علیرضا خرمایی

علیرضا خرمایی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۴ مورد از کل ۱۴ مورد.
۱.

کاربست نظریه استعاره مفهومی در فیلم فروشنده: پژوهشی در نشانه شناسی شناختی سینما

تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۷
اگر برحسب نظریه استعاره مفهومی، شالود ه تفکر بشری را استعاری د انسته و زبان را تنها یکی از بازنمایی های استعاره های مفهومی به حساب آوریم، بایدبتوانیم استعاره های مفهومی را د ر بازنمایی های د یگری همچون تصاویر ثابت و متحرک، صد اها، موسیقی و ... نیز ملاحظه کنیم. بر همین اساس، د ر اثر حاضر، مفهوم سازی های استعاری فیلم فروشند ه بر اساس نظریه استعاره مفهومی لیکاف و جانسون (1980 , 2003) و نظریه استعاره چند وجهی فورسویل (2006, 2008) موردبررسی قرار می گیرد . به همین منظور، بازنمایی های زبانی و غیر زبانی استعاره های مفهومی د ر سکانس های مختلف این اثر تحلیل می شوند . با بررسی د اد ه ها مشخص می شودکه استعاره های مفهومی، به طور گسترد ه د ر این فیلم به کار گرفته شد ه اند . برخی از این استعاره ها مانندفیلم فروشند ه به مثابه نمایشنامه مرگ فروشند ه یا تهران به مثابه نیویورک د هه چهل، کل روایت فیلم را د ر بر گرفته اندو تشابه شرایط اجتماعی د و جامعه را مفهوم سازی می کنند . برخی نیز همچون عمادبه مثابه مش حسن، یا عمادبه مثابه حیوان، برای شخصیت پرد ازی نقش ها مورداستفاد ه قرار گرفته اند .
۲.

مقایسه توان شبیه سازی حرکتی کودکان نارساخوان با کودکان طبیعی هنگام پردازش افعال حرکتی

تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۱۴۲
مقدمه: موضوع مهم در دستور ساخت مدار جسمی شده این است که سیستم های ادراکی و حرکتی نقشی اساسی در عملکردهای عالی شناختی نظیر حافظه، درک زبان و شبیه سازی ذهنی دارند. طبق اطلاعات به دست آمده از مطالعات رفتاری و عصب شناختی مشخص شده است که یادآوری تجارب حرکتی منجر به فعال سازی مکانیسم های شناختی مسئول اجرای حرکت مشابه می شود و بنابراین بخش های حرکتی مشابه در مغز فعال می شوند. از این رو، سؤال مهمی که پیش می آید این است که تا چه حد نقص در مهارت حرکتی می تواند بر شبیه سازی حرکتی حین پردازش زبان اثرگذار باشد. روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی_تحلیلی از نوع مقایسه ای بود. در این پژوهش 17 دانش آموز نارساخوان (5 دختر و 12 پسر) 8 تا 13 ساله از مراکز اختلال یادگیری شهر شیراز با داشتن معیارهای ورود به مطالعه انتخاب و با همسالان طبیعی خود مورد مقایسه قرار گرفتند. جهت انتخاب نمونه ها، از مصاحبه بالینی، مقیاس هوش وکسلر و آزمون ادراکی_حرکتی بندر گشتالت استفاده شد. یافته ها: داده های به دست آمده از آزمون شبیه سازی حرکتی حاکی از تفاوتی معنادار میان نمرات پردازش افعال همخوان (001/0P<)، ناهمخوان با اجرای حرکت عضو مشابه (001/0P<) و ناهمخوان با اجرای حرکت عضو متفاوت (001/0P<) در دو گروه آزمایش و کنترل بود. نتیجه گیری: یافته های پژوهش بیان گر آن است که تجارب جسمی شده نقش بسیار مهمی در پردازش زبان ایفاء می کنند و نقص در مهارت حرکتی می تواند تاثیراتی منفی بر فعال سازی شبیه سازی حرکتی داشته باشد که این موضوع تاییدکننده ماهیت جسمی شده زبان و ارتباط میان زبان با دیگر مهارت های شناختی است.
۳.

