مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۳٬۷۴۱ تا ۷۳٬۷۶۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
دراسه موقف الحوکمه الإسلامیه من النقد ومنح الرعیه حق توجیه الإنتقاد من المؤسسه الحاکمه من منظور القرآن الکریم وهو أهم مصدرٍ للفکر السیاسی فی الإسلام، أمر بالغ الأهمیه ولابد من التطرق إلیه من زوایا مختلفه. ذلک لأنّ دراسه حق النقد للمواطن من شأنه أن یساعد علی تقدم البلاد الإسلامیه ویحرّک عجله التطور والتقدم. وبما أنّ المواطن فی الحوکمه الإسلامیه هو یأخذ بدفّه البلاد نحو التقدم وتحقیق التنمیه، وأنّ الحوکمه الإسلامیه تستقی شرعیتها من هذا المواطن ومدی مشارکته فی العمل السیاسی وحضوره فی الساحه الإجتماعیه، فإنّ هذه الدراسه تسعی لتسلیط الضوء علی مسأله حق الإنتقاد فی الحوکمه الإسلامیه، ودور هذا الفرد فی ضمان الحریات السیاسیه من منظور القرآن الکریم. أکّدت هذه الدراسه علی أنّ الأساس فی الخطاب القرآنی هو صیانه کرامه الإنسان، وصیانه القیم الأخلاقیه وإحتمال إرتکاب الأخطاء من قبل الولاه والعاملین فی الحوکمه الإسلامیه، ولهذا یجب النظر إلی أنّ الإنتقاد من الحوکمه الإسلامیه من شأنه أن یقلّ الولاه والعمال العثرات ویساعدهم علی تفادی الأخطاء وتحاشی العدول عن الصواب. لهذا یجب أن ینصبّ الإنتقاد علی قضایا محوریه مثل حریّه الإنتقاد، وقبول هذا الإنتقاد برحابه صدر ورعایه جانب الإنصاف والأخلاق السامیه عند توجیه النقد؛ لا غرو أنّ حجر الأساس فی عملیه الإنتقاد برمّتها هو مراعاه حقوق الآخر واحترام العادات، والتقالید، وتجنّب الدوغمائیه، والتخشّب العقلی والفکری، والمزاعم الواهیه؛ فما لم یلتزم طرفی النقد بحقوق الطرف الآخر لا یمکن خلق بیئه مواتیه للإنتقاد البنّاء فی الحوکمه الإسلامیه. وقد تناول الباحثون هذا الأمر من خلال الرجوع إلی القرآن وأمّهات النصوص الدینیه والروایات والتفاسیر واعتمدوا علی منهج التفسیر الإجتهادی.
Artificial Intelligence Driven Human Identification(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Human Identification has been widely implemented to enhance the efficiency of surveillance systems, however, systems based on common CCTV (closed-circuit television) cameras are mostly incompatible with the advanced identification algorithms which aim to extract the facial features or speech of an individual for identification. Gait (i.e., an individual’s unique walking pattern/style) is a leading exponent when compared to first-generation biometric modalities as it is unobtrusive (i.e., it requires no contact with the individual), hence proving gait to be an optimal solution to human identification at a distance. This paper proposes an automatic identification system that analyzes gait to identify humans at a distance and predicts the strength of the match (i.e., probability of the match being positive) between two gait profiles. This is achieved by incorporating computer vision, digital image processing, vectorization, artificial intelligence, and multi-threading. The proposed model extracts gait profiles (from low-resolution camera feeds) by breaking down the complete gait cycle into four quarter-cycles using the variations in the width of the region-of-interest and then saves the gait profile in the form of four distinct projections (i.e., vectors) of length 20 units each, thus, summing up to 80 features for each individual’s gait profile. The focus of this study revolved around the speed-accuracy tradeoff of the proposed model where, with a limited dataset and training, the model runs at a speed of 30Hz and yields 85% accurate results on average. A Receiver Operating Characteristic Curve (ROC) is obtained for comparison of the proposed model with other machine learning models to better understand the efficiency of the system
A Probe into Experiences of Female Iranian EFL Teachers and Students in Rural High Schools amidst the COVID-19 Pandemic: Hurdles and Achievements(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The global outbreak of COVID-19 necessitated a swift transition from conventional face-to-face (F2F) teaching to Emergency Remote Teaching (ERT) in educational institutions worldwide. This sudden shift posed significant challenges for both teachers and students, particularly those in low-resource rural schools. This study sought to probe into this experience in the context of English as a Foreign Language (EFL) instruction, focusing on the perspectives of teachers and students in rural high schools within Iran. The study participants were 13 female EFL teachers and 15 female EFL students teaching and studying in rural high schools in different cities in Iran. Employing a qualitative approach, data were gathered through semi-structured interviews, online observation, and one of the researcher’s reflective journals. Thematic analysis was utilized to analyze the data, identifying several categories encompassing the hurdles encountered by the participants and the achievements they attained. The identified categories pertaining to hurdles encompassed technological, financial, educational, personal, professional, and well-being problems. Similarly, the categories pertaining to achievements comprised technological, educational, and professional progress, as well as enhanced convenience. Exploring the dilemmas and aspirations expressed by these participants can inform and better equip the educational system of Iran to effectively respond to similar crises in the future. Furthermore, this study offers insights to education authorities, aiding in the resolution of barriers to distance online education and facilitating enhanced preparedness for potential future emergencies.
مطالعه بصری تایپ فیس قرآنیِ «زین العابدین»، مورداستفاده در قرآن های چاپ سربی (1242-1271ق.)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره پاییز ۱۴۰۲ شماره ۶۷
5 - 25
حوزههای تخصصی:
پس از گذشت کمتر از یک قرن از اختراع چاپ سربی به دست یوهانس گوتنبرگ (1455م.)، نخستین قرآن به دست پاگانینو پاگانینی و الکساندر پاگانینی در ونیز به طبع رسید (1537-1538م.). گرچه این قرآن توفیق چندانی در میان مخاطبان پیدا نکرد، ولی بستری برای چاپ قرآن ایجاد کرد، به گونه ای که طی سه قرن 62 قرآن در اروپا به چاپ رسیده است. ایران نخستین کشور در میان کشورهای مسلمان بود که در اواسط قرن سیزدهم هجری، موفق به چاپ و نشر قرآن در مطبعه میرزا زین العابدین تبریزی شد (1242ق.). این پژوهش نشان می دهد که این کتاب به همراه نُه قرآن دیگر به شیوه چاپ سربی در مطبعه همو و شاگردانش به طبع رسیده است (1242ق.-1271ق.) که در این میان در هشت چاپ از تایپ فیس واحدی استفاده شده که در این پژوهش با عنوان تایپ فیس قرآنیِ «زین العابدین» معرفی شده است.هدف کالبدشکافی و مطالعه بصری تایپ فیس «قرآنیِ زین العابدین» تلاش می کند تا به این پرسش پاسخ دهد که این تایپ فیس به لحاظ فرمی دارای چه ویژگی های بصری بوده است؟ تحقیق حاضر از منظر هدف کاربردی و از منظر ماهیت داده ها کیفی است. برای جمع آوری داده ها از منابع کتابخانه ای استفاده شده است. یافته های تحقیق به روش توصیفی-تحلیلی و از بررسی و واکاوی فرم حروف، تطابق و قرابت آن ها با هم، تغییرات و تنوع فرم ها در موقعیت های مختلف و در همنشینی با حروف دیگر در تایپ فیس به دست آمده است.یافته های این پژوهش حاکی از آن است که در طراحی فرم حروف در تایپ فیس «قرآنیِ زین العابدین» برخی قواعد حاکم بر طراحی تایپ فیس و فن آوری نوظهور چاپ سربی با هدف حفظ قابلیت ها و اصالت های فرم در خوشنویسی مدنظر بوده است. طراحان این تایپ فیس از راهکارهای مختلفی برای نیل به این هدف سود جسته اند که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد: بهره گیری از فرم های مشابه حروف در خلق حروف جدید (برای مثال استفاده از کاسه حرف «ن» و دندانه های «س » و « س » برای خلق حروف «س» و « س»)؛ ایجاد تنوع فرم در همنشینی حروف با استفاده از خرده فرم های واسط؛ تعداد محدود لیگاچرها علی رغم تنوع فرم ها.
زیبایی شناسی نور و رنگ درصحنه پردازی برنامه های غیر نمایشی استودیویی معرفت محور با رویکرد حکمت هنر اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره زمستان ۱۴۰۲ شماره ۶۸
197 - 213
حوزههای تخصصی:
طبق اساسنامه صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران بیشترین تمرکز تولیدات رادیوتلویزیون باید در جهت اشاعه فرهنگ اسلامی باشد، در این میان برنامه های غیر نمایشی معرفت محور اهمیت ویژه ای دارند، اما همواره زیبایی شناسی بصری درصحنه پردازی و طراحی استودیویی آن ها به گونه ای که بیشترین هم پوشانی میان فرم بصری و محتوا حاصل گردد، دچار نقصان بوده است. کاربرد نور به عنوان عنصر بصری مستقل گرچه سال هاست در جهان به سبکی درصحنه پردازی مبدل شده، اما باوجود پشتوانه غنی حکمی و هنری در باب نور در ایران زمین، هرگز به طورجدی درصحنه پردازی تولیدات تلویزیونی به خدمت گرفته نشده است. این جستار با هدف تصرف در ماهیت زیبایی شناسانه این رسانه، متناسب با دین و فرهنگ اصیل ایرانی - اسلامی و نگرش درون فرهنگی منطبق با مفاهیم عرفان اسلامی مبتنی بر نور، در پی آن است تا شیواترین نوع صحنه پردازی متناسب با این گونه برنامه ها را معرفی و خاطرنشان سازد و به این سؤال پاسخ دهد که 1. بر مبنای مباحث حکمت هنر و عرفان اسلامی در باب زیبایی شناسی نور و رنگ، چه مؤلفه هایی می تواند فرم بصری صحنه پردازی برنامه های غیر نمایشی استودیویی معرفت محور را با محتوای آن همسو سازد؟ روش تحقیق حاضر که از نوع بنیادین و کیفی اس ت توصیفی - تحلیلی بوده و گردآوری اطلاعات به شیوه مطالعه کتابخانه ای و الکترونیک انجام شده و تحلیل محتوا با اجتماع جزئیات به شیوه استقرایی و همچنین با تکیه بر نظریه امتزاج فرم و محتوا در هنر اسلامی از دکتر حسن بلخاری قهی صورت گرفته است. نتیجه این کاوش مبتنی بر حکمت هنر اسلامی و جلوات نوریه متأخذ از آن نشان داد مؤلفه های خلق معنا در ایجاد عمیق ترین لایه امتزاج میان فرم و محتوا درصحنه پردازی این نوع برنامه ها شب زنده داری، آب و آیینگی و انواع الگوهای تابش نور در معماری اسلامی است.
تأثیر پویایی های تحصیلات زنان بر متغیرهای کلان اقتصادی با رویکرد الگوی تعادل عمومی پویای تصادفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۱ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
637 - 660
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر تکانه مثبت تحصیلات زنان و فناوری بر متغیرهای کلان اقتصادی از جمله تولید، سرمایه گذاری و اشتغال در ایران است. برای بررسی تأثیر این تکانه ها، از الگوی تعادل عمومی پویای تصادفی (DSGE) استفاده شد. الگوهای تعادل عمومی پویای تصادفی، توانایی بررسی تأثیر یک متغیر بر چندین متغیر را دارند. کارگزاران اقتصادی در مدل شامل خانوارها، تولیدکنندگان، دولت و بانک مرکزی هستند که با بهینه یابی رفتار آن ها در قالب این الگو به بررسی تکانه های آموزش زنان پرداخته شده است. نتایج حاصل از توابع واکنش آنی تکانه های بهبود سطح تحصیلات زنان و بهبود فناوری نشان می دهد تکانه مثبت آموزش زنان سبب افزایش تولید و سرمایه گذاری می شود. همچنین این تکانه، اشتغال را نیز افزایش می دهد. همچنین تکانه فناوری موجب افزایش تولید و سرمایه گذاری و کاهش اشتغال شده است. با توجه به نتایج پژوهش، توصیه می شود با اتخاذ سیاست های مناسب به منظور دستیابی هرچه بیشتر منافع توسعه علمی و نیل به رشد اقتصادی بالاتر، سرمایه گذاری های مناسب در زمینه آموزش زنان مورد اهتمام بیشتری قرار گیرد؛ به نحوی که آموزش های کاربردی در مشاغل مرتبط با زنان نه تنها موجب ایجاد رقابت در تصاحب فرصت های شغلی نشده است، بلکه عاملی در جهت ایجاد اشتغال و فرصت های شغلی جدید نیز محسوب می شود.
شناسایی عوامل و شاخص های مؤثر بر توسعه مدیریت شهری بر مبنای فناوری های نوین هوشمند ارتباطی مبتنی بر رویکرد کمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
212 - 223
حوزههای تخصصی:
مقدمه: رشد فزاینده جمعیت شهرنشین و اسکان بیش از نیمی از جمعیت جهان در شهرها نه تنها سیاست های شهرسازی را به طور وسیعی تحت الشعاع قرار داده، بلکه تبعات حاصل از آن در تشدید مسائل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، مدیریتی و محیط زیستی جوامع نقش اساسی داشته است. این موارد ضرورت استفاده از فناوری های نوین هوشمند ارتباطی به عنوان راهکار بی بدیل حل معضلات شهری مورد توجه مدیران واقع شده است. پیشرفت فناورانه و گسترش به کارگیری آن در جوامع شهری، تحولات گسترده ای را در ابعاد مفهومی، اهمیت راهبردی و تمرکز جغرافیایی خدمات شهری در پی داشته است. به منظور گریز از توسعه ناموزون و ناپایدار شهری بسیج همه عوامل و امکانات در عرصه های مختلف علمی و پژوهشی امری ضروری است. امروزه طراحان، معماران و کارشناسان شهرسازی که وظیفه طراحی فضاهای شهری و فرم کالبدی شهرها را به عهده دارند، برای تحقق اهداف مد نظر فرایند دگرگونی فرم شهر بر مبنای دو فضایی شدن شهر و تغییر در ساختار فعالیت های شهری با خلق فضاهای مجازی را مطرح کرده اند. از این منظر دو فضایی شدن شهرها به عنوان یک نوع توسعه کلان فضایی شهری، به این معناست که شهر مجازی منهای شهر واقعی و شهر واقعی منهای شهر مجازی شهری ناکارآمد است. توسعه و پیشرفت سریع فناوری های نوین و استفاده گسترده از آن ها در زندگی روزمره سبب شده تا اطلاعات به عنوان اساسی ترین مفهوم شکل دهی شهرهای امروزی مطرح شود.فناوری نوین هوشمند اطلاعاتی و ارتباطی مرزهای فکری و عملی را در جامعه های سنتی شکسته است و زمینه مناسبی را برای رشد فکر و خلاقیت و پویایی بخشیدن به کسب و کار فراهم کرده است. تلاش های بشر برای بهینه کردن امور کسب و کار در همه شغل ها و فعالیت های جاری و درازمدت بدون بهره برداری از فناوری نوین هوشمند اطلاعاتی تقریباً غیرممکن شده است. گذر از عصر صنعتی و ورود به عصر ارتباطات و اطلاعات نتایج جالب توجه و عمیقی در سازمان ها به جای گذاشته است.ماهیت این تغییرات اعم از فیزیکی و مجازی، عینی و ذهنی بوده و تمام ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و کالبدی را در بر دارد. بنابراین، تبدیل شهرهای سنتی به شهرهای مدرن که تمام فعالیت ها در آن ها به صورت الکترونیکی و هوشمند انجام می شود، اصلی ترین هدف مدیران شهری است. در همین راستا، به منظور استفاده از ابزار ارتباط الکترونیکی و فناوری اطلاعات برای رفع مشکلات شهری، نظریه شهر هوشمند بر اساس انگاره های شهرالکترونیک مطرح شد.
مواد و روش هااین پژوهش بر اساس هدف، کاربردی توسعه ای است، زیرا درصدد شناسایی عوامل و شاخص های مؤثر بر توسعه مدیریت شهری بر مبنای فناوری های نوین هوشمند ارتباطی مبتنی بر رویکرد کمی است. از سوی دیگر، بر اساس روش و بازه زمانی گردآوری داده ها یک پژوهش توصیفی (غیرآزمایشی) است که با روش پیمایشی مقطعی انجام شده است. همچنین، این مطالعه از منظر ماهیت داده ها، مبتنی بر رویکرد کمی است. در این بخش براساس مطالعات کتابخانه ای و سپس مصاحبه های تخصصی به شناسایی عوامل و شاخص های مؤثر بر توسعه مدیریت شهری بر مبنای فناوری های نوین هوشمند ارتباطی مبتنی بر رویکرد کمی مبادرت شده است. سپس، به توزیع پرسشنامه و گردآوری داده ها از فعالان حوزه های مدیریت شهری و مدیریت رسانه پرداخته شده است. با توجه به این مطالب، تعیین بخشیدن و محدود کردن پژوهش از سه بعد زمانی، مکانی و موضوعی، در اولویت قرار می گیرد. در روش تحقیق نوین، قلمروی هر تحقیق در سه بعد زمانی، مکانی و موضوعی محدود می شود تا به این وسیله تمرکز لازم بر موضوعات وجود داشته باشد و محقق بتواند با طرح سؤالاتی به پاسخ مورد نظرخود برسد. با توجه به موارد یادشده قلمروی زمانی، مکانی و موضوعی این پژوهش عبارت اند از: قلمروی موضوعی؛ شناسایی عوامل و شاخص های مؤثر بر توسعه مدیریت شهری بر مبنای فناوری های نوین هوشمند ارتباطی مبتنی بر رویکرد کمی، قلمروی مکانی؛ مدیریت شهری و مدیریت رسانه؛ و قلمروی زمانی پژوهش؛ نیمه دوم سال 1401 و نیمه اول سال 1402. همچنین در نمونه گیری در بخش کمی برای اعتبارسنجی و ارائه الگوی نهایی از دیدگاه فعالان حوزه مدیریت شهری استفاده شده است. در این پژوهش، کلیه پرسنل و مدیران ارشد، میانی و عملیاتی شهرداری تهران به عنوان جامعه آماری در نظر گرفته شده اند که بر اساس استعلام از اداره کل سرمایه انسانی شهرداری تهران تعداد آن ها 72879 نفر بوده و حجم نمونه با توجه به فرمول کوکران 370 نفر انتخاب شده است.
یافته هابا توجه به مدل به دست آمده از روش کیفی، در این پژوهش با استفاده از رویکرد کمی به توزیع پرسشنامه و گردآوری داده ها از فعالان حوزه های مدیریت شهری و مدیریت رسانه پرداخته شده است. در پرسشنامه توزیع شده با توجه به 12 سازه با عناوین دنیای دیجیتال، تکنولوژی، جهان مجازی، فناوری های نوین، دولت ها، شهروندان، مدیریت شهری، هوشمند سازی شهر، حمل ونقل و محیط زیست هوشمند، شهر هوشمند، حکومت و اقتصاد هوشمند، مردم و زندگی هوشمند و تعداد 41 سؤال مطرح و در اختیار افراد یادشده قرار داده شد. سپس، با توجه به خروجی های به دست آمده برای ارزیابی اعتبار مدل بیرونی (اندازه گیری) از سه شاخص روایی همگرا، پایایی ترکیبی و آلفای کرونباخ استفاده شده است.نتیجه گیریبا توجه به موارد یادشده می توان به معنادار بودن روابط شهر هوشمند با حمل ونقل و محیط زیست هوشمند، حکومت و اقتصاد هوشمند، مردم و زندگی هوشمند اشاره کرد. در حوزه توسعه مدیریت شهری، حمل ونقل و محیط زیست با به کارگیری از تکنولوژی متفاوت خواهند بود. می توان با توجه به توانمندسازی، پایش و مشارکت های محیط زیستی بستر مناسب برای جلب مشارکت سازمان های مردم نهاد و کانون های اجتماع محور محلی را فراهم کرده و با توجه به سیستم های حمل ونقل هوشمند نیز از مواردی همچون پارکینگ هوشمند، پرداخت عوارض به صورت الکترونیکی بهره جست که به کاهش ترافیک و آلودگی های زیست محیطی کمک شایانی می کند. همچنین، می توان با استفاده از سامانه های هوشمندی همچون کنترل چراغ قرمز، ثبت تخلفات، مشخص کرد محدوده طرح ترافیک و نیز نرم افزار مسیریابی هوشمند به کاهش ترافیک و صرفه جویی در زمان کمک کرد. از دیگر رویکرد های حمل ونقل هوشمند می توان به پلتفرم کارپولینگ (هم افزایی) به منظور کاهش مصرف سوخت و هزینه های جانبی خودرو اشاره کرد.دلیل وجود ندارد که با توجه به فناوری های نوین هوشمند دیگر نیازی به حضور فیزیکی برای انجام بسیاری از امور شهروندان وجود داشته باشد. ارائه خدمات عمومی و اجتماعی به صورت الکترونیک و غیرحضوری نه تنها باعث بهبود دسترسی شهروندان به خدمات می شود، بلکه فارغ از هر مکانی، امکان استفاده از خدمات را نیز فراهم می کند. از جمله این موارد می توان به بانکداری الکترونیک (پرداخت قبوض و...) اشاره کرد که علاوه بر صرفه جویی در زمان شهروندان باعث کاهش روند مبتنی بر کاغذ نیز می شود. از دیگر رویکردهای فناوری های نوین، می توان به ایجاد کسب وکارهای جدید، توانایی خوداشتغالی شهروندان و نیز ایجاد پارک های علمی و فناوری اشاره کرد. در اقتصاد جدید جهانی استارت آپ ها به عنوان بازیگران کلیدی توسعه اقتصادی در نظر گرفته می شوند. موفقیت کشورها در آینده به میزان و چگونگی رشد و تأثیر آن ها در مناسبات علمی، پژوهشی و محصولات راهبردی آن ها بستگی خواهد داشت. کشورها با پیشرفت مستمر در علم، فناوری و فرهنگ توانسته اند سطح استانداردها را پیوسته ارتقا دهند، تا جایی که در عرصه های ملی و فراملی، بازارهای گسترده جهانی را تحت تسلط خود و دانش و فناوری های نوین خود قرار داده اند.
توزیع فضای کارآفرینی در مناطق روستایی با رویکرد اقتصاد مقاومتی با تاکید بر نقش بسیج سازندگی در ناحیه مرکزی گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مهندسی جغرافیایی سرزمین دوره ۷ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۷)
725 - 738
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اشتغال جوامع روستایی نه فقط یکی از مهمترین مسائل اجتماعی روز در کشور به شمار می آید، بلکه با توجه به میزان رشد جمعیت در دو دهه گذشته می توان آنرا مهم ترین چالش اجتماعی چند دهه آینده نیز به حساب آورد.
هدف: این مقاله به بررسی کارآفرینی در مناطق روستایی با رویکرد اقتصاد مقاومتی با تاکید بر نقش بسیج سازندگی در ناحیه مرکزی گیلان پرداخته است.
روش شناسی: روش انجام کار توصیفی– تحلیلی است و روش جمع آوری اطلاعات بصورت اسنادی و میدانی است. جامعه آماری تحقیق کارآفرینان تحت حمایت بسیج در روستاهای تحقیق شهرستان های رشت، انزلی و رودبار می باشند و با توجه به تحلیل فضایی روستاها به دو بخش جلگه و کوهستان تقسیم شدند. بر طبق جدول مورگان در روستاهای کوهستانی 70 نمونه و در روستاهای جلگه ای 200 کارآفرین بعنوان نمونه انتخاب و بصورت تصادفی مورد پرسش قرار گرفتند.
قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی شامل روستاهای شهرستان های رشت، انزلی و رودبار می باشد .
یافته ها و بحث: یافته ها نشان می دهد در مناطق جلگه کارآفرینی تفاوت هایی را با مناطق کوهستانی دارد بطوریکه تنوع فعالیت ها در این بخش بیشتر است در واقع بسیج با تلاش و کوشش خود توانسته است در بخش جلگه ای که شامل شهرستان های رشت و انزلی می باشد69 درصد و در بخش کوهستانی 72 درصد از کارآفرینان را تحت حمایت قرار داده است. باتوجه به نوع فعالیت ها در بخش کوهستانی 90 درصد از فعالیت ها به کشاورزی و 10درصد به خدمات و در بخش جلگه ای نیز30 درصد به فعالیت های کشاورزی 5/22درصد به خدمات و 5/47 درصد به صنعت اختصاص یافته است.
نتیجه گیری: بنابراین می توان اینگونه نتیجه گیری نمود که بسیج در تمام زندگی روستائیان به خصوص در بخش اقتصادی تاثیر گذار بوده است.
عوامل مؤثر در افزایش میزان مشارکت زنان در اقتصاد روستاهای شهرستان شفت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناسایی عوامل مؤثر بر افزایش مشارکت زنان در اقتصادروستایی شهرستان شفت است. روش پژوهش توصیفی-پیمایشی و جامعه آماری پژوهش نیز 66 نفر از دهیاران و افراد ساکن در روستاهای مختلف این شهرستان بوده است. روایی گویه ها توسط افراد متخصص مورد تایید و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ به ترتیب برای نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید برابر با 841/0، 837/0، 871/0 و 78/0 و در حد خوب و قابل قبول به دست آمد. سپس با استفاده از تحلیل عاملی به روش مولفه های مبنا (PCA)، گویه های مورد نظر گروه بندی و مولفه های مهم نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید شناسایی و به ترتیب برای هر کدام 3، 1، 2 و 1 مولفه تعیین شد. به طوری که سهم واریانس مولفه اول تا سوم نقاط فرصت برابر با 05/31، 33/22 و 564/13، سهم واریانس تنها مولفه نقاط ضعف برابر با 154/59، سهم واریانس مولفه اول و دوم نقاط فرصت برابربا 316/32 و 964/29 و در نهایت واریانس تک مولفه نقاط تهدید برابر با 537/70 محاسبه و در مجموع واریانس کل تبیین شده برای نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید برابر با 943/66، 154/59، 281/62 و 537/70 به دست آمد. نتایج نشان داد که عوامل قوت مشارکت زنان نیز به ترتیب اولویت شامل "بستر فرهنگی مناسب، تامین مالی و نقش مشارکت زنان در توسعه پایدار"، "اشتغال زنان دربخش کشاورزی و صنایع مربوط به آن در راستای توسعه گردشگری و حفظ محیط زیست روستاها" و "جاذبه های گردشگری و فروش صنایع دستی"، تنها مولفه نقاط ضعف نیز "نبود آموزش و امکانات فنی جهت افزایش تولید صنایع دستی و عدم تامین مالی، ضعف فرهنگی و ناچیز انگاشتن مشارکت زنان"، مولفه اول و دوم نقاط فرصت نیز "تولیدمازاد، حمایت دولت اززنان و ایجاد تشکل ها و تعاونی ها و افزایش سطح سوادآموزی" و " اشتغال درکنار مردان، توسعه اگروتوریسم، ایجاد بازارچه های محلی و بنگاه های اقتصادی و کارگاه ها، تامین مالی" و تک مولفه نقاط تهدیدنیز "موانع فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی" هستند.
ارزیابی ترجیحات حسی موثر بر حس مکان کاربران در بازار تبریز- ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای برنامه ریزی شهری دوره ۱۱ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
161 - 187
حوزههای تخصصی:
از دیرباز بازارها یکی از مهم ترین فضاهای عمومی در کالبد شهری بوده اند که توجه مخاطبان زیادی را به خود جلب نموده و همواره از پویایی بالایی برخوردار هستند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی شاخص های مولفه های ترجیحات حسی موثر بر حس مکان کاربران در بازار تاریخی تبریز صورت پذیرفته است تا زمینه ای برای تداوم حیات، ماندگاری و تقویت پیوند میان میراث معماری با کاربران آن باشد. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و از جهت ماهیت به روش توصیفی-پیمایشی در بازار تاریخی شهر تبریز- ایران صورت پذیرفته است. ابزارهای گردآوری اطلاعات شامل مطالعات اسنادی و منابع مکتوب، مشاهدات عینی، برداشت های میدانی و پرسشنامه به تعداد 384 عدد بوده است. به منظور تجزیه و تحلیل مؤلفه های اصلی هر یک از متغیرها از نرم افزار spss 20و Amos 24 بهره گرفته شده است. نتایج تحقیق حاضر نشان می دهد 75 درصد از تغییرپذیری حس مکان براساس متغیرهای ترجیحات حسی قابل پیش بینی بوده و متغیرهای شنوایی که شامل صدای انسان، صدای موسیقی، صدای مکانیکی، بوی مصنوعی، بوی طبیعی و نیز لامسه که شامل عملکری و ابزاری، بینایی که شامل انسجام، پیچیدگی و رمزآلود کمتر از 05/0 بوده و معنی دار هستند. پژوهش حاضر به طراحان، مدیران و برنامه ریزان شهری در جهت حل مشکلات رابطه انسان و محیط از نقطه نظر روان شناختی محیط کمک کرده و منجر به ارتقای کیفیت محیطی و اجتماعی، تداوم و ماندگاری حیات اینگونه فضاها خواهد بود.
تبیین ژئوپلیتیکی مفهوم و نقش «رژیم ها» در ساختارهای جغرافیایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای سیاسی سال ۸ بهار ۱۴۰۲ شماره ۲۹
115 - 136
حوزههای تخصصی:
رژیم ها، نظریه ای شناخته شده در مطالعات سیاسی و روابط بین الملل است که استفاده زیادی در تحلیل پدیده ها در ابعاد مختلف و در سطوح جغرافیایی فراملی و جهانی دارد. هرچند مفهوم «قدرت» نقش کلیدی در فرآیند شکل گیری مفهوم رژیم ها دارد اما متأسفانه تاکنون ادبیات علمی رشته ژئوپلیتیک برای بررسی پدیده ها از آن بی بهره مانده است. براین اساس، تبیین ژئوپلیتیکی از مفهوم و نقش «رژیم ها» در ساختارهای ژئوپلیتیکی و ورود این مفهوم به تحلیل ها در رشته ژئوپلیتیک، موضوع مقاله حاضر است. این مقاله تلاش دارد به این پرسش پاسخ دهد که چگونه می توان ساختار و کارکرد مفهوم رژیم ها را با رویکرد ژئوپلیتیکی تبیین کرد؟ در پاسخ به این سؤال و با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، فرضیه مقاله عبارت است از این که «رژیم، ساختاری پیچیده ای از عناصر عینی و ذهنی است که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم وظیفه سازمان دهی سیاسی فضای ساختار ژئوپلیتیکی را بر عهده دارد و با توزیع فضایی قدرت میان اجزای این ساختار، کارکرد ساختار را کنترل و تولید قدرت می کند؛ درواقع، رژیم ها، عامل تنظیم گر کارکرد ساختارهای ژئوپلیتیکی و یک سیستم حکمرانی اند». یافته های پژوهش نشان می دهد که رژیم های ذهنی موضوع رشته های مطالعات اجتماعی، سیاسی و روابط بین الملل هستند و به طور خاص، موضوع موردبحث در رشته ژئوپلیتیک به شمار نمی آیند اما وقتی در قالب نهادها و سازمان ها عینیت می یابند و بر محیط های جغرافیایی اثر می گذارند، موضوع بحث ما در رشته ژئوپلیتیک می گردند.
سناریونویسی گسترش فضایی کالبدی شهر با تأکید برکارکرد بازرگانی (مورد مطالعه: شهر مهاباد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه فضای شهری سال دهم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۲۲)
129 - 148
حوزههای تخصصی:
این پژوهش بر آنست که کیفیت گسترش فضایی شهر مهاباد و سناریوهای مربوط به توسعه آتی آن را بررسی وارائه نماید. بدین رو از منظر هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت و روش، تحلیلی- هنجاری محسوب می شود. شیوه گردآوری داده ها اسنادی پیمایشی بوده و از نرم افزارهای Micmac و Scenario Wizard در تجزیه و تحلیل داده ها و ارائه سناریواستفاده شده است. مدلهای ارزیابی رشدشهر نشان می دهند که توسعه فضایی- کالبدی شهرمهاباد در دهه های اخیر به صورت پراکنده و غیرمتراکم و بین نیاز جمعیت و توسعه افقی شهر غلبه با توسعه بی ظابطه بوده است. در فرآیند تحقیق مهم ترین عوامل کلیدی و پیشران در رابطه با آینده گسترش فضایی شهر مهاباد با تأکید بر فعالیت های بازرگانی شهر شناسایی گردید و سپس با توجه به اهمیت پیشران ها و عدم قطعیت آنها در سه حالت، 1- (توسعه ترکیبی و رشد هوشمند شهری)؛ 2- گسترش فضایی شهر با همان روند کنونی(شکل خطی) و 3- (گسترش فضایی شهر به صورت توسعه پراکنده در همه جهات شهر)سناریوهایی برای شهر مهاباد تدوین شد. با در نظر گرفتن مهمترین پیشران های توسعه فضایی- کالبدی شهر مهاباد مجتمع های بازرگانی(بازارچه های تاناکورا و...)، زمینه ها وامیدها برای تشکیل استان جدید، همکاریهای بین المللی و همجواری با بازارهای مرزی؛ سناریوی توسعه ترکیبی و رشد هوشمند شهری به عنوان منطبق ترین سناریو برای توسعه فضایی- کالبدی شهر مهاباد معرفی شد که مستلزم تدوین راهبردها و سیاست ها و برنامه های عملیاتی در راستای پایداری شهری می باشد.
نقش مدیریت منابع انسانی پایدار مبتنی بر ابعاد فرهنگی گفتمان مقاومت اسلامی در رشد گردشگری (مطالعه موردی: جهان شهر مقاومت، کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه گردشگری از بخش های پیشرو در اقتصاد جهانی است و منبع عظیمی از درآمدها، اشتغال زایی و... را در بر می گیرد. مدیران گردشگری معتقدند؛ منابع انسانی و مدیریت آن عاملی موثر در موفقیت است، کرمان به عنوان یکی از پایگاه های موثر گفتمان مقاومت اسلامی و مدفن شهید سلیمانی؛ می تواند پذیرای گردشگران تاریخی-مذهبی باشد.داده و روش: روش پژوهش توصیفی- پیمایشی از نوع همبستگی است. در بخش کیفی با رویکرد اکتشافی ابعاد فرهنگی گفتمان مقاومت اسلامی شناخته می شوند. جامعه آماری شامل فعالان گردشگری کرمان است. با استفاده از فرمول کوکران و در سطح خطای 5/. تعداد نمونه آماری 384 نفر برآورد شده است. از نرم افزار spss در بخش آمار توصیفی، از pls جهت تحلیل عامل تاییدی و MAXQDA برای دستیابی به ابعاد فرهنگی گفتمان مقاومت اسلامی استفاده شد.یافته ها: ابعاد فرهنگی گفتمان مقاومت اسلامی شامل؛ آرمان گرایی،اخلاق حرفه ای، تواضع و احترام، خدمت، مدیریت میدانی، هویت ملی و واقع بینی و ابعاد مدیریت منابع انسانی پایدار شامل؛ ارتقا سلامت، آموزش، خود مسئولیتی، دیدگاه ذینفعان، مدیریت عملکرد، مزیت رقابتی و نوآوری است.نتیجه گیری: ارتباط مثبت و معنی دار میان ابعاد فرهنگی گفتمان مقاومت اسلامی و مدیریت منابع انسانی پایدار در حوزه گردشگری مذهبی وجود دارد، پیشنهاد می شود مدیران گردشگری کرمان را به عنوان جهان شهر مقاومت و الگویی نمونه در گردشگری مذهبی معرفی نمایند.
پایش غلظت دی اکسید نیتروژن در دوره ی کووید-19 با استفاده از داده های ماهواره ی سنتینل-5 (مطالعه ی موردی: کلان شهر شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مخاطرات محیط طبیعی سال دوازدهم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۸
113 - 130
حوزههای تخصصی:
دی اکسید نیتروژن یکی از شاخص های مهم در ارزیابی کیفیت هوای شهرها تلقی می گردد، لذا شناسایی پهنه های آلوده به این آلاینده از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. یکی از علوم و فناوری هایی که می تواند در کوتاه ترین زمان و با صرف هزینه ی کمتر در رابطه با شناسایی این پهنه ها به متخصصین محیط زیست شهری کمک کند، علم سنجش ازدور ماهواره ای است. در حال حاضر، سنجش ازدور ماهواره ای یک فناوری مفید برای اندازه گیری آلاینده های جوی در سطح جهانی، منطقه ای و شهری می باشد. ازاین رو، پژوهش حاضر به شناسایی و بررسی توزیع زمانی- مکانی گاز دی اکسید نیتروژن در دوره ی انتشار کووید-19 با استفاده از داده های ماهواره ی Sentinel-5P و تحلیل آن با متغیرهای محیطی در کلان شهر شیراز طی 24 ماه (2019 و 2020) پرداخته است. بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش، بیشترین مقادیر میانگین ماهانه گاز دی اکسید نیتروژن در سال ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰ مربوط به فصل پاییز بود. همچنین، منطقه ی 2 شهر شیراز به عنوان آلوده ترین منطقه در دو سال مورد مطالعه شناسایی شد. علاوه بر این، پس از تحلیل پارامترهای باد، بارش و دما مشخص گردید که عامل باد با ضریب همبستگی 638/0- در سطح معناداری، یک درصد نسبت به دیگر عوامل اقلیمی، بیشترین تأثیر را در تغییر مقادیر گاز دی اکسید نیتروژن داشته است. بحران کووید-۱۹ نیز با اثر بر کاهش ترددها و ترافیک شهری، در تغییر مقادیر گاز دی اکسید نیتروژن در سال 2020 نسبت به سال 2019 به صورت ماهانه نقش داشت. الگوی تغییرات میانگین گاز دی اکسید نیتروژن مربوط به داده-های ماهواره ای در سال های مورد مطالعه روند کاهشی داشته که با الگوی تغییرات مقادیر اخذ شده از ایستگاه پایش آلودگی همخوانی داشت. نتایج حاصل از این پژوهش می تواند در زیست پذیری شهری و مدیریت بحران مفید واقع گردد.
بررسی تطبیقی مرخصی بارداری و زایمان درحقوق ایران و سوئد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشهای حقوقی دوره ۲۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۵
217 - 248
حوزههای تخصصی:
مرخصی بارداری و زایمان بر سلامتی مادران و فرزندانشان و نیز میزان مشارکت مادران شاغل در بازار کار و وضعیت اقتصادی آنان پراهمیت است و سازمان بین المللی کار نیز در مقاوله نامه ها و توصیه نامه ها بر اهمیت و ضرورت حمایت های مادرانه از بانوان شاغل تأکید ورزیده است. در گزارش های این سازمان، کشورهای اسکاندیناوی مثل سوئد در بسیاری از معیارها مثل برابری، رفاه و ... در سطح بالایی ارزیابی می شوند. کشور سوئد سیاست هایی را برای افزایش مشارکت مادران شاغل در بازار کار به منصه ظهور رسانده است و با تصویب قانون مرخصی والدینی به دنبال تحقق این هدف و نیز افزایش برابری جنسیتی می باشد که این نوع مرخصی در حال حاضر در سطح جهانی بسیار مورد توجه و اقتباس است. یافته ها حاکی از آن است که علاوه بر حمایت های قانونی از زنان در این دوره، مرخصی والدینی پیاده شده در سوئد به خوبی در راستای سیاست کار خانواده ای است که مورد تأکید سازمان بین المللی کار است. در نظام حقوقی ایران علی رغم حمایت های قانونی در دوران بارداری، زایمان و شیردهی که در سوئد نیز وجود دارد، مرخصی پدران کوتاه است و این امر بر میزان مشارکت زنان در بازار کار پرتأثیر است. نوشتار پیش رو در صدد است تا با روش توصیفی تحلیلی به بررسی مرخصی بارداری و زایمان در دو نظام حقوقی ایران و سوئد همت گمارد و اهمیت حمایت های قانونی از زنان در این دوران حساس و مهم و تأثیر آن بر مشارکتشان در بازار کار و نیز برابری جنسیتی را مورد بررسی قرار دهد.
مدل مفهومی پلیس اقناعگر؛ با تأکید بر پلیس امنیت اخلاقی
منبع:
دانش انتظامی سمنان دوره ۱۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۴۹
31 - 53
زمینه و هدف: تأمین امنیت اخلاقی توسط پلیس، با مناقشاتی روبرو بوده که عملکرد و کارایی آن را تحت تأثیر قرار داده است. این امر مستدعی است مداخلات در جرائم اخلاقی به صورت مؤثر و تخصصی انجام شود و مداخله گران، به حیطه اخلاقیات و برخورد متناسب با آنها تسلط داشته باشند. هدف پژوهش حاضر، شناسایی ابعاد نقش اقناعی پلیس امنیت اخلاقی در مواجهه با متخلفان، جهت افزایش عملکرد و کارایی آن است.روش: تحقیق از نوع کیفی و اسنادی، زمینه ای یا داده بنیاد است. جامعه آماری آنرا کارشناسان امنیت اخلاقی تشکیل دادند که به صورت هدفمند تا حد اشباع، 28 نفر انتخاب گردیدند. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاری محقق ساخته و برای تحلیل داده ها از کدگذاری باز، مقوله ای و انتخابی استفاده شده است.یافته ها: با کدگذاری بر 129 مفهوم، 5 مقوله و 21 زیرمقوله حاصل گردید که در قالب ابعاد پنجگانه مدل نقش اقناعی پلیس امنیت اخلاقی و بر محور مقوله «اقناعگری پلیس» یا «پلیس اقناعگر» تنظیم شده اند. این ابعاد عبارتند از: «مؤلفه های اقناعگری» ، «منابع اقناعگری» ، «زمینه های اقناعگری» ، «راهکارهای اقناعگری» ، «چالشها و موانع اقناعگری».نتیجه گیری: بر اساس مدل اقناعگری پیشنهاد شد ساختار و عملکرد پلیس امنیت اخلاقی بر اساس نقش اقناعی مورد طراحی و بازنگری قرار گرفته و به عنوان یکی از پلیس های تخصصی کشور در قالب تشکیلات پلیس امنیت فرهنگی فعالیت نماید. همچنین به نیروهای موجود مهارت اقناعگری آموزش داده شده و بر اساس پنج سبک پلیس اقناعگر، گزینش جدید صورت گیرد.
شناسایی و برداشت مشکلات مادی های مناطق مرکزی شهر اصفهان و راهکارهای سامان دهی آنها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مادی های اصفهان از رودخانه زاینده رود منشعب و به صورت شبکه ای منظم و شاخه ای در سطح شهر اصفهان گسترده شده تا علاوه بر کاربری های کشاورزی و آبیاری به آبادانی و زییایی محیط زیست کمک کند. در گذشته به منظور آبیاری زمین های کشاورزی از آنها استفاده می شد اما امروزه با تغییر کارکردشان هویت و کارایی گذشته خود را از دست داده اند. گسترش فعالیت ها و تغییرات اساسی در ساختار و عناصر شهری، باعث از بین رفتن اهمیت و هویت مادی ها در شهر اصفهان گردیده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی مشکلات مادی های مناطق 1 و 3 شهر اصفهان و راهکارهایی برای ساماندهی آنها صورت گرفته است. روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی می باشد. در این راستا مشکلات موجود مادی های این دو منطقه با برداشت میدانی و با استفاده از دستگاه موقعیت یاب ماهواره ای شناسایی شد. سپس مشکلات برداشت شده دسته بندی و راهکارهایی در رابطه با رفع آنها ارائه شد. طبق مطالعات صورت گرفته طول شبکه مادی های منطقه یک 10921 متر (9/10 کیلومتر) و مادی چشمه نیاصرم با 3624 متر طویل ترین مادی این منطقه می باشد. در منطقه 3 نیز طول مادی ها 59/10921 متر (9/10 کیلومتر) و مادی چشمه نیاصرم با 72/3624 متر طویل ترین مادی این منطقه می باشد. نتایج نشان داد مادی های منطقه یک از 33 نوع مشکل برخوردارند که عمده ترین آنها اصلاح شیب بستر و نظافت می باشد. در منطقه سه نیز 18 مورد مشکل شناسایی شده که لایروبی و نظافت عمده ترین آنها می باشد. ساماندهی فضای سبز اطراف مادی ها و استفاده مناسب از مبلمان شهری و ایجاد فضایی به منظور بهره گیری و استفاده هرچه بیشتر ساکنان اطراف مادی ها از جمله مهمترین راهکارهای مدیریتی ساماندهی مادی ها در این دو منطقه است.
ارزیابی تناسب زمین برای احداث کاربری بیمارستانی: رویکرد مدل سازی یکپارچه مبتنی بر تصمیم گیری چند معیاره و سیستم اطلاعات جغرافیایی (مطالعه موردی: منطقه 2 شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعیین مکان بهینه برای احداث بیمارستان موجب افزایش رضایت شهروندان از خدمات بهداشتی و درمانی و کیفیت زندگی شان می شود. هدف پژوهش حاضر، تعیین مکان بهینه برای احداث بیمارستان در منطقه 2 کلان شهر تهران است که بدین منظور یک روش ترکیبی شامل سیستم اطلاعات جغرافیایی، وزن دهی سوارا و رتبه بندی کوپراس ارائه شده است. روش ارائه شده، مدل سازی مکانی و رتبه بندی بهینه مکان احداث بیمارستان را به طور یکپارچه انجام داده است و موجب افزایش دقت، سهولت پیاده سازی و کاهش پیچیدگی های معمول می شود. روش های تصمیم گیری چند معیاره سوارا و کوپراس جزو بهترین روش های تصمیم گیری هستند و در زمینه تعیین مکان بهینه بیمارستان و در ترکیب با سیستم اطلاعات جغرافیایی کمتر موردتوجه قرار گرفته اند. نتایج روش وزن دهی نشان دهنده آن بود که معیارهای فاصله از بیمارستان های موجود و توزیع مکانی ذرات PM2.5 به ترتیب مهم ترین و کم اهمیت ترین معیارها در فرایند تصمیم گیری تعیین مکان بهینه بیمارستان هستند. نتایج مدل سازی مکانی نشان دهنده آن بود که قسمت های جنوب غربی منطقه از پتانسیل بسیار زیادی برای احداث بیمارستان برخوردارند و به طور تقریبی 48 درصد از منطقه دارای پتانسیل احداث بیمارستان است. به عبارتی، عدالت فضایی برای شهروندان نیمی از منطقه در استفاده از خدمات درمانی بیمارستان ها برقرار نیست. نتایج رتبه بندی سایت های کاندید نشان دهنده آن بود که دو سایت 5 و 6 مناسب ترین مکان برای احداث بیمارستان جدید در منطقه 2 بوده اند. براساس نتایج تحقیق، روش وزن دهی مورداستفاده با وجود پیچیدگی اجرایی و محاسباتی بسیار کمتر نسبت به روش وزن دهی رایج فرایند تحلیل سلسله مراتبی دقتی مشابه دارد؛ همچنین رویکرد یکپارچه مدل سازی مکانی و رتبه بندی نسبت به حالت های مستقل موجب افزایش دقت و سهولت تصمیم گیری می شود.
بررسی تغییرات فضایی- زمانی میانگین ذوب برف فصول سرد در منطقه شمال غرب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی تغییرات زمانی و مکانی ذوب برف دارای اهمیت زیادی در زمینه های مختلف از جمله مدیریت منابع آب دارد. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی تغییرات زمانی و مکانی و نیز خودهمبستگی فضایی میزان ذوب برف شمال غرب ایران برای ماه های فصول سرد انجام شده است. برای این منظور، داده های ذوب برف از مرکز اروپایی پیش بینی میان مدت هوا (ECMWF)، نسخه (ERA5) با قدرت تفکیک مکانی 25/0×25/0 درجه طی دوره آماری 1982 تا 2022 دریافت و سپس به چهار دوره ده ساله تقسیم گردید. جهت تحلیل تغییرات خودهمبستگی فضایی، از شاخص های موران جهانی و تحلیل لکه های داغ (گتیس- آرد جی) در سطح معنی داری 90، 95 و 99 درصد استفاده گردید. هم چنین به منظور تعیین اثر دما بر میزان ذوب برف، روند تغییرات میانگین حداقل دمای ماهانه تعداد 20 ایستگاه سینوپتیک منطقه شمال غرب مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از پژوهش حاضر نشان داد که در منطقه مورد مطالعه ذوب برف دارای خودهمبستگی فضایی و الگوی خوشه ای شدید می باشد. طی دهه اول تا پایان دهه چهارم، میزان ذوب برف در ماه های اُکتبر، نوامبر و دسامبر بین تقریبا صفر تا 27/5 میلی متر در روز بوده، که در ماه دسامبر همراه با ناهنجاری منفی حداقل دما، از پهنه (تعداد پیکسل) و مقدار ذوب برف شمال غرب کاسته شده است. نتایج حاصل از تحلیل میزان تغییرات ذوب برف در ماه های فصل زمستان نیز نشان داد که در این فصل هم مقدار و هم پهنه ذوب برف در طی دوره مورد مطالعه افزایش پیدا کرده است. بدین صورت که دامنه ی تغییرات آستانه ی ذوب برف در ماه های ژانویه، فوریه و مارس بین 95/0 تا 27/19 میلی متر در روز از دهه اول تا پایان دهه چهارم افزایش پیدا کرده است. در بین ماه های فصل زمستان، ماه فوریه با ناهنجاری شدید مثبت حداقل دما (با روند افزایشی معنی دار حداقل دما) همراه بوده، و بر این اساس به پهنه (تعداد پیکسل) و مقدار ذوب برف شمال غرب افزوده شده است.
تبیین مدل عملکرد شهر خلاق خوراک شناسی رشت در راستای توسعه شهری با به کارگیری نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهرهای خلاق به عنوان مدلی جدید در برنامه ریزی شهری جهت کمک به توسعه شهرها مطرح است. در این بین یکی از فرصت های توسعه شهری که توسط شبکه شهرهای خلاق یونسکو جهت استفاده از پتانسیل های موجود در شهرها مطرح شد، خوراک شناسی است که به عنوان فعالیتی فرهنگی و خلاقانه، ریشه عمیقی در زندگی روزمره شهروندان دارد. این پژوهش به دنبال واکاوی عملکرد شهر خلاق خوراک شناسی رشت در راستای توسعه شهری و تبیین مدلی بر آن است. روش پژوهش به صورت کیفی و با استفاده از نظریه داده بنیاد (زمینه ای) می باشد. حجم نمونه آماری با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی و تا زمان اشباع داده ها و حاصل نشدن مفهوم جدید از طریق مصاحبه ها ادامه یافت که براساس آن، 25 نفر در قالب مصاحبه نیمه ساختاریافته مشارکت داشتند که 13 نفر از آنان شامل مدیران شهری رشت، مسئولان طرح شهر خلاق خوراک، کارشناسان حوزه شهری، متخصصان توسعه گردشگری، اعضای هیئت علمی دانشگاه، رستورانداران و آشپزان و 12 نفر نیز شامل شهروندان شهر رشت بودند. از اطلاعات گردآوری شده، طی مراحل سه گانه کدگذاری داده بنیاد (باز، محوری و گزینشی) و با توجه به شرایط مقوله ها (علّی، زمینه ای، پدیده محوری، مداخله ای، بازدارنده، راهبردها، پیامد) در نهایت مدل نهایی پژوهش شکل گرفت. نتایج پژوهش نشان می دهد که مقوله «اهمیت برنامه ریزی و برندسازی» از شرایط علّی، مقوله «ارزش های فرهنگی و غذایی» از شرایط زمینه ای، مقوله «اقدامات در حوزه شهر خلاق» از شرایط مداخله ای، مقوله «نابسامانی و عدم قاطعیت مدیریت شهری در جهت توسعه شهر خلاق خوراک شناسی» از شرایط بازدارنده شهر خلاق خوراک شناسی رشت هستند و بر عملکرد آن تأثیر می گذارند که به طورکلی عملکرد شهر خلاق رشت مطلوب نیست. جهت بهبود عملکرد این شهر، سه راهبرد «آموزش و مشارکت جامعه و اصناف»، «تحقق پروژه های خلاقانه» و «مدیریت تبادل اطلاعات و ارتباطات» ارائه گردید و با اعمال این راهبردها، پیامد «تقویت و توسعه همه جانبه شهر خلاق خوراک شناسی» به وقوع می پیوندد که خود متشکل از سه مقوله پایه «افزایش مدیران و شهروندان خلاق و مشارکت جو»، «توسعه گردشگری در حوزه خوراک» و «بهره وری اقتصاد محلی و شهری» است. نتایج تحقیق به درک مؤلفه های کلیدی در عملکرد شهر خلاق خوراک شناسی شهر رشت توسط برنامه ریزان، مسئولان و مدیران شهری و شهروندان کمک می کند.









