مطالب مرتبط با کلیدواژه
۴۱.
۴۲.
۴۳.
۴۴.
۴۵.
۴۶.
۴۷.
۴۸.
۴۹.
۵۰.
۵۱.
۵۲.
۵۳.
۵۴.
بافت شهری
حوزههای تخصصی:
امروزه بافت های شهری به منظور دستیابی به توسعه به تلفیقی از نگاه هنرمندانه و نگاه اقتصادی نیازمند هستند. توجه به تفاوت شهری های مختلف و در نتیجه قابلیت ها، استعدادها و محدودیت های مختلف آنها، برنامه ریزان شهری را به شناخت دقیق ویژگی های فرهنگی-اقتصادی منطقه و در نتیجه تصمیم گیری با کمک شهروندان سوق می دهد. بنابراین امروزه رویکرد توسعه خلاق که استعدادهای محلی را با شیوه های نوآورانه تقویت و شکوفا می کند، توجه زیادی را در سطوح مختلف تصمیم گیری به خود جلب کرده است.هدف تحقیق حاضر، شناخت نقش گردشگری بر بهبود ظرفیت های توسعه خلاق بافت های شهری می باشد. از نظر نوع تحقیق کاربردی و از نظر ماهیت و روش؛ توصیفی- تحلیلی می باشد. روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای-میدانی و روش تجزیه و تحلیل اطلاعات هم به صورت آمار توصیفی و استنباطی و هم از تکنیک مدل سازی ساختاری تفسیری استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق حاضر سرپرست خانوارهای شهری شوش می باشد. نتایج تحقیق نشان دهنده تاثیرگذاری مثبت گردشگری پایدار بر روی توسعه خلاق شهری و نقش آن در بهبود شرایط و کیفیت زندگی ساکنان محلی می باشد. با توجه به مدل سازی انجام شده در یافته های تحقیق می توان به این امر دست یافت که سهم پایداری اقتصادی و پایداری کالبدی(توسعه زیرساخت و وجود امکانات) به عنوان ابعاد گردشگری پایدار شهری بالاتر از دو شاخص دیگر(پایداری اجتماعی و زیست محیطی)است و به عنوان ساختاری که قوی ترین ارتباط را در بهبود و ایجاد شرایط مناسب بروز زمینه های خلاق مناطق مورد مطالعه دارند.
ارزیابی آسیب پذیری بافت شهری منطقه 18 تهران تحت تأثیر فرونشست زمین با استفاده از تحلیل شبکه ای ANP و GIS(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و مخاطرات محیطی زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴۴
193 - 219
حوزههای تخصصی:
به دلیل برداشت بی رویه از منابع آب زیرزمینی در نیم قرن اخیر تراز آب سفره های زیرزمینی در اغلب دشت های کشور به شدت کاهش پیدا کرده است. افت شدید تراز آب سفره های زیرزمینی عامل اصلی پدیده فرونشست زمین در ایران است. فرونشست زمین پتانسیل ایجاد یک فاجعه عظیم انسانی را دارد و در صورت وقوع آن، زمین های کشاورزی، بافت شهرها، شریان های حیاتی و بسیاری از جنبه های زیست محیطی را در معرض آسیب پذیری شدید قرار خواهد داد. درگیر شدن دشت جنوب غرب تهران با مسأله فرونشست زمین ایده اولیه پژوهش حاضر بوده است. در این پژوهش، آسیب پذیری بافت شهری منطقه 18 شهر تهران تحت تأثیر فرونشست زمین مورد ارزیابی قرار گرفته است که در قالب مطالعات فضایی مکانی و با اجرای مدل تحلیلی در سه گام انجام شده است. در گام اول، شناسایی و دسته بندی شاخص های آسیب پذیری بافت شهری تحت تأثیر فرونشست زمین بر اساس سه معیار کالبدی و جمعیتی، دسترسی و همجواری با مراکز ریسک بالا صورت گرفت و در گام دوم، با استفاده از ابزار پرسشنامه و نظرسنجی کارشناسی، اولویت های آسیب پذیری بافت شهری در ارتباط با فرونشست زمین مشخص گردید و بر پایه فرآیند تحلیل شبکه ای، تعیین وزن هر یک از معیارها انجام گرفت. درنهایت، در گام سوم وزن حاصل از مدل ANP، در محیط نرم افزار ArcGIS بر لایه های مکانی منطقه اعمال شد. نتایج اجرای مدل نشان داد که درصد بالایی از اراضی ساخته شده منطقه 18 دارای ویژگی هایی نظیر بافت فرسوده، بناهایی با مقاومت سازه ای پایین، کیفیت ساخت بسیار پایین بناها، تراکم بالای جمعیتی و ساختمانی بوده و مستعد آسیب پذیری زیاد می باشند. همچنین ناحیه 1 با 96 درصد، ناحیه 2 با 5/88 درصد، ناحیه 3 با 4/90 درصد، ناحیه 4 با 85 درصد و ناحیه 5 با 3/92 درصد اراضی ساخته شده در محدوده آسیب پذیری بالا قرار گرفته اند. در مجموع از کل اراضی ساخته شده منطقه 18 شهر تهران در حدود 90 درصد بافت ساخته شده در محدوده آسیب پذیری زیاد تحت تأثیر فرونشست زمین قرار دارد.
بررسی مقایسه ای میزان مسئولیت پذیری شهروندی در بافت فرسوده و جدید شهری (مطالعه موردی: شهر کازرون)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مسئولیت پذیری شهروندی بستر وقوع مشارکت مدنی و از آن طریق ارتقای ابعاد اجتماعی مسائل توسعه شهری را فراهم می سازد. اگرچه مشارکت شهروندان توسط پژوهشهای علمی متعددی مورد کنکاش قرار گرفته، اما مسئولیت پذیری شهروندی بعنوان انگیزه درونی شهروندان برای مشارکت، هنوز بخوبی شناخته شده نیست. این تحقیق سعی دارد شاخص های مرتبط با مسئولیت پذیر شدن شهروندان را کشف و آنها را وابسته به دو بافت قدیم و جدید شهری مورد آزمون قرار دهد. روش بررسی: این پژوهش با روش تحقیق آمیخته، از پژوهش کیفی در بخش شناسایی شاخص ها و از روش کمی با ابزار پرسشنامه جهت تحلیل داده ها و استخراج یافته ها بهره می برد. نوشتار به شیوه توصیفی- تحلیلی سعی در کنکاش پاسخ به اینکه چه متغیرهایی بیشترین تأثیر را روی پاسخگو بودن شهروندان داشته و اینکه آیا ساکنین بافت فرسوده و جدید شهری میزان متفاوتی از مسئولیت پذیری را نشان می دهند، دارد. معیارهای مؤثر برپایه مطالعات نظری و به شیوه دلفی توسط تعدادی از اساتید دانشگاهی استخراج شده و در قالب پرسشنامه ای شامل 24 سوال مابین 300 نفر از حاضرین در بافت فرسوده و جدید شهر تکمیل گردید. یافته ها و نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد ساکنین بافت جدید کازرون با 55/0 نسبت به ساکنین بافت قدیم با 09/0 میزان معنی داری از تفاوت در مسئولیت پذیری را نشان می دهند و متغیرهایی همچون وظیفه شناس بودن شهروندان، مشارکت مدنی ایشان و آموزنده بودن محیط زندگی، تأثیر قابل توجهی در متغیر موردتحقیق خواهد داشت. همانطور که مشخص است تعدادی از این متغیرها وابسته به محیط و برخی مربوط به ویژگی های روانی و شخصی هر یک از شهروندان است. بنابراین با الگوگیری از شرایط متفاوت بافت جدید می توان حداقل بلحاظ کالبدی شرایط مسئولیت پذیری بیشتر شهروندان در بافت های مختلف شهری را فراهم آورد.
تحلیل تفاوت های فضایی کیفیت زندگی در بافت های شهری نوشهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال دوم بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
129 - 150
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با توجّه به تفاوت های مکانی کیفیت زندگی و نقش شرایط محیط مصنوع در کیفیت زندگی شهروندان، این پژوهش به دنبال بررسی تفاوت شاخص های کیفیت زندگی میان بافت های سه گانه (قدیم، میانی و جدید) است. با توجه به تفاوت شرایط کالبدی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی این بافت ها، شناخت کیفیت زندگی در شاخص های مختلف می تواند به ارائه برنامه های موضوعی و موضعی بهتر و کارآمدتر برای ارتقاء کیفیت زندگی شهروندان این بافت ها کمک نماید.
روش و داده ها: این تحقیق به لحاظ هدف، توسعه ای -کاربردی و به لحاظ روش، توصیفی-تحلیلی است. برای گرد آوری داده های تجربی از روش پیمایشی استفاده گردید. جامعه آماری افراد بالای 20 سال و حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران برابر با 380 نفر به دست آمد.
یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که هم در بُعد عینی و هم در بُعد ذهنی کیفیت زندگی شهروندان شهر نوشهر از وضعیت چندان مناسبی برخوردار نمی باشد. این وضعیت برای بافت های قدیم و جدید شهر نوشهر نیز صادق است. اما در بافت میانی وضعیت اندکی متفاوت می باشد. تحلیل اثر متغیرهای زمینه ای بر کیفیت زندگی نشان داد که کم وکیف چگونگی تأثیرگذاری این متغیرها بر اساس نوع بافت شهری و مکان زندگی افراد می تواند متفاوت باشد.
نتیجه گیری: نکته کلیدی در این پژوهش، تاکید بر توجه به ویژگی های محیط مصنوع و مکان زندگی، در کنار ویژگی های فردی و اجتماعی افراد در حوزه انواع برنامه ریزی های شهری و خصوصاً اجتماعی می باشد.
پیام اصلی: با توجّه به تنوّع و تعدد محیط های شهری و چالش ها و پتانسیل های متنوّع آنها، بایستی از رویکرد و روش های متنوّع و متکثّر با توجّه به بافت و زمینه برای بهبود کیفیت زندگی و زیست محیط های شهری بهره گرفت. قطعاً فهم این تفاوت ها و گونه گونی ها، پیش زمینه شناخت شهر و برنامه ریزی برای ایجاد شهرهایی منسجم و برخوردار از انسجام و پیوستگی اجتماعی می باشد.
قزوین از پیش از اسلام تا معاصر بر اساس منابع تاریخی و مطالعات باستان شناسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲۷
45 - 69
حوزههای تخصصی:
شهر در دوران اسلامی، به لحاظ ساختاری، تداوم شهرسازی عصر ساسانی بود و عناصر کالبدی آن اکثراً برگرفته از فرهنگ غنی اسلام و نشانگر تمدن اسلامی است. قزوین یکی از شهرهای دوران اسلامی است که هسته اولیه آن در زمان شاپور ساسانی شکل گرفته و به تدریج، توسعه و گسترش یافته است. این شهر، از نظر موقعیت خاص جغرافیایی، از دوران پیش از اسلام مورد توجه حکومت های مختلف بوده و قرارگیری آن در شاهراه های ارتباطی شرق به غرب و شمال به جنوب، بقای حیات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی این شهر را تضمین کرده است. شناخت ویژگی های این گونه شهرها می تواند در به دست آوردن بینشی عمیق و گسترده از تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران در دوران اسلامی مفید باشد. مورخان دوران اسلامی از جنبه های گوناگون شهر قزوین را مورد بررسی قرار داده اند. در این نوشتار سعی شده است تا خصوصیات بافت شهری قزوین از دیدگاه تاریخی و پژوهش های باستان شناسی و همچنین، راه های مواصلاتی این شهر با مناطق همجوار بر اساس منابع مکتوب مطالعه شود. پرسش اصلی این است که اطلاعات تاریخی تا چه اندازه با ویژگی های این شهر مطابقت دارند. نتایجِ حاصل از بررسی ها و نیز بازدید میدانی از شهر نشان می دهد که بافت شهری قزوین تا حد زیادی منطبق با منابع تاریخی است. بررسی های میدانی و مطالعات انجام شده و نیز تطبیق آن ها با پژوهش های باستان شناسی نشان داد که شهر در دوران متأخر اسلامی تغییرات زیادی داشته به گونه ای که در دوران قاجار و نیز پهلوی بافت شهری گسترش یافته و بناهای مدرنی در شهر ساخته شده است.
تأثیر بافت شهری بر الگوهای فضایی-زمانی جرائم سرقت (مورد مطالعه: شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بافت شهر، یکی از عناصر فرم شهری مؤثر بر وقوع جرائم سرقت محسوب می شود. از این رو، پژوهش حاضر به دنبال بررسی تأثیر بافت شهری بر الگوهایی فضایی-زمانی جرائم سرقت در شهر مشهد است. شیوه پژوهش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مدل های تحلیل فضایی است. جامعه آماری شامل جرائم سرقت شهرمشهد در بازه زمانی 1400-1390 است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای Geoda و ArcGIS و مدل های فضایی-آماری نظیر خودهمبستگی فضایی موران و مدل مکعب فضایی-زمانی بهره گرفته شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که 9/58 درصد جرائم سرقت در بافت های ریزدانه به وقوع پیوسته است. درواقع، کاربری هایی با وسعت 75-50 مترمربع بیشترین میزان جرائم سرقت را به خود اختصاص داده اند. بررسی اثر گونه بندی بافت شهری بر جرائم سرقت نشان داد که 43/60 درصد سرقت ها در بافت های پیرامونی (نواحی حاشیه ای شهرمشهد مناطق 4، 5، 7، 15، 16 و قسمت هایی از منطقه 13) رخ داده است. همچنین 2/19 درصد جرائم در بافت های شطرنجی (محلات واقع در غرب مشهد)، 6/14 درصد در بافت های ستاره ای (بخش مرکزی شهر و پیرامون حرم مطهر رضوی) و 7/5 درصد نیز در بافت های میانی (منطقه 1 و بخش هایی از منطقه 2) به وقوع پیوسته است. بررسی الگوهای مکعب فضایی-زمانی جرائم سرقت در شهر مشهد نشان داد که در بافت های پیرامونی الگوی جرائم سرقت از نوع لکه های داغ جدید و پراکنده بوده که بیانگر شدت جرائم سرقت در این نواحی است اما در بافت های شطرنجی الگوی جرائم از نوع لکه های سرد افزایشی می باشد که نشان دهنده آن است که جرائم سرقت در این محدوده ها طی سال های اخیر در حال افزایش است.
تحلیل عناصر پایدار در معماری بومی بندرعباس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، شناخت و تحلیل عناصر پایداری در معماری بومی شهرستان بندرعباس در سه مقیاسِ بافت شهری، معماری تک بنا و جزئیات معماری با اقلیمی گرم و مرطوب است. روش پژوهش، گردآوری اطلاعات از طریق مطالعه کیفی با ابزارهای مشاهده و مصاحبه با پیرغلامان و معماران بومی منطقه است؛ بدین منظور، چندین محدوده از بافت شهری را به همراه بناهای موجود (۶۰ بنا یعنی بناهایی که قدمت بیش از هفتاد سال دارند) به صورت نمونه گیری غیرتصادفی (هدفمند) انتخاب و به تحلیل و بررسی آن ها پرداخته شد. این پژوهش در سه مقیاسِ بافت شهری (فرم بنا، استخوان بندی فضاهای محله ای)، مقیاس معماری تک بنا (جهت گیری بناها، سطوح سبز، حیاط مرکزی، ساختار ارتباطات فضاهای اندرونی بنا) و جزئیات معماری (پشت بندها، ضخامت دیوارها، دهانه ها) با رویکرد نوآورانه، به منظور تدوین راهکارهای تحقق مسکن پایدار، اقدام به همسوسازی جنبه های معماری بومی منطقه (جنبه های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و محیطی) پرداخته و نشان داده است این معماران و کاربران بناهای بومی بودند که با شناخت راهکارهای ساخت وساز توانستند به الگویی مناسبی به عنوان میراثی از گذشتگانمان در ایجاد شهری همساز با اقلیم دست یابند که توانسته است پاسخ گوی مناسبی به نیازهای جامعه شهری و کاربران بناها باشد؛ به طوری که طراحان معمار و شهرساز ما می توانند با شناخت کامل آن، به عنوان یک الگوی همساز با اقلیم به همراه تکنولوژی های جدید در طراحی ها و ایده پردازی های خود مورد استفاده قرار دهند.
آشکارسازی تاثیر روند گسترش بافت شهری بر تغییرات دمای شهر خرم آباد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشد کالبدی بافت شهرها، در اراضی کشاورزی یا باغات حاشیه شهر، از نمودهای بارز تغییرات کاربری اراضی به نفع گسترش بافت شهری است. این تغییرات کاربری اراضی تبعات زیست محیطی و اقلیم شناختی در پی دارد. آگاهی از این تبعات محیطی، در کنترل و مدیریت بهینه شرایط زیست محیطی شهر مفید واقع می شود. هدف اساسی این تحقیق آشکارسازی روند تغییرات کالبدی بافت شهری خرم آباد طی دوره 1990-2020 و آشکارسازی اثر تغییرات حرارتی بر ساختار دمای دوره گرم شهر خرم اباد است. در این راستا با استفاده از تصاویر سنجنده TM و OLI/TIRS ماهواره های لندست 5 و 8 برای ماه ژوئن 4 دوره آماری 1990، 2000، 2010 و 2020، با اجرای تابع جبر باندی، بافت شهری خرم آباد از روی باندهای اپتیکال این سنجنده ها استخراج و روند تغییرات این بافت طی 30 سال بررسی گردید. همچنین دمای سطح زمین محدوده شهر خرم آباد با اجرای الگوریتم Spilt Window روی باندهای حرارتی دو سنجنده مذکور، برای ماه ژوئن استخراج گردید. نتایج حاصل از تحلیل روند نشان داد بافت شهری خرم آباد طی دوره 30 ساله با یک رشد مستمر در بخش های حاشیه شرقی و جنوبی شهر روبرو بوده است. به طور تجمعی مشخص گردید که بافت شهری خرم آباد در انتهای دوره یعنی سال 2020 حدود 41 درصد (828 هکتار) نسبت به سال 1990 گسترش داشته است این گسترش عموماً در اراضی کشاورزی و باغات حاشیه شهر خرم آباد بوده است. استخراج دمای سطح زمین از باندهای حرارتی دو سنجنده TM و TIRS، نشان داد که در روزهای آخر ژوئن 4 سال مورد بررسی میانگین دمای سطح بافت شهری، حدود 5/11 درجه سانتیگراد از فضای سبز داخل شهر یا اراضی باغی حواشی شهر، بالاتر بوده و همزمان با گسترش بافت شهری، دمای سطح این بافت از 41 درجه در سال 1990 به 1/43 درجه در سال 2020 رسیده است.
تبیین رابطه الگوی پراکنش شهری با توسعه پایدار– مطالعه موردی شهر ساری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ساختار و کارکرد شهری سال ۷ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲۳
107 - 130
حوزههای تخصصی:
مهاجرت روستایی و غیر روستایی به شهرها موجب گسترش کالبدی آن می شود. مناطق روستایی و اراضی کشاورزی و غیر کشاورزی مجاور آن با گسترش شهر به محدوده شهر اضافه می شوند. برایند آن مسائلی مانند کمبود مسکن، رشد نسنجیده شهر، بورس بازی زمین، کمبود تاسیسات زیربنایی، خدمات نامناسب، حاشیه نشینی و ، ، ، می باشد. اهداف پژوهش، شناسایی روند توسعه کالبدی شهر ساری، تاثیر الگوی گسترش شهر در توزیع کاربری ها، تاثیر الگوی گسترش شهر در توزیع فضایی جمعیت و خدمات در نواحی مختلف شهر است. سؤال پژوهش عبارت از : الگوی گسترش شهرساری ونحوه پراکنش خدمات و جمعیت بر مبنای الگوی توسعه کالبدی چگونه است ؟ بر این اساس فرضیه پژوهش: گسترش افقی شهر، توزیع نامناسب خدمات و توسعه در پیرامون شهر است. روش تحقیق ارائه شده کمی و مبتنی بر توصیف و تحلیل داده های جمعیتی و توزیع کاربری های بر اساس داده های طرح جامع و تفصیلی شهر ساری است .به این منظور از مدل هایی مانند آنتروپی شانون، هلدرن، امتیاز استانداردشده، ویلیامسن، ضرایب همبستگی پیرسون و اسپیرمن استفاده شده است.نتایج بدست آمده از شاخص ویلیامسن در شهر ساری، توزیع نامناسب کاربری ها را نشان می دهد .علاوه براین ضریب اسپیرمن به دست آمده 15/0 بوده که نشان دهنده ارتباط ضعیف بین پراکنش جمعیت و توزیع خدمات درسطح نواحی ساری است، رشد عمودی در بعضی نواحی و رشد پراکنده در غالب نواحی درطی زمان موجب توزیع نامناسب خدمات در سطح شهر و ساخت و سازهای بی رویه در حاشیه شهرها شده است.
واکاوی مکتب های مورفولوژی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مورفولوژی شهری یکی از مهم ترین رویکردهای کالبدی به شهرهاست که از اواخر قرن نوزدهم میلادی جای خود را در میان سایر شاخه های علم، به عنوان یک دانش سازمان یافته باز کرده است. ریشه ها و بنیان های فکری حوزه، مورفولوژی و مکاتب عمده ی آن در این نوشتار توصیفی تحلیلی مورد واکاوی قرار می گیرد. هدف این است که با شناسایی آرای مطرح در هر یک از این مکاتب و بررسی تطبیقی نظریه های موجود، پیش زمینه ی مطالعات آتی برای پژوهش گران مهیا شده و امکان انتخاب رویکردی مناسب به مطالعه ی منظر مصنوع فراهم شدند. تا از این راه در عمل نیز دست یابی به راهکارهای مناسب برنامه-ریزی و طراحی شهری ممکن گردد. در این مقاله پس از شرح کوتاهی از موضوع، تعاریف مختلفی از مورفولوژی شهری ارائه شده و ضمن اشاره به مفهوم «گونه ریخت شناسی» در ادبیات مطالعات شهری، به سه مکتب اصلی، مبانی فکری و نظریه پردازان هر کدام پرداخته شده است. آرای انتقادی برخی از منتقدین این حوزه، به ویژه آن چه که درباره ی محدودیت های کاربردی آن مطرح می شود در بخشی جداگانه مورد بررسی قرار گرفته و در انتها، اشتراکات و اختلافات این مکاتب و نتایجی که برای شناخت جنبه های شکلی شهرها و دخالت و طراحی در محیط های مصنوع قابل استخراج است آورده شده است.
بررسی جایگاه گونه-ریخت شناسی شهری در طرح های توسعه ی کالبدی ایران مطالعه موردی کلان شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق خشک دوره ۵ بهار ۱۳۹۴ شماره ۱۹
85 - 102
حوزههای تخصصی:
این پژوهش توصیفی- تحلیلی تلاشی است برای ارزیابی جایگاه ملاحظات گونه- ریخت شناسی شهری در طرح های توسعه ی شهری ایران. گونه-ریخت شناسی یک حوزه ی میان رشته ای است که به تحلیل و بررسی فرم شهرها بر اساس مطالعه ی گونه های فضا و بنا می پردازد. تطبیق محتوای طرح های کالبدی با مبانی گونه– ریخت شناسی شهری، میزان توجه (یا عدم توجه) تهیه کنندگان این طرح ها را به جنبه های شکلی شهر را آشکار خواهد ساخت. مفاد این طرح ها به عنوان دستورالعمل تولیدِ فضا به ویژه از منظر برخورد با شکل محیط کالبدی اهمیت ویژه می یابد و ضرورت کنکاش برای تعیین جایگاه این مقوله را در میان مباحث و معیارهای این گونه طرح ها در قالب پژوهش هایی همچون پژوهش حاضر پیش می آورد. در این مقاله پس از مقدمه ای کوتاه، مبانی نظری گونه-ریخت شناسی به صورت مختصر و گزینشی طرح شده است. بنا به ماهیت پژوهش، از میان انبوه مقولات این حوزه، عناوین عمده ای چون مکاتب و ریشه های فکری-فلسفی این رشته به همراه گونه شناسی بافت های شهری از منظر مدل فضا/زمانی برای سنجش با محتوای طرح های کالبدی شهری گزین شده است. پس از اشاره ای کوتاه به طرح های مصوب کلان شهر تبریز، در بخش بحث و تحلیل، محتویات طرح ها مورد به مورد با اصول نظری گونه- ریخت شناسی سنجیده شده است. این بررسی از پنج منظر، و مجموعا در 18 فقره به ابعاد گوناگون مساله و موارد نقصان می پردازد. اکثر مواردِ مطرح شده، برای بسیاری از شهرهای ایران نیز با تفاوت هایی قابل تعمیم است. نتایج این پژوهش بی توجهی عمیق این طرح ها و برنامه ها به رویکرد گونه– ریخت شناسانه به پیکره ی شهرها (به ویژه مورد مطالعه، تبریز) را آشکار می سازد و به جرأت می توان گفت که منطق حاکم بر طرح های توسعه از مفاهیم شکلی هیچ گونه بهره و نشأتی نگرفته و بروزِ صوریِ آن کاملا اتفاقی است و بیش تر به صورت یک اجبار مطرح می گردد، تا یک انتخاب
تحلیل عوامل مؤثر بر ارتقای کیفیت حضورپذیری عابرین پیاده در محلات شهر اسلامی (مورد مطالعه: محلات شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
پیدایش مشکلات شهرنشینی و در نتیجه ی آن کاهش کیفیت زندگی شهروندان در بافت شهری، متخصصان امر را به سوی یافتن راهی مناسب، جهت تعدیل شرایط محیط زندگی انسان و ارتقای سطح کیفیت آن سوق داده است. در این میان، توجه به حضور فعال عابرین پیاده در فضاهای شهری یکی از راهکارهای مؤثر بر بهبود کیفیت فضاهای شهری به شمار می آید، بویژه آن که در محلات شهر اسلامی نیز که بیانگر هویت و فرهنگ غنی اسلامی است. هدف عمده در پژوهش حاضر، دستیابی به معیارهای کیفی و کالبدی مؤثر بر ارتقای سطح حضورپذیری عابرین پیاده در محلات شهر اسلامی و هم چنین تحلیل و بررسی این معیارها و میزان توجه به آنها در بافت محلات شهر مشهد است. پژوهش حاضر از نوع موردی است که یه روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. بدین منظور با استناد به منابع کتابخانه ای و اسنادی به بیان مباحث نظری پیرامون عوامل مؤثر بر حضورپذیری عابرین پیاده در بافت محلات شهری اسلامی پرداخته شده است و مؤلفه ها و شاخص های تأثیرگذار استخراج گشته اند. مؤلفه های استخراج شده در دو بُعد کالبدی و عملکردی تقسیم گردید و در شش محله از بافت درونی، میانی و معاصر شهر مشهد مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که توجه به معیارهای کالبدی در بافت معاصر شهر مشهد بیشتر است، این در حالی است که معیارهای کیفی در بافت درونی شهر مشهد از اهمیت بالاتری برخوردار هستند. این امر نشان دهنده حفظ هویت مندی و کیفیات محیطی بافت درونی شهر مشهد است در حالی که ساخت وسازهای نوین و گسترش تعداد اتومبیل ها در بافت معاصر وجهه متفاوتی با هویت محدوده بافت درونی (تاریخی) ایجاد نموده است.
ارائه چهارچوب طراحی شهری حساس و پاسخ ده به شرایط پاندمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
76 - 91
مقدمه: با ظهور بیماری کرونا در سرتاسر جهان، نظم زندگی شهری دچار اختلال و دگرگونی شد. این ویروس که به وسیله ارتباطات اجتماعی منتشر می شد، شرایطی را به وجود آورد که به خلاف موارد پیشین با تأثیر کاملاً مستقیم بر زندگی شهری، عرصه های جدیدی در اثرات اجتماعی و اقتصادی چه در ابعاد جهانی و چه در ابعاد محلی به همراه داشت. از اساسی ترین راه های نجات از این بحران، ایجاد تغییراتی در کالبد، روابط و ساختارهای شهری بود. سرعت بالای انتشار ویروس بود. سرعت انتشار و جهانی شدن این ویروس، هر چه بیشتر در ماهیت شهر و شهرنشینی و مؤلفه های توسعه شهری قابل جست وجو بود. به تعبیری، این ویروس شرایطی را به وجود آورد که به خلاف موارد پیشین سوار بر ارکان زندگی امروزی، عرصه های جدیدی در اثرات اجتماعی و اقتصادی چه در ابعاد جهانی و چه در ابعاد محلی به همراه داشته است. از این رو، می توان گفت که کرونا، ویروسی شهری است و به وسیله تعاملات و ارتباطات اجتماعی منتشر می شود. از این رو، در پژوهش حاضر با هدف ایجاد ارتباط بین طراحی شهری و شرایط محیط شهری در دوران بیماری های واگیردار تحت عنوان «طراحی شهری حساس به پاندمی» انجام گرفت تا بتوان به مؤلفه ها و متغیرهای تأثیرگذار بر پاسخ دهی و کارایی شهرها در شرایطی ویژه دست یافت. در راستای هدف پژوهش، سؤالات مقاله حاضر را می توان شامل: «طراحی شهری حساس به پاندمی و اهمیت آن در نظام شهرسازی معاصر چیست؟» و «مؤلفه ها، متغیرها و سنجه های طراحی شهری حساس به پاندمی در مداخلات و مطالعات شهری چند نوع بوده و کدام اند؟» دانست.مواد و روش هااز آنجا که پژوهش حاضر به دنبال دستیابی به مؤلفه های تأثیرگذار بر پاسخ دهی شهرها در شرایط خاص پاندمیک است، از نظر روش، به صورت آمیخته (تحلیل محتوای کیفی متون مستخرج از حوزه طراحی شهری و بیماری های فراگیر و روش دلفی) صورت می گیرد. نوع پژوهش از حیث هدف، بنیادی توسعه ای بوده و به لحاظ داده ای توصیفی تحلیلی و با رویکرد استدلال منطقی (فرهنگی گفتمانی) و تحلیل محتوای کیفی است. در راستای پاسخ دهی به پرسش های پژوهش، روش گردآوری اطلاعات مورد نیاز به صورت روش های اسنادی (کتابخانه ای) بوده است. به این صورت که برای بیان مفاهیم نظری و تبیین مؤلفه ها و شاخص های پژوهش در زمینه «طراحی شهری حساس به پاندمی: مؤلفه ها، متغیرها و سنجه ها»، با بهره گیری از مطالعات مرتبط و پرسشنامه خبرگان در راستای تکنیک دلفی بهره گرفته شده و پس از ارزیابی پایایی و روایی مدل و چهارچوب نهایی ارائه شده است.رویه انجام تحقیق به این صورت است که بخش نظری پس از مرور پیشینه موضوع و تعاریف، مؤلفه های اولیه تأثیرگذار بر پاسخ دهی شهرها که از مرور ادبیات این حوزه به دست آمد، استخراج می شوند. با توجه به ماهیت موضوع و وجود شاخص های مختلف به دست آمده، بهترین راه شناسایی و رتبه بندی مؤلفه های پاسخ دهی شهرها با استفاده از طراحی شهری، به شرایط پاندمیک، استفاده از نظرات متخصصان در این زمینه است. برای این منظور، پس از غربال معیارهای شناسایی شده از متون و منابع مختلف، از پرسشنامه نظرسنجی متخصصان (پرسشنامه دلفی)، حاوی معیارها و زیرمعیارهای استخراج شده، تهیه شد و در اختیار متخصصان قرار گرفت. سپس معیارها، بر اساس نظر متخصصان در 4 مؤلفه و بعد دسته بندی شده و بر اساس فراوانی غربال شدند. پس از غربال نظر متخصصان، شاخص های پاسخ دهی نیز بر اساس فراوانی و نیز همپوشانی با حوزه نظریِ منابع اطلاعاتی و متون استخراج شده و به عنوان چهارچوب طراحی شهری حساس به پاندمی ارائه می شوند.یافته هاافراد انتخابی در حوزه های تخصصی در چهار گروه «طراحان، برنامه ریزان و مدیران شهری»، «جامعه شناسان»، «پزشکان» و «روان شناسان» بوده اند. معیار های گزینشی که شامل نفوذپذیری، تنوع، خوانایی، انعطاف پذیری، همه شمولی، خودکفایی، فرهنگ و سبک زندگی، اعتماد، همکاریِ میان بخشی و مشارکت مردمی، تاب آوری، امنیت روانی و سلامت بوده اند، در جدولی بر اساس فراوانی و تکرار دسته بندی شدند. در مرحله اول که تعداد 10 پرسشنامه بین متخصصان توزیع شد، در مجموع این 11 معیار، در 4 مؤلفه اصلی کالبدی، عملکردی، زیست محیطی و معنایی شناسایی شده و دسته بندی شدند. نتایج مرحله اول، علاوه بر معیارهای اولیه سه معیار غنای حسی، رنگ تعلق و تناسبات بصری را به معیارهای پاسخ دهی اضافه کردند. سپس 40 پرسشنامه توزیع شده در مرحله دوم بین متخصصان، در مجموع 7 معیار پاسخ دهی پیشنهاد شد و سایر معیارها بر اساس نوع ارتباط به عنوان متغیرها در زیرمجموعه این 7 معیار کلی دسته بندی شدند. به بیانی، در مجموع 7 معیار حذف شده و 3 معیار به شاخص های پاسخ دهی شهرها در شرایط پاندمیک اضافه شدند. از این رو، مفهوم طراحی شهری حساس به پاندمی، یک نمونه چهارچوب طراحی محیطی پایدار بوده که قابلیت انعطاف پذیری ویژه آن در برابر بحران های محیطی، خاصه بحران های مرتبط با سلامتی شهروندان از جمله نقاط عطف در حوزه طراحی شهری است. از این رو، پاسخ دهندگی یک بافت شهری، با مرور مؤلفه های محیط های پاسخ ده، و نظر متخصصان، به صورت الگوها، زیرمعیارها و شاخص های اولیه مستخرج از پرسشنامه ها استخراج شده اند، شامل موارد زیر می شوند: معابر عریض (برای عبور و مرور بهتر به خصوص در شرایط اضطراری، نفوذ هوا و باد، نورگیری معابر و...)، تعریف لبه برای فضاهای شهری و نیز محلات (برای مدیریت بهینه محلات و نیز خودکفایی به خصوص در شرایط پاندمیک و کاهش ارتباطات)، محصوریت پایین معابر (با استفاده از تعریض معابر و نیز کاهش تعداد طبقات) و عوامل دیگر.نتیجه گیریتاریخ بشریت و تمامی جوانب زندگی انسان ها همواره درگیر مسائل پیرامون سلامت خاصه بیماری های همه گیر بوده است. از این رو، آمادگی و انعطاف پذیری بستر زندگی شهروندان در شهرهای کنونی از جمله اقدامات و تدابیر کلیدی ضروری در عصر حاضر است. این مطالعه با بازشناسی کیفیات، معیارها و ابعاد طراحی شهری پاسخ ده با وجود سایه بحران پاندمی، در قالب طراحی شهری حساس به پاندمی، به بازتعریف معیارهای پاسخ دهی بافت های شهری پرداخت. بر همین اساس، مؤلفه های چهارگانه به همراه معیارهای هفت گانه سازنده پاسخ دهی محیطی، مورد بازشناسی قرار گرفته و جامعیت آن با استفاده از نظر خبرگان و متخصصان این حوزه مورد تأیید قرار گرفت. با توجه به ضرورت این مهم و همچنین، اهداف و مطالعات مقاله حاضر، نتایج حاکی از آن است که طراحی شهری نقشی حیاتی در واکنش صحیح به بحران، خاصه بحران های سلامت محور و پاندمی کرونا دارد. طراحی شهری برای پاسخ و واکنش صحیح به این بحران باید تدابیر کل نگرانه و مدیریتی را در کنار تدابیر خرد و مردمی با توجه به مؤلفه های تعریف شده به کار ببندد. همچنین، طراحی شهری حساس به پاندمی در قالب 4 مؤلفه عملکردی، کالبدی فضایی، زیست محیطی و معنایی بصری قابلیت مطالعه جامع را دارد. از این رو، مؤلفه ها و معیارهای طراحی شهری پاسخ ده و حساس به پاندمی را می توان شامل: 1 مؤلفه کالبدی فضایی شامل نفوذپذیری، انعطاف پذیری، و خوانایی در کالبد؛ 2 مؤلفه عملکردی شامل گوناگونی و تنوع، انعطاف پذیری در عملکرد؛ 3 مؤلفه زیست محیطی شامل غنای حسی و انعطاف پذیری؛ و 4 مؤلفه معنایی بصری شامل غنای حسی، خوانایی، حس تعلق و تناسبات بصری دانست.
ارائه الگوی بازآفرینی شهری در جهت ارتقای تاب آوری شهری (مورد مطالعه: شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش محیط سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۶
207 - 226
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی بازآفرینی برای ارتقای تاب آوری شهری سنندج مورد مطالعه قرار گرفته است. نوع پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی – تحلیلی است. جمع آوری داده ها میدانی مبتنی بر پرسشنامه محقق ساخته بوده و برای تحلیل داده ها از تحلیل فریدمن، همبستگی و تی تست استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان می دهد میانگین شاخص های باز آفرینی در شهر سنندج با ٩٩/2، پایین تر از حد متوسط است. همچنین نتایج همبستگی کانونی نشان می دهد که در بین ابعاد بازآفرینی شهری به صورت کلی بعد اجتماعی با 34 درصد، بعد کالبدی با 27 درصد، بعد اقتصادی 24 درصد و بعد محیط زیستی 15 درصد در تاب آوری شهری اثر گذار بوده است. همچنین تحلیل مسیر نشان داد که بعد کالبدی با وزن 362/0 بیشترین اثرگذاری،بعد نهادی با وزن 278/0 کمترین اثر گذاری را دارند. الگوی پیشنهادی توانمندسازی و بازآفرینی شهری تاب آور باید بر پایه اصول توسعه پایدار و اجتماع مدار، فقرزدا و توانمندساز و برنامه ریزی راهبردی استراتژیک و عملیاتی با حکمروایی گفتمانی، مشارکتی و شراکت عمومی خصوصی عدالت مبنا با رویکرد ظرفیت سازی نهادی اجتماع محور و توسعه درون زا باشد.