بررسی تاریخی شکل گیری گفتمان نمای «یعنی» در زبان فارسی بر اساس چارچوب کاربردی شدگی هاینه

تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۷
پژوهش حاضر به مطالعه فرایند دخیل در پیدایش گفتمان نمای «یعنی» در زبان فارسی از منظر دستور گفتمان (کالتن باخ و همکاران، 2011) و در چارچوب دیدگاه هاینه (2013) که مبتنی بر این دستور است، می پردازد. هاینه بیان می کند که فرایند «کاربردی شدگی» سبب شکل گیری گفتمان نماها می شود. از نظر او، پدیده ای به نام «انتقال» هسته اساسی هر نوع کاربردی شدگی را تشکیل می دهد و با این وصف، کاربردی شدگی را فرایندی مجزّا و متمایز از دستوری شدگی می داند. براساس این فرایند، یک واحد زبانی، با انتقال از «دستور جمله» به «دستور معترضه»، کاربردها و نقش های معنایی جدیدی با توجه به شبکه پیچیده موقعیت گفتمان پیدا می کند و به یک گفتمان نما تبدیل می شود. با توجه به چارچوب هاینه، داده های زبان فارسی از قرن چهارم تا چهاردهم گردآوری شد، بدین صورت که از هر قرن دو اثر شاخص انتخاب گردید و موارد وقوع «یعنی» به صورت دستی در آنها مشخص شد. بررسی سیر تحوّل «یعنی» بر اساس داده های زبان فارسی در طول زمان، انطباق این داده ها با چارچوب هاینه، و افزایش کاربرد این عنصر زبانی به عنوان «واحد دستور معترضه» در گذر زمان نشان می دهد که فرایند دخیل در ظهور این گفتمان نما همان کاربردی شدگی است که در مرکز آن، پدیده انتقال قرار دارد و در این میان، تا آنجا که به «یعنی» مربوط می شود، با فرایند «دستوری شدگی» سر و کار نداریم.
۴.

بررسی و مقایسه مؤلفه های زبانی کودکان 7 تا 12 ساله فلج مغزی با کودکان سالم با تمرکز برنقشه های توپوگرافیک الکتروآنسفالوگرافی کمّی

تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۶۵
  فلج مغزی یک اختلال حرکتی و وضعیتی است که در نتیجه یک ضایعه مغزی غیر پیش رونده ایجاد می شود و علائم آن به شکل آسیب های رشدی نمایان می شود. هدف پژوهش حاضر ارزیابی الگوهای الکتروفیزیولوژیک برآمده از نوار مغزی کمّی حین انجام تکلیف زبانی و گفتاری و تحلیل مقایسه ای مؤلفه های کارکرد زبانی و الگوهای فضایی مشترک استخراج شده بین کودکان فلج مغزی و سالم است.  در این پژوهش، 17 کودک فلج مغزی و 40 کودک سالم با دامنه سنی 7 تا 12 سال بررسی شدند. به منظور ارزیابی خصوصیات زبانی این کودکان از جمله ویژگی های آوایی واجی، نحوی و معناشناسی از آزمون رشد زبان بهره گرفته شد و نیز برای بررسی الگوهای الکتروفیزیولوژیک از نظر دامنه و فرکانس امواج و همچنین میزان هم آوایی امواج در نواحی مختلف از نوار مغزی کمّی شانزده کاناله استفاده شد. علاوه بر این، ارزیابی و خروجی کیفی آزمون رشد زبان برای مشخص کردن حوزه های نیازمند به بهبود در دو گروه سالم و فلج مغزی به صورت غالب، گزارش شد. نتایج این پژوهش نشان داد کودکان فلج مغزی در زیر- مقیاس های آزمون رشد زبان در مقایسه با کودکان سالم مشکل درخورتوجهی داشتند. همچنین، مشاهده شد کودکان فلج مغزی در خرده آزمون تکمیل دستوری، پایین ترین نمره را کسب کردند. نقشه مغزی بر پایه الکتروآنسفالوگرافی کمّی نشان داد تفاوت قدرت ارتعاش امواج مختلف و میزان هم آوایی امواج در باندهای فرکانسی مختلف در حوزه نیازمند به بهبود، بین دو گروه از نظر آماری معنادار است.
۵.

تحلیل کاربرد الگوی فراگفتمان هایلند در خلاصه سازی خودکار استناد مدار: پیشنهاد طرح حاشیه نویسی بافتارهای استنادی

تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۲۰۴
هدف: هدف مقاله حاضر، تحلیل کاربرد الگوی فراگفتمان هایلند در خلاصه سازی خودکار استنادمدار متون علمی و پیشنهاد یک طرح حاشیه نویسی فراگفتمان مدار برای بافتارهای استنادی به منظور به کار گیری در خلاصه سازی استنادمدار می باشد. روش شناسی: روش شناسی این پژوهش از نوع کتابخانه ای است و پاسخ دهی به سؤالات پژوهش، از طریق مطالعه و تحلیل منابع مربوط به الگوی فراگفتمان هایلند، خلاصه سازی خودکار متون علمی، تحلیل بافتارهای استناد و طبقه بندی کارکردهای استناددهی انجام شده است. یافته ها: فراگفتمان تعاملی هایلند برای نشان دادن چشم انداز نویسنده نسبت به اطلاعات گزاره ای و خواننده به کار می رود، از ابزارهای زبانی مناسب ژانر نقد بهره می برد و برای تحلیل بافتارهای استنادی مناسب است. بنابراین، طرح حاشیه نویسی فراگفتمان مدار بافتارهای استنادی بر اساس تردیدنما، یقین نما، نگرش نما، خوداظهارها و دخیل سازها که از مؤلفه های اصلی فراگفتمان تعاملی - مشارکتی هایلند هستند، پیشنهاد شد. این طرح شامل 70 طبقه می باشد. نتیجه گیری: از فراگفتمان تعاملی هایلند می توان برای ساخت پیکره مناسب جهت خلاصه سازی خودکار استنادمدار بهره گرفت و مراحل ایجاد رده بند های مورد نیاز فرآیند خلاصه سازی، پالایش بافتارهای استنادی و انتخاب جملات برای درج در خلاصه نهایی را بر اساس آن انجام داد. حاشیه نویسی پیکره ها عموماً بر اساس یک طرح حاشیه نویسی انجام می شود. بنابراین، طرح پیشنهاد شده می تواند مفید واقع شود. با توجه به این که طرح حاشیه نویسی پیشنهاد شده مبتنی بر نظریات موجود است، لازم است در به کارگیری آن، از حاشیه نویسان خواسته شود تا در حین برچسب زنی، هر برچسب دیگری غیر از موارد مطرح شده در طرح را که به ذهنشان می رسد با ذکر دلیل، یادداشت نمایند تا در صورت احراز توافق مطلوب به طرح اضافه گردد.
۶.

A Study of Polysemy in Four Negative Non-Verbal Prefixes in Persian Based on Principled Polysemy: A Corpus-Based Approach

تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۱۴
This article explores the polysemy of four negative non-verbal prefixes in Persian language (zedd ‎‎'against, opposite of', bi 'without', nā 'not' and qejr 'not, non-') based on Principled Polysemy ‎framework (Tyler and Evans 2001, 2003). First, the primary sense of each prefix is determined ‎and then it is explained how non-primary senses are derived from the primary one, hence ‎demonstrating the semantic network of each prefix as a radial category. In this research, using ‎AntConc software (Anthony, 2014), first all the occurrences of the four prefixes were extracted ‎from the Hamshahri Corpus Version 2 (AleAhmad, Amiri, Darrudi, Rahgozar & Oroumchian, ‎‎2009) and then in order to analyze research data, some of them were randomly selected. The ‎findings of the study indicate that only in three of the four prefixes under study, polysemy is ‎observed, and that the frequency of use, ease of derivation and predominance in the semantic ‎network are the best criteria for determining the primary sense. The conceptual phenomenon ‎involved in the polysemy of these prefixes is metonymy. Data analysis shows that metonymical ‎shift occurs at two levels: at the level of morpheme/prefix sense and at the level of word-‎formation, and that the former leads to more straightforward relations within the semantic ‎network. This is due to the fact that the latter requires a more complex line of imagination which ‎automatically translates into a corresponding complexity of relations in the semantic network and ‎significant reduction in the type frequency of non-primary senses as a whole.‎
۷.

بررسی پیکره بنیاد متمم اجباری و اختیاری در زبان فارسی بر اساس دستور شناختی لانگاکر

تعداد بازدید : ۴۹۲ تعداد دانلود : ۳۰۷
وابسته های فعل، یکی از بحث برانگیزترین مباحث پژوهش در زبان فارسی بوده و افراد زیادی همچون متیوز ( 1981 )، دوتی ( 2000 )، طبیب زاده (1383) و رحیمیان (1392) در این زمینه مطالعاتی انجام داده اند. با این حال، ماهیت این مقولات همچنان از دیدگاه صاحب نظران، متفاوت ارزیابی شده است. متمم به عنوان مهم ترین وابسته فعلی نیز از این قاعده مستثنی نبوده است. عده ای هم به متمم اجباری و هم به متمم اختیاری قائلند، در حالی که افرادی دیگر متمم را همان عنصری می دانند که همواره اجباری است و به متمم اختیاری قائل نیستند. تحقیق حاضر پژوهشی پیکره بنیاد درباره وابسته های فعلی است. هدف این پژوهش، بررسی بود یا نبود متمم اختیاری در زبان فارسی است. به سخن دیگر، هدف از انجام این مطالعه یافتن پاسخ برای این سؤال است که آیا داده های پیکره ا ی زبان فارسی وجود متمم اختیاری را تأیید می کند و اگر نه، آنچه متمم اختیاری خوانده می شود، در زمره چه مقوله یا مقولاتی قرار می گیرد؟ به این منظور، از هر یک از افعال شاخص حرکتی «آمدن»، «رفتن»، «آوردن» و «بردن»، 300 مورد به طور تصادفی در پیکره نوشتاری همشهری 2 مورد بررسی قرار گرفته و وابسته هایشان بر اساس چارچوب دستور شناختی لانگاکر ( 2013 ) مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که آنچه تاکنون متمم اختیاری تلقی می شده، نه متمم است و نه اختیاری، بلکه توصیفگر ی است که بر اساس الزام بافتی به صورت اجباری در گفتمان حضور می یابد و از این رو در تحقیق حاضر «مکمل بافتی» نامیده شده است. واژه های کلیدی: دستور شناختی لانگاکر، پیکره زبان فارسی، متمم اجباری و اختیاری، افزوده، توصیفگر، مکمل بافتی.
۸.

بافتار استنادهای مقاله های علم اطلاعات

تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۳۱۹
هدف : شناسایی، طبقه بندی، و تحلیل بافتارهای استنادی مقالات علم اطلاعات و انواع استنادها با رویکرد فراگفتار هایلند. روش شناسی : این پژوهش در دو مرحله «شناسایی طبقه استناد» (Jurgens et al., 2016) و «تحلیل مبتنی بر فراگفتار کارکرد شناسایی شده» (Hyland, 2005) انجام شده است. 164 بافتار استنادی مقالات استناد کننده به 10 مقاله به زبان انگلیسی (مجموعاً شامل 656 جمله استنادی صریح و ضمنی) بررسی شده است. یافته ها : استنادها از نظر فراگفتار در 2 طبقه اصلی استناد های «تعاملی- هدایتی» و «تعاملی- مشارکتی» با 4 طبقه فرعی در سطح دوم، 14 طبقه فرعی تر در سطح سوم و 23 طبقه فرعی تر در سطح چهارم دسته بندی شد. استنادهای شناسایی شده بیشتر از نوع تعاملی- هدایتی بود و نه تعاملی- مشارکتی. طبقات درک شده نیز بیشتر توصیفی بودند و نه تحلیلی و نقدگونه. نتیجه گیری: شباهت طبقه بندی استنادهای این مطالعه با طرح های موجود تا سطح سوم است و اغلب نیز با طبقات استنادهای تعاملی- هدایتی اشتراکاتی دارند. به نظر می رسد انواع استنادهای تعاملی- مشارکتی شناسایی شده بتواند در پالایش بافتارهای استنادی در سامانه های بازیابی اطلاعات متون علمی و در ارزیابی کیفی تأثیرگذاری پژوهش ها یاری رسان باشد.
۹.

