روانشناسی تحولی روانشناسان ایرانی

روانشناسی تحولی روانشناسان ایرانی

روانشناسی تحولی روانشناسان ایران سال یازدهم بهار 1394 شماره 43 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

تحلیل کیفی بهزیستی فاعلی از دیدگاه دختران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۸۵ تعداد دانلود : ۲۲۷
سطوح مختلف اقتصادی اجتماعی، پیشرفت تحصیلی و ادراک کلی از شادکامی و رضایت از زندگی) از جامعه دختران مقطع راهنمایی انجام شد. برای گردآوری داده ها، چهار شیوه مصاحبه نیمه ساختاریافته (10 نفر)، بحث در گروه های متمرکز (سه گروه شش نفری)، تکمیل جمله های ناتمام (140 نفر) و نوشتار روایتی (100 نفر) مورد استفاده قرار گرفت. بعد از مراحل کدگذاری باز، محوری و انتخابی با درنظر گرفتن ملاک های اعتبار در پژوهش کیفی، نتایج تحلیل کیفی طبقه بندی شد. یافته ها نشان دادند دختران نوجوان ایرانی، بهزیستی را در شش مقوله روابط، خودپنداشت، فردیت، عواطف، برخورداری از رفاه و سلامت و ارزش های معنوی شخصیتی ادراک می کنند. این یافته ها بر اساس مبانی فرهنگی و روی آورد روان شناسی مثبت مورد بحث قرار گرفت.
۲.

سبک های انگیزش و پیشرفت تحصیلی: نقش واسطه اى خودپنداشت تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۲۸۱
هدف پژوهش حاضر تعیین نقش واسطه ای خودپنداشت تحصیلی در رابطه بین سبک های انگیزش و پیشرفت تحصیلی بود. 140 دانش آموز دختر سال سوم دبیرستان رشته تجربی شهر تهران به صورت نمونه برداری چندمرحله ای انتخاب شدند و به مقیاس انگیزش تحصیلی (AMS، والرند و دیگران، 1992) و مقیاس خودپنداره تحصیلی (دلاور، 1373) پاسخ دادند. پیشرفت تحصیلی دانش آموزان نیز بر اساس میانگین نمره های پایان ترم سه درس زیست شناسی، فیزیک و شیمی مشخص شد. نتایج پژوهش نشان دادند خودپنداشت تحصیلی با انگیزش درونی و پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت معنادار دارد. نتایج تحلیل مسیر نیز نشان دادند اثر مستقیم خودپنداشت بر پیشرفت تحصیلی معنادار بود امّا اثر غیرمستقیم متغیرهای انگیزش بیرونی، انگیزش درونی و بی انگیزشی تحصیلی بر پیشرفت تحصیلی از طریق متغیر واسطه ای خودپنداشت معنادار بود. بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت خودپنداشت تحصیلی به عنوان یک متغیر واسطه ای در رابطه بین انگیزش تحصیلی و پیشرفت تحصیلی عمل می کند.
۳.

اثربخشی درمان گروهی مدیریت تنیدگی بر اضطراب دوران بارداری و پارامترهای فیزیولوژیک نوزادان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۲۱۰
هدف پژوهش حاضر تعیین اثر آموزش مدیریت تنیدگی شناختی رفتاری بر میزان اضطراب دوره بارداری و پارامتر های فیزیولوژیک نوزادان بود .این مطالعه به روش شبه تجربی و با استفاده از طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه انجام شد. 30 نفر از زنان باردار نخست زا که به مراکز بهداشتی درمانی کرمان مراجعه کرده بودند به روش نمونه برداری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش وگواه قرار گرفتند. گروه آزمایش طی 12 جلسه، تحت آموزش مدیریت تنیدگی شناختی رفتاری قرار گرفت. ابزارهای مورد سنجش، پرسشنامه اضطراب بارداری (RAQ، وندنبرگ، 1990) و پارامتر های فیزیولوژیک نوزادان (وزن، قد، اندازه دور سر و نمره آپگار) بود. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان دادند میانگین نمره های اضطراب گروه آزمایش در پس آزمون نسبت به پیش آزمون و همچنین نسبت به گروه گواه کاهش معناداری یافت. به عبارت دیگر، آموزش مدیریت تنیدگی شناختی رفتاری، اضطراب دوره بارداری را به میزان قابل توجهی کاهش داد. همچنین نتایج نشان دادند بین پارامتر های فیزیولوژیک نوزادان دو گروه تفاوت معنادار وجود داشت. بنابراین، می توان برای بهبود سلامت روانی دوره بارداری از درمانگری های روان شناختی مانند مدیریت تنیدگی به شیوه شناختی-رفتاری در مراکز بهداشتی درمانی استفاده کرد.
۴.

اثربخشی قصه گویی مبتنی بر دلبستگی بر کاهش مشکلات زمان خواب و بهبود رابطه کودک مادر(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۴۵ تعداد دانلود : ۱۶۲
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی قصه گویی مبتنی بر دلبستگی با اجرای روتین های مثبت بر کاهش مشکلات زمان خواب و بهبود رابطه کودک-مادر بود. جامعه آماری کلیه کودکان 4 تا 6 ساله دچار مشکلات زمان خواب مهدکودک های شهر شیراز را دربر گرفت. 30 زوج مادر-کودک به روش نمونه برداری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های روتین مثبت، قصه گویی مبتنی بر دلبستگی و گواه جایگزین شدند. آزمودنی های گروه های آزمایش در جلسه های آموزشی شرکت کردند. پس از پایان مداخله ها، پس آزمون اجرا شد. ابزارها شامل پرسشنامه عادات خواب کودکان (اوونز و دیگران، 2000) و مقیاس رابطه والد-کودک (پیانتا، 1992) بود. نتایج تحلیل واریانس اندازه های مکرر حاکی از آن بود که قصه گویی مبتنی بر دلبستگی، علاوه بر اینکه همچون راهکار روتین های مثبت توانست از مزاحمت های زمان خواب کودک بکاهد، منجر به بهبود معنادار رابطه والد کودک، به عنوان یکی از همبسته های مشکلات خواب شد. از این رو کاربرد بالینی قصه گویی مبتنی بر دلبستگی نه تنها در مورد بهبود مشکلات خواب بلکه برای ارتقای سلامت عاطفی و روانی کودک و خانواده قابل توجه است.
۵.

اثربخشی بازی درمانگری والدینی برکاهش نشانه های اختلال های برونی سازی در کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۰۹ تعداد دانلود : ۸۳
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی بازی درمانگری والدین در کاهش نشانه های اختلال های برونی سازی در کودکان دبستانی بود. ابتدا 300 کودک (150 دختر و 150 پسر) 7 تا 8 ساله با استفاده از فهرست رفتاری کودک آشنباخ (آشنباخ و رسکورلا، 2001) مورد آزمون قرار گرفتند و از بین کسانی که نمره بالایی در این آزمون کسب کردند، 15 کودک (هفت دختر ، هشت پسر) به شیوه تصادفی چند مرحله ای به عنوان نمونه اصلی پژوهش انتخاب شدند. مادران این کودکان در هشت جلسه درمان گروهی سه ساعته شرکت کردند. مادران در پایان جلسه های دوم، چهارم، ششم و هشتم، بار دیگر فهرست رفتاری کودک و پیش از آغاز و در پایان دوره، پرسشنامه خوداثربخشی (دومکا، 1996) و تنیدگی والدین (آبیدین، 1983) را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل اندازه گیری های مکرر بهره گرفته شد. یافته ها نشان دادند بازی درمانگری والدینی موجب کاهش رفتارهای برونی سازی کودکان و نادیده گرفتن قوانین شد. اما تأثیر معناداری بر کاهش رفتارهای پرخاشگرانه نداشت. این روش همچنین موجب کاهش تنیدگی والدین و افزایش خوداثربخشی آنها شد. در نتیجه می توان بازی درمانگری والدینی را روش مؤثری در کاهش مشکلات برونی سازی کودکان در نظر گرفت که در زمانی کوتاه از شدت مشکلات کودک می کاهد و بر تنیدگی و خوداثربخشی والدین مؤثر است.
۶.

رابطه حمایت های اجتماعی با بهزیستی روان شناختی و افسردگی: نقش واسطه ای حرمت خود و نیازهای اساسی روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۲۵۷
هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه حمایت های اجتماعی، بهزیستی روان شناختی و افسردگی با توجه به نقش واسطه گری حرمت خود و نیازهای اساسی روان شناختی بود. 432 معلم شاغل در مدارس شهر خرم آباد مقیاس حمایت های اجتماعی (واکس و دیگران، 1986)، مقیاس حرمت خود (روزنبرگ، 1965)، مقیاس نیازهای اساسی روان شناختی در کار (لاگاردیا و دیگران، 2000)، مقیاس بهزیستی روان شناختی (ریف، 1989) و سیاهه افسردگی (بک، 1988) را تکمیل کردند. نتایج تحلیل مسیر نشان دادند حمایت های اجتماعی اثر مستقیم بر بهزیستی روان شناختی و افسردگی داشت. همچنین حمایت های اجتماعی به طور غیرمستقیم و از طریق حرمت خود و نیاز به ارتباط و نیاز به صلاحیت، منجر به افزایش بهزیستی روان شناختی و کاهش افسردگی شده بود. براین اساس می توان گفت حرمت خود و ارضای نیاز به ارتباط و نیاز به صلاحیت در محیط کار، نقش واسطه ای در رابطه بین حمایت های اجتماعی با بهزیستی روان شناختی و افسردگی ایفا کرده است. این یافته ها بر نقش تعامل های اجتماعی در ارتقای حرمت خود و اهمیت به نیازها در محیط کار، تأکید می کند.
۷.

شادکامی و ادراک الگوهای ارتباطی خانواده: نقش واسطه ای سرمایه روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۲۶ تعداد دانلود : ۲۰۱
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی شادکامی بر اساس الگوهای ارتباطی خانواده با واسطه سرمایه روان شناختی در دانشجویان انجام شد. دویست و هفتاد نفر (123 پسر، 147 دختر) از دانشجویان دانشگاه شیراز به روش نمونه برداری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و به پرسشنامه الگوهای ارتباطی خانواده (فیتزپاتریک و ریچی، 1997)، پرسشنامه سرمایه روان شناختی (لوتانز و آولیو، 2007)، و پرسشنامه شادکامی آکسفورد (آرگیل، 2001) پاسخ دادند. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه به شیوه همزمان مبتنی بر مراحل بارون و کنی (1986) نشان دادند جهت گیری گفت و شنود پیش بینی کننده مثبت شادکامی است. همچنین، جهت گیری گفت و شنود، ابعاد سرمایه روان شناختی یعنی خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری و خوش بینی را به طور مثبت پیش بینی کرد اما جهت گیری همنوایی قادر به پیش بینی هیچ یک از ابعاد سرمایه روان شناختی نبود. در نهایت، سرمایه روان شناختی در رابطه بین الگوهای ارتباطی خانواده و شادکامی نقش واسطه ای را ایفا کرد. در مجموع یافته ها نشان دادند ارتباط مطلوب در خانواده، زمینه های تعامل بیشتر را برای اعضا فراهم کرده و با رشد بسیاری از توانایی های فردی منجر به شادکامی می شود.
۸.

مقایسه باورهای فراشناختی و نشخوار فکری در دانشجویان با سطوح بهنجار و بیمارگون از نگرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۱۵۵
هدف پژوهش حاضر مقایسه باورهای فراشناختی و نشخوار فکری در دانشجویان یا سطوح بهنجار و بیمارگون از نگرانی بود. بدین منظور250 نفر به روش نمونه برداری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و پرسشنامه های باورهای فراشناختی (ولز،2000)، نشخوارفکری (نولن هوکسیما و مارو، 1991) و نگرانی پنسیلوانیا (می یر، میلر، متزیگر و بورکویچ، 1990) را تکمیل کردند. دانشجویان بر اساس کسب نمره 40 در آزمون نگرانی پنسیلوانیا به دو گروه دارای نگرانی بهنجار (125 نفر) و نگرانی بیمارگون (125 نفر) تقسیم شدند. نتایج تحلیل واریانس نشان دادند مؤلفه های باورهای فراشناختی (باورهای مثبت درباره نگرانی، افکار مهارناپذیر و خطرناک، اطمینان شناختی و نیاز به مهار افکار) در دانشجویان واجد سطوح بیمارگون از نگرانی بیش از دانشجویان دارای سطوح بهنجار است. اما بین باور خودآگاهی شناختی در بین دو گروه تفاوت معنادار یافت نشد. مؤلفه های در فکر فرو رفتن، انحراف توجه، تعمق و نشخوار فکری در دانشجویان با سطوح بهنجار بیش از دانشجویان با سطوح بیمارگون از نگرانی بود. در مجموع یافته ها نشان دادند از بین مؤلفه های باورهای فراشناختی تنها مؤلفه افکار مهارناپذیر و خطرناک، توانایی پیش بینی نگرانی بیمارگون را دارد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۶۵