مطالب مرتبط با کلیدواژه
۵۰۱.
۵۰۲.
۵۰۳.
۵۰۴.
۵۰۵.
۵۰۶.
۵۰۷.
۵۰۸.
۵۰۹.
۵۱۰.
۵۱۱.
۵۱۲.
۵۱۳.
۵۱۴.
۵۱۵.
۵۱۶.
۵۱۷.
۵۱۸.
۵۱۹.
۵۲۰.
زلزله
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تاب آوری شهری و منطقه ای، یکی از ملزومات زندگی پایدار انسان در طبیعت است. با توجه به تغییر و تحولات طبیعی ، اتفاقات گوناگون طی دوره های خاص و گاهی ناگهانی صورت می گیرد که اقتضای بقای طبیعت موجود است. از گذشته تا کنون روش های متعددی برای مقابله با خسارات بلایای طبیعی از جمله زلزله ابداع شده است و اکنون بهترین راه مقابله با این بحران، مدیریت بحران به روش تاب آور ساختن سکونتگاه های انسانی شناخته شده است. تاب آوری سکونتگاه ها باید تمامی عوامل مربوط به انسان و جامعه را در بر گیرد که شامل تاب آوری اجتماعی، کالبدی، اقتصادی و نهادی است. هدف: هدف این پژوهش تحلیل میزان تاب آوری منطقه شرق گیلان در برابر زلزله و بررسی تبعات مختلف جلوگیری از آسیب پذیری سکونتگاه ها است. روش شناسی تحقیق: پژوهش حاضر به لحاظ روش پژوهش توصیفی و به لحاظ گردآوری اطلاعات اسنادی و کتابخانه ای است. روش تحلیل در این پژوهش بر اساس تحلیل فواصل اقلیدسی مناطق از گسل ها و روش VIKOR صورت گرفته است. سپس برای نتیجه گیری نهایی با استفاده از مدل مکانی نقشه های خروجی شاخص ویکور و نقشه خطرپذیری در برابر زلزله سکونتگاه های منطقه ادغام و ارائه شده است. قلمرو جغرافیایی پژوهش: با توجه به زلزله خیز بودن شرق گیلان، این ناحیه از استان برای مطالعه انتخاب شده است. یافته ها: یافته ها حاکی از آن است که شهرستان لاهیجان بیش ترین مقدار و شهرستان سیاهکل کم ترین مقدار تاب آوری کالبدی را دارا هستند. نتایج: جهت دستیابی به تاب آوری کالبدی در منطقه شرق گیلان راهبردهایی ارائه شد که مهم ترین آن ها شامل ایجاد طرح های مقاوم سازی در بناهای جدیدالاحداث و تقویت مقاومت بناهای بافت میانی و مراکز عومی و ایجاد دسترسی به فضای باز و همچنین تقویت و احداث مراکز امدادی و درمانی و افزایش نفوذپذیری شهری است.
سنجش تاب آوری کالبدی بافت های روستاشهری در برابر زلزله؛ مطالعه موردی: بافت روستاشهری اکبرآباد یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: آسیب های مخاطرات طبیعی به کالبد سکونتگاه ها موجب شده است تا ارتقای تاب آوری کالبدی موردتوجه برنامه ریزان شهری و روستایی قرار گیرد. هدف از پژوهش حاضر، سنجش تاب آوری کالبدی بافت روستاشهری اکبرآباد شهر یزد در برابر زلزله و دستیابی به رهیافت های ارتقای تاب آوری کالبدی در عرصه های روستاشهری است. پژوهش آمیخته (کیفی و کمی) حاضر ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر روش، توصیفی است. روش تحقیق: در این راستا، ابتدا شاخص های سنجش تاب آوری کالبدی بافت روستاشهری از مطالعات اسنادی استخراج شدند و روایی آن ها با مصاحبه با کارشناسان تأیید شد. سپس با دریافت نظرات کارشناسان و استفاده از تکنیک تحلیل سلسله مراتبی، وزن شاخص ها معین گردید تا در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) با ابزار آنالیز هم پوشانی نقشه ها، نقشه نهایی که بیانگر تاب آوری کالبدی بلوک های مختلف عرصه روستاشهری اکبرآباد شهر یزد است، ایجاد شود. نهایتاً بر مبنای هریک از شاخص های مورداستفاده در پژوهش، رهیافت های ارتقای تاب آوری کالبدی جهت بافت های روستاشهری، ارائه شد. یافته ها: نتایج پژوهش بیانگر آن است که میزان تاب آوری کالبدی محدوده موردمطالعه بین 7/34-2/17 واحد متغیر است و بلوک جنوبی بافت روستاشهری اکبرآباد شهر یزد با تاب آوری کالبدی بین 2/17 تا 23 واحد، لازم است در اولویت اقدام برای ارتقای تاب آوری کالبدی قرار گیرد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش مؤید آن است که قدمت تاریخی و ساخت با مصالح قدیمی مهم ترین علت پایین بودن تاب آوری کالبدی در بافت های روستاشهری است؛ حال آنکه در بافت های دیگری همچون سکونتگاه های غیررسمی، این امر عمدتاً ناشی از اوضاع اقتصادی خانوار است. بنابراین، توانمندسازی ساکنان و اقدامات و رهیافت هایی نظیر اطلاع رسانی عمومی، افزایش سطح آگاهی ساکنین و تکمیل بانک های اطلاعاتی نهادهایی که در جهت مقاوم سازی ساختمان ها و کاهش کاربری های آسیب رسان فعالیت می کنند، تهیه نقشه مناطق گریز و مسیرهای امدادرسانی، تغییر کاربری های پرخطر موجود در عرصه، تجمیع بلوک های کوچک و ایجاد ضوابط مقاوم سازی ابنیه و نماسازی نیز در ارتقای تاب آوری کالبدی عرصه های روستاشهری مؤثر است.
