آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۵

چکیده

به رغم انتظارات موجود برای گذار رژیم های اقتدارگرای جهان عرب به دموکراسی و ظهور دولت های قوی در پرتو ناآرامی های سال 2011 نتیجه حاصل از موج اعتراضات پس از گذشت هشت سال چیزی جز شکل گیری دولت های ناتوان در جمهوری های عربی و تثبیت نظام در پادشاهی های نفتی نبوده است. از یک سو، شکل گیری دولت های ورشکسته در سوریه و یمن نظم منطقه ای خاورمیانه را در آستانه فروپاشی قرار داده است؛ و از سویی دیگر، استفاده دولت های سعودی و بحرین از سرکوب برای فرو نشاندن اعتراضات نشان دارد که رابطه ارگانیکی بین نظام های حاکم و جامعه مربوطه وجود ندارد. در این ارتباط، دولت ها نه تنها متضمن اقتدار مرکزی در محیط داخلی می باشند بلکه بازیگر اصلی در محیط فراملی به حساب می آیند. با توجه به اهمیت جایگاه نهاد دولت در حفظ نظم داخلی و برقراری موازنه قدرت در محیط خارجی افزایش آگاهی پیرامون رابطه ناآرامی عربی و نهاد دولت موجب شناخت بیشتر تحولات منطقه ای خواهد شد. سوال اصلی پژوهش حاضر آن است که ناآرامی های عربی چه تاثیری بر نهاد دولت در کشورهای درگیر داشته است؟ نوشتار حاضر با فرض تاثیر دوگانه تضعیفی تقویتی ناشی از ناآرامی های مورد بر نهاد دولت در جهان عرب قصد دارد سوال مذکور را با استفاده از نظریه جامعه شناسی تاریخی روابط بین الملل و در چهارچوب چشم اندازهای سیاسی و اقتصادی  موجود مورد بررسی قرار دهد.