بررسی ارجاع گفتمانی در زبان فارسی بر اساس سلسه مراتب کهنگیِ گاندل، هدبرگ و زاخارسکی

کلید واژه ها: ساخت اطلاعی ارجاع گفتمانی سلسله مراتب کهنگی وضعیت های شناختی صورت های ارجاعی فارسی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۵ تعداد دانلود : ۲۰۵
یکی از مباحث اصلی در تحلیل گفتمان ساخت اطلاعی است. تأثیر ساخت اطلاعی را در صورت نحوی، واج شناختی و ساخت واژی جمله می توان دید. در حوزه تأثیر ساخت اطلاعی بر صورت ساخت واژی جمله، مبحثی تحت عنوان ارجاع گفتمانی وجود دارد. در این مقاله، ارجاع گفتمانی در رمان «مدیر مدرسه» و کتاب «زبان و تفکر»، بر اساس سلسله مراتب کهنگی گاندل، هدبرگ و زاخارسکی (Gundel, Hedberg and Zacharski, 1993) که یک مدل شناختی است، بررسی شده است. در این سلسله مراتب شش وضعیت شناختی تعریف شده و ایده اصلی این است که انتخاب صورت لفظ ارجاعی بستگی به وضعیت شناختی مرجع در ذهن شنونده (خواننده) دارد. در مقالة حاضر، 12 صورت ارجاعی مختلف انتخاب شده است و بر اساس مثال های گردآوری شده، وضعیت های شناختی هر صورت ارجاعی در قالب یک جدول ارائه می شود. درنهایت، بر اساس ارقام به دست آمده، نتیجه گیری و مشخص می شود که پیش بینی های سلسله مراتب کهنگی تا چه حد با داده های زبان فارسی سازگار است.
۱۰.

طرحهای زبانشناختی برجسته سازی عناوین در نشریّات ورزشی ایران

کلید واژه ها: برجسته سازی عنوان نشریات ورزشی جذب مخاطب الگوهای زبانشناختی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۸ تعداد دانلود : ۴۳۴
در نشریّات ورزشی، هر نویسنده ای (ورزشی نویس) برای جذب مخاطب، خود را در رقابت با سایر کسانی می بیند که در همان نشریة او قلم می زنند. اوّلین و بهترین راه جذب مخاطب، جذّاب ساختن هر گزارش یا خبر از طریق برجسته سازی عنوان است. یکی از راههای برجسته سازی عنوان، استفاده از قلمها و رنگهای مختلف است که عموماً خارج از اختیار ورزشی نویس است؛ امّا آنچه یقیناً در دسترس و به اختیار اوست، همانا برجسته سازی عنوان با استفاده از الگوهای زبانشناختی است. در مقالة حاضر، با بررسی دویست شماره از بیست عنوان نشریة ورزشی کشور که بین سالهای1376 تا 1386 منتشر شده بودند، 150 عنوان برجسته شده به صورت تصادفی انتخاب شد و پس از تحلیل، مشخص گردید که می توان انواع برجسته سازی را به ترتیب بسامد در چهار الگوی زبانشناختی گنجاند: 1- الگوهای معنایی؛ 2- الگوی نحوی؛ 3- الگوهای ساختواژی؛ 4- الگوی کاربرد شناختی. همچنین نتایج توصیفی مقالة حاضر نشان می دهد که نظریات ایفان تیدو (2009) دربارة عنوان در نشریات پذیرفته تر است تا نظرات دُر (2003).
۱۱.

