فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱٬۲۴۹ مورد.
۱.

تأثیر مصرف کوتاه مدت ترکیب مکمل HMB ( بتا- هیدروکسی- بتا متیل بوتیرات) و کراتین بر عملکرد بی هوازی و شاخص های آسیب عضلانی بازیکنان فوتبال

کلید واژه ها: عملکرد بی هوازیآسیب عضلانیکراتینمکمل HMB

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۵۴ تعداد دانلود : ۲۷۰۹
هدف از این پژوهش بررسی تأثیر مصرف مکمل HMB ( بتا- هیدروکسی - بتا متیل بوتیرات) و ترکیب آن با کراتین بر عملکرد بی هوازی و شاخص های آسیب عضلانی بازیکنان فوتبال است. بدین منظور 24 بازیکن فوتبال دسته یک با میانگین سن70/0±72/20 سال، قد 50/4±33/173 سانتی متر و وزن 41/5±60/58 کیلوگرم انتخاب و به طور تصادفی به سه گروه مصرف HMB (n=8)، مصرف HMB و کراتین (n=8) و دارونما (n=8) تقسیم شدند. پیش آزمون و پس آزمون شامل اندازه گیری متغیرهای بدنی، آزمون دویدن سرعت بی هوازی (RAST) و شاخص های آسیب عضلانی (CK و LDH) بود. دوره مکمل سازی به مدت 6 روز انجام شد. گروه HMB، مکمل HMB را به میزان 3 گرم در روز مصرف کردند. گروه ترکیب HMB و کراتین، 3 گرم HMB و 3 گرم کراتین و گروه دارونما 6 گرم کربوهیدرات مصرف کردند. برای بررسی اختلاف میانگین متغیرهای اندازه گیری شده در هر گروه در پیش آزمون و پس آزمون، از t همبسته استفاده شد. همچنین به منظور مقایسه اختلاف میانگین فاکتورهای مورد نظر در بین سه گروه، در پیش آزمون و پس آزمون از آنالیز واریانس یک طرفه استفاده شد. در صورت مشاهده اختلاف معنی دار از آزمون تعقیبی توکی استفاده شد. نتایج تحقیق نشان می دهد پس از مصرف مکمل کراتین و HMB و کراتین اوج توان هر دو گروه افزایش می یابد؛ با این حال، این افزایش فقط در گروه ترکیب مکمل HMB و کراتین معنی دار است (P= 0.002). مقایسه گروه ها نیز نشان می دهد تفاوت معنی داری بین گروه ترکیب مکمل HMB و کراتین و گروه مکمل کراتین (P= 0.036) وجود دارد. میانگین توان هر دو گروه، پس از مصرف ترکیب مکمل کراتین و HMB و مکمل کراتین افزایش می یابد؛ با این حال، این افزایش فقط در گروه ترکیب مکمل HMB و کراتین معنی دار است (P= 0.014). شاخص خستگی نیز در هر سه گروه تغییرات اندکی داشت، ولی این تغییرات در هیچ کدام از گروه ها معنی دار نبود. میانگین CK و LDH سرم در دو گروه، پس از مصرف ترکیب مکمل کراتین و HMB و مکمل کراتین کاهش یافت؛ با این حال، این کاهش در هیچ کدام از گروه ها معنی دار نبود. درمجموع نتایج نشان می دهد با توجه به افزایش نسبی عملکرد بی هوازی بازیکنان فوتبال در این تحقیق، مکمل HMB و ترکیب آن با کراتین می تواند عملکرد بی هوازی را افزایش دهد.
۲.

مقایسه اعتبار جدول قد- وزن و فرمول های استاندارد در برآورد وزن مطلوب بدن زنان ورزشکار و غیر ورزشکار

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۵۹ تعداد دانلود : ۲۱۰۱
هدف از انجام این تحقیق، مقایسه ی اعتبار جدول قد –وزن وفرمول های استاندارد در برآورد وزن مطلوب بدن زنان ورزشکار وغیرورزشکار می باشد.جامعه ی تحقیق، شامل گروه ‹1›زنانورزشکار تیم های ملی به تعداد 74 نفر وگروه ‹2›زنان غیر ورزشکار به تعداد 100 نفر از دانشجویان دانشگاه گیلان می باشند. روش اندازه گیری به این صورت بودکه ابتدا در برگه ی مشخصات فردی ،اطلاعات لازم ثبت وسپس وزن مطلوب به سه طریق زیر محاسبه شد:جدول قد – وزن بیمه ی عمر متروپولیتن‹1983›، فرمول استاندارد،وبراساس میزان درصدچربی بدن با اندازه گیری چربی تحت جلدی ،برای تعیین تیپ بدنی ،با استفاده از روش های پیشنهادی شرکت بیمه ی عمر متروپولیتن‹ با اندازه گیری پهنای آرنج› آزمودنی ها به سه تیپ ‹اندام ریز ،متوسط ودرشت› طبقه بندی شده وشاخص توده ی بدنی آنها،بر مبنای میزان چاقی آزمودنی ها از تقسیم وزن بدن ‹کیلوگرم› برمجذور قد‹سانتی متر › به دست آمد .سپس از ابعاد مختلف بدن آزمودنی ها ،اندازه گیری به عمل آمد واطلاعات به دست آمده مورد تجزیه وتحلیل آماری قرار گرفت. نتایج ذیل حاصل این تجزیه وتحلیل است: 1- جدول قد – وزن وفرول استاندارد دربراورد وزن مطلوب بدن ،ارتباط معنی داری با روش معیار ‹ارزیابی ترکیب بدن با کالیپر› دردو گروه زنان ورزشکار وغیرورزشکار دارد. 2- میزان همبستگی بین جدول قد-وزن وفرمول ها با روش معیار در براورد وزن مطلوب ، برای رشته های شنا ووالیبال کمتر از سایر رشته های ورزشی بوده است. 3- بین نتایج بدست آمده ،از براورد درصد چربی بدن با روش معیار واندازه گیری دور اندام ها ،در غیر ورزشکاران وورزشکاران ،بالاترین همبستگی در اندازه ی دور ران ،کمر وشکم مشاهده شد. با توجه به نتایج این پژوهش ،به نظر میرسد که جدول قد – وزن شرکت بیمه ی عمر متروپولیتن،فرمول های استاندارد وشاخص توده ی بدنی ،مقیاس نسبتاً مناسبی در براورد وزن مطلوب جامعه تحقیق می باشد.
۳.

مقایسه اثر هشت هفته تمرینات سرعتی و استقامتی شنا بر مقادیر تری هالومتان پلاسمای شناگران زن

کلید واژه ها: تمرینات استقامتیشدت فعالیتشناگران زنتمرینات سرعتیآلاینده های تری هالومتان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۸۳ تعداد دانلود : ۱۶۱۷
هدف اصلی این تحقیق مقایسه اثر هشت هفته تمرینات سرعتی و استقامتی شنا بر مقادیر تری هالومتان پلاسمای شناگران زن است. بدین منظور پس از انجام مطالعات مقدماتی، 60 زن 20 تا 25 ساله که در گذشته دست کم شنای کرال سینه را آموزش دیده بودند و می توانستند آن را اجرا کنند، انتخاب شدند و با استفاده از جدول اعداد تصادفی به چهار گروه 15 نفری، شامل دو گروه آزمایش و دو گروه کنترل، تقسیم بندی شدند. کلیه آزمودنی ها دو هفته پیش از شروع تحقیق، از ورود به استخرهای کلرینه روباز و سرپوشیده منع شدند. در طول هشت هفته اجرای پروتکل تمرینی، گروه آزمایش اول تمرینات سرعتی کرال سینه و گروه آزمایش دوم، تمرینات استقامتی کرال سینه را انجام دادند. گروه کنترل اول در مدت هشت هفته فقط به عنوان تماشاچی در ساعات تمرین گروه های آزمایش در استخر حضور می یافتند، در حالی که هیچ گونه فعالیت ورزشی انجام نمی دادند. گروه کنترل دوم نیز که تنها به منظور کنترل مقادیر جزئی تری هالومتان موجود در هوای بیرون ازآن ها استفاده شد، بدون فعالیت بودند و در تمام مدت هشت هفته در استخر حضور نیافتند. نمونه گیری خون از دو گروه تجربی و گروه کنترل اول، در شش نوبت شامل: 1- قبل از شروع برنامه تمرینی (پیش از شروع جلسه اول و قبل از ورود به استخر)، 2- بلافاصله پس از اتمام جلسه اول تمرین، 3- قبل از شروع آخرین جلسه (جلسه 24)، 4- بلافاصله پس از اتمام آخرین جلسه تمرینی، 5- 24 ساعت پس از آخرین جلسه و 6- 48 ساعت پس از آخرین جلسه انجام شد، اما در گروه کنترل دوم نمونه گیری تنها در دو نوبت؛ یعنی پیش از شروع هشت هفته و پس از اتمام آن انجام شد. بر اساس نتایج این مطالعه، در استخرهای کلرینه شنا، مقدار جذب آلاینده های تری هالومتان توسط بدن شناگران، طی شرایط فعالیت، اعم از بیشینه یا زیر بیشینه افزایش پیدا می کند. این افزایش تحت تأثیر عامل شدت فعالیت ورزشی قرار می گیرد، به طوری که همزمان با افزایش شدت فعالیت، میزان جذب این آلاینده ها تا چندین برابر افزایش می یابد؛ بنابراین افرادی که تنها با هدف سلامتی و بهره مند شدن از فواید ورزش شنا به این فعالیت می پردازند، بهتر است در استخرهای سرپوشیده و کلرینه با شدت سبک تا متوسط به شنا بپردازند.
۴.

مقایسه تأثیر سه نوع برنامه تمرینی قدرتی، سرعتی و استقامتی بر سطوح گلوتاتیون خون

کلید واژه ها: تمرین استقامتیتمرین با وزنهتمرین سرعتیآنتی اکسیدانتگلوتاتیون خون

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۸۰۹
برای بررسی و مقایسه تأثیر سه نوع برنامه تمرینی قدرتی، سرعتی و استقامتی بر گلوتاتیون خون دانشجویان پسر غیرورزشکار، 30 نفر دانشجوی پسر غیرورزشکار (میانگین سن2/5± 8/19 سال) به طور تصادفی در سه گروه 10 نفرة تمرینات سرعتی، قدرتی و استقامتی دسته بندی شدند. اعضای هر گروه بر اساس پروتکل تمرینی خاص خود، به مدت چهار ماه، هفته ای سه جلسه تمرین کردند و عملکرد آنها ارزیابی شد. تمرین گروه قدرتی شامل سه سِت تمرین با وزنه با 12 تا 15 تکرار بیشینه برای 10 حرکت، تمرین گروه سرعتی شامل دوهای سرعت 20 الی 60 متر، عبور سریع از مانع، دو سریع از پله به بالا و تمرین گروه استقامتی شامل سه نوع تمرین فارتلک، تداومی و تناوبی بود که به تناوب در سه جلسه، به مدت چهار ماه اجرا شدند. برای تعیین اثرات تمرینات ورزشی بر غلظت گلوتاتیون، از تمام آزمودنی ها دو نمونه خونی، قبل از شروع تمرین و 72 ساعت بعد از انجام آخرین جلسه تمرینی گرفته شد. به منظور بررسی تفاوت سطح گلوتاتیون در سه گروه، داده ها با استفاده از آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون t همبسته (مقایسه اختلاف های بین غلظت های قبل و بعد از تمرین) تحلیل شدند. نتایج نشان داد برنامه تمرینات قدرتی، سرعتی و استقامتی سبب می شود مقادیر گلوتاتیون خون (001/0=p)، در مقایسه با قبل از تمرین افزایش یابد و این افزایش در هر سه نوع تمرین معنی دار بود. همچنین مقایسه بین-گروهی داده ها نشان داد بین دو گروه سرعتی و استقامتی از نظر میزان افزایش گلوتاتیون تفاوت معنی داری وجود دارد (013/0=p). به طور کلی، نتایج این تحقیق نشان داد انواع روش های تمرینات ورزشی (اعم از قدرتی، سرعتی و استقامتی) بر افزایش میزان گلوتاتیون خون مؤثرند و اینکه از بین شیوه های تمرینی رایج، تمرینات استقامتی، در مقایسه با تمرینات دیگر در افزایش میزان گلوتاتیون خون مؤثرترند.
۵.

تاثیر مصرف مکمل کراتین و کافئین بر زمان عملکرد و درصد خستگی در بسکتبالیست های باشگاهی

کلید واژه ها: مکمل کراتینمکمل کافئیناجرای تناوبی شدیددرصد خستگیبسکتبالیست

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۰۷ تعداد دانلود : ۸۴۴
اکثر تحقیقات نشان داده اند مصرف کوتاه مدت مکمل کراتین باعث افزایش عملکرد ورزشی در آزمون های مختلف تناوبی سرعتی می شود، اما تحقیقاتی که از مکمل کافئین یا مکمل کراتین و کافئین به طور هم زمان استفاده کرده اند نتایج متفاوتی را نشان داده اند. هدف از انجام این تحقیق بررسی تأثیر مصرف کوتاه مدت مکمل کراتین و کافئین بر زمان عملکرد و درصد خستگی در بسکتبالیست های باشگاهی استان خوزستان بود. بدین منظور32 بازیکن بسکتبال باشگاهی در چهار گروه هشت نفره قرار گرفتند: 1) گروه کراتین (مکمل کراتین مونوهیدرات، 4 × 5 گرم در روز برای 5 روز)؛ 2) گروه کافئین (400 میلی گرم کافئین 1 ساعت قبل از پس آزمون)؛ 3) گروه کراتین+کافئین (مقدار دوز کراتین گروه 1 و کافئین گروه 2) و 4) گروه شبه دارو ( دوز مشابه نشاسته به عنوان دارونمای کراتین و یک لیوان قهوه به عنوان دارونمای کافئین). آزمون استقامتی تکراری با شدت بالا که شامل 6 مرتبه اجرای دوهای رفت و برگشت 5، 10 و 15 متر در فواصل زمانی 30 ثانیه ای در زمان های 0، 30، 60، 90، 120 و 150 ثانیه بود، دو بار از آزمودنی ها گرفته شد. برای تحلیل داده ها از روش های تحلیل واریانس چند متغیره (MANOVA) و آزمون تعقیبی توکی و همچنین آزمون t همبسته استفاده شد. نتایج نشان داد که مکمل کراتین، مکمل کافئین و مکمل کراتین+کافئین زمان عملکرد و درصد خستگی را به طور معنی داری نسبت به پیش-آزمون و دارونما بهبود بخشیدند (P<0.05). هیچ اختلاف معنی داری بین گروه های مکمل کراتین، مکمل کافئین و مکمل کراتین+کافئین در زمان عملکرد و درصد خستگی مشاهده نشد. تحقیق حاضر نشان داد که مصرف کراتین، کافئین و کراتین+کافئین باعث بهبود زمان اجرا و درصد خستگی می شود و برای اجرای تناوبی شدید مفید می باشد.
۷.

تاثیر تمرینات استقامتی، قدرتی، و موازی بر عملکرد قلب دختران دانشگاهی

کلید واژه ها: ضربان قلبزمان افت سرعت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۳۷ تعداد دانلود : ۱۵۴۳
هدف از پژوهش حاضر عبارت است از بررسی تاثیر تمرینات استقامتی، قدرتی، و موازی بر عملکرد قلب دختران دانشگاهی. 39 دانشجوی دختر غیر ورزشکار با میانگین سن 58/2±24 سال، قد 2/8±161 سانتی متر، و وزن 61/14±8/56 کیلوگرم با سلامت کامل قلبی– عروقی به صورت تصادفی در چهار گروه کنترل (9 نفر:C)، تمرین استقامتی (10 نفر: E)، تمرین قدرتی (10 نفر: S) ، و تمرین موازی (10 نفر: SE) قرار گرفتند. برنامه استقامتی در هفته اول شامل دویدن با شدت 65% ضربان قلب بیشینه (MHR) روی نوارگردان الکتریکی به مدت 16 دقیقه بود که هفته هشتم به تدریج به 80 % MHR و مدت 30 دقیقه رسید. برنامه تمرین قدرتی عبارت بود از اجرای حرکات پرس پا، پرس سینه، کشش زیر بغل، و کشش پشت ساق پا. حرکات در هفته اول با 50 % یک تکرار بیشینه (RM1) در دو نوبت با 10 تکرار اجرا شد که به 80 % RM1 در 3 نوبت با 6 تکرار در هفته هشتم رسید. برنامه تمرین موازی، ترکیب تمرینات استقامتی و قدرتی در هر نوبت تمرین بود. برنامه تمرین گروه ها سه روز در هفته انجام شد. در شرایط استراحت، تعداد ضربان قلب، اندازه فواصل PR و QT، فاصله قطعه ST از خط پایه، زمان افت سرعت (DT)، و درصد کسر تخلیه ای آزمودنی ها با روش الکتروکاردیوگرافی و اکوکاردیوگرافی اندازه گیری شد. فشار خون دیاستولی، سیستولی و max2Vo (با استفاده از نوارگردان و برنامه تمرینی بروس) نیز ارزیابی شد. یافته ها نشان داد کاهش ضربان قلب و فشار خون سیستولی، افزایش فاصله PR و max2Vo، کاهش فشار دیاستولی گروه استقامتی معنادار بود که در مقایسه بین گروهی در 4 متغیر اول تفاوت ها معنادار شد (05/0≥p). در گروه قدرتی ضربان قلب و فشار خون سیستولی افزایش معناداری نشان داد که در مقایسه بین گروهی تفاوت ها معنادار شد (05/0≥p). در گروه موازی مقدار max2Vo افزایش معناداری داشت (05/0≥p)، که در مقایسه بین گروهی تفاوت معنادار بود. انجام تمرین استقامتی پس از تمرین قدرتی موجب ظهور ترکیبی از سازگاری های حاصل از تمرینات استقامتی و قدرتی در قلب و حذف برخی تاثیرات ناخواسته تمرینات قدرتی بر قلب می شود.
۸.

بررسی اثر تداخلی تمرینات ترکیبی (قدرتی و استقامتی همزمان) بر قدرت و توان هوازی بیشینه

کلید واژه ها: قدرتاستقامتتمرینات ترکیبی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۴۹ تعداد دانلود : ۱۲۶۷
نتایج پژوهش های مختلف درباره اثر تداخلی تمرینات ترکیبی بر قدرت و توان هوازی بیشینه (VO2max) متفاوت است. هدف از این تحقیق، بررسی تاثیر شش هفته تمرینات ترکیبی بر قدرت بیشینه و VO2max مردان غیرورزشکار بود. به این منظور 34 دانشجوی غیرفعال و سالم (با میانگین سن 18/1± 22 سال، قد 48/6 ±54/173 سانتیمتر و وزن 50/8 ± 01/65 کیلوگرم) داوطلبانه در تحقیق شرکت کردند و به صورت تصادفی در یکی از چهارگروه استقامتی (10=n)، قدرتی (8 = n)، ترکیبی (8 = n) و کنترل (8 = n) قرار گرفتند.گروه استقامتی، برنامه تمرین استقامتی اینتروال بومپا (3 روز در هفته، 25 – 5/12 دقیقه، 70 – 50 درصد HRR) را به مدت شش هفته انجام دادند. گروه قدرتی، برنامه تمرینی قدرتی (3 روز در هفته، 3 ست / 6 حرکت، 85 – 70 %RM1) و گروه ترکیبی نیز از تمرینات استقامتی و قدرتی (تمرین استقامتی قبل از ظهر و تمرین قدرتی بعد از ظهر) را اجرا کردند. گروه کنترل در هیچ برنامه تمرینی شرکت نکردند. کلیه آزمودنی ها قبل و بعد از برنامه تمرینی آزمون های ارزیابی قدرت (حرکت لیفت با دستگاه) و VO2max (آزمون بروس) را انجام دادند. نتایج تحقیق حاضر با تی وابسته نشان داد، اجرای تمرینات ترکیبی به افزایش معنی دار قدرت (00/0=P) و VO2max (00/0=P) آزمودنی ها منجر شد. به علاوه، با استفاده از آزمون آنالیز واریانس یکطرفه بین توسعه VO2max در دو گروه استقامتی (18%) و ترکیبی (16%)، اختلاف معنی داری مشاهده نشد (95/0=P). بین مقدار افزایش قدرت بیشینه در گروه قدرتی (39%) و ترکیبی (31%) به لحاظ آماری اختلاف معنی داری مشاهده نشد (31/0=P). نتیجه این که اجرای تمرینات ترکیبی هیچ اثر تداخلی در افزایش قدرت و توان هوازی بیشینه نسبت به گروه های قدرتی و استقامتی نداشت.
۹.

تأثیر مصرف مکمل های گلوتامین و کراتین بر عملکرد ورزشی کشتی گیران نخبه پس از یک دوره کاهش وزن حاد

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۳۲ تعداد دانلود : ۱۳۲۵
هدف این تحقیق تاثیر مصرف مکمل های گلوتامین و کراتین بر عملکرد ورزشی کشتی گیران آزاد کار نخبه پس از یک دوره کاهش وزن حاد بود . جامعه آماری را کشتی گیران نخبه تشکیل می دادند که 21 نفر از آنها به صورت داوطلب با میانگین سنی 50/2 + 23/22 سال ، وزن 40/9 + 75 کیلوگرم ، قد 50/5 + 170 سانتی متر 70/2 + 8/25 به عنوان نمونه آماری انتخاب و به سه گروه هفت نفره تقسیم شدند . ابتدا از آزمودنی های سه گروه آزمون های عملکرد ورزشی ، با استفاده از دستگاه تجزیه و تحلیل گازهای تنفسی و دستگاه نوار گردان برای مشخص کردن مقادیر پایه متغیرها به عمل آمد. گروه اول ، در دوره شش روزه کاهش وزن و پس از آن در دوره 16 ساعته برگشت به حالت اولیه ، مکمل گلوتامین و گروه سوم ، در دوره کاهش وزن گلوتامین و در دوره برگشت به حالت اولیه گلوتامین و کراتین مصرف کردند . برای تعیین تاثیر کاهش وزن و مصرف مکمل ها بر متغیرهای عملکرد ورزشی ،بار دیگر آزمون های عملکرد ورزشی به عمل آمد . برای تحلیل دادها از آزمون t وابسته ،آزمون آنالیز واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی شفه استفاده شد. نتایج درون گروهی نشان داد در گروه کنترل متغیرهای عملکرد ورزشی کاهش یافتند. ولی این کاهش از نظر آماری معنی دار نبود. در گروه گلوتامین نه تنها کاهش وجود نداشت، بلکه افزایش اندک اما غیر معنی داری نیز در تمامی متغیرها مشاهده شد. در گروه ترکیبی گلوتامین + کراتین در تمامی متغیرها افزایش وجود داشت که این افزایش در متغیر تحمل لاکتات معنی دار بود. مقایسه گروه ها تفاوت معنی داری بین دو گروه ترکیبی و کنترل را د رمتغیرهای توان هوازی و تحمل لاکتات نشان داد . به طور کلی نتایج این تحقیق نشان می دهد مصرف مکل های گلوتامین در دوره کاهش وزن حاد و گلوتامین و کراتین در دوره بازگشت به حالت اولیه می تواند تاثیرات سودمندی بر عملکرد ورزشی داشته باشد.
۱۰.

مقایسه اثر دو نوع تمرین مقاومتی ایزوتونیک و ایزومتریک بر قدرت و تغییرات الکترومیوگرافی عضله پای تمرین نکرده در دانشجویان مرد تمرین نکرده

کلید واژه ها: تمرین مقاومتی یکطرفهقدرت پویاقدرت ایستاانتقال دو جانبهIEMG

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳۹ تعداد دانلود : ۹۵۰
هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر دو نوع تمرین مقاومتی ایزوتونیک و ایزومتریک بر پدیده ی انتقال دو جانبه بود. تعداد 40 آزمودنی تمرین نکرده (حداقل به مدت 6 ماه) به طور تصادفی به دو گروه تمرینی ایزوتونیک و ایزومتریک و یک گروه شاهد تقسیم شدند که به طور یکطرفه اکستنسورهای زانو را تمرین دادند. طول دوره ی تمرینی 3 جلسه در هفته و 6 هفته بود. برنامه ی تمرینی گروه ایزوتونیک شامل 80% 1RM، 3 نوبت (2 دقیقه استراحت بین نوبت ها) و6 تا 8 تکرار بر روی اکستنسورهای زانو و برنامه ی تمرینی گروه ایزومتریک نیز شامل 30 انقباض ایزومتریک بیشینه (2 تا 4 ثانیه مدت انقباض) با 15 ثانیه استراحت بین هر انقباض بود. گروه کنترل نیز در محل تمرین حضور داشتند، اما هیچ گونه فعالیتی انجام ندادند. قدرت پویا (1RM)، قدرت ایستا (MVC) و الکترومیوگرافی ادغامی (IEMG) قبل و بعد از دوره ی تمرینی اندازه گیری شد. تمرین مقاومتی ایزوتونیک و ایزومتریک به طور معنی داری (05/0≥p) 1RM، MVC و IEMG را در هر دو عضو تمرین کرده و تمرین نکرده افزایش داد، اما در گروه کنترل تغییر معنی داری در هیچ یک از متغیرها مشاهده نشد. نتایج تغییرات IEMG بین گروه ها، تنها تفاوت معنی داری بین گروه ایزوتونیک و گروه کنترل نشان داد. بین دو گروه تمرینی تفاوت معنی داری بر پدیده ی انتقال دو جانبه مشاهده نشد. با وجود این، با در نظر گرفتن شدت تمرین و میزان انتقال دوجانبه در هر یک از گروه ها، به نظر می رسد در برنامه های توان بخشی، تمرین مقاومتی ایزوتونیک ممکن است موثرتر از تمرین ایزومتریک باشد.
۱۱.

برآورد درصد چربی بدن از طریق توزین زیر آب و اندازه های محیط بدن و ارائه معادلات

کلید واژه ها: ترکیب بدنیدرصد چربی بدنتوزین زیر آبمحیط اندام ها

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۹۷ تعداد دانلود : ۱۱۵۰
هدف از پژوهش حاضر، برآورد درصد چربی بدن از طریق محیط بخش های مختلف بدن با استفاده از چگالی سنجی توزین زیر آب به عنوان روش معیار و ارائه معادلات مربوط به آن بود. به این منظور 158 نفر از دانشجویان پسر دانشگاه اصفهان (سن 6/21 سال، قد 174 سانتی متر، وزن 69 کیلوگرم، 61/15 درصد چربی بدن و شاخص توده بدنی 5/22) به صورت تصادفی انتخاب شدند و پس از تکمیل پرسشنامه سوابق پزشکی، آزمون های پژوهش را اجرا کردند. چگالی بدن از طریق توزین زیر آب به دست آمد. حجم باقی مانده از طریق معادله برآورد شد. قد، وزن و محیط اندام ها در هشت نقطه از بدن اندازه گیری شد. از طریق ضریب همبستگی پیرسون و معادلات رگرسیون خطی و به روش گام به گام، پنج معادله توسعه ارائه شد. مقدار ضرایب همبستگی بین وزن و محیط اندام ها و آزمون معیار قابل قبول و زیاد و برای ترسیم معادله مناسب بود. دو معادله از پنج معادله ای که ضریب تعیین بالاتری داشتند، عبارتند از : متغیر وابسته معادله r r2 SEE مقدار توده بدون چربی بدن به کیلوگرم (HC * 197/) + (CC * 303/) + (LA * 490/) – (W* 655/) + 924/5 = TBF(kg) 901/0 812/0 60438/2 مقدار توده بدون چربی بدن به کیلوگرم 2 (LA) * 003/ - (W * 358/) + 413/2 = TBF(kg) 2(CC) * 001/ + (SCCAUA * 098/) + 904/0 818/0 52478/2 W= وزن ، LA= محیط پایین شکم، CC= محیط سینه، HC= محیط باسن، SCCAUA= جمع محیط سینه و بالای شکم
۱۲.

تاثیر تمرین بدنی و ذهنی بر یادگیری حرکتی دانش آموزان عقب ماندة ذهنی آموزش پذیر

کلید واژه ها: تصویرسازی ذهنیعقب ماندگی ذهنیمهارت حرکتییادگیری و اجرای حرکتی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی آموزش کودکان استثنایی کودکان عقب مانده ذهنی
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی علم تمرین
  3. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی رفتار حرکتی
تعداد بازدید : ۲۵۸۵ تعداد دانلود : ۱۲۰۲
هدف از این تحقیق، بررسی و مقایسة تأثیر شیوه های مختلف تمرین بدنی و ذهنی بر یادگیری مهارت شوت بسکتبال بود. به منظور تحقق اهداف 40 نفر از دانش آموزان عقب ماندة ذهنی آموزش پذیر مبتدی مقطع راهنمایی استان تهران به صورت تصادفی انتخاب شده و بر اساس نمره های پیش آزمون و بهرة هوشی در 5 گروه 8 نفری همگن سازماندهی شدند. پس از توجیه کلی در مورد چگونگی انجام تمرینات مربوط، آزمودنی ها تمرینات خود را به مدت 8 هفته، هر هفته 3 جلسه و هر جلسه به تعداد 30 تکرار انجام دادند. جمع آوری اطلاعات لازم در زمینة چگونگی وضعیت و پیشرفت آزمودنی ها در مهارت ملاک، با استفاده از آزمون پرتاب آزاد بسکتبال از نقطة پنالتی صورت گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها که با استفاده از آزمون آماری K-s، t همبسته، تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی توکی انجام شد، نشان داد که تمرین بدنی و ذهنی بر یادگیری حرکتی دانش آموزان عقب ماندة ذهنی تأثیر معنی داری داشته است و تمرین بدنی که تمرین ذهنی دنبال شود، به بیشترین میزان یادگیری منجر می شود. ازاین رو، نتایج تحقیق نشان می دهد ترکیب تمرین بدنی و تمرین ذهنی در افراد کم توان ذهنی به بیشترین میزان یادگیری منجر می شود.
۱۳.

سازگاری های عصبی – عضلانی و عملکردی به تمرین منتخب پلیومتریک

کلید واژه ها: الکترومیوگرافی سطحیعضله اسکلتیپلیومتریکتمرین ترکیبی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۹۶ تعداد دانلود : ۱۱۸۹
آمادگی جسمانی به عنوان بخشی کلیدی برای اجرای بهینه در بیشتر رشته های ورزشی مدنظر قرار گرفته است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی سازگاری های عصبی- عضلانی و عملکردی به دو شیوه تمرینی مختلف بود. در این پژوهش 14 آزمودنی مرد به صورت داوطلبانه انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول (پلیومتریک، 7آزمودنی) تمرین پلیومتریک و گروه دوم (ترکیبی، 7 آزمودنی)، ترکیبی از تمرین مقاومتی و پلیومتریک را 3 روز در هفته به مدت 8 هفته (4 هفته تمرین مقاومتی و 4 هفته تمرین پلیومتریک) انجام دادند. به منظور ارزیابی فعالیت عصبی عضله، قبل و بعد از تمرین الکترومیوگرافی سطحی (SEMG) از عضله پهن جانبی انجام گرفت. برای تعیین قدرت عضلانی، توان عضلانی، چابکی و سرعت دویدن، به ترتیب از آزمون های یک تکرار بیشینه، بوسکو (5 و 60 ثانیه ای)، سارجنت و پرش جفت، مانع شش ضلعی و دو سرعت 35 متر استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون t زوجی و t مستقل استفاده شد و سطح معناداری 05/0 در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد SEMG در هر دو گروه افزایش یافت، اما تنها در گروه ترکیبی معنادار بود (گروه پلیومتریک 11/0P? و گروه ترکیبی 05/0P?). در آزمون های بوسکو، سارجنت، پرش جفت، مانع شش ضلعی و دو سرعت 35 متر، گروه پلیومتریک عملکرد بهتری داشت، اما در آزمون یک تکرار بیشینه گروه ترکیبی بهتر عمل کردند. نتیجه اینکه احتمالاً در دوره های کوتاه مدت (8 هفته) تمرین پلیومتریک به تنهایی نسبت به تمرین ترکیبی (مقاومتی و پلیومتریک) اثر بیشتری بر اجرای ورزشی هدفمند خواهد داشت.
۱۴.

تاثیر مصرف کوتاه مدت مکمل کراتین مونوهیدرات و اسیدفولیک بر سطوح هوموسیستئین

کلید واژه ها: مصرف کوتاه مدت مکمل کراتین مونوهیدراتهوموسیستئینورزش وامانده سازمصرف کوتاه مدت مکمل اسیدفولیک

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۲۶ تعداد دانلود : ۲۴۲۸
هدف از انجام این پژوهش، بررسی تاثیر مکمل گیری کوتاه مدت کراتین مونوهیدرات و اسید فولیک بر سطوح هوموسیستئین افراد فعال به دنبال یک جلسه تمرین وامانده ساز بود. به این منظور 18 تن از اعضای حاضر در اردوی آماده سازی تیم فوتبال دانشگاه مازندران (با میانگین سنی 02/2±11/22 سال؛ VO2max31/2±51/56 میلی لیتر کیلوگرم، و هوموسیستئین 59/0±45/13میکرومول در لیتر )، انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه تجربی کراتین مونوهیدرات (6 نفر) و اسیدفولیک(6 نفر) و یک گروه دارونما(6 نفر) تقسیم شدند. از آزمودنی ها در وضعیت حداقل 12 ساعت ناشتایی خون گیری به عمل آمد. پس از خون گیری آزمودنی ها تا مرز واماندگی برروی نوارگردان دویدند و بلافاصله بعد از آن دوباره خون گیری انجام شد. گروه تجربی2 به مدت 9 روز، 800 میکروگرم مکمل اسیدفولیک و در 5 روز بعدی علاوه بر مصرف همین مقدار اسید فولیک 3/0 گرم به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن، دارونمای شبه کراتین مونوهیدرات دریافت کرد. گروه تجربی 1 به مدت 9 روز دارونمای شبه اسیدفولیک و برای 5 روز بعد علاوه بر دارونمای شبه اسید فولیک، به مقدار 3/0 گرم به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن، مکمل کراتین مونوهیدرات نیز دریافت کرد. بعد از اتمام دوره مکمل گیری، آزمودنی ها با حفظ توالی حاکم بر پیش آزمون بار دیگر ارزیابی شدند. برای بررسی معناداری سطوح هوموسیستئین و تفاوت بین گروه ها، از آنالیز واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی LSD استفاده شد. سطح معناداری(05/0p<) در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که بعد از دوره مصرف مکمل، سطوح هوموسیستئین گروه کراتین مونوهیدرات به طور معنی داری کاهش یافت، اما در سطوح هوموسیستئین بین گروه ها تفاوت معنی داری مشاهده نشد. سطوح هوموسیستئین بلافاصله بعد از ورزش در گروه کراتین نسبت به پیش آزمون به طور معنی داری پایین تر بود. تفاوت گروه های کراتین با اسیدفولیک و کراتین با دارونما نیز معنی دار بود (به ترتیب 001/0 p=و 002/0p=). اما بین گروه های اسیدفولیک و دارونما تفاوت معنی داری نبود(714/0p=). در مجموع یافته ها نشان داد که مصرف مکمل کوتاه مدت کراتین مونوهیدرات تاثیر معنی داری بر سطوح هوموسیستئین بعد از ورزش وامانده ساز دارد، اما مصرف کوتاه مدت مکمل اسیدفولیک تاثیری بر سطوح پایه و بلافاصله بعد از تمرین وامانده ساز در سطوح هوموسیستئین ندارد.
۱۵.

اثر درازمدت فعالیتهای استقامتی ، سرعتی و مقاومتی بر تراکم ماده معدنی استخوان ورزشکاران نخبه مرد

کلید واژه ها: بدن سازانچگالی ماده معدنی استخواندوندگان استقامتیدوندگان سرعتی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۷۱ تعداد دانلود : ۵۰۴
مطالعات انجام شده حاکی از آن است که ورزش تراکم توده استخوانی را افزایش می دهد. اما هنوز در مورد نوع و شدت آن که حداکثر تحریک آنابولیک را بر استخوان ایجاد می کند اطمینان حاصل نشده است (6). هدف این مطالعه، تعیین اثر درازمدت سه نوع فعالیت بدنی (استقامتی، سرعتی، و قدرتی) بر میزان تراکم توده استخوانی ورزشکاران نخبه مرد در مقایسه با مردان غیرورزشکار بوده است. این تحقیق از نوع علی- مقایسه ای پس از وقوع است. نمونه ها عبارت بودند از 30 ورزشکار نخبه مرد (10 دونده استقامتی3000 و5000 متر، 10دونده سرعتی100 و200متر، و 10 بدن ساز)، و10 غیرورزشکار سالم، بین سنین 20 تا 30 سال، که به صورت در دسترس انتخاب شدند. چگالی ماده معدنی استخوان (BMD) مهره های کمر و گردن استخوان ران نمونه ها با دستگاه جذب سنج دوتایی انرژی اشعه ایکس (DEXA) اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی LSD) تحلیل شدند. در مقایسه با گروه کنترل، بدن سازان و دونده های سرعت در ناحیه گردن استخوان ران، و مهره های کمر به طور معناداری چگالی ماده معدنی بالاتری داشتند، در حالی که چگالی ماده معدنی هر دو ناحیه مذکور در دوندگان استقامتی، به طور معناداری پایین تر بود) 05/0≤ P). همچنین، تراکم توده استخوانی بدن سازان، در مقایسه با دونده های سرعت، در دو ناحیه اندازه گیری شده بیشتر و به لحاظ آماری معنادار بود (05/0≤ P)، در صورتی که تراکم استخوانی هر دو ناحیه در دوندگان استقامت به طور معناداری کمتر بود) 05/0≤ P). نتایج تحقیق حاضر حاکی از این است که پاسخ استخوان در برابر بار مکانیکی، به نوع و شیوه فعالیت ورزشی وابسته است.
۱۶.

مقایسه تاثیر 12 هفته مصرف ویتامینE و فعالیت بدنی منظم بر سطوح آنزیم های کبدی مبتلا به کبد چرب غیرالکلی

کلید واژه ها: فعالیت بدنیویتامین Eکبد چرب غیرالکلیآمینوترانسفراز

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی تغدیه ورزشی و مکملها و مواد نیروزا
  3. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی بیوشیمی و متابولیسم ورزشی
  4. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی قلب و عروق و تنفس
تعداد بازدید : ۲۴۳۱ تعداد دانلود : ۴۸۹
پژوهش حاضر با هدف مقایسه آثار 12 هفته مصرف ویتامینE و فعالیت بدنی منظم برسطوح آنزیم های کبدی بیماران مبتلا به کبد چرب غیر الکلی به عمل آمد. بیست نفر افراد بالغ مبتلا به بیماری کبد چرب غیر الکلی با میانگین سنی 1/8±8/41سال در این پژوهش به طور داوطلبانه شرکت کردند. بیماران به طور تصادفی به دو گروه ده نفره تقسیم شدند.گروه A شامل بیمارانی بود که روزانه دو عدد قرص ویتامین E، 400 میلی گرم صبح و شب به مدت 12 هفته دریافت می کردند و گروه B شامل بیمارانی بود که فعالیت بدنی برنامه ریزی شده و منظم انجام می دادند. آنزیم های آلانین آمینوترانسفراز (ALT)، آسپارتات آمینوترانسفراز (AST)، آلکالین فسفاتاز (ALP) سرم خونی و سونوگرافی کبد برای ارزیابی میزان چربی کبدی، قبل و بعد از مداخله درمانی مورد اندازه گیری قرار گرفت. در هر دو گروه درمانی مقادیر آنزیم های کبدی پس از درمان کاهش قابل توجهی نشان دادندP<0.05) )، اما تفاوت بین گروهی معناداری بین سطح آنزیم های کبدی دو گروه وجود نداشت (P>0.05). در سونوگرافی انجام شده پس از مداخله درمانی در هر دو گروه کاهش معناداری بین درجه چربی کبدی ملاحظه گردیدP<0.05) )، اگرچه در بین گروه های مورد بررسی تفاوت آماری معناداری وجود نداشت (P>0.05(. به نظر می رسد انجام فعالیت بدنی منظم بدون در نظر گرفتن نوع رژیم غذایی و یا کاهش وزن می تواند باعث کاهش آنزیم های کبدی و شواهد سونوگرافیک کبد چرب شود که با توجه به اثرات جانبی مصرف دراز مدت ویتامین E می تواند جایگزین مناسبی برای این دارو باشد.
۱۷.

اثر تعاملی تمرین هوازی و مصرف مکمل ویتامین E بر حذف mtDNA لکوسیتهای خون انسان بعد از یک جلسه فعالیت وامانده ساز

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۰۳ تعداد دانلود : ۷۵۱
هدف از این تحقیق اثر تعاملی هشت هفته تمرین هوازی و مصرف مکمل ویتامین E بر حذف mtDNA لکوسیت های خون انسان بعد از یک جلسه فعالیت وامانده ساز بود. برای این منظور، 40 نفر از دانشجویان مرد غیر ورزشکار دانشگاه گیلان (سن 21.3±1.5 سال، وزن 74.2±14.4کیلوگرم، و درصد چربی بدن (17.9±6.1 که همگی سالم غیر سیگاری بودند، به طور داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند. آزمودنی ها به طور تصادفی در یکی از 4 گروه 10 نفره (تمرینات هوازی + ویتامین (E، (تمرینات هوازی + دارونما)، (ویتامین (E، و (دارونما) قرار گرفتند. در ابتدای مطالعه، فعالیت هوازی وامانده ساز برای آزمودنی های 4 گروه اجرا شد. در فعالیت مورد نظر، آزمودنی ها پس از گرم کردن اولیه، بر روی چرخ کارسنج به مدت 5 دقیقه با سرعت ثابت 60 دور در دقیقه و با کار اولیه 50 وات شروع به رکاب زدن کردند. سپس، به طور فزاینده، به ازای هر 5 دقیقه، 25 وات به بار کار اضافه شد. این روند تا هنگام توقف عمل رکاب زدن یا ناتوانی در حفظ سرعت 60 دور دقیقه ادامه یافت. یک ساعت قبل، و بلافاصله بعد از فعالیت وامانده ساز، 5 میلی لیتر خون از سیاهرگ دست راست آزمودنی ها گرفته شد تا پس از استخراج DNAمیتوکندری لکوسیت های خون، حذف 5kb ژنوم میتوکندری ها با استفاده از تکنیک Multiplex PCR مورد بررسی قرار گیرد. هشت هفته تمرین هوازی با شدت 75-50 درصد HRR (روش کاروونن) برای آزمودنی های گروه های 1 و 2 در نظر گرفته شد. گروه های 3 و 4 در هیچ فعالیت منظم ورزشی شرکت نکردند. گروه های 1 و 3، روزانه 400mg مکمل ویتامین E، و گروه های 2 و 4، از دارونما (کپسول های مشابه اما محتوی ساکاروز) استفاده کردند. طرح مصرف ویتامین E و دارونما دو سویه کور بود. بعد از 8 هفته اعمال متغیرهای مستقل، مجددا فعالیت وامانده ساز و 2 مرحله خون گیری، دقیقا همانند مرحله اول، به اجرا در آمد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل آماری آزمون علامت ها و کروسکال والیس نشن داد که یک جلسه فعالیت وامانده ساز می تواند موجب بروز حذف معمولی mtDNA لکوسیت های خون گردد (P<0.05). با این وجود، هشت هفته تمرین هوازی به همراه دریافت روزانه 400mg ویتامین E، یا هر کدام به تنهایی، تغییر معنی داری در حذف mtDNA لکوسیت های خون افراد غیر ورزشکار، بعد از یک جلسه فعالیت وامانده ساز، ایجاد نکرد. نتیجه اینکه بحث در مورد تاثیر تمرین بدنی بر تغییرات ژنوم میتوکندری نیاز به بررسی های بیشتری دارد.
۱۸.

تعیین آستانه بی هوازی از راه کنترل شاخص درصد SPO2 و تغییرات پارامترهای گازی در مردان فعال

کلید واژه ها: آستانه تنفسیآستانه لاکتات

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۷۱ تعداد دانلود : ۱۰۱۸
هدف از پژوهش حاضر، تعیین آستانه بی هوازی به وسیله کنترل تغییرات شاخص درصد SPO2 (درصد اشباع هموگلوبین از اکسیژن) و مقایسه سه روش متداول در برآورد آستانه بی هوازی به وسیله پارامترهای گازی بود. 15 مرد فعال، داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند و در سه جلسه مجزا با حداقل فاصله زمانی 48 ساعت سه آزمون فزاینده را انجام دادند. آستانه بی هوازی در آزمون تجزیه و تحلیل گازهای تنفسی با روش های درصد SPO2، کنترل معادل تهویه ای اکسیژن، RER و V-Slope و در آزمون مرجع براساس تجمع لاکتات خون تعیین شد. در خلال انجام آزمون ها، گازهای تنفسی به طور نفس به نفس، ضربان قلب هر پنج ثانیه یک بار به طور دستی، مقدار لاکتات خون هر سه دقیقه یک بار و درصد SPO2 هر ده ثانیه یک بار اندازه گیری شد. همبستگی بین متغیرهای معادل با آستانه (ضربان قلب و سرعت دویدن) برآورد شده به وسیله روش های SPO2%، کنترل معادل تهویه ای اکسیژن، RER و V-Slope با آزمون مرجع به وسیله ضریب همبستگی پیرسون محاسبه و برای تعیین توانایی پیش بینی از آنالیز رگرسیون استفاده شد. تعیین اختلاف بین متغیرها نیز به وسیله آزمون t زوجی انجام گرفت. همبستگی معنی دار بین آستانه RER و آستانه لاکتات (1/0 P< ، 784/0 = R)، آستانه VE/Vo2 و آستانه لاکتات (1/0P<، 731/0 = R)، آستانهV-slope و آستانه لاکتات (05/0P< و 59/0 = R)، آستانه SPO2% و آستانه لاکتات (5/0 P<، 61 = R)، به دست آمد. بررسی ها نشان داد که می توان از تغییرات شاخص SPO2% برای تعیین آستانه بی هوازی استفاده کرد. همچنین برآورد آستانه بی هوازی براساس نسبت تبادل تنفسی بیشترین همسبتگی با برآورد آستانه براساس لاکتات خون را دارد . در این پژوهش بهترین روش در برآورد آستانه بی هوازی استفاده از پارامترهای گازی است.
۱۹.

اثر مصرف مکمل امگا 3 بر مقدار سرمی پروستاگلاندین ای 2 زنان ورزشکار پس از یک وهله فعالیت ورزشی درمانده ساز

کلید واژه ها: زنان ورزشکارفعالیت ورزشیپروستا گلاندین ای 2مکمل امگا 3

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۱۴ تعداد دانلود : ۱۰۲۱
در پژوهش حاضر اثر مصرف مکمل امگا 3 بر مقدار سرمی پروستاگلاندین ای 2 پس از یک وهله فعالیت ورزشی درمانده ساز بررسی شده است. در این پژوهش 22 دانشجوی دختر ورزشکار با میانگین سنی، تودة بدن و حداکثر اکسیژن مصرفی به ترتیب 78 /0 ± 17 /21، 32 /2 ± 24 /21 و 97 /4 ± 55 /40 به دو گروه دارونما و مکمل تقسیم شدند. گروه مکمل روزانه 1 عدد کپسول امگا 3 حاوی ایکوساپنتانوییک اسید (EPA) و دکوساهگزانوییک اسید (DHA) و گروه دارونما کپسول دارونما را در طول 3 هفته مصرف کردند. نمونه های خونی در ابتدا و پایان دوره مکمل سازی پیش و پس از فعالیت ورزشی درمانده ساز جمع آوری و پروستاگلاندین ای 2 سرم آنها به روش الایزا اندازه گیری شد. داده ها به وسیلة آنالیز واریانس دوراهه در سطح 05 /0 P< تجزیه-وتحلیل شد. نتایج نشان داد پروستاگلاندین ای 2 پس از فعالیت بدنی افزایش داشته است (05 /0 P<). مصرف مکمل موجب کاهش معنادار پروستا گلاندین ای 2 ناشی از تمرین شد (05 /0 P<). یافته ها نشان می دهد که مصرف مکمل امگا 3 می تواند موجب کاهش پاسخ التهابی به فعالیت ورزشی درمانده ساز شود.
۲۰.

برآورد شاخص های توان هوازی بیشینه نوجوانان: مقایسه پنج پروتکل

کلید واژه ها: نوجوانانحداکثر اکسیژن مصرفیتوان هوازی بیشینه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۰۹ تعداد دانلود : ۸۹۲
در تحقیق حاضر، 60 نوجوان پسر (سن: 0.811 ± 17 سال، قد: 8.17 ± 184 سانتی متر، وزن: 10.39± 85 کیلوگرم، و شاخص توده بدنی 3.83± 20.80) در پژوهش شرکت کردند. به منظور برآورد توان هوازی بیشینه (%MHR، %VO2max، Peak VO2، VO2max و VO2max بر پایه Peak W)، نوجوانان آزمونها مخصوص نوار گردان GXT، ارگومتر PWC195 و PWC212، و آزمونهای میدانی 5 دقیقه دویدن (5-RFT) و 1 مایل دویدن را در مراحل مختلف تحقیق اجرا کردند. نتایج پژوهش نشان داد در مقایسه با قدر مطلق میانگین انحرافات مقادیر بیشینه اکسیژن مصرفی به دست آمده از آزمونها، آزمون 1 مایل دویدن تفاوت معناداری با آزمون شاخص GXT نداشت (p=0.092). از نظر مقایسه میانگین درصد اکسیژن مصرفی بیشینه، اختلاف معناداری با آزمون GXT مشاهده نشد. (p=0.381). در مقایسه Peak VO2 آزمونها، بین 5-RFT با حداکثر اکسیژن مصرفی همان آزمون تفاوت معناداری وجود نداشت (p= 0.735)، ولی درصد حداکثر ضربان قلب بیشینه آزمونهای PWC195 و PWC212 تفاوت معناداری با آزمون شاخص GXT نداشتند (p=0.449). اما در مقایسه اکسیژن مصرفی به دست آمده از وات، این دو آزمون اختلاف معناداری با آزمون اوج وات نشان دادند. در مجموع نتایج به دست آمده نشان می دهند آزمون 1 مایل دویدن، توان هوازی بیشینه نوجوانان پسر را مشابه آزمون نوارگردان GXT برآورد می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان