تفکر و کودک

تفکر و کودک

تفکر و کودک سال هشتم پاییز و زمستان 1396 شماره 2 (پیاپی 16) (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

کنوانسیون جهانی حقوق کودک و فرصت هایی که برای پرورش تفکر مستقل درکودکان ارائه می دهد(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۳۸ تعداد دانلود : ۳۱۲
پژوهش حاضر با هدف تحلیل مفاد کنوانسیون جهانی حقوق کودک و بررسی فرصت هایی که برای پرورش تفکر مستقل در کودکان ارائه می دهد؛ انجام شده است. سوال کلی تحقیق عبارت است از این که کنوانسیون جهانی حقوق کودک از کدام محتوای مفید برای پرورش تفکر کودکان برخوردار است و چگونه بستر و شرایط لازم را برای رشد تفکر مستقل در کودکان فراهم می نماید؟ در این مقاله از روش پژوهش تحلیلی- استنتاجی استفاده شده است. در این پژوهش نخست به بررسی رویکردهای سنتی و رویکرد کنوانسیون به حقوق کودکان پرداخته شد، آن گاه حقوق تحت پوشش کنوانسیون از جمله حق مشارکت و حق محافظت و تأثیر آن ها بر فراهم کردن بسترهای و شرایط لازم برای پرورش تفکر مستقل در کودکان مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که رعایت حقوق کودکان، بخصوص حق مشارکت کودکان، مندرج در کنوانسیون حقوق کودک و تنظیم نظام آموزشی بر مبنای این حق بستر و شرایط لازم را برای پرورش تفکر مستقل در کودکان فراهم می نماید
۲.

مطالعه روند شکل گیری گفت وگوی کندوکاو محور در کلاس «فلسفه برای کودکان»(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۳۳ تعداد دانلود : ۲۴۸
ارتقای مهارت های فکری و فرهنگ گفت وگویی در کودکان می تواند نویدبخش جامعه ای خردورز باشد. پژوهش حاضر درصدد است به بررسی ساختار گفت وگویی که در حلقه کندوکاو کلاس «فلسفه برای کودکان» در مقطع دبستان اجرا می شود، بپردازد تا از خلال آن، مهارت های لازم برای شکل گیری «گفت وگوی کندوکاوی» را شناسایی کند. الگوی گفت وگوی کندوکاویِ ارائه شده در این پژوهش، برگرفته از «تفکر چندبعدی و بازاندیشانه» در آموزش «فلسفه برای کودکان» است که در بستر «منطقه تقریبی رشد» شکل می گیرد.به منظور بررسی موضوع مدنظر این پژوهش، روند گفت وگوهایِ حدود 200 کلاس «فلسفه برای کودکان»، در پایه های مختلف تحصیلی، مشاهده توصیفی، متمرکز و گزینشی شد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که حلقه های کندوکاو «فلسفه برای کودکان» به مثابه «منطقه تقریبی رشد»، با فراهم کردن فضایی برای گفت وگوی کودکان با یکدیگر، در حضور تسهیلگر (فرد تواناترِ فرهنگ)، می تواند نگرشی بازاندیشانه، مسئولانه، انتقادی و خلاقانه در آنها ایجاد کند.
۳.

افسانه های ایرانی پریان ابزاری برای فکرپروری کودکان (رهیافتی آموزشی بر اساس نظریه لیپمن)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۰۸ تعداد دانلود : ۲۳۳
لیپمن برنامه فبک را بنیان نهاد و داستان را ابزاری اساسی برای فکرپروری و آموزش کودکان معرفی و شالوده ای نو برای آموزش آن ها پی ریزی کرد. این پژوهش بسندگی ادبی، فلسفی و روان شناختی پنج افسانه ایرانی پریان را بر اساس نظریه لیپمن در پاسخ به پرسشی که چگونه این افسانه ها پاسخ گوی برخی اندیشه های کودکان هستند؟ با رویکردی توصیفی- تحلیلی بررسی کرده است. یافته های تحقیق حاکی است که این افسانه ها مفاهیمی متعالی مانند زیبایی، عشق، دانایی، خودبینی و ... دارند و درون مایه فلسفی آن ها غنی و زمینه ساز تکوین پرسش های چالشی در ذهن کودکان است. افسانه های «ثروتمند حسود و مار» و «دژهوش ربا»، گفت وگوهای بیشتری نسبت به افسانه های دیگر دارند که از این زاویه چالشی ترند و نیز افسانه دژ هوش ربا الگویی از حلقه کندوکاو دارد. این افسانه ها از منظر زبانی و انتقال مفاهیم، غنای روان شناختی مطلوبی برای کودکان دارند، امّا داستان «زردپری» و «بی بی ناردونه» قسمت های خشنی دارند و با شرایط اجتماعی کنونی مطابقت ندارند. رویکرد ادبی این افسانه ها شخصیّت های پویایی را نمایش می دهند که کودک را با خود همراه می کنند، امّا نیازمند تغییر پیرنگ در چارچوب برنامه فبک هستند. موضوع این افسانه ها علاوه بر تحلیل محتوایی از جنبه تجویزی که شامل رویکردهایی مطلوب برای گسترش آموزش تفکّر فلسفی در کودکان است، تحلیل شده است.
۴.

نقش میانجی گری باورهای معرفت شناختی در رابطه بین باورهای ضمنی هوش با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۱۲۰
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی گری باورهای معرفت شناختی در رابطه بین باورهای ضمنی هوش با پیشرفت تحصیلی انجام شد. طرح پژوهش از نوع طرح های همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دوره اول متوسطه استان مازندران بود که در سال تحصیلی 97- 1396 مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش 350 دانش آموز به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شد. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از مقیاس باورهای معرفت شناختی شومر (1990)، مقیاس ضمنی هوش عبدالفتاح (2006) و معدل سالانه دانش آموزان. داده ها با استفاده از روشهای آماری نظیر میانگین، انحراف معیار، ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون واسطه ای و مدل سازی معادله ساختاری تجزیه وتحلیل شد. نتایج نشان داد بین باورهای ضمنی هوش با پیشرفت تحصیلی و باورهای معرفت شناختی رابطه منفی و معنادار در سطح P<0/05 وجود دارد. باورهای ضمنی هوش بر باورهای معرفت شناختی دانش آموزان اثر مثبت و معناداری دارد. باورهای ضمنی هوش بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان اثر مثبت و معناداری دارد. باورهای معرفت شناختی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان اثر مثبت و معناداری دارد. باورهای ضمنی هوش دانش آموزان ازطریق میانجی گری باورهای معرفت شناختی بر پیشرفت تحصیلی آنان دارای اثر غیرمستقیم معنی دار است (در سطح P<0/01).
۵.

بررسی تصور کودکان پیش دبستانی شهر مهاباد در مورد خداوند(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۱۸۱
هدف پژوهش حاضر، بررسی و شناسایی تصور کودکان پیش دبستانی شهر مهاباد در مورد خداوند است. نوع این پژوهش، کیفی و روش آن، پدیدار شناسی است. جامعه آماری این مطالعه، شامل کلیه کودکان پسر و دختر پیش دبستشانی شهر مهاباد است. حجم نمونه بر اساس منطق اشباع نظری تعیین شد. ابزار این پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته است. در این مطالعه، به منظور برآورد میزان روایی، از رویه های ویژه کدگذاری و تحلیل استفاده شده است. همچنین برای ارزیابی پایایی، از راهبردهای هدایت دقیق جریان مصاحبه برای گردآوری داده ها، ایجاد فرآیندهای ساختارمند برای اجرا و تفسیر مصاحبه های همگرا بهره گرفته شده است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات، فرایند کدگذاری سه گانه باز، محوری و انتخابی به کاربرده شده است. یافته ها حاکی از آن است که کودکان پیش دبستانی شهر مهاباد، از حیث ذات، رویکردی تشبیهی و تجسدی به خداوند دارند و از حیث صفات، قایل به صفات جمال هستند.
۶.

بررسی اثربخشی تدریس درس تفکر و پژوهش به شیوه مشارکتی بر تفکر خلاق و مهارت های خواندن دانش آموزان پایه ششم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۲۳ تعداد دانلود : ۲۶۲
هدف پژوهش حاضر تعیین میزان اثربخشی تدریس درس تفکر و پژوهش به شیوه مشارکتی بر تفکر خلاق و مهارت های خواندن دانش آموزان پایه ششم ابتدایی شهر تبریز بود. روش تحقیق، از لحاظ هدف کاربردی و طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان پایه ششم ابتدایی شهر تبریز در سال تحصیلی 96-1395 بودند که از این جامعه به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای تعداد 40 نفر انتخاب شده و در دو گروه آزمایش (تدریس تفکر و پژوهش به شیوه مشارکتی)، 20 نفر و گروه کنترل (تدریس تفکر و پژوهش به شیوه مرسوم) 20 نفر به تصادف قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از آزمون تشخیصی سطح خواندن و آزمون تفکر خلاق تورنس (فرم تصویری ب) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش آماری تحلیل کواریانس انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که تدریس درس تفکر و پژوهش به شیوه مشارکتی بیشتر از روش های مرسوم تدریس بر تفکر خلاق و مهارت های خواندن دانش آموزان تأثیر دارد و باعث افزایش تفکر خلاق و مهارت های خواندن در دانش آموزان می شود. بنابراین توجه به درس تفکر و پژوهش در پایه ششم می تواند نقش مهمی در تفکر خلاق و مهارت های خواندن دانش آموزان داشته باشد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۰