نقش کانونی سازة گسسته در جملات گسسته

کلید واژه ها: گسسته کانون ساخت دو بندی سازة گسسته قضیة باز

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۶ تعداد دانلود : ۳۰۸
جملة گسسته ساختی است که گزاره ای واحد را به جای یک بند، در دو بند بیان می کند: یکی بند اصلی، که حاوی سازة گسسته است و دیگری بند موصولی. در چارچوب ساختار اطلاعی، آثار متعددی در باب این جملات نوشته شده است. یکی از مباحث مطرح این بوده است که آیا سازة گسسته همواره کانون جمله و در نتیجه، حاوی اطلاع نو است یا این سازه می تواند بنا به مدل کلامی، حاوی اطلاع کهنه نیز باشد. در مقالة حاضر، با ارائه چهار دلیل، که متکی بر داده های زبان فارسی نیز هست، استدلال می شود که سازة گسسته همیشه کانون و حاوی اطلاعات نو است. چه از پیش در مدلِ کلامی آمده باشد، چه نیامده باشد.
۱۳.

اصول ساختواژی واژه سازی و واژه های نوساخته عمومی

نویسنده:

کلید واژه ها: پذیرش فرهنگستان واژه های نوساخته عمومی اصول ساختواژی واژه سازی عدم پذیرش

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷۴
همواره مهمترین دغدغه فرهنگستان در دوره های مختلف، ساختن واژه های فارسی در دو حوزه عمومی و تخصصی بوده است. فرهنگستان زبان و ادب فارسی (فرهنگستان سوم) واژه سازی را با حوزه عمومی آغاز کرد که ماحصل آن در «فرهنگ واژه های مصوب فرهنگستان: دفتر اول» آمده است. واژه سازی، چون متعلق به ساختواژه است، قاعدتاً باید طبق اصول این حوزه انجام شود. در مقاله حاضر، ابتدا اصول ساختواژی واژه سازی به منزله یک چارچوب تحلیل ارائه می گردد و سپس بر اساس آن، نمونه ای از واژه های عمومیِ نوساخته فرهنگستان بررسی می شود تا میزان انطباق آنها با اصول واژه سازی مشخص گردد. بر این اساس، می توان دلایل یا زمینه های پذیرش این واژه های نوساخته و عدم پذیرش برخی دیگر را دریافت. از آنجا که واژه سازی در حوزه عمومی اولین تجربه فرهنگستان سوم است، تحلیل دلایل یا زمینه های پذیرش یا عدم پذیرش در حکم نوعی محک این تجربه است و، به علاوه، نکات راهگشایی را نیز برای اقدامات و تجربه های آتی عرضه می کند.
۱۴.

صفتِ فاعلیِ مرکبِ مرخم: آری یا خیر؟

نویسنده:

کلید واژه ها: ترکیب تصریح ترخیم صفت فاعلی ستاک حال تلویح کاربردشناختی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۶ تعداد دانلود : ۳۰۲
در زبان فارسی و در حیطة ترکیب به عنوان یکی از دو حوزة واژه سازی، فرایند بسیار زایایی وجود دارد که طی آن عنصری غیرفعلی (اسم، ضمیر مشترک، صفت، قید) قبل از ستاک حال فعل (مثلاً آموز و بین) قرار می گیرد و ماحصل آن اسم یا صفت جدیدی (دانش آموز، خودبین) است. در مورد این فرایند سه دیدگاه وجود دارد: برخی که عموماً دستور نویسان سنتی هستند، آن را صفتِ فاعلیِ مرکبِ مرخم می دانند. پاره ای استنباط دستور نویسان سنتی را صحیح قلمداد می کنند؛ اما تعبیری زبان شناسانه و نو بر آن سوار می کنند. بعضی نیز به کلی با دیدگاه دستورنویسان سنتی مخالف اند و دیدگاه خاص خود را عرضه می کنند. در مقالة حاضر نیز، با اتکا بر دلایل مختلف، ایدة سنتیِ صفتِ فاعلیِ مرکبِ مرخم به کلی مردود شمرده می شود و استدلال می شود که در فرایند مذکور صرفاً میان یک عنصر غیرفعلی و یک عنصر فعلی (ستاک حال) پیوند بر قرار می شود و نوع پیوند این دو و در نتیجه، معنای ترکیب بر اساس تلویحِ کاربردشناختیِ فارسی زبانان مشخص می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان