مطالعات زبان و گویش های غرب ایران

مطالعات زبان و گویش های غرب ایران

مطالعات زبان و گویش های غرب ایران سال هشتم بهار 1399 شماره 28

مقالات

۱.

ساخت تأکید در کردی

تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۵۳
پژوهش پیش رو ساخت تأکید و نشان گرهای آن را در کردی کلهری بررسی کرده است. تأکید در زبان های مختلف با نشان گرهای آوایی، صرفی یا نحوی مختلف نشان داده می شود. در نوشتار حاضر داده ها به شیوه میدانی و ازراه مصاحبه با گویشوران کردزبان در شهر کرمانشاه گردآوری شد. یافته ها نشان داد که نشان گرهای تأکید در کردی کلهری /ke/ و /xo/ هستند که گویشوران آن ها را در معنای یکسان به کار می برند. بررسی ها نشان داد که اگرچه این دو نشان گر معنای یکسانی دارند، امّا کاربرد آن ها در جملات مختلف خبری، امری، پرسشی (آری/ نه و پرسش واژه ای) و تعجّبی باهم تفاوت دارد، این در حالی است که در جملات تعجّبی، گویشوران از هیچ کدام از این دو عنصر نشانه تأکید استفاده نمی کنند. نتایج نشان داد که گویشوران در گونه خبری و پرسشی آری/ نه هر دو نشان گر را به کار می برند، در حالی که در جملات امری و پرسش واژه ای تنها نشان گر تأکید /ke/ به کار می رود؛ همچنین یافته های پژوهش، بیان گر آن است که نشان گر تأکید /ke/ نسبت به نشان گر /xo/ در کردی کلهری از کاربرد کمتری برخوردار است.
۲.

استعاره های مفهومی زمان در زبان فارسی: رویکردی شناختی-پیکره ای

تعداد بازدید : ۳۵۹ تعداد دانلود : ۳۱۵
استعاره نوعی نگاشت منظّم بین دو حوزه مفهومی است. در استعاره حوزه ای تجربی که حوزه مبدأ خوانده می شود، بر حوزه دیگری که حوزه مقصداست، نگاشت می شود. مفاهیم انتزاعی مانند زمان، به وسیله استعاره مفهومی در ذهن بشر درک و مفهوم سازی می شوند. هدف پژوهش حاضر بررسی استعاره های مفهومی حوزه زمان در زبان فارسی است. روش این مطالعه، تحلیل پیکره ای و شامل متون نوشتاری زبان فارسی معاصر از پایگاه داده های زبان فارسی است. نمونه این پیکره، شامل (36) متن از نویسندگان معاصر همچون آل احمد (1333 و 1343)، ابراهیمی (1345 و 1382)، بهرنگی (1342)، پارسی پور (1369)، پیرزاد (1379)، جعفری (1386)، جمالزاده (1343)، چوبک (1328)، حجازی (1308)، دانشور (1348)، دولت آبادی (1367)، ریاحی (1385)، گلستان (1353)، فلاح (1394)، مستور (1397)، نفیسی (1330) و هدایت (1332 و 1315) است. پس از تحلیل پیکره، (605) عبارت استعاری زمان در (11) نگاشت استخراج شد. نتایج نشان داد که پرکاربردترین حوزه های مبدأ برای درک و بیان استعاری زمان براساس این پیکره، شیء، ماده، مسیر، مکان و ظرف هستند؛ بنابراین، از بررسی میزان بسامد بالای حوزه های مبدأ شیء و ماده می توان نتیجه گرفت که این نوع مفهوم سازی از زمان، نشان گر ویژگی های درون فرهنگی است که بر نگرش نویسندگان معاصر زبان فارسی اثر گذاشته است. .
۳.

بررسی مفهوم سازی نیروهای ذهنی انسان در مرزبان نامه

تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۸۰۸
پژوهش حاضر مفهوم پردازی نیروهای ذهنی انسان در مرزبان نامه را بررسی کرده است. این بررسی به روش توصیفی- تحلیلی و به صورت کتابخانه ای انجام شده است. بر اساس یافته های پژوهش، در مرزبان نامه مفهوم سازی نیروهای ذهنی به طور عمده بر بنیاد حوزه های مبدأ انسان، شیء و ماده، پدیده های طبیعی، ظرف و حیوان انجام پذیرفته است؛ همچنین از (58) استعاره مورد بررسی، بیشترین استعاره در حوزه مبدأ انسان بوده است. چنین می نماید که شناخته شده بودن اعتبار و اهمّیت انسان، سبب شده که از رهگذر انتقال ویژگی ها و خصوصیات انسانی به نیروهای ذهنی، بر نقش این نیروها به مثابه عناصر مهمّی تأکید ویژه شود؛ همچنین در همه موارد، نگاشت از ساختار عینی به ساختار ذهنی صورت پذیرفته است و بدین روش ویژگی ها و خصوصیات حوزه مفهومی عینی به مثابه حوزه مبدأ قرار گرفته و شناخت از حوزه مفهومی ذهنی و انتزاعی حاصل شده است.
۴.

بررسی چندمعنایی واژگانی در صفات ساده ترکی آذربایجانی: رویکردی شناختی

تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۷۳
مقوله چندمعنایی از مهم ترین مبحث هایی است که در مکاتب مختلف زبان شناسی و سنّت مطالعه معنی مورد توجّه قرار دارد. در پژوهش حاضر مقوله چندمعنایی در صفات ترکی آذربایجانی با رویکرد شناختی بررسی شده است. نوشتار پیش رو توصیفی - اسنادی بوده و داده های پیکره از مجلاّت محلّی به زبان ترکی، فرهنگ ترکی - فارسی (شاهمرسی) و فرهنگ فارسی - آذربایجانی، نوشته بهزادی انتخاب شد. گزینش معانی سرنمون براساس نتایج پرسش نامه محقّق ساخته، مصاحبه و نیز شمّ زبانی نگارنده بوده است. با بررسی پیکره های دردسترس، درمجموع هفتاد صفت ساده چندمعنا شناسایی و برای هر صفت، شبکه شعاعی ترسیم شد. با بررسی معانی مختلف این صفات، مشخّص شد که ازمیان سازوکارهای شناختیِ ایجاد چندمعنایی، استعاره های مفهومی بیشترین سهم را به خود اختصاص می دهند و برخلاف دیدگاه سنّتی، ارتباط میان معانی صفات چندمعنی، تصادفی نیست، بلکه رابطه نظام مندی برقرار بوده که با مقوله بندی شعاعی قابل توصیف است. نتایج پژوهش حاضر به همراه پژوهش های مکمّل در این حوزه می تواند درزمینه آموزش زبان و تألیف فرهنگ های لغت کاربردی تر، افزایش میزان ارتباط در بازیابی اطّلاعات و ماشین های ترجمه دقیق تر یاری گر متخصّصان این حوزه ها باشد.
۵.

نمود واژگانی در زبان فارسی: مطالعه ای بر پایه رویکرد سنجه ای

تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۷۰
در نوشتار پیش رو نمود واژگانی فعل در زبان فارسی معاصر بر پایه داده های استخراج شده از فرهنگ بزرگ سخن (انوری، 1386) از راه مؤلّفه نمودی [± سنجه ای] مطالعه شد. رویکردهای سنّتی به علّت استفاده نکردن از مؤلّفه های نمودی دو ارزشی کافی، نمی توانند رویداد های نمودی متفاوت را تبیین و از یکدیگر متمایز کنند. تحلیل نمونه های زبان فارسی نشان داد که رویکرد سنجه ای به کمک مشخّصه های سنّتی [± تداوم]، [± پویایی] و [± غایی] دسته بندی جامع تر و تبیین روشن تری از افعال و رویدادها در زبان فارسی ارائه می دهد. رویکرد های سنّتی نمی توانند افعال تحقّقی درجه ای که رفتار دوگانه [+ غایی] و [- غایی] دارند را تبیین کنند. بر اساس رویکرد سنجه ای، افعال و رویدادهای زبان فارسی به دو مقوله غیر سنجه ای (تک رویدادی و کنشی) و سنجه ای (باز و بسته) دسته بندی می شوند. افعال غیر سنجه ای کنشی و تک رویدادی به ترتیب مشخّصه های تداومی و لحظه ای را نشان می دهند. افعال سنجه ای باز، مشخّصه غایی دوگانه دارند، حال آنکه افعال سنجه ای بسته، مشخّصه غایی دارند و به دو گروه دونقطه ای و چندنقطه ای تقسیم می شوند. افعال سنجه ای دونقطه ای و چندنقطه ای با مؤلّفه [± لحظه ای] از یکدیگر متمایز می شوند. افعال سنجه ای بسته دونقطه ای، بیان گر تغییر لحظه ای هستند، حال آنکه افعال سنجه ای بسته چندنقطه ای تغییر تداومی را تا نقطه پایان نشان می دهند.
۶.

رابطه دستوری شدگی و بینافردیت در تعیین منشأ افعال کمکی وجه نما

تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۸۹
نوشتار پیش رو نقش مفاهیم دستوری شدگی و بینافردیت را در تعیین سرچشمه دسته ای افعال کمکی در زبان های ایرانی بررسی کرده است. عناصر مورد نظر براساس رویکرد ناتس (2005 و پس از آن) مسئول انتقال نقش های وجه نمای الزام تکلیفی، امکان معرفتی و الزام پویا هستند که در اینجا به منظور سهولت ارجاع، معادل بایستن درنظر گرفته شده اند. برمبنای رویکرد سنّتی دستوری شدگی این عناصر باید از افعال واژگانی مشتق شده باشند. درحالی که براساس نظریه بینافردیت افعالی با معنای ارادی، ریشه در مفاهیم وجه نما و مقوله های هم رده با آن دارند. هردو مفهوم دستوری شدگی سنّتی و این خوانش از بینافردیت یک سویه و در بسیاری از موارد تأییدکننده مسیر تاریخی شکل گیریِ افعال کمکیِ وجه نما هستند؛ امّا در گونه های کهنگی، وفسی، تاتی و سمنانی که افعال کمکی وجه نمای معادل بایستن هم ریشه با فعل ارادیِ معادل خواستن در این زبان ها هستند، اکتفا به دستوری شدگی منجر به نقض بینافردیت و بالعکس، دنبال کردن رویکرد بینافردیت، باعث تخطّی از مسیر دستوری شدگی سنّتی می شود. در پژوهش حاضر، پیشنهاد می شود که این افعال کمکی هیچ یک ریشه در افعال ارادی در این زبان ها ندارند؛ بلکه درعوض، هردو گروه، به طور موازی از عنصر سومی در ایرانی باستان مشتق شده اند.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۳