شاهرخ مکوندحسینی

شاهرخ مکوندحسینی

مدرک تحصیلی: دانشیار، گروه روانشناسی دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۴ مورد.
۱.

مقایسه اثربخشی واقعیت درمانی و آموزش نوروفیدبک بر بهبود کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان سینه

تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۲۱
هدف: پژوهش حاضر به منظور مقایسه اثربخشی دو روش درمانی واقعیت درمانی و نوروفیدبک بر بهبود کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان سینه انجام گرفت. روش: در طرحی نیمه آزمایشی تعداد 45 بیمار سرطان سینه با شیوه نمونه گیری در دسترس در سال 1398 از شهر آمل انتخاب و به صورت تصادفی به سه گروه مساوی تقسیم شدند. رضایت آگاهانه از بیماران اخذ شد و معیارهای ورود و خروج کنترل شدند. پرسشنامه کیفیت زندگی عمومی بیماران سرطانی و پرسشنامه کیفیت زندگی اختصاصی سرطان سینه در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دوماهه توسط همه   آزمودنی ها تکمیل شدند. دو گروه اول و دوم به طور مجزا به ترتیب واقعیت درمانی و نوروفیدبک دریافت کردند، درحالی که گروه سوم در لیست انتظار ماند و درمانی دریافت نکرد. داده های پژوهش به وسیله آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره تحلیل شد. یافته ها: تفاوت های معناداری میان میانگین گروه های آزمایش و گروه لیست انتظار در متغیرهای کیفیت زندگی مشاهده شد(P
۲.

اثربخشی درمان فراتشخیصی یکپارچه بر علائم اختلال اضطراب اجتماعی و دشواری در تنظیم هیجان: مطالعه تک آزمودنی

تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۲۷
درمان فراتشخیصی یکپارچه یکی از درمان های روانشناسی جدید است که اثر آن بر بسیاری از اختلالات هیجانی تأیید شده است؛ پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان فراتشخیصی یکپارچه بر علائم اختلال اضطراب اجتماعی و دشواری در تنظیم هیجان در مبتلایان به این اختلال انجام شد. پژوهش حاضر از نوع طرح های تک آزمودنی خط پایه بود که جامعه آماری آن را تمامی بیماران دارای اختلال اضطراب اجتماعی مراجعه کننده به کلینیک های خدمات روانشناختی و روانپزشکی شهر نیشابور در سال 1396 تشکیل داد که از بین این افراد 2 فرد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی، به صورت هدفمند و براساس ارزیابی چندبعدی به عنوان نمونه انتخاب شدند. این افراد طی 15 جلسه 45 تا 60 دقیقه ای تحت درمان فراتشخیصی یکپارچه قرار گرفتند و درمراحل خط پایه، سنجش دوم، سوم و چهارم با استفاده از پرسشنامه هراس اجتماعی کانور و مقیاس دشواری در تنظیم هیجان گراتز و رومر ارزیابی شدند. داده های به دست آمده با استفاده از شاخص درصد بهبودی، درصد کاهش نمرات، شاخص تغییرپذیری کوهن، اندازه اثر و تحلیل دیداری تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که هر دو شرکت کننده در طی درمان و پس از درمان، کاهش قابل توجهی را در نمرات علائم اضطراب اجتماعی و دشواری در تنظیم هیجان تجربه کردند؛ براساس نتایج پژوهش حاضر، به نظر می رسد درمان فراتشخیصی یکپارچه می تواند برای کاهش علائم اضطراب اجتماعی و دشواری در تنظیم هیجانی این بیماران پیشنهاد شود.
۳.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان شناختی - رفتاری مثبت نگر بر آشفتگی های روانشناختی بیماران مبتلا به درد مزمن

تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۱۸
مقدمه: هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان شناختی - رفتاری مثبت نگر بر آشفتگی های روانشناختی بیماران مبتلا به درد مزمن بود . روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی ﺑﺎ ﭘیﺶ ﺁﺯﻣﻮﻥ-ﭘﺲ ﺁﺯﻣﻮﻥ ﻭ پیگیری به مدت 3 ماه ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﮔﺮﻭﻩ گواه بود. نمونه این پژوهش شامل 45 نفر از بیماران مبتلا به درد مزمن مراجعه کننده به بیمارستان حضرت رسول اکرم شهر تهران بود؛ که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در ﺩﻭ ﮔﺮﻭﻩ ﺁﺯﻣﺎیﺶ ﻭ یک ﮔﺮﻭﻩ گواه ﮔﻤﺎﺷﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ. ﺳﻪ ﮔﺮﻭﻩ، مقیاس افسردگی، اضطراب، استرس (21DASS-) را ﺩﺭ ﺳﻪ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﭘیﺶ ﺁﺯﻣﻮﻥ، ﭘﺲ ﺁﺯﻣﻮﻥ ﻭ پیگیری ﺗکﻤیل نمودند. ﺩﻭ ﮔﺮﻭﻩ ﻃی 8 جلسه 90 دقیقه ای، هفته ای یک جلسه تحت مداخله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان شناختی-رفتاری مثبت نگر قرار گرفتند و گروه گواه هیچ مداخله ای صورت نگرفت. در پایان از هر سه گروه پس آزمون به عمل آمد. داده ها به کمک 25-SPSS و با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و روش اندازه گیری مکرر تجزیه وتحلیل شد. یافته ها: بین درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان شناختی-رفتاری مثبت نگر با گروه گواه بر آشفتگی های روانشناختی بیماران مبتلا به درد مزمن تفاوت معناداری وجود داشت (001/0>P). اما بین درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان شناختی-رفتاری مثبت نگر بر آشفتگی های روانشناختی بیماران مبتلا به درد مزمن تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0<P) . نتیجه گیری: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان شناختی - رفتاری مثبت نگر می توانند به عنوان ﺭﻭﺵ های مداخله ای ﻣﺆﺛﺮی ﺑﺮﺍی کﺎﻫﺶ آشفتگی های روانشناختی ﺩﺭ ﺑیﻤﺎﺭﺍﻥ ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﻣﺰﻣﻦ بکار روند
۴.

اثربخشی مدل ذهن آگاهی مبتنی بر ارتقای عملکرد ورزشی (MSPE) بر توجه، برنامه ریزی و عملکرد ورزشی جودوکاران نخبه

تعداد بازدید : ۶۳۸ تعداد دانلود : ۷۲۷
مقدمه: در سالیان اخیر تمرکز بر فرایندها و توانمندی های شناختی ورزشکاران مورد توجه بسیاری از روانشناسان و متخصصان علوم شناختی قرارگرفته است. هدف: بر همین اساس هدف از مطالعه حاضر ارزیابی اثربخشی مدل ذهن آگاهی مبتنی بر ارتقای عملکرد توجه، برنامه ریزی و عملکرد ورزشی جودوکاران نخبه بود. روش: مطالعه حاضر یک کارآزمایی بالینی با پیش آزمون_ پس آزمون و پیگیری به همراه گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل جودوکاران نخبه شهر تهران بود که تعداد ۳۰ ورزشکار به صورت نمونه گیری در دسترس با میانگین سنی ۲/۳۵ ± ۲۴/۴۱ و سابقه ورزشی ۲/۳۵ ± ۱۲/۶ انتخاب شده و در دو گروه آزمایش و کنترل جایگذاری شدند. در ادامه گروه آزمایش طی شش هفته برنامه مداخله ذهن آگاهی مبتنی بر ارتقای عملکرد ورزشی را دریافت کردند. همگی ورزشکاران توسط آزمون های استروپ پیچیده، عملکرد پیوسته، برج لندن و مقیاس عملکرد ورزشی مورد ارزیابی قرار گرفتند. به منظور تحلیل داده ها از اندازه گیری مکرر مانووا و آنووا استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داد که آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر ارتقای عملکرد ورزشی به صورت معناداری موجب بهبود توجه پایدار، توجه انتخابی و برنامه ریزی شده است (۰/۰۱> p ). هم چنین نتایج در مورد مقیاس عملکرد ورزشی نیز نشان داد ورزشکاران در طی دوره مداخله و پیگیری روند رو به رشدی را نشان دادند. نتیجه گیری: آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر ارتقای عملکرد ورزشی می تواند در بهبود عملکرد شناختی و ورزشی مؤثر واقع شود و به کارگیری آن در کنار تمرینات جسمانی موجب ارتقای عملکرد ورزشی ورزشکاران خواهد شد.
۵.

مقایسه اثربخشی آموزش مهارت تنظیم هیجان مبتنی بر مدل گراس و مدل لینهان بر افکار خودکشی در نوجوانان دارای نشانگان بالینی شخصیت مرزی

تعداد بازدید : ۲۱۸ تعداد دانلود : ۳۵۷
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش مهارت تنظیم هیجان مبتنی بر مدل گراس و مدل لینهان بر افکار خودکشی در نوجوانان دارای نشانگان بالینی شخصیت مرزی بود. این پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش نوجوانانی بودند که در سال 1396 به مراکز مشاوره و روانشناسی، خدمات روان-پزشکی و همچنین مراکز مربوط به اورژانس های خودکشی در تهران مراجعه نمودند و از میان آن ها تعداد 45 نفر به روش نمونه-گیری هدفمند انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل در انتظار درمان، جای داده شدند. هر دو گروه آزمایش در طی 8 جلسه، هفته ای دو جلسه 90 دقیقه ای، به صورت گروهی تحت درمان قرار گرفتند. پرسشنامه ی افکار خودکشی (BSSI) پیش از آغاز درمان و پایان جلسات درمان به طور گروهی اجرا شد. نتایج نشان داد که مدل لینهان اثربخشی بیشتری در کاهش افکار خودکشی نوجوانان دارای نشانگان بالینی شخصیت مرزی، نسبت به مدل گراس دارد و این اثربخشی بعد از گذشت دو ماه از آموزش، همچنان پایدار است. دو مدل آموزش مهارت تنظیم هیجان به دلیل مؤلفه های مشترک درمان بر کاهش افکار خودکشی موثر بودند. در مجموع، نتایج حاکی از اثربخشی بیشتر مدل لینهان بر افکار خودکشی بود. بنابراین می توان از آن در جهت بهبود افکار خودکشی استفاده کرد.
۶.

بررسی روابط علی مشکلات بین فردی، هیجانی - رفتاری و شادکامی در دانش آموزان ابتدایی

تعداد بازدید : ۲۶۴ تعداد دانلود : ۴۴۹
شادکامی حالتی از احساس خوشحالی و رضایت فرد از زندگی است که با فقدان افسردگی و اضطراب همراه است. پژوهش حاضر به منظور بررسی مشکلات بین فردی و مشکلات هیجانی -رفتاری در پیش بینی شادکامی در دانش آموزان ابتدایی انجام گرفت. روش تحقیق توصیفی همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر مقطع ابتدایی استان سمنان می باشد که از میان این دانش آموزان نمونه ای به تعداد 232 نفر (155دختر و 77 پسر)، به روش تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و مقیاس های احساس شادکامی آکسفورد، مشکلات بین فردی و مقیاس نقاط قوت و ضعف را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام و با نرم افزار spss-22 مورد تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که بین مشکلات هیجانی، مشکلات فرااجتماعی (خرده مقیاس های نقاط قوت و ضعف)، بی عاطفگی، گریزان از اجتماع و سوءاستفاده شونده (خرده مقیاس های مشکلات بین فردی) با شادکامی همبستگی منفی و معنادار وجود دارد. هم چنین، نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که مشکلات هیجانی، مشکلات با همتایان و مشکلات رفتاری به ترتیب، به طور معناداری شادکامی پایین را در دانش آموزان پیش بینی می کنند. به نظر می رسد، تقویت روابط بین فردی موثر با دیگر همسالان و آموزش مدیریت عواطف در مواجهه با مشکلات، ممکن است با تقویت شادکامی و بهزیستی دانش آموزان همراه باشد
۷.

ارائه الگوی سهمبری ذی نفعان در انتخاب مدیران مدارس خراسان بر مبنای استراتژی تئوری داده- بنیاد

تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۲۱۳
هدف اصلی پژوهش ارائه الگوی سهم بری ذینفعان در انتخاب و انتصاب مدیران مدارس در آموزش و پرورش خراسان رضوی بود. این پژوهش از نوع کیفی و با استفاده از تئوری داده بنیاد انجام شد. مشارکت کنندگان در این پژوهش از میان مدیران و متخصصان و نخبگان علمی دانشگاه وهمچنین صاحب نظران آموزش وپرورش خراسان انتخاب شدند؛ جمع آوری داده ها از روش نمونه گیری نظری و انجام 19 مصاحبه های ساختاریافته، رو در رو و عمیق بود. مقوله های بدست آمده از فرایند کد گذاری باز پژوهش، ارائه و سپس اجزای فرایند کدگذاری محوری شامل شرایط علی ، پدیدیه اصلی ، راهبرد ها ، زمینه ، شرایط مداخله گر و پیامد ها به تفکیک و بر اساس مقوله های زیر مجموعه خود طرح و در نهایت طبق کدگذاری انتخابی به هم پیوند داده شده اند و سیر داستان و یا روایت ارتقاء و انتصاب مدیران در آموزش پرورش ترسیم شد. پژوهشگر یک مقوله محوری را "سهمبری ذینفعان در انتخاب مدیر" انتخاب نمود و آن را در مرکز فرایند انتخاب و انتصاب مدیران آموزش و پرورش قرار داد و سپس دیگر مقوله ها که شامل شرایط علی، راهبردها، شرایط زمینه ای و مداخله گر و پیامد ها بود را به آن ربط داد. نتایج پژوهش نشان داد که پدیده اصلی فرایند مورد مطالعه"سهم بری ذینفعان در انتخاب مدیر" شامل دو مفهوم اصلی می شود، یکی "انتخابی بودن مدیر به جای انتصابی بودن" و "مشارکت ذی نفعان در فرایند انتخاب مدیر" است. اکثر مشارکت کنندگان این اصل را سرآغاز تغییر در آموزش و پرورش می دانند.
۸.

تاثیر مداخله آموزشی هوش مثبت بر هوش هیجانی کارکنان سازمان بورس اوراق بهادار

تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۲۰۹
هدف پژوهش حاضر، تاثیر آموزش هوش مثبت بر هوش هیجانی کارکنان بود. طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. با بهره گیری از شیوه نمونه گیری تصادفی حدود 80 نفر از کارکنان تست هوش هیجانی را تکمیل کردند و از افرادی که هوش هیجانی پایینی تری نسبت به دیگران برخوردار بودند، پس از کنترل معیارهای ورود و خروج، تعداد 30 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. آزمودنی ها بطور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (15n=) قرار گرفتند. گروه آزمایش آموزش هوش مثبت را هفته ای یک بار در 6 جلسه 120 دقیقه ی دریافت کردند، در حالیکه گروه کنترل بجز ملاقات های ساده با درمانگر مداخله ای دریافت نکردند. سپس آزمودنی های دو گروه مجدداً پرسشنامه هوش هیجانی را تکمیل کردند. داده ها استخراج شد با استفاده از روش آماری تحلیل کواریانس چندمتغیری (مانکوا) تحلیل گردیدند. نتایج تفاوت های معناداری را برای نمره کل هوش هیجانی و نیز چهار مؤلفه آن بین دو گروه نشان داد. آموزش هوش مثبت بطور موفقیت آمیزی موجب بهبود هوش هیجانی کارکنان سازمان بورس اوراق بهادار شد و لذا به کارکنان این سازمان قابل توصیه است.
۹.

تأثیرآموزش روانی فردی و آموزش روانی خانواده بر سطح سرمی لیتیوم و بیلی روبین خون بیماران دوقطبی نوع یک

تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۱۹۳
مقدمه: هدف پژوهش حاضر عبارت از بررسی تأثیر درمان های مکمل آموزش روانی فردی و آموزش روانی خانوادگی بر بیماران دوقطبی نوع یک تحت درمان روانپزشکی، برای تنظیم شاخص های زیستی لیتیوم و بیلی روبین خون است. مقدمه: هدف پژوهش حاضر عبارت از بررسی تأثیر درمان های مکمل آموزش روانی فردی و آموزش روانی خانوادگی بر بیماران دوقطبی نوع یک تحت درمان روانپزشکی، برای تنظیم شاخص های زیستی لیتیوم و بیلی روبین خون است. روش: پس از وارسی معیارهای ورود و خروج یک نمونه 66 نفری از بیماران دچار اختلال دوقطبی نوع یک با شیوه هدفمند انتخاب شدند. آزمودنی ها به طور تصادفی در سه گروه آموزش روانی فردی، آموزش روانی خانواده و گروه کنترل قرار داده شدند. دو گروه آزمایشی اول آموزش روانی فردی و خانوادگی را دریافت کردند، درحالیکه گروه کنترل ویزیت ساده با مشاور داشتند. سنجش متغیرهای لیتیوم و بیلی روبین با استفاده از کیت های آزمایشگاهی پارس آزمون در سه نوبت پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری انجام شد. داده ها استخراج و  با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیری تحلیل شد. یافته ها: تفاوت معناداری برای گروههای تحقیق در ارتباط با سطح لیتیوم گروه ها بدست آمد. گروه آموزش روانی خانواده در پس آزمون به گونه معنادار میانگین  بالاتری از گروه کنترل از نظر میزان لیتیوم داشتند، در پیگیری دو ماهه نیز میانگین گروه آموزش روانی خانواده از گروه کنترل در  میزان لیتیوم بالاتر بود. نتیجه گیری: آموزش روانی فردی و خانوادگی می تواند سطح  لیتیوم خون بیماران دوقطبی را تنظیم نماید و  علایم ناشی از اختلال دوقطبی نوع یک بیماران را در کوتاه مدت و بلند مدت کنترل کند. درمان مکمل آموزش روانی فردی و خانوادگی در کنار درمان روانپزشکی روتین این بیماران توصیه می شود.    
۱۰.

اثربخشی مواجهه درمانی مبتنی بر واقعیت مجازی بر کاهش علائم اجتناب و آشفتگی اجتماعی افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی

تعداد بازدید : ۵۱۴ تعداد دانلود : ۵۳۹
زمینه و هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی اثربخشی محیط مواجهه درمانی مبتنی بر واقعیت مجازی بر کاهش علائم اجتناب و آشفتگی اجتماعی افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی بود. مواد و روش ها: این مطالعه به صورت نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه سمنان در سال تحصیلی 97-1396 بود و از میان آن ها تعداد 20 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به روش تصادفی 10 نفر به گروه آزمایش و 10 نفر به گروه کنترل اختصاص یافت. برای غربالگری دانشجویان ازلحاظ اختلال اضطراب اجتماعی و تشخیص سایر اختلالات مصاحبه بالینی ساختاریافته (Structured Clinical Interview for DSM-4) و پرسشنامه اضطراب اجتماعی (Social Phobia Inventory) استفاده شد. گروه آزمایش در طی 12 جلسه، هفته ای دو جلسه 30 دقیقه ای، به صورت فردی تحت VRET قرار گرفتند. پرسشنامه اجتناب و آشفتگی اجتماعی (Social Avoidance and Distress Scale) به عنوان پیش آزمون اجرا و سپس مداخله VRET در گروه آزمایش انجام شد. در پایان پرسشنامه فوق به عنوان پس آزمون اجرا گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که VRET بر کاهش علائم اجتناب و آشفتگی اجتماعی افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل مؤثر بود. نتیجه گیری: نتایج حاکی از اثربخشی این مدل درمانی بر کاهش علائم اضطراب اجتماعی بود. از این روش می توان به عنوان یک روش درمانی نوین در جهت درمان اختلال اضطراب اجتماعی و سایر اختلالات مشابه استفاده کرد.
۱۱.

ساخت و اعتباریابی مقیاس هوش اخلاقی کودکان مبتنی بر نظریه بوربا

تعداد بازدید : ۳۰۰ تعداد دانلود : ۳۰۳
هوش اخلاقی، توانایی درک درست از نادرست، داشتن اعتقادات قوی اخلاقی و رفتار در جهت صحیح است. با توجه به اهمیت تربیت هوش اخلاقی از مقطع کودکی و نیاز به اندازه گیری خط پایه، تدوین و اجرای برنامه های مداخله ای و در نهایت سنجش تاثیر برنامه ها در بهبود هوش اخلاقی کودکان هدف از پژوهش حاضر ساخت و اعتبار یابی پرسشنامه هوش اخلاقی کودکان بود. به این منظور از بین کودکان مراجعه کننده به مهدها و پیش دبستانی های شهر شاهرود تعداد 300 کودک با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب و به ابزارهای پژوهش پاسخ دادند. به منظور تعیین ساختار عاملی پرسشنامه از تحلیل عاملی و به منظور بررسی روایی همگرا و واگرا از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. پایایی پرسشنامه نیز با استفاده از ضریب آلفای کرانباخ بررسی شد. نتایج تحلیل عاملی همسو با مبانی نظری نشان داد پرسشنامه هوش اخلاقی کودکان (CMIQ)، از یک ساختار 6 عاملی شامل وجدان، خویشتنداری، همدلی، بردباری، عدالت و احترام برخوردار است. اعتبار همگرای CMIQ، از طریق اجرای همزمان آن با "پرسشنامه هوش هیجانی کودکان کجباف نژاد" و اعتبار واگرای آن از طریق "پرسشنامه مشکلات رفتاری کودکان پیش دبستانی شهیم"، بررسی و تائید شد. نتایج آلفای کرانباخ نیز نشان داد که CMIQ از ضرایب پایایی رضایت بخشی برخوردار است (پایایی کل برابر با 92/0) و می توان در پژوهش های روانشناختی به منظور سنجش هوش اخلاقی کودکان 4 تا 6 سال (مهد کودک و پیش دبستان) از آن بهره گرفت.
۱۲.

مقایسه اثربخشی آموزش مهارت تنظیم هیجان مبتنی بر مدل های Gross و Linehan بر راهبردهای تنظیم هیجان در نوجوانان دارای نشانگان بالینی اختلال شخصیت مرزی

تعداد بازدید : ۲۲۳ تعداد دانلود : ۳۷۴
زمینه و هدف : هدف از انجام پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی آموزش مهارت تنظیم هیجان مبتنی بر مدل های Gross و Linehan بر راهبردهای تنظیم هیجان در نوجوانان دارای نشانگان بالینی شخصیت مرزی بود. مواد و روش ها: این مطالعه از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و همراه با گروه شاهد بود. جامعه آماری شامل نوجوانانی بود که در سال 1396 به مراکز مشاوره و روان شناسی، خدمات روان پزشکی و مراکز مربوط به اورژانس های خودکشی در تهران مراجعه کرده بودند که از میان آن ها، 45 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه شاهد قرار گرفتند. گروه های آزمایش طی 8 جلسه، هفته ای دو جلسه 90 دقیقه ای، به صورت گروهی تحت درمان قرار گرفتند. پرسش نامه تنظیم شناختی هیجان (Cognitive Emotion Regulation Questionnaire یا CERQ) پیش از آغاز درمان و پایان جلسات درمان به طور گروهی اجرا گردید. گروه شاهد نیز هیچ مداخله ای دریافت نکرد. یافته ها: مدل Linehan بر تمامی راهبردهای تنظیم هیجان تأثیر گذاشت. مدل Gross نیز بر برخی از راهبردهای تنظیم هیجان از جمله پذیرش، تمرکز مجدد مثبت، تمرکز مجدد به برنامه ریزی، اتخاذ دیدگاه، فاجعه آمیزپنداری و سرزنش دیگران به جز زیرمقیاس های سرزنش خود و نشخوار ذهنی مؤثر بود. نتیجه گیری: دو مدل آموزش مهارت تنظیم هیجان به دلیل مؤلفه های مشترک درمان، بر راهبردهای تنظیم هیجان مؤثر بود. در مجموع، نتایج حاکی از اثربخشی بیشتر مدل Linehan بر راهبردهای تنظیم هیجان (کاهش راهبردهای کمتر سازش یافته) بود. بنابراین، می توان از این مدل در جهت بهبود راهبردهای تنظیم هیجان استفاده نمود.
۱۳.

اثربخشی آموزش مدیریت هدف بر توجه پایدار، حافظه آینده نگر، و بازداری پاسخ مصرف کنندگان مزمن مت آمفتامین در اوایل دوره پرهیز

کلید واژه ها: توجه پایدار مت آمفتامین بازداری پاسخ حافظه آینده نگر آموزش مدیریت هدف

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۰ تعداد دانلود : ۳۷۱
هدف: پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی آموزش مدیریت هدف بر بهبود توجه پایدار، حافظه آینده نگر و بازداری پاسخ سوءمصرف کنندگان مت آمفتامین انجام شد. روش: در یک پژوهش شبه آزمایشی 40 مصرف کننده مت آمفتامین که در اوایل دوره بهبود خود بودند، به صورت تصادفی به دو گروه آموزش مدیریت هدف بعلاوه ی دارودرمانی و گروه دارودرمانی منتسب گشتند. به منظور بررسی توجه پایدار، حافظه آینده نگر و بازداری پاسخ شرکت کنندگان از آزمون های عملکرد پیوسته، پرسش نامه سنجش حافظه مربوط به آینده، و آزمون رنگ- واژه استروپ استفاده گردید. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد بین میانگین تمام مولفه های توجه پایدار و حافظه آینده نگر در دو گروه تفاوت وجود دارد (05/0P<). تفاوت میانگین خطای همخوان و ناهمخوان در آزمون مربوط به بازداری پاسخ نیز در دو گروه تفاوت داشت (05/0P<). نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد آموزش مدیریت هدف بهبود معنادار توجه پایدار، حافظه آینده نگر و بازداری پاسخ را در سوءمصرف کنندگان مت آمفتامین به همراه دارد. این یافته ها بیانگر تاثیر توانبخشی های عصب- روان شناختی در درمان وابستگی به داروهای مت آمفتامینی است.
۱۴.

اثربخشی مداخله درمانی باز آموزی کارکرد های اجرایی بر وابستگی به سیگار

تعداد بازدید : ۱۸۵ تعداد دانلود : ۲۴۶
هدف: وجود نقایص در کارکردهای اجرایی می تواند منجر به ضعف کنترل فرد بر رفتارهای سلامتی و مصرف سیگار گردد. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی مداخله جامع به منظور باز آموزی کارکرد های اجرایی در افراد سیگاری بود. روش: طرح پژوهش کارآزمایی تصادفی کنترل شده با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری های یک ماهه و دو ماهه بود. جامعه پژوهش کلیه مردان سیگاری در تابستان سال 1395 در شهر گرگان بودند. تعداد 60 نفر افراد سیگاری واجد شرایط تعیین و به گونه تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. پرسشنامه سنجش وابستگی به سیگار (فاگرستروم) بر روی افراد هر دو گروه اجرا شد. سپس به گروه آزمایش تکالیف مربوط به باز آموزی کارکردهای اجرایی (حافظه کاری و کنترل بازداری) در طی 10 جلسه (هفته ای دو جلسه) آموزش داده شد، درحالیکه گروه کنترل تنها مداخله هایی تصنعی شبیه به تکالیف اصلی دریافت کردند. پس از مداخلات درمانی و نیز در فواصل یکماهه و دوماهه شرکت کنندگان ابزار ها را اجرا کردند. یافته ها: داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری تحلیل شدند. نتایج تفاوت های معنی داری بین دو گروه در میانگین نمرات وابستگی به سیگار (فاگرستروم) در پس آزمون، پیگیری یک ماهه و دوماهه نشان داد. نتیجه گیری: در مجموع مداخله بازآموزی کارکردهای اجرایی بر کاهش وابستگی به سیگار موثر بود و می توان از این مداخله در برنامه های ترک سیگار استفاده کرد.
۱۵.

اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیکی گروهی (مبتنی بر آموزش مهارت ها) بر پرخاشگری نوجوانان

کلید واژه ها: پرخاشگری نوجوانان رفتار درمانی دیالکتیکی آموزش مهارت ها

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی رشد و تحول دوره نوجوانی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی اجتماعی پرخاشگری، تعارض و خشونت
تعداد بازدید : ۹۱۵ تعداد دانلود : ۵۰۷
مقدمه: با توجه به اینکه پرخاشگری پیامدهای زیانباری برای نوجوان و اطرافیان آنها دارد، این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیکی گروهی (مبتنی بر آموزش مهارت ها) بر پرخاشگری نوجوانان انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی به صورت پیش آزمون-پس آزمون با دو گروه آزمایش و کنترل می باشد. نمونه آماری شامل 24 نوجوان پرخاشگر (با توجه به نمره حاصله از پرسشنامه پرخاشگری باس و پری ) بودند که از بین مدارس شبانه روزی انتخاب شدند و پس از موافقت با شرکت در پژوهش، به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. ابزار این پژوهش، پرسشنامه پرخاشگری باس و پری بوده. معیار ورود به پژوهش، کسب نمره یک انحراف استاندارد بالای میانگین در این مقیاس بود. روش درمانی پژوهش، شامل هشت جلسه درمانی بر اساس دستورالعمل اجرایی میلر و همکاران بود. یافته ها: با توجه به یافته های پژوهش، رفتار درمانی دیالکتیک باعث کاهش پرخاشگری نوجوانان گردید. در بررسی ابعاد پرخاشگری شامل رفتاری(فیزیکی و کلامی )، شناختی و هیجانی بر اساس آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری، آثار بین آزمودنی های فقط بعد هیجانی پرخاشگری به سطح معنا داری آماری رسید. نتیجه گیری: رفتار درمانی دیالکتیکی گروهی مبتنی بر آموزش مهارت ها، از طریق اثرگذاری بر بعد هیجانی پرخاشگری باعث بهبودی پرخاشگری نوجوانان می گردد. با وجود این، رفتار درمانی دیالکتیک گروهی طی یک دوره درمانی 8 جلسه ای برای کاهش ابعاد رفتاری و شناختی پرخاشگری نوجوانان کافی نیست. این امر لزوم یک مداخله جامع تر برای کاهش دو بعد دیگر را یادآور می سازد.
۱۶.

مقایسه بازشناسی عواطف چهره ای در خرده ریخت های اسکیزوفرنی و ارتباط آن با علائم مثبت و منفی

کلید واژه ها: اسکیزوفرنی بازشناسی عواطف چهره ای علائم مثبت و منفی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵۱ تعداد دانلود : ۶۱۹
نقص در بازشناسی عواطف چهره ای از جمله مشکلات برجسته ی بیماران اسکیزوفرن می باشد با این وجود اطلاعات اندکی در خصوص چگونگی این نقص در زیر گروه های اسکیزوفرن موجود می باشد. از این رو هدف پژوهش حاضر، مقایسه بازشناسی جلوه های عواطف چهره ای بین سه زیر گروه اسکیزوفرن پارانوئید، آشفته و باقیمانده و نیز ارتباط آن با علائم مثبت و منفی این بیماران می باشد. پژوهش حاضر توصیفی و از نوع علی مقایسه ای می باشد. به شیوه نمونه گیری در دسترس و بر اساس تشخیص روانپزشکی، مصاحبه بالینی و ملاک های ورود و خروج، 60 بیمار مبتلا به اسکیزوفرن در بیمارستان رازی شهر تهران انتخاب شدند (19 بیمار پارانوئید، 21 بیمار آشفته، 20 بیمار باقیمانده). ابزارهای پژوهش شامل آزمون بازشناسی عواطف چهره ای و مقیاس علائم بالینی PANSS بود. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس یک راهه و آزمون های تعقیبی، و نیز آزمون همبستگی غیرخطی ایتا استفاده شد. نتایج نشان داد که عملکرد بیماران آشفته در مقایسه با دیگر زیرگروه ها در بازشناسی عواطف چهره ای ضعیف تر می باشد و پس از آن به ترتیب بیماران نوع پارانوئید و باقیمانده بیشترین نقص را داشتند. بعلاوه نقص در بازشناسی با علائم منفی بیماران رابطه ی معنادار داشت. به طورکلی، شدت نقص بازشناسی عواطف چهره ای در بین زیرگروه های مختلف بیماران اسکیزوفرنی متفاوت می باشد.
۱۷.

وضعیت همکاری گروهی نویسندگان مقاله های تألیفی مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران طی سال های 89-1381

تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۱۷۴
هدف : هدف پژوهش حاضر بررسی وضعیت همکاری نویسندگان مقاله های مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران ( IJPCP ) طی سال های 89-1381 بود. روش : پژوهش حاضر به شیوه علم سنجی انجام شد. مقاله های علمی- پژوهشی منتشرشده در IJPCP ، طی سال های 89-1381، بررسی شد. داده های گردآوری شده در نرم افزار اِکسل وارد شد. افزون بر آمار توصیفی، مانند دسته بندی داده ها، از توزیع فراوانی، درصد فراوانی و میانگین استفاده شد. یافته ها : یافته ها نشان داد میانگین ضریب همکاری گروهی نویسندگان مقاله های منتشرشده در IJPCP 61/0 بود. دانشگاه های علوم پزشکی ایران و علوم پزشکی تهران به ترتیب با 236 و 167 مقاله بیشترین همکاری گروهی را در تدوین مقاله در IJPCP داشتند. نتیجه گیری : میزان همکاری گروهی میان نویسندگان IJPCP در سطح مناسبی قرار دارد. پیشنهاد می شود مدیران مجله وضعیت همکاری در انتشار مقاله های مجله را به صورت دوره ای بررسی و پایش کنند.
۱۸.

اثربخشی گروه درمانی رابطه والد- کودک بر پرخاشگری کودکان پیش دبستانی

تعداد بازدید : ۲۲۴۸ تعداد دانلود : ۱۱۲۸
مقدمه: با توجه به اینکه پرخاشگری پیامدهای زیانباری برای خود کودک پرخاشگر و اطرافیان وی دارد، این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی گروه درمانی رابطه والد- کودک بر پرخاشگری کودکان پیش دبستانی انجام شد. روش: در یک طرح شبه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون توام با گروه کنترل، تعداد 45 کودک پرخاشگر (25 پسر و 20 دختر) با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و والدین آنها، پس از موافقت با شرکت در پژوهش، به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند. به منظور سنجش پرخاشگری کودکان، مربیان مهد کودک های آنان پرسشنامه پرخاشگری پیش دبستانی را تکمیل نمودند. والدین در 10 جلسه، گروه درمانی رابطه والد- کودک را بر اساس دستور العمل لندرث و براتون دریافت نمودند. پس از اتمام جلسات درمان، به منظور سنجش پرخاشگری از مربیان مهد پس آزمون و نیز پس از یک ماه آزمون پیگیری به عمل آمد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: با توجه به یافته های به دست آمده از تحلیل کواریانس، گروه درمانی رابطه والد- کودک منجر به کاهش معنادار پرخاشگری فیزیکی- تهاجمی و کلامی- تهاجمی در گروه آزمایشی در مقایسه با گروه گواه گردیده اما باعث کاهش معنادار پرخاشگری رابطه ای در پی جلسات درمان در گروه آزمایشی در مقایسه با گروه گواه نشده است. نتیجه گیری: گروه درمانی رابطه والد- کودک، با آموزش مهارت های فرزند پروری در کاهش پرخاشگری کلامی و فیزیکی کودکان پیش دبستانی موثر است. با این وجود، گروه درمانی رابطه والد- کودک طی یک دوره درمانی 10 جلسه ای برای کاهش پرخاشگری رابطه ای کودکان کافی نیست. این امر لزوم طراحی یک مداخله جامع و مناسب برای کاهش انواع پرخاشگری را یادآور می سازد.
۱۹.

عوامل خطرساز شناختی درد در سزارین: مقایسه بیمارستان های خصوصی و دولتی

کلید واژه ها: سزارین ترس از درد فاجعه سازی درد شناخت فاجعه آمیز شده نگرش نسبت به زایمان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۷۸ تعداد دانلود : ۱۰۰۴
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر، مقایسه متغیرهای شناختی ترس از درد، فاجعه سازی درد، شناخت فاجعه آمیز شده و ترس از زایمان در بیمارستان های خصوصی و دولتی می باشد. روش: بدین منظور 300 نفر از زنان باردار انتخاب شدند و بر اساس شرایط جمعیت شناختی سن، تحصیلات، ماه بارداری، تجربه زایمان، تجربه سزارین، نوع بیمارستان و تمایل به زایمان سزارین، مورد همتا سازی قرار گرفتند. از پرسشنامه های ترس از درد، نگرش نسبت به زایمان، فاجعه سازی درد و شناخت فاجعه آمیز شده استفاده شد. یافته ها: نتایج تفاوت معنادار را برای متغیرهای ترس از درد، شناخت فاجعه آمیز شده و ترس از زایمان را در دو گروه نشان داد، در حالیکه تفاوت معنادار در مورد متغیرهای دیگر مشاهده نشد. نتیجه گیری: نتایج پیشنهاد می کند که متغیرهای ترس از درد، شناخت فاجعه آمیز شده، متغیرهای شناختی مهم هستند که با افزایش زایمان سزارین در بیمارستان های خصوصی مرتبط هستند. همچنین احتمالاً، ترس از درد، شناخت فاجعه آمیز شده می توانند خطر افزایش زایمان های غیر ضروری سزارین را در بین زنان باردار افزایش دهند.
۲۰.

وابستگی متقابل و سلامت روان در همسران افراد دچار سوء مصرف مواد اپیوئیدی

کلید واژه ها: سلامت روان وابستگی متقابل سوء مصرف مواد اپیوئیدی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۶۷ تعداد دانلود : ۸۵۸
مطالعات اخیر حاکی از وابستگی متقابل و عدم سلامت روان همسران افراد مبتلا به سوء مصرف مواد مخدر است. هدف این پژوهش بررسی رابطه وابستگی متقابل و سلامت روان همسران افراد دچار سوء مصرف مواد اپیوئیدی بود. روش: تعداد 30 بیمار مراجعه کننده به مرکز درمان اجتماع محور و همسران آنان به عنوان نمونه در دسترس انتخاب و پرسشنامه های GHQ-28 و وابستگی متقابل را تکمیل نمودند. یافته ها: بین وابستگی متقابل همسران افراد دچار سوء مصرف مواد و سلامت روان آنان رابطه وجود داشت. اضطراب به تنهایی (R2=0.31) و اضطراب و عملکرد اجتماعی تواما (R2=0.46) تغییرات وابستگی متقابل را پیش بینی می کردند. نتیجه گیری: وابستگی متقابل همسران افراد مبتلا به سوء مصرف مواد با افزایش نشانه های عدم سلامت روانی آنها همبسته است. اضطراب و اختلال در عملکرد اجتماعی مهمترین نشانه های پیش بینی کننده وابستگی متقابل هستند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان