این پژوهش با هدف ترسیم تصویری کمّی از نیروی انسانی شاغل در کتابخانه های دانشگاه تهران انجام شده است .مسئله افزایش منابع اطلاعاتی وافزایش تعداد دانشجویان ،به خدمات فنی واطلاع رسانی بیشتر وگسترده تری نیاز دارد وچنین فرض شده است که نیروی انسانی شاغل دراین کتابخانه ها با نیازهای موجود تناسب ندارد. لذا اطلاعات لازم از کتابخانه های این دانشگاه درنیمه دوم 1375 گردآوری ودرجدول هایی تنظیم وبا استانداردهای کتابخانه های دانشگاهی ایران سنجیده شد سپس یافته ها تجزیه وتحلیل ونتایج اخذ شده به همراه پیشنهادهایی برای بهبود وضع موجود ارائه شده است .
پلورالیسم دینى از دو نگاه دروندینى و بروندینى قابل طرح است. آنچه در این نوشتار مورد مداقه قرار گرفته پلورالیسم بروندینى از دو منظر نسبیتگرایى و همزیستى مسالمتآمیز است. در رویکرد نسبیتگرایى، هر یک از ادیان سهمى از حقیقت و سعادت بردهاند و حقیقت در میان ادیان توزیع شده است. چنین رویکردى با جامعه مدنى سازگار و قابل تفسیر بوده ولى با منابع و مبانى دینى ناسازگار است که در این گفتار به سه مورد آن خواهیم پرداخت. رویکرد همزیستى مسالمتآمیز در نگاه دروندینى هر چند که مورد پذیرش قرار گرفته است ولى دامنه چندان گستردهاى ندارد و تنها اقلیتهاى مذهبى آن هم با شرائط خاصى مىتوانند همزیستى مسالمتآمیزى با مسلمانان داشته باشند و با یک قرارداد دو جانبه ملت واحدى را تشکیل دهند.
جان راولز بزرگترین متفکر لیبرال معاصر است که درباره عدالت سخن رانده است. جهانى شدن پدیدهاى قهرى است که ارزیابى آن ناممکن و نامعقول است؛ ولى محتوایى که از این راه در گستره جهانى نهادینه مىشود، اقتصاد، سیاست و فرهنگ لیبرال است. بنابراین جهانى شدن هر چند به خودى خود مىتواند در خدمت عدالت در تعریف راولز باشد، ولى در وضعیت فعلى آن، با اصول عدالت راولزى در تضاد است. گفتوگوى تمدنها امید بیشترى را براى تحقق عدالت اجتماعى ایجاد خواهد کرد.
بررسی رابطه بین صوت و معنا و بیان نقش الفاظ در القای معانی در شعر نظامی، موضوع اصلی این مقاله است. اگر چه شاید نتوان ادعا کرد که نظامی و یا هر شاعر دیگری آگاهانه و بعمد از صامتها و مصوتهایی خاص برای القای احساس و معنای مورد نظر خود استفاده کرده اند، اما گه گاه شیوه سخن آنان به گونه ای است که خواننده را به دریافت چنین احساسی سوق می دهد. در بحث پیرامون شعر نظامی بخصوص وقتی که سخن از موسیقی آن در میان است، آنچه بیش از هر چیز دیگر توجه خواننده آثار او را به خود جلب می کند موسیقی است که حاصل تکرار صامتها و مصوت های واحد یا متشابه است. بسامد بالای یک صامت یا مصوت در بعضی ابیات، بی آنکه بخواهیم آن را در چارچوب قاعده ای ثابت قرار دهیم، در موارد مختلف یاور خواننده در درک احساس و معنایی است که شاعر به کمک ذهن و طبع و قاد خویش در پی ادای آن بوده است. و ما در این نوشته کوشیده ایم تا با ارائه و بررسی نمونه های متعددی از این نوع ابیات به بیان رابطه صوت و معنا در آنها بپردازیم.
موضوع حذف یک یا چند عضو از اعضای جمله های قرآنی، اهمیت ویژه ای دارد. چون از یک سو جنبة بلاغی دارد و از سوی دیگر موجب اختلاف در ترجمه ها گردیده است. ما در این گفتار کوشیدهایم به سؤالهای زیر پاسخ گوئیم: حذف یعنی چه؟ چگونه حذف می تواند در قرآن کاربرد بلاغی داشته باشد؟ به یاری چه معیارهایی می توان محذوف را تعیین نمود؟ آیا وظیفة مترجم هنگام مواجه شدن با مواضع حذف، ذکر است یا خیر؟ آیا در مواضع حذف، نوع حذف و تعیین محذوف اتفاق نظر وجود دارد؟ و آیا ذکر محذوف در ترجمه با مراد گوینده و شیوه های بیانی قرآن منافاتی ندارد؟