ارسلان دمیرچی

ارسلان دمیرچی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۸ مورد.
۱.

اثر دو شدت تمرین هوازی بر سطوح لیپوکالین-2، اینترلوکین-1 بتا و شاخص مقاومت به انسولین در مردان چاق غیرفعال

کلید واژه ها: چاقیالتهابشدت تمرینات هوازیلیپوکالین-2اینترلوکین-1 بتاو مقاومت به انسولین

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی علم تمرین
  3. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی بیوشیمی و متابولیسم ورزشی
تعداد بازدید : ۱۲۷۴ تعداد دانلود : ۵۶۲
پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اثر دو شدت تمرین هوازی بر تغییرات لیپوکالین-2، اینترلوکین-1 بتا و شاخص مقاومت به انسولین (HOMA-IR) روی 27 مرد چاق غیرفعال (سن = 5 ± 9/43 سال، شاخص توده بدن = 5/1 ± 8/31 (kg/m2) و VO2max = 8/1±8/31 ml/kg/min) انجام شد. آزمودنی ها به طور تصادفی به سه گروه مساوی شدت متوسط، شدت بالا و بی تمرین تقسیم شدند. گروه های تمرین در یک برنامه دویدن روی نوارگردان (12 هفته، هفته ای 3 جلسه و هر جلسه 45 دقیقه) شرکت کردند. شدت تمرین برای گروه اول برابر با 55-45 و برای گروه دوم برابر با 75-65 درصد VO2max بود. نتایج آزمون ANOVA نشان داد 12 هفته تمرین هوازی موجب کاهش معنی داری در مقادیر لیپوکالین-2 سرُم (از 2/11±1/53 به 1/8±5/43 g/Lµ) آزمودنی های گروه شدت بالا شده بود (05/0p<) و این کاهش، نسبت به گروه های شدت متوسط (از 3/10±2/52 به 5/8±5/47 g/Lµ) و بی تمرین (از 7/9±1/54 به 9/11±2/53 g/Lµ) معنی دار بود (05/0p<). تمرین هوازی کاهش معنی داری را در مقادیر اینترلوکین-1 بتا گروه های شدت بالا (از 315±51/1721 به 218±85/1429 pg/mL) و شدت متوسط (از 289±26/1684 به 302±12/1344 pg/mL) ایجاد کرده بود (05/0p<). در میزان کاهش، بین دو گروه تفاوت معنی داری دیده نشد؛ اما نسبت به گروه بی تمرین (از 254±65/1701 به 272±82/1711 pg/mL) به طور معنی داری کمتر بود (05/0p<). شاخص مقاومت به انسولین نیز در دو گروه شدت متوسط (از 8/0±01/3 به 8/0±61/2) و شدت بالا (از 9/0±87/2 به 6/0±84/1) به طور معنی داری کاهش یافته بود (05/0p<) و نسبت به گروه بی تمرین (از 7/0±95/2 به 9/0±11/3) نیز اختلاف معنی داری مشاهده شد (05/0p<). به طور کلی، این یافته ها پیشنهاد می کند برای کاهش مقادیر لیپوکالین-2 نسبت به اینترلوکین-1 بتا و شاخص مقاومت به انسولین، احتمالاً به تمرین با شدت بالاتری از 55-45 درصد VO2max نیاز است.
۲.

اثر شدت فعالیت هوازی بر انرژی دریافتی، اشتها و هورمون های تنظیم کننده انرژی در مردان جوان غیر فعال

کلید واژه ها: اشتهاانرژی دریافتیهورمون های تنظیم کننده انرژیفعالیت ورزشی هوازی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی علم تمرین
  3. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی بیوشیمی و متابولیسم ورزشی
تعداد بازدید : ۷۸۴ تعداد دانلود : ۳۶۰
تحقیق حاضر با هدف بررسی آثار فعالیت هوازی با شدت کم و زیاد بر انرژی دریافتی، اشتها و هورمون های تنظیم کننده انرژی انجام شد. شانزده مرد سالم غیر فعال (سن44/1 ±09/ 22 سال، قد 33/6±55/172 سانتیمتر، وزن 90/8±55/70 کیلوگرم، درصد چربی بدن 30/4±95/17) به صورت تصادفی به دو گروه فعالیت با شدت کم (55 درصد حداکثر ضربان قلب ذخیره به مدت 45 دقیقه) و فعالیت با شدت زیاد (75 درصد حداکثر ضربان قلب ذخیره به مدت 30 دقیقه) تقسیم شدند. آزمودنی ها به صورت تقاطعی متعادل، دو شرایط آزمایشی 5 روز کنترل (بدون فعالیت ورزشی) و 5 روز فعالیت را پشت سر گذاشتند. آزمودنی ها غذای مصرفی خود را در طول هر پنج روز وزن کرده و در برگه روزانه ثبت کردند. اشتهای آزمودنی ها هر روز صبح با مقیاس دیداری (VAS) ثبت شد. غلظت هورمون گرلین، لپتین، انسولین و گلوکز در صبح روز ششم در حالت ناشتا پس از شرایط کنترل و فعالیت اندازه گیری شد. تغییر معناداری در انرژی دریافتی مطلق، اشتها، غلظت هورمون گرلین و لپتین در هیچ یک از گروه ها مشاهده نشد (05/0P>)؛ اما انرژی دریافتی نسبی به طور معناداری در گروه با شدت کم کاهش یافت (018/0P=). همچنین کاهش معناداری در غلظت انسولین (041/0P=) و گلوکز (022/0P=) در گروه با شدت زیاد مشاهده شد. چنین می توان نتیجه گیری کرد که فعالیت هوازی با شدت کم در ایجاد تعادل منفی موثرتر از فعالیت هوازی با شدت زیاد عمل می کند. همچنین فعالیت هوازی با شدت زیاد در کاهش غلظت انسولین و گلوکز بهتر از فعالیت هوازی با شدت کم عمل می کند.
۳.

مقایسة اثر تمرینات با حجم بالا و تمرینات با شدت بالا بر مقدار تجمع لاکتات، زمان اجرا و میزان بهبود 2VO اوج در دوندگان استقامتی 10-14 ساله

کلید واژه ها: لاکتاتفعالیت های تناوبیاکسیژن مصرفیتبادل تنفسینسبت دوندة استقامتی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی علم تمرین
  3. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی فیزیولوژی ورزشی کاربردی
تعداد بازدید : ۸۱۸ تعداد دانلود : ۳۳۳
پژوهش حاضر با هدف مقایسة اثر تمرینات با حجم بالا و تمرینات با شدت بالا بر مقدار تجمع لاکتات، زمان اجرا و میزان بهبود اوج اکسیژن مصرفی (VO2peak) در دوندگان استقامتی 10-14 ساله انجام شد. بیست دانش آموز دوندة استقامتی پسر با سن 32/2±5/12 سال، قد 27/3±62/154 سانتی متر، وزن 12/5±5/34 کیلوگرم، حداکثر ضربان قلب 1/3±5/207 ضربه در دقیقه و اوج اکسیژن مصرفی 22/3±45/36 میلی لیتر بر کیلوگرم در دقیقه به صورت متقاطع و در دو حالت در گروه های فعالیتی A و B در دو مدل فعالیت تناوبی با شدت بالا و حجم پایین (HT) (60 ثانیه فعالیت با شدت90٪ 2VOاوج و 60 ثانیه استراحت با شدت 30٪ 2VOاوج) به مدت 30 دقیقه و با شدت پایین و حجم بالا (VT) (60 ثانیه فعالیت با شدت 65٪ 2VO اوج و 60 ثانیه استراحت با شدت 30٪ 2VOاوج) به مدت 60 دقیقه طی دو دورة شش هفته ای و به فاصلة پنج هفته از یکدیگر، به صورت داوطلبانه شرکت کردند. اوج اکسیژن مصرفی، نسبت تبادل تنفسی (RER)، رکورد دوی 1500 متر و لاکتات پلاسمای آزمودنی ها، هنگام فعالیت های تناوبی مختلف ثبت شد. به منظور مقایسة تفاوت میانگین ها از آزمون آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معناداری (05/0P≤) استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان داد در m1500T آزمودنی ها بین پیش و پس از آزمون نوع فعالیت HT، کاهش معناداری داشتند و این تفاوت بین مدل فعالیتی HT نسبت به مدل فعالیتی VT معنادار بود (05/0P<). در مورد متغیرهای RER و لاکتات بیشینه (Lacmax)، کاهش معناداری بین پیش و پس از استفاده از مدل فعالیتی HT نسبت به مدل فعالیتی VT مشاهده شد (05/0P<). در مورد متغیر 2VO اوج این نتایج نشان داد که با استفاده از این دو مدل فعالیتی، افزایش معناداری بین مقادیر پیش و پس از فعالیت به وجود آمد (05/0P<). بر اساس این یافته ها می توان نتیجه گیری کرد که مدل فعالیتی HT نسبت به مدل فعالیتی VT در مورد متغیرهای RER، peak2VO، Lacmax و m1500T کارایی بالاتری دارد و با توجه به محدودیت زمانی در برنامة تمرینی این گروه از ورزشکاران، این مدل تمرینی ممکن است جایگزین خوبی برای مدل های تمرینی طولانی مدت و خسته کننده به لحاظ دورة زمانی باشد.
۴.

سینماتیک مفصل زانو در اجرای شوت رو پای فوتبالیست های زانو پرانتزی و نقش گشتاور عضلات ران و زانو

کلید واژه ها: شوت روی پازاویهسرعت زاویه ایسرعت شوتگشتاور عضلات

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹۲ تعداد دانلود : ۷۵۳
تاکنون مقایسه ای بین عملکرد فوتبالیست های زانو پرانتزی و زانو طبیعی در اجرای مهارت های فوتبال انجام نشده است. هدف مطالعه حاضر این است که ضمن بررسی تفاوت متغیرهای سینماتیکی مفصل زانو و سرعت شوت روی پا در دو زاویه دورخیز دلخواه و 45 درجه میان فوتبالیست های زانو پرانتزی و زانو طبیعی، رابطه سرعت شوت را با گشتاور عضلات زانو و ران بررسی کند. 9 فوتبالیست زانو پرانتزی (سن: 3/3 ± 9/24، وزن: 4/6 ± 9/69، قد: 06/0 ± 78/1) و 9 فوتبالیست با زانوی طبیعی (سن: 6/5 ± 4/25، وزن: 1/7 ± 2/72، قد: 07/0 ± 78/1) در این مطالعه شرکت داشتند. متغیرهای سینماتیکی به¬وسیله دستگاه آنالیز حرکت، سرعت توپ با استفاده از دو دوربین دیجیتال سرعت بالا و گشتاور عضلات به¬وسیله قدرت سنج دستی اندازه گیری شد. زاویه زانو در سطح فرونتال در هر دو زاویه دورخیز در گروه زانو پرانتزی بیشتر بود، اما این تفاوت فقط در شوت های با زاویه دورخیز 45 درجه معنی دار بود (05/0 > p). در هر دو زاویه دورخیز تفاوت معنی داری در حداکثر سرعت زاویه ای زانوی پای ضربه و سرعت توپ مشاهده نشد (05/0 ≤ p) و در نهایت آزمون همبستگی نشان داد بین نسبت گشتاور عضلات اکستنسور به فلکسور زانو و سرعت شوت فوتبالیست های زانو پرانتزی و طبیعی در زاویه دورخیز دلخواه رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد (05/0 > p). با این حال بین نسبت قدرت عضلات اداکتور به ابداکتور ران با سرعت شوت رابطه معنی داری مشاهده نشد (05/0 ≤ p). یافته ها نشان داد با توجه به زاویه دورخیز و محل قرارگیری هدف، سرعت شوت در بازیکنان زانو پرانتزی و زانو طبیعی تفاوت معنی¬داری نداشت و با توجه به پیشینه مطالعات نقش مهم عضلات اکستنسور زانو در اجرای شوت تأیید شد.
۵.

اثر فعالیت ورزشی ترکیبی بر سطوح هورمون جنسی متصل به گلوبولین در زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان

کلید واژه ها: سرطان پستانفعالیت ورزشی ترکیبیهورمون جنسی متصل به گلوبولین

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸۲ تعداد دانلود : ۵۷۱
تحقیقات نشان داده اند که کاهش سطوح هورمون جنسی متصل به گلوبولین (SHBG)، ممکن است خطر ابتلا به سرطان پستان و بازرخداد آن را در زنان یائسه افزایش دهد. هدف این پژوهش بررسی اثر 15 هفته فعالیت ورزشی ترکیبی بر سطوح SHBG در زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان بود. به این منظور 29 زن یائسه مبتلا به سرطان پستان به دو گروه تجربی (میانگین سن 21/6 ± 14/57 سال) و کنترل (میانگین سن 43/6 ± 33/57 سال) تقسیم شدند. گروه تجربی به مدت 15 هفته، هر هفته 4 جلسه (2 جلسه پیاده روی و 2 جلسه تمرین مقاومتی) به فعالیت ورزشی پرداختند. در این مدت گروه کنترل در هیچ برنامه فعالیت ورزشی یا بدنی شرکت نکردند. وزن بدن،BMI،WHR و سطوح سرمی SHBG پیش و پس از 15 هفته اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس (ANCOVA)انجام گرفت (05/0p). یافته های پژوهش حاضر حاکی از اثر معنی-دار فعالیت ورزشی ترکیبی بر وزن بدن،BMI و سطوح سرمی SHBGزنان یائسه مبتلا به سرطان پستان بود (05/0p< ). در گروه تجربی، پس از 15 هفته، وزن بدن و BMI به طور معنی دار کاهش و سطوح سرمی SHBG به طور معنی دار افزایش یافته بود. ازآنجا که افزایش سطوح سرمی یا پلاسمایی SHBG، خطر ابتلا به سرطان پستان و یا بازرخداد آن را کاهش می دهد، فعالیت ورزشی ترکیبی همزمان با درمان سرطان پستان ممکن است با افزایش سطوح SHBG خطر بازرخداد آن را کاهش دهد.
۶.

اثر فعالیت ورزشی ترکیبی بر تراکم استخوان زنان یائسه مبتلا به سرطان سینه

کلید واژه ها: سرطان سینهزنان یائسهتراکم استخوانیفعالیت ورزشی ترکیبی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸۷ تعداد دانلود : ۷۱۶
درمان های سرطان سینه مانند شیمی درمانی و هورمون درمانی ممکن است خطر افزایش پوکی استخوان را افزایش دهند. از طرفی به نظر می رسد فعالیت ورزشی آثار مثبتی بر تراکم استخوان داشته باشد. بنابراین هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر فعالیت ورزشی ترکیبی بر تراکم استخوانی (BMD) زنان یائسه مبتلا به سرطان سینه است.29 زن مبتلا به سرطان سینه (31/6 ± 27/58 سال) که جراحی، شیمی درمانی و پرتودرمانی دریافت کرده و تحت هورمون درمانی بودند، به دو گروه تجربی و کنترل تقسیم شدند. آزمودنی های گروه تجربی 15 هفته فعالیت ورزشی شامل پیاده روی (2 جلسه در هفته) و تمرینات مقاومتی (2 جلسه در هفته و متفاوت از روزهای پیاده روی) داشتند. آزمودنی های گروه کنترل در هیچ برنامه فعالیت ورزشی شرکت نمی-کردند. وزن بدن، شاخص توده بدن (BMI)، VO2peak و تراکم استخوان ران و مهره های کمری در دو گروه، پیش و پس از 15 هفته اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شد. پس از 15 هفته، بین وزن، BMI و VO2peak در گروه های کنترل و تجربی تفاوت معنی داری مشاهده شد (05/0P<). در گروه تجربی، پس از 15 هفته، وزن بدن و BMI کاهش و VO2peak افزایش یافت، ولی تفاوت معنی داری میان دو گروه در BMD مجموع مهره های کمری (096/0=P، 98/2=F) و استخوان ران (147/0=P، 95/0=F) مشاهده نشد. می توان نتیجه گرفت که 15 هفته فعالیت ورزشی ترکیبی اثر مثبتی بر BMD زنان یائسه مبتلا به سرطان سینه ندارد.
۷.

مقایسه حداکثر اکسیداسیون چربی (MFO) در دانشجویان زن و مرد غیرورزشکار

کلید واژه ها: جنسیتحداکثر اکسیداسیون چربی (MFO)توده بدون چربی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷۰ تعداد دانلود : ۶۲۶
از تحقیق حاضر عبارت است از مقایسه اکسیداسیون چربی بین دانشجویان زن و مرد غیرورزشکار. 10 مرد و 10 زن غیرورزشکار فعالیت دوی فزاینده ای را با مراحل 3 دقیقه ای روی نوارگردان اجرا کردند. در طول آزمون با استفاده از روش کالری سنجی غیرمستقیم میزان اکسیداسیون چربی اندازه گیری شد. متغیرهای حداکثر اکسیداسیون چربی (MFO) و شدت متناسب با آن (Fatmax) در هر فرد تعیین شد. با آزمون آماری t مستقل میانگین مقادیر بین دو گروه مقایسه شد. میزان مطلق اکسیداسیون چربی (g/min) به طور معناداری در همه شدت های نسبی فعالیت در مردان بالاتر از زنان بود (05/0≥P). اما در میزان نسبی اکسیداسیون چربی (g/min/kg ffm) تفاوتی بین دو گروه مشاهده نشد. میزان MFO در مردان به طور معناداری بالاتر از زنان بود (به ترتیب 07/0±26/0 و 05/0±17/0 گرم در دقیقه؛ 05/0≥P). با وجود این، MFO در دو گروه، در شدت های یکسانی رخ داد (مردان 7/7±1/41 و زنان 8/7±2/40 درصد max2VO). میزان اکسیداسیون کربوهیدرات در شدت های بالاتر از 40 درصد max2VO در مردان بیشتر از زنان بود و سهم نسبی اکسیداسیون چربی در تامین انرژی زمان فعالیت بین دو گروه تفاوت معناداری نداشت. 56 درصد از تغییرات اکسیداسیون چربی به واسطه عوامل max2VO و FFM تبیین شد. نتایج تحقیق حاضر نشان داد مقادیر اکسیداسیون چربی و MFO در مردان نسبت به زنان بیشتر است اما اگر دو گروه از لحاظ آمادگی بدنی و توده عضلانی همتراز باشند، ممکن است زنان اکسیداسیون چربی بالاتری داشته باشند.
۸.

