قدرت الله طاهری

قدرت الله طاهری

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۸۵ مورد از کل ۸۵ مورد.
۸۱.

کارکرد پسامرگ مؤلف در گفتمان پسامدرنیسم در آثار احمد بیگدلی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پسا ‌مدرنیسم کلان روایت مرکزیت زدایی پسامرگ مؤلف احمد بیگدلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۲
پسامدرنیسم با تقویت خرده روایت ها در برابر کلان روایت های مدرنیته می کوشد، این اعتبار یگانه را به نفع شبکه متوازن اقتدار در هم بشکند. همین تقابل، هسته مرکزی گفتمان پسامدرن را شکل می دهد که در کارکرد روایی مشخصه های آثار پسامدرن نیز قابل رهگیری است. یکی از ویژگی های داستان های این جریان موقعیت مؤلف در آنهاست که به دلیل نامعین بودن مرزهای مدرنیسم متأخر و پسامدرنیسم، با مفهوم «مرگ مؤلف» گره خورده است، اما شواهد نشان می دهد که بازگشت مؤلف به متن، نگاه نزدیکتری به اندیشه پسامدرن است. بنابراین در این پژوهش کوشیده شده است تا براساس مفهوم پسامرگ مؤلف و کارکرد آن در تقابل با کلان روایت متن، آثار احمد بیگدلی که به ساختار پسامدرنیسم نزدیک است، مطالعه شود. نتایج به دست آمده نشان می دهد که او اگرچه اغلب از روش های غیرمستقیم برای علنی کردن حضور خود استفاده کرده است، اما توانسته با اتصال های کوتاه جهان داستان به واقعیت و ایجاد سطوح هستی شناسانه گوناگون، متن را از محور مرکزی خوانش و معنا خارج و عوامل دیگری چون مؤلف، خواننده و فرامتن را نیز دخیل کند. بااین حال محافظه کاری او در استفاده از این شیوه منجر به آن شده است که از شدت احساس پارانویا میان مؤلف و متن کاسته شود.
۸۲.

ناهمترازی تشبیهات در داستان های معاصر فارسی و عربی (با تأکید بر آثار مستور، پیرزاد، الراهب و بیطار)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فمنیسم داستان فارسی و عربی جنسیت تشبیهات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۸
از آغاز شکل گیری فمنیسم، به ویژه در شاخه زبانشناسی آن بر ماهیت ذاتی«زبان» و نسبت آن با جهان و گفتمان «مردسالارانه» تأکید می شود و یکی از راه های برون رفت از معضل در حاشیه بودن زنان را، فاصله گرفتن از زبان مردانه و  پایه ریزی سبک و زبان زنانه می دانند. منتقدان فمنیست، ایده تفاوت زبان زنانه از زبان مردانه را مطرح کرده اند. در این نوشتار، صحّت و سقم این ادّعا، با هدف سنجش تشبیهات نویسندگان زن و مرد در دو زبان فارسی و عربی(در داستان ها) با توجّه به عامل «جنسیّت» بررسی شده است. به این منظور، از چهار نویسنده مشهور مرد و زن ایرانی و سوری آثاری انتخاب شده و تشبیهات آن به روش توصیفی تحلیلی از منظر همگرایی و واگرایی در تناسب با جنسیت نویسنده بررسی شده است. یافته ها نشان می دهد تشبیهات جنسیت زده در آثار مستور، پیرزاد و بیطار پرکاربرد است؛ به علاوه، تشبیهات همگرا با جنسیت نویسنده، درآثار مستور و پیرزاد دیده می شود. در مقابل، الراهب و بیطار در کاربرد تشبیهاتی که از زبان شخصیت مرد در داستان بیان می شود، کنشی واگرایانه داشته و از جنسیت خود فاصله گرفته اند. در مجموع در صورتی که نام پیرزاد و مستور از کتابشان حذف شود، مخاطب می تواند با تمرکز بر ساخت و کاربرد تشبیهات، جنسیت نویسندگان را حدس بزند.
۸۳.

نزاع آیینی مرگ و زندگی و بازتاب نمادین آن در افسانه های جادویی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زندگی مرگ نزاع آیینی افسانه های جادویی متون دینی نماد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۶۲
افسانه های جادویی ایرانی بازتابی نمادین از نبرد میان خیر و شر و به بیان اسطوره ای اهورا و اهریمن هستند. این افسانه ها در ساختار و محتوا بازنمایاننده نزاعی آیینی و هستی شناختی اند که از آغاز آفرینش تا پایان آن امتداد دارد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل نمادهای مرگ و زندگی در این افسانه ها و تبیین نسبت آن ها با نظام های فرهنگی، دینی و اسطوره ای ایران، بر آن است تا ساختار نمادین این روایت ها را واکاوی کند. تحلیل های پژوهش بر پایه کتاب ریخت شناسی افسانه های جادویی اثر پگاه خدیش قرار دارد، زیرا تمامی افسانه های این کتاب بر اساس تقسیم بندی آرنه تامسون در رده افسانه های جادویی قرار دارد و خدیش در هنگام گردآوری به روایت اصلی افسانه ها وفادار بوده است. روش تحلیل داده ها توصیفی تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانه ای است. یافته های این پژوهش نشان می دهند که عناصر تکرارشونده ای همچون شیشه عمر، دیو، پری، میوه مقدس و قهرمان همگی در راستای ترسیم ساختاری دوگانه از مرگ و زندگی قرار دارند و این عناصر با پیش متن هایی از متون دینی و اسطوره ای پیوند برقرار کرده اند؛ از این رو افسانه جادویی دارای ساحتی آیینی اند که بنیادهای فرهنگی و جهان شناختی کهن را بازتاب می دهند.
۸۴.

مبانی رواداری مذهبی مولانا با اقلیّتهای دینی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادبیات عرفانی رواداری مذهبی اقلیت های دینی مولانا جلال الدین بلخی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۵
 اصل رواداری مذهبی با پیروان ادیان مختلف، امروزه با توجه به مهاجرت های گسترده و شکل گیری جوامع چندفرهنگی، یکی از موضوعات مهم در میان اندیشمندان غربی است. آن ها به مبانی سیاسی، معرفتی، اخلاقی و حقوقی رواداری مذهبی؛ از جمله تأیید اصل «برابری ادیان» و لزوم رعایت اخلاق انسانی و حفظ و صیانت از حقوق مدنی پیروان همه ادیان موجود، توجه می کنند. طرح این موضوع برای مردم خاورمیانه که هم اکنون به بهانه اختلافات مذهبی دچار تروریسم، خشونت و جنگ های خونین شده اند، بیش از سایر مناطق جهان ضرورت دارد. برای تحقق جوامع چندفرهنگی عاری از خشونت و زندگی مسالمت آمیز مردمانی با عقاید و باورهای مختلف در کنار یکدیگر، تجربیات ارزنده ای که در عرفان اسلامی وجود دارد، می تواند به عنوان الگوی مناسب مدنظر قرار گیرد. از میان عارفان مسلمان، مولانا جلال الدین بلخی در مجموعه آثار خویش و در مقام نظر و عمل، عالی ترین اَشکال رواداری مذهبی با پیروان مذاهب گوناگون را به نمایش گذاشته است. در این مقاله، به روش توصیفی- تحلیلی گفتار و رفتار روادارانه مولوی را با توجه به مبانی سیاسی و اجتماعی، معرفت شناسی و اخلاقی بررسی کرده ایم. مولانا به عنوان اندیشمندی بزرگ برای کاستن از دامنه جنگ و جدال های مذهبی و فرقه ای زمانه خویش مانند جنگ های صلیبی و جنگ های فرقه ای مذاهب پنج گانه با یکدیگر که بخش عمده ای از جهان آن روزگار را فراگرفته بود، اندیشه رواداری، تساهل و تسامح را مطرح کرد. وی همچنین برای رسیدن به هدف سیاسی مذکور اصول معرفتی؛ از جمله اصل برابری ادیان توحیدی و محق بودن همه پیروان ادیان مختلف و ضرورت رعایت اصل اخلاق انسانی در برخورد با آن ها را مطرح و خود در مقام عمل، با همه پیروان ادیان توحیدی به رفق و مدارا رفتار نمود. از میان مبانی چهارگانه سیاسی، معرفتی، اخلاقی و حقوقی، در آثار مولانا با وجود استقصای نسبتاً بلیغی که انجام دادیم به شواهدی از گفتار و رفتار او که بر مبنای اصل حقوقی باشد، برخورد نکردیم.
۸۵.

مسأله اضطراب مرگ در شعر و اندیشه حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مسأله زمان اضطراب مرگ شعر و اندیشه حافظ کیفی کردن زمان لذت و شادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۰
انسان تنها موجود شعورمندی است که بر امر اعتباری زمان آگاهی دارد. در نتیجه درک زمان آدمی می فهمد وجودش تحلیل خواهد رفت. مسأله درک «زمان» و «مرگ» یکی از جدّی ترین مسائل بشر از عهد «گیلگمش» تا اکنون بوده است. مردم عادی، زمان و اضطراب مرگ را «احساس» می کنند ولی فیلسوفان و شاعران می کوشند آنها را در چارچوب های استدلالی یا دریافت های شاعرانه بازسازی زبانی کنند. حافظ با بیان شاعرانه ولی با رویکردی معرفت اندیشانه با دو مقوله مذکور مقوله زمان درگیر می شود. در نوشتار حاضر، مسأله زمان و اضطرابِ مرگ را در منظومه فکری حافظ کاویده ایم. حافظ، به عنوان شاعری حکیم تناهی و مرگ را نه در زمانی دیر و دور، بلکه در ذات هستی و وجود آدمی می یابد و دلهره مرگ را اضطرابی مهیب و نابودگر می داند و بعد از این درک، برای کاستن از رنجِ ویرانگرِ مرگ راهکاری عرضه می کند. از دیدگاه حافظ، اگرچه آدمی در پرتگاه فنا ایستاده و « فرصت»ش در این عالم چندان نیست، امّا با کیفیّت بخشیدن به زندگی، می تواند زمانِ محدود را زیستنی کند و تنها راه کیفی کردن آن، لذّت بردن، شاد بودن علی رغم وجود مرگ است و با این حکمت متعالیه حافظ می خواهد «آرامش» را در زندگی آکنده از «رنج» به آدمی تقدیم کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان