مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۸۱.
۲۸۲.
۲۸۳.
۲۸۴.
۲۸۵.
۲۸۶.
۲۸۷.
۲۸۸.
۲۸۹.
سعادت
منبع:
آموزه های حدیثی سال ۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۰
83 - 108
حوزههای تخصصی:
یکی از اساسی ترین نیازهای انسان در حیات مادی و معنوی دستیابی به فوز و خوشبختی در دنیا و آخرت است و انسان هماره برای به دست آوردن این مهم در تلاش است اما گاهی مسیر صحیح را پیش نمی گیرد. با توجه به تبیین جامع جایگاه فوز و سعادت در آموزه های قرآنی و روایی نظیر حدیث کساء، پژوهش پیش رو با روش توصیفی-تحلیلی تلاش دارد تا شرایط فائزان، نحوه تجلی فوز در فائزان، مصداق فائزان را در نگاه حدیث کساء و آیات قرآن بررسد. برآیند پژوهش نشان می دهد از جمله شرایط فائزان، برگزاری مجالس اهل بیت با حضور شیعیان و شیفتگان است که با نزول رحمت الهی، استغفار ملائکه، گشایش هم و غم ها، و دستیابی به حاجات در دنیا و آخرت، فوز و سعادت در فائزِ سعید، متجلی می شود.
جایگاه معرفت در نظریه اخلاقی فارابی
منبع:
مطالعات اخلاقی سال اول تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
125 - 144
حوزههای تخصصی:
معرفت از بنیادی ترین مباحث اخلاق است که فارابی نیز تاکید برآن داشته و معتقد است ارتقاء نفس به مراتب عالی معرفت, تجرد و در نهایت سعادت اخلاقی از طریق قوه ناطقه و متخیله پدید می آید. سعادت نوعی صیرورت و اتصال به عقل فعّال و مفارق شدن از عالم ماده است. عقل فعال نیزهم وسیله معرفت و هم موضوع آن می باشد. قوه متخیله با ازاد شدن از مشغولیت عقل و حواس, میتواند به عقل فعال متصل شود. سعادت از منظر فارابی امری ذومراتب بوده ونبی چون هر دو بعد معرفتی را طی کرده به بالاترین مرتبه سعادت دست یافته و متمایز از حکیم است. گرچه مطالب فارابی در کسب معرفت شهودی در اتصال به عقل فعال و نقش ان در سعادت ابداعاتی دارد اما وجود تغییرات در تبیین از عقل وتقسیم بندی آن توسط اندیشمندان بعد از او, بیانگر عدم جامعیت آن است. تعریف عقل به عامل جذب خیر و دفع شرکه مشترک بین انسان و حیوان نیز قابل قبول نیست. در نهایت, با توجه به عنایت وی به سعادت جمعی, اگر افراد جامعه نتوانند یا نخواهند به معرفت عقلی برسند نه تنها سعادت جمعی حاصل نمی شود, بلکه سعادت فردی نیز معلق خواهد ماند.
نظم متافیزیکی و آزادی وجودی در هنر: تحلیل تطبیقی دیدگاه های فارابی و سارتر
منبع:
مطالعات نظری هنر سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵
235 - 298
حوزههای تخصصی:
این مقاله به تحلیل تطبیقی دیدگاه های فلسفی فارابی و ژان-پل سارتر درباره زیبایی شناسی و نقش هنر در دستیابی به کمال و آزادی می پردازد. از نظر فارابی، فیلسوف برجسته اسلامی، زیبایی تجلی کمال نهایی و ارتباط با خداوند است. او هنر را ابزاری برای انتقال مفاهیم عقلانی و اخلاقی به جامعه و هدایت افراد به سوی سعادت و کمال در چارچوبی متافیزیکی می داند. در مقابل، سارتر، متفکر پیشرو اگزیستانسیالیسم، بر اهمیت آزادی فردی و خلق معنا تأکید دارد و هنر را رسانه ای برای بیان آزادی و مسئولیت انسان در جهانی بدون نظم متافیزیکی از پیش تعیین شده می بیند. این پژوهش نقش هنر در دستیابی به خیر، سعادت و اصالت را در هر دو دیدگاه بررسی می کند و به طور خاص بر نمایشنامه هملت اثر ویلیام شکسپیر تمرکز دارد. این اثر به عنوان نمونه ای برجسته از تجسم تعارضات اخلاقی و وجودی انسان تحلیل می شود و تنش میان نظم متافیزیکی و آزادی وجودی را نشان می دهد. این مطالعه با مقایسه این دو دیدگاه، نقش چندوجهی هنر در پاسخ به پرسش های بنیادین درباره وجود، هدف و مسئولیت اخلاقی انسان را روشن می سازد.
تبیین رابطه اخلاق و اقتصاد در مدینه فاضله فارابی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فلسفه اسلامی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
33 - 59
حوزههای تخصصی:
مساله پژوهش حاضر تبیین نسبت اقتصاد با اخلاق در نظام فکری فارابی است. او مدینه ها را به دو دسته عمده فاضله و جاهله تقسیم می کند و سپس به بحث از انواع فضایل می پردازد. ابونصر فارابی تصریح می کند انسان باید بکوشد خود را به زینت فضائل آراسته سازد و از رذایل و صفات ناپسند دوری جوید. فضائل به چهار دسته اصلی تقسیم می شوند که فضائل اخلاقی و فضائل عملی به معنای ایجاد فضائل جزئی در امت ها و اصناف، بخشی از آن ها به شمار می آیند. فارابی علاوه بر تاکید بر اکتساب فضائل اخلاقی و عملی، به مباحث اقتصادی و معیشتی عطف توجه می کند و در رساله سیاست تصریح دارد که انسان مکلف است در به دست آوردن مال و ثروت مبالغه کند و در کسب جاه و موقعیت های اجتماعی مجاهده ورزد. به این ترتیب فارابی تلاش در کسب مال و موقعیت های اجتماعی را در تعارض با اخلاق نمی داند، بلکه از وظایف اخلاقی افراد مدینه فاضله به شمار می آورد.
نظریه دولت نزد فارابی در پرتو مفهوم علم مدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حقوق عمومی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۹
53 - 76
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به واکاوی نظریه دولت نزد فارابی در پرتو مفهوم «علم مدنی» می پردازد. فارابی علم مدنی را دانشی می داند که عهده دار تبیین مبادی، غایات، و نظامات اجتماع انسانی است و غایت آن نیل به سعادت حقیقی. در این چارچوب، دولت نقش ابزاری دارد که جامعه را از مبادی نظری به غایات عملی رهنمون می سازد. روش شناسی فارابی در علم مدنی بر مبنای «قوس صعود» و با تأکید بر افعال ارادی و آگاهانه انسان سامان یافته و به وسیله تعاون اجتماعی تحقق می یابد. از منظر وی، تحقق مدینه فاضله مستلزم دو رکن بنیادین است، یعنی تعاون و ریاست؛ و استمرار آن در گرو استقرار حکومت فاضله است. فارابی، با تکیه بر پیوند عقل و وحی، دولت را متکفل چهار حوزه اصلی می داند: ارشاد و صیانت از ارزش های عمومی، اجرا، تقنین، قضاوت. وی مشروعیت حاکم را امری الهی و مقبولیت او را منوط به پذیرش مردمی می داند و بر این اساس فقط حاکم دارای همه فضایل نظری، فکری، خلقی، و عملی را شایسته قدرت مطلقه می شمارد. نتایج تحقیق نشان می دهد نظریه دولت فارابی نه تنها متکی بر مبانی فلسفه اسلامی و میراث یونانی است، بلکه با تمرکز بر سعادت محوری و تعاونِ اجتماعی الگویی منسجم برای فهم ارتباط اخلاق، سیاست، و دین در نظام سیاسی اسلامی ارائه می دهد.
تبیین فلسفه حرمت موسیقی از نگاه فارابی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه و اجتهاد سال ۶ پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۱۲
61 - 74
حوزههای تخصصی:
فارابی در حوزه موسیقی، آرا و تألیفات شناخته شده ای دارد. او درباره انواع اثرگذاری موسیقی و نیز میزان تأثیرات مثبت و منفی موسیقی سخن گفته است. فارابی در خلال این مباحث به مسائل اخلاقی ناظر به موسیقی پرداخته و افزون بر آن، راز حرام شمردن موسیقی از سوی بسیاری از ادیان را تحلیل کرده است. سخن فارابی نشان می دهد ادیان گوناگونی به حرمت موسیقی قائل بوده اند. این حرمت از یک سو مربوط به قدرت عظیم موسیقی در تأثیرگذاری در نفوس انسان ها است و از دیگر سو به باور فارابی از این ناشی شده که بیشتر افراد از قدرت نفوذ و تأثیر موسیقی سوء استفاده می کرده اند.
حرمت موسیقی در نظر فارابی نمی تواند حرمت ذاتی باشد؛ زیرا فارابی در مدینه فاضله جایگاهی متعالی برای موسیقی و آهنگسازان در نظر گرفته است و آنان را در کنار اهالی دیگر رسانه و هنر، از حاملان دین و ناشران مفاد وحی الهی و سعادت معقول و حیات طیبه نطقی به شمار آورده است؛ یعنی موسیقی در مقام تحقق، مبتلا به آفات و لذا محکوم به حرمت بوده؛ اما موسیقی در مقام آرمان یا موسیقی مدینه فاضله، از ضرورت های اجتماعی و فرهنگی قلمداد شده است.
بررسی مفهوم موفقیت شناسی در ادبیات اسلامی با محوریت رفاه شهروندان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های بازاریابی اسلامی دوره ۱ بهار ۱۴۰۲ شماره ۲
97 - 118
حوزههای تخصصی:
هدف: یکی از مشکلات جهان امروز این است که هر نسل با توجه به شرایط فعلی خود و پیشرفت علم و فناوری ادبیات جدیدی را برای موفقیت تعریف می نماید. همچنین به دلیل این که انسان موجود پیچیده ای است پس نمی توان صرفا با علم روان شناسی به شناخت و بررسی انسان و موفقیت او پرداخت. ازاین رو، برای موفقیت شناسی نیاز است، معارف مختلفی از جمله معرفت های دینی و فلسفی بررسی شوند. بنابراین، هدف از این مقاله این است که با در نظر گرفتن فطرت مشترک انسان از موفقیت تعریفی صحیح، کامل و مطلق شود تا تمامی نسل ها بتوانند آن را ملاک عمل و تشخیص خود قرار دهند.روش: مقاله مروری تحلیلی حاضر، از روش کتابخانه ای برای گردآوری داده های کیفی و با استفاده از تکنیک تحلیل محتوای متون، انجام گرفته است.یافته ها:با استفاده از منابع مکتوب، اطلاعات مورد نیاز برای بررسی مفهوم موفقیت شناسی در ادبیات اسلامی جمع آوری شدند و به منظور تعریف و تعیین ابعاد آن، تحلیل محتوا انجام شد و در نهایت موفقیت شناسی بر اساس ادبیات اسلامی به صورت جامع و دقیق شناسایی و تعریف شد. همچنین بخش های موفقیت شناسی از لحاظ هدف، موضوع و روش مشخص شدند.نتیجه گیری: پژوهش حاضر با درنظر گرفتن نکات مطرح شده در دین اسلام، موضوع موفقیت شناسی را در سه سطح مبانی، نظریه و فلسفه آن مطرح کرده تا شناخت درستی از موفقیت حاصل شود. در نهایت با ارائه یک پیشنهاد باعنوان پرونده اجتماعی شهروندان بر اساس حسن پیشینه و سوءپیشینه توسط سامانه فدا (فعالیت های داوطلبانه اجتماعی) راهکاری را برای رفاه و سعادتمندی مردم ارائه می دهد.
«بالاترین خیر انسان» در هرم ارزشهای صدرایی (خیر انحصاری، خیر غالب یا شامل گرایی؟!)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۰)
25 - 46
حوزههای تخصصی:
مسئله مقاله حاضر «بالاترین خیر» در هرم ارزشهای صدرایی است که با تحلیل رابطه انواع خیرات به ترسیم الگوی بهزیستی میپردازد. ملاصدرا خیر اعلی (سعادت) را در تحلیلی هستی شناختی، با مرتبه استکمالی موجود (کمال) و درک آن کمال (لذت) هم سرنوشت میداند. مطابق تحلیل سینوی، استکمال 1) در مقام ذات نفس، به اتحاد با عقل فعال و 2) و از حیث نفسانی، در هیئت استعلایی نفس بر بدن است. صدرالمتألهین در مقام الگوسازی آرمانی، همسو با فلاسفه اسلامی، استکمال بعد نظری را بعنوان «غایت غالب» مطرح مینماید؛ غایتی که خود بدلیل توسعه وجودی، خیرات اخلاقی را نتیجه میدهد. کمالات عملی مقدمه یی برای این رشد وجودی است. البته خیر اعلی فراتر از غایت نفس و بدن (هر دو) است که همان نیل به بالاترین مدارج وجودی یعنی تشبه به خداوند و محبت به خیر مطلق است. نوآوری رویکرد صدرایی توجه به سه ساحت متکاملین، متوسطین است و بحث او با صبغه توصیفی (و نه آرمانی)، به مراحل توسعه وجودی افراد معطوف است؛ خیر اعلای متکاملین، نهایت رشد در بعد نظری «بصورت غالب» است، ولی در متوسطین و ناقصین سعادت عبارتست از مجموعه خیرات کثیری که برآمده از ملکات و افعال فکری اخلاقی هستند، بصورت «جامع»، و بازای هر بیماری نفسانی، بهزیستی آنها بمخاطره می افتد. اگرچه در تحلیل صدرایی، بر خلاف سایر فلاسفه، خیرات خارجی سهمی ندارد، اما بدلیل مبانی متفاوت و خودشکوفایی اشتدادی نفس، سعادتهای متناسب با هر مرتبه قابل ترسیم است.
رویکرد ایجابی و سلبی ملاصدرا به آزادی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۱)
25 - 38
حوزههای تخصصی:
موضوع آزاد های اجتماعی از دغدغه های ملی و جهانی است. آیا مبانی حکمت متعالیه با آن همگرایی و تجانس دارد یا موضع سلبی؟ مقاله پیش رو بر پایه بنیادهای اندیشه ملاصدرا، پرسمان آزادی اجتماعی و حدود و ثغور آن را واکاوی نموده است. در میان مکاتب فلسفی چهارگانه مشاء سینوی، اشراق سهروردی، یمانی میرداماد و متعالیه صدرایی، بهترین بازگفت و استقبال از آزادی اجتماعی را میتوان در حکمت متعالیه یافت. ملاصدرا ادراکات و مفاهیمی همچون مفهوم آزادی اجتماعی و ارزشگذاری آن را ذومراتب و مقول به تشکیک میداند. او اندیشه ها را مصون از اشتباه نمیداند و مانع فکر، قلم و نقد نیست. وی انسانی که به مقام شهود رسیده را به سعه وجودی و پذیرش و برتابیدن اندیشه ها توصیف میکند. در حکمت متعالیه، غایت فرجامین انسان، رسیدن به مقام عبودیت و سعادت است و «اختیار» ابزار نیل به آن است. ارزش انسان، بیش از آزادی بعنوان وسیله، رسیدن به مقصد است و بهمین دلیل آزادی اجتماعی باید در راستای رسیدن به غایت آفرینش انسان ساماندهی شود. حکمت متعالیه که به پشتوانه دلایل عقلی و نقلی، تنها عقیده صحیح را وحدت وجود و «توحید» میداند، مبارزه با توحید و لوازم آن را نمیپذیرد. علاوه بر این، زندگی اجتماعی، نیازمند قانون است و رسیدن به سعادت نیز نیازمند نقشه راه. بهترین قانونگذار و طراح نقشه راه تکامل، خالق هستی است که از طریق شرع، قوانین را ترسیم کرده و پیامبران را برای تبیین و اجرا، برانگیخته است.