بازاریابی سیاسی از بسیاری جهات مشابه بازاریابی در دنیای کسب و کار است. در بازاریابی کسب و کار، فروشندگان، کالاها، خدمات و ارتباطات را روانه بازار میکنند و در عوض پول، اطلاعات و وفاداری مشتریان را دریافت میکنند. در مبارزات سیاسی نیز کاندیداها، وعده ها، حمایت ها، خط مشیها و ویژگیهای شخصی شان را به رأیدهندگان عرضه میکنند و در مقابل، آرا و کمکهای داوطلبانه آنان را دریافت میکنند. به علت این همسویی در حوزه های مختلف بازاریابی، برخی مفاهیم و ابزارهای بازاریابی بین بازاریابی کالا و خدمات و بازاریابی سیاسی مشترک است و برخی از اصول بازاریابی کسب و کار برای اعمال در سیاست نیازمند تعدیل هستند. مقاله حاضر در پی تبیین مفهوم بازاریابی سیاسی با توجه به مفهوم STP در بازاریابی کسب و کار است و در این راه، تعاریف، مفاهیم، تفاوت ها و شباهت های این دو نوع از بازاریابی و نیز ابزارهای مورد استفاده در بازاریابی سیاسی بیان میشود.
یکی از شاخه های اصلی کارآفرینی، کارآفرینی در سازمان است که بدون شک سهم چشم گیری در توفیق و تعالی سازمان ها دارد. از سویی دیگر، صنعت بیمه به عنوان یک زیرساخت حیاتی، با یک عدم توفیق مشخص در انجام بهینه ماموریت خویش در کشور مواجه است. به نظر می رسد عنایت ویژه به توسعه مولفه های کارآفرینی در فرآیندهای عملیاتی و خدماتی این صنعت و گسترش فرهنگ کارآفرینی میان کارکنان این صنعت بتواند، راه کار مناسبی در حل این مساله باشد. از این رو اهتمام این مقاله سنجش میزان همبستگی میان «گرایش به کارآفرینی شرکتی» نمایندگی های فروش حقوقی شرکت سهامی بیمه ایران در شهر تهران و «عملکرد» آن ها است. «ساختار منعطف»، «جو سازمانی اثربخش»، «فرهنگ پشتیبان و محرک خلاقیت و نوآوری» و «قابلیت ها و انگیزش فردی کارکنان» به عنوان ابعاد گرایش به کارآفرینی شرکتی و میزان «رضایت مندی کارکنان»، «رضایت مندی مشتریان» و «عملکرد مالی» به عنوان ابعاد عملکرد نمایندگی ها معرفی شده و همبستگی متقابل این مولفه ها با یک دیگر اندازه گیری می شود. نتایج تحلیل های آماری بر داده های گردآوری شده متشکل از کارکنان نمایندگی ها مشخص می کند که گرایش به کارآفرینی شرکتی دارای همبستگی مثبت و معناداری با عملکرد است. در پایان، با توجه به نتایج پژوهش، پیشنهادهایی برای توسعه کارآفرینی سازمانی در صنعت بیمه و صنایع مشابه شده است.