امروزه آثار زیانبار بعضى از حرکتهایى که در دفاع از حقوق زن صورت گرفته براى همگان مشهود و ملموس است، و اختلال در نظام خانواده و از هم گسیختگى رو به افزایش آن حاصل همین حرکتهاى عجولانه و یا انفعالى و یا افراطى و خصمانه است، از سویى انقلاب صنعتى در جهان غرب کار را بدانجا رسانده که صورت ابزارى زن، هویت زنانه او را محو ساخته، و ظرافتها و لطافتهاى روحى او را به وادى فراموشى کشانده، و طبیعت و رسالت مادرى و انعطاف و رأفت همسرى را از او ستانده، و کار را به جایى رسانده که او را به یک نبرد رویاروى و خصمانه و خشونتزا در مقابله با مردان خوانده است. اینجاست که علقهها و روابط انسانى نه تنها بین زن و مرد در کانون خانواده رو به کاهش گذاشته، بلکه روابط صمیمى فرزندان با پدران و مادران رو به اضمحلال و بیرنگى نهاده، و جوامع بشرى بر غم پیشرفت در تکنیک و صنعت در ادامه راه زندگى نگران از آینده، دورنمایى تاریک و مبهم و پرتشویش را در مقابل خویش مشاهده مىکند، و این خود بیانگر ناکارآمدى و ناتوانى بشر در تدوین قانون کامل براى زندگى و برنامهریزى مدنى است.اکنون جاى این سؤال است که آیا وقت آن نرسیده که بشریت مضطرب و ناآرام تأملى دوباره کند، و با خردمندى چاره اندیشى نماید؟! در این مقاله به بررسی چاره اندیشی هایی در این زمینه می پردازیم.
"نظریه متغیر گزینی فراگیری زبان در جهت حل مشکل منطقی فراگیری زبان گام برمیدارد.کودک با اطلاعات زبانی اندکی که از محیط دریافت میکند، زبان مادری خود را در مدت بسیار کوتاهی میآموزد و بالقوه قادر است تعداد بسیار زیادی جمله تولید کند.این پدیده را مسأله منطقی فراگیری زبان میگویند.راه حل مسأله یاد شده در پذیرش وجود یک نظام جهانی در مغز انسان است.نام دیگر این نظام دستور زبان همگانی است. دستور زبان همگانی جزء لاینفک مغز انسان است و مختص اوست.دستور زبان همگانی دارای اصولی است که در تمام زبانهای انسانها مشترکند.اصول جهانی دستور زبان همگانی با متغیرهایی همراه هستند.متغیرها طبق دادههای زبانی محیط کودک تثبیت میشوند و سبب اختلاف ظاهری بین زبانها میگردند.فراگیری یک زبان خاص به معنای تثبیت کلیه متغیرهای اصول دستور زبان همگانی است.
"
"نگاهی گذرا بر آنچه در منابع گوناگون دستور زبان فارسی در زمینه وجه فعل به رشته تحریر در امده است نگارنده را بر آن داشت تا با زرفنگری بیشتری نسبت به گذشته مقوله مزبور را مورد بررسی قرار دهد و ابعادی را که در ارتباط با وجه فعل مبهم یا ناگفته مانده است بررسی و توصیف نماید. نویسنده طی این تحقیق، ضمن نقدی مختصر بر معتبرترین منابع فارسی در این زمینه به توصیف وجه و انواع آن در فارسی امروز میپردازد و سپس ارتباط آنرا با مفاهیمی چون وابستگی و دستوریشدگی تشریح مینماید.
در این مقاله بین وجه به عنوان مقولهای معنائی و وجه به منزله مقولهای صوری تمایز روشن ایجاد میشود.وجه از نظر معنا اصولا به نگرش متکلم به وقوع یک واقعه اطلاق میشود.وجه از نظر صورت به دو دسته کلی اخباری و غیراخباری تقسیم میشود.وجه اخباری تنها یک عضو، و وجه غیر اخباری دو عضو دارد که به ترتیب عبارتند از:اخباری، التزامی و امری.
وجه فعل گاهی بر وقوع بیقید و شرط رخداد و زمانی بر وقوع مشروط آن دلالت دارد که بر این اسا جملات موجود زبان به وابسته و غیر وابسته دستهبندی میشوند.
انتظار نمیرود که در همه زبانها برای بیان هر رخداد از یک وسیله دستوری معین استفاده شود، اما میتوان گفت که برخی از مقولات معنائی با ابزار خاص دستوری از قبیل صورت خاصی از فعل، وندهای گوناگون، قیود و غیره بیان میشوند.این همان چیزی است که در این مقال تحت عنوان ""دستوری شدگی""مورد بحث قرار میگیرد.
"