این نوشته با مرور و گمانه زنی در کارهای انجام شده در سه دهه گذشته در زمینه پژوهش های مردم شناسی در ایران به ناموزونی و نارسائی آنها در مهمترین بخش این پژوهش ها می پردازد. افزودن بر دلایل ضعف عمومی این رشته در ایران، به ویژه مشکلات و دلایل کاستی های فاحش در زمینه مردم شناسی دانش و فن آوری های عامیانه و کار ابزارهای سنتی را باز می نماید. در این گفتار اهمیت عظیم کاربردی این حوزه از فرهنگ عامیانه را گوشزد و نابودی قریب الوقوع بخشی از «گنجینه آفرینندگی های بشر» را در این سوی جهان اخطار می کند. این نوشته همچنین به طور ضمنی راه حل هائی را چه در سطح ملی و چه در سطح منطقه ای برای پرداختن به حوزه های مهم تر اما کارناشده و پیشگیری از چند باره کاری ها و هیچ باره کاریها ارائه می دهد. شرایط اضطراری و وقت تنگ مردم نگاران و مردم شناسان را برای ثبت و ضبط آخرین بازمانده ها و یادمانده های فرهنگی بر می شمارد و در بخش پایانی به معرفی کار ابزارهای سنتی « آسیاب معدل» به عنوان ابزاری در خدمت جمعیت شناسی تاریخی می پردازد. در این نوشته کوشش شده تا دنیاها و فضاهای تازه و فراموش شده کاری را بر روی مردم نگاران و مردم شناسان به ویژه مردم نگاران و مردم شناسان غیر حرفهای و کوشنده این مرز و بوم و منطقه بازگشاید
"امروزه جدال بر سر یکپارچگی فرهنگی و گریز از جداسریها وفرقه گراییهای فرهنگی تب وتاب دیگری یافته است ودر اقصی نقاط جهان به دلایل مختلف سر بر آورده وآتشی که به خرمن ساختار فرهنگی ملل و نحل افکنده است ، بیش از پیش کانون بحث وفحص بوده و دولتمردان و دانش پژوهان فرهیخته و فرهنگ شناس را به تکاپوی چاره جویی اینمعضل ملی - جهانی بر انگیخته است
"