ساختار اقتصادی دنیای امروز با گذشته به طور اساسی تفاوت دارد. شاخص های سخت افزاری و دارایی های مشهود که دیروز در جایگاه یک بنگاه اقتصادی نقش تعیین کننده داشت جای خود را به نوآوری، ابداع، خلق محصولات جدید و دارایی های نرم افزاری داده است. تولید علم و دانش، بهره گیری ازدانش و گسترش آن در سطح جامعه در تمام زمینه ها، توانمندی و قدرت ایجاد می نماید. دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی به عنوان رکن اساسی در توسعه همه جانبه کشور باید بتوانند نیروهای جوان و طالب علم کشور را اهل فکر و نظر، نوآور و خلاق پرورش دهند. در دنیای امروز بزرگترین سرمایه های یک بنگاه اقتصادی نیروهای اهل فکر، یادگیرنده و خلاق آن ها هستند و این نیروها کسی جز کارآفرینان نیستند. پژوهش حاضرکه جامعه آماری آن 335 نفر از مدیران با تحصیلات عالیه صنایع شهرک های صنعتی استان آذربایجان شرقی می باشند در نظر دارد میانگین نمرات کارآفرینی و ابعاد پنج گانه موثر بر آن را در میان مدیران صنایع شهرک های صنعتی استان را از طریق یک کار پژوهشی جامع مورد بررسی و ارزیابی قرار داده و با شناساندن نقاط ضعف و قوت ابعاد مختلف کارآفرینی، پیشنهاداتی را به منظور تمرکز و بهبود بخشیدن به ابعاد ضعیف کارآفرینی در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی ارائه دهد.
هدف از این تحقیق، بررسی تاثیر نوسانات رابطه مبادله و بی ثباتی صادرات غیرنفتی بر رشد اقتصادی ایران و برخی از کشورهای منتخب عضو خاورمیانه و شمال آفریقا (منا) شامل مراکش و اردن به تفکیک و با استفاده از داده های سری زمانی می باشد. در این مطالعه با استفاده از روش هم انباشتگی جوهانسون- جوسیلیوس و مدل تصحیح خطای برداری (VECM)، وعلیت گرنجری به بررسی روابط بلندمدت و کوتاه مدت بین ، نوسانات رابطه مبادله، بی ثباتی صادرات غیرنفتی و سرمایه گذاری بر رشد اقتصادی در طول دوره 1392-1359 (2013-1980) پرداخته شده است. این تحقیق به بررسی تأثیر نوسانات رابطه مبادله و بی ثباتی صادرات غیرنفتی بر رشد اقتصادی ایران و برخی کشورهای منتخب عضو خاورمیانه و شمال افریقا (منا) (شامل مراکش و اردن) به تفکیک و با استفاده از داده های سری زمانی می پردازد. در این مطالعه، روابط بلندمدت و کوتاه مدت میان نوسانات رابطه مبادله، بی ثباتی صادرات غیرنفتی و سرمایه گذاری بر رشد اقتصادی، در سال های 1392-1359 (2013-1980) با استفاده از روش هم انباشتگی جوهانسون جوسیلیوس و مدل تصحیح خطای برداری (VECM)، و علیت گرنجری بررسی شده و یافته های آن نشان می دهد نوسانات رابطه مبادله در بلندمدت اثر منفی و معنا داری بر رشد اقتصادی ایران و مراکش داشته، درحالی که اثر آن بر رشد اقتصادی اردن کم اهمیت است. همچنین، بی ثباتی صادرات اثری منفی و معنا داری بر رشد اقتصادی ایران و مراکش داشته لکن اثر آن در رشد اقتصادی اردن مثبت و معنا دار است. یافته های تحقیق نشان می دهد که نوسانات رابطه مبادله در بلندمدت اثر منفی و معنی دار بر رشد اقتصادی کشور ایران و مراکش داشته است، در حالی که اثر آن بر رشد اقتصادی کشور اردن کم اهمیت است. هم چنین بی ثباتی صادرات اثر منفی و معنی دار بر رشد اقتصادی کشورهای ایران و مراکش و اثر مثبت و معنی دار بر رشد اقتصادی کشور اردن را نشان می دهد.
کارکنان درون سازمان"" نقشی شایسته در برندسازی دارند. این در حالی است که در شرکتهای ایرانی عمدتاً برند در حصاری نظیر نام تجاری، لوگو و آرم، شعار، و آگهیهای تبلیغاتی و برگزاری رویدادها و مراسم محدود خلاصه می شود.
پژوهشهای اخیر به همراه تجارب موجود شرکتها نشان می دهد که کارکنان درون سازمان، مشتریان اصلی هستند.
با رضایت خاطر این مشتریان اصلی (کارکنان درون سازمان) است که مشتریان و مصرف کنندگان، احساس شادی، رضایت، و شعف خواهند کرد.
با پذیرش و تأیید این پژوهشها و تجربه های موجود، وظایف مدیران و رهبران شرکتها برای درک هر چه بیشتر کارکنان درون سازمان هر روز افزونتر می شود. به این ترتیب اگر مدیران و رهبران شرکتها علاقه مندند نتایج عینی رضایت مشتریان و مصرف کنندگان افزایش یابد، ناگزیرند مساعی خویش را به کار بندند تا بتوانند احساس شادی، رضایت، و ضعف کارکنانشان را افزون سازند. ظاهراً راه میان بُری نیز وجود ندارد.
قابلیت نوآوری یکی از مهم ترین قابلیت های سازمانی است که به ایجاد برتری رقابتی در عرصه کسب وکار منجر می شود؛ از سوی دیگر ایجاد و استقرار قابلیت نوآوری در سازمان، مستلزم شناخت عوامل اثرگذار بر این قابلیت مهم است. پژوهش حاضر ضمن مطالعه عمیق و منتقدانه مبانی علمی این موضوع، نشان داده است که قابلیت نوآوری به قابلیت عملیاتی، قابلیت انسانی و قابلیت ساختاری وابسته است. این پژوهش ضمن تأیید رابطه مستقیم میان قابلیت نوآوری و این سه قابلیت، مؤلفه های مؤثر بر هر یک از این قابلیت ها را استخراج کرده است. ظرفیت یافت فرصت محیطی، ظرفیت ساخت ایده، ظرفیت دانش فردی، ظرفیت دانش سازمانی، ظرفیت مدیریتی، ظرفیت فرهنگی، ظرفیت ارتباطی، ظرفیت فناورانه و ظرفیت پشتیبانی، مؤلفه های استخراج شده در این پژوهش هستند. الگوی نهایی قابلیت نوآوری در سازمان نشان می دهد که قابلیت نوآوری در سازمان به سه بُعد و نُه مؤلفه و 22 شاخص وابستگی مستقیم و معنادار دارد؛ همچنین این شاخص ها در 60 شرکت بزرگ و فعال در صنعت مواد غذایی مورد نظرخواهی قرار گرفتند تا بدین وسیله میزان اثرگذاری و اهمیت هر یک از این شاخص ها سنجیده و به کمک روش معادلات ساختاری، الگوی نهایی پژوهش تبیین شود؛ به علاوه رتبه اهمیت هر یک از این شاخص ها از منظر مخاطبان صنعت مواد غذایی از دیگر نتایج این پژوهش بود.
بسته بندی خلاق"" چای، آبمیوه، جوراب، چسب زخم، طناب، محصولات آرایشی بهداشتی، و نخ کاموا در این شماره به همراه توضیح کوتاهی آمده است. آیا این بسته بندی های خلاق، می تواند الهام بخش کارهای شما و کالاهایتان شود؟
هدف از پژوهش بررسی و شناسایی عوامل موثر برحضور شرکت های تولیدی و خدماتی در نمایشگاه های بین المللی تهران از دیدگاه مدیران وکارشناسان غرفه ها است. دلیل انتخاب این محیط،اهمیت نمایشگاه ها به عنوان مؤثرترین ابزارهای بازاریابی در دنیای امروز تجارت است. روش تحقیق از نوع توصیفی- پیمایشی و جامعه آماری آن در برگیرنده یک نمونه 90 نفری از دو گروه 30 و 60 نفری است که به ترتیب از کارشناسان و مدیران غرفه های شرکت های تولیدی وخدماتی خارجی و داخلی حاضر در نمایشگاه بین المللی و تخصصی صنعت در مهرماه 1391 تهران می باشد. ابزار اندازه گیری در این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته شامل40 سؤال بود که پایایی آن از ضریب آلفای کرونباخ برای دو گروه شرکت ها به ترتیب برابر با 93/0 و 87/0 حاصل گردید. روش آماری نیز استفاده از آزمون t تک متغیره و آزمون کولموگروف – اسمیرنف و آزمون فریدمن (کای- دو) می باشد و البته از آمار توصیفی نیز استفاده شده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که متغیرهای اهداف شرکت کنندگان، عوامل محیطی، معیارهای انتخاب نمایشگاه از سوی شرکت ها، آمیخته بازاریابی، حمایت ها و ابزارهای تشویقی دولت همگی در سطح نسبتاً مناسبی بر حضور شرکت ها در نمایشگاه تاثیر دارند. از این رو متغیرهای نامبرده شده از عوامل موثر برحضور شرکت های تولیدی و خدماتی در نمایشگاه های بین المللی تهران است.
دکتر الیزابت لستر روشن ضمیر، استاد دانشگاه جورجیا، در زمره ی متخصصان تبلیغات و روابط عمومی است؛ هم دارای پایگاه علمی و آکادمیک است، و هم جایگاه حرفه ای دارد.
گفت وگوی اختصاصی ""توسعه مهندسی بازار"" با دکتر روشن ضمیر عمدتاً درباره ی تبلیغات اثربخش و اثربخشی تبلیغات بود. او در این گفت وگو از رسانه های اجتماعی نظیر واین و اینستاگرام نیز نام می برد که جوانان بیشتر می پسندند و سهم وافری در گسترش تبلیغات دارد. با وجود این، به رغم اهمیت ابزارهایی که رسانه های اجتماعی برای گسترش و نفوذ تبلیغات از آن استفاده می کنند، بر ویژگی روابط انسانی برای نفوذ و اثربخشی تبلیغات تأکید می ورزد.
تأکید دکتر الیزابت لستر روشن ضمیر تا بدانجا گسترش می یابد که عنوان می کند اصول تئوری موجود در شیوه های بازاریابی فعلی، آشفته و درهم آمیخته است و ابزارهای ارتباطی و تبلیغی، نقش پررنگی در این آشفتگی ایفا کرده اند.
دکتر روشن ضمیر در این گفت وگو، همچنین از اصلی ترین منابع شاخص در حوزه ی تبلیغات یاد می کند و هم از چهره های مشهور تبلیغات نام می برد که اکنون فعالیت می کنند.
در محیط فرارقابتی کنونی بازاریابان مقاصد گردشگری، بایستی بر برندسازی و عوامل تشکیل دهنده برند مقصد گردشگری توجه ویژه ای نمایند. از آنجایی که توجه و درگیری ذهنی، انتخاب و قصد بازدید از عناصر اساسی در ساختار برند گردشگری می باشد، هر گونه تغییر در این عناصر می تواند در تقاضای بازدید مجدد حائز اهمیت باشد. در این پژوهش به بررسی اثر درگیری ذهنی پایدار گردشگری در قصد بازدید مجدد گردشگران داخلی در مقایسه با گردشگران بین المللی با تأثیر و بدون تأثیر متغیرهای واسطه(آگاهی از برند، تصویر برند، کیفیت درک شده برند و وفاداری به برند) پرداخته شده است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش تحقیق در زمره ی تحقیقات توصیفی پیمایشی قرار می گیرد. جامعه آماری پژوهش، گردشگران بین المللی و داخلی شهر تهران می باشد. تحلیل های آماری نیز با استفاده از نرم افزار اس، پی اس، اس و آموس انجام و در آزمون تحلیل مسیر فرضیه ها نیز از روش بوت استراپ استفاده شده است. یافته ها پژوهش حاکی از آن است که درگیری پایدار ذهنی گردشگر بر قصد بازدید گردشگران داخلی با تأثیر متغیرهای واسطه اثرگذار می باشد و درگیری پایدار ذهنی گردشگر بر قصد بازدید مجدد گردشگران بین المللی با تأثیر و بدون متغیرهای واسطه تأثیر مثبت و معناداری دارد در واقع بازدید مجدد از مقصد گردشگری شهر تهران مستلزم توجه به آگاهی از برند، تصویر برند، کیفیت برند مقصد، وفاداری به برند مقصد و درگیری پایدار گردشگری است. این عوامل دارای روابط متقابل بوده و اثر آن ها در بین گردشگران داخلی با گردشگران خارجی متفاوت است. بنابراین بازاریابی و استراتژی برندسازی برای گردشگران داخلی باید متفاوت از برندسازی برای گردشگران بین المللی باشد.
پژوهش حاضر، سعی در فهم تجربه گردشگری علمی دارد و این امر در بین دانشپژوهان خارجی که گردشگری علمی را در ایران تجربه کردهاند، بررسی شده است. در این پژوهش، بنا بر نیاز به استفاده از تجربیات افراد درگیر در موضوع تحقیق، از روش تحقیق کیفی و از رویکرد پدیدارشناسی توصیفی استفاده شد. به دلیل نظاممند بودن روش کولایزی برای تحلیل دادهها، از این روش استفاده شد. با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند تا رسیدن به اشباع با 13 نفر، مصاحبههای نیمه ساختاریافته انجام شد. اعتبار نتایج بهدستآمده با استفاده از مراجعه مجدد به شرکتکنندگان در تحقیق و جلب توافق ایشان حاصل شد. در انتها چهار دسته تم حاصل شد که عبارتاند از؛ جنبه علمی، جنبه مذهبی، جنبه فرهنگی و جنبه اقتصادی و اوقات فراغت. یافتههای این تحقیق در شناخت و درک بهتر رفتار گردشگران علمی و پیشبینیهای آینده مؤثر است. بهکارگیری صحیح یافتهها نیز توسعه گردشگری علمی و متعاقباً، افزایش رضایت گردشگران را در پی خواهد داشت.