تدوین چهارچوب راهبردی تاب آوری کالبدی در برابرخطر زلزله؛ نمونه موردی: منطقه 12 تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۱۰
119 - 142
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در نظر دارد به ارائه چهارچوب راهبردی، جهت ارزیابی ظرفیت تاب آوری کالبدی بپردازد. به همین منظور از ترکیب روش کیفی و کمی برای پیشبرد اهداف پژوهش استفاده شده است، به طوری که در بخش کیفی، به شناسایی شاخص ها با بهره گیری از مرور ادبیات پرداخته شده است و در بخش کمی نیز دسته بندی شاخص ها بر اساس اهمیت آن ها با استفاده از معادلات تفسیری ساختاری انجام شد و سپس، وزن نسبی هر یک از شاخص ها از طریق فرایند تحلیل شبکه تعیین شد. یافته های پژوهش، سیزده شاخص کلیدی را در سه گروه به ترتیب اولویت دسته بندی می نماید؛ به طوری که شاخص های «نسبت نزدیک ترین همسایه (Ĉ1)»، «میزان مستقیم بودن مسیر پیاده (Ĉ3)»، «نسبت استحکام غالب اسکلت ساختمان های موجود در هر بلوک (Ĉ4)»، «نسبت میانگین مساحت بلوک به طول بلوک (Ĉ5)» در گروه اولویت اول، شاخص «نسبت نوع خاک (در عمق 30-40 سانتی متری) به اندازه پاکت حجمی بلوک (Ĉ12)»در گروه اولویت دوم و بقیه شاخص ها در گروه اولویت سوم قرار می گیرند. بر اساس چهارچوب به دست آمده، دو محله بازار و هرندی در منطقه دوازده شهر تهران مورد بررسی قرار گرفت. نتایج کلی نشان می دهد که 93/85 درصد بافت محله بازار و 36/79 درصد محله هرندی، با در نظر گرفتن زلزله 6 مرکالی، در شرایط با تاب آوری بسیارکم قرار دارند. نهایتاً، سیاست های پیشنهادی براساس شاخص هایی با بیشترین وزن نسبی ارائه شد که می تواند به تصمیم گیرندگان شهری بینشی شفاف تر در جهت آمادگی در مدیریت بحران ارائه دهد.
تمرین مردم شناسی متعهد: همدلی، حمایت و نقد اجتماعی در زلزله خوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسائل اجتماعی ایران سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
۴۰-۹
حوزههای تخصصی:
فجایع طبیعی مانند زلزله، پژوهشگران را به استفاده از رویکردی متفاوت در مردم شناسی ترغیب می کنند؛ رویکردی که با تعهد به مسائل فوری و چالش های ناشی از این رویدادها همراه باشد. این مقاله به شرح تجربهٔ مردم شناسی متعهد نویسنده در زلزلهٔ خوی (بهمن و اسفند ۱۴۰۱) می پردازد. این کردار پژوهشگرانه، بر اساس تقسیم بندی لاو و مری، در دو حوزهٔ «اشتراک و حمایت» و «نقد اجتماعی» قرار می گیرد. از منظر مفهومی و با تکیه بر چهارچوب سه گانهٔ شری اورتنر، بر همدلی، دیدگاه محلی، حمایت و تحلیل روابط قدرت تمرکز شده است. در روش شناسی، از مردم نگاری سریع بهره گرفته شده است که مبتنی بر کار میدانی چندسایتی، مشاهدهٔ مشارکتی و همکاری نزدیک با گروه های داوطلب بود. برای بازنمایی یافته ها، متن هایی با صحنه پردازی مردم نگارانه، تأملات نظری کوتاه و مجموعه ای از عکس های روزانه در شبکه های اجتماعی و روزنامه ها منتشر شده است. این مردم شناسی متعهد، از یک سو با «همدلی» به درک و انتقال ترس ها و تجربه های زلزله زدگان پرداخت و از سوی دیگر با «دیدگاه محلی»، فضاهای پنهان خانه های متروکه را که در رسانه ها نادیده گرفته شده بود، آشکار ساخت. همچنین، «حمایت» از طریق نمایش همبستگی جمعی و «نقد اجتماعی» با تمرکز بر مسائل جنسیت، خیریه و نابرابری های طبقاتی، روابط قدرت و شکاف های اجتماعی را برجسته کرد. این تجربه نشان داد که مردم شناسی متعهد می تواند پژوهشگر را برای کنشگری مؤثر در موقعیت های بحرانی توانمند سازد و به فهم عمیق تری از پویایی های اجتماعی منجر شود.
ارزیابی سطح آسیب پذیری مناطق شهری در برابر بحران زلزله با استفاده از تکنیک همپوشانی وزنی و مدل RADIUS (مطالعه موردی: شهر اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۰
348 - 323
حوزههای تخصصی:
زلزله به عنوان یکی از فاجعه بارترین و مخرب ترین انواع مخاطرات طبیعی محسوب می گردد که با خرابی ساختمان ها و زیرساخت های شهری، خسارت های گسترده ای را به اموال و دارایی ها به ویژه در نواحی شهری وارد کرده و تلفات انسانی بسیاری را موجب می گردد. بنابراین اولین و اساسی ترین مرحله در راستای برنامه ریزی و مدیریت بحران به منظور کاهش اثرات زلزله، شناسایی سطوح آسیب پذیر در برابر این بحران می باشد. در این راستا، تحقیق حاضر با هدف ارزیابی سطح آسیب پذیری شهر اردبیل در برابر بحران زلزله نگارش شده است. روش تحقیق در مطالعه ی حاضر آمیخته (کمی و کیفی) با هدف کاربردی و ماهیت تحلیلی و اکتشافی می باشد. جامعه ی آماری تحقیق نیز شامل مدیران و نخبگان شهر اردبیل بوده که حجم نمونه از طریق روش دلفی خبرگان 20 تعیین گردیده است. همچنین در راستای تجزیه و تحلیل اطلاعات از تکنیک AHP در نرم افزار Expert Choice، روش Weighted Overlay در نرم افزار GIS و همچنین مدل تخمین خسارت RADIUS استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که با بررسی 15 معیار، معیارهای فاصله از گسل، همجواری با کاربریهای خطرزا و دسترسی به مراکز خدمات رسان بیشترین اهمیت (تأثیر) را جهت ارزیابی آسیب پذیری در برابر زلزله داشته اند. همچنین با توجه به ارزش گذاری معیارهای مورد بررسی و تلفیق آن در روش همپوشانی فازی مشخص گردید که حدود 13 درصد از بافت شهر اردبیل در پهنه ی آسیب پذیری خیلی زیاد و حدود 18 درصد در پهنه ی آسیب پذیری زیاد قرار دارند. از طرفی نتایج مدل RADIUS نشان می دهد که تعداد 13853 ساختمان در معرض تخریب قرار دارند که 36 درصد آنها در منطقه 1 و 29 درصد آنها در منطقه 4 می باشند. همچنین تعداد مجروحان در زلزله ی احتمالی 67117 و تعداد کشته شدگان 3113 برآورد شده است.
تحلیلی بر سطح آسیب پذیری مناطق شهری در برابر مخاطرات طبیعی «زلزله» با تأکید بر رویکرد مدیریت بحران (مطالعه موردی: کلان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۱
243 - 218
حوزههای تخصصی:
زلزله یکی از خطرناک ترین، مخرب ترین و غیرقابل پیشبینی ترین مخاطرات طبیعی به شمار می آید. از این رو، شناسایی مناطق آسیب پذیر شهرها به منظور افزایش ظرفیت مقابله با خطرات زلزله و مدیریت بحران این مخاطره ضروری است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی سطوح آسیب پذیر کلان شهر تبریز در برابر زلزله و ارائه ی راهکارهای مدیریت بحران (قبل از بحران) برای کاهش اثرات زلزله نگارش شده است. روش تحقیق در مطالعه ی حاضر آمیخته (ترکیبی از رویکردهای کیفی و کمی) با هدف کاربردی و ماهیت تحلیلی-اکتشافی می باشد که به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات و تهیه ی نقشه های رقومی از روش FAHP و نرم افزار ArcGIS و به منظور بررسی آسیب پذیری مناطق 10گانه ی شهر از روش PROMETHEE استفاده شده است. همچنین جامعه ی آماری تحقیق شامل مدیران و مسئولان شهری و نخبگان دانشگاهی می باشد. حجم نمونه ی مدیران و مسئولان با استفاده از روش کوهن در سطح اطمینان 95 درصد، 90 نفر تعیین گردیده که نحوه ی دسترسی به آنها بر مبنای روش گلوله برفی می باشد. حجم نمونه ی نخبگان دانشگاهی نیز بر مبنای روش نمونه گیری دلفی هدفمند 14 نفر تعیین شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که مناطق حاشیه ای و مرکزی شهر بیشترین پتانسیل آسیب پذیری را دارا می باشند. در این بین مناطق 10 و 1 با کسب جریان خالص 454/0- و 527/0-، جزو مناطق با آسیب پذیری خیلی زیاد در برابر زلزله محسوب می شوند. از عوامل مؤثر بر آسیب پذیری این مناطق می توان به نزدیکی به گسل، فرسودگی بافت ها، دوری از مراکز امدادونجات، تراکم زیاد و همچنین عدم کشش پذیری معابر اشاره کرد. بدین منظور نیاز به رویکرد سیستمی و یکپارچه به منظور بازگشت پذیری و توانمندسازی اجتماع لازم بوده و در این راستا توجه به مرحله ی قبل از بحران در ابعاد مقاوم سازی ابنیه، ارتقاء دسترسی ها و تهیه ی طرح های موضعی به تفکیک محلات با تأکید بر محلات آسیب پذیر ضروری می باشد.
ارزیابی خطر پذیری لرزه ای و آسیب پذیری سازه ای و جمعیتی، مطالعه موردی: شهر حاجی آباد، استان هرمزگان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اطلاعات جغرافیایی سپهر دوره ۳۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۳۲
45 - 64
حوزههای تخصصی:
رخداد زلزله در کشور باعث تخریب شهرها و روستاهای زیادی شده است. وقوع زمین لرزه های شدید در منطقه مورد مطالعه (دو زمین لرزه به بزرگی 6.4 و 6.3 ریشتری در تاریخ 23 آبان 1400 در نزدیکی شهر فین استان هرمزگان) و وجود گسل های فعال (اصلی زاگرس و تراستی زاگرس) در مجاورت شهر حاجی آباد می توانند باعث تخریب سازه ها و تلفات جمعیتی در این شهر شوند. بنابراین، هدف از انجام این تحقیق ارزیابی خطرپذیری لرزه ای، آسیب پذیری سازه ای و جمعیتی شهر در اثر وقوع زمین لرزه احتمالی است تا نواحی آسیب پذیر در برابر خطرات زمین لرزه مشخص شوند. به منظور اجرای این تحقیق داده های زمین شناسی، توپوگرافی و آب شناسی و داده های جمعیتی از سازمان های مرتبط در محدوده شهر حاجی آباد جمع آوری و بر اساس مطالعات میدانی تعداد سازه ها و نوع سازه در هر محله برداشت شد. سپس نقشه پراکندگی سازه ها و نوع آن ها ترسیم شد. در مرحله بعد این داده ها در سامانه GIS آماده سازی و با استفاده از روش های تصمیم گیری چند معیاره مانند روش فرآیند تحلیلی شبکه ای (ANP) و روش منطق فازی (Fuzzy Logic) اولویت بندی و وزن دهی شدند. زیر معیارهای زمین شناسی شامل: فاصله از گسل، ضخامت آبرفت و جنس خاک و رسوبات؛ آب شناسی شامل: عمق آب های زیرزمینی و توپوگرافی شامل: شیب و بی نظمی توپوگرافی هستند. پس از وزن دهی این معیارها و زیر معیارهای هر یک با استفاده از روش ترکیب وزنی خطی (WLC) تلفیق شده، نقشه خطرپذیری زمین لرزه سناریو با بزرگی 7.1 ریشتر در شهر تولید شد. نتایج نشان می دهد 3.68 کیلومتر مربع از وسعت شهر در محدوده خطرپذیری خیلی زیاد قرار دارد. سپس با استفاده از روش های ارزیابی آسیب پذیری سازه ای و منحنی های شکنندگی توسعه یافته در ایران میزان تخریب سازه ها در شهر مورد ارزیابی قرارگرفت که مشخص شد در اثر وقوع زلزله ای به بزرگی 7.1 ریشتر، حدود 80 درصد ساختمان های موجود در شهر دچار تخریب بالای 70 درصد شده و حدود 11000 نفر از جمعیت شهر نیز دچار جراحت شدید یا کشته خواهند شد. نتایج این تحقیق می تواند کارشناسان و برنامه ریزان شهری را در حوزه مدیریت شهری و مدیریت بحران برای اجرای سیاست های کلان کاهش خطر زمین لرزه، ارتقا آمادگی در برابر وقوع زمین لرزه و اولویت بندی مقاوم سازی سازه ها در این شهر یاری رساند.
ارزیابی و پهنه بندی خطر وقوع زمین لرزه با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی(FAHP) (مطالعه موردی: استان هرمزگان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ژئومورفولوژی کمی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۵۱)
159 - 177
حوزههای تخصصی:
ایران یکی از زمین لرزه خیزترین کشورهای دنیاست. هم گرایی صفحات عربستان و هند- اوراسیا که موجب چین خوردگی و شکستگی شده است، علت اصلی لرزه خیزی بالای سرزمین ایران است. شناخت نواحی در معرض این مخاطرات محیطی، یکی از گام های اولیه در مدیریت مخاطرات و برنامه ریزی توسعه ای و عمرانی است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی و پهنه بندی آسیب پذیری استان هرمزگان در برابر خطر زمین لرزه و شناسایی شهرستان ها، شهرها و روستاهای در معرض خطر، صورت پذیرفته است. در این راستا با تلفیق مدل های منطق فازی و تحلیل سلسله مراتبی با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی، میزان آسیب پذیری استان هرمزگان در برابر خطر زمین لرزه، تحلیل و استخراج شده است. شاخص های مورد مطالعه موثر در پهنه بندی زلزله عبارت اند از: شیب، ارتفاع، فاصله از گسل، تراکم گسل، عمق زلزله، قدرت زلزله، فاصله از نقاط زلزله و تراکم نقاط زلزله. براساس نقشه پهنه بندی ریسک زلزله به دست آمده در این پژوهش، ۱۵۸۰۷ کیلومترمربع از مساحت استان (۲۲.۳۶ درصد) درمعرض خطر بسیار زیاد، 23787 کیلومترمربع (33.64 درصد) خطر زیاد، 14341کیلومترمربع (20.28 درصد) خطر متوسط، 8639 کیلومترمربع (12.22 درصد) خطر کم و ۸۱۳۳ کیلومترمربع (۱۱.۵۰ درصد) درمعرض خطر بسیار کم قرار دارند؛ بنابراین، حدود 56 درصد از مساحت استان، در معرض خطر بسیارزیاد و زیاد قرار دارد که زنگ خطری بزرگ می باشد. علاوه بر این، با بررسی توزیع سکونتگاه ها و جمعیت، مشاهده می شود مناطقی که ازنظر زلزله درمعرض خطر بیشتری قرار دارند، پرجمعیت تر هستند؛ بنابراین، برای کاهش مخاطرات زلزله، باید برنامه ریزی های ویژه، نظیر تغییر توزیع فضایی جمعیت و سکونتگاه های انسانی در سطح استان و مقاوم سازی مناطق پرخطر، در دستور کار مدیران و برنامه ریزان قرار گیرد.
ارزیابی تاب آوری کالبدی محله های ناکارآمد شهری، مطالعه موردی منطقه 12 تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر پایدار دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
37 - 58
حوزههای تخصصی:
یکی از قابل توجه ترین مسائل در بافت های فرسوده شهری امنیت کالبدی در زمان وقوع بحران است. لذا تاب آوری با افزایش توانایی محیطی، ایجاد آمادگی، ظرفیت های سازگاری و مقابله ای و کاهش اثرات منفی خطرات طبیعی و مصنوعی می تواند به طور چشم گیری آسیب ها را کاهش دهد. پژوهش حاضر با هدف ریشه یابی عوامل آسیب پذیری کالبدی منطقه 12 شهر تهران به دنبال افزایش تاب آوری منطقه است. تحقیق حاضر با ماهیت کاربردی به تحلیل میزان تأثیرات متغیرهای مؤثر در تاب آوری کالبدی در جامعه آماری 13 محله منطقه پرداخته است. منبع داده های موردبررسی؛ سرشماری مرکز آمار، طرح تفصیلی سازمان نوسازی و شهرداری است. بعد از انتخاب شاخص ها با استفاده از اجماع نظر خبرگان تعداد 10 شاخص جهت رسیدن به اهداف پژوهش انتخاب شده است. بعد از استخراج میزان اهمیت هر شاخص با روش ANP، تاب آوری کالبدی با استفاده از روی هم گذاری لایه ها و روش (MCDM) در محیط نرم افزار GIS تاب آوری فیزیکی به دست آمده سپس از طریق میانگین هندسی تاب آوری نهایی استخراج گردید. جهت تحلیل عوامل مؤثر در تاب آوری نهایی نیز از روش رگرسیون جغرافیایی (GWR) استفاده شد. یافته ها حاکی از آن است که محلات فرسوده شهری به خودی خود تاب آوری فیزیکی بسیار پایین تری نسبت به سایر بافت های شهری دارند. همچنین 3 عامل استحکام، فاصله از ایستگاه آتش نشانی و دسترسی به فضاهای سبز عمومی نقش تعیین کننده در تاب آوری را بر عهده دارند. شناخت زمینه های آسیب پذیری بافت های فرسوده می تواند در ارتقا تاب آوری و معضل بافت های فرسوده شهری در برابر زلزله کمک نماید.
تحلیل تاب آوری کالبدی شهرهای نفت خیز در برابر زلزله (نمونه موردی: شهر دو گنبدان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین عوامل طبیعی که جامعه انسانی را تهدید می کند و سالانه خسارات جانی و مالی فراوانی را به بار می آورد، زلزله می باشد. اما با اقدامات پیشگیرانه و تاب آور نمودن شهرها (بخصوص تاب آوری کالبدی) می توان میزان این خسارات ها کاهش و یا از بین برد. شهر دوگنبدان نیز همانند بسیاری از شهرهای کشور در معرض وقوع زمین لرزه می باشد. در همین راستا تحقیق حاضر به دنبال بررسی وضعیت تاب آوری کالبدی شهر دوگنبدان می باشد. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی تحلیلی می باشد. برای وزن دهی به شاخص های تحقیق از روش AHP استفاده شده است و برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم GIS استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد محله فرسوده و قدیمی شهر از نظر تاب آوری وضعیت بسیار نامناسبی دارد. همچنین پهنه های با تاب آوری پایین در سطح شهر پراکنده می باشند و در یک محدوده شهر متمرکز نیستند که لازم است مدیریت شهری با اولویت بندی پهنه ها خطر و غیرتاب آور شهر، نسبت به اقدامات پیشگیرانه در این زمینه اقدام کنند.
مطالعه انسان شناختی مدیریت میراث فرهنگی در بحران: مطالعه موردی زلزله کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
۴۴۲-۴۱۳
حوزههای تخصصی:
در مخاطرات طبیعی مانند زلزله، یکی از مهم ترین بخش هایی که دچار آسیب می شود، میراث فرهنگی است. میراث فرهنگی (ملموس و ناملموس) در تطبیق پذیری، تاب آوری و بازسازی جامعه فاجعه دیده نقشی بنیادین دارد. مطالعه نحوه مدیریت میراث فرهنگی در زمان بحران در زلزله آبان ماه 1396ه .ش. کرمانشاه هدف اصلی این مطالعه است. این پژوهش به دنبال پاسخ گویی به پرسش هایی است که، آیا مدیران بحران توانستند میراث فرهنگی را در زمان زلزله سرپل ذهاب مدیریت کنند و این که آیا مدیریت بحران میراث فرهنگی در زلزله سرپل ذهاب توانایی ارائه مدلی جهت افزایش تاب آوری و انطباق پذیری میراث فرهنگی در زمان بحران را دارد؟ یافته های این مطالعه میدانی که براساس سنجش مفاهیم تاب آوری و آسیب پذیری در چرخه مدیریت بحران است، نشان داد که مدیریت بحران در حوزه میراث فرهنگی در زمان بحران و بعد از آن باوجود برآورد آسیب پذیری ها عملکرد قابل قبولی نداشته است. از آنجا که برطبق الگوها و مدل های افزایش تاب آوری جامعه ما، جامعه ای تاب آور نیست، درنتیجه مدیریت میراث فرهنگی نیز به صورت روشنی موضوع انطباق پذیری و تاب آوری را درنظر نگرفته و تنها به مرمت و بازسازی حداقلی آثار تاریخی در زمانی موقت اکتفا کرده است. در چرخه مدیریت بحران، اقدامات پیش از بحران که سبب کاهش آسیب پذیری در مخاطرات آتی خواهد شد، در رابطه با زلزله در این مناطق درنظر گرفته نشده است. در مرحله بازیابی و بازتوانی اجتماعی باتوجه به ویژگی های فرهنگی مردم، میراث ناملموس توانایی بالابردن تاب آوری اجتماعی و فرهنگی درمیان مردم آسیب دیده را تا حد قابل توجه ای افزایش داده است. این درحالی است که مدیریت بحران جامعه و میراث فرهنگی هرگز نتوانسته به عنوان مخزنی برای دانش اندوزی در جهت کاهش آسیب پذیری و افزایش تاب آوری در جامعه به وجود آورد تا بتواند در چرخه مدیریت بحران تاب آوری و آسیب پذیری را در رابطه ای متوازن و متعادل قرار دهد.
Earthquake disaster-related emotional distress and coping mechanisms in high-rise residents in bangkok: A transactional model perspective(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Background: Bangkok's urban landscape features approximately 6,000 high-rise towers housing millions of residents in what was historically considered a seismically stable region. However, the March 28, 2025 magnitude-7.7 Myanmar earthquake triggered widespread psychological distress among Bangkok's vertical communities despite causing minimal structural damage. While existing disaster psychology research demonstrates that individual appraisal processes and coping resources influence distress outcomes, high-density vertical urban environments remain largely unexplored in disaster literature, particularly within Asian megacities where socioeconomic inequities may compound vulnerabilities. Aims: This study aimed to quantify earthquake-related emotional distress changes, evaluate the effectiveness of different coping strategies, examine socioeconomic and disability-related moderators, and test Transactional Model of Stress and Coping pathways among Bangkok's high-rise population. Methods: A cross-sectional web-based survey was conducted two weeks post-earthquake using multistage stratified probability sampling. From 120 randomly selected buildings across Bangkok's districts, 5,200 households received survey invitations, yielding 2,104 completed responses (40.5% response rate). Participants were adults residing at least six months in buildings exceeding eight floors. Validated Thai-adapted instruments included the Kessler-6 for psychological distress, Insomnia Severity Index, and custom scales measuring emergency preparedness, social support-seeking, and self-care behaviors. Statistical analyses employed paired t-tests, ANOVA, MANOVA, and bootstrap mediation procedures with effect size reporting. Results: Clinically significant insomnia prevalence increased from 27.4% to 61.8% post-earthquake. Emergency preparedness behaviors were associated with lower anxiety levels, while social support-seeking correlated with reduced insomnia severity. Significant disparities emerged across housing tenure, income levels, and disability status, with renters demonstrating lower preparedness rates than homeowners (54.6% versus 71.9%). Mediation analyses revealed that preparedness and support-seeking behaviors collectively explained 37.7% of the association between perceived seismic threat and psychological distress outcomes. Conclusion: Perceived earthquake threat, rather than actual structural damage, emerged as the primary driver of psychological distress in Bangkok's high-rise communities. While emergency preparedness and social support provided substantial protective effects against anxiety and insomnia, these resources were inequitably distributed across socioeconomic groups. These findings highlight the critical need for inclusive disaster preparedness policies that address structural barriers affecting vulnerable populations in rapidly urbanizing megacities facing emerging seismic risks.
تحلیلی بر ایمنی فضاهای ورزشی در مقابل بحران های طبیعی (زلزله) با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی GIS و بر اساس مدل ترکیبی ANP و RP (باشگاه های شهر کرج)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به دو روش پرسشنامه ای و نقشه GIS صورت پذیرفت. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، بر اساس زمان حال نگر، بر اساس محتوا توصیفی است که به شکل میدانی انجام شد. جامعه تحقیق حاضر اماکن ورزشی موجود در بوستان های باغ فاتح، مجموعه انقلاب کرج و بوستان پامچال شهر کرج بود. در روش اول با استفاده از روش تحلیل شبکه (ANP) اولویت بندی ها انجام شد که این روش با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته بین 200 دانشجوی تربیت بدنی که سابقه تمرین در سالن های ورزشی برای حداقل برای 6 ماه داشتند توزیع و جمع آوری شد و در بخش دوم به بررسی ایمنی و زلزله در اماکن ورزشی مذکور با استفاده از نقشه GIS پرداخته شد. یافته ها: با انطباق این اماکن با پهنه بندی خطر می توان متوجه شد که بیشتر این امکان در مناطق با خطر متوسط تا زیاد قرار دارند و با توجه به اینکه کرج در منطقه خطرناکی از نظر زلزله قرار دارد، صورتی که زلزله رخ بدهد این مناطق تحت تاثیر قرار می گیرند. همچنین نتایج آزمون های ANP و RP هر شاخص بر اساس مقایسه های زوجی نشان می دهد، وزن تجهیزات 23/0، فضا 16/0، محیط کار 13/0، عدم آموزش 12/0، دسترسی 087/0، بهداشت 078/0 و ایمنی امکانات بهداشتی 070/0 بود. همچنین، نرخ سازگاری برابر با 001/0 بود که کمتر از معیار 1/0 بودند. نتیجه گیری: با توجه به مطالعات میدانی و نقشه های جغرافیایی GIS مشخص شد که اماکن ورزشی انقلاب کرج، بوستان های فاتح و پامچال در مناطق زلزله خیز قرار دارند ولی مدل ایمنی ANP و AR ساختار و تجهیزات ورزشی این اماکن را در وضعیت خوب نشان داد.
تاثیرعوارض ژئومورفولوژیک در آسیب پذیری کالبدی شهری با رویکرد پدافند غیرعامل با استفاده از سیستم اطلااعات جغرافیایی (مطالعه موردی: شهر شیراز)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
کاربرد سیستم اطلاعات جغرافیایی و سنجش از دور در برنامه ریزی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
71 - 86
حوزههای تخصصی:
امروزه علی رغم پیشرفت های علمی بشر پدیده های طبیعی به طور کامل بر انسان ها شناخته نشده. سکونت گاه های انسانی همواره مورد تهدید این عوارض ژئومورفولوژیک بوده است.ایران در یکی از زلزله خیزترین نقاط جهان قرار گرفته و لازم است که همواره اقداماتی جهت مقابله و برخوردی منطقی در به حداقل رساندن ابعاد فاجعه آمیز چنین رخدادی صورت گیرد. منطق شهری و به ویژه بافت های فرسوده نیز مستثنی نبوده و همواره سرنوشت و فرجام آن ها در پس هر حادثه طبیعی و غیر طبیعی، در معرض فاجعه هایی جبران نا پذیر می باشد.در شهر تراکم جمعیت و ثروت مساله اصلی را تشکیل می دهد و به عنوان مراکز تجمع سرمایه مادی و انسانی در زمان جنگ به هدفی عمده برای دشمن تبدیل می شوند که حمله به آنها خسارات فراوانی را پدید می آورد و بدون تردید کشتار انسان ها مهمترین معلول جنگ شهرهاست. هدف قرار گرفتن شهرها و آسیب رسانی به زیرساخت های شهری به منظور تضعیف روحیه و وارد آوردن صدمات اقتصادی و از هم گسیختگی نظام اجتماعی انجام می گیرد از سویی دیگر شهروندان یک کشور را افرادی تشکیل می دهند که نمی توان همه آنها را نیروی جنگی فعال به حساب آورد مانند کودکان، نوجوانان، زنان و افراد مسن . آسیب های ناشی از حمله به زیرساخت ها همواره علاوه بر غافل گیری مسئولان، هزینه های زیادی را تحمیل کرده و برای تبدیل شدن به انواع دیگر آسیب ها اعم از سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را دارا می باشد . در مناطق شهری، صدمات جنگی شامل ترکیبی از ویرانه های کالبدی و اختلال در عملکرد عناصر شهری است. انهدام سازه ها و ساختمان ها، شبکه راه ها و دسترسی ها، تاسیسات اساسی مخازن آب، نیروگاه ها، خطوط ارتباطی تلفن، برق، آب و گاز و ... از آن جمله هستند بنابراین برنامه ریزی کارآمد در زمینه امنیت شهری براساس رویکرد پدافندغیرعامل، هنگام وقوع بحران های انسانی و طبیعی در شهرها می تواند تلفات جانی و مالی را به حداقل برسااند .
ارزیابی آسیب پذیری بافت شهر در برابر زلزله: تحلیلی از شهر کوچک جویم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
کاربرد سیستم اطلاعات جغرافیایی و سنجش از دور در برنامه ریزی دوره ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
7 - 24
حوزههای تخصصی:
در عصری که شهرنشینی سریع و افزایش مخاطرات طبیعی ویژگی های اصلی آن هستند، ارزیابی آسیب پذیری شهرها، به ویژه شهرهای کوچک، در برابر زلزله از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این پژوهش با تمرکز بر شهر جویم، به عنوان نماینده ای از شهرهای کوچک در ایران، به بررسی جامع آسیب پذیری این شهر در برابر زلزله پرداخته است. شهرهای کوچک به دلیل نبود زیرساخت های قوی و برنامه ریزی جامع، در برابر رویدادهای لرزه ای به شدت آسیب پذیر هستند. روش تحقیق حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی و در دسته پژوهش های کاربردی قرار می گیرد. به منظور دستیابی به اهداف پس از شناسایی 17 معیار از بررسی ادبیات، توسط 19 خبره و متخصصان امر وزن دهی انجام گردید و با در نهایت با استفاده از روش وزن دهی سوارا (SWARA) و همپوشانی الگوریتم گاما فازی (FUZZY) در نرم افزار ARC GIS نقشه پهنه بندی آسیب پذیری حاصل شد تا درک عمیقی از میزان آسیب پذیری شهر به دست آید. یافته ها نشان می دهد که معیار تراکم جمعیت با وزن نسبی 0679/0 بیشترین تأثیر را در آسیب پذیری داشته است و پس از آن بناهای غیرمقاوم (0658/0) و نسبت بزرگ سالان (0648/0) از عوامل اصلی آسیب پذیری در شهر جویم هستند. 29 درصد شهر دز سطح آسیب پذیری زیاد قرار داشته و ناپایداری نسبی شهر را نمایان می کند، بعد وضعیت مناسب تری دارد اما بعد زیست محیطی با 27 درصد آسیب پذیری در سطح بسیار زیاد و بعد اقتصادی با سهم مشابه (32 درصد)، وضعیت نگران کننده ای دارند. بعد کالبدی نیز با وجود رعایت نسبی اصول فنی، بهبود زیرساخت ها را می طلبد. این نتایج نشان دهنده نیاز به برنامه های جامع کاهش خطر و تقویت تاب آوری در ابعاد زیست محیطی و اقتصادی است.
طراحی سامانه احصاء و مدیریت امداد رسانی پس از زلزله بر پایه طراحی گنسای و رویکرد کاربر محور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۰
140 - 159
حوزههای تخصصی:
اگرچه جلوگیری از وقوع زلزله امری غیر ممکن، اما مدیریت در جهت پیش آگاهی، آموزش و کسب آمادگی به منظور کاهش اثرات سوء و پیامد های ناگوار آن منطبق با تعاریف پدافند غیرعامل امری قطعی و ضروری است. شناسایی و کاربست راهکارهای اتخاذ شده توسط ژاپن با پیشینه ای قدرتمند در مدیریت موفق بلایای طبیعی و به ویژه زلزله، نیز ضروری می نماید. گنسای به عنوان راهکاری برای آمادگی پیش از زلزله، مدیریت حین زلزله و آماده سازی و مدیریت برای حادثه بعدی، می تواند راهگشا باشد. در این پژوهش ضمن مطالعه و مرور پیشینه، طیف محصولات نرم افزاری امدادی و سامانه های هوشمند و محصولات جانبی طراحی شده، سعی شد در قالب ایجاد و بررسی رابط کاربری طراحی شده در جهت اصلاح، تسهیل و تدقیق شیوه احصاء و آمارگیری حادثه دیدگان و مدیریت پس از زلزله، به تحلیل میزان درک کاربران این برنامه کاربردی و همچنین افزونه سخت افزاری برای تسریع در عملیات امدادی پرداخته شود. پژوهش از نوع توصیفی و کاربردی، با روش پیمایشی، قوم نگاری و میدانی بوده است. برپایه اطلاعات استخراج شده، مطالعات میدانی نیاز سنجی اقلیمی، نمونه اولیه ای از این اپلیکیشن ارائه و با سنجش رضایت محور کاربران بر اساس پرسشنامه لیکرت، مورد کاوش قرار گرفت. در طراحی این سامانه هوشمند سطوح ارزش نسبت به مولفه های اصلی میزان رعایت معیارهای کاربرپسندی، کیفیت رابط های گرافیکی و کیفیت احساسی - ارتباطی، سنجش درک پذیری و میزان مطلوبیت عناصر گرافیکی مورد بررسی قرار گرفت.
بررسی آسیب پذیری شهری در برابر زلزله با استفاده از GIS و مدل BWM (مطالعه موردی: بخشی از منطقه 2 کلان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: زلزله یکی از مخاطرات طبیعی است که به دلیل ماهیت نامنتظره اش، اغلب خسارات جانی و مالی فراوانی بر جای می گذارد. با رشد سریع شهرنشینی و به تبع آن، تمرکز جمعیت بیشتر در شهرها و همچنین افزایش تراکم ساختمان ها و تعداد تأسیسات، آسیب پذیری آنها نیز در برابر زلزله افزایش یافته و جان و مال افراد بیشتری درمعرض خطر قرار گرفته است. درحال حاضر راهی برای پیشگیری از وقوع زلزله وجود ندارد اما، با راهکارهایی همچون شناسایی مناطق آسیب پذیر، می توان خسارات ناشی از آن را تاحدی کاهش داد. در این تحقیق، میزان آسیب پذیری بخشی از شهر تبریز در برابر این رخداد بررسی شده است. مواد و روش ها: منطقه مورد مطالعه، در این تحقیق، بخشی از محدوده مربوط به شهرداری منطقه 2 کلان شهر تبریز است. منطقه 2 شهرداری در جنوب و جنوب شرق شهر تبریز واقع شده و با توجه به ویژگی های اجتماعی، اقتصادی و کالبدی آن، یکی از مناطق مهم شهر تبریز به شمار می رود. برای تعیین میزان آسیب پذیری، ابتدا معیارهای مؤثر در آسیب پذیری بافت شهری در برابر زلزله شناسایی و اطلاعات مورد نظر جمع آوری شد. این معیارها شامل قدمت ابنیه، نوع مصالح، کیفیت ابنیه، تعداد طبقات، تراکم جمعیت، فاصله از گسل، فاصله از معابر، فاصله از فضاهای باز و مساحت بناست. سپس مهم ترین و کم اهمیت ترین معیار مشخص و پس از مقایسه های مرجع، وزن هر معیار براساس مدل بهترین بدترین که از روش های نوین تصمیم گیری چندمعیاره است، محاسبه شد. روش یادشده، درمقایسه با فرایند تحلیل سلسله مراتبی، به مقایسه های کمتری نیاز دارد و با استفاده از آن، نتایج پایدارتری حاصل می شود؛ در این پژوهش، برای حل مدل مذکور، از روش برنامه ریزی خطی سیمپلکس استفاده شد. با توجه به ماهیت مکانی معیارها، نقشه های هر معیار (شاخص) در محیط GIS آماده سازی شدند. سپس ارزش هر قطعه ملکی (پارسل)، با توجه به هدف تحقیق و وضعیت آن قطعه در شاخص مورد نظر، با روش بهترین بدترین به دست آمد. نتایج و بحث: برای تعیین وزن معیارها، کیفیت ابنیه به منزله مهم ترین معیار و مساحت قطعات به منزله کم اهمیت ترین معیار در نظر گرفته شد و وزن ها با نرخ ناسازگاری 06/0 به دست آمد. پس از محاسبه وزن هر قطعه ملکی و محاسبه میانگین آنها در هر ناحیه، امن ترین و آسیب پذیرترین ناحیه به ازای هر شاخص مشخص شد. سپس سایر ناحیه ها با این دو ناحیه، در هر شاخص، مقایسه شدند. با در نظر گرفتن وزن هر معیار و ناحیه به ازای هر معیار، مقدار و رتبه نهایی هر ناحیه به دست آمد. برخلاف نسخه اصلی مدل که بهترین و بدترین معیار براساس نظر کارشناسی در آن تعیین می شود، در پژوهش حاضر با توجه به ماهیت مسئله، بهترین و بدترین ناحیه به ازای هر معیار، به جای نظر کارشناسی، با توجه به تحلیل های مکانی و نتایج محاسبات مشخص شد. ناحیه های شماره 6 و 2، به ترتیب، کمترین و بیشترین احتمال آسیب پذیری در برابر زلزله را دارند. بیشترین حساسیت، به ترتیب، به وزن معیارهای فاصله از فضاهای باز و فاصله از معابر بازمی گردد که اگر مقدار آنها به میزان 5- 10× 5/2 و 5- 10× 5/3 افزایش یابد، به تغییر پاسخ فعلی منجر می شود. نتیجه گیری: زلزله یکی از مخاطرات طبیعی است که کشور ما را دائماً تهدید می کند. تعیین میزان آسیب پذیری بافت های شهری در برابر زلزله و برنامه ریزی براساس آن می تواند نقش مهمی در کاهش تلفات جانی و مالی ناشی از وقوع این پدیده داشته باشد. در این پژوهش، میزان آسیب پذیری احتمالی براَثر زمین لرزه، در بخشی از منطقه 2 شهر تبریز، بررسی شد. براساس نتایج حاصل، ناحیه شماره 2 بیشترین میزان آسیب پذیری در برابر زلزله را دارد که تقریباً در بخش میانی منطقه مورد مطالعه قرار گرفته است. این ناحیه، به لحاظ معیارهای کیفیت ابنیه، قدمت ابنیه، مصالح مورد استفاده و دسترسی به فضاهای باز، آسیب پذیرترین بخش در بین نُه ناحیه بوده است. ناحیه 2 حدود 16% از کل منطقه را به خود اختصاص داده و شامل 1815 قطعه ملکی است. براساس قطعات ملکی نیز، بیشتر قطعات واقع در این ناحیه آسیب پذیری بسیار بالا یا بالا دارند. در پژوهش حاضر، علاوه بر خود وزن، مقدار تغییر مجاز آن نیز به دست آمد. درزَمینه تحلیل حساسیت، مقدار تغییر مجاز یک متغیر (در این پژوهش، وزن معیار) به تصمیم گیرندگان کمک می کند از میزان انعطاف پذیری مقادیر متغیرها آگاهی یابند.
مکان یابی بهینه مراکز امدادرسانی در کلان شهرها پس از وقوع زلزله، نمونه موردی : منطقه 2 کلان شهر تهران
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
196 - 217
حوزههای تخصصی:
کلان شهر تهران به عنوان مرکز تصمیم گیری کشور بر روی گسل هایی با طول های متفاوت قرار گرفته است که مهم ترین آن ها گسل شمال تهران، گسل مشاء و گسل ری می باشند. گسل شمال تهران از دامنه رشته کوه های البرز به طول 35 کیلومتر از کن در غرب به لشکرک در شرق ادامه دارد. با توجه به مطالب یادشده درمی یابیم شهر تهران شدت تأثیرپذیری بالایی نسبت به وقوع زلزله دارد، پس همواره باید برنامه ریزی و پیش بینی های لازم جهت رویارویی با چنین حادثه ای را داشته باشد. بعد از وقوع زلزله، چندین اقدام از اهمیت بیشتری برخوردار است که از مهم ترین آن ها، امدادرسانی به افراد آسیب دیده است. بنابراین این نیازمند بررسی منطقه 2 کلان شهر تهران از بعد امدادرسانی پس از زلزله احساس گردید. این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی و با هدف تعیین مکان بهینه برای استقرار گروه امدادرسانی جهت به حداقل رساندن خسارات جانی بعد از وقوع زلزله با توجه به عوامل کالبدی و غیر کالبدی منطقه 2 است. گردآوری داده ها به صورت اسنادی، کتابخانه ای و پیمایشی میدانی است. نرم افزارها و روش تحلیل داده در این تحقیق به تناسب کاربرد عبارت اند از: نرم افزارهای 10.4 Arc GIS در فازهای مربوط به ورود، ذخیره و مدیریت، پردازش، تحلیل داده ها، همچنین تحلیل اولویت مکانی پهنه ها از تاپسیس و همچنین نرم افزارSuper Decision به منظور وزن دهی لایه ها استفاده شده است. نتایج تحلیل حاکی از آن است که: یافته های خروجی نقشه پهنه بندی مطلوبیت مکانی در فصل چهارم جهت جانمایی مراکز امدادرسانی منطقه 2 شهر تهران که نشان می دهد که بیشترین اراضی مناسب جهت احداث سایت جدید مراکز امدادرسانی در جهات مرکزی متمایل به غرب (نواحی از ایوانک، پونک، سپهر، آسمان ها) یعنی جهات برنامه ریزی و مستعد توسعه فیزیکی منطقه 2 شهر تهران و در بخش های متمایل مرکز به جنوب (نواحی از کوی نصر و مرزداران شرقی) در جهات غیرم تمایل نسبت به شمال منطقه 2 شهر تهران قرار دارد.
عوامل تأثیرگذار بر افزایش تاب آوری سکونتگاه های روستایی در برابر زلزله (مورد مطالعه: شهرستان نیر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سکونتگاه های روستایی به دلیل قابلیت زیست بالا و برخورداری از شرایط مناسب زندگی می تواند منجر به ایجاد امید، سرزندگی و نشاط در بین ساکنان خود شوند و آسیب پذیری کم در این سکونتگاه ها که نشان دهنده شرایط سازگار است، می تواند منجر به افزایش تاب آوری روستایی گردد. در ارتقای تاب آوری سکونتگاه های روستایی در برابر مخاطره زلزله عوامل متعددی دخیل هستند که عبارتند از عوامل اقتصادی، اجتماعی، زیرساختی، محیطی، سیاسی و قانونی، نهادی و مدیریتی و غیره. لذا، هدف از این پژوهش تحلیل عوامل مؤثر در ارتقای تاب آوری سکونتگاه های روستایی شهرستان نیر در برابر زلزله است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی و برای جمع آوری داده ها از روش های اسنادی و میدانی استفاده گردید. قلمرو مکانی تحقیق روستاهای شهرستان نیز از توابع استان اردبیل می باشد که با استفاده از 4 فاکتور، 1) تعداد جمعیت و خانوار، 2) فاصله از گسل اصلی فعال، 3) طبقه بندی ارتفاعی و 4) توزیع جغرافیایی، تعداد 30 روستا برای انجام تحقیق انتخاب شدند. روستاهای نمونه مجموعاً دارای 1818 خانوار و 5912 نفر جمعیت می باشند که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 368 خانوار به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های تی تک نمونه ای، رگرسیون چند متغیره و تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد، عامل های زیرساختی، اقتصادی، سیاسی و قانونی به ترتیب به عنوان مهمترین عوامل مؤثر در ارتقای میزان تاب آوری روستاییان در برابر سانحه زلزله در شهرستان نیز شناخته شدند، در این میان عامل نهادی و مدیریتی با تأثیر کلی 517/0- کمترین نقش را در افزایش تاب آوری سکونتگاه هایی روستایی در برابر زلزله داشته است.
تحلیل فضایی وضعیت تاب آوری سکونتگاه های روستایی در برابر مخاطره زلزله(مطالعه موردی: شهرستان نیر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق کوهستانی سال ۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
177 - 194
حوزههای تخصصی:
امروزه دیدگاه ها و نظریه های مدیریت سوانح و توسعه پایدار به دنبال ایجاد جوامع تاب آور در برابر مخاطرات طبیعی بوده و سوانح طبیعی به عنوان پدیده های اجتناب ناپذیری به حساب می آیند که همیشه خطری جدی برای توسعه به خصوص در مناطق روستایی هستند. لذا، هدف از این پژوهش، بررسی وضعیت فضایی میزان تاب آوری سکونتگاه های روستایی در برابر مخاطره زلزله است. از نظر هدف پژوهش حاضر کاربردی، از نظر ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی و برای جمع آوری داده ها از روش های اسنادی و میدانی استفاده شد. قلمرو مکانی تحقیق روستاهای شهرستان نیر از توابع استان اردبیل می باشد که با استفاده از 4 فاکتور، 1) تعداد جمعیت و خانوار، 2) فاصله از گسل اصلی فعال، 3) طبقه بندی ارتفاعی و 4) توزیع جغرافیایی، تعداد 30 روستا برای انجام تحقیق انتخاب شدند. روستاهای نمونه مجموعاً دارای 1818 خانوار و 5912 نفر جمعیت می باشند که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 368 خانوار به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل تصمیم گیری کوپراس، آزمون تحلیل خوشه ای ( K ) و شاخص خود همبستگی فضایی استفاده شد. نتایج حاصله نشان داد، روستاهای ویرسق با مقدار ( Qi =1)، دوشانلو با مقدار ( Qi = 99/0)، روستای اینالو با مقدار ( Qi = 94/0) و روستای تک بلاغ با مقدار ( Qi = 93/0) و ... از نظر میزان تاب آوری در برابر مخاطره زلزله در رتبه های اول تا چهارم و مطلوبی قرار دارند و روستاهای برجلو با مقدار ( Qi = 345/0)، قورتولموش با مقدار ( Qi = 356/0)، خانم بالاکندی با مقدار ( Qi = 368/0) و روستای سقزچی با مقدار ( Qi = 392/0) نیز میزان تاب آوری بسیار کمتری برخوردار بوده و الگوی توزیع فضایی تا ب آوری روستاییان در برابر مخاطره زلزله نیز به صورت راندمی و تصادفی است.