محمدجواد زاهدی مازندرانی

محمدجواد زاهدی مازندرانی

رتبه علمی: استاد جامعه شناسی توسعه، دانشگاه پیام نور تهران، تهران، ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۴۴ مورد.
۱.

نقش روشنفکران در تحولات اجتماعی ایران بین سالهای 1342 تا 1357(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: بازگشت به خویشتن تحولات اجتماعی روشنفکران گفتمان روشنفکری هویت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 260 تعداد دانلود : 781
یعقوب احمدی مشاور اول رساله دکتری است که مقاله حاضر از آن مستخرج شده است.جنبش روشنفکری در ایران با رویکرد کوشش برای رفع عقب ماندگی جامعه آغاز شد و در تداوم خود  تغییر الگوهای سنتی موجود در جامعه و حرکت به سوی نوسازی را هدف قرار داد. براین اساس نقش روشنفکران به عنوان محرک وجه انگیزشی جریان تحول خواهی و اصلاح طلبی در ایران قابل انکار نیست.در این پژوهش، از رویکرد جامعه شناختی-تاریخی و روش تحلیل مفهومی استفاده شد. ابزار پژوهش در قالب مطالعه اسنادی و جامعه هدف این تحقیق شامل روشنفکران ایرانی سال های 1342 تا 1357 است. روش نمونه گیری، نظری است. بدین ترتیب که با استفاده از روش نمونه گیری نظری، جمعی از روشنفکران ایرانی که نمایندگان اصلی جریان های مختلف روشنفکری بودند، به عنوان اعضای جامعه نمونه انتخاب شده مطالعه شدند.یافته های این پژوهش حاکی از آن است که در فاصله سال های 1342 تا 1357 نسل سوم روشنفکران را می توان ذیل سه گفتمان روشنفکران چپ، لیبرال و مذهبی قرار داد. با مطالعه این گفتمان دیده می شود که با بسته شدن فضای عمومی و انسداد سیاسی در جامعه پس از سال 1342، روشنفکران با تغییر در رویه خود به همگرایی بیشتر با هدف تغییر در وضعیت موجود روی آوردند.از مطالعه نقش روشنفکران می توان نتیجه گرفت در سال های منتهی به دهه 1350 و 1360 با افزایش تحصیلات دانشگاهی و اقبال بیشتر به محافل روشنفکری و با فراگیرشدن وضعیت انقلابی، بر سرمایه فرهنگی و اجتماعی روشنفکران افزوده شد و همین سرمایه ها دستمایه اصلی روشنفکران و تحول خواهان در میدان سیاست قرار گرفت تا به کمک آن، شرایط لازم برای سقوط نظام سیاسی حاکم بر جامعه را فراهم سازند.
۲.

مطالعه کیفی دینداری طبقه متوسط جدید به شیوه نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: دینداری طبقه متوسط جدید نظریه داده بنیاد عرفی شدن

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 51 تعداد دانلود : 420
اهداف: وظیفه جامعه شناسی دین، شناخت صورت های گوناگون بهره گیری از دین است که افراد به کار می گیرند. بنابراین، دینداری همان بهره و کاربرد دین در چارچوب زندگی روزمره افراد است که به فراخور موقعیتِ اقتصادی و اجتماعی آنان شکل های متنوعی پیدا کرده است. هدف پژوهش حاضر، بررسی وضعیت دینداری طبقه متوسط جدید است. روش مطالعه: این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش نظریه داده بنیاد انجام گرفته است. مشارکت کنندگان در این پژوهش دینداران طبقه متوسط جدید در شهرکرد هستند که از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع ملاک محور انتخاب شده اند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساخت یافته با شانزده نفر از افراد این طبقه جمع آوری شده است. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی و برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای گوبا و لینکلن استفاده شده است. یافته ها: یافته های تحقیق بیانگر نوزده مقوله منتخب است که در قالب یک مدل پارادایمی با مقوله محوری (عرفی شدن کنشگری دینی طبقه متوسط جدید)، شرایط علّی (نوگرایی، عقل گرایی، علم گرایی، فردگرایی و مادی گرایی)، شرایط زمینه ای (جامعه پذیری دینی غیر الزام آور)، شرایط مداخله ای (پایگاه اقتصادی - اجتماعی بالا)، راهبردها (دینداری عقلانی، دینداری نوگرا، دینداری اخلاق گرا، دینداری گزینشی و دینداری سکولار)، و پیامدها (کاهش نقش دین در زندگی روزمره، نگرش این جهانی به دین، خود تشخیصی در امور دینی، مدارای دینی، تقدس زدایی و گرایش به معنویت های جدید) سازمان یافته است.نتیجه گیری:  نتایج بیانگر آن است که گر-چه دینداری طبقه متوسط جدید از شکل سنتی آن فاصله و شکل های متفاوتی را به خود گرفته، اما عناصر دینی هنوز از ذهنیت جمعی این طبقه رخت برنبسته و با آن همنشین و همراه است.
۳.

سنخ شناسی دینداری قشرها و طبقات اجتماعی در شهرکرد(مقاله پژوهشی حوزه)

کلید واژه ها: سنخ شناسی دینداری قشر اجتماعی طبقه اجتماعی دینداری تکلیفی دینداری شریعت مدارانه دینداری اخلاق گرا

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 781 تعداد دانلود : 44
قشر و طبقه اجتماعی به عنوان جنبه ای از هویت فردی و اجتماعی افراد، نقش مهمی در میزان و نوع دینداری آنان دارد به نحوی که شرایط اقتصادی−اجتماعیِ خاص افراد و گروه ها کم و بیش آنها را به سوی سبک های خاص دینداری سوق می دهد؛ اما در مطالعات اخیرِ جامعه شناسی دین تا حد زیادی از توجه به قشر و طبقه اجتماعی غفلت شده است. ازاین رو در مقاله حاضر کوشش شده تا ضمن توجّه به مقوله قشر و طبقه اجتماعی، به سنخ شناسی دینداری قشرها و طبقات اجتماعی گوناگون در شهرکرد پرداخته شود. این پژوهش به روش کیفی و با رویکرد تفسیری و با الهام از رویکرد سنخ آرمانی ماکس وبر انجام شده است. روش گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساخت یافته با 57 نفر از قشرهای مختلف مردم است که با نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. داده ها براساس تکنیک تحلیل مضمون، ابتدا جمله به جمله کدگذاری و سپس مضامین فرعی و اصلی استخراج و تحلیل شده است. یافته ها، بیانگر نوعی تمایز در نگرش نسبت به مبانی باور دینی، عواطف و احساسات دینی (تجربه دینی) و همچنین رفتارها و کنش های دینیِ قشرها و طبقات اجتماعی سه گانه است؛ به نحوی که می توان از سه سنخ آرمانی دینداری با ویژگی ها و مختصات معین دینی سخن به میان آورد: «سنخ آرمانی دینداری قشرها و طبقات اجتماعی پایین» که شامل انواع دینداری «مناسکی»، «عاطفی»، «توسلی»، «تکلیفی»، «فقهی−تقلیدی»، «موروثی»، «تقدیرگرا» و «خرافه گرا» است؛ «سنخ آرمانی دینداری قشرها و طبقات اجتماعی متوسط» که شامل انواع دینداری «عقلانی»، «نوگرا»، «متعادل»، «رسمی» و «شریعت مدارانه»، است؛ و «سنخ آرمانی دینداری قشرها و طبقات اجتماعی بالا» که شامل انواع دینداری «اخلاق گرا»، «سلیقه ای» و «شخصی» است.
۴.

تبیین جامعه شناختی خشونت زنان علیه مردان

تعداد بازدید : 943 تعداد دانلود : 428
دیدگاه عمومی نسبت به خشونت خانوادگی، معمولاً خشونت توسط مردان علیه زنان یا سایر اعضای خانواده است اما گزارش ها در این زمینه مبیّن آن است که گاه مردان قربانی خشونت زنان می شوند. هدف اصلی این پژوهش تبیین جامعه شناختی خشونت زنان علیه مردان است. این پژوهش به شکل کیفی انجام شده و با روش گرندد تئوری داده ها مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه مورد مطالعه شامل مردان متأهل خشونت دیده شهر تهران است. شیوه انتخاب نمونه ها هدفمند بوده و حجم نمونه نیز طی پژوهش پس از مصاحبه دهم به اشباع رسید. تحلیل ها به وسیله سه نوع کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی انجام شده است. یافته های تحقیق عبارت اند از: شرایط زمینه ای اثرگذار بر خشونت زنان علیه مردان شامل: 1- مسائل فرهنگی، 2- مسائل اجتماعی، 3- مسائل مالی، 4- شرایط شغلی و سازمانی، 5- مشکلات روحی و روانی در خانواده، 6- سابقه اعتیاد در خانواده، 7- آشنایی با مهارت های زندگی؛ عوامل مداخله گر اثرگذار بر راهبرد خشونت زنان علیه مردان شامل: 1- تفاوت شخصیتی، 2- تفاوت فرهنگی، 3- تفاوت سنی، 4- تفاوت مسائل مالی، 5- تفاوت در نوع نیاز، 6- باورهای زناشویی، 7- باورهای جنسیتی؛ شرایط علّى اثرگذار بر خشونت زنان علیه مردان شامل: 1- روابط گسسته، 2- روابط درهم تنیده، 3- تجربیات نامناسب خانوادگی، 4- عوامل شغلی- سازمانی، 5- مشکلات ارتباطی در شغل، 6- عوامل اجتماعی، 7- عوامل فرهنگی؛ راهبردهای کنش و کنش متقابل عبارت اند از: 1- رفتارهای ارتباطی ناسالم 2-الگوی تعاملی تلافی جویانه 3- کمبود عشق و صمیمیت؛ پیامدها عبارت اند از: 1-آسیب های روانی 2- قدرت نداشتن مرد در خانواده 3- جدایی 4- رفتارهای پرخطر 5- آسیب دیدن فرزندان 6- تضعیف بنیان خانواده 7- نداشتن مدیریت مالی خانوار؛ نتایج تحقیق نشان دهنده وجود خشونت علیه مردان در خانواده است و تبعات این نوع از خشونت باعث تضعیف نهاد خانواده می شود.
۵.

مقایسه ساختار طبقات اجتماعی (بر اساس مشاغل) در ایران طی سال های 1335 تا 1395(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: ساختار طبقاتی طبقه اجتماعی مشاغل

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 150 تعداد دانلود : 361
شناسایی ساختار طبقات اجتماعی و چگونگی تغییر آن می تواند در تببین بسیاری از مسایل اجتماعی و اقتصادی راهگشا باشد. مطالعه حاضر به مقایسه ساختار طبقات اجتماعی در ایران طی سال های 1335 تا 1395 می پردازد. در این تحقیق از روش تحلیل ثانویه استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که طبقه بالا در این سال ها تقریبا ثابت بوده و طبقه متوسط سنتی تقریبا از سهم بیشتری نسبت به سایر طبقات برخوردار بوده است. طبقات متوسط جدید و پایین بیشترین نوسان ها را در سال های مورد مطالعه به خود اختصاص داده اند. مشاهده روند ساختار طبقاتی در دوره های مختلف تاریخی در ایران نشان از این دارد که  عوامل سیاسی، اقتصادی و بین المللی از تعیین کننده های تغییرات و نوسانات ساختار طبقات اجتماعی در ایران است و این تاثیر بیشتر مربوط به طبقه متوسط و پایین است
۶.

دگرگونی شیوه های صمیمیت: تحلیل تطبیقی صمیمیت زناشویی در میان سه نسل از زنان تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: جامعه شناسی صمیمیت شیوه های صمیمیت صمیمیت صمیمیت زناشویی نسل

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 365 تعداد دانلود : 69
در سال های اخیر، دگرگونی های گسترده ای در روابط اجتماعی و صمیمی جامعه ایرانی به ویژه در میان زنان رخ داده است و امروزه زنان جوان دیدگاه و رویکرد متفاوتی در مقایسه با زنان نسل های قبلی نسبت به روابط صمیمی از خود نشان می دهند. مقاله حاضر، تجربه های صمیمی سه نسل از زنان تبریزی را در ارتباط با شرایط اجتماعی دوران جوانی شان بررسی می کند و ابعاد جدیدی از صمیمیت زناشویی را برجسته و تحلیل می کند. روش تحقیق از نوع کیفی است. برای جمع آوری اطلاعات، از مصاحبه های روایتی و برای تحلیل داده ها از رویکرد نظریه پردازی زمینه ای استفاده شده است. در این مقاله مدعی هستیم که در طول سه نسل مورد بررسی، نوعی دگرگونی در شیوه های صمیمیت رخ داده است. تحلیل یافته ها نشان می دهد در نسل اول و تا حدی نسل دوم، نظارت اجتماعی شدید روی برهم کنش های اجتماعی منجر به تنظیم شده بودن زندگی صمیمی شده بود، اما در نسل سوم با اشاعه نیروهای مدرن، به تدریج صمیمیت های ناب ظهور می یابند. همچنین در نسل های اول و دوم، برهم کنش های صمیمی در پشت صحنه زندگی های اجتماعی انجام می گرفت، ولی با اشاعه نیروهای مدرن و کاهش آستانه شرم، پرده های اجتماعی حوزه صمیمیت نازک تر شده است؛ به طوری که در نسل سوم، ابراز علنی صمیمیت، نشانه ای از مدرن بودن تلقی می شود. می توان الگوی رایج در نسل های اول و دوم را با اصطلاح «صمیمیت سنتی» و الگوی رایج در نسل سوم را با اصطلاح «صمیمیت مدرن» توصیف کرد.
۷.

فراتلخیص راهبردهای بقای مزارع خانوادگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: راهبرد بقا خانواده بهره بردار فراتلخیص مزرعه خانوادگی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 142 تعداد دانلود : 116
در این مقاله باهدف شناخت راهبردهایی که خانواده های کشاورز برای بقا و حفظ کسب وکار خانوادگی خود به کار می برند و عواملی که بر این راهبردها تأثیر می گذارند، از روش مرور نظام مند و راهبرد فراتلخیص استفاده شد. بدین ترتیب بعد از هفت مرحله غربالگری مقاله های گردآوری شده، 61 مقاله متناسب با هدف پژوهش انتخاب و در مرحله تحلیل داده ها با کمک نرم افزار مکس کیودی اِی2020 «کدگذاری انتسابی» و «کدگذاری راهبرد «تنوع بخشی» (بازار-محور، اقتصاد-محور، خانواده-محور، فرد-محور)، «پایداری» (اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی) و «جانشینی» (عوامل زمینه ای، عوامل ارتباطی، عوامل فردی) را به کار می برند. مزارع خانوادگی نقش مهمی در میدان کشاورزی و امنیت غذایی حال و آینده جهان دارند. شناخت راهبردهای موفق خانواده های بهره بردار کشاورز در کشورهای پیشرفته و شناسایی عوامل تأثیرگذار بر آن ها، می تواند انگیزه ای برای خانواده های کشاورز و سیاست گذاران بوده و درنهایت در کنار بهره گیری از تجارب داخلی به بازنگری و تجدیدنظر در مورد راهبرد ها و سیاست های کشاورزی به نفع بقا و احیای مزارع خانوادگی منجر شود. 
۸.

مسئله اعتماد اجتماعی در میان دانشجویان (مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه پیام نور تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: دانشجویان سرمایه جمعی دسترسی نهادی پاسخگویی نهادی اعتماد اجتماعی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 934 تعداد دانلود : 35
اعتماد اجتماعی از عناصر مهم سرمایه اجتماعی و از پیش نیازهای اساسی توسعه و حرکت به سوی مدرنیته است. نهاد دانشگاه بمثابه نهاد توسعه گرا و دموکراتیک میتواند جهت دهنده سیر پیشرفت و تحول جامعه باشد و نگرش ها و ارزش های هر یک از ارکان آن به ویژه دانشجویان که هم از لحاظ پویایی و هم از لحاظ تعداد نسبت به دو رکن دیگر نهاد دانشگاه یعنی اساتید و یاوران علمی اغلب جوانتر و پویاتر و به تعداد بیشترند؛ اهمیت قابل توجهی پیدا میکند. به دلیل همین اهمیت؛ در تحقیق حاضر به سنجش اعتماد اجتماعی و آزمون رابطه آن با سرمایه جمعی و دسترسی و پاسخگویی نهادی بر اساس نظریه زتومکا در میان دانشجویان دانشگاه پیام نور با روش پیمایش در جامعه آماری 12000 نفری (دانشگاه پیام تور مرکز غرب) و با حجم نمونه 372 نفر پرداخته ایم. یافته های تحقیق رابطه بین متغیرهای عاملیتی (سرمایه جمعی) و ساختاری (ارزیابی دسترسی و پاسخگویی نهادی) با اعتماد اجتماعی که منطبق با نظریه رتومکا است؛ را اثبات می کنند. یافته قابل تأمل تحقیق سطح پائین اعتماد اجتماعی دانشجویان است به طوریکه 1/97 درصد دانشجویان اعتماد اجتماعی متوسط رو به پائین و تنها 9/2 درصد دانشجویان از اعتماد اجتماعی بالایی برخوردارند که به نظر میرسد از جو اجتماعی پرتنش و بحران زده کشور تأثیر میپذیرد. با توجه به مسائل ناشی از روند رو به گسترش کاهش اعتماد اجتماعی، جای نگرانی است که دستگاههای سیاستگذار در دهه های اخیر توجه برنامه ریزی شده و عملیاتی چندانی به این مهم نشان نداده اند. بیم آن می رود که بحران های اجتماعی گریبانگر جامعه از سویی و فساد اداری دهشتناک جاری در نظام اجتماعی و مدیریتی کشور به نهادینه سازی بی اعتمادی و فاصله گیری هر چه بیشتر از الزامات زندگی مدرن و به سخن دیگر توسعه گریزی دانشجویان که در واقع حاملان اصلی توسعه باید باشند، منجر شود.
۹.

تحلیل جامعه شناختی پدیده همباشی از منظر روحانیون و جامعه شناسان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: جامعه شناس خانواده روحانی سنت مدرنیته همباشی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 337 تعداد دانلود : 733
د ازدواج و تشکیل خانواده یکی از ارزش ها و الگوهای رفتاری زندگی اجتماعی است که در دهه های اخیر، دگرگونی بسیاری یافته است. جامعه ما نیز در این زمینه تحولات گسترده ای تجربه کرده است که از جمله آن ها می توان به شکل گیری پدیده همباشی در کلان شهر تهران اشاره کرد. این پژوهش در پی مطالعه پدیده همباشی از منظر صاحب نظران روحانی و جامعه شناس، و با روش تماتیک و مصاحبه عمیق با هفت روحانی و هفت جامعه شناس انجام شد. با توجه به مضامین اصلی و فرعی استخراج شده از مصاحبه ها، از نظر روحانیون عوامل تأثیرگذار بر رشد پدیده همباشی عبارت اند از: عوامل دینی (نداشتن دانش دینی، استفاده نکردن از دانش روحانیون، نامتعارف بودن ازدواج موقت، تقدس زدایی از دین و تخریب معنویت)، عوامل فرهنگی (الگوپذیری از غرب، کژکارکردشدن سنت ها و عرف و هنجارشکنی دختران)، عوامل اجتماعی (پذیرش رشد همباشی و تأثیر رسانه ها)، عوامل اقتصادی (حسابگرانه عمل کردن و شرایط نامناسب اشتغال)، عوامل سیاسی (کاهش عملگرایی و وضع نکردن قانون تنبیه) و عوامل فردی (رفع تمایلات جنسی). از نظر جامعه شناسان نیز عوامل تأثیرگذار بر رشد پدیده همباشی عبارت اند از: عوامل اجتماعی (فردگرایی، رشد عقلانیت، رشد مدرنیته، ضرورت اجتماعی و رشد کارکرد منفی خانواده)، عوامل فرهنگی (گمنامی، آموزش ندادن، شکل گیری رابطه سیال عاطفی، پذیرش دوستی دختر و پسر، سنت شکنی و جاذبه همباشی)، عوامل اقتصادی (مصرف گرایی، بی ثباتی اقتصادی و افزایش هزینه های زندگی)، عوامل فردی (رضایت از زندگی همباشی، ترس از طلاق و ویژگی های شخصیتی متفاوت). جامعه ایرانی کماکان در گذار از سنت به مدرنیته متوقف شده و چالش بین سنت و مدرنیته گریبان گیر جامعه ایرانی است. تأثیرات مدرنیته و کاهش نفوذ سنت ها از جمله عواملی است که شکل گیری سبک زندگی همباشی را در جامعه به دنبال داشته است؛ بنابراین می توان گفت تقابل بین سنت و مدرنیته موجب شکل گیری نگرش های مختلف، و پذیرش و رد این سبک زندگی شده است.
۱۰.

مطالعه کیفی ذائقه دینی طبقه فرودست شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: دینداری ذائقه دینی طبقه فرودست شهری نظریه زمینه ای مناسکی شدن دین

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 396 تعداد دانلود : 348
با وجود برخی ادعاها در مورد مرگ طبقه، طبقه همچنان موضوعی مهم در بررسی های جامعه شناختی برد متوسط و به ویژه در تعیین ترجیحات دینی است به نحوی که کنشگران دینی تمایل به سبک های دینی مرتبط و متناسب با موقعیت اقتصادی - اجتماعی خود شان را دارند. به سخن دیگر، افراد با موقعیتهای اقتصادی - اجتماعی مختلف، ذائقه دینی متفاوتی دارند. هدف پژوهش حاضر بررسی ذائقه دینی طبقه فرودست شهری است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش نظریه زمینه ای انجام گرفته است. مشارکت کنندگان در این پژوهش کنشگران دینی طبقه فرودست شهری در شهرکرد هستند که از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع ملاک محور انتخاب شده اند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساخت یافته با هجده نفر از افراد این طبقه جمع آوری شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی و برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای گوبا و لینکلن استفاده شده است. یافته ها بیانگر هجده مقوله منتخب است که در قالب یک مدل پارادایمی با مقوله محوری (مناسکی شدن دین)، شرایط علّی (جمع گرایی، سنت گرایی، تقدیر گرایی و احساساتی بودن)، شرایط زمینه ای (جامعه پذیری دینی مناسک محور)، شرایط مداخله ای (پایگاه اقتصادی - اجتماعی پایین)، راهبردها (دینداری مناسکی، دینداری عاطفی، دینداری واسطه ای، دینداری تکلیفی، دینداری موروثی و دینداری تقدیرگرا) و پیامدها (تقلیل گرایی دینی، ظاهرگرایی دینی، کارناوالی شدن مناسک، مداح محوری و بدنمندی دینی) سازمان یافته است. نتایج بیانگر آن است که مناسک، جایگاه برجسته، مهم و موثری را در ذائقه دینی طبقه فرودست شهری دارد و تعیین این جایگاه بدون فهم منطق دین عامه و فهم منطق مناسک در دین عامه امکان پذیر نیست.  
۱۱.

تجربه زیسته زنان بی خانمان از تلویزیون(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: پدیدارشناسی ذهنیت تجربه زیسته زنان بی خانمان تلویزیون

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 146 تعداد دانلود : 326
در رویکرد پدیدارشناسانه، تلویزیون به عنوان یک ابژه در جهان خارج وجود ندارد، بلکه تنها در آگاهی افراد تجسم می یابد. به بیانی دیگر، تلویزیون، نه به عنوان واقعیتی عینی، بلکه ذهنیت و ادراک از آن، موضوع مطالعه پدیدارشناسی حاضر است. با توجه به تأکید صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران بر گروه های در حاشیه و فقرا، شناخت ادراک گروه های مختلف به ویژه گروه های آسیب پذیر از تلویزیون بسیار مهم است. از این رو، در پژوهش حاضر، تجربه زیسته زنان بی خانمان از تلویزیون مطالعه شده است. در این مقاله توصیف می شود که در زیست جهان زنان بی خانمان، تلویزیون چگونه صورت بندی شده است؟ با استفاده از نظریات برساخت گرایی رسانه و پدیدارشناسی و با کاربرد روش پدیدارشناسی تجربی، با 10 نفر از زنان بی خانمانی که به طور موقت در مددسرای نیلوفر آبی چیتگر حضور دارند، مصاحبه شده و یافته ها، با استفاده از روش تجزیه وتحلیل کرسول و نرم افزار maxqda 10 تحلیل شده اند. از مجموع واحدهای معنایی استخراج شده، 10 مقوله متنی به دست آمده است و پس ازآن، چهار مقوله ساختاری «تلویزیون برچسب ساز»، «تلویزیون طبقاتی»، «بی خانمانی کاذب تلویزیونی» و «تلویزیون طرد کننده» از مقولات متنی، انتزاع شده اند. تحلیل ها نشان می دهد که زنان بی خانمان در برابر این ادراک از تلویزیون مقاومت نمی کنند و این ذهنیت، امکان درخواست های اجتماعی را از آنان سلب کرده است. ازاین رو، ضروری است، رسانه در ساختاری برابر و با نگاهی ساختارگرایانه و نه فردگرایانه، امکان تحرک و تغییر اجتماعی را برای آنان فراهم آورد و دیگر ساختارهای طرد کننده را به چالشی جدی فراخواند.
۱۲.

تحلیل گفتمان رفاه و تأمین اجتماعی در دولت های پس از انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: گفتمان رفاه تأمین اجتماعی دولت انقلاب اسلامی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 595 تعداد دانلود : 252
یکی از آرمان های انقلاب اسلامی تأمین اجتماعی بوده و در قانون اساسی و سایر اسناد بالادستی گنجانده شده است، اما آن در نظم گفتمانی کارگزاران بعد از انقلاب (براساس اقتضائات نظری و عملی) با رویکردها و سیاست های مختلفی مفهوم سازی شده و دلالت های متفاوت و بعضاً ناهم گون منجر به عدم تحقق کامل رفاه و تأمین اجتماعی در کشور شده است. در همین راستا پژوهش حاضر، درصدد پاسخ گویی به این پرسش است که رفاه و تأمین اجتماعی در چهار دولت بعد از انقلاب اسلامی (با گفتمان های مستضعفین، سازندگی، اصلاحات و عدالت محور) با چه دلالت های معنایی تثبیت و برجسته شده اند که نتیجه این چنینی را رقم زده است؟ برای پاسخ بدین پرسش با روش تحلیل گفتمان «لاکلاو و موفه» به تحلیل متون سخنرانی های مقامات عالی کشور خصوصاً روسای جمهور، قوانین و مقررات مربوطه در هر گفتمان های سیاسی حاکم که همانا در هژمونی دولت ها به منصه ظهور رسیده اند، می پردازیم. یافته ها نشان می دهد که دولت مستضعفین به واسطه ایدئولوژی انقلاب اسلامی و جنگ، گروه های مستضعف را از حاشیه به متن کشاند و به این ترتیب گفتمان رفاه خود را با دال مرکزی «مستضعف محوری» مفصل بندی کرده است. دولت سازندگی کوشش کرد با «جبران کاستی های ناشی از توسعه اقتصادی» به عنوان دال مرکزی، گفتمان خود را مفصل بندی کند. دولت اصلاحات با توسل به اصل 29 قانون اساسی به ساختارشکنی از دال مرکزی گفتمان رفاه دولت سازندگی پرداخته و مفصل بندی گفتمان خود را با نشانه مرکزی «نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی» تشکیل داد. دولت عدالت محور نیز با تأکید بر عدالت توزیعی، مهرورزی و خدمت رسانی به اقشار فقیر و آباد کردن مناطق توسعه نیافته، گفتمان رفاه خود را با نشانه مرکزی «دسترسی یکسان آحاد مردم به حمایت های تأمین اجتماعی» مفصل بندی کرده است. در نتیجه می توان گفت که روند گفتمان رفاه و تأمین اجتماعی طی چهار دولت پس از انقلاب اسلامی بیانگر این است که هر یک از دولت ها، گفتمان رفاهی خود را ذیل دال مرکزی متفاوت ولی با دال های شناور گاه مشترک، مفصل بندی کرده اند. به این ترتیب بین دال مرکزی آن ها، گسست رخ داده و در نتیجه خط سیر متفاوت و گاه متضادی پیموده اند. این امر موجب شده آن ها تداوم بخش و مکمل یکدیگر نباشند، اما با وجود این، جنبه های گوناگون رفاه و تأمین اجتماعی در هر دولت نسبت به دولت قبلی، بهبود نسبی یافته است.
۱۳.

مطالعه جامعه شناختی تحول الگوهای عشق ورزی در میان ساکنان متأهل شهر اردبیل (1398)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: الگوهای عشق ورزی تحول عشق ورزی تکه تکه شدن عشق تنوع طلبی سنت گریزی فردی شدن

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 903 تعداد دانلود : 529
مقاله حاضر به مطالعه تحول الگوهای عشق ورزی در روابط انسانی پرداخته است. تغییر در ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی در جامعه ایران در دهه های اخیر سبب شده است که تحول اساسی در الگوهای عشق ورزی افراد، حتی در صمیمی ترین شکل آن روی دهد. این پژوهش کیفی بوده و از روش نظریه داده بنیاد (گراندد تئوری) در آن استفاده شده است. شیوه گردآوری داده ها نیز مطالعه اسناد و مصاحبه های عمیق اکتشافی با 41 نفر از افراد متأهل بود که روایت های آن ها در عشق ورزی تحلیل شد. روایی این پژوهش را مصاحبه شوندگان و سپس استادان متخصص بررسی و تأیید کردند. برای تحلیل داده ها از روش مقایسه مستمر طی مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. نتایج پژوهش براساس پنج محور که عامل اصلی تحول الگوی عشق ورزی هستند ارزیابی و در سه فرایند تحلیل شدند. تجزیه وتحلیل داده ها نشان می دهد عوامل اشاعه مدرنیسم، توسعه فناوری، فردی شدن، سنت گریزی و بالارفتن میزان تحصیلات، همچنین عوامل مداخله گر تنوع طلبی و افزایش اوقات فراغت و شرایط زمینه ای شهرنشینی و گسترش فضای مجازی بر پدیده هسته ای تکه تکه شدن عشق و متعاقب آن بر دگرگونی کردارها و تحول عشق ورزی تأثیر گذاشته اند و سبب دگرگونی خانواده ایرانی و شکل گیری شکل های جدیدی از روابط شده اند. در فرایند پژوهش 9 الگوی متفاوت عشق ورزی شناسایی شدند که عبارت اند از: عشق ورزی سنتی (پشت صحنه ای، مردسالارانه)، عشق ورزی رمانتیک، عشق ورزی دوستانه، عشق ورزی واقع گرایانه، عشق ورزی شهوانی، عشق ورزی فداکارانه، عشق ورزی ناب، عشق ورزی بازیگرانه و عشق ورزی سیال.
۱۴.

تحلیل فازی رابطه پایگاه اجتماعی اقتصادی و مشارکت در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: پایگاه اجتماعی - اقتصادی جامعه شناسی توسعه مشارکت انتخاباتی سرمایه اجتماعی تحلیل فازی مشارکت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 34 تعداد دانلود : 955
مساله مقاله حاضر رابطه پایگاه اجتماعی اقتصادی و مشارکت در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری است. سوال این است که آیا استانهایی که از پایگاه اجتماعی اقتصادی بالاتری برخوردار هستند مشارکت انتخاباتی بالاتری دارند؟ از رویکردهای نظری تحقیق این فرضیه استنتاج شده است که پایگاه اجتماعی اقتصادی، و هر یک از مولفه های آن شرط لازم برای مشارکت انتخاباتی هستند. رویکرد روش شناختی مقاله حاضر تحلیل تطبیقی کیفی فازی با استفاده از داده های ثانویه است. جامعه آماری شامل همه استانهای ایران در سال 1392 است. برای آزمون فرضیه تحقیق از روش فازی و نرم افزارهای spss و fs/qca استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد که پایگاه اجتماعی اقتصادی شرط علی معمولا لازم و نه کافی برای مشارکت انتخاباتی استانهای مورد بررسی است. همچنین دریافتیم که هر یک از مولفه های پایگاه اجتماعی اقتصادی یعنی پایگاه تحصیلی، پایگاه شغلی و سرانه درآمد نیز به صورت منفرد شرط معمولا لازم برای مشارکت انتخاباتی هستند.
۱۵.

برساخت اجتماعی عشق در زبان زندگی روزمره (روایت عشق از نگاه زوج های قوم کُرد)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: عشق زندگی روزمره پل جی قوم کرد روایت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 802 تعداد دانلود : 750
هدف این پژوهش دستیابی به ساختار صورت بندی ذهنی- ادراکی زوجین قوم کُرد از تجربه عشق است. ازاین رو، مهم ترین پرسش این پژوهش به این شیوه تدوین شده است: زوجین عاشق در حالت ها و موقعیت های مختلف زندگی، عشق را چگونه تجربه می کنند؟ پاسخگویی به سؤالات این مطالعه نیازمند طرح فرضیه خاصی نبوده و با ورود به میدان پژوهش، تجربه زیسته افراد در مورد عشق مورد پرسش قرارگرفته است. با بهره گیری از روش تحقیق پدیدارشناسی، مشارکت کنندگان در پژوهش از بین زوجین با قومیت کُرد که تجربه عشق داشته اند؛ به تعداد 10 زوج(20نفر) انتخاب شده اند. قبل از ورود به میدان پژوهش و شروع مصاحبه، از طریق مطالعه ای اکتشافی حالت ها و موقعیت های مهم عشق از طریق افراد عاشق استخراج گردید و در هنگام مصاحبه با تقسیم مراحل عشق به پنج مرحله ، این حالت ها و موقعیت های مهم مورد پرسش قرار گرفت. تحلیل متون حاصل از انجام مصاحبه از طریق روش تحلیل گفتمان جیمز پُل جی انجام شده است. نتایج حاصل از تحلیل مصاحبه ها نشان می دهد که عشق در مراحل مختلف زندگی به صورت های مختلفی تجربه شده است. اما آنچه قابل توجه است، تفاوت در احساس، کنش و عمل در مرحله قبل از عاشقی با مراحل بعدی زندگی مشترک عاشقانه است.
۱۶.

مطالعه عوامل موثر بر درک مخاطره در بین جوانان شهر تهران با تاکید بر مخاطرات انتظامی- امنیتی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: مخاطره دینداری اعتماد به آینده آگاهی جوانان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 146 تعداد دانلود : 241
ظهور جامعه در مخاطره معرف مرحله ای از توسعه جامعه مدرن است که در آن مخاطرات سیاسی، اجتماعی، بوم شناختی و فردی که با جریان نوآوری پدید می آیند، پی درپی از نهادهای حفاظتی و کنترلی جامعه صنعتی می گریزند. کشور ما همواره در معرض بسیاری از مخاطرات مختلف قرار داشته است. این پژوهش به دنبال مطالعه عوامل مؤثر بر درک و فهم مخاطره در بین نسل جوان شهر تهران است. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه جوانان شهر تهران و روش آن، کمی با تکنیک پیمایش و ابزار پرسشنامه می باشد. حجم نمونه برابر با (۳۸۴) نفر است. یافته های پژوهش نشان می دهد که مهم ترین مخاطرات از دید جوانان مخاطرات سیاسی- اقتصادی، سپس مخاطرات بهداشتی- زیست محیطی، امنیتی-انتظامی و در پایان مخاطرات اجتماعی- فرهنگی است. آزمون همبستگی نشان می دهد بین اعتماد به آینده و تمام مؤلفه های مخاطره، بین متغیر سبک زندگی با مؤلفه های مخاطرات سیاسی- اقتصادی، صنعتی- فناوری و اجتماعی- فرهنگی، بین متغیر آگاهی با مؤلفه های سیاسی- اقتصادی، بهداشتی- زیست محیطی و اجتماعی- فرهنگی و بین متغیر دینداری با مؤلفه های سیاسی- اقتصادی، امنیتی- انتظامی، صنعتی- فناوری و اجتماعی- فرهنگی مخاطره رابطه معناداری وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان می دهد که (۳۸) درصد از تغییرات متغیر وابسته مخاطره توسط متغیرهای مستقل قابل تبیین است. ضرایب رگرسیونی نشان می دهند که متغیر اعتماد به آینده بیشترین تأثیر را بر متغیر مخاطره دارد. پس ازآن، متغیر آگاهی، سپس سبک زندگی مخاطره آمیز و در انتها نیز متغیر دینداری دارای بیشترین تأثیر بر متغیر مخاطره هستند.
۱۷.

تحلیل تحولات نگرشی مؤثر بر روابط اجتماعی اعضای گروه معنویت گرای نوین فرادرمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: معنویت گرایی نوین تحولات نگرشی نظریه پهنه محور

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 977 تعداد دانلود : 247
مقاله حاضر، پژوهشی در راستای تحلیل تحولات نگرشی در روابط اجتماعی افرادی است که در مجموعه معنویت گرای فرادرمانی مشارکت داشته اند. این مقاله، پژوهشی تحلیلی توصیفی است که به روش نظریه پهنه محور بر روی چهارده نفر از اعضای پیوسته فعال و غیرفعال و گسسته این مجموعه انجام شده است. نتایج تحلیل ها نشان می دهد که تغییرات در بین دو گروه مصاحبه شونده، یکسان نیست و حتی گاهی عکس هم بوده است؛ به گونه ای که جهان بینی و ایدئولوژی ای که با مشارکت در گروه و به واسطه تجربه معنوی به دست می آید، در بین افراد مختلف، متفاوت است و اکثراً از نظر اعضای پیوسته، مثبت و از نظر اعضای گسسته، منفی ارزیابی می شود. تحولات شناختی و نگرشی اعضا در چهار بعد دسته بندی شده است که هریک پیامدهای خاصی دارد. چهار بعد یادشده عبارت اند از: شناسایی ابعاد پنهان خود، ادراک وحدت و حس یگانگی، باور به شعورمندی هستی و تسلیم و واگذاری امور به آن، و باور به وجود هستی های غیرارگانیک.
۱۸.

دولت و سیاست گذاری مسکن در ایران بعد از انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: دولت سیاست رفاهی سیاست گذاری مسکن انقلاب اسلامی برنامه های توسعه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 157 تعداد دانلود : 558
در ایران نیز مانند خیلی از کشورهایی که ورود در حوزه تدارک خدمات رفاهی دارند، تهیه و عرضه مسکن مناسب همواره مورد توجه بوده است. چرا که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ارائه این خدمت رفاهی به عنوان یکی از وظایف دولت ها شناخته شده است. بی تردید ورود و ارائه این خدمت رفاهی در ایران بعد از انقلاب اسلامی افت وخیزهایی داشته است. زیرا سیاست های رفاهیِ مسکن، محصول نیروها و ساختارهای کلان و همچنین شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی حاکم بر هر دوره است. بر این اساس هدف این مقاله تحلیل نقش دولت ها در سیاست های مسکن در ایران بعد از انقلاب اسلامی با استفاده از نظریه تحلیل سیاست انتقادی به شیوه تاریخی-تحلیلی است. اطلاعات مورد نیاز برای تحلیل این وضعیت به روش اسنادی، از برنامه ها و اسناد مرتبط، در بازه زمانی بعد از انقلاب تا پایان برنامه پنجم توسعه، استخراج شده است. نتایج این تحلیل نشان می دهد که سیاست های توسعه مسکن در ایران بعد از انقلاب متأثر از گفتمان انقلاب در دوره جنگ تحمیلی، غلبه دیدگاه تعدیل ساختاری متأثر از شرایط جهانی در دوره سازندگی، اولویت دادن به بازار و بخش مدنی در دوره اصلاحات، گفتمان عدالت خواهی و گفتمان تدبیر اقتصادی به ترتیب با سیاست های بازتوزیعی مسکن از پایین، رهاسازی بازار مسکن، توانمندسازی و ساماندهی سکونتگاه های غیررسمی، پاسخ به تقاضا برای مسکن به ویژه در بین اقشار کم درآمد با طرح مسکن مهر و اصلاح رویه طرح مسکن مهر با تأکید بر مسکن اجتماعی مورد توجه بوده است.
۱۹.

مطالعه خرده فرهنگ هم باشی در کلان شهر تهران (شرایط، زمینه ها و پیامدها)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلید واژه ها: همباشی ازدواج فردگرایی سبک زندگی خرده فرهنگ

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 106 تعداد دانلود : 546
در طی سالهای اخیر هنجارها و ارزشهای حاکم بر زندگی خانوادگی در سراسر جهان تغییر یافته است، جامعه ما نیز در این زمینه تحولات گسترده ای را تجربه کرده است ازجمله آنها می توان به شکل گیری خرده فرهنگ هم باشی در کلان شهر تهران اشاره کرد. این شیوه تعامل بین دو جنس شاید در ممالک دیگر امری عادی باشد، اما در جامعه ما به عنوان یک شوک فرهنگی در نظر گرفته می شود. این مقاله در پی مطالعه خرده فرهنگ هم باشی و برخی آثار آن در شهر تهران است. روش: این پژوهش با روش تحقیق کیفی و مصاحبه های عمیق در بین نمونه ای متشکل از 20 نفر از افرادی که تجربه زیسته هم باشی در شهر تهران را دارند به انجام رسیده است. یافته ها: مقوله ها و زیرمقوله های استخراج شده نشان داد که فردگرایی، بازاندیشی، تفاوت نسلی، فاصله بین بلوغ جنسی و بلوغ اقتصادی، هزینه-سود به عنوان شرایط علی، مهاجرت شغلی-تحصیلی، سبک زندگی، تقدس زدایی از ازدواج به عنوان شرایط زمینه ای، آشنایی با زندگی هم باشی افراد دیگر و تجربه دوستی با جنس مخالف به عنوان شرایط مداخله گر و بازتعریف نقشهای جنسیتی و اعتقاد به برابری در بین زوجهای هم باش به عنوان راهبردها (استراتژی) مشخص شده است. پیامدهای زندگی هم باشی بر اساس نتایج این پژوهش به دو دسته فردی و اجتماعی قابل تقسیم است. داغ ننگ، آسیب پذیری دختران، بی ثباتی در زندگی هم باشها به عنوان پیامدهای فردی، کاهش تعاملات اجتماعی، کاهش کارکرد خانواده به عنوان پیامدهای اجتماعی در نظر گرفته شده است. بحث: گرایش به سمت خرده فرهنگ هم باشی به موازات حرکت جامعه به سوی مدرنیته و گسترش ارتباطات و تحولات فرهنگی ناشی از آن بوده است و در افراد هم باش، دل بستگی و تعهدی که باید نسبت به ارزشهای پذیرفته شده در جامعه باشد کمرنگ شده است؛ بنابراین می توان گفت، رشد فردگرایی و عقلانیت در بین افراد جامعه، بازتولید نشدن ارزشهای نسل قبل در بین نسل جدید، بازاندیشگی در بین نسل جوان و... در کاهش اهمیت ازدواج و علاقه مندی به شیوه های جدید ارتباط بین زن و مرد تأثیرگذار است.
۲۰.

مقایسه جهت گیری های کارآفرینی اجتماعی و خیریه ای بر جنبه های مختلف فقر در نهادهای حمایتی شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : 565 تعداد دانلود : 115
پژوهش حاضر به منظور مقایسه تأثیر جهت گیری کارآفرینی اجتماعی با جهت گیری خیریه ای بر جنبه های مختلف فقر شامل فقر درآمدی، طرد اجتماعی، فقر قابلیتی، آسیب پذیری و فقر بین نسلی انجام شده است. در این پژوهش خدمات گیرندگان مؤسسه های کارآفرین اجتماعی با مددجویان مؤسسه های خیریه مقایسه شدند. داده ها از طریق پرسشنامه ای که حاوی 91 سؤال بود، گردآوری شد. برای سنجش ابعاد مختلف فقر از «پرسشنامه استانداردهای زندگی» استفاده شد. آلفای کرونباخ همه خرده مقیاس های پرسشنامه بالای 7/0 بود. پرسشنامه ها به 143 نفر از خدمات گیرندگان هفت مؤسسه با جهت گیری کارآفرینی اجتماعی و 156 نفر از خدمات گیرندگان هشت مؤسسه با جهت گیری خیریه در شهرستان مشهد داده شد. یافته ها نشان می دهد خدمات گیرندگان مؤسسه های کارآفرینی اجتماعی در مقایسه با خدمات گیرندگان مؤسسه های خیریه، در ابعاد مختلف فقر (ضروریات زندگی، سلامت محور، مسکن محور، مطلق، نسبی، بین نسلی، آسیب پذیری و طرد اجتماعی) به طور معنا داری وضعیت بهتری داشتند. کارآفرینی اجتماعی فقر بین نسلی را کاهش می دهد و چرخه فقر را قطع می کند. نتایج حاکی از آن است که اشتغال صرف نظر از جنبه اقتصادی (افزایش رفاه فرد یا درآمد خانوار)، از لحاظ اجتماعی نیز دایره شمول فرد را گسترش می دهد و از خطر انزوا و طرد اجتماعی وی می کاهد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان