خراسان وماوراءالنهر در تاریخ ایران واسلام متن جغرافیای تاریخی شهرهای ایران که دارای شصت و سه بند می باشد ‘به احداث شصت و یک شهر و دیار وبناهای گوناگون در ماوراءالنهر خراسان و دیگر نقاط ایران پرداخته است. در اصل متن از یکصد و پانزده شهر بزرگ و کوچک سخن رفته است ولی از سرنوشت و چگونگی ساخته شده پنجاه و چهار شهر آن اطلاعی در دست نیست . شهر بغداد به عنوان شصت و یکمین شهر توسط خلیفه ابونصر معروف به ابوالدوانیق ساخته شده است . گرد آوری و تدوین نهایی آن شهر به هشتصد سال پس از میلاد مسیح نسبت داده شده است . در این متن شهر سمرقند را کاووس پسر قباد پی افکندو سیاوش پسر کاووس آن را به پایان رساند.در سمرقند هفت پادشاه بودند‘جمشید‘فریدون‘منوچهر‘کیکاووس‘کیخسرو‘لهراسب وگشتاسب . نفرین شده افراسیاب شهر را ویران و آن را بتخانه کرد . در شرق ماوراءالنهرنبت و در جنوب آن خراسان و در غرب آن غور است. ماوراءالنهر از دیرباز به خاطر آبادانی و وفور محصولات ‘مراکز تولیدی و تأسیسات اقتصادی پایگاه دادو ستد و مرکز تجارت بوده است . سمرقند ‘نخشب‘ویشگرد‘خجندوفرغانه از بلاد ماوراء جیحون در خطه خراسان ذکر شده است .
فلسفه رابرت گروستست 1(1232-1170) حول تصور نورمتمرکز است که برای ذهنی اگوستینی بسی ارجمند است . او نظریه خود را دردانشگاه آکسفورد مطرح کرد و درآنجا گرایش عمومی در مابعدالطبیعه و علم النفس تحت تأثیر آراء اگوستین قدیس بود و درهمان زمان علاقه به مطالعات تجربی نیز در حال گسترش بود ‘گروستست که برای دوره ای ریاست آن دانشگاه را به عهده داشت کوشید تا این دو عامل را به هم بیامیزد و مابعدالطبیعه نور او زمینه خوبی برای مطالعات او درباره فیزیک نور فراهم کرد ‘و البته او در این مطالعات تحت تأثیر فیزیکدان معروف اسلامی یعنی ابن هیثم بود در این مقاله به آراء رابرت گروستست پرداخته شده است .