتصادی و اجتماعی را در مقصد به وجود آورد. در پژوهش حاضر، خورهای شرق تنگه هرمز از نظر توسعه گردشگری ارزیابی شده است. ابتدا با پیمایش میدانی و تکنیک های سنجش از دور NDVI و NDWI موقعیت شناسایی شد. سپس با استفاده از دو مدل کوبالیکوا و بریل ها اقدام به ارزیابی قابلیت توسعه گردشگری خورها شد. نتایج نشان داد که در روش بریل ها سایت خور آذینی با کسب 870 امتیاز از کل امتیاز ارزش ها در رتبه اول قرار دارد. سایت تیاب با امتیاز 840، کلاهی 665، لوران 660 و کرگان با 560 در رده های بعدی قرار گرفته اند. نتایج مدل کوبالیکوا نیز نشان داد که خور آذینی با 12 امتیاز بیشترین امتیاز و تیاب با 5/11، کلاهی با 75/8، لوران با 25/8 و کرگان با 25/5 امتیاز در رده های بعدی قرار دارند.
بخش بندی بازار از مهم ترین موضوع هایی است که در تحلیل ویژگی های مشتریان و اتخاذ راهبرد های مناسب برای آن ها استفاده می شود. در پژوهش حاضر به بخش بندی مشتریان و تاکسونومی بازار دوربین های دیجیتال در ایران توجه شده است. موردمطالعه، بازار دوربین های عکاسی دیجیتال در شهر مشهد است. ابتدا با بررسی مبانی نظری پژوهش، عمده ترین متغیرهای تأثیرگذار در انتخاب این دوربین ها در قالب 10 مورد شناسایی شد. بر این اساس، پرسشنامه ای طراحی و در بین میان نمونه ای صد تایی توزیع شد. با توجه به تحلیل داده های جمع آوری شده با استفاده از تحلیل مؤلفه های اصلی، این متغیرها در قالب پنج عامل شامل مُد، فنی، هزینه، ظاهر و برند گروه بندی شدند؛ درنهایت، با استفاده از تکنیک خوشه بندی k- میانگین، مشتریان در سه خوشه با عناوین افراد متخصص، ماهر و ناشی قرار گرفتند؛ همچنین با استفاده از تحلیل تشخیصی مشخص شد که عوامل هزینه فنی و برند باعث ایجاد بیشترین تمایز بین گروه های مختلف مشتریان شده است. نتایج این پژوهش، زمینه را برای شناسایی ویژگی های مختلف مشتریان و بازار دوربین های دیجیتال در کشور ایران فراهم می آورد
بهبود مستمر عملکرد سازمان ها، نیروی عظیم هم افزایی ایجاد می کند که این نیروها می تواند پشتیبان برنامه رشد، توسعه و ایجاد فرصت های تعالی سازمانی شود. ارزیابی عملکرد از راه مدل های تحلیل پوششی داده ها رویکرد مناسبی برای بهبود عملکرد است . با توجه به اهمیت بسیار زیاد صنایع خدماتی مانند صنعت هایپرمارکت در رشد اقتصادی کشورها، ارزیابی عملکرد هایپرمارکت ها از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. ازآنجاکه ساختار درون سازمانی بیشتر سازمان ها و نیز هایپرمارکت ها، ساختاری سلسله مراتبی است، بهتر است این سلسله مراتب در ارزیابی عملکرد آنها نیز لحاظ شود. از طرف دیگر، مدیران اهمیت متفاوتی برای شاخص های ارزیابی و اندازه گیری قائل اند که در نظر گرفتن اهمیت ها و اوزان شاخص ها نیز در مدل تحلیل پوششی داده ها مهم است؛ بنابراین هدف تحقیق حاضر ارائه مدل تلفیقیِ تحلیل پوششی داده ها برای واحدهایی همگن است که در ساختاری سلسله مراتبی قرار دارند و همچنین شاخص های ارزیابی دارای اهمیت های متفاوتی اند. مدل پیشنهادی با سه شاخص ورودی ارزش فضا، هزینه حقوق کارمندان و سرمایه درگیر و چهار شاخص خروجیِ گردش مالی، سودناخالص، رشد درآمد و نقدینگی در هایپرمارکت پرسون اعتبارسنجی شده است. نتایج نشان می دهد بخش دو در هایپرمارکت پرسون به دلیل وجود دپارتمان های بیشتر و همچنین حجم کافی نقدینگی و گردش مالی زیاد دارای بیشترین نمره کارایی بوده است و بخش چهار هایپرمارکت، کمترین کارایی را داشته که دلیل آن گردش کم و موجودی بالا از کالاهای تکی است که موجب افزایش سرمایه درگیر شده است.
کشاورزی، فعالیتی سرشار از مخاطره است. در این فعالیت انواع مخاطرات طبیعی، اجتماعی و اقتصادی دست به دست هم داده و مجموعه شکننده و آسیب پذیری برای تولیدکنندگان فراهم کرده است. حمایت از تولیدکنندگان بخش کشاورزی در برابر نوسانات درآمدی، نقش مهمی در افزایش انگیزه و تولید دارد. دولت ها جهت حمایت از تولیدکنندگان این بخش، سیاست ها و برنامه هایی را طراحی می کنند که بیمه عملکرد محصول یکی از آنهاست. بیمه محصولات کشاورزی، عملکرد محصول را در برابر خسارت وارد شده به کشاورز مورد حمایت قرار می دهد و از نوسان های درآمدی کشاورزان جلوگیری می کند. در این مطالعه تلاش شده است تا مشارکت کشاورزان شهرستان قائم شهر در طرح بیمه عملکردی برنج مدل سازی گردد. برای این منظور، با استفاده از روش برنامه ریزی ریاضی مثبت، رفتار کشاورزان جهت مشارکت در طرح بیمه محصول برنج و ارزیابی پیامدهای این مشارکت بررسی شده است. داده های مورد نیاز از طریق پرسش نامه برای سه سال زراعی 1392-1390جمع آوری شده اند. بر اساس نتایج این مطالعه با معرفی بیمه محصول برنج به کشاورزان، مزارع نماینده در طرح بیمه محصول برنج مشارکت نموده اند. افزایش سطح زیرکشت برنج و بازده ناخالص مزارع از پیامدهای این مشارکت بوده است. از طرف دیگر کاهش حمایت دولت از حق بیمه، تأثیر منفی بر روند افزایش سطح زیرکشت برنج و بازده ناخالص مزارع نمونه داشته است.
مطالعه حاضر با هدف مروری بر تاثیرات شبکه های اجتماعی در شکل گیری و تشدید مصرف گرایی و مدگرایی در جامعه انجام شد. مصرف گرایی به عنوان یک پدیده جهانی، بیشتر از منظر اثرات جمعیِ مثبت یا منفی اش بر ساختارهای اقتصادی بررسی شده است و دیدگاه های کم شماری به اثرات منفی آن بر هویت فردی مصرف کننده توجه داشته اند. ارزیابی اثرات منفیِ مصرف گرایی با تأکید بر تعارضات هویتی، مسئله ای کلیدی است که پرداختن به آن در جهت شناخت شیوه های مصرف و کاهش عواقب فردی و اجتماعی مصرف گرایی در جامعه ضرورت دارد. در این راستا شناخت نقش عوامل موثر بر مصرف گرایی سیاسی به منظور ارزیابی نظرات مردم، اهمیت بسیار زیادی دارد. پژوهش نشان می دهد تنها میزان فعالیت در شبکه های اجتماعی بر مصرف گرایی سیاسی تاثیر معنی دار داشته است. به عبارت دیگر به هر میزان فعالیت افراد در شبکه های اجتماعی عمق بیشتری می یابد، گرایش آنان به مصرف گرایی سیاسی نیز افزایش پیدا می کند.
با توجه به اهمیت بالای کسب و کارهای کوچک و متوسط برای رشد اقتصادی کشورها، در دنیای رقابتی امروز، بینالمللی شدن این صنایع امری اجتناب ناپذیر به نظر میرسد. بینالمللی شدن فرایندی چند بُعدی است و در هر بُعد شرکتها استراتژیهایی متناسب با آن بُعد اتخاذ میکنند. ترکیب این استراتژیها، شکل دهنده استراتژی جامع بینالمللی آن شرکت است. در این مقاله با استفاده از روش فراترکیب، ابعاد بینالمللی شدن و استراتژیهای زیرمجموعه آن ابعاد شناسایی شدند، سپس با انجام مصاحبههای نیمهساختاریافته با خبرگان، ترکیبهای سازگار استراتژیهای متعلق به ابعاد گوناگون مشخص شد. در ادامه با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی وزن هر یک از اجزای ترکیبات شناسایی شده مذکور نسبت به سایر اجزای همان ترکیب محاسبه شده و ترکیبات نامگذاری شدند. ابعاد شناسایی شده عبارتند از: بُعد عملکردی-رقابتی، بُعد جهتگیری استراتژیک، بُعد حالت ورود و بُعد الگوی گسترش. ترکیبات شناسایی شده عبارتند از: محافظهکاران صرفهجو، متمایزان گوشهیاب، رشدگرایان مشتریمدار و مهاجمان متکی بر فناوری. شرکتهای کوچک و متوسط میتوانند ترکیباتی را انتخاب کرده و به کار گیرند که با شرایط محیطی و سازمانی آنها سازگار باشد.
به علت تقلب هایی که در حوزه ایمنی مواد غذایی در سال های اخیر روی داد نگرانی مصرف کنندگان در مورد سلامت مواد غذایی که خریداری می کنند افزایش یافت .که این عامل می تواند رفتار مصرف کنندگان در انتخاب فروشگاه زنجیره ای مواد غذایی را تحت تأثیر قرار دهد . لذا هدف این پژوهش شناسایی متغیرهای مربوط به اعتماد مصرف کننده به فروشگاه های زنجیره ای مواد غذایی می باشد که در سایه شناسایی این متغیرها می توان راهبردها را در جهت موفقیت بلند مدت سازمان تدوین کرد. پرسشنامه این پژوهش براساس الگو اعتماد طراحی شده است که براساس آن محرک های اعتماد ( توانایی ، حسن نیت ، صداقت ، تمایل به اعتماد کردن ) و برونداده های اعتماد (ریسک پذیری ، وفاداری ) و متغیر میانجی (ریسک درک شده) براساس الگو معادلات ساختاری (SEM) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت . داده های این پرسشنامه از 385 نفر از خریداران فروشگاه زنجیره ای شهروند واقع در شهر تهران جمع آوری شده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که توانایی و صداقت فروشگاه زنجیره ای بطور مثبت بر روی اعتماد خاص مصرف کننده اثر گذار است و همین طور اعتماد خاص مصرف کننده متغیر پیش بین خوبی برای ریسک پذیری و به دنبال آن وفاداری مصرف کننده می باشد.
در پروژه های برندسازی، نبود الگوی مناسب برندسازی درون سازمانی بومی، موجب ناکارآمدی است. چراکه این فعالیت به اجتماع و فرهنگ جامعه مرتبط است. هدف این پژوهش ارائه الگویی برآمده از فعالیت های انسانی بخش گردشگری ایران است. این پژوهش بنیادین از نوع کیفی است که با استفاده از گراندد تئوری (نظریه زمینه ای) صورت گرفت؛ بنابراین با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه با 20 مدیر آشنا با این مفهوم داده های تحقیق گردآوری شد. یافته ها نشان می دهد که نهادی سازی برند در منابع انسانی، پدیده ی اصلی برندسازی درونی است و عوامل ارتباطی، آموزشی، مدیریت دانشی و مدیریت منابع انسانی در نقش عوامل علی نقش آفرینی می کنند. همچنین مقوله های رهبری-تسهیلگری و انگیزشی-مدیریتی در این الگو نقش راهبردی دارند. نوآوری این پژوهش، ارائه الگویی است که از داده های زمینه ای جامعه ایرانی به دست آمده است. تابه حال هیچ الگویی برای بخش گردشگری و خدمات ایران پیشنهاد نشده بود. این مطالعه نشان داد که درونی سازی و هم راستا شدن کارکنان با برند، نه تنها موجب پیامدهای مطلوب کارکنان، بلکه موجب سوددهی های مالی، منافع ذینفعان و پیامدهای مطلوب معنوی خواهد شد؛ بنابراین برندسازی داخلی، اقدامی درونی برای توسعه تمامی بخش های گردشگری است.
در این پژوهش با الگوبرداری از یک الگوی ادراکی آزمون شده از سبک های تصمیم گیری مصرف کنندگان، که اولین بار از سوی اسپرولز و کندال (1986) ارائه شد، سبک های تصمیم گیری خرید مصرف کننده در میان بانوان شاغل مورد بررسی قرار گرفت. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه اصلاح شده ای با50 گویه بود که بر اساس مقیاس لیکرت تنظیم شد. با استفاده از روش نمونه گیری قضاوتی (غیر احتمالی)، 300 پرسشنامه به صورت حضوری در برخی فروشگاه های زنجیره ای و مراکز خرید در مناطق مختلف تهران توزیع شد. در مرحله تجزیه وتحلیل داده ها جهت استخراج متغیرهای مکنون (پنهان)، از روش تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی استفاده شد. بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش، فرآیند خرید بانوان شاغل دارای10 ویژگی مشخص تحت عناوین کیفیت گرایان با دقت، قیمت گرایان با دقت، حساسیت به محیط و سلامتی، توصیه پذیران، خریداران زمان و راحتی، مدگرایان تنوع طلب، سردرگم میان گزینه های متعدد، برندگرایان، تبلیغ گرایان و تفریح گرایان لذت جو می باشند
در شرایط کسب وکار امروز، موفقیت هر سازمانی به سرعت واکنش آن به تغییرات محیط وابسته است و مدل های کسب وکار ایستا و بدون تغییر در محیط های رقابتی فعلی محکوم به شکست هستند. سازمان ها در این شرایط باید دائما مدل کسب وکار خود را مورد بازنگری قرارداده و در صورت نیاز آن را با شرایط جدید سازگار و منطبق کنند. در همین راستا هدف این پژوهش مفهوم پردازی سازگاری مدل کسب و کار و شناسایی پیشران های محیطی سازگاری مدل کسب وکار در صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات است. برای این منظور با استفاده از نظریه داده بنیاد چندگانه به تحلیل داده های حاصل از مرور نظام مند ادبیات (15 سال اخیر) و نیز مصاحبه با خبرگان صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران (18 نفر)، که به صورت غیراحتمالی و هدفمند (گلوله برفی) انتخاب شده اند، پرداخته شده است. نهایتا مدلی توسعه یافته است که در آن مهمترین مولفه های سازگاری مدل کسب کار در سه گروه سازگاری در ارزش پیشنهادی، سازگاری در خلق ارزش و سازگاری در کسب ارزش مفهوم پردازی شده اند. همچنین پیشران های محیطی که در صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات، محرک سازگاری مدل کسب و کار هستند در شش گروه عوامل سیاسی و قانونی، عوامل اقتصادی، عوامل مرتبط با بازار، عوامل مرتبط با فناوری، عوامل اجتماعی و عوامل مرتبط با رقبا قرار گرفته اند.
مطابق با ادبیات موضوع، فرایند توسعه و بهبود خوشه های صنعتی وابسته به مطالعات شناختی کامل پیش از پیاده سازی خوشه است که منجر به شناسایی و رفع مشکلات و تسهیل محدودیت هایی که مانع از تحقق بهره وری در خوشه می گردد، می شود. این مطالعه، یک تحقیق میدانی را با استفاده از رویکرد پدیدارنگاری برای شناسایی موانع و محدودیت های خوشه صنعت فرش استان سیستان و بلوچستان انجام می دهد. خوشه تحت مطالعه شامل تعداد بسیاری شرکت های خصوصی و دولتی درگیر در این حوزه می باشد که تحت عنوان ذینفعان شناخته می شوند و بیش از 6000 نیروی کار و بافنده را دربر میگیرد. تجزیه و تحلیل پدیدارنگاری به دو سطح طبقه توصیفی منتج شد که نشان می دهد که از نظر ذینفعان، مشکلات ساختاری و رفتاری اجتماعی در سطح خوشه، فعالیت های خوشه را برای تحقق دستاوردهای مناسب دچار مشکل ساخته است. ضمن اینکه محدودیت هایی زمینه ای در سطح استان نیز در پیاده سازی موفق خوشه، زمینه دشواری هایی را به طور کلی بر صنعت مربوطه در استان و همچنین خوشه باعث گردیده است.
رشد فزاینده صنعت گردشگری، ذینفعان گردشگری را در مسیر تفکر و اقدام راهبردی مقتضی برای ارتقای توانایی رقابت پذیری مقصد، قرار داده است؛ لذا، هدف پژوهش، تحلیل تاثیر توسعه ظرفیت سازمانی در رقابت پذیری مقصد گردشگری سرعین است؛ روش پژوهش تحلیلی است و داده های اولیه مبتنی بر ابزار پرسشنامه ازجمعیت نمونه بالغ بر 200 نفر به شیوه تصادفی هدفمند از جامعه آماری گردشگران ,و کارشناسان وابسته به صنعت گردشگری گرد آوری شد. یافته های توصیفی نشان داد که در چارچوب ظرفیت سازمانی، مولفه های ظرفیت رهبری سازمان و ارتباطات سازمانی و در حوزه رقابت پذیری مقصد، دو مولفه ی مدیریت و بازاریابی و عملکرد رقابتی مقصد، در شرایط مناسبی برای پیشبرد توسعه گردشگری قرار ندارند؛ مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که مدل مفهومی محقق ساخته از برازش مناسب برخوردار بوده، در نتیجه، تاثیر توسعه ظرفیت سازمانی در رقا بت پذیری مقصدگردشگری آبگرم در شهر سرعین، مثبت و معناداراست.
در این مقاله برای بررسی بازار خودروهای لوکس کشور، ابتدا روند عرضه- تقاضای خودرو با توجه به ذائقه مشتریان و دیگر عوامل اثرگذار در تصمیم خرید، با کمک منابع کتابخانه ای و مصاحبه با متخصصان و نخبگان بررسی شده است. نتایج با الگوی تصمیم گیری AHP و نرم افزار super decision تحلیل شده است. جهت ایجاد مدل برای پنج خودروی مبنا در کل نوزده عامل مؤثر شناسایی شد (شش مشخصات محصول، چهار محدوده سنی، سه شرایط مشتری، شش روش های مؤثر در تبلیغ و معرفی محصولات). سپس با مدل ایجادشده، بازار بالقوه 21 خودروهای لوکس با قیمت به نسبت بالا در رنج 40 تا 150 میلیون تومان بررسی شد. نتایج نشان می دهد، به دلیل تعرفه بالا و تنوع کم محصول وارداتی، خودروهای مونتاژ داخل، با پوشش خدمات گسترده تر، تعرفه قطعات پایین تر و قیمت مناسب تر بازار بهتری دارند. البته اگر درصد قطعات داخلی یا زمان عرضه آنها خیلی زیاد باشد، رشد بازار کمتری دارند. اعتماد مشتریان به برند خودروهای کره نسبت به ژاپنی و اروپایی کمتر است ولی به علت قیمت مناسب بازار خوبی دارند.
افزایش پرشتاب میزان تولید در صنعت کاشی و سرامیک ایران، رقابت را برای شرکت های تولیدکننده بسیار حساس و برندسازی را به عنوان یکی از راهکارهای رقابتی فعالان این صنعت، برجسته ساخته است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی الگویی برای برندسازی موفق در صنعت کاشی و سرامیک انجام شده است. مطابق با الگوی نظام مند نظریه داده بنیاد، خبرگان خوشنام در شرکت های موفق حال حاضر و شرکت های خوشنام و با سابقه برای جامعه آماری انتخاب شدند. کارشناسان خبره صنعت در جامعه آماری با روش نمونه گیری غیر احتمالی توصیه ای برگزیده شدند و با 12 نفر از کارشناسان خبره و خوشنام صنعت کاشی و سرامیک به عنوان نمونه پژوهش مصاحبه عمیق به عمل آمد که در سه مرحله به کفایت داده ها انجامید. در نهایت، الگویی برای برندسازی موفق در صنعت کاشی و سرامیک شناسایی شد. نتایج به دست آمده نشان از نقش قدرت چانه زنی واسطه های کانال توزیع در رابطه بین تولیدکننده و مصرف کننده دارد و همچنین لزوم توجه به برندسازی ملی در قالب هلدینگ های قوی برای توسعه بازار خارجی را نشان می دهد.
پژوهش حاضر به دنبالِ پاسخگویی به این پرسش است که آیا مشتریان در مراحل مختلف چرخه عمر رابطه خود با شرکت، ادراک یکسانی از مزایای رابطه ای ارائه شده شرکت ها دارند. مشتریان بانک کشاورزی در شهر تبریز برای جامعه آماری این پژوهش انتخاب شدند و تعداد 417 مشتری با تکمیل پرسشنامه، در پژوهش مشارکت کردند. برای انتخاب نمونه ها از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد. روایی ابزارهای اندازه گیری به سه روش روایی محتوا، روایی همگرا و روایی واگرا تأیید شد و پایایی آنها با استفاده از آلفای کرونباخ، پایایی مرکب و میانگین واریانس تبیین شده، تصدیق شد. تحلیل آماری داده های به دست آمده به وسیله تحلیل عاملی تأییدی و تحلیل واریانس یک طرفه انجام شد. به منظورِ اطمینان از کفایت داده ها برای انجام تحلیل عاملی، از شاخص کایزر میر الکین و آزمون بارتلت استفاده شد. نتایج آزمون فرضیه ها به روشِ تحلیل واریانس یک طرفه نشان داد انواع سه گانه منافع رابطه درک شده در سطوح مختلف رابطه مشتری، یکسان نیست و تفاوت آنها ازنظر آماری معنادار است. منافع ادراک شده از برنامه های مالی بازاریابی رابطه مند در مرحله توسعه رابطه بیشترین مقدار را دارد. منافع ادراک شده از برنامه های اجتماعی در مرحله بلوغ رابطه بیشترین مقدار را دارد و منافع ادراک شده از برنامه های ساختاری به طورِ یکسان در مرحله توسعه و بلوغ رابطه بیشترین مقدار را نشان می دهد.
امروزه بانک ها باید برای حفظ و نگهداری و ایجاد یک رابطه بلند مدت با مشتریان خود همت بیشتری نمایند. زیرا شواهد نشان می دهند که مشتریان راضی نیز ممکن است کسب وکار را رها نموده و به کسب وکار رقیب بپیوندند. علت این امر می تواند عدم توجه کسب وکارها به خواسته های ارزش محور و برگرفته شده از ویژگی های شخصیتی آن ها باشد. لذا، پژوهش دارای دو هدف می باشد: یکی، بررسی رابطه شخصیت برند و رابطه مشتری-برند و خلق تعهدعاطفی در مشتریان؛ دومی، بررسی نقش، شدت و نوع متغیر تعدیل گری صفات اخلاقی روی رابطه بین شخصیت ومتغیر رابطه مشتری-برند. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مشتریان بانک ملت در محدوده شهر گرگان می باشد. در نمونه گیری، موفق به جمع آوری 389 پرسشنامه شده و داده های آن ها مبنای کار قرارگرفتند. به منظور تحلیل داده های پرسشنامه و آزمون فرضیه ها، از آزمون های توصیفی، آزمون تغییر ضریب تعیین (R 2) با استفاده از رگرسیون سلسله مراتبی و نیز معادلات ساختاری استفاده گردید. نتایج نشان می دهند که علاوه بر وجود رابطه بین متغیرهای شخصیت برند و رابطه مشتری-برند و تعهد عاطفی؛ صفات اخلاقی نقش تعدیل گر داشته و از شدت معناداری برخوردار می باشد؛ و نوع متغیر تعدیل گر، شبه تعدیل گر است. Abstract Today, the banks should make more effort to maintain and build a long term relationship with their customers. Because the evidence shows that satisfied customers may abandon the business and join a rival business. Its cause could be a lack of attention of the business to the value-oriented customers' demands and it is derived from personality characters and ethical attributes of customers. Hence, this study has two aims: First, it examines relationship between brand personality and customer-brand relationship and affective commitment; and then, it analysis role, intention and type of moderator of ethical attributes on relationship between them. The study population consisted of all the bank's customers are in the range of Gorgan city. They managed to collect 389 questionnaires and they were used. In order to analyze Questionnaire data and test hypotheses, were used descriptive tests, test for R2 change using hierarchical regression and structural equation modeling. The results show that the ethical attributes is moderator; and it has a significant intensity. The relationship between brand personality and customer-brand relationships, and customer-brand relationships and affective commitment are positive significant effect. The results show that moderator variable type is semi-moderator. Keywords: Affective Commitment; Customer-Brand Relationship; Brand Personality; Ethical Attributes
هدف اصلی این مقاله، شناسایی و رتبه بندی عوامل اثرگذار بر تجاری سازی و الزام توسعه بینالمللی بازارها برای محصولات نانو با توجه به خصلت و کاربرد آنها می باشد. این مقاله از لحاظ هدف، تحقیقی کاربردی و از لحاظ زمان، تحقیقی مقطعی می باشد. این تحقیق از لحاظ طرح تحقیق، توصیفی- پیمایشی بوده که با ابزار پرسشنامه محقق ساخته و بر اساس تکنیک مدل سازی ساختاری تفسیری انجام شده است. برای به دست آوردن داده ها، پرسشنامهای میان 15 نفر از خبرگان که شامل، اساتید در رشتههای شیمی، مهندسی شیمی، مهندسی صنایع و مواد، برق و کارشناسانی که در حوزه تولید و تحقیقات محصولات نانو فعالیت دارند (با سابقه کاری بالای 7 سال و مدرک کارشناسی ارشد به بالا)، توزیع شد که نتایج پرسشنامه با استفاده از تکنیک مدل سازی ساختاری تفسیری و تحلیل MICMAC مورد بررسی قرار گرفت که پس از تحلیل MICMAC شاخص ها در چهار ناحیه، خودمختار، وابسته، پیوندی و مستقل یا نفوذ قرار گرفتند. نتایج بدست آمده نشان داد که شاخصهای " استراتژی مناسب بازاریابی"، " توجه به استراتژی بازاریابی و رقبا"، "بررسی و سنجش مستمر نیاز مشتری"، معرفی سریع به بازار"، "تامین سرمایه"، " ایده یابی" و " توجه ویژه به استراتژی بازار" از تاثیرگذارترین شاخصهای تجاری سازی در حوزه محصولات نانو، به حساب میآیند. مهمترین و مؤثرترین آنها نیز شاخص " توجه ویژه به استراتژی بازار" است.
امروزه برند به عنوان یکی از مفاهیم مهم در تجارت دارای ارزش می باشد لذا بازاریابان می توانند از برند قوی به عنوان مزیت رقابتی سود ببرند. و به دلیل اینکه بخش قابل توجهی از گردش مالی صنعت گردشگری در بخش اقامتی آن روی می دهد، بر این اساس برند هتل می تواند مشهور و مقبول باشد و عملکرد مناسبی از خود در فضای رقابتی موجود نشان دهد که برند آن موفق عمل نماید. از این رو هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر شخصیت برند و ارزش درک شده بر عملکرد برند در هتل های شهر سرعین است. که از نظر روش توصیفی و از نظر نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری این تحقیق کلیه ی مشتریان هتل های فعال در شهر سرعین را تشکیل می دهد. روش گردآوری اطلاعات به صورت میدانی و ابزار استفاده شده پرسشنامه می باشد که به صورت تصادفی ساده بین مصرف کنندگان توزیع گردید. برای تجزیه و تحلیل داده از نرم افزار لیزرل استفاده گردید که نتایج تحقیق نشان داد که شخصیت برند بر عملکرد برند تاثیر مثبت و معناداری دارد و همچنین رابطه مثبت و معنادار ارزش درک شده بر عملکرد برند نیز تایید شد. و در آخر پیشنهاداتی مبنی بر بهبود وضعیت موجود ارائه گردید.