زهرا احمدی پور

زهرا احمدی پور

مدرک تحصیلی: استاد جغرافیای سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۴۸ مورد از کل ۱۴۸ مورد.
۱۴۱.

بررسی و تبیین عوامل و منابع تنش و منازعه میان واحدهای تقسیمات کشوری(مطالعه موردی: استان فارس)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تنش و منازعه تقسیمات کشوری قلمرو سیاسی - اداری استان فارس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۸۱
مطالعه تنش ها و منازعات محلی میان قلمروهای سیاسی- اداری نشان می دهد که این تنش ها در گذر زمان سیر صعودی داشته و ابعاد، گستره و شدت آن به مرور افزایش یافته است. از طرف دیگر بررسی تغییرات تقسیمات کشوری در ایران نشان می دهد که در بین استان های کشور، استان فارس از جمله واحدهایی است که طی دهه های اخیر بیشترین تغییرات را در زمینه تقسیمات کشوری داشته است. همزمان با این تغییرات، تنش ها و منازعات قلمروهای سیاسی – اداری آن در سطوح درون استانی و بین استانی افزایش یافته است. روند رو به گسترش منازعات محلی میان قلمروهای سیاسی- اداری به دلیل وجود زمینه ها، بسترها، نیروها و عواملی است که در شکل گیری و نقش آفرینی آنها نقش موثری دارند. از اینرو در این تحقیق با استفاده از روش تحقیق توصیفی – تحلیلی مهم ترین عوامل و منابع تنش و منازعه میان قلمروهای سیاسی- اداری استخراج گردید. سپس در سطح قلمرو مطالعاتی تحقیق(استان فارس)، حدود 44 مسئله تنش زا و منازعه آمیز در قالب 25 موضوع درون استانی و 19 موضوع بین استانی مورد بررسی و تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که همه مولفه های استخراج شده در بخش منابع کتابخانه ای، در ایجاد تنش و منازعه میان قلمروهای سیاسی- اداری استان فارس در دو سطح درون استانی و بین استانی نقش آفرین بوده اند.
۱۴۲.

تبیین اثرات عوامل جغرافیایی بر ناامنی زیست تاریخی / سیاسی ایرانیان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ایران عوامل جغرافیایی زیست تاریخی/ سیاسی و اجتماعی ناامنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۹۴
 در نگرش و مطالعات جغرافی دانان سیاسی، شرایط و ویژگی های محیط جغرافیایی، همواره بر خصایص فردی و اجتماعی (ویژگی های ملی)، شیوه های حکمرانی، شکل و ساختار حکومت ها، قدرت و امنیت ملی، ساختارهای فرهنگی و اقتصادی و غیره اثرگذار است (مهم است که از این واقعیت ها، تفسیر جبرگرایانه نشود). در حقیقت، محیط جغرافیایی، بستر خلق توأم فرصت و تهدید؛ امنیت و ناامنی است. همچنین که محیط طبیعی و جغرافیایی ایران از گذشته های دور به دلایل موقعیت خاص جغرافیایی، دوگانه ای از خلق فرصت و تهدید بوده است. در این راستا، این پژوهش به دنبال بررسی عوامل محیط جغرافیایی فلات ایران بر تکوین زیست تاریخی/ سیاسی و اجتماعی ناایمن انسان ایرانی است. یافته های پژوهشی نشان از آن دارد، که تجارب زیستن در محیط جغرافیایی پرحادثه و بلاخیز، بر زیست تاریخی/ سیاسی و اجتماعی ایرانیان اثرگذار بوده است. به تعبیر دقیق، کم و کیف و تحولات زیستِ تاریخی/ سیاسی و اجتماعی ایرانیان (به اشکال هرج و مرج طولانی و تاریخ پرتنش حکومت های مستقر در فلات، نوع شیوه های حکمرانی و کشورداری، تداوم اسبتداد، خصوصیات ملی و نظایر آن)، را می توان تا حد زیادی، متأثر از عوامل محیط جغرافیایی نظیر موقعیت، شرایط اقلیمی و آب و هوایی، اثر ناهمواری ها و ناامنی طبیعی فلات ایران دانست. در پایان، پژوهش به ارائه راهکار هایی پرداخته است. پژوهش براساس ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی محسوب می شود. اطلاعات، به شیوه اسنادی و با مراجعه به منابع معتبر گردآوری شده است.  
۱۴۳.

مؤلفه های مؤثر بوستان ها بر ارتقای حس تعلق به محله در دوران همه گیری کووید-19نمونه های موردی: بوستان های محله فردوس غرب در منطقه 5 تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حس تعلق بوستان کووید-19 مؤلفه کالبدی مؤلفه غیرکالبدی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۱۴
حس تعلق یکی از احساسات مثبت انسان نسبت به محله خویش است و بوستان های محلی می توانند بستری برای ایجاد و ارتقا این حس باشند. همه گیری کووید-19 در سال های اخیر با کاهش حضور افراد در مکان های مختلف محله از جمله بوستان ها موجب بروز مشکلات روان شناختی، کاهش تعاملات اجتماعی، و حس تعلق افراد به محله شده است. لذا هدف این پژوهش شناسایی و ارزیابی مؤلفه های مؤثر بوستان ها در ارتقای حس تعلق افراد به محله در دوران همه گیری کووید-19 بود و بر همین اساس سه بوستان محلی گلدشت، فردوس، و پرواز در محله فردوس غرب تهران برای مطالعه انتخاب شد. 25 گویه مؤثر در ارتقای حس تعلق افراد به محله در دوران هم ه گیری کووید-19در بوستان ها، ذیل مؤلفه های کالبدی و غیرکالبدی، مورد بررسی قرار گرفت. گردآوری مؤلفه ها و گویه ها با روش تحلیل محتوا و دلفی و مطالعه آن ها با روش پیمایشی و ابزار پرسش نامه محقق ساخته و با توزیع 300 پرسش نامه صورت پذیرفت و به طبقه بندی پرسش شوندگان از نظر سن، میزان مراجعه به بوستان، مدت سکونت در محله، و دارا بودن کودک پرداخته شد. داده ها با نرم افزار SPSS20 و با مطالعه میانگین و انحراف معیار و آزمون های فریدمن، واریانس یک طرفه، و تی مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که حس امنیت، فاصله بوستان تا محل سکونت، کیفیت پوشش گیاهی و فضاهای طبیعی به ترتیب دارای بیشترین تأثیر در ارتقای حس تعلق افراد در دوران همه گیری کووید-19 بودند. همچنین سن، میزان مراجعه به بوستان، مدت سکونت در محله، و دارا بودن کودک تفاوت معناداری را در پاسخ پرسش شوندگان به برخی گویه ها ایجاد کرد.
۱۴۴.

نظریه دیالکتیک در برابر آرمان زوجیت؛ تجربه زیسته در جمهوری اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دیالکتیک زوجیت تجربه ی زیسته جمهوری اسلامی آرمان و واقعیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۳۹
این مقاله به مقایسه دو مفهوم «دیالکتیک» و «زوجیت» در تحلیل تحولات تاریخی و اجتماعی جمهوری اسلامی ایران پرداخته است. نظریه دیالکتیک، که ریشه در فلسفه هگل و مارکس دارد، تغییرات را نتیجه تضادها و تعارضات می داند، در حالی که نظریه زوجیت بر تعامل و همراهی عناصر مکمل تأکید می کند. با بررسی دوره های مختلف پس از انقلاب اسلامی، مشخص می شود که نظام موجود بیشتر بر مبنای منطق تضاد و سرکوب شکل گرفته است. این شامل تضادهای طبقاتی، سیاسی و اقتصادی است که به جای حل، معمولاً با حذف یا کنترل نیروهای متضاد مدیریت شده اند. نظریه زوجیت، که اغلب به عنوان یک گفتمان ایدئولوژیک برای توجیه وضع موجود استفاده شده، نتوانسته است راهکار عملی برای رفع تضادها ارائه دهد. نویسندگان استدلال می کنند که برای درک پیچیدگی های جامعه مدرن و حل بحران های کنونی، نیاز به بازنگری در رویکردها و پذیرش تضادها به عنوان بخشی طبیعی از تحولات اجتماعی است. دیالکتیک، به عنوان یک روش تحلیلی قوی، قادر به توضیح دقیق تر تحولات اجتماعی و سیاسی است و می تواند به توسعه گفتمان های علمی و واقع گرایانه کمک کند. همچنین، زوجیت به عنوان یک مفهوم ایدئالیستی، نمی تواند پیچیدگی های مدرن جوامع را مدیریت کند و نیاز به تحلیل های دقیق تری وجود دارد.در نهایت، این پژوهش بر اهمیت پذیرش تنوع و تعامل سازنده با گروه های مختلف داخلی و خارجی تأکید می کند و پیشنهاد می دهد که نظام جمهوری اسلامی باید به جای تمرکز بر تضاد و تقابل، به دنبال همگرایی و همکاری باشد.
۱۴۵.

تغییرات گفتمان ژئوپلیتیکی در ترکیه و تاثیر آن بر قلمروسازی در پیرامون(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ترکیه ژئوپلیتیک قملروسازی کمالیسم نوعثمانی گرایی کمربند سبز برژینسکی سنتز تُرک- اسلام

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۹
در سال های اخیر شاهد تغییر عمده در سیاست خارجی ترکیه هستیم به طوری که عناصر ژئوپلیتیک کمالیستی که شامل غرب گرایی و حفظ وضع موجود(عدم مداخله و حفظ موازنه های بین المللی) بود دستخوش تغییرات بنیادین شده است. تغییرات ژئوپلیتیکی اغلب تابعی از تحولات ژئواستراتژیک هستند و تجربه ترکیه نشان داده است که رابطه مستقیمی بین دو وجود دارد. پس از فروپاشی اتحاد شوروی(به عنوان تحول ژئواستراتژیک) عناصر تعیین کننده در ژئوپلیتیک ترکیه نیز تغییر کرده اند. بر این اساس ترکیه سیاست نگاه به شرق را برگزیده است و در فضاهای پیرامونی خود دست به مداخلات مهم نظامی می زند. بررسی کنش های ترکیه نشان می دهد که این کشور در فضاهای تجزیه شده پیرامون خود مانند آرتساخ(قفقاز)، شمال عراق، شمال سوریه و مدیترانه شرقی در پی نفوذ سخت است. در فضاهای همزبان نیز به دنبال توسعه نفوذ نرم می باشد. این مقاله گفتمان های ژئوپلیتیک اصلی در ترکیه به سه دسته کمالیست، اسلام گرا و پان ترکیست تقسیم بندی کرده و مدعی شده است که از تلفیق دو روایت اسلام گرا و پانترک، گفتمان نوعثمانی گری به وجود آمده است. دلیل اصلی این سنتز نیز اعتقاد هر دو روایت به امپراطوری گرایی است در حالی که در گفتمان کمالیستی، مرزهای ملّی اولویت داشتند و قلمروسازی درون مرزهای رسمی و چارچوب دولت- ملت صورت می گرفت. ایده کلّی پژوهش حاضر بر این اصل مبتنی است که اردوغان قصد دارد در پی طولانی شدن عصر «گذار ژئوپلیتیکی» منزلت بالاتری را کسب کند تا در آستانه تثبیت نظم جهانی در سلسله مراتب بالاتری قرار بگیرد.
۱۴۶.

بررسی و تحلیل ابعاد تنش آمیز رقابت های محلی – ناحیه ای میان قلمروهای سیاسی – اداری تقسیمات کشوری و ارائه سیاستگذاری های مدیریت تنش (مطالعه موردی: ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رقابت های محلی – ناحیه ای تقسیمات کشوری منابع جغرافیایی تنش و منازعه مدیریت تنش

تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۸
گسترش رقابت های تنش آمیز ناحیه ای - محلی میان قلمروهای سیاسی – اداری در چند دهه اخیر سبب بروز چالش های جدی در مدیریت سیاسی واحدهای سیاسی – اداری و گسترش تهدیدهای امنیتی در سطح آنها شده است. چگونگی مدیریت و سازمان دهی سیاسی فضا در قالب تقسیمات کشوری نقش مهمی در کاهش یا افزایش این تنش ها ایفا می کند که در این تحقیق با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای به این مسئله پرداخته شد که رقابت های تنش آمیز میان قلمروهای سیاسی - اداری مبتنی بر چه بنیادها و مؤلفه هایی است. نتایج تحقیق نشان داد عمده این رقابت ها به منظور تسلط و دستیابی به موقعیت های قدرت و ثروت ازجمله ارتقای سطح سیاسی، دریافت منابع و اعتبارات بیشتر، تصاحب کرسی های نمایندگی، بهره برداری بیشتر از منابع جغرافیایی - زیستی و طرح های عمرانی و توسعه ای بوده و بروز منافع متعارض در این زمینه به تنش ها و منازعات احتمالی منجر می شود. با توجه به تأثیرات منفی چنین روندی بر توسعه و امنیت پایدار نواحی، در ادامه تحقیق الگوی مدیریت رقابت های تنش آمیز در قالب ارتباط سیستماتیک عوامل و مؤلفه های مؤثر در کاهش تنش و منازعه ترسیم شد که در صورت تحقق و اجرای آن باعث شکل گیری پیامدهای مثبتی مانند گسترش منافع مشترک و همکاری های متقابل، گسترش مراودات فرهنگی، توسعه درون زا و مبتنی بر ظرفیت های تخصصی نواحی، تخصیص عادلانه منابع و امکانات، پایداری مرزهای تقسیمات کشوری، کاهش اختلاف ها در بهره برداری از منابع مشترک و ... خواهد شد. چنین فرایندی سبب گسترش منافع مشترک، توسعه همگرایی ها و کاهش یا رفع تنش ها و منازعات میان قلمروهای سیاسی – اداری می شود.
۱۴۷.

نقدی بر ساختار نظام تقسیمات کشوری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سازمان دهی سیاسی فضا تقسیمات کشوری منطقه بندی دهستان ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۹
تقسیمات کشوری مکانیسم اداره مطلوب و بهینه فضای جغرافیایی کشورها به وسیله نظام های سیاسی است. بین ساختار سلسله مراتب اداری و سطوح فضایی پیوند تنگاتنگی وجود دارد. به عنوان یک اصل در جغرافیای سیاسی باید بین نهادهای مدیریت سیاسی فضا و سطوح و چارچوب آن ارتباط متناسب برقرار شود. ملاحظه می شود که سازمان دهی، چارچوبی منطقی برای اداره قلمرو است. ازآنجاکه در ایران سازمان سیاسی فضا با چالش هایی مواجه شده، این پژوهش ساختار نظام تقسیمات کشوری را بررسی و نقد کرده است که به دلیل ویژگی های ساختاری و مدیریتی آن، ناکارآمدی هایی را در مدیریت سیاسی و اداری کشور به همراه دارد. ساختار نظام فعلی تقسیمات کشوری شامل چهار سطح استان، شهرستان، بخش و دهستان است که طی زمان، دچار چالش هایی همچون افزایش بوروکراسی، توزیع ناعادلانه منابع، تمرکزگرایی افراطی و عدم هماهنگی میان بخش های اداری شده است. این مشکلات پیامدهایی مانند افزایش هزینه های اجرایی، ناکارآمدی در ارائه خدمات و ایجاد شکاف های توسعه ای میان مناطق مختلف کشور را در پی داشته است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی با بررسی اسناد کتابخانه ای نظام تقسیمات کشوری را نقد می کند. یافته ها نشان می دهد که عدم وجود سطح منطقه در ساختار سلسله مراتب تقسیمات کشوری موجب ناکارآمدی نظام تقسیمات کشوری در انجام وظایف خود و اتخاذ رویکردهای بخشی در بین سایر نهادهای نظام اداری گشته که با ایجاد سطح منطقه و حذف سطح دهستان می توان به کارآمدتر شدن سازمان دهی و مدیریت سیاسی فضا و حتی کاهش حفره های دولت اقدام کرد. پژوهش حاضر بر ضرورت بازنگری در این ساختار تأکید دارد و با ارائه مدلی پیشنهادی، حذف سطح دهستان و ایجاد سطح منطقه را به عنوان راهکاری برای بهبود کارایی نظام اداری پیشنهاد می دهد. این تغییر با ایجاد یکپارچگی میان دستگاه های اجرایی و سازمان های اداری و تطابق بیشتر تقسیمات کشوری با ویژگی های جغرافیایی و فرهنگی می تواند گامی مؤثر در جهت کاهش تعارضات منطقه ای، افزایش عدالت فضایی و تقویت توسعه متداوم باشد.
۱۴۸.

بررسی و نقد مطالعات حوزه عدالت فضایی در مقیاس فراشهری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مسأله عدالت فضامندی عدالت فضایی نقد بنیان های نظری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۳
هر پژوهش علمی سعی بر آن دارد که براساس بنیان های فلسفی و پارادایم خاص خود، به شناخت و تحلیل موضوعات قابل طرح در آن حوزه دست یابد. مطالعات حوزه عدالت فضایی نیز از این قاعده مستثنی نیست. ازاین رو، در این مقاله با بازشناسایی پارادایم فضامندی و بنیان های فلسفی آن، به بررسی و نقد مطالعات حوزه عدالت فضایی در مقیاس فراشهری در ایران می پردازیم؛ درنتیجه، میزان تبعیت این مطالعات از الزامات پژوهشی پارادایم فضایی مشخص خواهد شد. پژوهش حاضر از نوع پژوهش های بنیادی نظری است که با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و روش استدلال منطقی، در تلاش است به پرسش های طرح شده، پاسخ دهد. همچنین با استفاده از روش فراترکیب به بررسی ویژگی های اساسی مطالعات موجود، اقدام شده و مقوله های کلیدی جهت نقد نهایی، استخراج می شود. در انتها، با بهره گیری از چهارچوب نظری و یافته ها، به مقایسه مطالعات موجود با الزامات نظری پارادایم فضامندی، پرداخته و کاستی های هستی شناسانه، معرفت شناسانه و روش شناسانه آن ها شناسایی می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان