تفکر و کودک

تفکر و کودک

تفکر و کودک سال پنجم پاییز و زمستان 1393 شماره 2 (پیاپی 10) (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

اثربخشی آموزش فلسفه بر قضاوت اخلاقی و عزت نفس دانش آموزان نابینا(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۵۵
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر اجرای برنامۀ فلسفه برای کودکان به روش حلقۀ کندوکاو بر بهبود عزت نفس و قضاوت اخلاقی در دختران و پسران نابینای 9-11 ساله در سال 1392-1393 بود. تعداد 28 نفر دختر و پسر نابینا (14 نفر گروه آزمایش و 14 نفر گروه کنترل) به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامۀ عزت نفس هیر و قضاوت اخلاقی سینها و وارما استفاده شد. برای بررسی فرضیۀ پژوهش از روش آزمایشی، پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد و سپس به مدت 11 جلسه از روش کلاس داری به شیوۀ حلقۀ کندوکاو و داستان های فکری فیلیپ کم و رابرت فیشر بهره گرفته شد. داده های به دست آمده با استفاده از تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد که اجرای برنامۀ آموزش فلسفه برای کودکان با روش حلقۀ کندوکاو می تواند 002/0 درصد در بهبود قضاوت اخلاقی و 032/0 درصد در عزت نفس پسران و 001/0 درصد در قضاوت اخلاقی دختران نابینا مؤثر باشد.
۲.

تأثیر آموزش مستقیم مهارت های تفکر بر تفکر نقادانۀ دانش آموزان دختر پایۀ پنجم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۱۸
هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین تأثیر آموزش مستقیم مهارت های تفکر بر تفکر نقادانۀ دانش آموزان دختر ابتدایی است. روش تحقیق از نوع روش نیمه تجربی و طرح دوگروهی با پیش آزمون و پس آزمون بوده است. آزمودنی ها شامل 32 دانش آموز پنجم ابتدایی شهر مراغه بودند که 17 نفر به عنوان گروه آزمایش برای آموزش مستقیم مهارت های تفکر و 15 نفر به عنوان گروه شاهد برای آموزش با برنامۀ جاری مدرسه که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار به کار گرفته شده در پژوهش آزمون تفکر نقادانه کرنل بوده و برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد آموزش مستقیم مهارت های تفکر نقادانه موجب افزایش مهارت های تفکر نقادانه (مؤلفۀ قیاس) در گروه آزمایش شد. اما در مؤلفه های استقرا، مشاهده، اعتبار، هماهنگی و مفروضات مؤثر نبود.
۳.

تحلیل کیفی محتوای فلسفی برخی از داستان های منتخب در ادبیات کودکان (بر پایۀ نظریۀ گرت. بی. متیوز)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۰۱ تعداد دانلود : ۱۰۸
پژوهش پیش رو بر آن است تا از منظر رویکرد «فلسفه برای کودکان» به تحلیل محتواییِ متن و تصویر چند داستان رایج و در دسترس کودکان، بر پایۀ نظریۀ متیوز، بپردازد و به پاسخ این پرسش برسد که آیا این داستان ها، که با تأکید بر جنبۀ ادبی و بدون توجه جدی به پرورش فلسفه خلق شده اند، می توانند پاسخ گوی برخی از نیازهای فلسفی کودکان کشورمان باشند؟ بررسی نمونه داستان های انتخاب شده در این پژوهش، با روش های کیفی قیاسی و استقرایی، نشان داد که آن ها ضمن برخورداری از شیوایی و رسایی کلام، قابلیت فهم بالا، توجه به عنصر تخیل، و شاعرانگی دارای چندین مؤلفۀ فلسفی مناسب اند که می توانند زمینه ساز رشد و پرورش فکری در سطوح بالای شناختی کودکان باشند. در همۀ این داستان ها، مفاهیم فلسفی مهمی مانند مفاهیم اخلاقی، شناختِ خود و دیگران (هویت یابی)، شباهت و تفاوت، طبقه بندی موجودات و بیان ویژگی های عرضی و ذاتی یافت شد. هم چنین، در برخی از آن ها، مؤلفه های دیگری مانندِ تمرکززدایی، شناخت توان مندی ها، مفهوم تمامیت، مفهوم طبیعی و مصنوعی و مرز میانشان، شناخت خدا و حکمتش، داوری و مقایسه کردن، ازخودبیگانگی، و مفاهیم استثمار و استعمار یافت شد.
۴.

رابطۀ سبک رفتار رهبری معلم با خلاقیت دانش آموزان مدارس راهنمایی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۲۲۵
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطۀ سبک رفتار رهبری معلم با خلاقیت دانش آموزان راهنمایی شهر مرند و روش پژوهش از نوع هم بستگی بود. جامعۀ آماری شامل همة دانش آموزان راهنمایی شهر مرند بود و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی تعداد 341 نفر به عنوان نمونۀ آماری انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری اطلاعات پرسش نامۀ سبک رفتار رهبری باردنز و متزکاس (1974) و پرسش نامۀ خلاقیت عابدی (1372) بودند. پایایی این پرسش نامه ها به ترتیب 74/0 و 85/0 بود که قابل قبول است. نتایج حاکی از آن است که بین سبک رفتار رهبری وظیفه مدار و خلاقیت رابطۀ معنا دار منفی، بین سبک رفتار رهبری رابطه مدار و خلاقیت رابطۀ معنا دار مثبت و بین سبک رفتار رهبری تلفیقی و خلاقیت رابطۀ معنا دار مثبت برقرار است. هم چنین، در این پژوهش بین خلاقیت دانش آموزان دختر و پسر نیز تفاوت معناداری بود.
۵.

اثربخشی تدریس مبتنی بر الگوی چرخۀ یادگیری هفت مرحله ای بر بهبود مهارت های تفکر نقادانۀ دانش آموزان پسر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۵۴ تعداد دانلود : ۳۱۸
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی تدریس مبتنی بر الگوی چرخۀ یادگیری هفت مرحله ای در درس علوم تجربی بر بهبود مهارت های تفکر نقادانۀ دانش آموزان پسر پایۀ اول دورۀ اول متوسطه است. روش پژوهش از نوع شبه آزمایش و از طرح دوگروهی نامعادل با پیش آزمون پس آزمون است. 52 دانش آموز پسر در دو کلاس پایۀ مذکور در شهر کرمانشاه در این پژوهش مشارکت داشتند که با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند و از این تعداد 25 نفر در گروه آزمایش و 27 نفر در گروه کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش با مدل چرخۀ یادگیری (الگوی هفت مرحله ای) و گروه کنترل به روش تدریس سنتی (معمول) آموزش دیدند. مدت این دوره 8 هفته بود. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش پرسش نامۀ مهارت های تفکر نقادانۀ کالیفرنیا (فرم ب) بود. برای تحلیل داده های آماری از تحلیل کوواریانس یک راهه (ANCOVA) استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که دانش آموزانی که با مدل چرخۀ یادگیری آموزش دیده بودند در مقایسه با دانش آموزان آموزش دیده با روش تدریس سنتی مهارت تفکر نقادانۀ بالاتری داشتند. هم چنین، تحلیل هر یک از مؤلفه های تفکر نقادانه در دو گروه نتایج نشان داد که در مؤلفه های تحلیل، تفسیر، ارزش یابی و استنباط بین دو گروه تفاوت معناداری وجود دارد، اما در مؤلفۀ استنتاج تفاوت معناداری بین دو گروه به دست نیامد.
۶.

اثربخشی آموزش راه بردهای فراشناختی بر باورهای معرفت شناختی دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۱۹
هدف از انجام دادن تحقیق حاضر بررسی اثربخشی آموزش راه بردهای فراشناختی بر باورهای معرفت شناختی دانش آموزان دختر سال سوم راهنمایی بود. جامعۀ آماری شامل همة دانش آموزان دختر سال سوم راهنمایی شهرستان دیواندره بود که در سال تحصیلی 1392-1393 تحصیل می کردند. برای این منظور تعداد 80 نفر به صورت تصادفی خوشه ای انتخاب و به صورت تصادفی ساده به دو گروه گواه و آزمایش تقسیم شدند. قبل از اعمال متغیر آزمایشی، پرسش نامۀ باورهای معرفت شناختی شومر در اختیار افراد نمونه قرار گرفت و به گروه آزمایش به تعداد 10 جلسه راه بردهای فراشناختی آموزش داده شد. روش تحقیق نیمه آزمایشی و طرح تحقیق پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. نتایج نشان داد که آموزش راه بردهای فراشناختی موجب افزایش باورهای معرفت شناختی دانش آموزان دختر سال سوم راهنمایی شد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۰