ارزش ویژهی مشتری"" دو خاستگاه را توأمان در نظر میگیرد: 1) خاستگاه کسب وکاری که با مشتری سر و کار دارد، و 2) خاستگاه مالی که با ارزش پیوند دارد.
چنین نگاه جامعی سبب خواهد شد تا مشتری به عنوان دارایی اصلی شرکت محسوب شود، از این رو دیگر نمیتوان مشتری را صرفاً در کوتاه مدت در نظر گرفت، و نمیتوان با دید هزینهیابی او را ارزیابی کرد.
سه مؤلفهی اساسی ارزش مشتری عبارتند از: جذب مشتری، نگهداری مشتری، و در نهایت فروش فوق العاده که به تفصیل در این مقاله تشریح شده اند.
در حال حاضر نبرد برای دست یابی به سهمی از بازار آیند?جهانی دردو عرصه آغاز شده است : یکی در رویارویی با مشتری و دیگری در عرصه خلق محصول. تولید کنندگانی که از نو آوری و مهندسی در فرایند خلق محصول بهره گرفته اند به مزایای رقابتی دست یافته اند. نو آوری عموماً زاییده ذهن محققان خوش فکر یا هسته های متفکر در شرکتهای بزرگ است. در نگاه اول چنین به نظر می رسد که تلفیق نو آوری با اقدامات مهندسی در رابطه با توسعه محصول، کار مشکلی است. در مقاله حاضر می پردازیم به بیان مفهوم «نوآوری» در صنعت خودرو.
هدف اصلی این تحقیق بررسی رابطه متقابل نوآوری و صادرات در بنگاه های کوچک و متوسط است. جامعه آماری این پژوهش، بنگاه های کوچک و متوسط استان آذربایجان غربی است. تحلیل های این پژوهش بر مبنای پرسشنامه برگرفته از پروژه IDEIS تحت عنوان فرایند نوآوری در بنگاه های کوچک و متوسط فرانسوی است که با لحاظ تغییراتی در پرسشنامه مذکور و بومی سازی آن متناسب با شرایط ایران و لحاظ موانع صادراتی موجود در ایران نهایی شده و از شهریور ماه 1395 تا پایان فروردین ماه 1396 با مراجعه به مدیران بنگاه های کوچک و متوسط استان آذربایجان غربی تکمیل شده است. به این منظور، شاخص های شدت ورودی نوآوری و شدت خروجی نوآوری با استفاده از روش تحلیل تناظر چندگانه محاسبه و سپس مدل اقتصادسنجی موردنظر با استفاده از مدل معادلات ساختاری تعمیم یافته برآورد شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد اثر صادرات بر نوآوری مثبت و معنی دار است اما در مقابل، اثر نوآوری بر صادرات منفی می باشد که بیانگر کوچک بودن سطح نوآوری بنگاه های ایرانی است. همچنین شاخص موانع صادرات بر صادرات بنگاه ها اثر منفی دارد. با توجه به نتایج، اثر یادگیری از صادرات برای بنگاه های کوچک و متوسط مشهود بوده و در این زمینه مناسب است دولت با اقدامات حمایتی از صادرات از قبیل بازاریابی برای محصولات جدید و همچنین یافتن بازارهای جدید صادراتی و اعطای یارانه صادرات موجبات افزایش صادرات را فراهم کند.
ترس"" برای تبلیغات کارگشاست یا مخرب؟ این پرسش سالها دو سویه دارد؛ برخی بر این باورند که ترس موجب توجه و ترغیب مخاطبان و بیننده خواهد شد، و برخی نمونه هایی را مشخص می کنند که ترس در تبلیغات اثر مخرب دارد.
اثر حاضر از نمونه هایی مثال زده است که ترس اتفاقاً باعث توجه، رغبت و البته فروش بالای کالا و محصول شده است. از جمله در اتومبیل، ضدعفونی کننده ی دهان، صابون، استفاده از ردیاب برای رهایی از نگرانی گم شدن کودکان در فضای پر ازدحام.
دلیل این نوع تبلیغات برای استفاده از ترس آن است که به محض نشان دادن ترس، واکنشهای شخص فعال می شود، اما سریعاً باید راه حل داشته باشید و این دلیلی است برای پرفروش شدن محصولات و کالاها.
تجارت اجتماعی پدیدة نوظهوری است که پژوهشگران، کمتر آن را بررسی کرده اند. مشتریان در تجارت اجتماعی می توانند به تولید محتوا و به اشتراک گذاری اطلاعات و تجربه های خود دربارة محصولات و خدمات با دیگران بپردازند. چنین امکانی برای شرکت ها و صاحبان مشاغل فرصت ها و تهدیدهای جدی به همراه دارد. باتوجه به این شرایط، بررسی رفتار مصرف کننده در چنین فضایی بسیارمهم است. هدف پژوهش حاظر طراحی ساختاری برای عوامل تأثیرگذار بر مشارکت مشتریان در تجارت اجتماعی با استفاده از الگوی محرّک-ارگانیسم-پاسخ است. این پژوهش از منظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش گردآوری داده ها توصیفی پیمایشی و از نوع همبستگی است. جامعة آماری این پژوهش کاربران ایرانی سه شبکة اجتماعی تلگرام، کلوب و فیسبوک هستند. حجم نمونه، 360 نفر پیش بینی شده که بدین منظور از روش نمونه گیری غیراحتمالی از نوع سهمیه ای و گلوله برفی استفاده شده است. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامة الکترونیک آنلاین است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری، روش حداقل مربعات جزئی استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که اولاً در بررسی تأثیر متغیرهای محرّک بر ارگانیسم کیفیت وب سایت یا برنامة کاربردی، درک تعاملی و هنجارهای ذهنی به ترتیب بر کیفیت روابط، حمایت اجتماعی و نگرش به تجارت اجتماعی تأثیر مثبت و معنادار دارد. همچنین سازه های تجارت اجتماعی بر حمایت اجتماعی و کیفیت روابط تأثیر مثبت و معنادار دارد و درک تعاملی نیز بر نگرش به تجارت اجتماعی دارای تأثیر مثبت و معنادار است؛ دوم اینکه کیفیت روابط، حمایت اجتماعی و نگرش به تجارت اجتماعی به همراه هنجارهای ذهنی بر تمایل به تجارت اجتماعی در جایگاه پاسخ دارای تأثیر مثبت و معنادار است؛ سوم اینکه حمایت اجتماعی بر کیفیت روابط و آن نیز بر نگرش به تجارت اجتماعی دارای تأثیر مثبت و معنادار هستند.