مقایسه میانگین و اوج ضربان قلب، اکسیژن مصرفی و درک فشار کار در فعالیت های تناوبی مختلف باشدت VO2max

کلید واژه ها: ضربان قلبفعالیت های تناوبیاکسیژن مصرفیدرک فشار کاردونده استقامتی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱۲ تعداد دانلود : ۸۶۳
هدف از این پژوهش، مقایسه میانگین و اوج اکسیژن مصرفی و ضربان قلب و درک فشار کار در فعالیت های تناوبی مختلف با شدت VO2max (حداقل سرعتی که فرد به VO2max خود می رسد) است. 8 دانشجوی دونده استقامتی پسر با قد 98/4±62/174 سانتی متر، سن 92/2±5/25 سال، وزن 34/7±5/69 کیلوگرم و توان هوازی 22/3±38/47 میلی لیتر بر کیلوگرم در دقیقه به صورت تصادفی در سه فعالیت تناوبی با نسبت فعالیت به استراحت 30 ثانیه به 15 ثانیه (IT1)، 60 ثانیه به 30 ثانیه (IT2) و120 ثانیه به 60 ثانیه (IT3) شرکت کردند. میانگین و اوج اکسیژن مصرفی و ضربان قلب با استفاده از گازآنالایزر و میزان درک فشار کار توسط شاخص بورگ، هنگام فعالیت های تناوبی مختلف ثبت شد. به منظور مقایسه تفاوت میانگین ها از آزمون آماری تحلیل واریانس یک طرفه و در صورت وجود تفاوت معنیدار از آزمون تعقیبی توکی استفاده شد. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد بین میانگین و اوج اکسیژن مصرفی و ضربان قلب در گروه های IT1 و IT3 و در درک فشار کار بین همه گروه ها، تفاوت مثبت معنی داری وجود دارد (05/0P<). این نتایج نشان می دهد که تناوب های کوتاه تر با بالا نگاه داشتن ضربان قلب و پایین نگاه داشتن میزان درک فشار کار در طی فعالیت، نه تنها زمان فعالیت را افزایش می دهد، بلکه موجب پیشرفت و بهبود در VO2max و عملکرد فرد نسبت به تناوب های طولانی تر می شود.
۹.

اثر فعالیت ورزشی ترکیبی بر برخی متغیرهای آنتروپومتریکی و فیزیولوژیک

کلید واژه ها: سرطان پستانفشار خونظرفیت هوازیمتغیرهای آنتروپومتریکزنان یائسه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸۰ تعداد دانلود : ۶۱۰
اضافه وزن و BMI بالا در دوران یائسگی و پس از آن، به طور معنی داری خطر ابتلا به سرطان پستان را افزایش می دهند. از طرفی، به نظر می رسد فعالیت ورزشی بر وزن بدن و BMI اثر داشته باشد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر فعالیت ورزشی ترکیبی بر برخی متغیرهای آنتروپومتریکی و فیزیولوژیک زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان بود. به این منظور 29 زن 50 تا 65 سال یائسه مبتلا به سرطان پستان که جراحی، شیمی درمانی و پرتودرمانی دریافت کرده و در حال حاضر تحت دارودرمانی بودند، به دو گروه تجربی و شاهد تقسیم شدند. گروه تجربی به مدت 15 هفته و هر هفته 4 جلسه (دو جلسه پیاده روی و 2 جلسه تمرین مقاومتی) به فعالیت ورزشی پرداختند. در این مدت گروه شاهد در هیچ فعالیت ورزشی یا بدنی شرکت نکردند. وزن بدن، BMI، WHR، Vo2max و فشار خون، پیش و پس از 15 هفته اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس (ANCOVA) انجام گرفت. یافته های پژوهش حاکی از تفاوت معنی دار Vo2max و ضربان قلب استراحت بین دو گروه پس از 15 هفته تمرین بود (05/0p< ). همچنین بین وزن بدن، WHR و BMI دو گروه پس از 15 هفته تفاوت معنی داری مشاهده شد (05/0p< ). در واقع، فعالیت ورزشی بر Vo2max،ضربان قلب استراحت، وزن بدن، WHR و BMI زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان اثر معنی دار دارد. با این حال، بین فشار خون دو گروه پس از 15 هفته، تفاوت معنی داری مشاهده نشد. این به معنای آن است که فعالیت ورزشی ترکیبی بر فشار خون زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان تاثیر معنی داری ندارد. با توجه به یافته های این پژوهش می توان گفت که فعالیت ورزشی ترکیبی اثر مطلوبی بر برخی متغیر های آنتروپومتریک و فیزیولوژیک زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان دارد.
۱۰.

مقایسه هزینه انرژی راه رفتن در دامنه ای از سرعت ها بین دختران چاق و با وزن طبیعی

کلید واژه ها: هزینه انرژیمیزان هزینه انرژی ناخالصمیزان هزینه انرژی خالص

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۰ تعداد دانلود : ۲۷۱
هدفِ پژوهش حاضر بررسیِ هزینه انرژی راه رفتن در دامنه ای از سرعت ها بین دو گروه دانشجویان دختر غیرورزشکار چاق و با وزن طبیعی بوده است. آزمودنی های این پژوهش را تعداد 19 دختر دانشجو که بر اساس شاخص توده بدن(BMI)به دو گروه چاق (9 n= 7/1±1/32=BMI کیلوگرم بر متر مربع) و با وزن طبیعی(10 n= 4/1±4/21= BMI کیلوگرم بر متر مربع) تقسیم شدند تشکیل دادند. برای اندازه گیری هزینه انرژی آزمودنی ها VO2 و VCO2 آزمودنی ها هنگامی که در شش سرعت (5/0 75/0 1 25/1 75/1 متر بر ثانیه؛ در دوره های پنج دقیقه ای و بین هر دوره پنج دقیقه استراحت) راه می رفتند توسط دستگاه تحلیل گر گاز اندازه گیری شد. هزینه انرژی ایستادن در ابتدای آزمون و در شرایطی که آزمودنی ها بدون هیچگونه تحرکی ایستاده بودند به مدت پنج دقیقه اندازه گیری شد. نتایج آزمون افزایش معناداری در میزان هزینه انرژی ناخالص (8/0± 31/4) و میزان هزینه انرژی خالص ( 6/0± 2/3) گروه چاق در مقایسه با میزان هزینه انرژی ناخالص (5/0± 13/3) و میزان هزینه انرژی خالص (5/0± 2/1) گروه با وزن طبیعی نشان داد. این در حالی است که وقتی داده ها را نسبت به وزن بدن استاندارد کردیم تفاوت بین دو گروه در رابطه با هر دو میزان هزینه انرژی ناخالص و خالص معنادار نبوده است. بر این اساس میزان هزینه انرژی ناخالص افراد چاق بیشتر از افراد با وزن طبیعی است؛ این تفاوت در میزان هزینه انرژی خالص دو گروه نیز وجود دارد اما به دلیل میزان هزینه انرژی ایستاده کمتر در افراد چاق مقدار آن کمتر می باشد. با توجه به نتایج به دست آمده به نظر می رسد وزن بدن عامل اصلی تفاوت هزینه انرژی در سرعت های مختلف راه رفتن بین زنان چاق و با وزن طبیعی باشد اما موارد دیگری نظیر: عوامل بیومکانیکی و فیزیولوژیکی نیز نقش مؤثری در این افزایش دارند.
۱۱.

آثار چاقی بر اکسیداسیون چربی و کربوهیدرات در طی فعالیت زیر پیشینه

کلید واژه ها: چاقیاکسیداسیون چربیکربوهیدراتفعالیت ورزشی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰۲ تعداد دانلود : ۵۸۱
ظرفیت اکسیداسیون چربی و کربوهیدرات در طول فعالیت نقشی مهم در نوع سوبسترای مصرفی و ذخیره سازی انرژی در بدن دارد. هدف از این پژوهش بررسی اثر چاقی بر اکسیداسیون چربی و کربوهیدرات در هنگام فعالیت ورزشی می باشد. 6 مرد چاق و 6 مرد لاغر (شاخص توده بدن به ترتیب برابر با22/1± 55/29 و35/1± 27/18 کیلوگرم بر متر مربع) غیرفعال و بزرگسال (سن به ترتیب 83/0 ±50/ 22 و 32/1 ± 83/21 سال، قد 12/9 ± 174 و 75/4 ± 17/175 سانتی متر، وزن 85/8 ± 31/89 و 58/5± 1/56 کیلوگرم، چربی بدن 62/3 ± 38/26 و 92/3 ± 35/ 11 درصد)، 30 دقیقه دویدن روی نوارگردان را با شدت 60 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی در شرایط مشابه انجام دادند. جلسه آزمون در هنگام صبح و پس از 12 ساعت ناشتا انجام گرفت. اکسیژن مصرفی، هزینه انرژی و اکسیداسیون چربی/ کربوهیدرات در حین فعالیت به روش اسپیرومتری مدار باز و کالری سنجی غیرمستقیم با دستگاه گاز آنالایزر اندازه گیری و محاسبه شد. روش آماری آنالیز واریانس دوطرفه مکرر و آزمون t نشان داد که اکسیژن مصرفی(002/0 P =) و انرژی مصرفی(003/0 P =) در افراد چاق نسبت به افراد لاغر بیشتر بود، اما تفاوت معنی داری در نسبت اکسیداسیون چربی/ کربوهیدرات مشاهده نشد (394/0 P =). این یافته ها نشان می دهد که نوع اکسیداسیون چربی و کربوهیدرات در افراد چاق نسبت به لاغر در فعالیت ملایم و کوتاه مدت، تفاوتی ندارد و تفاوت در درصد چربی نمی تواند موجب تغییر در اکسیداسیون چربی و کربوهیدرات در فعالیت زیر بیشینه شود.
۱۲.

شیوع چاقی، اضافه وزن و پرفشاری خون و عوامل خطرزای مرتبط با آنها در مردان بزرگسال

کلید واژه ها: شیوه زندگیفعالیت بدنیچاقیفشارخون بالا

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱۵ تعداد دانلود : ۶۳۷
شیوع چاقی، پرفشاری خون، سطح فعالیت بدنی، و برخی رفتارها و ویژگی های مرتبط با سبک زندگی در 1218 نفـر از رانندگان حمـل و نقـل عمومی درون شهری (رانندگان تاکسی) تهران (میانگین سن شرکت کنندگان 3/12 ± 5/42 سال و وزن آن ها 6/14 ± 9/78 کیلوگرم) بررسی شد. درجه چاقی به شکل خودگزارش دهی و بر اساس رابطه قد به وزن، رفتارهای سبک زندگی، و عوامل دموگرافیک با پرسش نامه برگرفته از مطالعه آدامی و کوردرا (2003) منطبق با شرایط غذایی و سبک زندگی مدیترانه ای و سازگار با شرایط فرهنگی ایران، و فشار خون با فشارسنج دستی ارزیابی شدند. دامنه سن افراد بین 21 تا 71 سال بود. سن کمتر از 35 سال جوان، 36 تا 50 سال میان سال و بیشتر از 50 سال سالمند تعریف شدند. اضافه وزن با شاخص توده بدن 2 kg/m9/29-25 و چاقی با شاخص توده بدن 2kg/m 30< تعریف شد. پرفشاری خون نیز بر اساس معیار سازمان بهداشت جهانی مشخص شد. برای بررسی اختلاف و روابط معناداری بین متغیرها از آزمون های تحلیل واریانس کروسکال والیس، t استودنت، 2 و رگرسیون چندمتغیره استفاده شد. یافته ها نشان داد شیوع چاقی، اضافه وزن، مجموع چاقی و اضافه وزن و پرفشاری خون به ترتیب 6/40، 6/26، 2/67 و 4/35 درصد است. شیوع چاقی، اضافه وزن و پرفشاری خون با افزایش سن، کاهش فعالیت بدنی، سابقه بیماری های مرتبط با قلب و عروق، پایین بودن سطح سواد، افزایش درآمد و بیشتر بودن تعداد اعضای خانواده بیشتر می شد (05/0>p). همچنین، بین چاقی و پرفشاری خون در همه گروه های سنی رابطه معناداری وجود داشت (0001/0>p) و بیشترین شیوع چاقی (3/50 درصد) و پرفشاری خون (1/71 درصد) در گروه سنی بیشتر از 50 سال مشاهده شد (05/0>p). و بالاخره در همه گروه های سنی بیشترین درصد شیوع پرفشاری خون در افراد چاق مشاهده شد. به طورکلی، 2/67 درصد رانندگان تاکسی شهر تهران دارای اضافه وزن و چاق بودند. بین الگوهای غذایی و مقادیر شاخص توده بدن رابطه معناداری وجود نداشت. اما بین چاقی و برخی عادت های غذایی مانند مصرف غذاهای پرچرب و شیرینی جات، میان وعده ها، و دسر بعد از غذا رابطه مثبت (05/0>p) و با انجام فعالیت بدنی منظم و افزایش مراقبت های غذایی بدون توجه به کیفیت آن ها، رابطه منفی وجود داشت. به نظر می رسد پیشگیری از چاقی که یکی از مهم ترین مشکلات تهدیدکننده سلامت عمومی است، همچنین پیشگیری از عواملی که موجب شیوع آن می شوند، مانند عادت های غذایی نامطلوب و کمبود فعالیت بدنی، بیش از پیش در جامعه ایرانی ضرورت دارد تا از بروز بیماری های مرتبط با آن ها جلوگیری شود.
۱۳.

مقایسه میزان اکسایش چربی در دامنه شدت های فعالیت دویدن دانشجویان پسر غیرورزشکار

کلید واژه ها: شدت فعالیتحداکثر اکسایش چربی (MFO)Fatmax

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۵ تعداد دانلود : ۴۴۲
هدف تحقیق حاضر عبارت است از مقایسه میزان اکسایش چربی در دامنه ای از شدت های مختلف فعالیت دویدن تا شدتی از فعالیت بدنی (Fatmax) با حداکثر اکسایش چربی (MFO). 15 دانشجوی غیر ورزشکار دانشگاه گیلان با سن 2/2±3/21 سال، وزن 3/8±0/71 کیلوگرم، قد 1/4±5/172 سانتی متر، BMI 3/1±23 کیلوگرم بر مترمربع، چربی بدن 6/4±3/18 درصد، و ml/kg/min 2/4±8/38 max2VO، فعالیت دوی فزاینده ای با مراحل 3 دقیقه ای را روی نوارگردان اجرا کردند. در طول آزمون با استفاده از روش کالری سنجی غیرمستقیم میزان اکسایش چربی محاسبه شد. تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی، میزان اکسایش چربی در 7 سطح از شدت فعالیت مقایسه شدند. نتایج آزمون در هر نفر به منظور رسم نیمرخ شدت فعالیت- اکسایش چربی به کار رفت. نتایج تحقیق نشان داد شدت Fatmax برابر است با 3/8±4/40 درصد max2VO معادل 0/8±3/52 درصد ضربان قلب بیشینه افراد. محدوده Fatmax در دامنه 3/5±8/31 و 0/8±46 درصد max2VO قرار داشت. سهم اکسایش چربی در تامین انرژی مصرفی با شدت 2/12±9/84 درصد max2VO مطابق با 5/5±1/90 درصد ضربان قلب بیشینه ناچیز است. به علاوه دامنه بین 5/6±6/49 و 5/9±4/58 درصد ضربان قلب بیشینه در محدوده Fatmax قرار دارد. به طور کلی، نتایج نشان داد با افزایش شدت فعالیت دویدن، میزان اکسایش چربی نیز تا حداکثر مقدار آن در شدت Fatmax بالا می رود. با این حال، در شدت های بالاتر از Fatmax، میزان آن افت می یابد.
۱۴.

مقایسه سرعت ترجیحی و هزینه انرژی راه رفتن بین زنان چاق و با وزن طبیعی

کلید واژه ها: سرعت راه رفتن ترجیحیهزینه انرژی در واحد مسافتسرعت بهینه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲۸ تعداد دانلود : ۳۸۱
هدف از پژوهش حاضر، بررسی و مقایسه سرعت راه رفتن ترجیحی (PWS) و هزینه انرژی راه رفتن در دامنه ای از سرعت ها بین زنان چاق و با وزن طبیعی می باشد. آزمودنی های این پژوهش را 19 دختر دانشجوی غیرورزشکار تشکیل می دادند که بر اساس شاخص توده بدن به دو گروه چاق (9 n= ،7/1±1/32= شاخص توده بدن) و با وزن طبیعی (10 n= ،4/1±4/21= شاخص توده بدن) تقسیم شدند. حداکثر اکسی ژن مصرفی آزمودنی ها با استفاده از پروتکل بروس اصلاح شده و توسط دستگاه گازآنالایزر تعیین شد. PWS آزمودنی ها در پیست دو و میدانی و در مسافت 70 متری اندازه گیری شد. هزینه انرژی آزمودنی ها در 6 سرعت راه رفتن (5/0، 75/0، 1، 25/1، 75/1 متر بر ثانیه؛ در دوره های 5 دقیقه ای و بین هر دوره 5 دقیقه استراحت) بر روی تردمیل توسط دستگاه گازآنالایزر اندازه گیری شد. از آزمون t مستقل برای مقایسه قد، توده بدن، توده بدون چربی، درصد چربی بدن، VO 2max و PWS دو گروه و از آزمون آماری تحلیل واریانس دو طرفه با اندازه-گیری های مکرر برای مقایسه هزینه انرژی استفاده شد. نتایج آماری پژوهش نشان داد که بین PWS (1/0±2/1 متر بر ثانیه در مقابل 1/0±3/1 متر بر ثانیه) و هزینه انرژی در این سرعت (6/0±4 ژول بر کیلوگرم بر متر در مقابل 6/0±7/2 ژول بر کیلوگرم بر متر) در دختران چاق در مقایسه با وزن طبیعی تفاوت معنی داری وجود ندارد. سرعت بهینه در دختران چاق برابر با 23/1 متر بر ثانیه و در دختران با وزن طبیعی برابر با 3/1 متر بر ثانیه بود که انرژی مصرفی در این سرعت های به ترتیب 87/2 و 75/2 ژول بر کیلوگرم بر متر بود. بر اساس PWS و سرعت بهینه تعیین شده مشخص شد که هر دو گروه به طور طبیعی سرعتی را اتخاذ می کنند که در آن هزینه انرژی حداقل می باشد.
۱۵.

تاثیر تمرین هوازی بر وزن چربی احشایی موش های صحرایی اوارکتومی شده

کلید واژه ها: تمرین هوازیقداوارکتومی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲۳ تعداد دانلود : ۵۳۹
تغییر الگوی توزیع چربی در زنان یائسه با کاهش عملکرد تخمدان ها ارتباط دارد و این امر منجر به افزایش میزان شیوع بیماری های قلبی- عروقی پس از یائسگی می شود. لذا شناسایی روش های کم خطر برای کاهش چربی احشایی در شرایط فقدان استروژن اهمیت دارد. هدف از این پژوهش عبارت است از بررسی اثر تمرین هوازی بر وزن چربی احشایی موش های صحرایی اوارکتومی شده. برای این منظور، تعداد 32 سرموش صحرایی ماده 11 هفته ای از نژاد ویستار با میانگین وزن 36/13± 56/168 گرم به صورت تصادفی هدفدار در سه گروه (اوارکتومی شده و تمرین، شم، اوارکتومی شده) قرار گرفتند. دو هفته بعد از جراحی، موش ها به مدت 8 هفته ( هر هفته 5 روز و هر روز 60 دقیقه با سرعت 26 متر بر دقیقه و شیب 10 درجه) روی تردمیل جوندگان تمرین کردند. در پایان برنامه، همه حیوانات کشته شدند و چربی احشایی به روش جراحی باز استخراج و توزین گردید. برای آزمون فرضیه ها از تحلیل واریانس یکطرفه با آزمون تعقیبی شفه و آزمون t هم بسته استفاده شد. سطح معناداری آماری05/0 P< تعیین شد. نتایج نشان داد که بعد از 8 هفته، اختلاف در وزن بدن و چربی احشایی گروه های اوارکتومی شده و شم معنادار بود. بین وزن بدن گروه های تجربی و کنترل (اوارکتومی شده) بعد از 8هفته تمرین هوازی تفاوت معناداری مشاهده نشد، درحالی که اختلاف چربی احشایی آن ها معنادار بود. وزن بدن و وزن چربی احشایی گروه اوارکتومی شده و میانگین غذای مصرفی و قد گروه تجربی (اوارکتومی شده و تمرین) نسبت به دو گروه دیگر افزایش معناداری داشت. این یافته ها بیانگر نقش ورزش در کاهش چربی احشایی حتی در شرایط فقدان استروژن است.
۱۶.

مقایسه دیدگاه ها و انگیزه های دانشجویان ورزشکار ایرانی و غیرایرانی درباره فعالیت های بدنی و ورزشی

کلید واژه ها: انگیزشدانشجویان ورزشکار

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸۱ تعداد دانلود : ۵۰۴
افراد با انگیزه های متنوعی نیز در ورزش شرکت می کنند. یکی از عوامل اثرگذار بر رویکردهای مشارکت ورزشی، تفاوت های فرهنگی است. به این منظور، دیدگاه ها و انگیزه های 279 دانشجوی ورزشکار ایرانی و 310 دانشجوی ورزشکار روسی بررسی شد. این دانشجویان از دانشگاه های گیلان، مازندران، گرگان و دانشگاه های روسی شرکت کننده در سومین المپیاد ورزشی دانشگاه های حاشیه دریای خزر (تابستان 83، دانشگاه گیلان) شرکت کرده بودند. دیدگاه این افراد با پرسشنامه محقق ساخته ای و انگیزه آنان با پرسشنامه استاندارد شامل 14 سؤال 5 ارزشی لیکرت اندازه گیری شد. ثبات درونی پرسشنامه ها در دامنه 86/0 – 79/0 متغیر بود و داده های تحقیق با آزمون خی دو ویو من ویتنی در سطح 05/0 P≤ تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحقیق نشان داد که دیدگاه دانشجویان ایرانی و روسی در مورد تدثیر رشد شناختی و آگاهی های عمومی ورزشی بسیار به هم نزدیک بود، ولی در مورد تاثیر عاطفی – اجتماعی مشارکت ورزشی، دانشجویان ایرانی بر نقش اجتماعی ورزش و دانشجویان روسی بر نقش عاطفی ورزشی تاکید داشتند. در دانشجویان روسی انگیزه های رقابت، چالش و تعامل اجتماعی و در دانشجویان ایرانی انگیزه های سلامتی، لذت، وضعیت ظاهری و آسودگی و آرامش از دلایل مهم شرکت در فعالیت های ورزشی منظم بود.
۱۷.

تأثیر یک و دو جلسه تمرین ترکیبی استقامتی - مقاومتی بر توزیع مجدد زیر گروه های لکوسیتی خون مردان ورزشکار

کلید واژه ها: تمرین های همزمانلنفوسیت هامونوسیت ها

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲۶ تعداد دانلود : ۴۴۰
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر یک و دو جلسه تمرین منتخب شامل تمرین های ترکیبی استقامتی و مقاومتی در روز بر توزیع مجدد زیرگروه های لکوسیتی بود. بدین منظور 8 نفر از دانشجویان پسر رشته تـربیت بـدنی دانشگاه گیلان به صورت داوطلب در پژوهش حاضر شرکت کردند. در مدت 8 روز، آزمودنی ها 3 مرحله آزمون را انجام دادند؛ مرحله اول، استراحت در حالت پایه، مرحله دوم انجام تمرین های ترکیبی استقامتی (45 دقیقه فعالیت هوازی با شدت 75-70 درصد ضربان قلب بیشینه (معادل 60 درصد VO2max) با استفاده از چرخ کارسنج) و مقاومتی (45 دقیقه تمرین با 6 حرکت وزنه تمرینی در 3 دوره 8 تکراری با شدت 80 درصد 1RM) به مدت 90 دقیقه در بعدازظهر و مرحله سوم، انجام تمرین های ذکر شده در 2 نوبت صبح و بعدازظهر. برای اندازه گیری تعداد گلبـول های سفید و زیر گـروه های آن در فواصل زمانی گوناگون، در هر وهله cc 5 خون از ورید بازویی آزمو دنی ها گرفته شد و افراد پیش از اولین خونگیری، حداقل 12 ساعت ناشتا بودند. برای آزمون فرضیه های پژوهش، از آزمون T همبسته، تحلیل واریانس با انـدازه گیری های مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی استفاده شد. اختلاف میانگین ها در سطح 05/0 P? . قابل قبول بود. نتایج نشان داد در تعداد گلبول های سفید بلافاصله و 3 ساعت پس از یک جلسه تمرین تغییر معنی داری به وجود نمی آید ، اما در فواصل زمانی مذکور پس از دو جلسه تمرین افزایش معنی داری مشاهده می شود (05/0 P?). همچنین بین حالت پایه و 3 ساعت پس از هر دو برنامه (یک جلسه و دو جلسه تمرین در روز) افزایش معنی داری مشاهده شد (05/0 P?). به نظر می رسد این تغییرات بیشتر ناشی از افزایش معنی دار نوتـرو فیل ها و لنفـوسیت ها در فواصل زمانی پس از یک و دو جلسه تمرین بوده، اما تعداد مونـوسیت ها و ائوزنیوفیل ها در غالب فاصلـه هـای زمانی پس از تمرین ها تغییر معنی دارینداشته است. در نتیجه برای جلوگیری از اختلال در عملکرد سیستم ایمنی دقت نظر بیشتر در تجویز جلسات تمرینی بیش از یک نوبت در روز توصیه می شود.
۱۹.

تاثیر کم آبی بدن بر حداکثر اکسیداسیون چربی ( MFO ) و شدت فعالیت متناسب با MFO

کلید واژه ها: کم آبیحداکثر اکسیداسیون چربی (MFO)نقطه تقاطع

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲۷ تعداد دانلود : ۵۷۳
هدف از پژوهش حاضر عبارت است از بررسی تاثیر کم آبی بر حداکثر اکسیداسیون چربی (MFO) و Fatmax. 10 دانشجوی پسر غیر ورزشکار با میانگین سن 2/2±3/21 سال، وزن 3/8±0/71 کیلوگرم، قد 1/4±5/172 سانتی متر، BMI 3/1±23 کیلوگرم بر مترمربع، چربی بدن 6/4±3/18 درصد و max2VO، ml/kg/min 2/4±8/38، در دو جلسه جداگانه، فعالیت فزاینده ای را تا سر حد خستگی روی نوارگردان اجرا کردند. در جلسه کنترل، وضعیت آب بدن آزمودنی ها طبیعی بود. در جلسه کم آبی، آزمودنی ها، قبل از اجرای آزمون، به واسطه استفاده از سونا دچار کم آبی شدند. میزان اکسیداسیون چربی و کربوهیدرات طی فعالیت با استفاده از روش کالری سنجی غیرمستقیم اندازه گیری شد. برای هر فرد، میزان حداکثر اکسیداسیون چربی (MFO) و شدتی از فعالیت که MFO در آن روی می دهد (Fatmax) و نقطه تقاطع تعیین گردید. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده ازآزمون آماری t همبسته نشان داد که MFO در جلسه کم آبی به طور معناداری پایین تر از مقدار آن در جلسه کنترل بود (05/0±24/0 در مقابل 08/0±31/0 گرم در دقیقه؛ 05/0≥P). همچنین، Fatmax در جلسه کم آبی در مقایسه با کنترل در شدت پایین تری روی داد (3/8±4/40 در مقابل 8/7±46 درصد max2VO؛ 05/0≥P). نقطه تقاطع نیز به طور معناداری بر اثر کم آبی به شدت پایین تری جابه جا شد (2/9±8/44 درمقابل 7/6±4/53 درصد max2VO؛ 05/0≥P). نتایج این تحقیق نشان داد کم آبی به واسطه افزایش در میزان اکسیداسیون کربوهیدرات، سهم نسبی چربی را در جریان فعالیت کاهش می دهد. همچنین، باعث جابه جایی Fatmax و نقطه تقاطع به شدت پایین تری از فعالیت می شود. این جابه جایی ممکن است علتی برای کاهش در زمان رسیدن به خستگی تحت شرایط کم آبی باشد.
۲۰.

اثر کافئین بر پاسخ های متابولیکی و قلبی - عروقی به فعالیت زیر پیشینه در مردان چاق و لاغر

کلید واژه ها: چاقکافئینفعالیت زیربیشینه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶۶ تعداد دانلود : ۵۴۵
هدف از این تحقیق عبارت بود از بررسی اثر کافئین بر پاسخ های متابولیکی و قلبی- عروقی به فعالیت زیربیشینه در مردان چاق و لاغر. در یک طرح دوسو کور و تصادفی، 6 مرد چاق و 6 مرد لاغر (BMI به ترتیب برابر با22/1± 55/29 و 35/1±27/18) غیرفعال و بزرگسال (سن به ترتیب 83/0±50/22 و 32/1±83/21، قد 12/9±174 و 75/4±17/175، وزن 85/8±31/89 و 58/5±1/56، درصد چربی بدن 62/3±38/26 و 92/3±35/11) 30 دقیقه دویدن روی نوارگردان را با شدت 60 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی، یک ساعت پس از مصرف کافئین(5 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن) و دارونما در دو آزمون مجزا و مشابه انجام دادند. تبادلات گازی با کالری سنجی مدار باز و فشار خون نیز در سه مرحله (قبل، یک ساعت پس از مصرف کافئین و بلافاصله بعد از پایان فعالیت) اندازه گیری شد. روش آماری آنالیز واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که کافئین موجب افزایش انرژی مصرفی شد (05/0(P≤، اما تغییر معناداری در نسبت تبادل تنفسی ایجاد نکرد. فشار خون سیستولی و دیاستولی هم با مصرف کافئین در حالت استراحت افزایش نشان داد (05/0 (P≤، اما اختلاف معناداری در ضربان قلب مشاهده نشد. در همه متغیرهای متابولیکی و همودینامیکی، بین گروه چاق و لاغر تفاوت معناداری در آثار کافئین مشاهده نشد. این یافته ها نشان می دهد اثر انرژی زایی ملایم کافئین بدون تغییر در نوع سوبسترای اکسیداسیون در افراد چاق و لاغر ایجاد می شود. این مقدار مصرف کافئین با افزایش فشار خون باعث تغییر در دینامیک قلبی- عروقی می شود. به هر حال به نظر می رسد تفاوت در درصد چربی نمی تواند موجب تغییر آثار کافئین در فعالیت زیربیشینه شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان