برنامه ریزی و آمایش فضا

برنامه ریزی و آمایش فضا

برنامه ریزی و آمایش فضا دوره 25 بهار 1400 شماره 1 (پیاپی 111) (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

شهرهای کوچک با آرزوهای بزرگ؛رتبه دار کردن هدفدار وخلاقانه شهرها با تکنیک تفسیری ساختاری ISM ،مورد پژوهی:شهر سمنان(دارالمرحمه)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۸۰
یکی از راهکار های مدیریت شهری برای پیشرفت در بازار رقابتی جهان، برنامه ریزی به منظور دستیابی یک شهر به برندینگ شهری پایدار و رتبه دار کردن هدفدار و خلاقانه آن است تا ضمن معرفی چهره شهر، مخاطبان یا همان گردشگران نیز جذب شوند. در جهان توسعه یافته، شهرها به صورت شرکت های رقیب عمل می کنند و همگی می کوشند تا سهم بیشتری از بازار سرمایه، استعداد های برجسته و توجهات جهانی را به خود اختصاص دهند. برای رسیدن به این منظور، توجه به مباحث برندسازی شهری اهمیت ویژ های دارد. برندسازی شهری تلاش برای طراحی، شکل دهی و یا تغییر تصاویر ذهنی مخاطبان (گردشگران) است که با تمرکز بر جذابیت ها و پتانسیل های منحصربه فرد یک شهر، امکان ارزش آفرینی برای دارایی های مشهود و نامشهود شهرها را فراهم می کند. برندسازی شهری راهی مناسب برای توصیف و پیاده سازی بازاریابی شهری است. همان گونه که برخورد و رویارویی با شهر ازطریق ادراک تصاویر اتفاق می افتد، کاربرد بازاریابی شهری هم تا حد زیادی به زیرساخت، ارتباطات و مدیریت تصویر شهری وابسته است. بنابراین، هدف بازاریابی شهری که به نوبه خود نقطه شروعی برای توسعه برندسازی شهری به شمار می رود، تصویر شهری است. برندسازی شهری از یک سو، مبنایی را برای سیاست های درحال توسعه به منظور دنبال کردن توسعه اقتصادی فراهم می آورد و از سوی دیگر، برای ساکنان شهر به عنوان وسیل های به منظور تعیین هویت شهر خود به کار می رود. در این پژوهش، با بررسی دقیق فاکتور های دخیل در مدل های مختلف گردشگری و تلفیق آن ها برای استخراج فاکتورها و معیار های اساسی، با تکنیک تفسیری ساختاری ISM برند های شهر سمنان (دارالمرحمه) درجهت رتبه دار شدن و جذب مخاطب (گردشگران) بررسی و مدلی برای رتبه دار کردن هدفدار و خلاقانه (برندسازی) این شهر ارائه می شود. هدف از این تحقیق، شناسایی و اولویت بندی برند شهری دارالمرحمه سمنان و نقش آن در توسعه گردشگری ش هر سمنان، چگونگی تبدیل این نماد های ش هری ب ه ی ک برند قوی بین المللی در حوزه گردشگری ش هری سمنان و نیز جایگاه و ابعاد این نمادها در برندسازی شهری و جذب گردشگران از دیدگاه آن ها است. ISM یک فرآیند یادگیری تعاملی است که یک مجموعه عوامل مدل سازی ساختاری تفسیری، گوناگون و مرتبط به هم را در یک مدل نظام یافته جامع، ساختاردهی می کند. برای طراحی مدل، از نمونه 22نفری متشکل از نخبگان و خبرگان حوزه های مختلف شهرسازی، برنامه ریزی شهری و مدیریت شهری، اقتصاد، گردشگری و بازاریابی و پر کردن پرسشنامه ازسوی گردشگران داخلی و خارجی واردشده به سمنان استفاده شد. ابتدا پرسشنامه اولیه ای به تعداد 28 نف ر به صورت آزمایشی دربین گردشگران توزیع و اعتبار و پایایی پرسشنامه تأیید شد. سپس پرسشنامه اص لی ک ه براس اس حجم نمون ه دردسترس شامل 221 نفر بود، توزیع شد که پس از تحلیل آن، ابعاد رتبه دار کردن هدفدار و خلاقانه دارالمرحمه سمنان بررسی شده است. نتایج نشان داد که باتوجه به بررسی و تحلیل مدل های مختلف و بررسی خروجی تحلیل تکنیک تفسیری ساختاری ISM برای رتبه دار کردن هدفمند و خلاقانه شهر دارالمرحمه سمنان، اولویت اول به امتیاز و ویژگی های شاخص و منحصربه فرد شهر با شرایط محوری و زمینه ای و با تصویر کالبدی- تاریخی و عنصر برند بنا های تاریخی و نشانه برند آستان مقدس امامزاده یحیی علیه السلام، مسجد سلطانی و عمارت کلانتر با امتیاز 893/0 اختصاص یافت. زیرساخت ها و تسهیلات قانونی سفر و گردشگری با شرایط تعدیل کننده و با تصویر اجتماعی- اقتصادی و عنصر برند مراک ز اقامتی و مراکز تفریحی و نشانه برند هتل گوت کمال با امتیاز 886/0 به عنوان اولویت دوم در رتبه دار کردن دارالمرحمه سمنان شناخته شد. زیرساخت های مالی، سرمایه گذاری، تبادلات و تجارتی شهر با شرایط راهبردی و استراتژیک و با تصویر اقتصادی و عنصر برند مراک ز ب زرگ خری د و ف روش و نشانه برند برج ققنوس و بازار سنتی با امتیاز 0/823 اولویت سوم در رتبه دار کردن دارالمرحمه سمنان را به خود اختصاص داد. جایگاه بین المللی شهر با شرایط رقابتی و کلان محیط جهانی و با تصویر اقتصادی و عنصر برند تأسیسات درمانی و پزش کی شهر و نشانه برند مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی کوثر با امتیاز 798/0 اولویت چهارم شناخته شد. همچنین، برگزاری جشنواره های آیینی و نمایش گاه ه ا، موزه ها، خیابان ها، بلوارها، میادین، پ ارک ها و فض ای سبز (باغراه ها) و عناص ر خ اطره جمعی، نماده ا و نشانه های شهری اولویت های بعدی در رتبه دار کردن دارالمرحمه شناخته شدند که باید درجهت توسعه هدفدار گردشگری و توسعه همه جانبه و پایدار، به آن ها توجه اساسی شود و در شهر اجرایی و عملیاتی شوند.
۲.

تبیین نظری فضاهای نوظهور شهری و بازتاب فضایی آن در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۳۶۷
در چند دهه اخیر، در واکنش به خصوصی سازی، امنیتی سازی، اسلامی سازی و افزایش کنترل در فضاهای عمومی شهری در بستر شهری تهران، مقاومت های فضایی بسیاری صورت گرفته است. این ها عمدتاً برآیند کنشگری گروه های به حاشیه رانده شده در فرآیند تولید فضا بوده اند. بازتاب فضایی این مقاومت های فضایی در شهر تهران به گونه ای بوده است که به شیوه ای مقطعی و ناپایدار، نظم فضایی حاکم بر شهر تهران را به چالش کشیده و تغییر در سازمان فضایی شهر را به این جدل ها و تناقضات فضایی پیوند زده است. این پژوهش ازطریق مفهوم فضاهای نوظهور به دنبال تبیین نظری این مقاومت های فضایی و شناخت مناسبات حاکم بر آن ها است. ابتدا به شیوه تجربی، توزیع فضایی فضاهای نوظهور شناسایی و باتوجه به شکل و مناسبات حاکم بر آن ها دسته بندی شد. سپس با استفاده از ماتریس انتخاب، مشاهدات میدانی و مصاحبه با نخبگان، سه گونه فضایی انتخاب شد. داده های جمع آوری شده ازطریق نظریه زمینه ای درقالب فرآیندهای کدگذاری باز، محوری و انتخابی تجزیه و تحلیل شدند. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که مقاومت فضایی مقوله هسته ای فضاهای نوظهور را تشکیل می دهد. کنشگران شهری ازطریق تاکتیک های زندگی روزمره به مقاومت فضایی می پردازند و از این طریق به دنبال فضایی سازی نیازها و خواسته های خود درتقابل با نظم فضایی قدرت و فضاهای برساخته آن، به مناسب سازی فضا مشغول می شوند. فضاهای نوظهور برآیند این مقاومت های فضایی است که مناسبات سرمایه دارانه و انضباطی در آن درمقایسه با فضاهای دیگر کمتر است.
۳.

تحلیلی بر مولفه های موثر بر ادراک سازمان دهندگان از رویدادهای فرهنگی گردشگری نمونه موردی: رویداد بزرگداشت فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۸۶ تعداد دانلود : ۱۷۰
گردشگری رویداد به عنوان یکی از انواع گردشگری که به گفته گتز، چندین دهه است که در صنعت گردشگری و جامعه تحقیقاتی مطرح می شود، از عوامل انگیزشی مهم در گردشگری است که در برنامه های توسعه و بازاریابی اکثر مناطق، عاملی مهم به شمار می رود. درصورتی که مدیران و برنامه ریزان در تمامی سطوح و اشکال گردشگری، توسعه ای تک بعدی را درنظر بگیرند و بدون توجه به ذی نفعان برای توسعه اقدام کنند، نخواهند توانست جاذبه ای پایدار ایجاد کنند و دستیابی به اهداف متنوع توسعه رویداد امکان پذیر نخواهد بود. پژوهش حاضر درراستای دستیابی به توسعه چندبعدی گردشگری مقصد با هدف تحلیل مؤلفه های مؤثر بر ادراک سازمان دهندگان رویدادهای گردشگری فرهنگی و مدیریت بهینه رویداد تنظیم و با استفاده از روش شناسی ترکیبی و روش توصیفی-تحلیلی پیمایشی، ابعاد و مؤلفه های مختلف مؤثر بر ادراک سازمان دهندگان به عنوان بخشی از ذی نفعان رویداد شناسایی، تحلیل و اولویت بندی شد. بدین منظور، ابعاد مختلف ارائه شده ازسوی پژوهشگران واکاوی و به وسیله پنل خبرگان دسته بندی و هم مفهوم سازی شد و مؤلفه های مؤثر بر ادراک سازمان دهندگان رویداد ارائه گردید. پس از آن، با توزیع پرسشنامه درمیان 50 نفر از سازمان دهندگان رویداد بزرگداشت فردوسی در منطقه توسِ شهر مشهد که با تکنیک تمام شماری و به روش دلفی منتخب شدند، مؤلفه های مؤثر بر رویداد سنجیده شد و سپس مؤلفه های شناسایی شده با روش تاپسیس فازی تجزیه و تحلیل، دسته بندی و اولویت بندی گردید. نتایج تحلیل ها نشان می دهد که ادراک فیزیکی با کسب رتبه نخست بیشترین تأثیر را بر درک سازمان دهندگان از رویداد دارد؛ مقوله ای که بیانگر این مهم است که فضاسازی های فیزیکی، دسترسی پذیری، توسعه زیرساخت ها، کیفیت های محتوایی متنوع و زیبایی شناسانه و تصویرِ موردنظر به اندازه زیادی بر ایجاد درک بهتر و مؤثرتر از رویدادها و برنامه ریزی متناسب با منطقه تأثیر می گذارد.
۴.

پدیدارشناسی مفهوم روستا از دیدگاه روستائیان: موردپژوهی، روستاهای سُمغان و مُلای انبار شهرستان کوه چنار(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۸۴ تعداد دانلود : ۳۵۷
در این پژوهش، تعریف روستا مفهوم سازی شده است. در بیشتر پژوهش های انجام شده درباره این مفهوم، از دیدگاه جمعیتی به مسئله نگاه شده که خود مانع موشکافی شدن درست آن شده است. داشتن تعریفی درست به همراه واقعیت های روستایی به اندیشمندان و برنامه ریزان توسعه این گزینه را می دهد که همسو با نیازها و خواسته های بهره وران، چه در خود روستا و چه در سطح بالاتر، گام های اثربخشی را برای توسعه پایدار این گستره ها بردارند. بنابراین، بازتعریف درست و دقیق این نواحی ضرورت این پژوهش را آشکار کرده است. این پژوهش با روش شناسی کیفی و روشی پدیدارشناسانه برپایه تجربه های زیسته و دارای راهبردی استفهامی- قیاسی و با مشارکت 5 گروه روستایی انجام شده است. یافته های پژوهش حاکی از 10 مفهوم برای تعریف روستا است که دربرگیرنده مفهوم های جمعیتی- جغرافیایی، کارکردی، همبستگی اجتماعی، جامعه شناختی، روان شناختی، زیبایی شناختی- معماری، محیط زیستی، نهادی، سیستم و نظام و لکه ای- فضایی است. همچنین، تعریف روستا با همکاری مشارکت کنندگان پیشنهاد شد.
۵.

انسان، محوری ترین وجه افتراق مفاهیم مکان- فضا با توجه به آرای هایدگر و لوفور(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۴۱۱
فضا واژه ای سیال است که همواره با مکان آمیخته شده است. در نوشته حاضر، با استفاده از روش هرمنوتیک (پدیدارشناسی) فلسفی، تفسیر متفاوتی از مکان- فضا ارائه می کنیم . روش شناسی های موجود به دلیل سیطره عقلانیت و تفکر مفهومی و متافیزیکی، به جای اینکه باتوجه به خصوصیات فضا، ازقبیل وجودی و تاریخی بودن، به دنبال تفسیر واژه فضا باشند، به دنبال تبیین واژه فضا هستند. طبق روش شناسی حاکم بر پژوهش، کنکاش در دانش فضا با دیالکتیک به دست می آید؛ نه با علم و منطقی که به دنبال روابط علی و رابطه ای است. طبق یافته ها، فضا پدیداری است که به واسطه هستی خاصش از دیگر پدیدارها به وجود مشابهت بیشتری دارد و بنابراین، فضا اگزیستانسیال (وجودی) است. هایدگر از این فضای اگزیستانسیال برای نخستین بار پرده برمی دارد. با اینکه در نظریه تولید فضای لوفور به طور مستقیم بحث اگزیستانسیال بودن فضا مطرح نمی شود، درواقع سه گانه او بدون اگزیستانسیال بودن فضا تحقق نمی یابد. درادامه، فضا را به گونه ای پدیدارشناسانه باتوجه به نظریه این دو فیلسوف تعدیل کرده ایم و در این تعدیل، مکان به عنوان یکی از اجزای سه گانه پیشنهادی با عنوان فضاهای بازنمایی نمود می یابد که حالت بالقوه دارد.
۶.

رتبه بندی ظرفیت گردشگری طبیعت محور در مناطق کوهستانی، نمونه موردی: منطقه شرقی استان لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۸۸ تعداد دانلود : ۱۹۵
گردشگری طبیعت مبنا راهبردی برای توسعه پایدار محلی است و می تواند نقش مهمی در دستیابی به اهداف توسعه پایدار سازمان ملل، به ویژه در کشورهای درحال توسعه، ایفا کند. شناسایی مناطق دارای قابلیت بالقوه گردشگری طبیعت مبنا و برنامه ریزی و ایجاد زیرساخت برای آن ها، یکی از راهکارهای توسعه این نوع گردشگری محسوب می شود. منطقه شرق استان لرستان به دلیل قرار گرفتن در دامنه رشته کوه زاگرس، از جاذبه های طبیعی متعددی، همچون قله های متعدد، آبشارها و رودخانه های منحصربه فرد، دریاچه ها و تالاب هایی با اکوسیستم کم نظیر و ... ، برخوردار است که ظرفیت بالقوه این منطقه برای گردشگری طبیعت مبنا را نشان می دهد؛ هرچند از این توان های بالقوه درجهت توسعه منطقه ای بهره کافی نبرده اند. هدف این پژوهش تعیین ظرفیت و رتبه بندی شهرستان های این منطقه برمبنای گردشگری طبیعت مبنا است. برای این منظور، معیارهای مستخرج در پژوهش های جهانی، با بهره مندی از نظر متخصصان، برای منطقه شرق استان لرستان بومی سازی و درنهایت، 13 معیار برای ارزیابی تعیین شد. وزن معیارها نیز براساس آرای کارشناسان و به کارگیری روش «بهترین بدترین» در نرم افزار لینگو مشخص شده است. همچنین، پس از رتبه بندی با استفاده از روش تصمیم گیری چندمعیاره آراس ( ARAS )، شهرستان های خرم آباد، الیگودرز و دورود در رتبه های اول تا سوم و شهرستان های بروجرد و ازنا به ترتیب در رتبه های بعدی قرار گرفته اند. درنهایت، براساس رتبه و موقعیت جاذبه های گردشگری طبیعت مبنای منحصربه فرد آن ها، مسیرهای گردشگری و سازمان فضایی پیشنهادی گردشگری طبیعت مبنا برای شهرستان های شرق استان لرستان پیشنهاد شده است.
۷.

ارزیابی تغییرات خشکسالی در ایران با استفاده از شاخص های SPEI و SC-PDSI(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۶۸
باتوجه به قرارگیری کشور ایران در کمربند خشک و نیمه خشک جهان، مطالعه پدیده خشکسالی به عنوان یکی از بلایای طبیعی گسترده با اثرگذاری درازمدت، در بخش های مختلف بسیار اهمیت دارد. در این مطالعه، ابتدا خشکسالی با استفاده از دو شاخص خودتنظیم پالمر ( SC-PDSI ) و بارش-تبخیر و تعرق استانداردشده ( SPEI ) در چهار دوره 3، 6، 12 و 24 ماهه در 101 ایستگاه کشور و در یک دوره زمانی 24ساله (1992-2015) بررسی شد. پس از محاسبه مقادیر شاخص ها، درصد سال های توأم با هر طبقه خشکسالی محاسبه و نتایج با داده های شبکه ای دو پایگاه جهانی داده خشکسالی مقایسه شد. نتایج نشان داد که براساس محاسبات، در هر دو شاخص بیشترین درصد سال ها تحت سیطره طبقه نرمال با تمرکز هسته های بیشینه نرمال در نیمه شرقی کشور و کمترین درصد سال ها در طبقه خشکسالی بسیار شدید با تمرکز هسته های بیشینه در نیمه غربی، مرکز و جنوب کشور بوده است. آغاز دوره خشکسالی در شاخص SC-PDSI ، سال 1999 و در دوره های زمانی چهارگانه شاخص SPEI ، سال های 1999 و 2000 بوده است. خشکسالی های شدید و بسیار شدید در بخش هایی از کشور که از وضعیت بارشی نسبتاً مناسب تری برخوردار هستند، اتفاق افتاده است. مقایسه نتایج محاسبات با 99 نقطه اخذشده از دو پایگاه داده نشان داد که در هر دو شاخص، پایگاه داده خشکسالی را شدیدتر از آنچه که هست، نشان داده است و باوجود هماهنگی زمانی مناسب، هماهنگی مکانی در شدت های مختلف خشکسالی وجود ندارد. برپایه یافته های این پژوهش، مناطق مستعد خشکسالی در کشور برای تنظیم برنامه های کلان مقابله با این مخاطره قابل شناسایی است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۶۳