تحلیل بازتولید روایت عاشورا از مقتل ابومخنف در کاشی نگاره تکیه معاون الملک با استناد به تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله در چارچوب رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی به مطالعه تحلیل روایت عاشورا کاشی نگاره تکیه معاون الملک می پردازد که زبان تجسمی را به مثابه شکلی از کنش اجتماعی در نظر می گیرد و می کوشد زیربناهای ایدئولوژیک گفتمان عاشورا برگرفته از مقتل ابومخنف را که براثر مرور زمان طبیعی شده و تغییرساختار یافته را آشکارکند. تعامل این رویکرد در تحلیل کاشی نگاره، زمینه جدیدی را به وجود می آورد که در آن، فرآیند تغییرساختار متن مبدأ و متن مقصد می تواند با نگاهی نو مورد تحلیل قرارگیرد. هدف از این پژوهش، تحلیل عوامل مؤثر در تغییرساختار و فرآیند بازتولید روایت عاشورا با توجه به مقتل ابومخنف در کاشی نگاره تکیه معاون الملک و شناخت گفتمان های مؤثر در تغییرساختار روایت عاشورا خواهدبود. این پژوهش درصدد یافتن پاسخ به این سؤالات است: عوامل تأثیرگذار در تغییرساختار و فرایند بازتولید روایت عاشورا از مقتل ابومخنف در کاشی نگاره تکیه معاون الملک کدم اند؟ براساس نظریه گفتمان انتقادی فرکلاف تغییر چه گفتمان هایی منجر به تغییرساختارهای این روایت شده است؟ روش پژوهش، تحلیل محتوای انتقادی و از نوع پژوهش های کیفی است. ابزار گردآوری اطلاعات، فیش، مشاهده و ابزار پویشگری نوین است. نتایج نشان می دهد که مسائلی مانند برخورد احساسی و عاطفی با بازتولید روایت و یا حتی ایدئولوژی های سیاسی خاص دوران قاجار، استفاده ابزاری و مادی از این روایت، وجود مستمعینی (هنرمند) بدون تعقل وتفحص، موجب تغییرساختار این روایت شد. هرگونه تغییر، تبدیل، انتخاب واژگانی و دستوری، جاافتادگی و سهوالقلمی را می توان ایدئولوژیک تلقی کرد، که در آن ساختارهای روابط قدرت و عوامل فرهنگی و اجتماعی قابل مشاهده است.