واژه باد در ذهن شنونده غالبا تداعی کننده چشم اندازه ای عام در مناطق خشک و بیابانی است گرچه چنین ذهنیتی بخش مهمی از فراورده های مرفیک عملکرد باد تلقی می شود ولی نمی توان آن را همه صور فرایند باد در چنین حوزه ای دانست امواج آب دریا که بعضا خود معلول آزاد شدن انرژی باد در سطوح آب های راک د است بخش مهمی از چشم اندازهای رفت و روب و فرم های تراکمی ماسه ها را در محیط هایمجاور ساحلی بهوجود می آورد این محیط ها ازنظر اقلیمی دارای رطوبت نسبی بالائی نسبت به منتاطق خشک و بیابانی هستند و همین امر نقش مهمی در کنترل میزان جابجائی و تثبت ماسه ها دارد محیط های ساحلی تنها محیط های متضاد با شرایط محیط بیابانی و خشک که قلمرو اصلی فعالیت باد به شمار می آید قلمداد نشده و مناطق یخچالی و مجاور یخچالی نیز می تواند صحنه عملکرد باد محسوی گردد ÷دیده لس ها از جمله ره آوردهای عملکرد باد در چنین مناطقی است این مقاله که نتیجه و حاصل بشی از تحقیقات مربوط به رساله دکتری ژئومرفولوژی ساحلی در منطقه بندر عباس است ضمن ÷رداختن به نحوه عملکرد امواج و رابطه آن با فعالیت باد باتمسک بهتحلیل های آماری سعی بر آن دارد تا ارتباط مکانی فرم زائی های ناشی از باد و الگوهای فرمیک آن را با مکانیسم امواج در یا در نوار ساحلی منطقه بیان دارد از جمله نتایج شاخص به دست آمده در این ÷ژوهش عبارت است از صحت اصل اول ژیلوستروم در مورد عملکرد باد برای دانه های کمتر از 150 میکرون – تاثیر ÷ذیری بیشتر چهره ÷ردازی ÷دیده های مرفیک ساحلی از حاکمیت بادهائی با فرکانس کم و شدت زیاد به جای عملکرد بادهای غالب و معمول در منطقه
الگوهای اقتصاد سنجی کلان ابزار بسیار سودمندی در دست سیاست گذاران اقتصادی است تا با توسل به آن بتوانند آثار و پی آمدهای سیاست های مختلف اقتصادی را پیش از اجرا مورد مطالعه قرار دهند . این الگوها با تحولات به وجود آمده در شیوه تفکر اقتصادی و پدید آمدن مکتب های فکری جدید در عرصه اقتصاد کلان متحول شده و همراه با بسط و توسعه امکانات رایانه ای در بستر زمان روز به روز کامل تر شده اند . ...
"بیش از شش دهه از زمان انتشار اثر مهم و ماندگار «ادوین اچ. ساترلند»1 تحت عنوان «جرم یقهسفیدی»2 میگذرد. وی این موضوع را به اعتبار اهمیت آن برای جامعه مدنی آمریکا تشریح کرد و در این مسیر، آغازگر اهتمام دقیق و انجام پژوهشهای جرمشناسانه عمیقی شد که بعدها از سوی جرمشناسان بزرگی دنبال گردید.
بر اساس دیدگاه جرمشناسان، «بزهکاران یقه سفید»3 که اصولاً فاقد وجدان اخلاقیاند، از یک سو، از توان و استعداد بزهکاری بسیار زیادی برخوردارند و از سوی دیگر، میزان سازگاری و قابلیت اجتماعی آنان نیز بالا است. همین امر، مبین آسیبهای احتمالی ناشی از حالت خطرناک این بزهکاران خوش سیما است.
بزهکاران یقه سفید، اغلب به طبقات اجتماعی بالا- اعم از سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی- تعلق دارند و با بهرهگیری از قدرت و نفوذ مؤثر خود، به ارتکاب جرایمی همچون کلاهبرداری، اختلاس، ارتشا، جعل، سوء استفاده از کارتهای اعتباری و دیگر جرایم مشابه اقدام میکنند. آنها به لحاظ ظاهر آراسته، و جاهت عمومی و در پناه هوشیاری و مقبولیت اجتماعی، بزهکاران «یقه سفید» نام گرفته اند. در نتیجه اقدامات بزهکارانه آنان، گاه تا مدتها آثار شوم و دهشت باری بر ابعاد ساختاری جامعه به ویژه بعد اقتصادی سایه میافکند. لذا، بررسی و مطالعه جرم یقهسفیدی از دیدگاه جرم شناختی، با توجه به گسترش روز افزون این جرم و پیامدهای مخرب آن در جوامع، و لزوم اتخاذ تدابیر اساسی و مؤثر در برخورد با بزهکاران یقه سفید، ضروری مینماید."